چند خط میان زندگی

از روزهای دور خبرنگاری تا این روزها که  نویسنده ام

  • صفحه اصلی
  • پروفایل
  • آرشیو
  • عناوین مطالب

هديه سال نو من به دوستان

توسط محبوبه علی پور | یکشنبه بیست و هفتم اسفند ۱۳۹۱ |

قاب

توسط محبوبه علی پور | یکشنبه بیست و هفتم اسفند ۱۳۹۱ |

توسط محبوبه علی پور | یکشنبه بیست و هفتم اسفند ۱۳۹۱ |
آینه‌ها هرچه می‌بینند
می‌گویند
کوه‌ها هرچه می‌شنوند

نور
صدا
تصویر
همه برمی‌گردند
الا تو 
که فقط رفته‌ای...

..مریم ملک‌دار..

توسط محبوبه علی پور | یکشنبه بیست و هفتم اسفند ۱۳۹۱ |

شعری ناتمام بود
بوسه‌ای که 
که از لب‌هایمان 
تراوید؛
راستی ! شنیده‌ام این روزها
چیزی زمزمه می کنی!

* علي مهجور

توسط محبوبه علی پور | یکشنبه بیست و هفتم اسفند ۱۳۹۱ |
من شرم کردم 
من چشم دزدیدم 
غافل از این که شرم زن ها
دعوت به عشق است !

* نزار قباني 

زنها مث همن

توسط محبوبه علی پور | یکشنبه بیست و هفتم اسفند ۱۳۹۱ |

اوا فکر می کنه موجود خوش بختی نیست و امکان عاشق شدن و عاشق داشتن رو نداره. عمه جانش بهش میگه:

«لیدی هرف: مهم تر از همه. هیچ وقت خودتو یه قربانی تصور نکن! همه زنها مثل همن.»


بالماسکه دزدان/ ژان انوی/ فهیمه موسوی/ نشر افراز/1390

* با تشكر از آقاي مزيدي

تلنگر

توسط محبوبه علی پور | شنبه بیست و ششم اسفند ۱۳۹۱ |
http://www.alef.ir/vdcaw6n6049nai1.k5k4.html?181607

ما كوزتيم ، نه؟؟!!!

توسط محبوبه علی پور | شنبه بیست و ششم اسفند ۱۳۹۱ |


 

نمي دانم چرا هوس مي كنم چرخي در خيابانهاي اعيان نشيني شهر بزنم وبه فروشگاههاي مجللش سرك بكشم. هنوز به اين برنامه فكر مي كنم كه فرنگيس تلفن مي زند ومي گويد: مياي يه سربريم بازار؟! و اينطوري گروه 4   نفره ما راهي ميشوند تا حالي از بازار بپرسد. سودابه با خنده مي گويد: بچه ها !  مث اين قديم ها  قبيله اي  زديم بيرون  ؟ نيگا چطوري نيگامون مي كنن؟

فرنگيس جواب مي دهد:  اونا به خاطر سرووضعمون نيگا ي كنن.  آخه كدوممون تا حالا كيف 300 هزارتومني خريديم.پشت ويترين مغازه اي  ميخ مي شويم پيراهنهاي مجلسي  ميدرخشند

 هنوز وارد مغازه نشديم  كه ماشين شاسي بلندي ترمز مي كند و خانمي با چادرنگين دوزي شده وارد مغازه مي شود.كتايون  سقلمه اي به سودابه   كه دهانش باز مانده ، مي زند ومي گويد: سودي ! خوبي ؟!! سودابه   كه زل زده به  مغازه  جواب مي دهد:نيگا كن داره لباس خوشگله كه گفتم برمي داره .فرنگيس مي گويد:  بيا بريم يه چيزديگه ببينيم كه قد جيبمون باشه. سودابه غمگين مي  گويد: ما كوزتيم نه ؟  مي گويم : چرا كوزت؟  خيلي هم وضعمون خوبه .تو منو داري منم تورودارم.  فرنگيس نگاهم مي كند وادامه مي دهد: تو به چه دردش مي خوري تورو كه نمي تونه يك تومن بفروشه يه لباس بخره؟ سودابه مي خندد  ومي گويد: فرنگيس تورو چند مي خرن؟ فرنگيس خودش را كنار سودابه جا ميدهد ومي گويد: آخرين مزنه ا م نمي دونم ،اما يكي يه روزي بهم گفته بود يه دنيا مي ارزم!! كتايون  جواب مي دهد:  اون  عصرحجر بود! فرنگيس ادامه مي دهد: پس گرونتر شدم . عتيقه  ام ، نه ! سودابه  ساعتي را نشان ميدهد ولي پايمان پيش نمي رود تا قيمتش را بپرسيم . مي گويم : اين 300 تومن كمترنيس؟ كتايون مي گويد: يك تومنه ! فرنگيس باخنده مي گويد : كتي! همين نيم ساعته  حسابي بازاري شدي ، يك تومن!  سودابه با شجاعت وارد مغازه مي شود و بيرون مي آيد : نهصد تومن. فرنگيس مي گويد:  بچه ها ! خودتون رو بتكونين  ببينيم اونقدرجنم دارين كه ازتون نهصد  تومن دربياد.؟ كتايون جواب مي دهد: من اگه هفتاد پشتم هم بتكونم نهصد تومن در نمياد. فرنگيس ادامه ميدهد: تو بتكون بقيه اش با من.سودابه مي گويد: ما اگه عرضه داشتيم به جاي تكوندن خودمون واعوان انصارمون يه لا مروت ديگه رو بتكونيم الان مث اون خانومه گل درشته ، يكي حسابي برامون جيب مي تكوند.هنوز حرفش تمام نشده كه بازهمان خانم چادرگل دار سروكله اش پيدا مي شود وانگشت مي گذارد روي همان ساعت تهصد تومني. فرنگيس مي گويد:           بچه ها بيان بي خيال بازار شيم   ،چون اين خانومه امروز مامور سرويس كردن اعصاب وروان ماشده  هي چپ وراس مي خواد فك مون با آسفالت يكي كنه ها . سودابه با بغض ميگويد:  بچه ها ما كوزتيم نه؟؟؟

 

قهرمانان  عرصه توليد وساده زيستي را معرفي كنيم

توسط محبوبه علی پور | شنبه بیست و ششم اسفند ۱۳۹۱ |

در گفتگو با دكتر رزاقي ، اقتصاددان  مطرح شد

 

عرضه مانتوهاي 18 ميليون توماني ، جولان پورشه 450 ميليون توماني ، رونق  معامله پنت هوسها به قيمت متري 30 ميليون تومان ... چندان شگفت زده نشويد  اين ارقام واخبار  تنها گوشه اي از زندگي اشرافي برخي  هموطنان ماست كه  گاهي به رسانه هادرز

 مي كند . البته اين تمام ماجرانيست زيرا درحاليكه بنابر گزارشهاي بين المللي كشور ما  رتبه نخست تورم را در منطقه ورتبه ششم جهان را دراين زمينه     از آن خود كرده است ،  حتي طبقات ضعيف   به طورافراطي به مصرف زدگي وتجمل گرايي رغبت نشان مي دهند .   اما چرا؟

·        بي خرداني كه با كلاس شدند

 

دكتر ابراهيم رزاقي ، اقتصاددان در پاسخ  مي گويد:     فرهنگ مصرفي كه اين روزها دربرخي خانواده هاي ايراني مشاهده مي شود  سابقه نداشته وپيش ازاين خانواده ها  براسا  س  باورهاي ديني وفرهنگ ايراني ، فرهنگ مصرفي  متعادلي داشتند . درواقع كساني كه به دنبال مصرف زدگي افراطي بودند ، حتي اگر توان اقتصادي بالايي نيز داشتند به عنوان " بي خرد": شناخته مي شدند . اما  گرايش به مصرف گرايي طي سه دوره ، در جامعه ايراني رواج يافته وفرهنگ وارزش تلقي شده است .نخست   در دوره رضا خان وبراساس سياستهاي تجدد طلبانه وي    وسپس بعد از كودتاي 28 مرداد ونفوذ غربي ها  وآخرين مرحله  پس از پايا ن جنگ  تحميلي ، مردم به دنبال مصرف گرايي بودند.  البته    درجامعه   غربي نيز ،  از پنجاه سال پيش در حد فاصل دو جنگ جهاني اول ودوم ، گرايش به مصرف گرايي براي  حفظ توليد ترويج مي شد، براي اين موضوع حتي وامهايي در اختيار مصرف  كنندگان قرار گرفت . اينگونه دولت براي رهايي از بحران وجلوگيري از فروپاشي نظام سرمايه داري برمصرف تاكيد كرد.

·        مصرف زدگي  از  توليد ثروت  تا نابودي اقتصا د؟

اين دكتراي توسعه اقتصادي از دانشگاه سوربن مي افزايد:  درواقع  مصرف كردن يكي  از ابزار ارتقا  ثروت جامعه شد  اما  مي توانست پس از مدت نيز به بن بست برسد .  بنابراين  درادامه اين شيوه  روي ذهن مردم كاركردند ومتوسل به تبليغات كالاها   والگوسازي مصرفي شدند .اينگونه با بهره مندي از محبوبيت   اقشاري همانند  ورزشكاران و هنرمند ان    ذائقه  مصرفي مردم را هدايت كردند. همچنين  دركناراين شگردها ، با آموزش مفاهيم مورد نظر خود  به تغيير فرهنگ پرداختند   . به اين ترتيب به جامعه القا كردند كه "آدم عاقل، به دنبال لذت خود است و  به دنبال رفاه و آسايش خود است. " اين درحا لي صورت گرفته   كه  در قبال  اين  آسايش   بهايي به آرامش مصرف كننده ندادند   .

وي با تاكيد بر  اينكه گرچه رويه مصرف زدگي در  درجهان سوم نيز  ترويج  شد  اما همه جذب

اين بازار نشدند  ، مي گويد: در كشورما نيز با اتكا به درآ مدهاي نفتي ومواد خام  برخي به اين سبك زندگي  وارد شدند  ، به طوري كه اگر   وسع اقتصادي چنداني نداشتند براي همسو شدن با فرهنگ مصرفي ،  سعي  كردند  جلوه هاي اين زندگي را نمايش دهند  حتي اگر فقط يك  پاكت سيگار خارجي در  دست بگيرند يا ماهي يك بار به رستوران مجللي بروند   بازهم تلاش كردند اين گونه سبك  زندگي را كه حال به عنوان ارزش و نشانه  برتري تلقي مي شود را نشان دهند..

  اين استاد دانشگاه   مي  افزايد:   افرادي كه به اين وادي مي افتند ديگر  به دنبال رفع رضايت دروني نيستند وبه طور اغراق آ ميزي به ثروت اندوزي ؛ مصرف زدگي و  خودنمايي مي پردازند تا خودرويي گرانتر ، خانه اي مجلل تر  را به ديگران نشان دهند .  درواقع آنان بيماراني هستند كه  متوجه  مشكل خود نمي شوند وحتي از اين رويه   تعبير به موفقيت و زرنگي مي كنند.

·        گنجهاي بادآورده اي كه صرف رنجهاي بيشتر مي شود

 

با آنچه خوانديد بايد پرسيد ، چگونه مي توان جامعه را در برابر آفتهاي مصرف زدگي مصون نگه داشت؟

دكتررزاقي با تاكيد براين كه راهكارهاي متعدد ي براي رفع اين معضل قابل طرح  مي باشد چنانكه      اين  شيوه ها  در ساير كشورها  رايج است و  ازاين رو آفتهاي مصرف زدگي و درآمدهاي باد آورده دراين جوامع به اندازه   كشور ما تهديد كننده     محسوب نمي شود ،  مي گويد: طي سالهاي اخير   درآمد كشور  از محل   صدورنفت  به بيش از 100ميليارددلار رسيده    درحاليكه   درصد بالايي ازاين درامد ها صرف واردات  كالاهاي مصرفي به كشور مي شود .  درواقع  ما مواد خام

مي فروشيم تا با  پول  آن مواد مصرفي  وارد كنيم . درحالي كه بايد با  سياستهاي اقتصادي مناسب مانع صدور مواد خام وواردات مواد مصرفي شد   تا به اين ترتيب اقتصاد وتوليدداخلي نيز رونق بگيرد     حتي  سرمايه گذاران را به اين سو هدايت كرد ،  چنانكه امام راحل(ره)  نيز در وصيتنامه سياسي والهي خود تاكيد   مي كنند كه "ثروت مشروع را بايد  به سوي مزارع و كارخانه ها كشاند   ".  همچنين   گروههاي مرجع همانند  استادان  دانشگاه ،فرهيختگان وروحانيون  نيزبايد   از  فرهنگ مصرفي ايراني دفاع كرده  و  جامعه را به اين سو دعوت كندد.   

راهكارديگرنيز ،  تاكيد  بر گرفتن ماليات از افراد ي است كه  مصرف بالايي  دارند  زيرا اين شيوه  ضمن آنكه باعث تقويت اقتصاد كشور مي شود منجر به تعديل در رفتارهاي فخر فروشانه وتجمل گرايانه    مي شود    .  از سوي ديگر نظارت دستگاه  قضايي  بر شيوه هاي مال اندوزي نيز مي تواند  دركنترل سرمايه هاي باد آورده موثر باشد      .راهكارديگر آن كه به  خانواده هاي كه  تعادل در مصرف را رعايت مي كنند   به گونه اي اعتمادنفس  بايد داد  تااز خود در برابر طبقه اي كه بادآورده  ثروت ها   را كسب مي كنند ، دفاع كرده  وخود را مرعوب ومغلوب ندانند .  همچنين با سياستهاي درست به  قهرمان سازي والگو سازي  بپردازيم   وقهرمانان عرصه توليد را از كشاورز ،  كارگر و كارآفرين  وحتي خانواده هاي ساده زيست را  معرفي  كنيم .   به خصوص آنكه     اين افراد در جامعه ما  چندان كمياب نيستند وبه فراواني اطراف ما زندگي مي كنند  .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

سال نو مبارك

توسط محبوبه علی پور | جمعه بیست و پنجم اسفند ۱۳۹۱ |
پيشاپيش سال نو بر همه دوستان وبلاگي  مبارك. كه مرا واين خانه را قابل دانسته وميهمان بودند.. هميشه چشم انتظار شما هستم ...




تمام دردسرهاي يك سنت ديرين

توسط محبوبه علی پور | چهارشنبه بیست و سوم اسفند ۱۳۹۱ |

 


 

 

   هنوز چشمها يش گرم نشده كه با صداي مهيبي بيدار مي شود. صداي خنده  چند زن ومرد  در   طنين موسيقي تند وترقه ها  گم مي شود . او  با ناراحتي مي گويد :"   هنوز دو هفته ديگه   مونده اما  اينا از حالا شروع كردن..."

برگزاري چهارشنبه سوري ، با تمام شاديها و ارزشهاي فرهنگي كه مي تواند داشته باشد. چند سالي است كه به چالش بزرگي تبديل شده است. چنانكه بنا بر آمارموجود   ،  سال گذشته 1980 مورد به دليل آسيب  ديدگي مرتبط به حوادث چهار شنبه  سوري به اورژانسهاي كشور مراجعه كرده اند . البته گرچه بنابر اماررسمي  32 درصد آسيب ديدگان اين مراسم را دانش اموزان تشكيل مي  دهند اما    برخي آمارها  بر رقمي  نزديك به 75 درصد  اشاره مي كند.

دكتر مجيد ابهري  رفتارشناس اجتماعي نيز بااشاره به همين آمار مي گويد :    طبق پژوهشهاي انجام شده ،  طي سه سال گذشته ميانگين   سن آسيبديدگان بين 14تا 25 سال  بوده   است .  درواقع مراسمي كه پيش ازاين باعث نشاط و همدلي بوده حال به معضلي بدل شده است زيرا از گذشته هاي دور براي     چهارشنبه  سوري برنامه هاي خاصي  مانند قاشق زني، شب نشيني وجودداشته  و بخشي از آن  آتش افروزي   بوده است .اما طي سالهاي اخير  مردم براجراي مراسم آتش بازي وآتش افروزي آن هم به شكل غيرمتعارف ، بيش از ساير موارد  تاكيد  مي كنند.

·        جاي خالي  گزينه اي  ديگر

به راستي چرا مردم بيش از شب نشيني  و صله رحم به آتش بازي رغبت نشان مي دهند؟

فرخنده  سعادتيان ، كارشناس ارشد علوم  اجتماعي با اشاره به ضرورت تفريح وسرگرمي براي انسان معاصر   مي گويد:  بنابر دلايلي  همانند ماشيني شدن انسان امروزي  فرصت فراغت بيشتري دارد . بنابراين  چنانچه براي اين زمان، برنامه ريزي وسياستگذاري مناسب  صورت بگيرد ، ميتواند نقش موثري  در افزايش   رفاه ، ثروت وسلامت شهروندان داشته باشد.  اما گاه اين مقوله از سوي افراد و متوليان امر مورد غفلت قرار مي  گيرد .  بنابراين  افراد  با برنامه هاي جايگزين سعي  ميكنند  نيازهاي خود را رفع كنند  . براي مثال ، بازارها فضاهاي تجاري هستند اما برخي افراد  بدون آنكه نيازي به خريدداشته باشند به قصد تفريح وسرگرمي پاساژ گردي مي كنند. اگر براي اين افراد ، فرصتها وبسترهاي موثري براي  تفريح وجودداشته باشد به طورحتم به آن سو مي روند.

همچنين اگر   افراد جامعه به آتش بازي بيشتر علاقه مند هستند يعني ديگر گزينه ها نتوانسته رضايت آنهارا جلب كند .پس بايد گزينه هاي ديگري نيز براي تفريح سالم آنها درشب چهارشنبه سوري  مورد توجه قرار بگيرد.

جواد ابراهيمي مشاور خانواده  نيز اظهار ميكند: براي آنكه آسيبهاي هرساله مراسم چهارشنبه سوري  را تجربه نكنيم  بايد براي آن برنامه داشته باشيم .زيراتنها  با ايجاد محدوديت نمي توان  به طور زير بنايي اين آسيبها را كاهش بدهيم. بنابراين با تاكيد بر محدوديتهاي قانوني بايد به سرگرمي نيز توجه داشت چراكه    بخش عمده اي از علاقه مندان به برنامه هاي پرخطر جوانان ونوجوانان وبه خصوص پسران هستند .پس خانواده ها بايد سعي كنند  دركنار فرزندان برنامه هاي جذاب وسرگرم كننده اي براي  آنها  داشته باشند     . نهادهاي  متولي  همانند شهرداريها ، سازمان ملي جوانان  نيز مي توانند   در سالنهاي عمومي وفضاهاي متمركز    با  برنامه هاي  متنوعي همانند اجراي جنگهاي با نشاط،  بازيهاي بومي ومحلي ، موسيقي هاي قومي  ومسابقات مهيج مردم را به سوي تفريح وسرگرمي بي خطر هدايت كنند. رسانه ملي نيز مي تواند با نمايش فيلمها وبرنامه هاي جذاب  بسياري از خانواده ها را در خانه ها سرگرم كند.

دكتر ابهري نيز  با تاكيد بر برنامه ريزي براي  اجراي سالم اين مراسم مي گويد:   آسيب ديدگي چشم ، قطع انگشتان    ازمواردي است كه  فراوان در چهار شنبه سوري  ديده مي شود . زيرا همسو با رغبت بيشتر به استفاده مواد آتش افروز ،  اين وسايل نيز كه اغلب غير استاندارد هستند به وفور درجامعه  عرضه مي شود. به اين ترتيب صدمات يك كار پرخطر با ابزارهاي غير استاندارد بيش از پيش سلامت فرزندان را تهديد مي كند.  اما چنانچه دركنار  برنامه هاي سالم وبي خطر متعارف، وسايل آتش افروزي كم خطر با نظارت وكنترل متوليان آن ، عرضه شود اين مشكلات كاهش خواهد داشت.

 

·        از ترقه تا جرقه

چند روز ديگر به چهارشنبه سوري مانده اما   فروشگاهي كه مواد آتش بازي عرضه مي كنند  ، پر رونق وپر مشتري است.     مادر جوان  فهرستي را كه فروشنده داده بررسي ميكند، آبشارتوسكا 35 هزار تومان ،آبشار ميخك 900 تومان..

كاظمي    كه مادر دوپسر 12 و15 ساله است ، مي گويد: من هرساله خودم  تعداد كمي وسايل آتش بازي كم خطر را براي فرزندانم تهيه مي كنم وبا هم مراسم شب چهارشنبه سوري را برگزار مي كنيم. چون يقين دارم اگر من نظارت نكنم و بي توجه باشم ، خودشان مخفيانه  وسايل آتش بازي راتهيه مي كنند  كه ممكن است با نا آگاهي وپنهان كاري   صدمه ببينند. اما اگر خودم تهيه كنم سعي ميكنم بي صدا ترين وبي خطر ترين وسايل باشند. درواقع با آزادي محدود آنها را راضي

نگه مي دارم.

جمشيد واثق ، يكي از عرضه كنندگان رسمي  وسايل آتش بازي  نيز دراين باره اظهار مي كند: گرچه بسياري از افراد و حتي مسولان   ،عرضه چنين كالاهايي را غير ضروري و خطرناك مي دانند اما من طي شش سال فعاليت دراين زمينه ، باور دارم اگر ما به طور سالم  واستاندارد اين ابزار رابا كمترين خطر  عرضه نكنيم . علاقمندان آنها را از طريق مسيرهاي غير قانوني مانند كالاهاي قاچاق ويا توليدات زير زميني وزير پله اي تهيه مي كنند . اين درحاليست كه هيچ نظارت و كنترلي بر روند توليد ، نگهداري وعرضه آنها صورت نگرفته  است . همچنين به دليل نا مشخص بودن عرضه كنندگان ، اطلاعات لازم براي شرايط  استفاده و   نگهداري از اين مواد محترقه  به خريداران كه اغلب نوجوانان وجوانان هستند ، داده نمي شود. ازاين رو هر ساله شاهديم بسياري از افراد در مسير  توليد ، حمل ونقل  واستفاده ازاين ابزار دچار آسيب مي شوند.البته  هيچكس نمي تواند ادعا كند ما وسايل آتش بازي بي خطر توليد مي كنيم .  اما  مي توان با نظارت متخصصان ونهادهاي مسوول كالاهاي كم خطر را عرضه كرد .

 

 

تمام دردسرهاي يك سنت ديرين

توسط محبوبه علی پور | چهارشنبه بیست و سوم اسفند ۱۳۹۱ |

 


 

 

   هنوز چشمها يش گرم نشده كه با صداي مهيبي بيدار مي شود. صداي خنده  چند زن ومرد  در   طنين موسيقي تند وترقه ها  گم مي شود . او  با ناراحتي مي گويد :"   هنوز دو هفته ديگه   مونده اما  اينا از حالا شروع كردن..."

برگزاري چهارشنبه سوري ، با تمام شاديها و ارزشهاي فرهنگي كه مي تواند داشته باشد. چند سالي است كه به چالش بزرگي تبديل شده است. چنانكه بنا بر آمارموجود   ،  سال گذشته 1980 مورد به دليل آسيب  ديدگي مرتبط به حوادث چهار شنبه  سوري به اورژانسهاي كشور مراجعه كرده اند . البته گرچه بنابر اماررسمي  32 درصد آسيب ديدگان اين مراسم را دانش اموزان تشكيل مي  دهند اما    برخي آمارها  بر رقمي  نزديك به 75 درصد  اشاره مي كند.

دكتر مجيد ابهري  رفتارشناس اجتماعي نيز بااشاره به همين آمار مي گويد :    طبق پژوهشهاي انجام شده ،  طي سه سال گذشته ميانگين   سن آسيبديدگان بين 14تا 25 سال  بوده   است .  درواقع مراسمي كه پيش ازاين باعث نشاط و همدلي بوده حال به معضلي بدل شده است زيرا از گذشته هاي دور براي     چهارشنبه  سوري برنامه هاي خاصي  مانند قاشق زني، شب نشيني وجودداشته  و بخشي از آن  آتش افروزي   بوده است .اما طي سالهاي اخير  مردم براجراي مراسم آتش بازي وآتش افروزي آن هم به شكل غيرمتعارف ، بيش از ساير موارد  تاكيد  مي كنند.

·        جاي خالي  گزينه اي  ديگر

به راستي چرا مردم بيش از شب نشيني  و صله رحم به آتش بازي رغبت نشان مي دهند؟

فرخنده  سعادتيان ، كارشناس ارشد علوم  اجتماعي با اشاره به ضرورت تفريح وسرگرمي براي انسان معاصر   مي گويد:  بنابر دلايلي  همانند ماشيني شدن انسان امروزي  فرصت فراغت بيشتري دارد . بنابراين  چنانچه براي اين زمان، برنامه ريزي وسياستگذاري مناسب  صورت بگيرد ، ميتواند نقش موثري  در افزايش   رفاه ، ثروت وسلامت شهروندان داشته باشد.  اما گاه اين مقوله از سوي افراد و متوليان امر مورد غفلت قرار مي  گيرد .  بنابراين  افراد  با برنامه هاي جايگزين سعي  ميكنند  نيازهاي خود را رفع كنند  . براي مثال ، بازارها فضاهاي تجاري هستند اما برخي افراد  بدون آنكه نيازي به خريدداشته باشند به قصد تفريح وسرگرمي پاساژ گردي مي كنند. اگر براي اين افراد ، فرصتها وبسترهاي موثري براي  تفريح وجودداشته باشد به طورحتم به آن سو مي روند.

همچنين اگر   افراد جامعه به آتش بازي بيشتر علاقه مند هستند يعني ديگر گزينه ها نتوانسته رضايت آنهارا جلب كند .پس بايد گزينه هاي ديگري نيز براي تفريح سالم آنها درشب چهارشنبه سوري  مورد توجه قرار بگيرد.

جواد ابراهيمي مشاور خانواده  نيز اظهار ميكند: براي آنكه آسيبهاي هرساله مراسم چهارشنبه سوري  را تجربه نكنيم  بايد براي آن برنامه داشته باشيم .زيراتنها  با ايجاد محدوديت نمي توان  به طور زير بنايي اين آسيبها را كاهش بدهيم. بنابراين با تاكيد بر محدوديتهاي قانوني بايد به سرگرمي نيز توجه داشت چراكه    بخش عمده اي از علاقه مندان به برنامه هاي پرخطر جوانان ونوجوانان وبه خصوص پسران هستند .پس خانواده ها بايد سعي كنند  دركنار فرزندان برنامه هاي جذاب وسرگرم كننده اي براي  آنها  داشته باشند     . نهادهاي  متولي  همانند شهرداريها ، سازمان ملي جوانان  نيز مي توانند   در سالنهاي عمومي وفضاهاي متمركز    با  برنامه هاي  متنوعي همانند اجراي جنگهاي با نشاط،  بازيهاي بومي ومحلي ، موسيقي هاي قومي  ومسابقات مهيج مردم را به سوي تفريح وسرگرمي بي خطر هدايت كنند. رسانه ملي نيز مي تواند با نمايش فيلمها وبرنامه هاي جذاب  بسياري از خانواده ها را در خانه ها سرگرم كند.

دكتر ابهري نيز  با تاكيد بر برنامه ريزي براي  اجراي سالم اين مراسم مي گويد:   آسيب ديدگي چشم ، قطع انگشتان    ازمواردي است كه  فراوان در چهار شنبه سوري  ديده مي شود . زيرا همسو با رغبت بيشتر به استفاده مواد آتش افروز ،  اين وسايل نيز كه اغلب غير استاندارد هستند به وفور درجامعه  عرضه مي شود. به اين ترتيب صدمات يك كار پرخطر با ابزارهاي غير استاندارد بيش از پيش سلامت فرزندان را تهديد مي كند.  اما چنانچه دركنار  برنامه هاي سالم وبي خطر متعارف، وسايل آتش افروزي كم خطر با نظارت وكنترل متوليان آن ، عرضه شود اين مشكلات كاهش خواهد داشت.

 

·        از ترقه تا جرقه

چند روز ديگر به چهارشنبه سوري مانده اما   فروشگاهي كه مواد آتش بازي عرضه مي كنند  ، پر رونق وپر مشتري است.     مادر جوان  فهرستي را كه فروشنده داده بررسي ميكند، آبشارتوسكا 35 هزار تومان ،آبشار ميخك 900 تومان..

كاظمي    كه مادر دوپسر 12 و15 ساله است ، مي گويد: من هرساله خودم  تعداد كمي وسايل آتش بازي كم خطر را براي فرزندانم تهيه مي كنم وبا هم مراسم شب چهارشنبه سوري را برگزار مي كنيم. چون يقين دارم اگر من نظارت نكنم و بي توجه باشم ، خودشان مخفيانه  وسايل آتش بازي راتهيه مي كنند  كه ممكن است با نا آگاهي وپنهان كاري   صدمه ببينند. اما اگر خودم تهيه كنم سعي ميكنم بي صدا ترين وبي خطر ترين وسايل باشند. درواقع با آزادي محدود آنها را راضي

نگه مي دارم.

جمشيد واثق ، يكي از عرضه كنندگان رسمي  وسايل آتش بازي  نيز دراين باره اظهار مي كند: گرچه بسياري از افراد و حتي مسولان   ،عرضه چنين كالاهايي را غير ضروري و خطرناك مي دانند اما من طي شش سال فعاليت دراين زمينه ، باور دارم اگر ما به طور سالم  واستاندارد اين ابزار رابا كمترين خطر  عرضه نكنيم . علاقمندان آنها را از طريق مسيرهاي غير قانوني مانند كالاهاي قاچاق ويا توليدات زير زميني وزير پله اي تهيه مي كنند . اين درحاليست كه هيچ نظارت و كنترلي بر روند توليد ، نگهداري وعرضه آنها صورت نگرفته  است . همچنين به دليل نا مشخص بودن عرضه كنندگان ، اطلاعات لازم براي شرايط  استفاده و   نگهداري از اين مواد محترقه  به خريداران كه اغلب نوجوانان وجوانان هستند ، داده نمي شود. ازاين رو هر ساله شاهديم بسياري از افراد در مسير  توليد ، حمل ونقل  واستفاده ازاين ابزار دچار آسيب مي شوند.البته  هيچكس نمي تواند ادعا كند ما وسايل آتش بازي بي خطر توليد مي كنيم .  اما  مي توان با نظارت متخصصان ونهادهاي مسوول كالاهاي كم خطر را عرضه كرد .

 

 

به بهانه تبرئه روباه پير؟؟؟؟؟

توسط محبوبه علی پور | چهارشنبه بیست و سوم اسفند ۱۳۹۱ |
به بهانه تبرئه روباه پير؟؟؟؟؟

http://www.tehrooz.com/1391/12/23/TehranEmrooz/1134/Page/13/

بوي تو...

توسط محبوبه علی پور | سه شنبه بیست و دوم اسفند ۱۳۹۱ |

چه قدر بوی تو خوبست... بوی آغوشت
همیشه زحمت من بوده است بر دوشت

چنان زلال و لطیفی که مطمئن هستم
دو بال بوده به جای دو دست بر دوشت

ولی به خاطر من بال را کنار زدی
که با دو دست بگیری مرا در آغوشت

که با دو دست برایم دو بال بگذاری
به جای روشنی بالهای خاموشت

که آسمان خودت آسمان من باشد
که از بهشت بخوانم دوباره در گوشت

آهای روسریت آفتاب تابستان!
شکوفه تاج سر تو بنفشه تن پوشت

بهشت جای قشنگیست جای دوری نیست
بهشت باغ بزرگیست، باغ آغوشت

بهشت اول و آخر، گمان نکن حتی
بهشت هم بروم می کنم فراموشت!!!!!


نغمه مستشار نظامی

باورهاي من ...

توسط محبوبه علی پور | دوشنبه بیست و یکم اسفند ۱۳۹۱ |

" مي خواهم بروم زيارت استخوان سبك كنم " . اين عبارت ساده است . خيلي ساده اما حرفهاي بسياري دارد كه به نظرم حتي مي تواند  يك پروژه تحقيقاتي عظيم  شود.   تعجب كرده ايد يا استهزا مي كنيد؟ مهم نيست!  من به جريان انرژي خاص در اماكن مذهبي از جمله حرف امام هشتم اعتقاددارم. وقتي پايم را به حرم امام هشتم مي گذارم ، رها وسبك مي شوم. فقط مي نشينم بي هيچ دعا ونيايشي فقط مي نشينم. زل مي زنم به ديوارها وگنبدها.  سكوت مي كنم فقط سكوت ..بعد از مدتي هم بيرون مي آيم . اما حالم خوب مي شود .انرژي مي گيرم... استخوان سبك مي كنم ...

هديه يك دوست

توسط محبوبه علی پور | دوشنبه بیست و یکم اسفند ۱۳۹۱ |

شعری برای یک دوست"

لاک پشت پیر و خسته توام

در جزیزه ای که سالهاست،

هیچ قایقی به اشتباه هم

سمت آن نمی رود.

من، صدای خسته ام،

... چشمهای پیر و بسته ام

نه یکی دو سال،

من دویست سال می شود

ساکن همین جزیره ام.

رو به انقراض می روم بدون تو

من به دست این غمی که صبح و شب

این همه مرا شکار می کند

دیر می شود

دیرِ دیرِ دیرِ.

سر بزن به من

قبل از آن که منقرض شوم

قبل از این که لاک پشت پیر تو

گم شود

صبحی از کتاب روزهای تو

قبل از آن که لاک پشت پیر و خسته ات

خاطرات کوچکی شود برای تو

* من عاشق  لاك پشتم...

كودكي ها

توسط محبوبه علی پور | شنبه نوزدهم اسفند ۱۳۹۱ |

 

 دخترك   كتابي رااز قفسه بيرون مي كشد  ومي گويد:" مامان جون! همين رو بخريم. نيگا كن عكساش  از هر طرف ديده ميشه ..مث كاردستيه" . زل مي زنم  به صفحه كتاب كودك  ،

تصوير  قلعه داستان    با چند  برش   واقعي تر شده بود. تقلاها واصرارهاي دخترك مرا به روزگار كودكيم مي برد.     زمان كودكي من خوشبخت ترين بچه ها كتاب داشتند واغلب خانواده هاي متوسط كه من جز اين گروه هستم ، كمتر با كتاب كودك دمخور بودند.اما  اولين كتابي كه به خاطر دارم ؛ كتاب  " جوجه اردك زشت بود "يك كتاب داستان معمولي در 5-6 صفحه كوچك. زيباترين كتاب داستانم ، كتاب" شنل قرمزي" بود. فكر مي كنم نشر شكوفه چاپ كرد ه بود .  روي جلدش تصوير شنل قرمزي بود و قطع كتاب   در قالب همين تصوير بود.  بهترين دوران براي من زماني بود كه خودم مي توانستم كتاب بخوانم . زيرا  باسواد شدنم بيشتر كتاب ديدم وخواندم ؛ كتابهايي مثل ،  غاز طلايي ، پينوكيو ، گربه چكمه پوش . شايد پنجم ابتدايي بودم كه بارديگر  لذت يك كتاب خوب را درك كردم. " كتاب جن پينه دوز" برايم شگفت انگيز بود . داستاني  با نقل قولهاي شعرگونه وشاد ،

" من جن پينه دوزم / خوشا به حال وروزم/ چكمه وكفش وگيوه / هرچي باشه مي دوزم/

يه كوك ز رو يه كوك ززير/ يه كفش عالي ، بي نظير...."

بعد از مدتي سروكله كتابهاي صوتي در قالب نوار كاست    در زندگيم پيداشد.هنوز صداي  زيباي راويها را ميشنوم  كه با زيبايي داستان سه بچه خوك را نقل مي كردند و بهترين قسمتش هم جايي بود كه بچه خوكها ميخواندند، " كي از گرگ بد گنده مي ترسه /كي از هيكل وهيپتش مي لرزه/ دندوناشو كه خرد مي كنم من/ آتش مي ذارم روي زبونش/ يا سر جاش مي شوننمش /يا مي زنيم

ومي كشيمش....

وچقدر من آن روزگار روياها وآرزوهايم را در لابه لاي كلمات وصفحات جاگذاشتم.

 مرارتهاي  سفر

توسط محبوبه علی پور | چهارشنبه شانزدهم اسفند ۱۳۹۱ |


 

  مي گويند سفر مثل زندگيست . اگر اين حرف را قبول داشته باشيم سفر با اتوبوسهاي قديمي  را بايد   زندگي زير  خط فقر وفلاكت بار    دانست .  اغلب  مسافرت  من با اين اتوبوسها به  سفرم به  شهرستان  خلاصه مي شد.آن روزگار صبح خيلي زود بيدار مي شديم تا به گاراژمحل حركت اتوبوس برويم .گاراژهايي كه بي تناسب با  اين اتوبوسهاي فرسوده ودرب داغان نبود .فضاي مملو ازدود  اتوبوسها و  سيگارها وزميني كه از  سياهي گريس وگازوئيل از همان لحظه اول دل را آشوب مي كرد. تنها نقطه اميد اين گاراژها ، حوض سيماني كوچكي بود كه هميشه آبهاي چرك  دوره اش كرده بودند وكمك راننده يا مسافري مشغول شستن لنگ ،  فلاسك ويا خرت وپرت ديگري بود ند . درواقع گرفتن  دستها زير شير آب هميشه  رويا  بود . سوار اتوبوسي  مي شديم كه  براي من اتاقكي پر از  بوي سيگار بود كه  نگران بودم مبادا، دستهايم را كه به صندلي وپرده هاي چرك گرفته اگر بزنم بوي سيگار بگيرد .با آرامشي تحميلي  مي نشستم و  خود را با پنجره  اي كه در آ ن حال وهوا  براي خودش معجزه اي بود،  سرگرم مي كردم.  شايد براي همين هميشه سر نشستن كنار پنجره  ببين چه ها وحتي بزرگترهايي كه غريبه بودند وحال همسفر شده بودند  ، بگو مگو مي شد.  كمك راننده  با  پارچ رنگ ورو رفته وليوان پلاستيكي بد رنگي  حاضر مي شد  تا به مسافري آب بدهد.  تصور نوشيدن يك جرعه از آن آب هولناك بود ومن تمام مدت سفر، حتي لقمه اي نان نمي خوردم كه مي ترسيدم درونم سياه وچرك شود. مدام چشمم به راه بود، راهي كه دست انداز ها وپيچ وخم  اش قوز بالاي قوز بود  طوري كه فكر مي كردم اين راه هيچوقت تمامي ندارد . هنوز هم فكر ميكنم چرا راههاي گذشته تا اين حد طولاني وپايان ناپذير بود ونمي دانم؟؟؟؟

اين روزهاي من

توسط محبوبه علی پور | دوشنبه چهاردهم اسفند ۱۳۹۱ |
تيزي دنداهايتان را حس مي كنم

مي خندم 

ومي خندم 

بره اي كه مي داند دريده مي شود

چه چاره اي دارد؟

يادداشت يك دوست

توسط محبوبه علی پور | دوشنبه چهاردهم اسفند ۱۳۹۱ |

دكتر علي آذين :يکی از دوستان خوب مطبوعاتی گزارشی در خصوص ناباروری تهیه کرده اند که می توانید در آدرس زیر آن را مطالعه فرمایید:http://ava110.blogfa.com/post-1791.aspx گزارش به آنجا ختم می شود که از قول یکی از همکاران پیشنهاد می گردد با توجه به حذف بودجه "کنترل جمعیت" این بودجه به موضوع "درمان های ناباروری" و کمک به زوج های نابارور اختصاص یابد.

 

این که نظام سلامت باید برای ارائه خدمات درمان ناباروری به مردم برنامه حمایتی داشته باشد و در این میان بیمه ها باید نقشی جدی بعهده بگیرند سخنی بسیار قابل دفاع است. اما ذکر این نکته نیز لازم است که اصولا ما بودجه ای تحت عنوان تنظیم جمعیت نداریم و آنچه جزو نظام مراقبت های اولیه بهداشتی در کشور وجود داشته "خدمات تنظیم خانواده" بوده است که چون از جمله "حقوق باروری" افراد است صرف نظر از سیاست های جمعیتی کشور با هیچ توجیهی نمی توان منابع آن را قطع کرد و مردم را از دریافت این خدمات محروم نمود. خوشبختانه علیرغم برخی اظهار نظرهای اولیه در این خصوص مسئولان محترم وزارت بهداشت و دانشگاه های علوم پزشکی کشور به این نکته توجه کافی نمودند و آنطور که در برخی جلسات وعده نموده اند ارائه این خدمات کماکان ادامه خواهد یافت.

 

توسط محبوبه علی پور | یکشنبه سیزدهم اسفند ۱۳۹۱ |
عجيبه در ميان اين همه موضوع جدي و نگران كننده چرا اينقد خوردن ونخوردن پسته و.... موضوع روز مي شود...

باورنداريد سري به   مطالب زير بزنيد...


http://www.baharnewspaper.com/Page/Paper/91/12/13/10

http://www.sharghdaily.ir/Default.aspx?NPN_Id=60&pageno=7

توسط محبوبه علی پور | یکشنبه سیزدهم اسفند ۱۳۹۱ |

قول بده که خواهی آمد

 

اما هرگز نیا!

 

اگر بیایی

 

همه چیز خراب میشود

 

دیگر نمیتوانم

 

اینگونه با اشتیاق

 

به دریا و جاده خیره شوم

 

من خو کرده ام

 

به این انتظار

 

به این پرسه زدن ها

 

در اسکله و ایستگاه

 

اگر بیایی

 

من چشم به راه چه کسی بمانم؟

* رسول يونان 

توسط محبوبه علی پور | یکشنبه سیزدهم اسفند ۱۳۹۱ |

ســری بــه پنجــره بــزن!

 

بــاد را

بــوسیــده ام . . .

 

 ایرج تمجیدی

 

اختصاص بودجه كنترل جمعيت به درمان ناباروري   

توسط محبوبه علی پور | یکشنبه سیزدهم اسفند ۱۳۹۱ |


چراغهاي اين خانه ها را شما روشن كنيد

 

·       ناباروري در دنيا 15 درصد دركشورما تا22 درصد

 

دلش مي خواست  مغازه  پرزرق وبرق سر خيابان جمع مي شد. ديگر رغبتي نداشت كه لا به لاي اسباب بازيها ولباسهاي كوچك بچرخد ونقشه بكشد .    نقشه طراحي يك اتاق كودك ياسي وصورتي روشن  با پرده هاي عروسكي   و...

 اما خوب مي دانست  با بسته شدن اين مغازه  هم مشكل  حل نمي شود.  با صداي هياهوي بي خيال بچه هاي مهد كودك خيابان پشتي چه بايد مي كرد ؟با نگاهها و همدليهاي بيهوده مادر وپدروفاميل ودوست چه؟ با كابوس هميشگي يك اتاق     خالي وسرد  كه فقط روي ديوارهايش پوستر هاي   رنگ ورورفته بچه ها ديده مي شد !

 بي خيال از جلوي مغازه گذشت.

·         ناباروري 15 درصد زوجهاي دنيا

دكتر سيد مهدي احمدي ،  عضو هيات رئيسه انجمن  باروري وناباروري  كشور  درتعريف  ناباروري مي گويد:  چنانچه همسران  بعد از يك سال بدون استفاده از هر   روش  جلوگيري    رابطه داشته و فرزندي نداشته باشند ، نابارور محسوب مي شوند .  اما اين تعريف تغييراتي  نيز كرده است  كه   وابسته به سن  مي باشد به اين ترتيب چنانچه  اگر مادري  بالاي 35 سال  سن داشته باشد  وبعد از شش  ماه  رابطه بارداري حاصل نشد   بايد به درمان انديشيد  . اما به طور كلي چنانچه مشكل خاصي وجود نداشته باشد   80 درصد همسران جوان مي توانند  در سال اول  باردار شوند   90  درصد  ديگر نيز  در  دوسال اول باروري را تجربه مي كنند .  ، اينگونه   10 درصد ديگر   بعد از دوسال ،  نياز به بررسي ودرمان دارند.

وي مي افزايد : به طوركلي  10 تا 15 درصد زوجها در سنين باروري  دردنيا دچار  نابارور هستند .   در كشور ما نيز  گرچه آماردقيقي از ناباروري موجود نيست اما براساس  نمونه گيريهاي انجام شده در  شهرهاي صنعتي  ناباروري  بيش از  شهرهاي  غير صنعتي  ديده مي شود .چنانكه  دراستان تهران تا 5 سال قبل حدود 15 درصد نابارور  بودند درحالي كه   در سيستان وبلوچستان اين رقم  6تا 7درصد  مي رسيد .

·        تاثير  افزايش سن ازدواج  بر ناباروري

برخي مي گويند ناباروري در كشور افزايش يافته اما چرا؟

ولي محبتي  ،  مدير مركز درمان ناباروري منتصريه  دراين باره مي گويد :  گرچه دراين زمينه پژوهشي رسمي صورت نگرفته اما شايد از دلايل چشمگير بودن اين عارضه در سالهاي اخير ، توجه بيشتر همسران به درمان وفرزند آوري است . درحالي كه پيش ازاين زوجها با استفاده از راهكارهاي ديگر مشكل را حل مي كردند .

اما به طور كلي  درحال حاضر، 40 درصد ناباروري ها منشا مردانه و 40 درصد نيز به دلايل زنانه  رخ مي دهد   همچنين 20 درصد نيز ناشناخته بوده وهردو طرف بايد مورد بررسي قرار گيرند . البته دلايل متعددي دراين زمينه موثر هستند كه از مسايل وراثتي تا محيطي ورواني را مي توان اثرگذار دانست. البته از دلايل قابل توجه افزايش سن ازدواج است    اين درحاليست كه براساس يك شيوه معمولي اغلب همسران سال اول ازدواج  از روشهاي پيشگيري استفاده مي كنند  حال آنكه    بهترين سن  باروري براي زنان 25 تا 35 سالگي است  بنابراين توصيه مي شود به دلايل تاخيردرازدواج ، همسران جوان درسال اول ازدواج خود به دنبال فرزند آوري باشند تا چنانچه مشكلي رخ داد ، فرصت براي درمان وجود داشته باشد .

 

دكتراحمدي  با تاكيد براين كه  بنابردلايل ناشناخته ناباروري در كشور افزايش يافته ، مي افزايد:    دراستان خوزستان  ميزان ناباروري  به بيش از 20  درصد رسيده است .

اما   دلايل مختلفي در بروز ناباروري موثر است كه تحليل هريك  وميزان اثر گذاري هرعامل   نيازمند بررسي است . اما به طوركلي تاخير در ازدواج  وافزايش سن آن، آلودگيهاي محيطي از صدا وآلاينده اي هوا ، امواج الكترو مغناطيس ، فزوني سموم دفع آفت ،  استفاده از ظروف وابزار پليمري  و تغذيه نامناسب همانند كمبود فيبر غذا و مصرف بي رويه فست فود عوامل قابل تامل دربروز  ناباروي  هستند .

·       درمان 85 درصد نابروريها با روشهاي ابتدايي

با دوستم "ستاره " در فضاي مجازي  آشنا شدم .از زماني كه درتقلاي پيدا كردن كسي براي تخمك اهدايي بود. او مي گويد:  چهل سال دارم  و مدت ده سال ازدواج كردم . به دليل  مشكل تخمدان   بچه دار نشدم .سه بار اي .وي . اف كردم اما   به دليل تنبلي تخمك ناموفق بوده است . ميخواهند تخمك فريز شده استفاده كنم اما من مي خواهم اهدا كننده را ببينم  و هنوزهم منتظرم.

 

 

دكتراحمدي مدير مركز ناباروري اصفهان    دراين باره اظهار مي كند: بابررسي هاي    انجام شده   85 درصد  ناباروريها بدون نياز به روشهاي پيشرفته وبا راهنماييهاي ساده قابل درمان هستند .    براي نمونه يك خانم فقط يك روز درهرماه زمان  تخمك گذاري دارد  كه  18 تا 24 ساعت است     اما چنانچه بنابر دلايلي اين فرصت حاصل نشود فرد بارور نمي شود بنابراين  بايد اين زمان شناسايي شده و باروري صورت بگيرد . گاهي نيز به دلايل ساده كه توسط متخصصان ارولوژي وزنان وزايمان قابل تشخيص و  درمان است ، باروري محقق مي شود.  بنابراين  15 درصد همسرا ن با استفاده از روشهاي ساده درماني وجراحي   ، صاحب فرزند مي شوند وتنها  حدود 2  تا 3 درصد نياز به روشهاي پيشرفته  دارند . وي ادامه مي دهد : درهرماه   حدود    6تا7 هزار نفر به مركز ما  مراجعه مي كنند  كه 350 تا400 نفر نيازمند روشهاي  پيشرفته هستند كه اگر اي. يو. اي را به اين افراد بيفزاييم حدود 700 نفر مي شود .

محبتي نيز مي گويد :    دراين مركز سه شيوه درماني وجود دارد كه از دارودرماني تا    اي. يو. اي و  اي .وي . اف ولقاح مصنوعي  را شامل مي شود اما  به طور متوسط هرساله 500    مورد اي.  وي.  اف ، حدود 7تا8 هزار اي. يو . اي و 10 تا 15 هزار مورد درمان سرپايي  انجام مي شود.  همچنين درحال حاضر 18 هزار پرونده تحت درمان  وجوددارد.

 

·        مانعي ديگر به نام گراني تجهيزات

 

زن   ، مي گويد :هزينه ها ي درمان گرانتر شده است حال براي ادامه درمان مردد هستم   مي گويند : دونوبت اي .وي .اف 12 ميليون  تومان شده .

 

دكتر احمدي    مي گويد: به طوركلي ناباروري به دوشيوه درمان مي شود   بخشي وابسته به داروست  كه با نوسانات ارزي اخير  تغييرات چنداني به لحاظ قيمت نداشته  به طوري كه  يك زوج نابارور بين 600 هزارتايك ميليون  تومان با توجه به روش درماني خود ، در هر سيكل درماني هزينه دارو  دارد  . اما بخشي ديگر از درمان وابسته به آ زمايشهاي مكرر است كه قيمت تجهيزات ومواد مصرفي آن نيز به شدت  افزايش داشته است به طوري كه درحال حاضراين خدمات  به بيش از يك ميليون وپانصد هزار تومان رسيده است.

محمد رضا نوروزي رئيس    انجمن باروری و ناباروری کشور  بااشاره به اين كه 150 هزار زوج نابارور در سال برای درمان ناباروری مراجعه می‌کنند و حدود 3 میلیون زوج نابارور در حال حاضر داریم      معتقد است  :  آمارها  نشان می‌دهد هزینه‌های درمان ناباروری از نظر تجهیزات که بسیاری از آنها وارداتی هستند بین 200 تا 300 درصد افزایش پیدا کرده است .

 

·       ازتشويق به فرزند آوري تا پرهيز از حمايت

 

درحالي دولت بر رشد جمعيت تاكيددارد كه بسياري از افراد اين جامعه كه سالهاست  در حسرت فرزند به سر مي برند همچنان به در بسته مي خورند وهيچ حمايتي نمي شوند.

محبتي   اظهار مي كند:  گرچه خدمات درمان ناباروري در كشورما درمقايسه با ساير كشورها كمتراست اما  پرداخت همين  هزينه براي بسياري از زوجهاي نابارور ميسر نيست.  برخي شركتهاي بيمه گر نيز  بيمه ناباروري را مطرح مي كنند   اما شرايط آنها  مناسب نمي باشد   چرا كه از شروط آنها اين است كه 

"زوجهاي جوان   براي اولين بار ازدواج كرده و بيشتر از سه ماه از تاريخ رسمي ازدواج آنها و ثبت آن در يكي از دفتر خانه هاي رسمي ازدواج نگذشته باشد ."اين درحاليست كه اغلب بيماران بعد از چند سال از زندگي مشترك خود متوجه ناباروري مي شوند وبراساس تعريف علمي نيز بعد از يك سال چنانچه هيچ پيشگيري وجودنداشت وباروري رخ نداد ، نا بارور محسوب مي شوند. درعمل اين خدمات بي ثمراست .

 

 دكتراحمدي  نيز مي گويد:  ناباروري از ديد سازمانهاي بيمه گر و  نهادهاي  درماني      جز اعمال جراحي لوكس  محسوب مي شود .     حتي  اگر در نشستهاي مختلف  سازمانهاي  بيمه گر    قول وقرارهايي   دادند اما هنوز  هيچگونه اثري نداشته همچنين طي  سالهاي اخير وبنابر  دستور مستقيم رئيس جمهور     بايد بيماران نابارور  بيمه مي شدند كه محقق نشد ه است  .حال آنكه اين دسته از بيماران جز مستاصل ترين بيماران محسوب مي شوند.  زيرا منشا بسياري از جدايي ها   همين مشكل است .بنابراين گرچه درمان ناباروري هزينه براست     اما در مقايسه با مشكلات اجتماعي ورواني  كه پيامد ناباروري است صرف اين هزينه ها به سود سلامت خانواده وجامعه مي باشد. از همين رو ، حتي   انجمن باروري وناباروري كشور   پيشنهاد كرده است  حال كه دولت به دنبال رشد جمعيت است وبودجه كنترل جمعيت را حذف كرده ، همين بودجه ها را به سوي درمان ناباروري هدايت كند اما هنوز اقدامي نشده است.

ادعای هوشمند شدن مدارس شوخی است

توسط محبوبه علی پور | جمعه یازدهم اسفند ۱۳۹۱ |


ایلنا: عضو انجمن صنفی معلمان گفت: ‌ هوشمندسازی مدارس کاریکاتور گونه، طنز و یک شوخی است چرا که هیچ یک از مولفه‌های واقعی هوشمند شدن درمدارس هوشمند وجود ندارد. ‌

 

محمدرضا نیک‌نژاد در مورد هوشمند سازی مدارس به توضیحات بیشتری پرداخت و گفت: به عنوان نمونه درمدرسه ما که هوشمند معرفی شده است از ۱۹کلاس تنها در یکی ازآن‌ها ویدیوپروژکتور با یک کامپیو‌تر قدیمی گذاشته‌اند و با این امکانات می گویند که نه یک کلاس بلکه یک مدرسه ‌هوشمند شده است!

 

وی افزود: مدیرمدرسه، اولیای دانش آموزان را به این کلاس مثلا هوشمند دعوت می‌کند و به آن‌ها می‌گویند چون در حال هوشمندسازی مدرسه هستیم باید کمک مالی کنید‌. ‌

 

پول هوشمندکردن مدارس را ازمردم می‌گیرند

 

نیک‌نژاد با بیان اینکه آموزش و پرورش بدون رضایت مدیر، مدرسه تحت مدیریت آن‌ها را به عنوان هوشمند درمنطقه معرفی می‌کنند واو رامجبور به فراهم کردن شرایط برای هوشمندشدن مدرسه می‌کنند، افزود: وقتی که مدیرمدرسه به آموزش وپرورش می‌گوید پولی برای این کارنداریم در جواب به او می‌گویند از والدین دانش آموزان پول بگیرید. ‌

 

عضو انجمن صنفی معلمان با اشاره به اینکه وزیر آموزش و پرورش مجوز دریافت پول از مردم را به صورت علنی صادر کرده است افزود‌: این درحالی است که تاکنون هیچ وزیری اقدام به این کار نکرده است.

 

معلمان آموزش لازم را در زمینه هوشمندسازی ندیده‌اند

 

نیک‌نژاد با تاکید براینکه هوشمند سازی در هر کلاسی به سخت افزار و نرم افزار نیازدارد، افزود: سخت افزار هزینه‌ای بین ۷ تا ۱۰ میلیون نیاز دارد که چنین بودجه‌ای درمدارس نیست و نرم افزار آن نیز که اصلا وجود ندارد چرا که معلمان آموزش لازم را دراین زمینه ندیده‌اند.

 

عضو انجمن صنفی معلمان افزود: ازآنجایی معلمان آموزش لازم راندیده‌اند باحاضر شدن در کلاس هوشمند تنها مضحکه دست دانش آموزان می‌شوند چرا که کارکردن با آن تجهیزات را بلد نیستند.

 

وی خاطرنشان کرد: هوشمند کردن ده هزار مدرسه به گفته وزیرآموزش وپرورش نیز همانند ایجاد ده هزارمدارس قرآنی است که تنها تابلوی مدارس عادی راباتابلوی آن‌ها عوض کرده اند‌. ‌

 

رسانه‌ها نمی‌دانند داخل مدارس چه خبر است

 

نیک‌نژاد تصریح کرد: آموزش پرورش در حالی ادعای هوشمندسازی مدارس را دارد که دو سال است سرانه مدرسه را برای هزینه‌های آب و برق و گاز و تلفن و بهداشت مدارس نداده است. ‌

 

آزمایشگاه‌ها درخیلی از مدارس سالهاست که خاک می‌خورد

 

وی با اشاره به اینکه رسانه‌ها نمی‌دانند داخل مدارس چه خبر است و فکر می‌کنند مدارس واقعا هوشمند شده است، افزود‌:: آموزش و پرورش اگر می‌خواست کار اصولی انجام دهد باید برای آزمایشگاه‌ها که درخیلی از مدارس به دلیل وجود اشکالات سالهاست خاک می‌خورد فکری می‌کرد‌. ‌

 

هوشمند کردن مدارس صوری است

 

عضو انجمن صنفی معلمان باتاکیدبراینکه هوشمند کردن مدارس صوری است، افزود: وزیرآموزش وپرورش دنبال کارهای تبلیغاتی باعناوین پرطمطراق همانند هوشمند کردن مدارس است.

 

وزیر به جای محافظت ازجان دانش آموزان به دنبال کارهای تبلیغاتی است

 

نیک‌نژاد بااشاره به اینکه براساس قانون ومصوبات آموزش وپرورش محافظت از جان دانش آموزان باید در اولویت اول و یادگیری و آموزش درالویت‌های بعدی این وزارتخانه باشد، افزود: طبق گفته آموزش و پرورش ۶۵ درصد از مدارس کشور غیر ایمن و ۳۰ درصد تخریبی هستند و ۱۵۰ هزار کلاس با بخاری نفتی گرم می‌شود در چنین شرایطی آموزش و پرورش به جای اینکه اقدامات لازم رابرای حفظ جان دانش آموزان که از ابتدای امسال ۸۰ تا ۸۵ نفر ازآن‌ها کشته یا زخمی شده‌اند انجام دهد دنبال کارهایی باجنبه تبلیغاتی همچون هوشمند سازی مدارس است.

 

حاجی بابایی درفضای تاریک درحال دویدن است

 

عضو انجمن صنفی معلمان درواکنش به اظهارات اخیر وزیرآموزش و پرورش مبنی براینکه مدرسه غیراستاندارد نداریم گفت: حاجی بابایی همانطور که قبلا گفته بود، کاری به نقد و تایید رسانه‌ها ندارد و کار خودش را انجام می‌دهد در فضای تاریک درحال دویدن است.

افزايش روابط پيش ازازدواج

توسط محبوبه علی پور | جمعه یازدهم اسفند ۱۳۹۱ |
http://www.khabaronline.ir/detail/278762/society/social-damage

اين مقاله را بخوانيد

تبلت ها  دانش نمي آورند

توسط محبوبه علی پور | دوشنبه هفتم اسفند ۱۳۹۱ |

ازروياهاي آقاي وزير تا حقايق جامعه ما


بار ديگر ،  با طرح " تبلت دانش  آ موزي " نگاه  والدين وكارشناسان به سوي وزارت آموزش وپرورش  دوخته شده  تا ببينند اين بار قرار است چه سناريويي      نوشته شود   .  البته  داستان "هردانش آموز  يك تبلت "  ادامه ماجراي " هوشمند سازي مدارس "  است كه از سال ۱۳۹۰به طور جدی مطرح شد و وزیر آموزش و پرورش اصراردارد  تا      پایان برنامه پنجم توسعه، صد در صد مدارس کشور هوشمند   شوند.   چنانكه چندي پيش  آقاي وزير ،     از هوشمند سازي   ۳۳ هزار مدرسه در   كشور  خبر  داد .اما بايد ديد درحال حاضر روياي هوشمند سازي مدارس  تا چه حد نزديك به   واقعيتهاي  نظام آموزشي ماست؟

·        تغييراتي كه توجيهي ندارد

بهاره جهاني پور، مادردودانش آ موز   مي گويد: سال گذشته براي هوشمند سازي مدرسه  فرزندم كه پايه سوم راهنمايي  بود  50 هزار تومان درخواست  كردند اما از انجا كه والدين  معتقد بودند چون  محصلان  اين پايه فقط يك سال در مدرسه هستند   رغبتي براي هوشمند سازي نشان ندادند اما در سال جاري نيز براي فرزند ديگرم كه كلاس اول ابتدايي است 70 هزار تومان براي هوشمند سازي مدرسه خواستند ومن نمي دانم يك بچه كلاس اول ابتدايي چه ضرورتي براي هوشمند سازي دارد .  به نظرم  دانش آموز  بايد در پايه اول ودوم ابتدايي مفاهيم زير بنايي آموزشي را فرا بگيرد بعد  دانش فناوري نوين ساير اطلاعات را به وي آموزش  بدهند .

كاوه – الف 39 ساله كه فرزندي محصل دارد ، اظهار مي كند :  نظام  آموزشی  كشور  همان سیستم 40 سال پیش است با جایگزینی ماژیک به جای گچ و وایتبرد بجای تخته سیاه هم تغييري در آن صورت نمي گيرد.

·         نگاه از بالا به پايين

  بسياري با ضرورت  هوشمند سازي موثر وعلمي  در نظام آموزشي موافق هستند . اما روند هوشمند سازي  مدارس ما تا چه حد قابل قبول است؟

محمد رضا پور شجاعي با تاكيد براين كه     هوشمند سازي مدارس  رويدادي مثبت و  قابل  تامل است    مي گويد :   تكنولوژي به جامعه  ونظام آموزشي ما را ه يافته وما نمي توانيم  تاثير آن را ناديد ه بگيريم.     اما  هوشمند سازي وبهره مندي از فناوريهاي نوين در نظام آ موزشي  درجات مختلفي دارد و به نظرم   آنچه   امروز  در مدارس  و   درقالب استفاده از  يك  رايانه  و اسمارت برد   مي بينيم ، سطح سه وچهاري از اين هوشمند سازي است .  

وي كه بيش از 14 سال سابقه تدريس دارد ، مي افزايد:  درحال حاضر اغلب دانش اموزان در خانه خود به رايانه دسترسي دارند وحتي بسياري از انها به دانش ومهارت از معلم خود پيشي گرفتند . بنابراين اگر قرار است مدارس ما هوشمند سازي شود بايد علاوه بر سخت افزارها ؛ نرم افزارها همانند  سطح دانش ومهارت معلمان نيز افزايش پيدا كند.

مرضيه كهندل ، كارشناس ارشد تكنولوژي آموزشي  نيز دراين باره مي گويد:      بحث هوشمند سازي      مدارس از ابتدا    با يك نگاه مديريتي انجام شد .  درواقع  در پي   مقايسه  هاي تطبيقي نظام آموزشي كشور باساير نظامهاي آموزشي  مشورهاي ديگر مطرح شد  .  متوليان آموزشي كشور با مشاهده رشد  تكنولوژي  آموزشي در ديگر كشورها همانند مالزي ، تصور مي كردند با تاكيد بر سخت افزار ها مي توانند زمينه رشد تكنولوژي آموزشي را در كشور   فراهم كنند وبه هوشمند سازي بپردازند              بدون آ نكه مقدمات نرم افزاري آن  مثل     ، آموزش معلمان ويا بررسي ومشاوره براي رفع  نواقص صورت بگيرد . اين طرح به اجرا در آمد تا     در مسير اجرا كاستيها شناخته شده وبعد رفع گردد.   ورود تبلت به مدارس نيز با همين نگاه سخت افزارانه صورت  مي گيرد  . درحالي كه اجراي برنامه " هردانش آموز يك لپ تاپ"  كه چند سالي است از سوي نهادهاي بين المللي براي دانش اموزان كشورهاي جهان سوم در افريقا وآسيا انجام مي شود با نگاهي برتاكيد بر آموزش مجازي واز راه دور است . چراكه بسياري  از محصلان اين كشورها به دليل ناامني وكشمكشها قادر به استفاده از كلاسهاي حضوري نيستند .

وي كه بيش از 12 سال سابقه تدريس دارد  با تاكيد براين كه ، اهداف    آموزشي وپرورشي ما   همين ديجيتالي شدن است. مي افزايد :     درحالي در آ موزش كشور تاكيد بر سخت افزارها مي شود كه در دانش  تعليم وتربيت ،  تكنولوژي   هدف نيست  بلكه ابزاري  است براي رسيدن به هدف  كه  همان آموزش  وپرورش است .   براي مثال ما سعي مي كنيم در كلاس رياضي  محتواي درسي را با    ديتا پروژكتور   آموزش دهيم  . درواقع محتوا ي اموزشي      با جلوه هاي بصري  وبا صرفه جويي به دانش اموزان  منتقل مي شود . ولي  اين ابزارها چه تاثيري برهنرمعلم دارد؟      درحالي كه اگر  وقتي اين ابزار  وارد  مدارس مي شود     يكسري هنرها وشاخصه هاي خاص خود را مي طلبد  كه شايد معلم سنتي ما واجد اين شرايط ودانش نباشد.

اين  كارشناس تعليم وتربيت  مي گويد : هوشمند سازي  با چنين شرايطي كه تاكنون شاهد اجراي آن بوديم در تمام مدارس قابل اجرا نيست .درواقع در  مدارسي كه هنوز مشكل وسايل گرمايشي ، پرداخت قبوض مدارس  وحتي مشكل  تكثير برگه هاي معمولي دانش آ موزان  و  كمبودهاي ديگري  مشاهد مي شود را   نمي توان  در اولويت هوشمند سازي قرارداد.  بنابراين بايد از مدارس برخوردار شروع شود اما از آ نجا كه سرانه مدارس  تفاوت چنداني با هم نمي كنند  و بودجه مدارس براي هوشمند سازي كافي نيست  بايد براي رسيدن به اين هدف والدين را وادار به مشاركت كرد  كه گاه اين مساله مورد اقبال والدين قرار نمي گيرد.

 

علي عباسپور ، عضو كميسيون آ موزش  و تحقيقات  مجلس هشتم   نيز با اشاره به اين كه  هوشمند سازي به معناي اين نيست كه فقط يك  رايانه  بگذاريم يا با پاور پنت مطلبي را ارائه بدهيم  مي گويد:   مدرسه اي  را مي توان هوشمند دانست  كه  معلم  خود ، در اين زمينه به طور كامل آموزش ديده باشد و  درو س   براساس  سيستم مجازي آماده   شده  و  محتوا ي آ موزشي  آن نيز  فراهم  شود.   به اين ترتيب با بهره مندي از اين ابزار  ها مي توان به  پرورش استعداد وكنجكاوي وروحيه پژوهشگري و تفكر محوري دانش  آ  موز كمك كرد و اين همان مقوله اي است كه در سند تحول بنيادين نظام  آموزش  وپرورش به  آن  تاكيد شده است. همچنين با  اجراي موثر هوشمند سازي  دانش  محصلان   پايه به پايه رشد پيدا مي كند   . 

·        سرمايه  اي كه  تلف مي شود

مرد مي گويد: اين هوشمند سازي  فقط بازاري است كه چند شركت     براي ورود   تجهیزات سخت افزاری  فعال شوند.

زن مي گويد:  اينها برنامه هايي فرمايشي است . ژستي است تا بگويند  كاري مي كنيم. . دختر من  مدرسه غيرانتفاعي مي رود اما يك توپ واليبال ندارند آزمايشگاه ندارند....

   با وجود اين همه مشكل در نظام آموزشي ، هوشمند سازي تا چه حد اولويت دارد؟

 

پور شجاعي  مي گويد : به نظرم هوشمند سازي موثر وبرنامه ريزي شده از نان شب هم براي نظام آموزشي ما  واجبتر است . البته  بايد تاكيد  داشت  كه هوشمند سازي گام به گام صورت گيرد و  نبايد شتاب زده انجام شود . همچنين زير ساختهاي اجراي آن از معلم كارآزموده تا اعتبارات كافي در نظر بگيرند.

 

 

دكتر عباسپور  مي گويد :  اگر به طورتحقيقي مدارس هوشمند شود  درروند آ موزش تحولات چشمگيري صورت مي گيرد . براي نمونه     درحال حاضر بسياري  از نرم افزارها  وجوددارد  كه  دانش فيزيك را از ساده ترين مفاهيم  تا سطوح پيچيده   آموزش  مي دهند  ودانش آموز مي تواند بدون حضور در آزمايشگاه مجهز يا صرف هزينه هاي  گزاف  براي تجهيز مدارس  دانش بيشتر و قابل فهم را  كسب كند.   

وي    تاكيد  مي كند :   اوايل سال جاري  در نشستي كه با هياتي از يونسكو   داشتيم برخي ازاين افراد اين هيات  با اظهار ناخشنودي از عدم استفاده از كمكهاي فناوري سازمانهاي بين المللي جوامع جهان سوم اظهار مي كردند:  در  بازديد از اين كشورها   شاهد بوديم برخي ابزار همانند رايانه بدون استفاده ،   زير خاك مانده بودند . در كشور ما نيز اگر با برنامه ريزي  به هوشمند سازي مدارس نپردازيم در بسياري از مدارس اين ابزار ها همين سرنوشت را خواهند داشت و هزينه هاي كلان جامعه ، بي ثمر تلف مي شود.   .

 

تيزي شيشه و....

توسط محبوبه علی پور | یکشنبه ششم اسفند ۱۳۹۱ |
http://www.jamejamonline.ir/NewsPreview/946028328096322615

با تشكر از مريم يوشي زاده

توسط محبوبه علی پور | جمعه چهارم اسفند ۱۳۹۱ |

توسط محبوبه علی پور | جمعه چهارم اسفند ۱۳۹۱ |

بیزارم از این وهم تکراری

این خواب‌دیدن حین بیداری

 

نه می‌کُشی، نه رو به بهبودی

ای خاطراتت خنجری کاری!

 

ای هرچه بود از من به غارت برد!

تو با مغول‌ها نسبتی داری؟

 

از آرزوی دیدنت سیرم

از تشنگی تنها به دیداری...

 

بعد از تو روز خوش ندیدم، تو

آقامحمدخان قاجاری

 

-مژگان عباسلو

 

خانه هاي مجردي ؛  تلاش براي تكامل    يا گريز از چهارچوبها؟!

توسط محبوبه علی پور | چهارشنبه دوم اسفند ۱۳۹۱ |


چند سالي است كه بحث رواج خانه هاي مجردي گاه  وبيگاه در رسانه ها ومجامع دولتي مطرح مي شود . چنانكه سالهاست مي شنويم ، 30 درصددختران دركلانشهرها خانه مجردي دارند يا 27 درصد پسران تهراني در شهر خود به طور مجردي زندگي ميكنند  و...

چند ي پيش  نيز  رسانه ها به نقل از رئیس کمیسیون فرهنگی و اجتماعی شورای شهر تهران از افزایش زندگی مجردی  بدون ضابطه خبردادند و البته واكنشهاي متعددي از سوي مسوولان وكارشناسان  هم مطرح شد.   درهمين زمينه  به سراغ دكتر حامد بخشي ، پژوهشگرعلوم  اجتماعي  رفتيم  تا زواياي بيشتري ازاين مساله را بررسي كنيم  .

·       آقاي دكتر ، به نظر شما چرا در سالهاي اخير شاهد رواج زندگيهاي غير معمول مانند     خانه هاي مجردي  هستيم ؟

-         با  نگاهي به جامعه ايراني ميتوان دريافت درحال حاضر  جامعه ما  دو سيماي متفاوت دارد به تعبير آشنايي كه اين سالها مطرح مي شود ما دردوره گذار به سر مي بريم .از يك سو جامعه اي  با ويژگيهاي جامعه سنتي را مي بينيم واز طرف ديگر جامعه اي با شاخصه هاي زندگي مدرن را  مشاهده مي كنيم .  بنابراين   مهمترين مساله  اي  كه   در مسايل اجتماعي  بايد به آن توجه كرد همين موضوع است  . در زمينه   رواج زندگي مجردي  نيز اين مقوله قابل تامل است زيرا  پيش ازاين  در زندگي سنتي  شاهد بوديم كه    بين  استقلال اقتصادي وتشكيل خانواده  تقارن وهمزماني وجود داشت   .به طوري كه وقتي پسري شاغل مي شد ودرآمد داشت ،  ازدواج مي كرد .درواقع  سن ازدواج مصادف  با سن اشتغال بود ازاين رو ما به ندرت زندگي مجردي رادر افراد مي ديدمو  اغلب مجردان زنان بيوه ومطلقه بودند ، حتي مردان سالمند كه   توان اقتصادي ومعيشتي داشتند   نيز تشكيل خانواده مي دادند .درحالي كه درجامعه  مدرن وشبه مدرن ما ، انطباق ، تقارن وهمزماني ميان اشتغال وازدواج به دلايل مختلف وجود ندارد.   اينگونه درحال حاضر ،   افراد بسياري را ميبينيم كه      توان معيشتي واستقلالي دارن د  اما ازدواج نكرده  اند .  اينجاست  كه   خانه هاي  مجردي شكل مي گيرد.

 

*  دلايل آن چه بوده است ؟

-  ازدلايل آن مي توان به   مهاجرت افراد ودوري ميان محل كاروتحصيل از محل زندگي   اشاره كرد . درحالي كه  درجوامع سنتي چنين شرايطي وجود نداشته واغلب محل زندگي وكار نزديك به هم بودند. دليل ديگر آن كه ، فرد با وجود استقلال اقتصادي نتوانسته همسرمناسبي را پيدا كند. اين درباره  زنان ومردان صدق ميكند ولي  زنان به دلايل فرهنگي هنوز   كمتر به اين دليل  از خانواده جدا مي شوند . مساله ديگري كه اغلب در كلانشهرها مي بينيم .تفاوت سبك زندگي بين والدين وفرزندان است .  زيرا  فرزندان به دنبال سبك خاص هستند كه انجام آن درخانواده ممكن نيست .    به طوري كه برخي افراد به دليل افزايش سن ازدواج به دنبال  شادي هاي اجتماعي و روابط بيشتر درچنين فضاهايي هستند .

 حال آن كه امروزه  حتي در غرب هم   داشتن زندگي وخانه مجردي به معناي نابه ساماني اخلاقي نيست .  اين درحاليست كه  درجامعه ما   مواردي از  خانه هاي  مجردي را مي بينيم  كه بي دليل و تنها به صرف رهايي از نظارت والدين شكل گرفته اند .اين جدايي آسيب زا مي تواند باشد.

-         آقاي دكتر شما به برخي آسيبهاي زندگي مدرن  اشاره كرديد. برخي دختران نيز با گلايه دستاوردهاي اين دوره را  در رشد اجتماعي واقتصادي خود موثر نمي دانند، چرا؟

-         در ساختار جمعيتي آنچه   نبايد ناديده بگيريم تفاوت  شرايط مردها با زنان دراين زمينه است چنانكه مردها  به دليل ساختاري ويا جمعيتي   همواره  شرايط ازدواج را داراهستند ، اما زنان به دليل مسايل فرهنگي واجتماعي سن وفرصت مشخصي   براي ازدواج  دراختياردارند  .درواقع با سپري شدن اين فرصت درمعرض تجرد قطعي قرار گرفته وناچار به تحمل محروميت اجتماعي مي شوند.   نكته  ديگر آنكه در جامعه ما با وجود شاخصه هاي زندگي مدرن، هنوز هم توليد مثل انگيزه موثري در تشكيل خانواده است . حال آنكه بنابر بررسيهاي انجام شده از هر 10 زن يكي  مشكلات ناباروري را تجربه خواهد كرد ازاين رو متخصصان پزشكي تاكيد مي كنند نخستين فرزند را در سنين  قبل از 30-40 سال بياورند تا فرصت درمان وجودداشته باشد . اين درحاليست كه مردان چنين مشكلي ندارند.

·       با توجه به اين صحبتها ، گويا بهتراست ما دخترانمان را به سبك سنتي پرورش دهيم تا آسيبها وصدمات كمتري را تجربه كنند. اما چرا در اين سالها چنين نكرديم؟

زندگي در جامعه مدرن امروزي يك بده بستان است . زيرا  از يك سو   زنان با كسب فرصتهاي  مشاركت اجتماعي وبه خصوص اقتصادي ، برابري وامتياز هايي را كه پيش ازاين نداشتند را كسب كردند. چنانكه  با مشاركت اقتصادي  وكسب استقلال اقتصادي  توانستند  در ساختار خانواده حرفي در سطح قدرت مردان بزند در واقع موازنه قدرت درخانه وجامعه  بيشتر شود   . به اين ترتيب زني كه پيش ازاين به عنوان  عيال مرد شناخته مي شد و وابستگي  اقتصادي به مرد داشت شرايط تازه اي را تجربه كرد . درمقابل نيز به ازاي ارتقا جايگاه اجتماعي واقتصادي فرصتهاي ازدواج وتشكيل خانواده او به تاخير افتاد و از دست رفت .به هرحال همواره  پسران و دختراني كه به دنبال تحصيل يا موقعيت اجتماعي برتر  هستند با  افرادي  كه در پي ازدواج هستند متفاوتند  و توان خود را برروي  همين  مساله متمركز ميكنند   .

·       در سالهاي اخير با تاكيد بر   زندگي دانشجويي بيشتر به  آفتها وآسيبهاي آن پرداخته اند حتي با برنامه ريزي ها وسياستگذاري هايي ، به دنبال محدوديت دراين زمينه شده اند . آيا اين نوع زندگي همواره آسيب زا مي باشد؟

-          ما بايد  در اين مقوله به هزينه ها ودستاوردها توام  توجه كنيم . همانطور كه اين سبك زندگي مي تواند آسيب زا باشد  فوايدي را هم دارد. زيرا يكي از مراحل استقلال طلبي فرزندان در سنين 18 سال به بالا  وبه دنبال كسب بلوغ اجتماعي بروز مي كند. اما چنانچه اين مرحله به هردليلي به طورمنطقي سپري نشود، فرد درروند جامعه پذيري خود دچار مشكل مي شود.  براي نمونه ،  در مجموعه " آرايشگاه زيبا " كه از آثار قابل توجه وخوش ساخت دراين زمينه محسوب مي شود . " اسد " مرد آرايشگر اين مجموعه با  داشتن سن بالا همچنان مجرداست و درتعامل خود وديگران به وضوح نا پختگي ، بي ثباتي وكودك صفتي را نشان مي دهد. بنابراين  با نظارت و آموزش بايد فرزندان مستقلي پرورش داد تا درصورت نياز به زندگي مستقل ، آنها توان زندگي داشته باشند.

 

زناني كه زندگي را مي  سازند

توسط محبوبه علی پور | چهارشنبه دوم اسفند ۱۳۹۱ |


زن با عجله دكمه هاي   صفحه كليد را مي زند.  ناگهان زنگ تلفن به صدا در مي آيد. بعد از   مكالمه كوتا هي ديگر از ان شتاب گذشته خبري نيست. تلفن  همراهش را بر مي دارد و مي گويد: به بابا زنگ بزن  برنامه امشب ميهماني را كنسل كن .به  عزيزجون بگه خودش بايد بره   ماموريت. نگه  من نتونستم ..    چي شده  نازنين سرفه ميكنه بهش يه ليوان شير وعسل بده ..دير وقت ميام ..

گرچه بسياري اززنان براي رشد وتوسعه خانوادگي واجتماعي  ناگزير به پذيرفتن نقشهاي مضاعف هستند .اما اين حضور  درجامعه ما  وسبك زندگي ايراني همچنان نياز به بازنگري وباز تعريف دارد  . خانم  منير پشمي كارشناس ارشد مطالعات زنان با اشاره به  اين كه در حال حاضر   زنان ايراني به جايگاه بهتر و بالاتري نسبت به گذشته در خانه و خانواده  دست يافته اند  مي گويد: در سالهاي اخير شاهد تحولاتي در جايگاه اجتماعي زنان بود ه ايم كه   براساس تحقيقات  مهمترین عوامل موثر بر جایگاه زن در در خانواده  ومديريت خانواده را مي توان درچند محور بررسي كرد.نخست تحصيلات زنان  ، به طوري كه  ارتقاء سطح تحصیلی زن از یکسو و رقابت تحصیلی زوجین  كه درحال حاضر از مهم ترین عوامل موثر بر دگرگونی جایگاه زنان در هرم قدرت در خانواده و پذیرش عناصر مدرن در خانواده است. همچنين     منزلت شغلی چنانكه  داشتن شغل در خارج از خانه از یکسو و قرابت منزلت شغلی زوجین نیز از عوامل اساسی موثر بر گذر از شرایط سنتی زائد و پیوند با عناصر دروني  جایگاه زن در خانواده است.همچنين  تعریف زن و مرد از خود و  به تعبير ديگر هويت زنانه ومردانه ،از دیگری عوامل اثرگذار بر جایگاه زنان در هرم قدرت در خانواده است. هنگامی که زن خود را با معیارهای سنتی تعریف می کند، و اقتدار را از آن مرد می داند، یا به تعبیر دیگر، خود را انسانی درجه دوم می شناسد، هرم قدرت در خانواده بسیار مردانه از یکسو و عمودی از سوی دیگر شکل می گیرد.

وي درادامه مي افزايد : در سالهاي اخير ما از يك طرف شاهد رشد چشمگير موفقيت زنان در ورود به دانشگاهها بوده ايم كه اين  مساله خود باعث بالاتر رفتن آگاهيها و وارتقاء جايگاه زنان در خانه و جامعه شده كه  و همين ارتقاء جايگاه باعث شده است  كه زنان بتوانند نقش موثر و چشمگيرتري در تغيير سبك زندگي داشته باشند. ولي از سوي ديگر معضلي كه بيشتر در جامعه خود را نشان مي دهد بيكاري زنان تحصيلكرده مي باشد. چنان كه جامعه ما نتوانسته است متناسب با اين قشر تحصيلكرده ، شغل ايجاد كند . و اين باعث نارضايتي زناني است كه با وجود  تحصيلات بالا و مشكلات اقتصادي برخي نتوانستن به شغل مناسبي دست پيدا كنند.

·       زنان وتغيير سبك زندگي

با توجه به اين مسايل زنان تا چه حد مي توانند در تغيير سبك زندگي خانوادگي موثر باشند ؟

منير پشمي با اشاره به اين كه سبک زندگی (Life Style) برای توصیف شرایط زندگی انسان استفاده می‌شود كه مجموعه‌ای از طرز تلقی‌ها، ارزش‌ها، شیوه‌های رفتار، حالت‌ها و سلیقه‌ها در هر چيزی را در برمیگیرد، مي افزايد: تغییر سبک زندگی ارمغان مدرنیته در عصر حاضر به شمار مي آيد و بايد پذيرفت كه به وجود آمدن شیوه‌های جدید زندگی ضرورتی اجتناب‌ناپذیر است که با حرکت جوامع به سمت پیشرفت و صنعتی شدن رخ می‌نماید؛ اما حقیقت این است كه در اين تغيير سبك بايد به هويت ملي و اسلامي خودمان نيز توجه داشته باشيم. زنان با توجه به اهمیت و کلیدی بودن؛ وظایف و مسوولیت‌هایی که به عهده دارند؛ می‌توانند در اداره و تنظیم رفتار سایر افراد خانواده نقش موثری داشته باشند.

اين كارشناس مطالعات زنان معتقد است : آموزش به طور کلی و برخوداری از تحصیلات می‌توانند به افزایش توانایی‌های زنان در اداره خانواده کمک قابل توجهی كند .زيرا  یک زن در حریم خانواده ضمن برقراری ارتباط صمیمانه با همه اعضاء خانواده؛ می‌تواند علاوه بر نظارت بر رفتار اعضاء به ویژه فرزندان؛ در مواقع لزوم راهنمایی‌های لازم مطرح سازد.  همچنين  مسوولیت امور خانه داری به طور مستقيم  با هزینه‌های خوراک و پوشاک در ارتباط است؛ بنابراین زنان مناسب‌ترین فرد در زمینه کنترل شیوه مصرف هستند؛  اينگونه زنان می‌توانند در مدیریت هزینه‌های معیشتی نقش بسزایی داشته باشند. به این ترتیب که از طریق نظارت دقیق بر میزان و شیوه مصرف اعضاء؛ می‌توانند با برنامه‌ریزی و مشورت با سرپرست خانواده (مردان) مصرف اعضاء خانواده را کنترل و تنظیم كنند . همچنين  زنان می‌توانند با ارتقا سطح اطلاعات پیرامون استحکام خانواده و آشنایی با شیوه‌های مناسب برخورد با مسايل  مرتبط با خانواده؛ به شیوه‌ای موثر امور خانه و خانواده را مدیریت  كنند  .

 

     وي ادامه مي دهد : در دهه‌های اخیر، زنان که هم حضور بیشتری در عرصه‌های شغلی و تحصیلی یافته‌اند و هم در اثر تغییر سبک زندگی اغلب  مسوولیت خرید و تهیه اقلام مصرفی خانواده‌ها را برعهده گرفته‌اند، بیشتر مخاطب تبلیغات مصرفی شده و نحوه حضور و الگوهای ارزشی و نگرشی و رفتاری آنها تأثیرات فردی و اجتماعی مهم‌تری بر جای گذارده است.

وبلن از   جامعه‌شناساني  که به موضوع مصرف و نقش زنان در این مورد توجه كرده معتقد است :  در طبقه ‌مرفه جدید، به نوعي زنان هستند که زندگی اجتماعی را سازماندهی می‌کنند. ديگرجامعه‌شناسان  نيز اعتقاد دارند:  ارتقاجایگاه زنان در هرم قدرت در خانواده، به معنای مشارکت بیشتر زنان در خانه و جامعه است.  اينگونه مشارکت بیشتر موجب درک بهتر مسا يل  در مدیریت خانواده مي شود.  اينگونه  ارتقا جایگاه زنان در خانواده رضایت از زندگی زنان رانيز  افزایش مي دهد.

 

·       تغيير سبك زندگي تغيير جايگاه زنان

اما اين دگرگوني سبك چه تغييري بر جايگاه اجتماعي زن خواهد داشت ؟

پشمي در پاسخ مي گويد:  در این دگرگونی دو عنصر قابل پیش‌بینی است ، نخست عقلانيت بيشتر زنان و كار آيي منابع ، اينگونه  زنان از هر امکان یا فرصت حداکثر استفاده را به عمل می‌آورند. چون بر کمبود منابع آگاهی می‌یابند. بنابراین از هرگونه هرز منابع جلوگیری مي كنند  و هزینه‌های خانواده را به شیوه‌ای صحیح مديريت خواهند كرد. از اين رو ، براي اينكه زنان بتوانند در تغيير سبك زندگي موفق باشند بايد بيشتر بر روي توانمندسازي و بالا بردن مهارتها و آگاهي هاي زنان خانه دار تلاش كرد.  زنان ما باید بدانند که خانه دار بودن هیچ تناقضی با حضور در اجتماع ندارد و از سوي ديگر حضور در اجتماع فقط به معنای اشتغال و کار کردن تمام و حتی نیمه وقت نیست. در واقع حلقه مفقوده‌ای که زنان خانه‌دار و شاغل ما را به هم متصل می‌کند، همین نكات است .

وي درادامه تاكيد مي كند :   زن خانه‌دار با سنتی‌ترین تعریفها هم نیازمند یک سری مهارتها و اطلاعات است. این مهارتها فقط هنر خانه‌داری و آشپزی نيست بلكه مهارتهایی مد نظر است که هر فردی بهتر است به آنها مجهز باشد؛  براي نمونه ،  مهارت حل مساله، خلاقیت و نوآوری و استفاده ازفناوريهاي نوين  ازجمله اين مهارتهاست .

اين پژوهشگر درحوزه زنان با تاكيد بر نقش زنان خانه دار در توسعه جامعه 

 مي افزايد:    یک اشتباه عمده زنان خانه‌دار ماندن در خانه است! منظور ماندن فیزیکی نیست که بگویید با باشگاه رفتن و کلاسهای مختلف جبران می‌شود. البته اینها هم خوب است؛ اما واقعيت اين است كه  ذهن زنان نباید به مسایل داخل خانه محدود شود. خوشبختانه در جامعه امروز فرصتهای زیادی برای فعالیت اجتماعی وجود دارد که زنان هم می‌توانند به آنها بپیوندند. فعالیتهای داوطلبانه، سازمانهای مردم نهاد، تشکلهای مذهبی، علمی و اجتماعی نمونه‌های خوبی از این مساله هستند. همچنين     کارهای درآمدزای مختلفی نیز وجود دارند که زنان می‌توانند در محیط خانه انجام دهند و درآمدی متناسب با آن داشته باشند. ترجمه، نویسندگی، کارهای هنری و آموزش آنها و... پیشنهادهای مناسبی به نظر می رسند.

با توجه به آنچه گفته شد اين پرسش مطرح مي شود كه  نقش نهادهاي متولي وخانواده دراين مقوله تاچه حد مي تواند موثر باشد؟

پشمي دراين باره مي گويد: به طور حتم  نهادهاي متولي مسايل زنان و خانواده مي توانند نقش به سزايي در فرهنگ سازي و توانمندسازي زنان و خانواده ها براي بهبود روند تغيير سبك زندگي داشته باشند. ولي متاسفانه چيزي كه ما شاهد آن در جامعه هستيم چيزي خلاف اين انتظار است و آنچنان كه بايد و شايد به اين مقوله پرداخته نمي شود. چنانكه جامعه ما هنوز به پژوهشها و فعاليت در زمينه توانمند سازي زنان اهميت به سزايي نمي دهد و چنان كه مي بينيم از فارغ التحصيلان رشته مطالعات زنان كه در مقطع كارشناسي ارشد هم فارغ التحصيل شده اند در حيطه هاي مختلف و متناسب با اين رشته استفاده نمي شود و با اينكه كارشناسان زيادي در اين زمينه در دانشگاهها پرورش داده مي شوند ولي جامعه ظرفيت استفاده از اين كارشناسان را ايجاد نكرده به اين ترتيب توانمنديهاي  بسياري  هدر رفته و ما روز به روز با مشكلات بيشتري در اين حوزه  مواجه مي شويم كه كارشناسان مسائل زنان مي توانند با تحقيق و پژوهش و اجرايي كردن طرح ها در جامعه براي حل اين مسائل راه گشا باشند.

 

وي درادامه تاكيد مي كند :  بي گمان جامعه زنان تاثير به سزايي  در زمينه آگاهي رساني و مطرح كردن موضوعات مختلف در حيطه مسايل زنان و خانواده  دارد. ازاين رو  بسياري از زنان پژوهشگر با ايجاد سايتها و وبلاگهايي در دنياي مجازي سعي مي كنند تا اطلاعات و آگاهي هاي لازم را به زنان و ديگر اقشار جامعه منتقل كنند.

از همين رو ، مهم‏‌ترین عوامل تأثیرگذار بر جایگاه مدیریتی زنان در خانواده، امر آموزش است. چراكه ساز و کارهای آموزشی تأثیری دوگانه دارد، از یکسو باعث مشارکت زنان در امور خانواده می‌شود، و از سوی دیگر پذیرش فرودستی را منع می‌‏کند. به نظر مي رسد موضع زنان در خانواده، بیش از آنکه امری اقتصادی باشد، امری فرهنگی ـ اجتماعی است. زنان می‌توانند با ارائه راهکارهای مناسب و به موقع  مسیر حرکت خانواده و اعضاء آن را در آینده تعیین كرده و از بروز مشکلات و خطرات پیشروی اعضاء جلوگیری كنند.

 

 

 

 

 

 

 

 

  

 

 

 

 

 

مشخصات وب
چند خط در میان زندگی .... ازروزگار کاغذی یک زن
آرشیو وب
  • بهمن ۱۴۰۱
  • مرداد ۱۳۹۷
  • آبان ۱۳۹۶
  • شهریور ۱۳۹۶
  • مرداد ۱۳۹۶
  • تیر ۱۳۹۶
  • دی ۱۳۹۵
  • مهر ۱۳۹۵
  • مرداد ۱۳۹۵
  • تیر ۱۳۹۵
  • خرداد ۱۳۹۵
  • اردیبهشت ۱۳۹۵
  • فروردین ۱۳۹۵
  • اسفند ۱۳۹۴
  • بهمن ۱۳۹۴
  • دی ۱۳۹۴
  • آذر ۱۳۹۴
  • آبان ۱۳۹۴
  • مهر ۱۳۹۴
  • شهریور ۱۳۹۴
  • مرداد ۱۳۹۴
  • تیر ۱۳۹۴
  • بهمن ۱۳۹۲
  • دی ۱۳۹۲
  • آذر ۱۳۹۲
  • آبان ۱۳۹۲
  • مهر ۱۳۹۲
  • شهریور ۱۳۹۲
  • مرداد ۱۳۹۲
  • تیر ۱۳۹۲
  • خرداد ۱۳۹۲
  • اردیبهشت ۱۳۹۲
  • فروردین ۱۳۹۲
  • اسفند ۱۳۹۱
  • بهمن ۱۳۹۱
  • دی ۱۳۹۱
  • آرشيو

B L O G F A . C O M

تمامی حقوق برای چند خط میان زندگی محفوظ است .