چند خط میان زندگی

از روزهای دور خبرنگاری تا این روزها که  نویسنده ام

  • صفحه اصلی
  • پروفایل
  • آرشیو
  • عناوین مطالب

کاغذ پاره

توسط محبوبه علی پور | جمعه سی و یکم تیر ۱۳۹۰ |

گونتر گراس، نویسنده‌ آلمانی برنده‌ی جایزه‌ نوبل ادبی، در همایش دهمین سال تشکیل اتحادیه‌های روزنامه‌نگاران از این قشر انتقاد کرد و گفت: روزنامه‌نگاران، امروزه نان خود را از فروش موضوع‌های جنجالی در می‌آورند.

 

به گزارش همشهری آنلاین، در همایش سالانه‌ شبکه‌ پژوهش اتحادیه‌های روزنامه‌نگاران آلمان که روز اول ماه ژوئن در شهر هامبورگ برپا شد، گونتر گراس، نویسنده‌ پرآوازه‌ آلمان نیز حضور داشت. او که به عنوان سخنران میهمان به این نشست دعوت شده‌ بود، در باره‌ نقش روزنامه‌نگاری در جهان معاصر، وضعیت کنونی روزنامه‌نویسی در آلمان و وظیفه‌ی روزنامه‌نگاران سخنرانی کرد.

 

به گزارش رادیو دولتی آلمان، گونتر گراس  وضعیت کنونی انتشار خبر، تفسیر و پژوهش را اسف‌بار خواند و گفت: نزد روزنامه‌نگاران امروز، جذابیت بر اهمیت ارجح است.

 

وی به عنوان نمونه از گزارش‌هایی که روزنامه‌نگاران در باره‌ی دیدار با او منتشر می‌کنند، یاد کرد و گفت که اینان "واژه‌های بسیار، جمله‌های بی‌شمار و گاهی حتی چندین پاراگراف" را برای توصیف رنگ کفش او هدر می‌دهند و بعد به این پرسش می‌پردازند که آیا این رنگ کفشش، به شلواری که پوشیده می‌آید؟

 

این برنده‌ جایزه‌ نوبل ادبی که در حضور حدود ۷۵۰ روزنامه‌نگار و کارشناس نشر و خبر سخنرانی می‌کرد، با لحنی شماتت‌بار گفت: روزنامه‌نگاران، امروز نان خود را از فروش موضوع‌های جنجالی در می‌آورند.

 

او سپس به گفته‌ خود افزود: یعنی موضوع‌های جنجالی، مهم‌تر از مثلاً مسئله‌ دگرگونی آب و هوا یا عدم موفقیت پیاده کردن طرح اصلاحی ارتش آلمان و قدرت کنسرن‌های بین‌المللی داروسازی و لابیست‌هاست؟

 

نویسنده‌ی رمان طبل حلبی، سپس ناشران روزنامه‌ها را مخاطب قرار داد و از آنان انتقاد کرد که نشریات خود را به "ورق‌پاره" مبدل ساخته‌‌‌اند.

 

گونتر گراس هم‌چنین روزنامه‌‌نگاران جوان را به داشتن روحیه‌ای مثل یک "کارمند اداری" و نداشتن استقلال متهم کرد.

 

گونتر گراس هم‌چنین روزنامه‌نگاران را متهم کرد که به خاطر عدم داشتن روحیه‌ی انتقادی و موشکافانه و عدم انتشار "واقعیت‌ها"، "مبانی دموکراسی را به خطر انداخته ‌اند."

 

او با این ‌حال تأکید کرد که "به‌هیچ‌روی مایل نیست، مردم را به انقلاب فرا بخواند."

 

پول ملی

توسط محبوبه علی پور | جمعه سی و یکم تیر ۱۳۹۰ |
این روزها شاهد نظر سنجی های مختلف درباره نام جدید پول ملی می شود .عده ای برنام پارسی تاکیددارند که با توجه به اینکه قسمتی از جامعه ایرانی را پارسیان تشکیل میدهند بسیاری منتقد این نام هستند . به نظر من با توجه به اسناد تاریخی ونقش ایلامی ها در رشد فرهنگ ایرانی میتوان از اسامی این تمدن نظیر "آوان" انزان و انشان نیزاستفاده کرد همچنین یکی از قدیمی ترین آثار زرین ایرانی جام :" مارلیک است که به ارتفاع ۱۸ سانت ووزن۳۱۶ گرم طلای ناب میتواند نمادی ازدوران طلای کشور باشد. پس میتوان از مارلیک هم استفاده کرد چنانکه نانم دلار نیز از منطقه جغرافیای دارای نقره به دست امده است.....به هر حال بهتر است نام برازنده ای برای پول کشورمان انتخاب کنیم.

لب برتیغ

توسط محبوبه علی پور | جمعه سی و یکم تیر ۱۳۹۰ |
 

" عادی است برایشان که زنها دزدیده بشوند .کتک بخورند. بی حرمت بشوند .تکه تکه هم بشوند عجیب نیست برایشان .همیشه همینطور بوده .زنهای بیچاره.ضعیف .به چه دردی میخورند جز دزدیده شدن. چه توی ایل وچادر باشند .چه توی خیابان .همه مان وسیله ایم فقط...."

* لب بر تیغ- سناپور-ص ۵۰

خودمانی

توسط محبوبه علی پور | سه شنبه بیست و هشتم تیر ۱۳۹۰ |
اعداد در بی وزنی شناورند

واژه ها

لمس ها.

 

من و تو

در کجای زمین

از کنار هم رد شدیم

* ورطه

مکث

توسط محبوبه علی پور | سه شنبه بیست و هشتم تیر ۱۳۹۰ |
این چند حادثه اخیر باعث شده نظرات وواکنشهای گوناگونی را ببینم وبشنوم .یکی با اشاره به تصویر ضاربان روحانی جوان  میگوید این پسرهای زیر ابرو برداشته ..تیتیش و....یکی دیگر با نگاه سیاسی ناقصش ارزیابی میکند...همه حالا به دنبال مقصرند...خانواده ُ ....دوستان...نیروی انتظامی..قوه قضاییه... نظام اموزشی ...رسانه ها....دستگاههای فرهنگی...آز ونیاز....

دلم میگیرد...برای قربانیان ومتهمان جوان....

هشدارها ....

توسط محبوبه علی پور | سه شنبه بیست و هشتم تیر ۱۳۹۰ |

آسيب مغزي بدنبال ضربه به سر يكي از جدي ترين مشكلاتي است كه هر سال سلامتي افراد بيشماري را به خطر مي اندازد. ضربه به سر يكي از دلايل عمده مرگ و معلوليت دائم بشمار مي آيد. در زير مي توانيد بعنوان نمونه آمار ايالات متحده امريكا را كه نشان دهنده شيوع بالاي ضربه به سر مي باشد را مشاهده نمائيد:

 بطور متوسط سالانه یک میلیون و700 هزار  نفر دچار ضربه به سر مي شوند؛

با وجود تلاش هاي فراوان جهت پیشگیری، ضربه به سر همچنان یکی از شایعترین آسیب هایی است كه جان هزاران نفر را درسراسر جهان تهديد مي كند و علاوه بر مشکلات جسمی و روانی هزینه های بسیاري به خانواده ها تحميل مي شود.   

طبق آمارهاي موجود، تنها در ايالات متحده امريكا سالانه بالغ بر 70 ميليارد دلار به منظور درمان و پيشگيري هزينه مي شود.

 

علائم هشداردهنده پس از ضربه به سر

از مهمترين اين علائم مي توان به حالت تهوع و استفراغ، گيجي، سردرد، تاري ديد، از دست دادن تعادل، اختلال در خواب، مشكلات حافظه، وزوز گوش و خستگي ... اشاره كرد. چنانچه هر يك از علائم بالا در فرد آسيب ديده مشاهده شد، فرد را بايد سريعاً به مراکز درمانی منتقل كرد.

فراموش نكنيد كه نبودن تورم و خونريزي بدين معنا نيست كه آسيب جدي نبوده است، عواقب و پيامدهاي اين ضربات به شدت و محل آسيب بستگي دارد.

مهمترين عوامل ضربه به سر

از مهمترين علل ضربه به سر به ترتيب مي توان به تصادفات رانندگي، سقوط از ارتفاع، درگيري فيزيكي، حوادث در حين كار، حوادث داخل منزل و حوادث حين ورزش اشاره كرد. مهمترين عامل ضربه به سر در ايران، تصادفات رانندگي مي باشد؛ سالانه بیش از 700 هزار نفر در تصادفات رانندگی مجروح و درصد بالایی ازآنها دچار ضربه به سر می شوند. تعداد بسیاری از آنها نیز بعلت این ضربات جان خود را از دست می دهند.

پیامدهای ضربه به سر

هریک از عوارض زیر می توانند تا پایان عمر همراه بیمار باقی بمانند و حتی با مصرف دارو و جراحی به طور کلی برطرف نخواهند شد:

تشنج، صرع، سردردهای مداوم، خونریزی مغزی، عفونت مغزی، فراموشی، عقب ماندگی ذهنی، مرگ مغزی، اختلالات خلقی - روانی و اختلالات هورمونی

درمان و پيشگيري

جابه جايي فرد مصدوم: در اغلب كشورهاي پيشرفته جابه جايي فرد آسيب ديده به بيمارستان توسط افراد متخصص و مجرب انجام مي گيرد. در بسياري از موارد حمل غير صحيح مصدوم می تواند به مرگ منجر شده و یا مشکلات ثانویه ای از قبیل قطع نخاع و صدمات مغزی را برای بیمار بهمراه داشته باشد.

 

با معاینه دقیق، گستردگی آسیب مشخص می گردد. امکان دارد پس‌ از معاینه‌ و بررسی‌ فرد توسط‌ پزشک‌، ‌فرد به خانه‌ فرستاده‌ شود، اما باید یک‌ فرد قابل‌ اطمینان‌ در کنار او بماند و مراقب‌ بروز علایم‌ بالینی‌ باشد. بیست‌ و چهار ساعت‌ اول‌ پس‌ از ضربه‌ از نظر بروز علایم‌ و عوارض‌‌ جدی بسیار مهم‌ است‌، اگرچه‌ این‌ گونه‌ علایم‌ و عوارض‌ ممکن‌ است‌ دیرتر (تا 6 ماه‌ پس‌ از آسیب‌) نیز ظاهر شوند.

علیرغم پیشرفت های اخیر در علوم اعصاب، همچنان هيچ درمان خاصي براي ضايعات مغزي نخاعي پس از ضربه وجود ندارد؛ چراكه بافت عصبی پس از آسیب دیدن قادر به بازسازي خود نمي باشد.

بهترين روش براي مقابله با ضربه مغزي "پيشگيـــــــــــــــــــري" از آن است.

با رعايت كردن برخي قوانين ساده، مي توان احتمال وقوع آسيب هاي مغزي را بطور چشمگيري كاهش داد؛ در زير به برخي از اين قوانين اشاره شده است:

•           در بسياري از كشورهاي پيشرفته، به منظور پيشگيري از اين صدمات اطلاعاتي جامع و كاربردي از طريق رسانه هاي گروهي نظير راديو و تلويزيون، روزنامه ها و تابلوهاي تبليغاتي به عموم مردم داده مي شود. با توجه به اينكه قشر آسيب پذيرتر در كشور ما كودكان مي باشند مي بايست آموزش مستمري به كودكان نيز داده شود. پيشنهاد مي گردد تا يك واحد درسي با همين عنوان به ساير دروس اضافه گردد.

تحقيقيات اولیه اي كه در مراكز تحقیقات علوم اعصاب رضوي و شفا انجام شده است نشان می دهد که در ايران هزینه درمان 20 هزار برابر بیشتر از هزینه آموزش است. طبق این تحقیق سهم آموزش هر کودک 76 تومان برآورد شده است؛ این در حالیست که هزینه تحمیلی سالهای از دست رفته عمر ناشی از حوادث ترافیکی در ایران 373 میلیارد دلار است.

•           بستن كمربند ايمني اصلي است كه بايستي توسط تمام سرنشينان چه در صندلي هاي جلو و چه در صندلي هاي عقب خودرو اجرا شود. استفاده از كمربند ايمني 50% احتمال مرگ و مير سرنشينان جلوي ماشين و 25% احتمال مرگ و مير را در ساير سرنشينان كاهش مي دهد.

•           در كودكان با قد كوتاهتر از cm 140 استفاده از صندلي كودك قبل از بستن كمربند ايمني توصيه مي گردد. صندلي كودك كمك مي كند تا كودك در ارتفاع بالاتري قرار گيرد تا كمربند ايمني به درستي بسته شود. صندلي كودك باعث كاهش بيش از 70% مرگ و مير در نوزادان و 54% در كودكان 4 – 1 ساله مي گردد.

•           والدين در آموزش كودكان خود در بستن كمربند ايمني نقش بسزايي ايفا مي كنند. طبق آمارهاي موجود، بيش از 40% از كودكاني كه از كمربند ايمني استفاده نمي كنند، والدين آنها نيز از اين قانون تبعيت نمي كنند.

•           رعايت سرعت مجاز: سرعت بيشتر از حد مجاز بخصوص در مواقعي نظير لغزنده بودن جاده ها ناشي از بارندگي يكي از عوامل كاهش كنترل خودرو و يا موتورسيكلت توسط راكب مي باشد كه منجر به افزايش ميزان مرگ و مير و ضربات مغزي مي شود. برای مثال خودرویی که با سرعت 60 کیلومتر در ساعت در حال حرکت است در مقایسه با خودرویی که 50 کیلومتر در ساعت سرعت دارد، در هنگام ترمز 8 متر مسافت بیشتری را طی می کند تا متوقف شود.

 

•           گواهينامه رانندگي: در ايران آزموني عملي كه جهت اخذ گواهينامه از متقاضيان گرفته مي شود با استانداردهاي جهاني بسيار فاصله دارد. مواردي كه در آزمون عملي مورد سنجش قرار مي گيرد بيشتر بر روي مهارت هاي پارك، دور زدن و ... تمركز دارد و اين در حاليست كه در كشورهاي پيشرفته بيشترين تمركز بر روي رعايت اصول ايمني در رانندگي از قبيل رعايت سرعت مجاز در رانندگي، استفاده از چراغ راهنما، رانندگي در بين خطوط و ... مي باشد.

همچنين ايران جز معدود كشورهايي است كه تنها با انجام یک آزمون عملی اقدام به صدور گواهینامه موتور سواري می¬کند. با توجه به آمار بالای مرگ و میر موتور سواران در تصادفات، برگزاری دوره هاي آموزشي بصورت تئوري وعملي امری ضروری می باشد.

•           استفاده از كلاه ايمني: بسياري از كلاه هاي ايمني موجود در كشورمان استاندارد نمي باشند، كلاه ايمني بايد در هنگام ضربه بتواند قسمت اعظمي از فشار وارده به سر مصدوم را بگيرد. استفاده از كلاه ايمني در هنگام موتورسواري احتمال بروز آسيب و جراحت را 69% و ميزان مرگ و مير را 42% كاهش مي دهد.

•           عدم استفاده از روروئک برای کودکان: استفاده از روروئك در اغلب كشورهاي پيشرفته ممنوع شده است؛ زيرا 35% از کودکانی که در روروئک گذاشته می شوند دچار ضربه به سر می شوند كه ممكن است عوارض اين ضربات سالها بعد نمايان شود.

•           تحقيقات اخیر در ایران نشان می دهد، بسياري از كودكان زير 8 سال و برخي از كودكان بين 8 تا 10 سال توانايي كافي براي عبور از خيابان را به تنهايي ندارند؛ بنابراين بايد بصورت عملي به اين كودكان آموزش هاي لازم داده شود. 

•           رعايت اصول ايمني هنگام ورزش: در بعضي از ورزش ها مثل دوچرخه سواري، اسكيت، كشتي، بوكس، اسب سواري و اسكي استفاده از كلاه ايمني مخصوص امري ضروري است. در هنگام دوچرخه سواري و اسكيت كه از محبوبيت خاصي در بين كودكان ايراني برخوردار مي باشند، گذاشتن كلاه ايمني و محافظ هاي دست و پا بايد اجباري شود. همچنين كودكان بايد از كلاهي استفاده كنند تا جلوي ديد آنها گرفته نشود.

•           ایمنی در محیط کار: استفاده از كلاه ايمني در مشاغل پرخطر مثل ساختمان سازي و ... امري ضروري مي باشد.

 

 

پروفسور علي گرجي

استاد دانشگاه مونستر آلمان

 

محض توضیح

توسط محبوبه علی پور | سه شنبه بیست و هشتم تیر ۱۳۹۰ |
دیروز کتاب آدمها نوشته احمد غلامی را خریدم از مسیر  کتابفروشی تا خانه چند روایتش راخواندم... مینا.گوزنها...هادی امامی..جالب بود ..منم نوشته های پراکنده ای نزدیک به همین نوع نگارش دارم که شاید روزی اینجا نوشتم...اسمش راگذاشتم همه ما زنان.  اگر روزی اینجا نوشتم  مرا متهم به کپی برداری یا سرقت ادبی نکنید .به خصوص که نوشته های من به قوت احمد غلامی نیست ..این کتاب را حتمن بخوانید....

*

..فکر میکردم برادر بزرگم عاشق او می شودولی نمیدانم چرا نشد. از آن نوع دخترها بود که بیشتر خواهر ازلی برای مردها بودند. شاید این هم یکی از بدشانسی های اوبود.....( آدمها -ص ۱۳۱)

مطلب مربوط

روزنوشت

توسط محبوبه علی پور | سه شنبه بیست و هشتم تیر ۱۳۹۰ |
چند ماهی است عمل کرده ام. مثل بره ای تسلیم ناگزیر زیر تیغ رفتم تا توده ای که قرار بود روزی از پایم بیندازد را ازدرونم بیرون بکشم...بعد از چند ماه همچنان حالتهای پیش ازعمل رادارم...فکر میکنم دکتر یادش رفته تکه های ازتوده را بیرون بکشد...دکتر سونوگرافی که امین تر از دکتر متخصص  است  با دستگاهی درونم را میکاود ..چیزی نیس..پاکه پاکه حتی ردش هم نمونده..

اوبه جای من هم ذوق میکند.... دلم میخواهد زودتر از این شرایط خلاص شوم بشوم همان زن عادی عادی....زن بودن وقتی قرار است مشتی قرص را هر روز ببلعی حلاوتی ندارد....

اونویسی

توسط محبوبه علی پور | سه شنبه بیست و هشتم تیر ۱۳۹۰ |
این روزهای نیمه شعبان مدام شعری از قیصر بزرگم در ذهنم چرخ میخورد....

این روزها که می گذرد ، هر روز 

احساس می کنم که کسی در باد 

فریاد می زند 

احساس می کنم که مرا 

از عمق جاده های مه آلود 

یک آشنای دور صدا می زند 

آهنگ آشنای صدای او 

مثل عبور نور 

مثل عبور نوروز 

مثل صدای آمدن روز است 

آن روز ناگزیر که می آید 

آن روز که عابران خمیده 

یک لحظه وقت داشته باشند 

تا سربلند باشند 

و آفتاب را در آسمان ببینند 

روزی که این قطار قدیمی 

در بستر موازی تکرار 

یک لحظه بی بهانه توقف کند 

تا چشم های خسته ی خواب آلود 

از پشت پنجره 

تصویر ابرها را در قاب 

و طرح واوگونه ی جنگل را 

در آب بنگرند 

آن روز پرواز دستهای صمیمی 

در جستجوی دوست آغاز می شود 

روزی که روز تازه ی پرواز 

روزی که نامه ها همه باز است 

روزی که جای نامه و مهر و تمبر 

بال کبوتری را امضا کنیم 

و مثل نامه ای بفرستیم 

صندوقهای پستی 

آن روز آشیان کبوترهاست 

روزی که دست خواهش ، کوتاه 

روزی که التماس گناه است 

و فطرت خدا 

در زیر پای رهگذران پیاده رو 

بر روی روزنامه نخوابد 

و خواب نان تازه نبیند 

روزی که روی درها 

با خط ساده ای بنویسند : 

" تنها ورود گردن کج ، ممنوع ! " 

و زانوان خسته ی مغرور 

جز پیش پای عشق 

با خاک آشنا نشود 

و قصه های واقعی امروز 

خواب و خیال باشند 

و مثل قصه های قدیمی 

پایان خوب داشته باشند 

روز وفور لبخند 

لبخند بی دریغ 

لبخند بی مضایقه ی چشم ها 

آن روز بی چشمداشت بودن ِ لبخند 

قانون مهربانی است 

روزی که شاعران

ناچار نیستند 

در حجره های تنگ قوافی 

لبخند خویش را بفروشند 

روزی که روی قیمت احساس 

مثل لباس صحبت نمی کنند 

پروانه های خشک شده ، آن روز 

از لای برگ های کتاب شعر 

پرواز می کنند 

و خواب در دهان مسلسلها 

خمیازه می کشد 

و کفشهای کهنه ی سربازی 

در کنج موزه های قدیمی 

با تار عنکبوت گره می خورند 

در دست کودکان از باد پر شوند 

روزی که سبز ، زرد نباشد 

گلها اجازه داشته باشند 

هر جا که دوست داشته باشند بشکفند 

دلها اجازه داشته باشند 

هر جا نیاز داشته باشند بشکنند 

آیینه حق نداشته باشد 

با چشم ها دروغ بگوید 

دیوار حق نداشته باشد 

بی پنجره بروید 

آن روز 

دیوار باغ و مدرسه کوتاه است

تنها پرچینی از خیال

در دوردست حاشیه ی باغ می کشند

که می توان به سادگی از روی آن پرید 

روز طلوع خورشید 

از جیب کودکان دبستانی

روزی که باغ سبز الفبا

روزی که مشق آب ، عمومی است 

دریا و آفتاب 

در انحصار چشم کسی نیست 

روزی که آسمان 

در حسرت ستاره نباشد 

روزی که آرزوی چنین روزی 

محتاج استعاره نباشد 

ای روزهای خوب که در راهید! 

ای جاده های گمشده در مه ! 

ای روزهای سخت ادامه ! 

از پشت لحظه ها به در آیید ! 

ای روز آفتابی ! 

ای مثل چشم های خدا آبی !

ای روز آمدن ! 

ای مثل روز ، آمدنت روشن ! 

این روزها که می گذرد 

هر روز در انتظار آمدنت هستم ! 

اما با من بگو که آیا ، من نیز 

در روزگار آمدنت هستم ؟

« قیصر امین پور »

 

 

روزهايي که با هم فرقي ندارند  

توسط محبوبه علی پور | دوشنبه بیست و هفتم تیر ۱۳۹۰ |

 نماي اول

 

پيرمرد هنوز به پيچ کوچه نرسيده که هياهوي کشمکش چند نوجوان او را برمي گرداند. پسرهاي محله با هم گلاويز شده اند و با خشم و سروصدا به هم مي پرند. پيرمرد سعي مي کند آن ها را جداکند. چند سر از ميان پنجره هاي خانه هاي نقلي خود نمايي مي کند. پيرزني از چارچوب پنجره کهنه اي سرک مي کشد و مي گويد: باز هم تابستان شد و مشکلات شروع شد. کاش اين مدرسه ها شبانه روزي بود! ...

پيرمرد همچنان در گيرودار مشت و گرد و خاک در تقلاي جدا کردن جوانان است.

- بابا! همديگه رو ول کنيد... بريد پي کسبي، کاري... الان شما بايد يه زندگي رونون بديد...

 

 نماي دوم

 

با خوشحالي ورقهاي چک پول را به صادق نشان مي دهم.

ديگه درست شد، 450 هزار تومنه. فردا مي رم موتورسيکلت رو مي خرم... بعد با هم حسابي توي شهر مي چرخيم...

صادق لبخند مي زند و مي گويد: اما اگه يه ماشين بود خيلي بيشتر حال مي داد. هردو سوار ماشينمون مي شديم و کورس مي ذاشتيم... اصلا مي رفتيم اون بالا بالا ها با ماشينهاي آخرين مدل کورس مي ذاشتيم...

نماي سوم

 

خورشيد خودش را روي زمين پهن کرده است. زن در اتاق را باز مي کند و بالاي تخت صورتي رنگ گوشه اتاق مي ايستد.

- بلند شو آتنا! بلند شو... ظهر شد بابات الان مي ياد... از ديروز هيچي نخوردي بلند شو...

دخترک با خشم سرش را از زير ملحفه بيرون مي کشد و مي گويد: تا برنامه سفرمون عوض نشه هيچي نمي خورم... هيچي...

با بغض ادامه مي دهد: پارسالم رفتيم سنگاپور، امسالم مي خواين برين اونجا... «سوگند» و خانواده شون امسال مي رن تور اروپا... من ديگه پيش بچه ها خجالت مي کشم...

 

داستان کشدار تابستان

 

گرچه بنابر آخرين آمار ها، ميزان جمعيت جوان ما از سال جاري سير نزولي خواهد داشت اما به اين وضعيت نمي توان چندان خوشبين بود زيرا طي پنج سال آينده بيش از 17 ميليون نفر از جمعيت کشور را جوانان تشکيل خواهند داد. بنابراين باز هم شاهد تکرار داستان تابستان و روزهاي کشدار آن براي اين گروه، خانواده ها و جامعه خواهيم بود. داستاني که اغلب با ناخشنودي مخاطبان تمام مي شود.

«جواد -س» 17 ساله با بي ميلي درباره روزهاي تابستاني اش مي گويد: روزهاي ما که باهم فرقي ندارد! هرسال برنامه ها تکرارمي شود. يک کلاس ورزشي و يک کلاس درسي؛ البته امسال به خاطر کنکور، کلاسهاي مربوط به درس و دانشگاه جدي تر شده است.

«پرستو- الف» مادر دو جوان است. او نيز چندان خشنود نيست و مي گويد: براي مادران کارمند، تابستان و تعطيلات، مصيبت است. بايد طوري برنامه ريزي کنيم که بچه ها با سلامت از اين روز ها و برنامه ها بهره ببرند. از اين رو بيشتر کلاس ها را يک روز درميان قرار مي دهم و ترجيح مي دهم هر دو فرزندم، برنامه مشابهي داشته باشند. هرچند بار ها پيش آمده که آن ها از برنامه خودشان راضي نبودند، اما ما ناچاريم درانتخاب خود محدود تر عمل کنيم.

 

شما ما را درک نمي کنيد!

 

مادر است. اين را مي توان از حرف هايش فهميد؛ ما که از جووني مون هيچي نفهميديم... هيچ توقعي هم نداشتيم... اما بچه هاي حالا چپ مي رن راست مي رن مي گن ما جوونيم... شما ما رو درک نمي کنين. براي ثبت نام دو تا کلاس تابستوني بايد چندين هزار تومن پول بديم. با احترام سرويس بگيريم، ببريم، بياريم، هنوز هم مي گن کمه... از صبح تا شب صدتا کلاس و برنامه دارن، باز مي گن: حوصله ام سر رفته حالاچي کارکنم؟...

بر اساس يافته هاي بين المللي و استاندارهاي جهاني، ميزان اوقات فراغت جوانان در طول يک سال، 80 روز است که نسبت به 20 سال گذشته 6 درصد افزايش داشته است. اما نگاهي به آمار تعطيلات رسمي کشورمان نشان مي دهد، ما جزو رکوردداران تعداد بالاي تعطيلي در جهان هستيم.

حداقل 100 روز تعطيلات تابستان بعلاوه 22 روز تعطيلات رسمي، عدد 122 روز را نشان مي دهد که خيلي بالاتر از استاندارد جهاني است. کشورهايي مثل مصر، اروگوئه، برزيل و بنگلادش پس از ما قرار دارند.

«جواد آرين منش» عضو کميسيون فرهنگي مجلس شوراي اسلامي با تاکيد بر اينکه در جامعه ما، به ضرورتِ مديريت و سياستگذاري و برنامه ريزي منسجم براي غني سازي اوقات فراغت جوانان کمتر توجه مي شود، مي گويد: در برنامه ريزي ها بايد تعريف دقيقي از زمان فراغت داشت. با اين نگاه ديگر برنامه ريزي براي اوقات فراغت منحصر به تابستان و دانش آموزان نخواهد بود بلکه، بايد براي تمام ايام سال افراد جامعه برنامه ريزي کرد. به اين ترتيب متناسب با امکانات و شرايط اجتماعي، زمان فراغت افراد ساماندهي مي شود.

«آرين منش» در گفتگو با خبرنگار ما مي افزايد: درباره اوقات فراغت تابستاني جوانان نيز بايد گفت: اين زمان مي تواند فرصتي براي آموزش و پرورش غير رسمي محسوب شود. بنابراين بايد به منظور اثربخشي بيشتر، بر تنوع، جذابيت و کارآمدي آن تاکيد شود. به اعتقاد من برگزاري اردوههاي جهادي به دليل نقش سازندگي آن ها قابل توجه است، زيرا جوانان ضمن گذران اوقات خود، حرفه و فعاليتي را تجربه مي کنند که مي تواند براي آينده آنها مؤثر باشد.

 

افزايش آسيبهاي اجتماعي در تابستان

 

«دکتر ابهري»، آسيب شناس اجتماعي نيز با هشدار نسبت به افزايش 15 تا 20 درصدي آسيبهاي اجتماعي در تابستان معتقد است: هميشه براي برنامه غني سازي اوقات فراغت، بودجه قابل توجهي در نظر گرفته مي شود ولي ضعف بزرگ ما، در مديريت و کار شناسي برنامه هاي اوقات فراغت است. اين متخصص علوم رفتاري تأکيد مي کند: ضعف ديگر ما تهيه برنامه هاي يکسان براي سراسر کشور بدون توجه به شرايط اقليمي و ويژگي هاي فرهنگي است.

اين استاد دانشگاه با اشاره به حضور 22 سازمان و نهاد در زمينه برنامه هاي فرهنگي و پيشگيري از آسيب هاي اجتماعي مي افزايد: مشکل اساسي ما نداشتن کار شناس و برنامه ريز در زمينه غني سازي اوقات فراغت جوانان است؛ وقتي مشکل ما در اين زمينه حل مي شود که به تربيت نيروهاي مورد نياز بپردازيم.

«آرين منش» نيز در خصوص برنامه ريزي کلان در اين زمينه مي گويد: اميدواريم وزير ورزش و جوانان که هنوز هم معرفي نشده، با شناخت کافي نسبت به مساله جوانان و مطالعه در اين عرصه در ساماندهي مسايل جوانان و دانش آموزان نظير اوقات فراغت، برنامه ريزي داشته باشد. 

  

 

اونویسی

توسط محبوبه علی پور | جمعه بیست و چهارم تیر ۱۳۹۰ |

ازشنبه درون خود تلنبار شدیم

 

تا آخر پنج شنبه تکرار شدیم

 

خیرسرمان منتظر دیداریم

 

جمعه شد ولنگ ظهر بیدار شدیم

 

**

 

با آمدنت دل مرا دریاکن

 

این سوخته را جزیره خضراکن

 

آقا!تو مگرنه اینکه دنبال منی

 

من گم شده ام بیا مرا پیدا کن

 

**

 

از مزرعه های کوچک بعضی ها

 

برچیده شود مترسک بعضی ها

 

 آقا!خودمانیم چه کیفی دارد

 

وقتی بزنی به برجک بعضی ها

 

* اونویسی .جلیل صفربیگی

جوانی با اعمال شاقه

توسط محبوبه علی پور | چهارشنبه بیست و دوم تیر ۱۳۹۰ |
پوستر خوش آب و رنگی در پارک بزرگ شهر مخاطبان را به نشستی ادبی فرامی خواند. فکر می کنم فرصت خوبی است تا در همین جا با جوانان به مناسبت «روز ملی جوان» گفتگو کنم و از آنها در روزی که متعلق به خودشان است از خواسته ها، نگرانی ها و دغدغه هایشان بپرسم.

 

 اما بیشتر شرکت کنندگان این نشست ادبی، میانسال هستند! از جلسه بیرون می آیم و چرخی در اطراف می زنم. جوانان با شکل و شمایلهای مختلف در پارک رفت و آمد می کنند. گوشه ای پسر جوانی هندزفری به گوش دارد. خلوتش را به هم می زنم و با او سر صحبت را باز می کنم. او که خود را «وحید» 20 ساله و دانشجوی معماری معرفی می کند، می گوید: «تنها مساله ای که الان به ذهنم می رسد نگرانی از آینده کاری ام است. هرکس که فارغ التحصیل شده می گوید کار نیست. کاش رشته دیگه ای را می خواندیم... مساله دیگر، امنیت جامعه است. به جرأت می توانم بگویم که به خاطر زورگیری ها، از رفت و آمد در شب هراس دارم! امنیت خیلی پایین آمده... شب ها که به پارک می آیم واقعاً نگران هر اتفاقی هستم... هر روز سخت تر می شود... به جوانها خیلی گیر می دهند».

مشکل من ...

«ایمان» که کاردان الکترونیک است، می گوید: «مشکل من کار و اشتغال است. من ازدواج کردم تا سر و سامان بگیرم اما درگیر دغدغه های مالی شده ام. اگر مسؤولان وامی یا شرایطی برای اشتغال فراهم کنند خیلی عالی می شود. جوانهای ما توانایی و استعدادش را دارند. آنها را نباید نادیده گرفت. ادامه تحصیل هم دشوار شده است. خیلی از دانشگاه ها ورودی سختی دارند. من از لحاظ تئوری وعلمی شاید توان رقابت در کنکور را نداشته باشم اما از نظر عملی مهارت کافی در تخصص الکترونیک را دارم. کاش شرایطی برای بروز این مهارت ها فراهم بشود».

هیچ کس کاری نمی کند، برای جوان

نسیم عصر تابستان صورتم را نرم نرمک نوازش می دهد. صدای پراکنده خنده ها و هیاهوهای جوانان فضا را بانشاط می کند. اما کلمه کلمه حرفهای جوانان درگیرم می کند.
«در مملکت ما وقتی مساله ای رخ می دهد سنگ جوانها رو به سینه می زنند و وقتی هم این موضوع تمام می شود تنها جوانها هستند که فراموش می شوند». «نیما» کار شناس زبان انگیسی است. او که دلی پر درد دارد حرفهایش را این گونه ادامه می دهد: «با اینکه همه مسؤولان همیشه شعارش را می دهند اما هنوز هم به نظر من یکی از مسایل عمده جوانان «تفریح» است. برای نمونه خودم موسیقی کارمی کنم. جوانهای زیادی را هم می شناسم که به موسیقی علاقه مندند اما شرایط برای این هنر فراهم نیست. بیشتر ما با کلی کلنجار با خانواده کلاس موسیقی می رویم و با درآمد خودمان باید هزینه کلاس ها رو بدهیم. جامعه هم نگاه خوبی به ما ندارد. مردم چپ چپ نگاهمان می کنند. به قول عامه به چشم مطرب نگاهمان می کنند. یک روز هم که برای تفریح به پارکی، جایی می رویم هنوز 5 دقیقه ننشسته پلیس می آید و اگر خیلی شانس بیاوریم سازمان را نمی شکنند و بازداشتمان نمی کنند !
جوانها هیچ امکانات تفریحی ندارند. برای همین هم هست که به قلیان کشیدن روی می آورند و بعد هم می شود هزار مشکل. همین الان شما چند متر جلوتر بروید حداقل 20 تا بچه زیر 17 سال را می بینید که سیگار دستشان است».
او ادامه می دهد: مساله دیگر تحصیلات است. در کشورهای پیشرفته تحصیلات از پایه بر مبنای آنچه که در آینده نیاز دارند برنامه ریزی می شود اما در کشور ما از ابتدا بی هدف درس می خوانی، وقتی هم به کنکور می رسی هر چی خدا قسمت کرد می شود... بعد از دانشگاه که همه انتظار دارند متناسب با رشته تحصیلی و تخصص خودشان کار کنند هم چنین شرایطی به وجود نمی آید. همه مسؤولان درباره مشکلات جوانان حرف می زنند اما هیچ کس کاری نمی کند».

چرا گیر الکی می دهید؟!

دلم می خواهد سری به چند پاساژ بزنم. خیلی وقت است از دنیای جوانی دور شده ام. از فروشنده جوانی می خواهم نظرش را درباره خواسته های جوانی اش بگوید. با خونسردی جواب می دهد: «من هنوز جوون نشدم، 17 سالمه». می گویم خوب سال آینده که 18 ساله می شوی! با همان خونسردی می گوید: «خب برو سال دیگه بیا مصاحبه کن! »
چند مغازه بالا تر جوانی 25 ساله را می بینم. خودش را «کیهان» معرفی می کند. او می گوید: چی بگیم. مگه حرفهای ما مهمه؟ تا حالا که گفتیم چه فرقی کرده؟
«مرجانه» 18 ساله هم با دوست جوانش برای خرید آمده است. او می گوید: «مهم ترین مشکل ما کنکور است. سعی کنند امکانات تحصیل را برای همه در دانشگاه دولتی فراهم کنند».
«احسان» 18 ساله نیز درباره مطالباتش از جامعه می گوید: «دوست دارم در جامعه قدری آزاد تر باشیم و اینقدر گیر ندهند. اگر «تیپ» می زنیم ازمون مستند نسازند، بگذارند راحت تر باشیم».
جوانی که 22 ساله و دانشجوی علوم سیاسی است نیز از آزادی و امنیت به عنوان مهمترین خواسته اش یاد می کند و می گوید: امنیت از جوانب مختلف مهماست   ، اینکه گیر ندن.. چند وقت پیش در پارکی  مامورا گرفتنم .. اونا تهدید میکردن من گفتم هیچ کاری نمیتونین بکنین ..من کاری نکردم ..مامورا   حتی زنگ زدن نیروی انتظامی و پلیسها هم به ماور پارک گفت  : چرا اینقدر الکی گیر میدین...

برای کارهم ما الان یه مغازه کوچک را 800 هزار تومان اجاره کرده ایم که خطر کرده ایم ....

اگر کار نباشد، جوان دنبال دود می رود!

میان آدمهایی جور واجور که بیشتر شتاب زده حرکت می کنند، پلیس جوانی توجهم را جلب می کند. او هم حق دارد از خواسته هایش بگوید. «حسین» کار شناس معماری است که دوران سربازی را می گذراند. می گوید: «همه آدمها می خواهند برای خانواده و جامعه شان مایه افتخار باشند. من هم همین خواسته را دارم. اما در جامعه ما تحصیلات ملاک کار نیست. بهتر بود جوانها به کاری مشغول باشند که به تحصیلاتشان مربوط باشد».
از لابه لای اتوموبیلهای شیک و فرسوده، پسرک جوانی با دستگاه پارکبان بیرون می آید. او خودش را «مسعود» و 23 ساله معرفی کرده می گوید: مهمترین خواسته من از جامعه این است که به اشتغال جوانها فکر کنند. من با داشتن دیپلم معرق کاری و کامپیو تر وقتی از سربازی آمدم یک سال و نیم بیکار بودم. الان هم از کارم چندان راضی نیستم. برای کار اگر بخواهم مغازه بزنم باید و ام بگیرم که یا ضامن می خواهند یا پارتی که برایم مقدور نیست. وقتی کار نباشد جوان دنبال دود و ناموس مردم می رود.
پشت کرکره مغازه ای، جوانی با لباس کار مشغول رنگ زدن و تغییر دکور است. او بی رغبت به صحبت می گوید: نمی توانم حرف بزنم، باید به کارم برسم.

بزرگترها فقط نصیحت می کنند

راه می روم و راه می روم، میان این کوچه ها... دلم می خواهد تا آخر دنیا بروم... در یکی از همین کوچه های دور افتاده دختر جوانی را می بینم که خودش را «پریسا» معرفی می کند و می گوید: «بزرگترها فقط نصیحت می کنند که این کار را نکن و آن کارمناسب نیست. به جای این همه حرف، به جوانها راهکار نشان بدهند. همه آدمها می خواهند موفق و خوشبخت و مفید باشند.«الناز» 26 ساله هم می گوید: مهم ترین دغدغه جوانها مسایل مالی و اقتصادی است. خیلی ها با سن کم، چند جا کار می کنند. امنیت شغلی هم مهم است. از دولت می خواهم در بهبود شرایط اقتصادی جامعه تلاش کند تا همه خوب زندگی کنیم. مساله بعد نشاط جامعه است. خوب است تورهای ارزان قیمت و ایمن برای جوانها بگذارند و شرایطی را به وجود آورند که لبخند روی لب جوانها بنشیند.

ازتو

توسط محبوبه علی پور | سه شنبه بیست و یکم تیر ۱۳۹۰ |
با تو سخن خواهم گفت

اما برای روز مبادا

تو حیفی....

برای هر روز سخن گفتن من

* نغمه ناجور

خودمانی

توسط محبوبه علی پور | سه شنبه بیست و یکم تیر ۱۳۹۰ |
چشمان تو

آخرین آیه ای است که

ایمان دارم

دنیای زنانه من....

توسط محبوبه علی پور | دوشنبه بیستم تیر ۱۳۹۰ |
میخواهم امروز راززنانه ای را برای مردان فاش کنم .مردها همیشه ازاینکه زنی سن وسالش را پنهان میکند یا نادیده میگیرد با سخره واستهزا یاد میکنند .مردها نمیدانند با بالا رفتن سن  زندگی هر روز سخت تر می شود ودردها نیز شدید تر .وزنان این دردها را سنگین تر از مردان احساس میکنند . پس سعی میکنند با کتمان روزهای عمرشان کمتر رنج بکشند ...رنج بدهند.....

ازتو

توسط محبوبه علی پور | دوشنبه بیستم تیر ۱۳۹۰ |

هرگز بی‌عشق نزیسته‌ام

 

من در تمام سال‌ها

عشق را

          - چونان رازی-

در دست‌های‌ام

گره کرده بودم و

سراسیمه

از هر کلیدی می‌گریختم

 

با هیچ‌کس اطمینان ِ نشستن نبود...

 

من مُشت عشق را

در آغوش تو

باز کردم..

* مریم ملک دار

85 سال اندیشه

توسط محبوبه علی پور | شنبه هجدهم تیر ۱۳۹۰ |
فردا روزنامه اطلاعات ۸۵ ساله می شود بیایید ارزو کنیم تمام روزنامه های ما سالها عمرکنند....

* پ.ن: ویژه نامه رسانه ای شرق امروز خواندنی است....

زن

توسط محبوبه علی پور | جمعه هفدهم تیر ۱۳۹۰ |

سفر، بهانه‌ی خوبی برای رفتن نیست

نخواه اشک نریزم، دلم که آهن نیست

 

نگو بزرگ شدم، گریه کار کوچک‌هاست

زنی که اشک نریزد قبول کن زن نیست

 

شب است بی تو در این کوچه‌‌های بارانی

نه! پلک پنجره‌‌ای در تب پریدن نیست

 

خبر رسیده که جای تو راحت‌ست آنجا

قرار نیست خبرها همیشه... اصلا نیست

 

زنی که فال مرا می‌گرفت امشب گفت:

پرنده فکر عبور است، فکر ماندن.... .

 

 * بی اختیاری ها

عدم سرمایه گذاری در تربیت دینی

توسط محبوبه علی پور | جمعه هفدهم تیر ۱۳۹۰ |

 

دقیقه ها  کند وسنگین سپری میشود اما هنوزهم از اتوبوس خبری نیست .پسرک خردسال که   از این انتظار خسته شده  گاه چند قدمی این سو ان سو می رود .  چشمان سیاهش در چهره سبزه اش عین دو تیله کوچک میدرخشد . مادر اورا در اغوش گرفته و از دستگاه آبسرد کن حاشیه خیابان مشتی اب به صورتش   میزند. پسرک   خشنود از این خنکای غیر منتظره با لبخند قدمی برمیدارد . با دستهایش   سر  وپاها   را لمس میکند . گویا وضو میگیرد. ...

* از باور تارفتاردینی

انسان مدرن واندیشمند امروزی نیز به خوبی میداند که همچنان نیازمند نیرویی به نام "تعلقات دینی" است تا اورا در مسیر زندگی رهنمون شودو دراین زمینه خانواده اساسی ترین عنصر محسوب می شود.

مصیب زاده کارشناس مسوول قرآن ومعارف اسلامی وزارت آموزش وپرورش دراین باره به گزارشگرما میگوید: خانواده نخستین خاستگاه پرورش ارزشها  در انسان است از جلوههای قابل تامل دراین عرصه ، رشد مفاهیم دینی است . اما نکته مهم اینجاست که والدین باید در آموزشهای خود بر شیوه های غیر مستقیم تاکید داشته باشند .موثرترین روش اجرای عینی این مفاهیم است . زمانی والدین میتوانند در آموزش تمامی مسایل  زندگی موفق باشند که خود ابتدا آن مفاهیم را پذیرفته باشند وباور داشته باشند .سپس ر رفتار خود پایبندی به آن را ابراز کنند .

حجه الاسلام نوذری ، مدیر گروه علوم تربیتی در پژوهشگاه حوزه ودانشگاه نیز با تاکید براینکه  در تربیت دینی  رکن و  هسته  اساسی شناخت   وایمان به خداست     ومسایل دیگر دینی پیرامون آن شکل میگیرد به خبرنگار ما میگوید: در جامعه ما توجه کمتری به دین باوری شده است که یکی از دلایل آن نا آگاهی والدین نسبت به موازین وشرایط آموزش دینی است. در اموزه های دین اسلام ، دینداری فر ایندی است که حتی پیش از تولد شکل میگیرد . پس از تولد نیز متاثر از شرایط خانوادگی و اجتماعی تکمیل می شود.    اما برخی والدین به علت نا آگاهی از این روند ، بدون توجه به ویژگیهای شخصیتی ، شرایط سنی وجنسی ، نیازهای و البته وضعیت زمانی  همچنان مسیر معمولی را طی میکنند . در واقع ارتباط دینی مناسبی بین فرزندان ووالدین وجود ندارد . این درحالیست که به طورکلی آموزش باید دریک چرخه مشخص رشد ، انجام شود.

 

دکتر غلامعلی افروزرئیس سازمان نظام روانشناسیومشاوره  با تاکید بر ارائه زیباییهای مفاهیم دینی معتقد است : باورهاي ديني اگر غني ،‏‌متعادل و متعالي باشد، منجربه بروز  رفتارهاي ديني مي شود. البته باورهای دینی متعالی ناشی ازدانش وسپس  شناخت ژرف  مفاهیم دینی  است . ازاین روبرای نهادینه شدن  .این باورها باید خانواده ها با مهرورزی ، جلوه های زیبای دین را به فرزند معرفی کنند . اگر ما میخواهیم فرزندمان به شعائر وتکالیف دینی پایبند باشد باید این اعتقادرا توام با محبت به فرزند اموزش بدهیم .

* همسویی برنامه ها

 

درکنارخانواده جامعه نیز نقش موثری دراین زمینه دارد . اما گاه احساس می شود با وجود تلاشهای که انجام می شود نتایج آن چندان قابل تامل نیست.

مصیب زاده ، کارشناس مذهبی با اشاره به اینکه    از اهداف عالیه  مسولان نظام در عرصه های فرهنگی واموزشی کشور اهتمام به تربیت دینی  موثر است میگوید: به نظرم من بر ای انکه این تلاشها نتیجه بخش باشد باید همسو وهماهنگ باشد اما گاه شاهدیم

تلاشهایی در نهادیا برنامه ای  انجام میشود که میتواند  به رشد تربیت  دینی منجر  شود اما نهاد وبرنامه دیگری نتیجه این تلاشها را خنثی وگاه برعکس میکند .

حجه السلام نوذری نیز اظهار میکند به اعتقاد من سرمایه گذاری مناسبی در سطح جامعه برای دینداری ودین باوری صورت نگرفته است . حتی در نظام آموزشی دراین زمینه با کاستیهای مواجه هستیم چنانکه  کتابهای  درسی نیز   ، دراین عرصه به خوبی نتوانسته  آموزش دهد ونواقصی دارد. این درحالیست که : همزمان با تحولات  جهانی ما نیز باید دانش وابزار نوینی را به کاربگیریم .

*  فقر روشهای آموزشی

در اجرای برنامه های آموزشی چقدر شیوه های ما علمی است ؟

مصیب زاده در پاسخ به این پرسش  میگوید : با نگاهی به شیوه  های آموزشی مرسوم در خانه وجامعه میتوان دریافت  که این اموزشها از سطح استاندارد قابل قبولی برای فرزندان امروزی برخوردار نیست .درواقع این روشها اغلب به دنبال تجربه وطی روشهای آزمون وخطا به اجرا در می آید  حال آنکه ما  ، به لحاظ محتوا ومبانی بسیار کامل و غنی هستیم  اما به  لحظ  قالب ودر اجرای آن  با فقر روشها مواجه هستیم .بنابراین عالمان تعلیم وتربیت باید دراین عرصه بیشترفعال باشند وبا بهره مندی از دانش وفناوری نوین این روشها را متنوع وموثرکنند.  همچنین دراین راستا میتوان از ابزارهای هنری و فرهنگی نیزبه خوبی بهره جست. ازنکات دیگر اینکه باید سعی شوددرروند تعلیم این مفاهیم  ،بر زیباییهای آن  تاکید شود .همچنین الگوهایی که ارائه میکنیم متناسب با شرایط افراد قابل درک وفهم آنان باشد درحالیکه شاهدیم برخی موارد آنقدر این الگوها دوراز دسترس فرزندان است که انها هیچ انگیزه ای برای الگوپذیری و آموزش ندارند.

آدمهایی که استامینوفن می سازند

توسط محبوبه علی پور | جمعه هفدهم تیر ۱۳۹۰ |

 

رضا امیرخانی رئیس انجمن قلم کشور  معتقد است : "  امروزه اغلب ما   به سوی تولید استا مینوفن می رویم  ."وی که به مناسب روز قلم ، به مشهد سفرکرد ه درنشستی  به شرح تجربیات نویسندگیش -که به گفته  خودش همیشه موفقیت آمیز نبوده -  پرداخت. با هم گوشه هایی از این تجربیات ونگرشها را میخوانیم:

 

*  از عسل تا استامینوفن

از گذشته های دور اصناف وحرف سعی داشتند خودشان را به جایی وماجرایی  منتسب کنند این موضوع را میتوان در  فتوت نامه ها دید چنانکه صنف آهنگران   خود را به داود نبی (ع) منسوب میکردند .  من هم خیلی به دنبال این بودم که شاید جایی  را برای اتصال نوشتن پیداکنم.وقتی که قران را جستجو میکردم آیات 68 و 69 سوره نحل رادیدم به نظرم این آیات بسیار به نوشتن نزدیک  است . دراین آیه ، پروردگار به زنبور وحی میکند تا خانه خود را دربلندا  بسازد وسپس ازهمه میوه ها وثمرات  بخورد و ان شهدی که حاصل میشود شفای  برای درمان مردم است.این روند تولید عسل است  اما .به نظرم کار هنرمند  نیز همینگونه است . به تصورم کار هنرمند نیز تولید عسل است عسلی که برای همه مردم شفا  باشد .  البته مفسران معتقدند چون دراین ماده درمان دائمی  است " شفا " به کار رفته زیرا در درمان موقت " دوا " استفاده می شود   همچنین  معتقدم برخی هنرمندان که اظهارمیکنند برای گروه خاصی مطلب می نویسند یا مخاطبان خاصی دارند عسل تولید نمیکند.  البته  به نظرم امروزه اغلب ما  درحال حرکت به سوی تولید قرص واستامینوفن هستیم پس  هنر مااز جنس عسل نیست.

* هیچ الهامی وجود ندارد

جدی ترین کارمن درعالم نوشتن است . طی بیست سال فعالیت نویسندگی  هم به من الهامی نشده است  اعتقادی نیز ندارم که نویسنده میتواند بنشیند تا به او ایده ای الهام شود .گرچه بنابرتفکر تقدیرگرایانه مردم این الهام تایید می شود  اما براین باورم که الهامی صورت نمی گیرد چراکه  اگر نویسند ه ای  سالها نوشته  بعید است که صحنه ای از داستانش را خواب نبیند  .این الهام نیست درگیری ذهنی است . درگیری ضمیر نا خود آگاه ماست.

* وفاداری به تجربه های شخصی

من به شدت به تجارب شخصی ام وفادارم سعی میکنم  تجارب جذابم را یادداشت کنم بنابراین مواردی که متفاوت از مسایل دیگر میبینم یادداشت میکنم   . روزی به روستایی رفته بودم آنجا راهنمای روستایی ما  گفت :  مواظب باش پیچ بعدی پیچ زشتی  است  من این عبارت را در داستان "بی وتن "برای بیان عدم تطبیق دوزبان استفاده کردم من این تجربیات را عینا اگر نقل نکنم در فرصت مناسب    استفاده میکنم ..

* قصه های ریاکارانه

مارکز میگوید :  ماهمه قصه های مادر بزرگ هایمان را دوباره گویی میکنیم "   اما به نظر م مادر کشورمان اغلب قصه های مادربزرگ آقای مارکز را دوباره گویی میکنیم.و به قصه های مادربزرگ خودمان توجه نداریم .همچنین در قصه نویسی ما  شاهد نوعی  تعارف وریا کاری هستیم  

* نوشتن وننوشتن ما فرقی نمیکند

 

با خوشحالی از آمار انتشار  سالانه 50 هزار کتاب در کشور سخن میگویم  این درحالیست  که  در آمریکای شمالی با گستره هزاران مخاطب انگلیسی  زبان وآنانی که زبان انگلیسی زبان دومشان است  سالانه 11 هزار کتاب چاپ می شود و این چندان خوب نیست  زیرا در کشورما فاصله چاپ شدن وچاپ نشدن آن چندان زیاد نیست .

 

«درمان»، 20هزار برابر گرانتر از «آموزش»  

توسط محبوبه علی پور | سه شنبه چهاردهم تیر ۱۳۹۰ |

فرهنگسازي»؛ عنصر گمشده در پيشگيري از حوادث ترافيكي ؛

 شايد روزي نباشد كه در خيابانهاي شلوغ شهر، داستان تازه اي را با نقش آفريني يك «موتورسوار»

نبيني! حالا اين قهرمان هميشگي داستانهاي حادثه اي، يا خودش در پايان داستان، جان به جان آفرين تسليم مي كند يا جان يكي دو نفر ديگر را مي گيرد و در نقش «فرشته مرگ» ظاهر مي شود!

اكنون پرسش اينجاست كه در كشور ما «ايمني در رانندگي» چه جايگاهي دارد و اين مفهوم و ابزارهاي مرتبط با آن تا چه اندازه شناخته شده اند؟

 

حرف اول دنيا را مي زنيم!

 

هرساله در جهان نزديك به 3 ميليون نفر درپي حوادث ترافيكي جان مي دهند و اين حوادث رتبه  نهم عوامل مرگ و مير مردم دنيا را داراست، حال آنكه در كشور ما در هر 24 دقيقه يك مرگ به علت حوادث ترافيكي رخ مي دهد. به اين ترتيب حوادث ترافيكي رتبه دوم مرگ و مير را در كشور ما به خود اختصاص داده است و از اين بابت در دنيا حرف اول را مي زنيم!

اما چه عواملي سبب شده است، رتبه نخست حوادث جاده اي را در جهان كسب كنيم؟

مهندس «محمدرضا درويش» رييس كميسيون آموزش اتحاديه توليدكنندگان لوازم ايمني در پاسخ به اين پرسش اين باره به خبرنگار ما مي گويد: در تحليل حواث ترافيكي سه عنصر اصلي وضعيت معابر، وسيله نقليه و عامل انساني دخيل هستند كه وجود هرگونه كاستي در هر مورد مي تواند سبب افزايش ضريب حوادث و افزايش تلفات شود.

وي يادآور مي شود: البته عامل انساني را مي توان مهمترين عنصر دراين زمينه دانست. به ويژه آنكه يك رفتارمؤثر در بروز حوادث، قانون گريزي است كه در باورهاي فرهنگي نادرست ريشه دارد.

 

گريزان از كلاه ايمني

 

در حالي موتورسواران در كشور ما به استفاده از كلاههاي ايمني بي رغبت هستند كه به گفته كار شناسان ترافيك، ميزان مرگ ومير موتورسواران در برخي كشورهاي پيشرفته در بالا ترين آمار به 18 درصد مي رسد. اين درحالي است كه به گفته «پروفسور گرجي»، فوق تخصص اعصاب از دانشگاه «مونستر آلمان» كه با خبرنگار ما گفتگو مي كند، يك سوم كشته شدگان حوادث ترافيكي ايران را موتورسواران تشكيل مي دهند كه رقم مرگ و مير آنها به 30 درصد مي رسد.

 

كلاههاي ايمني، دماي 40 درجه و گردن هاي نحيف!

 

در كنار عامل انساني، برخي صاحبنظران به استاندارد نبودن كلاههاي ايمني نيز اشاره مي كنند و آن را در بروز تلفات مؤثر مي دانند.

«مهندس درويش» دراين باره مي گويد: علاوه بر علل فرهنگي در بي توجهي به استفاده از كلاههاي ايمني، ويژگي هاي اين كالا ها نيز اهميت دارد. چنانكه يك وسيله ايمني بايد راحتي و جذابيت لازم را در كنار استانداردهاي شناخته شده، دارا باشد. اين در حاليست كه بيشتر توليدات داخلي چنين شرايط مناسبي را ندارند و آسايش مصرف كننده را مختل مي كنند.

وي در ادامه مي پرسد: چگونه مي توان وسيله اي را كه جاذب گرماست، در دماي چهل درجه تحمل كرد؟ يا كدام گردن توان تحمل سنگيني برخي از كلاههاي ايمني توليد داخل را دارد؟

اين كارشناس همچنين مي افزايد: براي جلوگيري از ورود گردوغبار، در كلاههاي ايمني از طلق استفاده مي كنند كه  گاه به دليل شفاف نبودن، مانع ديد موتور سوار مي شود. كلاههاي وارداتي نيز به علت سودجويي واردكنندگان، از جنس ارزانتري انتخاب و وارد بازار مي شوند.

 

توليد وسايل ايمني باكيفيت در ايران

 

اما وضعيت توليد وسايل ايمني استاندارد و باكيفيت در ايران چگونه است؟

«مهندس درويش» در پاسخ به اين پرسش با تاكيد بر اينكه در كشور ما در خصوص توليد وسايل ايمني سرمايه گذاري اساسي نمي شود، مي افزايد: با آنكه هر ساله صد ها هزار دلار از سوي واردكنندگان براي ورود اين كالا ها هزينه مي شود اما كسي در انديشه سرمايه گذاري براي توليد اين محصولات نيست. البته چندين توليدكننده داخلي هستند كه بيشتر، كار را در سطح كارگاهي يا كارخانه هاي كوچك دنبال مي كنند، اما بيشتر آنها براي آنكه بتوانند با توليدات شرق آسيا مقابله كنند، از مواد ارزان قيمت، قالبهاي قديمي و فرسوده و كاركنان نامتخصص و نيز بسته بندي ارزان استفاده مي كنند. بنابراين در اين زمينه نيز به نظارتهاي مدبرانه نيازمنديم.

 

هزينه هاي آموزشي؛ 76 تومان براي هر كودك

 

در كنار فراهم كردن شرايط استفاده از محصولات ايمني، يكي از مهمترين شيوه هاي كاهش تلفات ترافيكي، آموزش است. چنانكه در كشورهاي پيشرفته با همين روش ميزان مرگ و مير ها را در برنامه هاي پيوسته بصورت چشمگيري كاهش داده اند.

پروفسور گرجي با اشاره به نقش فن آوري هاي نوين در آموزش پيشگيري از حوادث مي گويد: در كشورهاي پيشرفته با بهره مندي از فن آوري هاي نوين، گامهاي ارزشمندي در كاهش تلفات ترافيكي برداشته شده است. براي نمونه با توليد و انتشار كليپي دراين باره و در فضاي مجازي، 180 ميليون بار اين كليپ به وسيله كاربران ديده شده است كه بي ترديد اين بازديد ها درفرهنگ سازي مؤثر است.

در حالي بسياري از كشور ها براي كاهش صدمات اين گونه حوادث، به خصوص در نزد گروه هاي سني كودكان و از مهد كودك ها و كودكستان ها به سرمايه گذاري فرهنگي و آموزشي رو مي آورند كه بنا بر يافته هاي يك پژوهش در ايران معلوم شده است، هزينه درمان صدمات چنين حوادثي، 20 هزار برابر بيش از هزينه آموزش كودكان درخصوص آسيبهاي حوادث ترافيكي است.

به موجب يافته هاي اين تحقيق كه در مشهد و بر روي كودكان سه تا پانزده سال انجام شده است، سهم آموزش هر كودك 76 تومان برآورد شده است. اين در حاليست كه بنابر گفته امامي رضوي، معاون درمان وزارت بهداشت، هزينه تحميلي سالهاي از دست رفته عمر، ناشي از حوادث ترافيكي در ايران 373 ميليارد دلار براي كشور است. 

  

  

تکریم زنان فقط روی کاغذ

توسط محبوبه علی پور | دوشنبه سیزدهم تیر ۱۳۹۰ |

دکتر مصطفی اقلیما

به تازگی رسانه ها از ارایه " لایحه امنیت زنان در حریم خانه "به هیات دولت خبر دادند  .لایحه ای که  در آن بر تصویب قوانین  مناسب وکرامت زنان تاکید شده است. گرچه توجه به تکریم زنان مقوله قابل تامل وتحسین برانگیزی  محسوب می شود .اما اجرای آن را نمی توان با تصویب قوانین تضمین کرد. زیرا با اتکا به تصویب لوایح وقوانین فرهنگ افراد دگرگون نمی شود .  اگربه واقع بر تکریم زنان تاکیدداریم باید فرهنگ ان را دردرون خانه نهادینهکرده ولااقل یک نسل را برهمین اسا س پرورش دهیم . اگر   مادران از زمان کودکی فرزندان را براساس  همین نگرش انسانی پرورش دهند مردان دیگر  در زندگی مشترک بربرتری خود بر زنان تاکید نکرده وخودرا درتمام وجوه زندگی محق نمی دانند. این درحالیست که سالهاست  مردان ما یاد گرفته اند که درخانه ها فریاد بکشند ونظرات خود را بر کرسی بنشانند. اگر برنامه ریزان ما به تصویب قوانین دراین عرصه میادیشند باید به اجرای آنها نیز تاکید کنند . درحال حاضر ، قوانین بسیاری درحمایت زنان وجود دارد که براجرای ان نظارت وتوجهی وجود ندارد .ازاین رو قوانین یادشده نقش موثری در تکریم زنان جامعه ندارد..به اعتقاد من اگرهمین قوانین موجود به درستی اجرا شود ، خیلی ازدشواریهای  زنان   در زندگی مشترک حل می شود. امروزه در قوانین ما به حق مسکن وتحصیل و.. زن تاکید می شود اما وقتی که اختلافی بین همسران رخ میدهد ، مردها با خشونت وازار تمام این حقوق را نادیده میگیرند. بازهم تاکید میکنم ، اگر میخواهیم فردبا شعوری تربیت کنیم باید در روند پرورش فرزندانمان فرق میان دختر وپسر را از بین ببریم .وقتی مادر ما هنوزهم تاکید میکند :" اون پسره ..عیب نداره...تو دختری حرف نزن.. " نمیتوان خوشبین بود که این همه قوانین باعث تکریم جایگاه زن درخانواده شود .درحالی که باید مردان را طوری تربیت کرد که به این باور برسند  ؛ که حق زنان را به اندازه خودشان قبول داشته باشند.

نکته دیگر اینکه ، قانونگذار باید بداند که عرصه دخالت قوانین  چقدر است. اگرما بر تکریم زنان درخانه توجه داریم باید بدانیم براسا س موازین اسلامی تفحص از زندگی خصوصی و داخلی افراد پسندیده نیست . مگر افراد خود تمایل به طرح مشکلاتشان داشته باشند. دراین صورت نیز با ید زمینه را برای اجرای ضوابط قانونی  وحمایت از افراد فراهم کرد.همچنین باید توجه داشت زمانی ما میتوانیم از مردان جامعه توقع تکریم زنان را داشته باشیم که آنها نیز لذت احترام را چشیده باشند. وقتی درخانه وجامعه به اشکال مختلف مردان ما تحقیر می شوند و کرامت انسانی را تجربه نمیکنند چگونه میتوان انتظارداشت که آنها به دیگران احترام بگذارند وحقوق انسانی آنان را جدی تلقی کنند.

همه چی ارومه....

توسط محبوبه علی پور | دوشنبه سیزدهم تیر ۱۳۹۰ |

باردیگر با مطرح شدن  بحث " تفکیک جنسیتی در دانشگاهها بازار اظهار نظرهای ضد ونقیض نیز داغ است. دراین میان دوستی با موافقت با این طرح معتقداست : این طرح مربوط به جامعه ارمانی است ویکروز در جامعه آرمانی محقق می شود.! جامعه آرمانی ! اما به نظر من قرار است که این طرح همین روزها درجامعه ایرانی ما اجرا شود که هیچ شباهتی به هیچ جامعه ارمانی که تاکنون درباره شان خواندیم ندارد. این طرح قرار است در جامعه امروز ما که بی نصیب از ناکامیها نیست اجرا شود پس باید منطبق با شرایط امروز باشد.

این دوست میگوید: رفتن به دانشگاه فقط باید به انگیزه درس خواندن باشد پس ضرورتی  ندارد اختلاطی وجود داشته باشد.

من معتقدم یکی از کارکردهای نظام آموزشی؛ پرورش است که از جلوه های ان آموزش  های مهارت های زندگی  نظیر ارتباط موثر و تعامل بادیگران  می باشد که دانشگاهها میتوانند دراین زمینه موثر باشد وبا تدبیر بسترهای مناسب را فراهم کند..ـ-کاری که نظام آموزشی ما از مدرسه تا دانشگاه در آن موفق نبوده -چنانکه معتقدیم کودکان خود را به مهد بفرستیم تا اجتماعی شوند. پس ازکارکردهای نظام اموزشی باید آموزش زندگی باشد .نکته دیگر اینکه اگر ما طرح تفکیک جنسیتی را اجرا کنیم با یقین میتوانیم ارتباطات جوانان را درخارج از منزل ودانشگاه  به حداقل برسانیم یا فقط به این میاندیشیم که ظاهر دانشگاههایمان اراسته وشایسته ومنزه باشد .دیگر مهم نیست که این جوانان بروند در پستوها و لانه های پنهانی  هرگونه رابطهای  داشته باشند .اگرهم ایدز وهپاتیت گرفتند بازهم آنقدر اهمیت ندارد چون دیگر کسی مارا مسوول اسیبها وبی تدبیریها نمیداند. ضرورتی هم ندارد که ما بودجه ای صرف کنیم وبرنامه ای داشته باشیم که باورهای دینی واخلاقی را درجوانانمان نهادینه کنیم . مسولیتی داشته باشیم وپاسخگو باشیم .درحالی که میتوان با حذف بخشی از مساله که چشمگیر تراست. به راحتی  قید همه دشواریها را زد وبا صدایی رسا خواند....

" من چقدرخوسبختم....همه چی آرومه...."

توسط محبوبه علی پور | یکشنبه دوازدهم تیر ۱۳۹۰ |

بر بستری که عطر نفسهای تو را دارد

آسوده به خواب می روم

حتی وقتی شمشیرهای آخته

بر من تاخته باشند...

 

...

 

از بی راهه حرکت کن

راهها

گاه به مقصد نمی رسند

واحه در واحه بگذر

از دشتهایی که مثل من تشنه اند

 

اگر خدا بخواهد

تار عنکبوتی پناه عصمتت می شود

و تو را

از چشمان آلوده نگاه می دارد

 

اما آن کبوتر تنها

که بر آستان غار آشیانه بسته

بی گمان دل من است

که برای تو پرپر می زند!

 

...

 

مهار شتر را رها کن

بگذار او تصمیم بگیرد

که بوی گلهای صحرا و رایحهْ عشق را

خوب می شناسد،

هر جا فرود آمد

خانهْ عشقمان را می سازیم!

 

...

 

حیران ِ سمت و سوی قبله چرایی؟!

نگاه کن نسیم عشق از کدام سمت می وزد؟!

 

...

 

مرا که از تب آسمان می لرزم

در آغوش بگیر

"با من سخن بگو..."

گاه از جهل بوالحکمان و التهاب زمین و آسمان

تنها می توان به نماز و عطر تن تو پناه برد!

 

در نوازشهای تو

رازی است

که نرما و گرمای دست مادری گم شده را

به یاد یتیم صحرا می آورد!

 

...

 

تمام آیه های من

سورهْ نساء است

اما احسن القصص

نگاه عاشق توست!

* فصل فاصله ۲

با اين لينك ها زندگي هنگ مي كند!

توسط محبوبه علی پور | یکشنبه دوازدهم تیر ۱۳۹۰ |

 شبكه هاي اجتماعي مجازي، ابزار نويني در ارتباطات امروزي محسوب مي شوند. ابزارهايي «مجازي» كه هر روز سيطره خود را بيش از پيش بر زندگي «واقعي» ما مي گسترانند چنانكه توانسته اند نقش تعيين كننده اي در ابعاد گوناگون زندگي ما داشته باشند.

 فناوري در خدمت سرگرمي!

 

«زهره حسيني» معاون شبكه اجتماعي تبيان با تاكيد بر كاركردهاي گوناگون اين شبكه ها به خبرنگار ما مي گويد: از مهمترين شاخصه هاي فناوري هاي نوين، كمرنگ شدن مرزهاي جغرافيايي و از بين رفتن فاصله هاي زماني و مكاني است. گرچه اينگونه به نظر مي رسد كه فناوري هاي نوين در جامعه ما شبيه به بستري براي سرگرمي و تفريح است، اما اين امر كاركردهاي مهم اين دسته از فناوري ها را كه ازسوي كشور ها و جوامع ديگر به كار گرفته مي شود نفي نمي كند كه از قضا اين دسته از كاركرد ها بسيار مهمترند و در خدمت سياستمداران و دولتمردان قرار گرفته اند. وي مي افزايد: چنانكه شاهديم كشورهاي غربي از فناوري هاي نوين براي جاسوسي اطلاعات، جنگ هاي اطلاعاتي، تاثير بر افكار عمومي، بروز و ظهور جنگ نرم و مواردي از اين دست استفاده مي كنند كه هشداري جدي در زمينه چگونگي استفاده و بكارگيري اين دسته از فناوري هاست.«فهميزي» كار شناس ارشد تحقيق در ارتباطات نيز مي گويد: صاحبنظران در تعريف وسايل ارتباط جمعي سه ويژگي مهم اطلاع رساني، سرگرم كردن و آموزش را بيان كرده اند. بر اين اساس، شبكه هاي مجازي مانند «فيس بوك» نيز مصداقي از رسانه است، به بيان ديگر شبكه هاي اجتماعي، رسانه هستند اما در كشور ما بيشتر نقش سرگرمي دارند.

 

تفريحي كه مي تواند گران تمام شود

 

با نگاهي به حضور كاربران ايراني در شبكه هاي مجازي مي توان دريافت يكي از كاربردهاي جدي اين شبكه ها براي آنان، گسترش روابط نوين است. «فهميزي» مدرس دانشگاه به بررسي اين روابط پرداخته است و به خبرنگار ما مي گويد: با نگاهي به وضعيت روابط كاربران ايراني مي توان دريافت، بيشتر به طور خاص گرايش به ارتباط با جنس مخالف دارند و گروهي نيز از سر كنجكاوي يا تمايل به آشنايي با فرهنگهاي ديگر، علاقه مند به ارتباط با ديگران هستند. البته اينگونه روابط با توجه به انگيزه ايجاد آن و سن و جنس دو طرف شكل مي گيرد اما براساس تجربه، بيشتر روابط افراد به ويژه در سنين پايين تر استمرار نمي يابد.

 

لذت آشنايي يا دام اخلاقي؟

 

با گسترش شبكه هاي اجتماعي، كاربران جوانتري به اين عرصه وارد مي شوند. اين در حالي است كه بيشتر پدر و مادرها از اين مساله آگاهي ندارند. چنانكه در پژوهشي معلوم شد،67 درصد از والدين آمريكايي از اينكه فرزندانشان در سايت هاي شبكه اي فعاليت مي كنند، اطلاع ندارند.

 

شخصيتهاي غيرواقعي

 

«برزگر» پژوهشگر مسايل اجتماعي دراين باره مي گويد: از آنجا كه بيشتر كاربران با شخصيتهاي غيرواقعي در اين شبكه ها ظاهر مي شوند، امكان بروز آسيبها براي افراد وجود دارد. زيرا ممكن است اين روابط از دنياي مجازي به زندگي واقعي كشيده شود، چنانكه هرساله صد ها كودك و نوجوان به دليل ناآشنايي نسبت به واقعيت هاي فضاي مجازي، قرباني خشونت ها و زورگيري ها مي شوند.

 

رغبت برخي كاربران به موضوعات سخيف

 

اين پژوهشگر ادامه مي دهد: هم اكنون امكان دسترسي به صد ها شبكه اجتماعي وجود دارد. اما آنچه بيش از هر چيز در اين فضا ها خودنمايي مي كند، تاكيد بر روابط دوستانه است. از اين رو فضاهاي مجازي، مي تواند آسيبهايي را به همراه داشته باشد به خصوص آنكه پژوهشها نشان داده اند كه رغبت برخي كاربران به موضوعات سخيف بيش از مسايل كارآمد است. چنانكه  دان زارلا، متخصص رسانه با بررسي بيش از 12هزار لينك در «فيس بوك» دريافت، لينك هايي كه درباره روابط جنسي باشد، 90 درصد بيش از لينك هاي ديگر، توجه كاربران شبكه اجتماعي را جلب مي كند.

 

فريبكاري با هويت مجازي

 

«فهميزي» نيز به آسيبهايي در اين زمينه اشاره مي كند و مي گويد: گاهي اوقات كاربران فضاهاي مجازي، آسيبهايي را تجربه مي كنند كه مي تواند شامل آسيبهاي روحي شديد، فرار از خانه، نابودي حيثيت و آبروي اجتماعي و حتي زيانهاي مالي به خانواده باشد.

وي درباره راهكارهاي پيشگيرانه نيز مي گويد: بايد با روشهاي ايجابي فرهنگي، نوجوانان و جوانان را در خصوص زيان ها و عوارض اين پديده به شناخت و روشن بيني رساند تا با اراده شخصي و از سر آگاهي، توانايي گرفتار نشدن در دام اين فناوري ها را به دست آورند.

«زهره حسيني» معاون شبكه اجتماعي تبيان نيز يادآوري مي كند: ايجاد هويت هاي مجازي و فريبكاري، وارد شدن به حريم شخصي ديگران و تجاوز به آن و بحران شخصيت، از آسيب هايي است كه مي تواند در پي ايجاد چنين روابطي به وجود آيد. افرادي كه دچار اعتياد به گفت و گوي اينترنتي هستند، بيش از اندازه درگيرِ روابط اينترنتي اند و احتمال اينكه به مسائل غيراخلاقي نيز آلوده شوند بالاست. چنانكه در ميان اين افراد، به تدريج دوستي اينترنتي جايگاهِ روابط خانوادگي و دوستان قديمي را مي  گيرد، كه اين اعتياد در بيشتر موارد به شكست در ازدواج  ها و تزلزل در روابط خانوادگي مي انجامد. 

  

 

تکامل

توسط محبوبه علی پور | جمعه دهم تیر ۱۳۹۰ |
شبکه ای برنامه ای درباره درندگان وتکاملشان نشان میدهد. من فکر میکنم آدمهای این روزگارهم به موازات تکاملشان در درندگی رشد داشته اند......

آرامش قلبی

توسط محبوبه علی پور | جمعه دهم تیر ۱۳۹۰ |
سپهر پسر هشت ساله خواهرم محکم خواهرم را در آغوش میگیرد خواهرم میگوید خیلی محکم بغلم کردی  سپهر میگوید : اینجوری قلبم آروم میگیره...

توسط محبوبه علی پور | جمعه دهم تیر ۱۳۹۰ |
 

چندروز است که باشدت وحدت گیر سه پیچ به شرایط زندگیم داده ام نمیدانم برای این  شرایط وسرگردانی من مقصرم یاخدا؟....

 

توسط محبوبه علی پور | دوشنبه ششم تیر ۱۳۹۰ |
دلگیر دلگیرم از غصه میمیرم... مرا مگذارومگذر.....

روی خط زندگی

توسط محبوبه علی پور | دوشنبه ششم تیر ۱۳۹۰ |
بعد ازچندین ماه فیلتر شدن خانه ات امروز بار دیگر نعمت دیدار خانه ات  به لطف تسامح دوستان فناوری میسر شد .ذوق میکنم از دیدن این پنجره اغلب بسته . صورتم را روی دیوارخانه ات می کشم . عطر رج رج آجرهایش را بی هراس وبیتامل به ریه هایم میکشم . من چقدر امروز خوشبختم... با انگشت  دستی روی درگاه این خانه میکشم ...دلم میخواهد سرفروببرم میان باغچه ولای شاخه شاخه شمعدانی اش تا میتوانم هق هق کنم. من روزهاست پر اشکم .پر بغضم....وای که من چقدر امروز خوشبختم...

سلامت خانواده سرمایه گذاری برای توسعه جامعه است

توسط محبوبه علی پور | دوشنبه ششم تیر ۱۳۹۰ |

دکتر مصطفی اقلیما :طی روزهای اخیر با رسانه ای شدن   چند پرونده خشونت وتجاوز به عنف در  کشور، بار دیگربسیاری  مقوله تربیت جنسی فرزندان را مطرح کردند وانگشت انتقاد را به سوی خانواده ها نشانه رفتند .که این نظر نیاز به بازنگری دارد . زیرا   خانواده  خود نیز معلول شرایط جامعه است . اگر ما به راستی به دنبا ل پرورش ا فرا د سالمی هستیم باید زمینه پایه ریزی  خانواده سالم را فراهم کنیم . خانواده ای که افراد

 آ  ن در  رفاه، امنیت و احترام متقابل  زندگی میکنند. البته برای رسیدن به این زندگی مطلوب نیاز به زیر ساختهایی است که باید جامعه ان را فراهم کند. زمانی که  جامعه  به خانواده توصیه میکند شرایط ازدواج جوانان را تسهیل کند

خودش نیز باید شرایطی نظیر اشتغال مناسب ، رفاه ونشاط  بیشتر را فراهم کند. درغیر اینصورت جامعه سعی کرده  تمام مسوولیتها را به عهده خانواده واگذار کند .

همچنین مساله  عدم توجه به تربیت جنسی مطرح می شود که قابل قبول نیست .چراکه وقتی فردی به این شرایط میرسد که اینگونه  به آزار دیگران بپردازد درواقع او نشان میدهد که  تحت فشارهای متعدد  است واز لحاظ سلامت روانی با مشکلاتی مواجه است  .

برخی نیز در واکنش به  حوادث رخ داده به مساله پوشش قربانیان اشاره کرده ومحرک دانسته اند که این نظرنیز  چندان منطقی وعلمی نیست . زیرا شواهد حکایت از آن دارد که دربرخی جوامع وضعیت پوشش زنان مناسب نبوده  اما آمار خشونت یا تجاوز به عنف آنقدر نیست . البته  در برخی پرونده های موجود،  متجاوزانی نیز  متاهل بود ه اند بنابراین مشکلی به لحاظ جنسی نباید داشته باشند. به این ترتیب .باید گفت ؛ برای داشتن جامعه ای سالم وبا حداقل آسیبهای اجتماعی ابتدا باید به بنای خانواده ای سالم اندیشید . خانواده ای که پدرو مادرناگزیر  به چند پیشگی    نباشد وفرصت بیشتری رابرای زندگی درکنار فرزندان داشته باشد . جامعه ای که فرزندا ن در فضای آموزشی تحصیل کنند  که معلمان و استادان  دغدغه معیشت ورفاه را نداشته باشند و تمام وقت به رشد دانش آموزان بیاندیشد . سپس این افراد پرورش یافته ، بسترهای مناسبی برای اشتغال ورفاه در اختیار داشته باشند و به عنوان عنصر سازنده ، مشارکت کنند . اینگونه هرقدر ما به سلامت ورفاه خانواده فکر کنیم درواقع برای سلامت وتوسعه جامعه سرمایه گذاری کرده ایم .

ارمغان حذف یارانه شیر/ استخوانت سخت تر خواهد شکست

توسط محبوبه علی پور | دوشنبه ششم تیر ۱۳۹۰ |

هرساله براسا س سنتی مرسوم به بهانه های مختلف شاهد گرانی برخی اقلام مصرفی    ازجمله شیر    هستیم .چنانکه سال گذشته دلیل گرانی شیر از 250 تومان به 350 تومان  دسترسی بیشتر مردم به شیر وتولید بیشتر آن ؛ عنوان شد  این بارنیز قرعه این افزایش قیمت نصیب طرح هدفمندی یارانه ها شد. طرحی که قرار است تکیف افزایش قیمت را  تا 15 ماه جاری اعلام کند.

این  درحالیست که بسیاری  موافق نیستند.درتازه ترین خبر ؛ 'زهرا عبداللهي' رئیس اداره بهبود تغذه جامعه وزارت بهداشت  اظهارداشت:  وزارت بهداشت نگران آن است كه با حذف يارانه شير، ميزان مصرف شير در ميان اقشار كم درآمد كاهش يابد.

وي اظهار داشت: طبق مطالعات انجام شده در خصوص بررسي مصرف روزانه شير در خانوار، متوسط سرانه شير و مواد لبني در كشور 129 گرم در روز است در حالي كه مصرف روزانه 240 گرم شير توصيه شده است.

رييس اداره بهبود تغذيه جامعه وزارت بهداشت، خاطرنشان كرد، مصرف شير در جامعه به دو عامل فرهنگ سازي و آگاهي دهي و قيمت مناسب شير بستگي دارد.

 

وي افزود: شير مهمترين منبع تامين كلسيم است و كمبود مصرف كلسيم نيز موجب تشديد بيماري هاي پوكي استخوان و نيز افزايش فشار خون در بيماران قلبي مي شود.

رييس اداره بهبود تغذيه جامعه وزارت بهداشت تاكيد كرد، پيشنهاد اين وزارتخانه اين است كه يارانه شير به هيچ عنوان نبايد حذف شود و شير همواره بايد با قيمت منطقي در اختيار مردم قرار گيرد.

عبداللهي خاطرنشان كرد، هزينه هاي درمان و مراقبت ناشي از بيماري هاي كمبود مصرف كلسيم مانند شكستگي هاي خودبخود استخوان بسيار بيشتر از ميزان يارانه شير است و هزينه هاي فراواني را به بخش درمان و سلامت كشور تحميل مي كند.

وي يادآور شد، كارشناسان وزارت بهداشت در تمام جلسات مربوط به هدفمندي يارانه ها شركت مي كنند و ما نظرات خود را به صورت شفاهي و كتبي به مسوولان ذيربط اعلام كرده ايم.

*

درحالی وی برعدم موافقت نظام سلامت دراین زمینه تاکید دارد که سالهاست نهادها وگروههایمتعدد  در عدم موافقت با گرانی شیر اظهارنظر کردند چنانکه در  سال 87  مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی نیز  طی گزارشی   ایران را در فهرست کشورهایی که کمترین یارانه را در بخش صنعت شیر پرداخت میکند دانست  واعلام کرد  : ضمن مقایسه سرانه مصرف شیر در ایران و اروپا، مشخص شده است مصرف سرانه شیر سالانه هر ایرانی 91 کیلوگرم و مصرف سرانه شیر یک شهروند اروپایی حدود 300 کیلوگرم است.

 

همچنین مرکز پژوهشهای مجلس اعلام کرده است ضرر اقتصادی مصرف کم لبنیات چندین برابر یارانه شیر است. بر اساس این گزارش، زیانهای اقتصادی بعضی از بیماریها نظیر پوکی استخوان را که در نتیجه پایین بودن مصرف شیر و فرآورده‌های لبنی ایجاد می‌شوند، چندین برابر یارانه شیر ارزیابی می‌شود.

*  برنامه  چهارم توسعه  وایمنی غذایی

درحالی  هرساله شاهد افزایش قیمت شیر هستیم که براساس برنامه چهارم توسعه و  سند ملی توسعه فرابخشی امنیت غذا و تغذیه کشور ، ازمحورهای قابل توجه دراین زمینه ؛ تاکید بر ایمنی غذایی است. چنانکه درهمین سند  آمده است در گزارش بررسی الگوی مصرف مواد غذایی سالهای 81-1379نیز دریافت کلسیم، آهن و ویتامین B2 در حد میانگین کل کشور کمبود نشان می‌دهد. متوسط دریافت کلسیم در مقایسه با مقادیر توصیه شده در سطح میانگین کل فقط 57% مقادیر توصیه شده روزانه می باشد. این امر به دلیل افزایش مقادیر توصیه شده نیاز به کلسیم از طرف مراجع بین المللی به میزان 2 برابر مقادیر پیشنهادی قبلی است. متوسط دریافت کلسیم نسبت به بررسی 10 سال گذشته هم چنان دچار کمبود بوده و کمتر نیز شده است.

همچنین کلسیم و روی نیزاز  ریزمغذیهایی هستند که کمبودشان در کشور مشهود  است. گزارشات موجود حاکی از آن است که حداقل 6 میلیون نفر از جمعیت کشور دچار پوکی استخوان هستند و از این تعداد، سالیانه حدود 120 هزار نفر دچار شکستگی لگن خاصره شده و حداقل 20 هزار نفر از آن ها به دلیل عوارض جانبی جان می دهند و 50% آن ها دچار معلولیت شده و قادر به بازگشت به کار خود نیستند. مصرف ناکافی شیر و لبنیات علاوه بر آنکه علت عمده کمبود دریافت ویتامین A و B2 در کشور است از عوامل مهم و موثر در بروز کمبود کلسیم نیز می باشد.

* رنج پوکی استخوان

براساس داده های جدیدنیز سن پوکی استخوان درکشورمان به به 45 سالگی رسیده در حالی که این سن در دنیا 70 سالگی می باشد .همچنین بنابر پژوهشی مشخص شده است  47 درصد زنان و 44 درصد مردان بالای 50 سال در ايران دچار کمبود تراکم استخوان هستند وچهار و شش دهم درصد  افراد 20 تا 70 سال در ايران به پوکی استخوان در ستون فقرات مبتلا هستند. همچنين از هر 4 زن ايرانی بالای 50 سال، يک نفر به پوکی استخوان مبتلاست.

بررسی دیگری نیز حکایت از ان داردکه ، نيمی از زنان بالای 45 سال و 90درصد زنان بالای 75 سال در ايران به پوکی استخوان مبتلا هستند. همچنین ميزان پوکی استخوان در زنان، 4 برابر مردان ذکر شده است و شکستگی ناشی از آن در زنان، دو برابر مردان شايع است.

 

 

 

آموزش وپرورش دردسترس نیست

توسط محبوبه علی پور | چهارشنبه یکم تیر ۱۳۹۰ |

 

ضرورت نگاه آگاهانه به عفاف وحجاب در کتب درسی

 

 سالهاست   بحث گسترش  فرهنگ  عفاف وحجاب  از سوی متولیان  گوناگون  مورد توجه است  و حتی  دراین زمینه  اعتباراتی  در نظر گرفته شده ،  چنانکه سال گذشته ااعلام شد ؛ ؛نزدیک به 30 میلیارد تومان برای مبارزه با بدحجابی و

 بی حجابی به  نهادهای متعدد دولتی  اختصاص داده شد ه است . اما با تمام این تلاشها ، مقوله عفاف وحجاب همچنان از مباحث قابل تامل  در جامعه محسوب می شود.  

* نظام اموزشی و عفاف وحجاب

ازنهادهایی که میتواند در گسترش فرهنگ عفاف وحجاب موثر باشد   " وزارت اموزش وپرورش " است .

تهمینه اسدی ، مشاور تحصیلی با تاکید برنقش موثر بیش از 12 میلیون دانش آموز در ترویج فرهنگ عفاف وحجاب میگوید :  با توجه به اینکه  از   مراحل موثردر  کسب  هویت دینی   دوران کودکی ونوجوانی است  . نظام اموزشی میتواند با هدایت  این گروه نسلی پایبند به شعائر  وباورهای دینی پرورش  دهد. نسلی که سایر نهادها وساختارهای جامعه را نیز تحت تاثیر  قرار  دهد . البته مهمترین مساله  دراین زمینه  اطلاعات و نحوه ارائه آن است تا در تفکر دانش آموزان به طور عمیق نهادینه شود.

ابراهیم پور ، مدیر مرکز حجاب ریحانه النبی نیز  دراین باره اظهار میکند: گرچه نسبت به سالهای گذشته وضعیت ترویج فرهنگ عفاف وحجاب در مدارس وکتب تالیف شده بهبود پیدا کرده است اما هنوز هم به برنامه ونگاه جامع ونوینی  دراین عرصه نیازاست  که این نوع نگاه در مدارس شکل نگرفته  ومحقق نشده است.

حیدری  کارشناس مدیریت آموزشی  نیز خاطر نشان میکند  : گرچه درحال حاضر رسانه ها رقبای قابل تاملی  برای نظام آموزشی ما محسوب می شوند اما هنوز هم این ساختار نقش موثری در تربیت وپرورش  دانش آموزان دارد. بنابراین  نظام آموزشی باید در کارکرد های خود نظیر انتقال باورها وارزشهای دینی به نسلهای جوان به این مساله توجه داشته باشد. همچنین در آموزش مفاهیم دینی بایدبه  عناصر موثری همانند  ؛ آموزش به هنگام ،برنامه های جانبی موثر ،  جلسات پرسش وپاسخ ، کتب درسی  دقت داشت  .

این کارشناس می افزاید  :  امروزه  جلوه های از عفاف وحجاب را میتوان در کتب درسی دید اما برخی تصاویر ومتنها به خصوص در قالب داستان  ، مثالها  در مباحث تجربی مطرح می شود که گاه این شائبه را القا میکند  که در  کتب ما به این مساله کمتر توجه می شود .حال انکه  نظام اموزشی ما نسبت به سایر نهادهای مسول دراین مقوله بیشتر تلاش کرده است ..البته چنانچه به این مساله بابرنامه ریزی و آگاهانه  توجه شود   ثمرات بیشتری خواهد داشت .

اسدی نیز معتقد است : از انجاکه  سالانه 140 میلیون نسخه  کتاب درسی درکشور منتشر می شود ودرصدی از این کتابها به طور خاص به آموزش مفاهیم دینی می پردازد .این کتابها می توانند در ترویج فرهنگ عفاف وحجاب موثر باشند . اما بیان   این اثربخشی به پژوهشهای دقیق در زمینه های قالبی  ، محتوایی و بررسی مقایسه ای ونحوه طرح مفاهیم نیاز دارد..اما به طورکلی  آموخته های کتب درسی باید متناسب  با نیازها وشرایط زمانی  مخاطب باشد وتغییراتی که درکتب درسی رخ میدهد محدود به ظاهر، قالب وعنوان  نباشد.

همچنین ابراهیم پور با اشاره به تدریس  کتاب مروارید بهشتی در مدارس ابتدایی مرتبط با مرکز حجاب ریحانه النبی  اظهار میکند: بابررسی اجمالی میتوان ضعفهایی رادر کتب درسی مشاهده کرد. از این رو سعی شده در 113 مدرسه وابسته به این مرکز درسراسر کشور درفضایی جدید و فارغ از کتابهای درسی مرسوم آموزشهایی درزمینه عفاف وحجاب داده شود.

* برنامه هایی درحد وعده

نظام آموزشی ما با پشتوانه سیاستهای کلان جامعه برنامه هایی متنوعی را برای گسترش فرهنگ وعفاف  در مدارس مطرح کرده است .  با نگاهی به اخبار مربوط به  این برنامه ها میتوان سال گذشته را رونق این تلاشها دانست . خبر  تربیت و جذب 25 هزار مدرس حجاب یا حجاب پژوه از این برنامه هاست که مهری سویزی مدیر کل امور زنان وزارت آموزش و پرورش وقت  اعلام کرد . وی همچنین  در سال گذشته به  برگزاری 12هزار و 400 نشست دانش‌آموزی و پرسمان دینی به منظور رفع سوالات و ابهامات و انجام طرح‌های پژوهشی  اشاره داشت .

 

از دیگر برنامه های که سال گذشته متولیان نظام آموزشی کشور وعده اجرای آن راتا مهرماه دادند  مقوله تدریس  کتاب  «حجاب و عفاف» بود. کتابی که بنابراظهارنظر محمد بنیادی فرمانده مركز بسيج فرهنگيان  ؛ کتابی علمی  تحقیقاتی است که  نگاهی بدون افراط و تفریط به حجاب دارد.

 

 

 * سکوت اصل ماجرا  

از انجا که طرف اصلی این مطلب وزارت اموزش وپرورش است .برای تکمیل آن ،  تماسهای متعدد ومکرری  با معاونتها وبخشهای مختلف انجام شد که بینتجه ماند .

 

نگاتیو

توسط محبوبه علی پور | چهارشنبه یکم تیر ۱۳۹۰ |
تاریک، روشن است

روشن تاریک

نگاتیو شده ایم

موهای تو دیگر سیاه نیست

موهای من هم

و می توان

از شیشه ی بدن هامان

خطوط مبهم یک تخت منهدم رادید.  

* ورطه

مثل من

توسط محبوبه علی پور | چهارشنبه یکم تیر ۱۳۹۰ |
امروز روزنامه شرق درصفحه چهره مصاحبه جالبی با رامبد جوان داشت .من با این  اقای هنرمند هم سنم پس براساس صحبتهایش درباره زندگی شخصی ام قضاوت میکنم.

حرفه من نیز خیلی حسود بوده  برای همین فقط در زندگی همین دلبستگی را دارم. چون خودخواه نبودم لذت زندگی را درک نکردم. من هیچوقت کارگردان خوبی نمی شوم چون اهل معاشرت چندان نیستم.مطالب زیادی درخوابمینویسم که اگر در بیداری مینوشتم  حسابی مشهور میشدم.من حسرتهای بیشماری را تجربه میکنم  چون نمی توانم همزمان در زمانها ومکانهای متفاوتی حاضر شوم...

چو خواهی که نامت بود جاودان  مکن نام نیک بزرگان نهان

توسط محبوبه علی پور | چهارشنبه یکم تیر ۱۳۹۰ |
برخی آدمها بزرگند آنقدر بزرگ که تاریخ با همه بی رحمیش نمیتواند وجود آنها را کتمان وانکارکند یابرتریشان را نادیده بگیرد . استاد فروزانفر  از این گروه است . استادی بیبدیل که به ادعای بسیاری از استادان ادبیات فارسی اعجوبه ای بوده است . ازمهمترین شاخصه های این مرد بزرگ میتوان به اطلاعات فراوان. حافظه قوی وصراحت کلام اشاره کرد.چنانکه دریکی از سفرهایی که به عربستان داشته با خواندن سی  بیت از قصیده  ۱۶۰ بیتی زیبا ی برده به زبان عربی  که در وصف حضرت رسول (ص) سروده شده مایه شگفتی سردمداران ان کشور شد. اینجا و اینجا

اما امروز ازمطلبی در سایت آینده دچار شگفتی شدم دراین مطلب به نقل از استاد شفیعی کدکنی  آمده است : که مزار استاد فروزانفر را به یک میلیون تومان فروخته اند اینجا واین امر قابل تامل است.

* همه ادمها نواقصی دارند .دکتر فروزانفرهم چنین بوده است  ولی بنابرحقی  که بر گردن فرهنگ وادب کشورمان دارد نمیتوانیم نام ویادش را از خاطر ببریم

مشخصات وب
چند خط در میان زندگی .... ازروزگار کاغذی یک زن
آرشیو وب
  • بهمن ۱۴۰۱
  • مرداد ۱۳۹۷
  • آبان ۱۳۹۶
  • شهریور ۱۳۹۶
  • مرداد ۱۳۹۶
  • تیر ۱۳۹۶
  • دی ۱۳۹۵
  • مهر ۱۳۹۵
  • مرداد ۱۳۹۵
  • تیر ۱۳۹۵
  • خرداد ۱۳۹۵
  • اردیبهشت ۱۳۹۵
  • فروردین ۱۳۹۵
  • اسفند ۱۳۹۴
  • بهمن ۱۳۹۴
  • دی ۱۳۹۴
  • آذر ۱۳۹۴
  • آبان ۱۳۹۴
  • مهر ۱۳۹۴
  • شهریور ۱۳۹۴
  • مرداد ۱۳۹۴
  • تیر ۱۳۹۴
  • بهمن ۱۳۹۲
  • دی ۱۳۹۲
  • آذر ۱۳۹۲
  • آبان ۱۳۹۲
  • مهر ۱۳۹۲
  • شهریور ۱۳۹۲
  • مرداد ۱۳۹۲
  • تیر ۱۳۹۲
  • خرداد ۱۳۹۲
  • اردیبهشت ۱۳۹۲
  • فروردین ۱۳۹۲
  • اسفند ۱۳۹۱
  • بهمن ۱۳۹۱
  • دی ۱۳۹۱
  • آرشيو

B L O G F A . C O M

تمامی حقوق برای چند خط میان زندگی محفوظ است .