زن با عجله دكمه هاي صفحه كليد را مي زند. ناگهان زنگ تلفن به صدا در مي آيد. بعد از مكالمه كوتا هي ديگر از ان شتاب گذشته خبري نيست. تلفن همراهش را بر مي دارد و مي گويد: به بابا زنگ بزن برنامه امشب ميهماني را كنسل كن .به عزيزجون بگه خودش بايد بره ماموريت. نگه من نتونستم .. چي شده نازنين سرفه ميكنه بهش يه ليوان شير وعسل بده ..دير وقت ميام ..
گرچه بسياري اززنان براي رشد وتوسعه خانوادگي واجتماعي ناگزير به پذيرفتن نقشهاي مضاعف هستند .اما اين حضور درجامعه ما وسبك زندگي ايراني همچنان نياز به بازنگري وباز تعريف دارد . خانم منير پشمي كارشناس ارشد مطالعات زنان با اشاره به اين كه در حال حاضر زنان ايراني به جايگاه بهتر و بالاتري نسبت به گذشته در خانه و خانواده دست يافته اند مي گويد: در سالهاي اخير شاهد تحولاتي در جايگاه اجتماعي زنان بود ه ايم كه براساس تحقيقات مهمترین عوامل موثر بر جایگاه زن در در خانواده ومديريت خانواده را مي توان درچند محور بررسي كرد.نخست تحصيلات زنان ، به طوري كه ارتقاء سطح تحصیلی زن از یکسو و رقابت تحصیلی زوجین كه درحال حاضر از مهم ترین عوامل موثر بر دگرگونی جایگاه زنان در هرم قدرت در خانواده و پذیرش عناصر مدرن در خانواده است. همچنين منزلت شغلی چنانكه داشتن شغل در خارج از خانه از یکسو و قرابت منزلت شغلی زوجین نیز از عوامل اساسی موثر بر گذر از شرایط سنتی زائد و پیوند با عناصر دروني جایگاه زن در خانواده است.همچنين تعریف زن و مرد از خود و به تعبير ديگر هويت زنانه ومردانه ،از دیگری عوامل اثرگذار بر جایگاه زنان در هرم قدرت در خانواده است. هنگامی که زن خود را با معیارهای سنتی تعریف می کند، و اقتدار را از آن مرد می داند، یا به تعبیر دیگر، خود را انسانی درجه دوم می شناسد، هرم قدرت در خانواده بسیار مردانه از یکسو و عمودی از سوی دیگر شکل می گیرد.
وي درادامه مي افزايد : در سالهاي اخير ما از يك طرف شاهد رشد چشمگير موفقيت زنان در ورود به دانشگاهها بوده ايم كه اين مساله خود باعث بالاتر رفتن آگاهيها و وارتقاء جايگاه زنان در خانه و جامعه شده كه و همين ارتقاء جايگاه باعث شده است كه زنان بتوانند نقش موثر و چشمگيرتري در تغيير سبك زندگي داشته باشند. ولي از سوي ديگر معضلي كه بيشتر در جامعه خود را نشان مي دهد بيكاري زنان تحصيلكرده مي باشد. چنان كه جامعه ما نتوانسته است متناسب با اين قشر تحصيلكرده ، شغل ايجاد كند . و اين باعث نارضايتي زناني است كه با وجود تحصيلات بالا و مشكلات اقتصادي برخي نتوانستن به شغل مناسبي دست پيدا كنند.
· زنان وتغيير سبك زندگي
با توجه به اين مسايل زنان تا چه حد مي توانند در تغيير سبك زندگي خانوادگي موثر باشند ؟
منير پشمي با اشاره به اين كه سبک زندگی (Life Style) برای توصیف شرایط زندگی انسان استفاده میشود كه مجموعهای از طرز تلقیها، ارزشها، شیوههای رفتار، حالتها و سلیقهها در هر چيزی را در برمیگیرد، مي افزايد: تغییر سبک زندگی ارمغان مدرنیته در عصر حاضر به شمار مي آيد و بايد پذيرفت كه به وجود آمدن شیوههای جدید زندگی ضرورتی اجتنابناپذیر است که با حرکت جوامع به سمت پیشرفت و صنعتی شدن رخ مینماید؛ اما حقیقت این است كه در اين تغيير سبك بايد به هويت ملي و اسلامي خودمان نيز توجه داشته باشيم. زنان با توجه به اهمیت و کلیدی بودن؛ وظایف و مسوولیتهایی که به عهده دارند؛ میتوانند در اداره و تنظیم رفتار سایر افراد خانواده نقش موثری داشته باشند.
اين كارشناس مطالعات زنان معتقد است : آموزش به طور کلی و برخوداری از تحصیلات میتوانند به افزایش تواناییهای زنان در اداره خانواده کمک قابل توجهی كند .زيرا یک زن در حریم خانواده ضمن برقراری ارتباط صمیمانه با همه اعضاء خانواده؛ میتواند علاوه بر نظارت بر رفتار اعضاء به ویژه فرزندان؛ در مواقع لزوم راهنماییهای لازم مطرح سازد. همچنين مسوولیت امور خانه داری به طور مستقيم با هزینههای خوراک و پوشاک در ارتباط است؛ بنابراین زنان مناسبترین فرد در زمینه کنترل شیوه مصرف هستند؛ اينگونه زنان میتوانند در مدیریت هزینههای معیشتی نقش بسزایی داشته باشند. به این ترتیب که از طریق نظارت دقیق بر میزان و شیوه مصرف اعضاء؛ میتوانند با برنامهریزی و مشورت با سرپرست خانواده (مردان) مصرف اعضاء خانواده را کنترل و تنظیم كنند . همچنين زنان میتوانند با ارتقا سطح اطلاعات پیرامون استحکام خانواده و آشنایی با شیوههای مناسب برخورد با مسايل مرتبط با خانواده؛ به شیوهای موثر امور خانه و خانواده را مدیریت كنند .
وي ادامه مي دهد : در دهههای اخیر، زنان که هم حضور بیشتری در عرصههای شغلی و تحصیلی یافتهاند و هم در اثر تغییر سبک زندگی اغلب مسوولیت خرید و تهیه اقلام مصرفی خانوادهها را برعهده گرفتهاند، بیشتر مخاطب تبلیغات مصرفی شده و نحوه حضور و الگوهای ارزشی و نگرشی و رفتاری آنها تأثیرات فردی و اجتماعی مهمتری بر جای گذارده است.
وبلن از جامعهشناساني که به موضوع مصرف و نقش زنان در این مورد توجه كرده معتقد است : در طبقه مرفه جدید، به نوعي زنان هستند که زندگی اجتماعی را سازماندهی میکنند. ديگرجامعهشناسان نيز اعتقاد دارند: ارتقاجایگاه زنان در هرم قدرت در خانواده، به معنای مشارکت بیشتر زنان در خانه و جامعه است. اينگونه مشارکت بیشتر موجب درک بهتر مسا يل در مدیریت خانواده مي شود. اينگونه ارتقا جایگاه زنان در خانواده رضایت از زندگی زنان رانيز افزایش مي دهد.
· تغيير سبك زندگي تغيير جايگاه زنان
اما اين دگرگوني سبك چه تغييري بر جايگاه اجتماعي زن خواهد داشت ؟
پشمي در پاسخ مي گويد: در این دگرگونی دو عنصر قابل پیشبینی است ، نخست عقلانيت بيشتر زنان و كار آيي منابع ، اينگونه زنان از هر امکان یا فرصت حداکثر استفاده را به عمل میآورند. چون بر کمبود منابع آگاهی مییابند. بنابراین از هرگونه هرز منابع جلوگیری مي كنند و هزینههای خانواده را به شیوهای صحیح مديريت خواهند كرد. از اين رو ، براي اينكه زنان بتوانند در تغيير سبك زندگي موفق باشند بايد بيشتر بر روي توانمندسازي و بالا بردن مهارتها و آگاهي هاي زنان خانه دار تلاش كرد. زنان ما باید بدانند که خانه دار بودن هیچ تناقضی با حضور در اجتماع ندارد و از سوي ديگر حضور در اجتماع فقط به معنای اشتغال و کار کردن تمام و حتی نیمه وقت نیست. در واقع حلقه مفقودهای که زنان خانهدار و شاغل ما را به هم متصل میکند، همین نكات است .
وي درادامه تاكيد مي كند : زن خانهدار با سنتیترین تعریفها هم نیازمند یک سری مهارتها و اطلاعات است. این مهارتها فقط هنر خانهداری و آشپزی نيست بلكه مهارتهایی مد نظر است که هر فردی بهتر است به آنها مجهز باشد؛ براي نمونه ، مهارت حل مساله، خلاقیت و نوآوری و استفاده ازفناوريهاي نوين ازجمله اين مهارتهاست .
اين پژوهشگر درحوزه زنان با تاكيد بر نقش زنان خانه دار در توسعه جامعه
مي افزايد: یک اشتباه عمده زنان خانهدار ماندن در خانه است! منظور ماندن فیزیکی نیست که بگویید با باشگاه رفتن و کلاسهای مختلف جبران میشود. البته اینها هم خوب است؛ اما واقعيت اين است كه ذهن زنان نباید به مسایل داخل خانه محدود شود. خوشبختانه در جامعه امروز فرصتهای زیادی برای فعالیت اجتماعی وجود دارد که زنان هم میتوانند به آنها بپیوندند. فعالیتهای داوطلبانه، سازمانهای مردم نهاد، تشکلهای مذهبی، علمی و اجتماعی نمونههای خوبی از این مساله هستند. همچنين کارهای درآمدزای مختلفی نیز وجود دارند که زنان میتوانند در محیط خانه انجام دهند و درآمدی متناسب با آن داشته باشند. ترجمه، نویسندگی، کارهای هنری و آموزش آنها و... پیشنهادهای مناسبی به نظر می رسند.
با توجه به آنچه گفته شد اين پرسش مطرح مي شود كه نقش نهادهاي متولي وخانواده دراين مقوله تاچه حد مي تواند موثر باشد؟
پشمي دراين باره مي گويد: به طور حتم نهادهاي متولي مسايل زنان و خانواده مي توانند نقش به سزايي در فرهنگ سازي و توانمندسازي زنان و خانواده ها براي بهبود روند تغيير سبك زندگي داشته باشند. ولي متاسفانه چيزي كه ما شاهد آن در جامعه هستيم چيزي خلاف اين انتظار است و آنچنان كه بايد و شايد به اين مقوله پرداخته نمي شود. چنانكه جامعه ما هنوز به پژوهشها و فعاليت در زمينه توانمند سازي زنان اهميت به سزايي نمي دهد و چنان كه مي بينيم از فارغ التحصيلان رشته مطالعات زنان كه در مقطع كارشناسي ارشد هم فارغ التحصيل شده اند در حيطه هاي مختلف و متناسب با اين رشته استفاده نمي شود و با اينكه كارشناسان زيادي در اين زمينه در دانشگاهها پرورش داده مي شوند ولي جامعه ظرفيت استفاده از اين كارشناسان را ايجاد نكرده به اين ترتيب توانمنديهاي بسياري هدر رفته و ما روز به روز با مشكلات بيشتري در اين حوزه مواجه مي شويم كه كارشناسان مسائل زنان مي توانند با تحقيق و پژوهش و اجرايي كردن طرح ها در جامعه براي حل اين مسائل راه گشا باشند.
وي درادامه تاكيد مي كند : بي گمان جامعه زنان تاثير به سزايي در زمينه آگاهي رساني و مطرح كردن موضوعات مختلف در حيطه مسايل زنان و خانواده دارد. ازاين رو بسياري از زنان پژوهشگر با ايجاد سايتها و وبلاگهايي در دنياي مجازي سعي مي كنند تا اطلاعات و آگاهي هاي لازم را به زنان و ديگر اقشار جامعه منتقل كنند.
از همين رو ، مهمترین عوامل تأثیرگذار بر جایگاه مدیریتی زنان در خانواده، امر آموزش است. چراكه ساز و کارهای آموزشی تأثیری دوگانه دارد، از یکسو باعث مشارکت زنان در امور خانواده میشود، و از سوی دیگر پذیرش فرودستی را منع میکند. به نظر مي رسد موضع زنان در خانواده، بیش از آنکه امری اقتصادی باشد، امری فرهنگی ـ اجتماعی است. زنان میتوانند با ارائه راهکارهای مناسب و به موقع مسیر حرکت خانواده و اعضاء آن را در آینده تعیین كرده و از بروز مشکلات و خطرات پیشروی اعضاء جلوگیری كنند.