عجله کردیم
زود بزرگ شدیم
آن بالا
هیچمیوهای
روی ِ هیچ شاخهای
منتظر دستان ِ رسیدهی ما نبود..
مريم ملك دار
عجله کردیم
زود بزرگ شدیم
آن بالا
هیچمیوهای
روی ِ هیچ شاخهای
منتظر دستان ِ رسیدهی ما نبود..
مريم ملك دار
گزارشي ديگر از دغدغه تهيه جهيزيه
به تازگي رسانه ها به نقل از دبیر کل انجمن صنایع لوازم خانگی نوشتند كه سازمان حمایت با افزایش 5 تا 20 درصدی قیمت مصوب لوازم خانگی موافقت كرده است . به گفته حبیبالله انصاری قیمت لوازم خانگی از جمله یخچال، اجاق گاز، لباسشویی، آبگرمکن، جاروبرقی، کولر، بخاری و چرخ خیاطی مشمول افزایش شده است.ا ين درحاليست كه قیمت مصوب برخی لوازم خانگی در شهریور امسال نیز بین 10 تا 12 درصد افزایش یافته است.
اين درحاليست كه به اعتقاد بسياري گران اين وسايل ، تاثير چشمگيري بر ازدواج جوانان داشته است.
· سنتي كه كابوس شده
پس از چاپ گزارشي در باره جهيزيه ، مادر ميانسالي تماس مي گيرد و با گلايه مي گويد: دخترم دوسال است عقد شده ، اما بااين گراني نمي توانيم جهيزيه اش را تهيه كنيم . چند روز پيش 3 ميليون تومان پول براي خريد جهيزيه به بازار برديم ، اما دست خالي برگشتيم . با اين پول مي شد دو- سه تكه وسايل معمولي خريد، وسايل برقي اصلي بالاي يك ميليون تومان بود.
فريدون – ن پدر يكي از دختران اين كشورهم با تشكر از تهيه چنين مطالبي مي گويد: در زمان جنگ با آن كه تورم به اين ميزان نبود، از طرف بسيج اقتصادي ودفترچه ، تكه هاي اساسي مثل فرش ويخچال را به زوجهاي جوان با قيمت مناسب مي دادند. به نظرم بهتراست همين رويه دوباره اجرا شود وشركتهاي تعاوني و مساجد عهده دار بخشي از جهيزيه باشند. حتي معتقدم ، صندوق هاي قرض الحسنه مساجد عهده دار وام ازدواج جوانان شوند ، مردم كه از بانكها خيري نمي بينند.
تلفنها وپيامكهاي متعدد مردم به روابط عمومي روزنامه نيز حكايت از مشكلات بسياري دراين زمينه دارد. براي نمونه ، مخاطبي به شماره 1323.. 915 – مي نويسد : من کارگر هستم و سه دختر دارم .درحال حاضر مشغول تهیه جهيزيه برای دختر اولم هستم . باور کنید خودم و همسرم کار می كنيم ولی یک سال است هنوز یک سوم جهيزيه اش تهیه نشده است . دیگر هيچكس به طور قسطي وسايل خانه نمی فروشند . حاضرم یک کلیه ام را بفروشم تاشاید جهیزیه دو دختر دم بختم جور شود اما هرچه تلاش می کنم از خرج شکممان بیشتر نمي شود ...
شهروند ديگري به شماره 2985..915اينگونه از مشكلش مي گويد: من منشی شرکتم با٢ شیفت کار٧٨٠میگیرم بخدانمیتوانم جهیزیه دخترم رابخرم بانكها وام ازدواج ندادند جنسهاازپارسال ٣برابرشده زن ودخترم جهيزيه خوب میخواهند من چه کنم؟ غیرازشرمندگی....
9158206913جوان هموطنمان نيز معتقد است : در این شرايط تهیه جهیزیه به یک کابوس ورویا تبدیل شده وفشار زیادی را خانواده ها به اين علت متحمل میشوند ... خدابرای ما جوانها درست کند تا زندگیمان تباه نشود..
به اعتقاد مخاطبي به شماره 91532 ديگر نيز علت اين مساله بي توجهي بزرگترها و سپس كمرنگ شدن باورهاي ديني است . وي پيشنهاد مي كند : دولت بجای وام باید وسایل زندگی بدهد .
جوان ديگري نيز با شماره 915337 با انتقاد از سريالهاي تلويزيوني مي نويسد : سريالي نشان مي دهد كه پسر جواني 400 هزارتومان حقوق دارد و برنامه ريزي ميكند طي چند ماه وسايل زندگي وفرش دستباف بخرند ومستاجر هم هستند ، به روح هم اعتقاد ندارند...
5 93529 نيز مي نويسد : همه ميگويند این وسایل خوشبختي نمي آورد من هم با خودم مي گفتم : زنم درک میکنه این شش تیکه که متعهد شده ام را ساده ومعمولي بخرم .اما حالا بیا ببین چي دارم میکشم ؟!! بنده خدا پدر خانمم كه يك كارگر ساده است چند ماهه است كه درتلاش تهيه جهيزيه است تا مطابق ميل دخترش باشد .به نظرم همه تقصيرها گردن خانمهاست .
· فراخوان براي تهيه جهيزيه
روزگاري فراخوانها به موضوعات جدي تر اجتماعي مربوط مي شد اما مدتهاست فراخوان براي تهيه جهيزيه نيز به دنياي ارتباطات ورسانه ها نيز كشيده شده است . در آخرين موارد ازا ين دست مي خوانيم:
پرونده۱:دختر آبرومند ۱۸ ساله ای نیازمند کمک و مساعدت برای تهیه جهیزیه است . پدر و مادر سالها قبل از هم طلاق می گیرند و هرکدام پس از مدتی دوباره ازدواج می کنند. پدرسالخورده راننده ماشین سنگین بوده که مدتهاست قادر به کار کردن نیست و مختصرسرمایه ای را هم که داشته چندسال پیش هزینه بیماری صعب العلاج همسر خود کرده بوده است. مادر این دختر هم که در اسلامشهر زندگی می کند از وضع و اوضاع مناسبی برخوردار نیست و توانایی برای تهیه جهیزیه ندارد البته قرار شده است که فرش و تلویزیون را داماد تهیه کند.
پرونده۲:مادر خانواده، ده سال قبل به علت اعتیاد از همسرش جدا می شود و به سختی سه فرزند خود را بزرگ می کند. مدتها تحت پوشش کمیته امداد بوده اند که با کمکهای کمیته امداد موفق می شوند منزل محقری تهیه کنند و به همین دلیل البته دیگر از پوشش کمیته امداد خارج شده اند. مدتی است دختر خانم این مادر که ۲۳سال سن دارد عقد کرده اما از تهیه جهیزیه ناتوانند. دختر جوان گاهی در منزل به کار آرایشگری می پردازد، داماد هم روی وانت کار می کند و تا امروز فقط توانسته اند مقداری از وسایل خرده آشپزخانه را تهیه کنند.
پرونده۳:این خانواده به خاطر اینکه پدرشان حدود۱۰سال است آنها راترک کرده، از لحاظ مالی تقریبا در فقر به سر می برند و تنها درآمدشان از طریق کار کردن پسرشان است که درس و مدرسه را رها کرده وبه فکر خرج خوراک وپوشاک خانواده اش است. فقط درحدی هستند که دست گدایی بلند نکنند. درحال حاضر ۲خواهر(۳۰ساله و ۲۸ساله) عقد کرده دارند که توانایی تهیه جهیزیه را ندارند. با توجه به شرایط این خانواده و بعضی مسایل مربوط به آنان، می خواهیم جهیزیه یکی از خواهران را تقبل کنیم.
پرونده۴:آقای م.ب ۱۵ سال است که در اداره ای مستخدم و آب دارچی است و برای ارتزاق و کسب روزی حلال خانواده خود زحمت می کشد تا پیش آنها سر افکنده نباشد. ساکن عبدل آباد تهران هستند. سه فرزند دارد، ۲ دختر و یک پسر. دختر بزرگ وی که به سختی و با کمک خیرین راهی خانه بخت شد چندی پس از ازدواج دوباره به پیش خانوده برگشت، چرا که همسرش به دلیل سانحه ای، راهی زندان شد و تا کنون در زندان به سر می برد. حدود یک سال است که دختر دوم ایشان عقد کرده اما توان تهیه جهیزیه ندارد.
پرونده۵-۶:پدر ۶۰ ساله کشاورز و ساکن یکی از روستاهای شهرستان خوانسار است. چندسالی است که وضع کشاورزی شان هم بخاطر شرایط آب و هوا و بعضی مسایل دیگه خوب نبوده و به سختی امرار معاش می کنند. این قدر در سختی هستند که مثلا با وجود اینکه گاز به روستای آنها رسیده ولی چون قدرت پرداخت هزینه کنتور گاز را ندارند، از این نعمت محروم و شرایط سختی را سپری می کنند. ایشان ۴ فرزند دارد که ۲تای آنها دخترند. دختر بزرگتر متولد ۱۳۶۹ که تیرماه پارسال عقد کرده و دختر دوم متولد۱۳۷۴ است که شهریور عقد کرده اند اما چون توان تهیه جهیزیه برای آنها نداشته در خانه پدر باقی مانده اند. پسر خانواده هم عید عقد کرده ولی الان شرایط ازدواج کردن و بردن زنش به خونه بخت رو ندارد.
· بازنگري در سنتهاي عرفي
كاروان جهيزيه اي با شكوه از ميان اتومبيلها مي رود . دوربين فيلمبرداري كه آن را همراهي مي كند ، سعي دارد با بهترين جلوه ازاين مراسم تصوير برداري كند. چند خودرو براي خوشحالي بوق مي زنند. مرد جواني كه صندلي جلو تاكسي نشسته است با غمي آشكار مي گويد: پول هميشه
خوشبختي مياره... پولدارم هميشه پولداره ... يك ساله عقد كرديم بيچاره شد م هم بايد پول عروسي وخونه رو بدم هم بايد شش ، هفت تكه جهيزيه بگيرم...
دكتر عباس شيخ الاسلامي ، حقوقدان با تاكيد بر مشكلات ازدواج جوانان مي گويد: قانون تكليفي بر زوجه براي تهيه جهيزيه ندارد وچنانچه زن نتواند جهيزيه اي فراهم كند ، مرد نمي توان اورا به لحاظ قانوني ملزم به اين مساله كند . چنانكه درجامعه مردان بزرگواري را مي بينيم كه هيچ چشم داشتي به جهيزيه همسر ندارند وتاكيد مي كنند كه ضرورتي ندارد در اين زمينه افراط شود. درواقع جهيزيه بيش از آنكه جنبه قانوني داشته باشد ، جنبه عرفي دارد وتابع عرف جامعه است. از اين رو ، شاهديم مطابق عرف گاهي مرد نيز در تهيه جهيزيه مشاركت مي كند . به هر حال با توجه به شرايط امروزي و گراني وچشم هم چشمي ها، بايد در برخي مسايل نظام خانواده همانند مهريه و جهيزيه نيز بازنگري و باز تعريف شود. زيرا متاسفانه بسياري از ازدواجها نه عرصه مهرورزي وتعلق دو انسان كه صحنه رقابت وخودنمايي شده است .
اين استاد دانشگاه با اشاره به پرهيز از رفتارهاي افراطي وتفريطي دراين زمينه مي افزايد: گاه شنيده مي شود كه مردان با پرداخت بخشي از مهريه به خانواده زوجه در تهيه جهيزيه مشاركت كنند .حتي سعي مي كنند به اين مساله مشروعيت بدهند . درحاليكه ما آيه وروايتي در زمينه جهيزيه وتكليف زوجين نداريم. بنابراين براي كاهش مشكلات وتنگناهاي جوانان بهتر است مسايل عرفي را شرعي نكنيم .زيرا تهيه جهيزيه به شيوه امروز نيز شيوه نا درستي نيست زيرا به هنگام ازدواج بنا بر شرايط عرفي ، مرد هزينه ها وتعهداتي همانند تهيه مسكن و برگزاري مراسم ازدواج را دارد كه تهيه جهيزيه مي تواند بار اين مسووليتها را سبك تر كند .
شيخ الاسلامي مي گويد: ما بايد سعي كنيم با اصلاح رويه هاي عرفي در ازدواجها اين مسير را به سادگي وماندگاري زندگي مشترك هدايت كنيم. به طوري كه ازدواج تنها به خانواده هاي متمكن وثروتمند كه توان كافي دارند ، خلاصه نشود وافراد ضعيف تر هم شرايط ازدواج مطلوب وآرام را داشته باشند. به اين ترتيب ، طرفين سعي كنند توقعات و مطالبات خود را از ديگري كاهش دهند و با همكاري ومشاركت ، زمينه ازدواج جوانان را فراهم كنند . زوجها نيز نبايد انتظار داشته باشند ، خانواده همسرشان جهيزيه مجللي تهيه كنند ودختران جوان نيز درتهيه وسايل زندگي نبايد به خانواده خود فشار وارد كنند. البته عرف جامعه به طور معمول ، راه خود را براي كاهش تنگناها پيدا مي كند وبه اين سو مي رود و قانون وضوابط نيز نمي تواند ، تاثير چنداني داشته باشد .
یادم می آید زمانی که بچه بودم، ما نمی توانستیم به راحتی شبکههای تلویزیونی را ببینیم ولی همه در مدرسه درباره انیمیشنی ژاپنی درباره فوتبال صحبت می کردند.
سوباسا، فرناندو تورس را فوتبالیست کرد.
فرناندو تورس مهاجم چلسی که با این تیم برای شرکت در جام باشگاههای جهان به ژاپن سفر کرده، یکی از از دلایل فوتبالیست شدنش را شخصیتی کارتونی به نام کاپیتان سوباسا عنوان کرد.
گفته می شود شخصیت سوباسا اوزارا، الگوی برخی از بازیکنان سرشناس دنیای فوتبال بوده است. الساندرو دل پیرو، زین الدین زیدان، لیونل مسی همگی در دوران کودکی و نوجوانی باد دیدن حرکات کاپیتان سوباسا آرزو می کردند که بتوانند مانند او بازی کنند.
مهاجم چلسی درباره دوران کودکی و تماشای این انیمیشن گفته است:
"یادم می آید زمانی که بچه بودم، ما نمی توانستیم به راحتی شبکههای تلویزیونی را ببینیم ولی همه در مدرسه درباره انیمیشنی ژاپنی درباره فوتبال صحبت می کردند.
اسم این مجموعه انیمیشن در اسپانیا "اولیور و بنجی" بود که در ژاپن به نام "کاپیتان سوباسا" مشهور است. داستان دو بازیکن جوان که از تیم جوانان فوتبال را آغاز می کنند و به تیم ملی می رسند، قهرمان جام جهانی می شوند و سپس به بارسلونا و بایرن مونیخ می روند."
اما سوباسا، در آن روزها به یکی از دلایل فوتبالیست شدن فرناندو تورس تبدیل می شود:" به خاطر این انیمیشن و همین طور اصرار برادرم فوتبال را شروع کردم. این انیمیشن را دوست دارم .من می خواستم روزی مانند اولیور(سوباسا) شوم چرا که او مهاجم بود و بنجی(واکی بایاشی) دروازبان. این اولین ارتباط من با ژاپن بود."
این مجموعه انیمیشن در مورد بازیکن جوانی به نام سوباسا اوزارا است با سرعت خیره کننده و حرکاتی خیالی که باعث پیروزی تیمهایش می شود.
در ایران انیمیشن کاپیتان سوباسا با نام "فوتبالیستها" در دهه هفتاد پخش و به سرعت به یکی از پرطرفدارترین مجموعههای تلویزیونی تبدیل شد.
تورس مهاجم بیست و هشت ساله چلسی این روزها عملکرد خوبی داشته و در دو بازی آخر چلسی مقابل ساندرلند و نورشالان ۴ گل به ثمر رسانده است، او به همراه چلسی در جام باشگاههای جهان قرار است، پنجشنبه همین هفته با مونتری از مکزیک در مرحله نیمه نهایی این رقابتها روبرو شود.
منبع:کافه سینما
دراين روزها كه حال وهواي والنتياني دارد دو فيلم زيبا ديدم اول " بن ويل " را كه تلويزيون ايران نشان داد وحسابي عالي بود و باز خودم را خجالت دادم ودر يك رفتار غير رو شنفكرانه تر يك فيلم كمدي عاشقانه به اسم "تعطيلات " با بازي كامرون دياز وكيت وينسلت ديدم . اين فيلم وموسيقي اش به نظرم عالي است... حتي اگركسي آن را جدي نگيرد .دوتا از هم سن هاي من يعني كامرون دياز و جود لا اينجا بازي مي كنند ....
از انجا كه ايميل من مورد سو استفاده قرار گرفته وبه اسم من صفحه اي در فيس بوك ايجاد شده از امروز 20 بهمن 91 ايميلم را به آدرس maryamazad20@yahoo.com
غير قابل استفاده وحذف اعلام ميكنم وازاين پس مورد استفاده من نخواهد بود بنابراين به هيچ يك از پيامهاي اين ايميل پاسخ ندهيد.

جشن فارغ التحصيلي در يمن - تصوير بالا
جشن فارغ التحصيلي در ايران - تصوير پايين
نگاهي به وضعيت تهيه جهيزيه در جامعه
مثل همه خاله ها خوشحال از عروسي اولين خواهر زاده اش ، با شادي مي رود تا در مراسم جهيزيه اش شركت كند. وارد كه مي شود نگاهي به ميهمانان مي كند . از هر طرف چند فاميل اسم ورسم دار گل چين شده اند واو خوب مي داند اگر خاله عروس نبود ، جايي دراين ميهماني نداشت. سرانجام پس از پذيرايي مفصل ، بلند مي شود تا نگاهي به جهيزيه عروس جوان بيندازد. هرچند تجربه وتخصصي در اين زمينه ندارد اما از انبوه وسايل ريز ودرشت كه بعضي را حتي نمي شناسد ، تعجب مي كند. زمزمه هاي ميهمانان هم اين شگفتي را بيشتر مي كند. " زري جون مي گفت براي چيدن جهيزيه 900 -800 تومن گرفتن تازه دوستش بوده ، خوبه تراسش بزرگه بار بيكيو جاش خوبه...
اوروي مبلي كه مي داند ميليونها تومان مي ارزد ، مي نشيد .اما درك نمي كند كه هواپز ، ميوه خشك كن و... براي عروس جواني كه او مي شناسد چقدر كارايي دارد ؟!
· همه به دنبال مارك
امروزه تهيه جهيزيه هم حكايتي دارد به طوري كه پروسه تهيه آن ، از خريد تا عرضه چشم گيرش ، تلاشي نفسگير را مي طلبد ، اما آحاد مردم حرفهايي براي تهيه جهيزيه دارند .
حبيبه اسماعيل زاده با اشاره به اين كه 30 سال است ازدواج كردم ، مي گويد : آن زمان همه وسايل ضروري راداشتم . وي كه در يكي از مراكز خريد لوكس فروشي دارد، ادامه مي دهد : بيشترافراد متوسط پايين خيلي به جهيزيه اهميت مي دهند چون ازدواج در قشر بالا كمتر شده است.
مهاجري هم اظهار مي كند : به طوركلي به دليل چشم وهم چشمي تهيه جهيزيه معضلي براي مردم است. البته افراد طبقه ضعيف جامعه ، سعي مي كنند جهيزيه مناسبي بدهند . زيرا مي دانند فقط دوچرخه دارند ونمي توانند به تويوتا فكر كنند.
وي كه بيش از 11 سال ، فروشنده لوازم خانگي است ادامه مي دهد : اما در قشر متوسط چشم وهمچشمي ، وام وقرض براي خريد جهيزيه و خودنمايي فراوان است . فرزندان اين خانواده ها تصور مي كنند چون والدين مي توانند 30 ميليون تومان جهيزيه بدهند با وام وفشار وقهر هم مي توانند 20 ميليون تومان ديگر هم بخرند.
مهاجري همچنين مي گويد: براي خيلي از طبقات مرفه هم كه ديگر 300-400 ميليون تومان پولي نيست . اين مشتريها مي آيند و فقط كارت مي كشند وچند صد هزار تومان خريد مي كنند.
وي مي افزايد : گرچه وسايل خانه گران شده و افراد اگر تا دوماه پيش با 10 ميليون تومان 12 تكه مي خريدند حال 8 تكه مي خرند اما همچنان توجه به جهيزيه ديده مي شود. به خصوص از تهيه وسايل دكوري وتزييني وهر چه كه به چشم بيايد مردم غفلت نمي كنند.
توكلي هم كه براي خريد آمده ، اظهار مي كند: درگذشته ، خانواده ها براساس وسع وشرايط اقتصادي جهيزيه تهيه مي كردند اما درحال حاضر خانواده هاي ضعيف هم سعي مي كنند همپاي اقشار مرفه ، جهيزيه هاي مجلل وماركدار بدهند.
* ساده زيستي در ملل ديگر
يك آيينه، يك يخدان، يك چراغ توري، يك ديزي، يكدست رختخواب، دو سيني ورشو، يكدست فنجان چيني، يك تشت لباسشو، شش بشقاب چيني، شش ظرف مسماخوري، دو كفگير، دو پرده، شش خورشتخوري، دو كارد بزرگ و كوچك، شش نمكدان و يك سرويس مرغخوري اين فهرستي ازجهيزيه عروسي است كه بيست و چهارم دي 54 از جهيزيهاش صورتبرداري شده است . درحالي كه هرروزه فهرست جهيزيه عروسهاي ايراني مفصل تر و پرهزينه تر مي شود ، جوامع ديگر رو به سادگي
مي روند.
پيام نوري كه چند ساليست در فرانسه زندگي مي كند ، مي گويد: به طور كلي زندگي در اين كشورها آسانتر از جامعه ماست زيرااز اين همه مراسم دست وپاگير وپرهزينه خبري نيست .حتي افراد مرفه اين كشورها ، سعي نمي كنند با ريخت وپاش براي
خود شان وجايگاه بخرند.براي نمونه ، چندي پيش دو دوست فرانسوي من ازدواج كرده و با تكميل همان وسايل شخصي كه تاكنون داشتند ، زندگي را شروع كردند ، اما تاكنون نديدم ونشنيدم زوجهاي ايراني براي جهيزيه از جنس دست دوم استفاده كنند. جالب است كه حتي مي شنوم ، وسايلي را كه حتي سال گذشته خانواده تهيه كرده اند را قبول نمي كنند ومي گويند : اينا قديمي شده "
الهه 39 ساله نيز كه در استراليا ساكن است ، اظهار مي كند : خيلي عجيب است كه مردم ما ماهها وروزها هزينه وقت صرف مي كنند نا وسايلي براي زندگي بخرند كه ديگران از آن تعريف كنند.
وي با همين شگفتي ادامه مي دهد : يكي ازدوستان كه شرايط اقتصادي متوسطي هم دارد ، جهيزيه مفصلي براي فرزندش تدارك ديد . اما دخترش بعد از سه – چهار سال همه وسايلش را به بهانه هاي مختلف عوض كرد ، بعد هم كه آماده شدند تا در خارج از كشور زندگي كنند ، ناچار آن وسايل را با قيمتي ناچيز فروختند وتبديل به دلار كردند.
قانون : خانم جوان ۳۰ سالهای از تجربههای متفاوت خود در محیطهای کاری صحبت میکند که چگونه مردی که از لحاظ مقام و پست اداری در رده بالاتری قرار داشته با ایجاد برخوردهای آگاهانه وی را مورد اذیت جنسی - آزار جنسی از نگاه رفتارشناسی یعنی بیان کلمات یا گفتاری که مورد اهانت یا آزار در آن نهفته باشد یا انجام رفتارهای فیزیکی مبنی بر سوء استفاده جنسی- قرار داده که نهایتاً با وجود اینکه چندین بار به او تذکر داده، مجبور شده که محیط کار خود را به دلیل عدم توانایی در تغییر دادن رفتار وی ترک کند.
یکی دیگر از خانمها حدوداً ۳۵ ساله میگوید: چندین سال است که در استخدام شرکتی هستم که تاکنون به دلیل حسن انجام کار مورد تقدیر قرار گرفتهام اما با این وجود مردان به عنوان مدیر ارشد انتخاب میشوند. خانم دیگری تقریبا ۴۵ یا ۵۰ ساله بر موقعیت شغلی و تحصیلی رشدی برابر زنان و مردان اشاره و تاکید میکند چه در بخش دولتی و چه در بخشهای خصوصی این برابری منجر به حقوق و دستمزد یکسان نشده و خلأضعف قانون حمایتی در اشتغال زنان را از جمله کمبودها میداند.
مسئله کار زنان و حاشیههای همراه آن چند سالی است که به شکلهای مختلف و مورد بحث و بررسی قرار گرفته است و به نظر میرسد حضور بیشتر زنان در بازار کار و عرصههای اقتصادی کشور، نیاز جدی به تغییر الگوهای قوانین اشتغال زنان در محیطی فارغ از تبعیض جنسیتی را میطلبد.
ترکیب جنسیتی نیروهای شاغل در سازمانها و ادارات و.... در کشور تحت تاثیر عوامل مختلفی دچار تغییرات بسیاری شده است؛ اما همچنان مشکلاتی نظیر حقوق کمتر زنان نسبت به مردان، موانع ترفیع شغلی زنان، تبعیضهای جنسیتی و در نهایت آزارهای جنسی شرایطی است که نه تنها زنان شاغل را رنج میدهد بلکه موجب کاهش بهرهوری زنان در محیطهای کاری نیز میشود.
آیا قانون کار از امنیت زنان در محیط کار حمایت میکند؟
به باور برخی از کارشناسان معرفی مشاغلی که با توجه به جنسیت زنان دارای آسیب بیشتری برای آنان است، شانه خالی کردن مسئولان از وضع قوانین حمایتی و امن کردن محیط کار برای زنان است! گفته میشود یکی از مشکلات اساسی و مبتلا به جامعه ما در روابط کار، بیاطلاعی افراد نسبت به حقوق خود است که این امر خواسته یا ناخواسته باعث تضییع حقوق کارمند یا کارفرما میشود.
اما حقوق زنان در قانون کار مصوب ۱۳۶۹ فقط به قوانین مربوط به کارهای زیان آور برای زنان، قانون تنظیم خانواده و مرخصی بارداری و.... بر میگردد. یا در «سیاستهای اشتغال زنان در جمهوری اسلامی ایران» مصوب شورای عالی انقلاب فرهنگی (۲۰/۵/۷۱) ضمن تأکید بر نقش زنان در خانواده به عنوان شغل اصلی آنها مواردی از تشویق زنان به اشتغال و عدم توجه به بنیان خانواده دیده میشود.
در مادة ۵ این مصوبه بیان شده: با توجه به نقش زنان در پیشرفت اجتماعی و توسعة اقتصادی به عنوان نیمی از جمعیت، باید تسهیلات لازم برای اشتغال آنها از سوی دستگاههای اجرایی فراهم آید و برنامهریزیهای مناسب حسب اولویت صورت گیرد.
در «سیاست فعالیتهای بینالمللی زنان» مصوب ۱۶/۲/۱۳۸۲ شورای عالی انقلاب فرهنگی در بخش سیاستهای راهبردی، تلاش برای ایجاد عرصههای جدید و مناسب به منظور به دست گرفتن ابتکار عمل زنان ایران در تصمیمسازیها و تصمیمگیریهای بینالمللي استفاده از توانمندیهای زنان در سطوح مختلف مدیریت امور بینالملل و سیاستهای خارجی نظام اسلامی از سیاستهای مطرح شده براي ارتقای فعالیتهای بینالمللی زنان هستند.
اما مسائل باقیمانده و مهم، همچنان نگرانیهای کلیدی زنان در حین کار باقی مانده است: قوانین برابری در سطح حقوق پرداختی در تمامی بخشها چه دولتی و چه خصوصی، ترفیع شغلی زنان و در نهایت سوءاستفادههای جنسی در محل کار.
تاثیرات روانی اشتغال مضاعف زنان
یک آسیبشناس و متخصص علوم رفتاری مقتقد است: از آنجاییکه زنان در کشور ما دارای جایگاههای قابل توجه علمی، سیاسی و اقتصادی هستند استفاده از توانمندیهای آنان باعث پیشرفتهای مختلف در سطوح جامعه میگردد. با توجه به نگاه مردسالارانه به اشتغال زنان باید بگویم امروز در مشاغلی که نیاز به دقت و حوصله دارد زنان جایگاه ممتاز و قابل توجهی دارند. «به دور از ادعاهای فمینیستی باید گفت هر چند وظیفه مادری و همسری ارزندهترین شغل برای زنان است اما مشکلات فعلی اقتصادی زنان و مردان را در تلاشهای بیرون از منزل در کنار هم قرار میدهد.
بر اساس یک پژوهش ميدانی، استرس و اضطراب زنان در محیط کار دو برابر مردان است چراکه ترس بانوان از نگاههای انتقاد آمیز باعث ایجاد اضطراب در آنها شده و در دوران تحصیل در بعضی از دختران این اضطراب باعث از دست دادن اعتماد به نفس در آنها میشود».
دکتر مجید ابهری بر این باور است که «وظایفی همانند پرستاری، آموزگاری و حتی جراحی در زمینههای پزشکی و فرهنگی بسیار متناسب تواناییهای زنان است. اما واقعیت طبیعت و خلقت زنان این است که ساختار فکری آنان به گونهای است که برخی مشاغل با ساختار فیزیکی و رفتاری آنان مطابقت ندارد. ممکن است یک یا چند زن آهنگر، راننده کامیون یا جرثقیل باشد اما در حقیقت این گونه مشاغل باعث پیری زودرس و فشارهای جسمی و روانی به زنان است».
این پژوهشگر به دو برابری میزان اضطراب و نگرانی زنان شاغل در مقایسه با مردان اشاره میکند و ادامه میدهد: «نگرانی در مورد فرزندان، مدیریت خانه در کنار سایر دلمشغولیهای اقتصادی، بار فکری و ذهنی زنان را به دو برابر افزایش میدهد. در حال حاضر ۸۰ درصد از مدیریت اقتصادی خانوادههای ایرانی در دست زنان است، یعنی مردان هزینه ماهانه زندگی را پرداخت میکنند اما از چگونگی تامین اقلام ضروری چندان با خبر نیستند. و با توجه به تورم و گرانیهای ساعتی در جامعه امروز، این گونه فشارهای عصبی منجر به بیماریهای روحی و روانی در زنان میشود. ریزش مو؛ اختلات هورمونی، یائسگی زودرس، ناراحتیهای استخوانی اصلیترین عوارض اشتغال مضاعف زنان است».
تصویب قوانین یکسان سازی برای حذف تبعیض
به گفته ابهری «زنان در مورد اجرای دستورات و رعایت ضوابط اداری دارای دقت بیشتری از مردان در محیط کار هستند. عدم رعایت دستمزد زنان در محیط کاری با وجود تحصیل و جایگاه برابر با مردان رفتاری غیرعادلانه است. اگرچه در وزارت آموزش و پرورش و یا دانشگاهها تقریبا حقوق اساتید خانم و آقا یکسان است. ممکن است در برخی سازمانهای غیردولتی نگاه تبعیض آمیز به تعیین حقوق زنان وجود داشته باشد که به نظر من این حرکت غیرعادلانه و غیر اسلامی و غیر اخلاقی است و باید اصلاح شود. تدوین و تصویب قوانین یکسان سازی پایههای حقوقی زنان و مردان در شرایط یکسان تحصیلی و تجربی اصلیترین راهکار مقابله با این تبعیض است. چراکه در غیر اینصورت بار تحمل تبعیض نیز به اضطراب شغلی زنان اضافه میشود».
سکوت زنان علت ادامه آزارهای جنسی
بسیاری از زنان در مواجهه با مزاحمت در محیط کار در بیشتر موارد شیوههایی همچون سکوت، کناره گیری از کار یا در پی گرفتن رفتار سرد با فرد موردنظر را پیش میگیرند! «بر اساس تعریف هرگونه رفتاری که از سوی جنس مخالف امنیت روانی زنان را در محل کار تهدید کند و باعث ایجاد احساس ناامنی گردد مزاحمت محسوب میشود». و معمولاً حیا و ترس از بیآبرویی و متهم شدن یا ترس از دست دادن شغل منجر به سکوت زنان در محیط کاری است.
این متخصص علوم رفتاری در این خصوص میگوید: «در صورتی که در یک محیط شغلی مردی قصد آزار کلامی یا فیزیکی یک زن را دارد زن نباید از ترس حرف و حدیثها یا برخوردهای اداری موضوع را کتمان کند، چرا که در این صورت فرد خاطی به رفتار نامناسب خود ادامه میدهد. آزار جنسی از نگاه رفتارشناسی یعنی بیان کلمات یا گفتاری که مورد اهانت یا آزار در آن نهفته باشد یا انجام رفتارهای فیزیکی مبنی بر سوء استفاده جنسی. خوشبختانه با توجه به پاک بودن محیطهای دولتی و وجود حراست و اطلاعات... کمتر کسی جرات میکند دست به چنین اقداماتی بزند. به نظر میرسد بیبندوباری رفتاری بیشتر در محیطهای بخش خصوصی دیده میشود».
او میگوید: «علت این وضعیت مسائل فرهنگی است. ما قانون داریم منتها مسئولان باید در جریان اتفاقات موجود قرار بگیرند تا قانون اجرا شود. اگر شخص برای از دست دادن شغل موضوع آزار جنسی را عنوان نکند من زن را مقصر میدانم. وجود تبعیض جنسی چه رفتاری و چه دستمزد... در محیط کار باعث اهانت به مقام شامخ انسانیت است».
با توجه به وجود الگوی اسلامی و همچنین نقش مهم زنان در عرصه اقتصادی و تولید کشور به نظر میرسد باید در تدوین سیاستها قوانین حمایتی بیشتری ایجاد کرد تا نقش پررنگ زنان در کشور به دور از تبعیضات جنسیتی تسهیل شود.
* پ.ن آزار جنسي تنها به معناي رفتارهاي جنسي نيست .
اين روزها كه خبر درگذشت دكتر حبيبي نقل اخبار است .برخي هم يادي از همسرشان خانم دكتر رهيده كردند و به ايشان تسليت گفتند. شايد بسياري ندانند كه خدمات خانم دكتررهيده كمتراز خيلي از سياستمداران به نظام ومردم نبوده است. اما كساني كه درروزهاي جنگ درگير دارو ودرمان ومشكلات آن بودند .هيچگاه خدمات اين بانو را براي تهيه دارو فراموش نخواهند كرد. روزهاي سختي بود كه نمي توان آدمها وروزهايش را به سادگي فراموش كرد.....
از من تازه مسلمان بگذر...بگذر
اين را با صداي استاد قرباني همخواني كنيد وحالش رو ببريد......
پيشاپيش 15 بهمن سالروز تولد استاد عليرضا قرباني مبارك
اما آنچه نمي توان فراموش كرد .تصوير وي بر نشريه گل آقا آن سالها بود...
موضوعي كه برخي به آن اشاره كرده اند. http://www.asriran.com/fa/news/255161/%D8%AF%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AD%D8%A8%DB%8C%D8%A8%DB%8C-%D9%88-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7%D8%AA%D9%88%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D8%AA%D9%86%DA%AF-%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D8%AF
عوامل محيطي عامل سي درصد سرطانهاي كشور
وقتي صحبت از" سرطان " مي شود . آشناترين تصويري كه از اين بيماري در ذهن ما نقش مي بندد ، تصوير تكيده انساني رنجور است كه موهاي سروصورتش ريخته است. اما كساني كه اين بيماري را از نزديك تجربه كرده اند ، خوب مي دانند اين آرام وعادي ترين روز زندگي يك بيمار سرطاني است. درواقع با وجود دردها ، بيقراريها وزخمهاي جانكاه بايد ريزش موهارا بخش مضحك وفكاهي زندگي يك بيمار سرطاني دانست . به هرحال هرچند بسياري از ما از مسوولان ، كارشناسان و آدمهاي عادي كوچه وبازار تا اين كمدي تلخ واين درد تلخ تر را تجربه نكنيم به آن اهميت نمي دهيم . اما بايد بپذيريم سرطان اين روزها هولناكتر گلوي بسياري از هموطنان را فشار مي دهد.
· جولان سرطان
بر اساس آمارهای سازمان بهداشت جهانی، كشورما بالاترین میزان شیوع سرطان در خاورمیانه را داراست. همچنين بنا بر پیشبینی صاحبنظران ، كشورما درسال 2015 با سونامی سرطان روبهرو خواهد شد. اما چرا شاهد گسترش سرطان در كشورهستيم ؟
دكتر علي كائيدي ، عضو كميسيون بهداشت ودرمان مجلس دراين باره مي گويد: در گذشته به به دليل عدم دسترسي به امكانات تشخيصي برخي بيماريها همچون سر طان مغفول مي ماند درحاليكه طي چنددهه اخير دردنيا ودر كشورمان شاهد رشد چشمگير پيشرفتها در زمينه سلامت بوديم . چنانكه چند سال پيش بيماران براي انجام جراحي قلب باز بايد به كشورهاي خارجي اعزام مي شدند اما درحال حاضر با رشد تكنيك ودانش پزشكي بسياري از خدمات درماني در كشور ميسر است.
سخنگوي كميسيون بهداشت مجلس شوراي اسلامي با تاكيد بر نقش سبك زندگي دراين زمينه ، ادامه مي دهد : با توجه به سبك زندگي شهر نشيني و شاخصه هاي آن همانند ، كاهش تحرك ، استفاده از غذاهاي پر كالري وچرب ، رواج مصرف فست فوتها ، استفاده از مواد افزودني ونيترات در مواد غذايي فرآوري شده و استرس فراوان عوامل موثر در فزوني ابتلا به سرطان محسوب مي شود. اين درحاليست كه با
مصرف ميوه جات كه اغلب سرشار از مواد آنتي اكسيدان وضد سرطان است ازاين معضل پيشگيري كرد همچنين بنابر بررسيهاي انجام شده ، چاقي ، مصرف غذاهاي داغ ، گوشت قرمز وموارد ديگر دراين زمينه موثر هستند .
دكترفضلعلي زاده ، رئيس انجمن سرطان ايران نيز اظهار مي كند : سرطان در تمام دنيا رو به افزايش ا ست . چنانكه براساس آمار بانك اطاعات ملي امريكا كه نسبت ابتلاي بيماران سرطاني را طي سالهاي 2001 تا20 20 موردارزيابي قراداده ، سرطان در سالهاي اخير حدود 50 درصد افزايش داشته است كه علت عمده آن پيشرفت در امكانات تشخيصي است .درايران نيز افزايش سرطان علاوه براين مساله به هرم جمعيتي كشور وجوان بودن جامعه و افزايش اميد به زندگي وفزوني جمعيت سالمند ارتباط دارد .
· محيط زيست و سرطانهاي زودهنگام
درروزهاي اخير كه آلودگي هوادر بسياري از كلانشهرها به مرز هشدار رسيده است .كارشناسان بارديگر انگشت خود رابه طرف آلودگي هوا دراز كرده وآن را متهم بروز سرطانهاي زودهنگام وفراوان كشورمان معرفي مي كنند
حتي برخي تاكيد دارند ، 30 درصد سرطان ها به دلیل عوامل محیطی بروز پیدا
می کند . البته اين مقوله طي چنددين دهه اخير ، معضل همه گير جامعه بشري شده است چنانكه بنابر برخي تحقیقات علت شيوع سرطان را تا ۹۳درصد ناشي آلودگی محیط زیست، شامل اشعهها با طول موج کوتاه، ویروس، باکتریها و مواد شیمیایی مي باشد.
دكترفضلعلي زاده با تاكيد بر نقش آلودگي هوادرابتلا به سرطان ريه مي افزايد: براساس پژوهشهاي قابل اعتنا مواد آلاينده موجود در هوا كه گاه ناشي از سوخت نامناسب خودروها ست نقش موثري بر افزايش سرطانها به خصوص سرطان ريه دارد. البته دراين سرطان عوامل ديگر همچون دخانيات نيز اثرگذاراست .به طوري كه سيگار اصلي ترين عامل ابتلا به سرطان ريه به شمار مي آيد .
رئيس انجمن سرطان ايران اضافه مي كند: نوع ديگري از سر طان كه مرتبط با آزبست مي باشد نيز در افرادي كه بااين مواد ارتباط دارند شايع است .ازاين رو استفاده ازاين ماده شيمييايي كه بيشتر درصنايعي همانند مصالح ساختماني ، ولنت سازي وعايقها استفاده مي شود در بسياري از كشورهاي جهان ممنوع ومنسوخ شده اما در كشور ما كمابيش مصرف مي شود كه اميدواريم وزارت بهداشت وساير متوليان در امرواردات اين ماده شيميايي خطرناك توجه كنند .
براساس اطلاعات موجود، به دليل اثبات خطر ناك بودن آزبست در سلامت افراد در بيش از 40 كشورجهان مصرف اين ماده ممنوع شده است .در كشور ما نيز از سال 1379 در شوراي عالي محيط زيست، مصوبه حذف آزبست از تركيبات و توليدات صنعتي و ساختماني و جايگزين كردن آن با موادي كه آثار سوء ندارد به تصويب رسيده و به كارخانه ها و صنايع ابلاغ شده است اما هنوز هم آزبست در صنايع استفاده مي شود.
تقويت سرطان با كود وآفت كشها
سرطانهاي دستگاه گوارش شايع ترين سرطان در كشور محسوب مي شود آنچنان كه صاحبنظران تاكيددارند ، يک سوم مبتلايان به سرطان به خاطر محصولات کشاورزي به اين بيماري دچار ميشوند.
دكتر كائيدي درهمين باره مي گويد: به اعتقاد من اگرما بتوانيم وزارت جهاد كشاورزي رادر زمينه مصرف سموم وآفت كشها وكودهاي شيميايي حساس كنيد تاثير موثري بركاهش سرطان خواهدداشت زيرا بسياري از كشاورزان وباغداران بدون توجه به ميزان مجاز سم پاشي مي كنند. اين درحاليست كه پژوهشهاي ثابت كرده اين مقوله در افزايش سرطانها بي تاثير نيست . ازهمين رو ، در برنامه پنجم توسعه نيز با تاكيد بر سلامت جامعه متولياني همانند جهاد كشاورزي را موظف كرده در زمينه مصرف كودها وسموم دفع افت كنترل ونظارت داشته باشد.
دكتر لطفعلي زاده نيز باتاكيد برنقش عوامل محيطي بر گسترش سرطان مي افزايد : از مهمترين مسايلي كه در زمينه ابتلا به سرطانها بايد توجه داشت ، پيشگيري از بروز سرطانهاست كه بسيار كم هزينه تر وموثر تراز درمان خواهد بود .به اين ترتيب ، افراد مي توانند با ترك سيگار مانع ابتلاي خود به سرطان شوند . همچنين با جايگزيني موادشيميايي بي خطر زمينه ابتلا را كاهش داد . كنترل سلامت كارگران وافراادي كه با اين مواد مربوط هستند در هرسال نيز مي تواند سرطان رادر جامعه محدود كند .
بنابراين وقتي ما برپيشگيري تاكيد داريم به همين علت است زيرااز يك سو باعث كاهش مبتلايان مي شود واز سوي ديگر افزايش عمر مبتلايان را به دنبال خواهد داشت .
اين قرن زمان آن نيست كه بتوان به راستي زنان را پرستيد . ص 15
ديگر چيز چنداني از من به جا نمانده مگر ته مانده ها ، پس مانده ها ص 16
گلها اهميتي نمي دهند كه جوان باشي يا پير ، تنها مي دانند چطور احساس جواني را در تو بيدار كنند . ص20
عجيب است كه شانه هاي آدم تنها ودر مانده شود .سر اخر مثل اين كه مال تونيستند واحساس ميكني كه باتو بيگانه اند وكسي فراموش كرده وآنها را جا گذاشته است. ص 22
خودم را با شادي ونشاط به خاطر تونابود مي كنم اما به خاطر تو، نه به خاطر ميليونها مردم ، ميليونها نفر گمنام كه صورتشان را نمي شناسم . همه چيزم را فدا مي كنم تا باتو باشم اما فقط با تو ، نمي خواهم انسانيت مثل يك رقيب دركنارم باشد. ص 182
. ص 183
ليدي ال – ترجمه مهدي غبرايي
نمیخواهم
نه بهشت را و
نه اردیبهشت را
سیب را میچینم و
با تو
به زمین میآیم
تا به دور از چشمهای شیطان
دوستت بدارم..
..مریم ملکدار..
درحالي كه طي سالهاي اخير بنابر ادعاي متوليان سلامت كشور، هزينه خدمات درماني حتي تا300 درصد رشد داشته وشاهد وافزايش سهم مردم از پرداخت هزينه هاي سلامت از ۵۴ درصد به بيش از ۷۰ درصد هستيم . اما كيفيت اين خدمات از سوي مردم چندان
رضايت بخش نبوده است. رشد شكايتهاي مردمي ازخدمات درماني ووفورخطاهاي پزشكي حكايت از همين مساله است. به طوري كه در چهار سال گذشته ۱۱ هزار و ۱۳۸ مورد شکایت قصور پزشکی در پزشکی قانونی ثبت شده است .
طي روزهاي گذشته نيز سازمان پزشكي قانوني اعلام كرده ؛ در حالی در 9 ماهه سال جاری 3010 فقره پرونده قصور پزشکی در پزشکیقانونی مورد بررسی قرار گرفت که در هشت ماهه سال گذشته تنها 1063 فقره پرونده در حوزه قصورپزشکی تشکیل شد.
· تجربيات نا خوشايند
مردم كه خسارتها وزيانهاي مالي وجاني خطاي پزشكي را مي پردازند در جامعه كم نيستند.
مهناز- الف 37 ساله نيز تجربه ناخوشايندي از درمان خود دارد ، مي گويد: به دليل مشكلم به پزشك زنان مراجعه كردم .پس از يك دوره درمان هورموني وترزيق آمپول همچنان مشكلم ادامه داشت . ناگزير پزشكم را عوض كردم ولي وضعيتم بهبود پيدا نكرد ، متخصص زنان با خوش بيني اميد مي داد كه تا چند ماه ديگر مرا براي جراحي آماده مي كند . اما با شدت عوارض فيبروم وپس از دريافت 3 كيسه خون ، ناچار به جراحي اورژانسي شدم.
سيمين 44 ساله نيز كه اين روزها درگير شيمي درماني خواهرش است نيز مي گويد: درسونوگرافي كنترل سالانه براي خواهرم " كيست عادي " تشخيص داده بودند و او تحت نظر بود تا در فرصتي مناسب جراحي كند . به توصيه پزشكش نيز هر دو، سه ماه كنترل مي شد تا اينكه دريكي از اين مراجعه ها متوجه ، پيشرفت بيماري شد.
وي كه دلخوشي از كارشناسان راديو لوپي وسونوگرافي ندارد ، مي افزايد : به اعتقاد من
يكي از علل بروز خطاهاي پزشكي تشخيص ديرهنگام ونادرست بيمارهاي هاست كه برخي كارشناسان ياد شده دراين مساله بي تقصير نيستند . چندي پيش خودم براي كنترل سالانه به يكي از مراكز تشخيصي مراجعه كردم . خانمي كه آنجا فعاليت مي كرد ، بيش از آنكه به وضعيت من توجه كند ، با تلفن گزارش هفت پشت جد وآبادش را به دوستش مي داد.
طيبه –د ، 35 ساله هم مي گويد: متولد 1356دارای مدرک کارشناسی می باشم . زمانی که چشم به جهان گشودم وشروع به راه رفتن کردم مادرم متوجه لنگش کمی درراه رفتنم کرد من دریک روستا به دنیا آمده ام نظراطرافیان این بود که به خاطر ضعیف بودن این گونه راه می روم اما دردوسالگی وقتی به پزشک مراجعه کردم متوجه دررفتگی پا از ناحیه چپ شدند .اما با جراحي هم درمان كه نه وضعيتم بدتر شد زيرا دیگرنتوانستم درست راه حركت كنم . با گذشت زمان نيز دردعجیبی درپایم احساس کردم كه با مراجعه به پزشک متوجه شدم پرتزازجایش خارج شده است . طی چند مرحله جراحی اما مشكلم حل نشد .زيرا پزشكم معالجم حضورنداشت. به اين ترتيب طی چند نوبت جراحی ، پرتز عفونت کرد و این کارباعث شد دوماه دربیمارستان بستری شوم .بعد ازمرخص شدن پرزتزجابجا شدو تمام پلاتین و پیچ مهره ها ازهم جداشدند .بامراجعه به پزشک معالجم گفت دوباره عمل کنم اما من نپزیرفتم ، تااینکه متوجه جسمی درساق پایم شدم به مراجعه به پزشك مشاهده كردند كه یک میله حدوداهشت سانتی از قسمتی از پلاتین جاسازی شده در پایم شکسته وبه ساق پایم رسید . به دکتر مراجعه کردم با خونسردی تمام برگه بستری داد ، اما بازحم رغبتي براي جراحي من نداشت .من هم همچنان گرفتارم واصرار دارم ، فقط پزشكم جراحي كند .
· كارنامه اشتباهات پزشكي
بنابرگزارش سازمان پزشكي قانوني كشور در سال جاري ، 3010 پرونده در مورد قصور پزشکی در رشتههای تخصصی پزشکی تشکیل شد که از این میان پروندههای حوزه تخصصی جراحی زنان، زایمان و نازایی با 375 فقره در صدر بیشترین پروندههای مورد رسیدگی در بحث قصور پزشکی است.
همچنين براساس آمارها جراحی زنان، زایمان و نازایی در حالی با اختصاص 375 پرونده در بحث قصورپزشکی در سال 91 در صدر بیشترین پروندهها در قصور پزشکی بود که در هشت ماهه سال 90 نیز با اختصاص 286 پرونده نیز در صدر قرار داشت که در هشت ماهه سال جاری نسبت به مدت مشابه سال قبل 31.1 درصد رشد در بحث قصور پزشکی رخ داد.
همچنین پس از جراحیهای زنان، زایمان و نازایی، جراحیهای ارتوپدی در سال جاری با اختصاص 287 پرونده قصورپزشکی و جراحی عمومی با 273 پرونده قصور، دندانپزشکی با 268 و جراحی پلاستیک و ترمیمی با 169 پرونده در زمینه قصورپزشکی در ردههای اول تا پنجم بیشترین پروندههای پزشکی بودهاند.
· معضل همه گير
پيش ازاين گفته مي شد به طور میانگین ۱۰ درصد بیماران بستری شده در دنیا به طور متوسط دچار خطای پزشکی میشوند . اما آمارهاي امروزي نيز حكايت از افزايش اين مساله درجهان دارد.
چنانكه برخی آمارها حاكي از آن است که سالانه ۲۵۰ هزار نفر از مردم جهان بهدلیل اشتباهات پزشکی جان خود را از دست میدهند، همچنين بنا بر گزارش انجمن پزشکی آلمان، سالانه ۵۰۰ نفر به علت اشتباهات پزشکی فوت مي كنند . البته پژوهشهایی انجام شده در كشورهايي همانند هلند و کانادا نشان میدهند که آمار قربانیان خطاهای پزشکی ۱۰ تا پانزده بار بیشتر از رقمی است که آلمان اعلام کرده است.به تازگي نيز محافل علمي انگلستان اعلام كردند ،حدود 5 خطاي پزشكي پس از عمل در بيماران اتفاق ميافتد.بنابراين تحقيق گرچه بيش از 80 درصد وقوع اين اشتباهات ميتوان جلوگيري كرداما بيش از 50 درصد از اين خطاها ممكن است رويدادهاي ناگواري را براي بيماران ايجاد كند.
كنار خيابان ايستاد ه ايم ، اتوبوسي خرامان خرامان مي رسد. خواهر زاده 4 ساله ام با اصرار مي گويد : " سوار اتوبوس بشيم " .اين هم از شگفتي هاي اين نسل است . شايد چون همانند من و هم نسلانم خاطرات ومخاطرات چنداني از اين قوطي كنسرو سيار ندارند ، اينگونه عاشق ابه گفته خودشان "اين ماشين بزرگ وباشكوه " هستند .اما درروزگاركودكي من كه آشناترين خودروهاي شخصي به پيكان ، ژيان ، بي ام و، فولكس وبنزهاي سياه خلاصه مي شد، اتوبوس هاي دود زاي آبي رنگ شهري براي خودشان كيا وبيا يي داشتند. حتي اگر صندليهاي چرمي سورمه اي اش زير چرك يا وصله هاي ناجور زرشكي بد شكل شده بود، بازهم قابل احترام بودند. راستش نمي دانم درروزگار كودكي من چرا تمام آنچه به اتوبوسها ختم مي شد آبي رنگ بود، حتي بليطها وباجه هاي خريد آن وباز نمي دانم چرا اين اتاقك فلزي با سقف شيرواني مانندش مرا به ياد ساعت شني مي انداخت . اما آنچه هيچگاه فراموش نكردم لذت سوار شدن به اتوبوس دوطبقه بود . فكر مي كنم سه يا چهارساله بودم وبراي اولين بار درتهران اتوبوسهاي دوطبقه راديدم. با گيجي وكنجكاوي كودكانه اصرار داشتم سوار شوم وشدم . آنقدر جوگير شده بودم كه تصور مي كردم در همان چند سانت ارتفاع بيشتر ، دنيا زير پايم است. صندلي هايش كه به گمان قرمز رنگ بود بوي نويي مي داد و من تند تند نفس مي كشيدم تا تمام وجودم ازاين شگفتي ولذت
بي نصيب نباشد. راستش اين روزها خيلي دلم مي خواهد يك بارديگر سواراتوبوس دوطبقه بشوم وبروم.بروم..بروم...
* سعید ترشیزی: تصور کنید دولت هزار دستگاه غلتک از چین وارد کند تا موانع ازدواج را در کشور هموار سازد. تصور کنید خانوادهها رسم و رسومات پوسیده ازدواج را شب ساعت ۹ بگذارند جلوی در تا ماموران شهرداری بیایند بدون تفکیک جمعشان کنند. تصور کنید واشر شیرآب جایگزین حلقه ازدواج شود. تصور کنید مهریه از سکههای طلا به درب نوشابه تغییر حالت دهد. تصور کنید شیربها بهای یک پاکت شیر یارانهای باشد. تصور کنید امروز در خیابان با کسی آشنا شوید و فردا کنارش پای سفره عقد نشسته باشید. تصور کنید یک صفر از پول ملی کم شود و به مبلغ وام ازدواج اضافه شود. تصور کنید نانونهال درخت اختراع شود که آن را در باغچه بکارید و یک هفته بعد یک سرویس چوب در باغچه داشته باشید. تصور کنید دشت و دمن بیصاحب جایگزین تالار عروسی شود. تصور کنید همین امروز طلا از مد بیفتد و سرویس حلب روغن نباتی مد شود. تصور کنید کله کچل و بیکاری و نرفتن به خدمت سربازی و بیسوادی جزو ملاکهای برتر ازدواج باشد. تصور کنید لباس عروس، پیژامه راه راه با چادر رنگی گلمنگولی باشد. تصور کنید در نبرد میان «با خانواده به صرف شام» و «با بانو به صرف شیرینی»، بانو به صرف شیرینی پیروز شود و نسل خانواده به صرف شام منقرض گردد. تصور کنید انجمن حمایت از زنبورهای عسل، ماه عسل را از جمع ماههای سال حذف کنند. تصور کنید کیک و ساندیس شام عروسی باشد. تصور کنید محصول جدید چسب نارازی چسبی باشد که مجلس خواستگاری و بله برون و شب چله و عقد و عروسی و پاتختی را به هم بچسباند. تصور کنید ماشین عروس، فرغون با تزئینات آجری باشد. تصور کنید... تصور کنید... چیه؟! شما کی هستید؟! با من چیکار دارید؟! این لباس سفید چیه که تنم میکنین؟! چرا آستیناش از اون طرفه؟! این آمبولانس چیه دیگه؟! منو کجا میبرید؟! من هنوز عزبم، هزارتا آرزو دارم! من دیوونه نیستم فقط داشتم تصور میکردم... منو نبرید... من دیوونه نیستـــــــــــــــــــم!
* همه اين مطالب درباره مجردي را در ويژه نامه عصرانه روزنامه قدس بخوانيد....
دخترخانمها و آقاپسرها تا کی باید مهمان خانواده باشند؟
دستی به چند تار موی سفید سرش میکشد. ساعت از 9 شب گذشته که تلفن زنگ میزند. مادرش پشت خط است و میگوید: ...
ناهید اومدی خونه؟ ما خونه داداشت هستیم. پسرش دستش دررفته اومدم ببینیم چی شده. غذات توی یخچاله. راستی نیره زنگ نزد؟ نمیدونم شوهرش از مأموریت اومده یا تنهاس؟ دختر بیحوصله فقط گوش میدهد. مادر ادامه میدهد: قرصهای آقاجونت را گرفتی؟ خودش بود؟ دختر میگوید: بله... گوشی را که میگذارد، به طرف آشپزخانه میرود و قرصی بالا میاندازد...
مدرنیسم و افزایش سن ازدواج
با افزایش سن ازدواج، دخترها و پسرهای زیادی هنوز هم میهمان خانواده هستند و زندگی مجردی را تجربه میکنند.
حسن موسوی چلک، رئیس انجمن مددکاری اجتماعی ایران در این باره میگوید: از ویژگیهای جوامعی که به سوی توسعه میروند افزایش سن ازدواج و شیوع زندگی مجردی است. کشور ما نیز از این امر مستثنی نیست. چنانکه با مقایسه آمار سرشماریهای نفوس و مسکن در سال 90 با سال 85 میتوان رشد این مساله را دید، به طوری که در آمار سال 90 بیش از یک میلیون نفر در «خانههای تک نفره» زندگی میکنند. دکتر مصطفی اقلیما با تاکید بر اینکه همه دوست دارند ازدواج کنند، میافزاید: مشکلات اقتصادی و اشتغال از موانع عمده ازدواج محسوب میشود. چرا که نمیتوان انتظار داشت جوانی با درآمد 400 هزار تومان زندگی را اداره کند. بسیاری از جوانان ما نیز هنوز کار مناسبی ندارند که به ازدواج فکر کنند. این آسیبشناس اجتماعی همچنین میگوید: ما از 5 سال گذشته تا به امروز سالانه یک و نیم میلیون فارغالتحصیل داشتهایم و هر ساله یک میلیون فارغالتحصیل لیسانس بیکار داریم.
دکتر حسین باهر، نیز میگوید: مشکلات اقتصادی از یک سو و آزادی بیشتر در روابط از دلایل اصلی گسترش تجرد است. در میان زنان نیز این نوع زندگی مجردی رواج چشمگیری یافته که ناشی از رشد تحصیلات و استقلال بیشتر آنهاست. البته آموزشها و القائات رسانههای نوین و ماهوارهها نیز دراین باره بیتاثیر نبوده است.
این استاد دانشگاه با تاکید بر تغییر در سبک زندگی ایرانیان اضافه میکند: جامعه دچار سرگردانی است، از یک سو نسل والدین با این سبک زندگی موافق نیست و از سوی دیگر نسل جوان و فرزندان هم کار خود را انجام میدهد و راه خود را میرود.
سلامت روان با ازدواجی سالم
زن در حالی که چهرهاش از عصبانیت سرخ شده از ساختمان بیرون میزند. لحظهای به طرف در ساختمان برمیگردد و میگوید: آشغال! به من چه دخترهای 40-30 ساله مجرد دیگه چیکار میکنن؟!
در کنار تنهاییها و آسیبهایی که میتوان از تبعات مجردی دانست، این افراد مشکلات دیگری را تجربه میکنند.
دکتر هادی معتمدی با اشاره به اینکه در آموزههای دینی و فرهنگی ما تأهل یک ارزش به شمار میرود میگوید: با مقایسه وضعیت متأهلان و مجردان میتوان دریافت که مزایای تأهل بیش از تجرد است. به طوری که بر اساس بررسیهای روانشناختی افراد متاهل کمتر دچار اختلال اعصاب و روان میشوند. البته از آنجا که زنان، حس آفرینندگی قویتری دارند و حساسیت بیشتری نسبت به آنها وجود دارد، این آسیبها در آنها جدیتر است. زیرا انسان موجودی اجتماعی است و همواره به دنبال همراه و همدلی است که مسیر زندگی را با او طی کند. این روانپزشک ادامه میدهد: انسان موجودی است که به دنبال دغدغهها و نگرانیهای تازه است که به او مسیر رشد و کمال را نشان دهد. یکی از این دغدغهها مسؤولیت خانوادگی و تشکیل خانواده است که باعث افزایش تعهدپذیری میشود. همچنین از آنجا که مجردان فرصت تجربه یک دوره از زندگی را دارند، تجربههای زیستی آنها ناقص است. ازهمین رو، در معاشرتها و تعاملات اجتماعی و خانوادگی، حضور کمرنگتر و محدودی دارند.
موسوی چلک نیز معتقد است: زندگی متاهلی مطلوب، عرصهای برای تقویت مسؤولیت پذیری، نظم و انضباط، احساس تعلق به دیگران و رضایتمندی از زندگی است.
تقویت معاش و معاد
بیتردید، مساله تجرد و افزایش سن ازدواج همچنان در کشور ما ادامه خواهد داشت. اما چگونه میتوان آسیبهای آن را کاهش داد؟
دکتر باهر میگوید: همانگونه که جوانها دیر ازدواج میکنند، خانوادهها نیز دوام چندانی ندارند و پیوندهای همسری به سرعت گسسته میشود. بنابراین برای رفع این مسایل باید به تقویت معنویت و اخلاق پرداخت و همچنین به توسعه و بهبود اقتصاد توجه کرد. روشنفکران جامعه نیز برای تحکیم خانواده، باید روشنگریهای لازم را به عمل آورند.
دکتر معتمدی نیز تاکید میکند: بهرهمندی از مزایای زندگی متاهلی منوط و مشروط به این است که به درستی پیریزی شود. بنابراین برای کاهش افراد مجرد باید در قالب برنامهها و سیاستهای بنیادی، تحکیم خانواده را تضمین کرد. زیرا تحکیم خانواده مشروط بر تشکیل و ایجاد مناسب آن است. موسوی چلک نیز میگوید: با شعار نمیتوان خانوادهها را تحکیم کرد بلکه باید در قالب برنامههای کوتاهمدت و بلندمدت ضمن تسهیل ازدواج، خانواده را نیز در برابر آسیبها محافظت کرد.
حرفهاي مسافران هتل مامان!
مرد زیر چشمی نگاهی به مسافری که عقب نشسته میاندازد و میگوید: من هنوز با مادرم زندگی میکنم. بهش گفتم همیشه نوکرشم. شما چطور؟ ازدواج کردین.
زن از توی آینه نگاه میکند به مرد راننده که فقط چشمهایش دیده میشود. نه! کوتاه جواب میدهد. مرد ادامه میدهد: اصلاً ازدواج نکردین یا مطلقه هستین؟ زن به خیابانها و آدمها که بیتفاوت رد میشوند، نگاه میکند: نه هیچوقت ازدواج نکردم. مرد مثل خیلیها با لحنی آشنا و کشدار جواب میدهد: چرا؟ زن در آینه چشم در چشم مرد میدوزد ومی گوید: «دیگه آدم پیدا نمیشه...»
خوش به حالم! مجردم
این روزها دیگر مجردها کمیاب و نادیدنی نیستند. چنانکه بر اساس آخرین آمار ارائه شده از سوی مدیرکل دفتر آمار و اطلاعات جمعیتی و مهاجرت سازمان ثبت احوال کشور، در حال حاضر بیش از 11 میلیون جوان ایرانی ازدواج نکردهاند. به تعبیر دیگر به طور متوسط به ازای هر دو خانوار یک جوان ازدواج نکرده در کشور وجود دارد. درواقع ازدواج امروزه از دغدغههای بزرگ جامعه ما به شمار میآید.
مونا - الف 33 سال دارد. او درباره روزهای مجردیاش میگوید: من مشکلی با تجردم ندارم، زندگیم مال خودم هست و قرار نیست به کسی تحمیل شوم یا دیگری به من تحمیل شود. در ضمن در مقایسه با زندگی خیلی از متأهلان که اطرافم هستند تصور نمیکنم که وضعیت بدتر و ترحمانگیز تری داشته باشم. البته به ازدواج و تشکیل خانواده بیعلاقه نیستم، اما نه با هر شرایطی.
وی با اشاره به اینکه هیچوقت به ازدواج نگاه سنتی نداشتهام، میافزاید: برخی دختران هنوز هم در ازدواج به دنبال مسایل سطحی و معمولی هستند. آنها فقط به خاطر جامعه ازدواج میکنند و بعد هم جدا میشوند ولی من میخواهم ازدواجم باعث رشد و تکاملم شود و با کسی ازدواج کنم که درکم کند.
مونا ادامه میدهد: همچنین درحال حاضر پسرها از لحاظ اجتماعی و تحصیلی وضع چندان مطلوبی ندارند و به لحاظ کفویت همسو با بسیاری از زنها نیستند. مساله دیگر آزادیهای بسیاری است که گاه در جامعه برای دختران و به خصوص پسران فراهم میشود که آنها دیگر تمایلی به ازدواج نشان نمیدهند چون نیازشان به راحتی رفع میشود.
فرار از غول مهریه
تماس گرفتن با مردان مجرد دشوار است، اما نمیتوان حرفهای آنها را نشنیده گرفت.
مهرداد کیانی 38 ساله است. او از شرایط و مسایل زندگی مجردی چنین میگوید: من به تجرد نگاه شخصی ندارم و با دیدی کلی به مساله نگاه میکنم. از مشکلات بزرگ در این زمینه وضعیت اقتصادی است. چون با ازدواج به یکباره مرد ناچار است مسؤولیتهای سنگین اقتصادی مثل مهریه را بپذیرد. مساله دیگر که باعث ازدواج گریزی شده نابسامانی در خانوادهها و افزایش طلاقهاست. وقتی من در جمع دوستان متاهلم مینشینم بیشتر آنها از زندگی متاهلی ناخشنود هستند و میگویند خوش به حالت که مجردی! در واقع در جامعه ما خانواده آنچنان شرایط مطلوب را ندارد که آرامش بخش و پناهگاه افراد باشد، به طوری که این روزها بیشتر تصور میشود با ازدواج آزادی فرد توسط همسرش تهدید میشود. حتی برخی همسران تصور میکنند با ازدواج مالک فرد میشوند!
در تجرد هم دست زیاد شده!
عماد- ر 43 ساله با لبخند میگوید: زمانی که جوان بودم پول نداشتم و حالا که پول و درآمد دارم حس اینکه ازدواج کنم را ندارم! با خودم میگویم چرا باید ازدواج کنم، وقتی که حوصله ندارم پدر یا همسر مناسبی باشم. در واقع نمیدانم پس از 40 سالگی قرار است ازدواج به من چه فرصت و مزایایی بدهد؟ وی که گویا جدا زندگی کردن مجردی و زودهنگام جوانان امروزی ناراحتش کرده ادامه میدهد: در گذشته افراد و طبقات خاصی به دنبال تجرد و زندگی مجردی بودند. برخی همنسلهای من به دلیل آنکه حمایت و توجهی از طرف خانواده نداشتند، ناگزیر شدند با همت خود و گذشتن از نیازهایشان شرایط مطلوبی را برای خودشان فراهم کنند اما نسل جدید، آنقدر مورد توجه و حمایت قرارگرفته که نمیتواند ازدواج کند.
شـرمندگی زمانه
دیالوگ دختر مجموعه تلویزیونی از ذهنم بیرون نمیرود: «چرا ما باید شرمنده باشیم. زمانه باید شرمنده باشه...»
مسعود، دیپلم دارد و میگوید: از وقتی از سربازی آمدهام کارهای مختلفی داشتهام اما بیثباتی اشتغال و درآمد ناچیز باعث شده در سن 28 سالگی هم به ازدواج فکر نکنم. چون نمیتوانم با حقوق 400 هزار تومانی مسوولیت یک خانواده را به دوش بگیرم.
فرشته- س کارشناس علوم آزمایشگاهی هم میگوید: زندگی خیلی پیچیده شده است. در قدیم خانوادهها با چند حساب و کتاب سرانگشتی بساط ازدواج را بر پا میکردند اما امروزه ازدواج تبدیل شده به یک معادله صد مجهوله و باید به دقت جوانب و شرایط را در نظر گرفت. وی ادامه میدهد: هر طرف، توقعات و ملاکهای خاصی برای ازدواج دارد که دیگر حالا بیپرده مطرح میشود؛ زیبایی ظاهر، تک فرزند بودن، شغل و درآمد کافی، پست و جایگاه اداری و اجتماعی والدین، جوان بودن والدین طرفین و... مواردی است که این روزها جدیتر گرفته میشود.
الناز با مدرک کارشناسی ارشد کارمند است و از روزهای مجردی به نیکی یاد میکند و میگوید: دیگر برایم مهم نیست دیگران دربارهام چگونه حرف میزنند چون من از شرایط خودم راضی هستم. من حالا به خوبی میدانم آدمهایی که همیشه درباره ما و زندگیمان قضاوت میکنند و سنگ زندگی بهتر ما را به سینه میزنند، کمتر از دیگران به آرامش و رشد زندگی ما فکر میکنند!
* در غرب به مجرداني كه زياد بمانند وبا والدين زندگي كنند مي گويند مسافران هتل مامان
http://1pezeshk.com/archives/2013/01/the-fascinating-business-cards-of-famous-people.html
يك روز كشدار مثل بقيه روزهاست . براي رهايي ازاين بي حوصلگي ورخوت وتنهايي ، به تماشاي فيلمي مي نشينم. فوق العاده است ، تك تك سكانسها وصداها وموسيقي اش سحرانگيز است .صحنه هاي زمستاني فرم به فرم رد مي شوند ومن جادو مي شوم. سردم مي شود. سرماي گزنده اي را كه بازيگران تجربه مي كنند ، با پوست وجانم حس مي كنم .دلم مي خواهد من هم با لباسي پوستين وبا وقار در برف قدم بزنم ، اما فقط سردم مي شود .پتويي را به دور خودم مي پيچيم و نزديك به سه ساعت فقط فيلم مي بينم ومي لرزم . زنگ در به صدا در مي آيد با پتويي كه به دورم پيچيد ه ام دررا باز مي كنم . ناخواسته نگاهي به سروشانه ميهمانم مي اندازم . منتظرم دو سه وجب برف را روي تن ولباس زمستاني اش ببينم. با لباس تابستاني اش به من كه پتو دورم است زل مي زند. باز مي پرسم : بيرون خيلي
سر دبود؟ بي تفاوت خودش را درون خانه مي كشد وبا خونسردي مي گويد: نه ! گرمه ..خيلي گرم.. توخوبي ؟ ! چيزيت شده ؟ سرما خوردي؟ از لاي پنجره نگاهي به حياط ميكنم ، هنوز باورم نمي شود كه از برف وسرما خبري نيست. هنوز سردم است. خيلي سردم است. با لرزش محسوسي به طرف آشپزخانه مي روم تا چاي درست كنم. ميهمان مي گويد: نه بابا مرداده ، گرمه ، اگه مي توني شربت بيار. آرام زمزمه ميكنم : شربت ؟ اين موقع ؟! توان فروكردن دستم را داخل فريزر ندارم . ظرف يخ را با سرانگشتم بيرون مي كشم ، انگشتم از سرما منجمد مي شود . با خودم مي گويم : چقدر عجيبه كه زمستون يخ داريم !! زير كتري را روشن مي كنم. ليوان شربت كه روي ميز ميگذارم ، ميهمانم با ترديد نگاهم مي كند ومي گويد: خوبي ؟ بغضي توي گلويم مانده ، فكر كنم بي ربط به فيلم نباشد . جواب مي دهم : آره ، خوبم . نميتوانم از احساسم بگويم ازاين تفاوت زماني وفصلي واز فشاري هولناك . ميهمانم بعد از چند دقيقه ميرود .فنجان چاي را دودستي ميگيرم تا گرم شوم ، اما تا صبح تنم مي لرزد نميدانم از هراس اين كه" نكنه ديوانه شدم " يا تاثير جادويي فيلم است . اما هرچه هست ، سا عتها همچنان مي لرزم.