چند خط میان زندگی

از روزهای دور خبرنگاری تا این روزها که  نویسنده ام

  • صفحه اصلی
  • پروفایل
  • آرشیو
  • عناوین مطالب

بد نيست به وزارت زنان هم فكر كرد؟

توسط محبوبه علی پور | یکشنبه بیست و ششم آبان ۱۳۹۲ |

نمي دانم  با همه چانه زني ها و رد اعتمادهاي مجلس  وزيرورزش وجوانان انتخاب شد يا نه ..اما از وقتي كه سجادي رد شده  با خودم مي گويم: كاش وزير ورزش اين دوره خانم فرهادي زاد يا طاهريان مي شد يا ميترا دهكردي .... زماني كه من در گروه بانوان كارميكردم زنان بسياري براي ورزش دانش اموزان دختر و قهرماني دختران در سطح جهاني تلاش كردند كه اين سه نفر جز انها هستند ... آقاي سجادي به خاطر دارند................

تبليغات فصلي

توسط محبوبه علی پور | سه شنبه چهاردهم آبان ۱۳۹۲ |

با آغاز فصل  پاييز ورسيدن ميوه هاي آن تبليغهاي متعدد اين ميوه ها را بسيار 

مي بينيم.  اما امسال گويا قرعه فال به اسم " خرمالو " افتاده كه همزمان براي درمان

 سنگ كليه ؛ كلسترول و سفيدي مو تجويز مي شود. خدا كند پشت


اين تبليغ ميوه دوستانه ماجرايي نباشد .

وفاداري ...

توسط محبوبه علی پور | سه شنبه چهاردهم آبان ۱۳۹۲ |
جادارد رسانه ها وسايتها اين مطلب را هم منتشركنند....


http://www.tinapress.com/news/society/6158

سايه قدرت سرمايه بر شهرسازي

توسط محبوبه علی پور | سه شنبه چهاردهم آبان ۱۳۹۲ |

سازناهماهنگ مديريت شهري با  ارزيابي هاي  اجتماعي


بيش از سه  دهه  است كه بحث" ارزيابي تاثيرات اجتماعي  در پروژه هاي شهري" ، از سوي انديشمندان مطرح شده است . اما اين مقوله  هنوز هم  در مديريت شهري ما  مهم تلقي نمي شود.    حال آن كه  دكتر سيد محمد امين قانعي راد رئيس انجمن جامعه شناسان ايران با تاكيد به  همين  مساله مي گويد:  براي  هر

 پروژه شهری وسیاست توسعه ای   باید  طرح ارزیابی اجتماعي  صورت بگیرد وپیامدها خواسته وناخواسته اجتماعی وزیست محیطی وفرهنگی آن بررسي شود. زيرا با اين گونه مطالعات  تاثیر برنامه هاي مديريت شهري بر زندگی مردم  مشخص مي شود. بنابراين چنانچه به اين مساله   توجه نشود  چنين پروژه هايي نه تنها اثر بخش نبوده كه حتي  باعث بروزآ سیبهایی اجتماعي شود.

وي  همچنين مي  افزايد  :  علت بي توجهي به مسايل اجتماعي در مديريت شهري    این است كه اغلب چنين   پروژه هايي  با  نگاه  مهندسی برنامه ریزی ،هدف گذاری واجرا می شود. درحالی که باید براي كاهش آثار خواسته ويا ناخواسته آن از همان آغاز طرح، محققین اجتماعی  حضورداشته و  آثارآن را پایش کنند. بنابراین مدتهاست كه  پژوهشگران اجتماعي سعي مي كنند  غفلتی  كه دراين حوزه وجود دارد به مدیران  وشهر سازان  ياد آوري كنند  تابه صرف اینکه پروژه ای به لحاظ اقتصادی ،سرمایه گذاری وحتی اشتغال زایی  اهميت دارد ، تصمیم گیری نکنند.

اين استاددانشگاه با تاكيد براين كه توجه برا رزيابي آثاراجتماعي بر مديريت شهري باعث ارتقا کیفیت زندگی شهری وحتي  بهبود مناسبات  ميان شهروندان مي شود   ، مي گويد:  اهتمام به اين موضوع   درواقع   عقلانیت مضاعف  به حساب مي آيد.زيرا   عقلانیت متداول باعث مي شود ما   پروژه هاي  خود رادر طرح وبرنامه مناسبي  ارائه كنيم وعقلانیت مضاعف این است که صرف نظر از اهداف مرسوم به نتایج  دیگری كه در پي   اجراي اين طرحها  رخ مي دهد  نظر داشته باشيم. اينگونه   فرتراز  مدیریت پروژه ، مدیریت پیامدهای  آ ن را جدي بگيريم .

 

 تعلق خاطري كه فراموش مي شود    *

 

دکتر سلیمان نیک سرشت عضو هيات علمي دانشگاه بوعلي سينا نيز  بااشاره به بي توجهي به  مسایل اجتماعی در مديريت شهرها مي گويد:  از يك سو علت اين مساله تصوري است كه از حوزه اجتماعي وجود دارد  ، زيرا   اغلب تصور مي كنند مسايل اجتماعي امور بدیهی بوده  وبه  راحتی می توان در آن مداخله  کرد . درحالیکه چنین نیست  زیرا مسایل اجتماعی در تحلیلها یک بحث است ودر عینیت امور مقوله ای دیگر می باشد. ازسوي ديگر نيز تعامل بين رشته اي   ميان مديران شهري و جامعه شناسان كافي نيست.

اين استاددانشگاه  ادامه مي دهد : وقتی تعریف از شهر  فقط تعریفی کالبدی  است و فقط آن را  خیابان وساختمان درنظر مي گيرند  به طور حتم برنامه ای  که برای آن  ریخته

می شود نیز یک بعدی  خواهد بود . درحالی که از نگاه جامعه شناسانه شهر یک پدیده پیچیده  وانسانی است  كه  بروز فیزیکی  وکالبدی پیدا کرده است. این نگاه همان  تفاوت دیدگاه میان جامعه شناسان و مهندسان  را نشان می دهد .به این تر تیب با نگاه اجتماعي

 مي توان دريافت كه  شهرهارا   فرهنگها ، هويتها و خاطرات جمعی آنها می سازند . بنابراين اگر  کالبد شهرها  برای انسانها درنظر گرفته نشود و  مصرف  کننده حقیقی این کالبد واین فضا مردم نباشند واین برون داد فیزیکی همسو با اقتضائات و سبك زندگي آنها نباشد. همين تصوير رااز شهرها مي بينيم كه درحال حاضر مشهود است .شهرهايي كه  از ابعاد فرهنگی وهویتی  دورشدند ومردم احساس تعلق خاطري به آنها نمي كنند.

*مديريت كوتاه مدت شهري

دکتر صلاح الدین قادری نيز بابيان اين كه در  نظام شهرسازی بايد بين نظام مدیریت شهرسازی و نظام علمی وآكادمي  مجریان شهري  تفکیک قایل  شد،  مي افزايد: پيش ازاين مسايل اجتماعی در برنامه ها ی  شهرسازي اهميتي نداشت اما درحال حاضر نظام علمی شهرسازی وطراحان شهری ؛ به معماری انسان محور وشهر قابل زیست وديگر مقوله هاي مشابه  اهمیت می دهند. اما حتي  در سالهای اخیر  مدیریت شهری به تلاش وبرنامه هاي  شهرسازاني كه چنين  نگاه وايده اي دارند،  معتقد نيستند . بنابراين نه تنها مديران شهري  در پروژه ها   به مسايل اجتماعي توجه ندارند كه حتي طراحي كالبدي را نيز جدي

نمي گيرند. 

اين استاددانشگاه اضافه مي كند : نگاه به مسايل اجتماعي پشينه قوي در نظام شهرسازي وشهرداري ها ندارد .ازاين رو حتي بسياري معتقدند معاونت اجتماعي شهرداري حوزه اي اضافي وفراتر از مسووليتهاي شهرداري هاست .زيرا از نگاه آنها وظيفه شهرداري ها تامين نيازهاي عمراني ومتداول شهري است .

دكتر قادري  با اشاره به بي توجهي به مسايل اجتماعي در مديريت شهرها مي گويد: از علل اين امر ، پايدارنبودن    مدیریت شهر ي است . بنابراين   مدیران شهری سعی می کنند  دردوران كوتاه مديريت خود با کارها و نتايج محسوس وملموس قابلیت های خود را به دیگران نشان دهند اما نتایج  مسایل اجتماعی به گونه ای نیست که بتوان درکوتاه ترین فرصت  قابلیتهای خود را عرضه کرد.  ازاين رو مديران به سراغ چنين حوزه اي

 نمي روند   . چون  باید به روساي خود گزارش کار بدهند. همچنین دراين تعامل   شاهد كاستي هاي کنش گران حوزه اجتماعی نيز  هستيم به طوري كه آنان نيز  قابلیت خود را به شايستگي درمدیریت شهری نشان نداده اند .

 

شهرهايي كه چوب حراج مي خورند *

دکتر محمد  فاضلی ، مديرگروه مطالعات اجتماعي مركز تحقيقات استراتژيك مجمع تشخيص مصلحت نظام   نيز دراين باره  اظهار مي كند :  تحت دوفشار ملاحظات اجتماعی در مديريت شهري  دیده نمی شود. نخست به علت  مسایل روز مره است .  چنانکه مدیران شهری  باید برای مسایل  خود  راهبردهاي سريع وزودهنگام  ارائه کنند  ،حال آن كه  مسایل اجتماعی زود بازده نیست .بنابراين مديران شهري به تصمیم های کوتاه مدت  اكتفا مي كنند . نکته دیگر نیز به قدرت پول برمی گردد چنانکه در بسیاری از پروژه ها مشخص است که مسایل اجتماعی آن حل نشده  و حتي اجراي آن نيز عاقبت  خوشایندی نخواهند داشت، اما پشت  همين  پروژه ها شرکتهای بزرگ ومنافع اقتصادی گسترده مشهود است .  پس به دنبال منطق سود ،  مسایل اجتماعی لحاظ نمی شود .به طور کلی نیز ساختار شهری وآنچه به عنون معماری  وشهرسازی دركشور دیده می شود بیش ازآنکه  تابع  منطق توسعه پایدار ، تابع منطق  توانمندی های زیست محیطی وپيرو تحلیل پیامدهای اجتماعی باشد تابع منطق سود وسرمایه است.

وي مي افزايد : نظام شهرسازي  و معماری ما  از سالها پيش   توسط مجموعه ای از شرکتها با رویکردهای  مهندسی ساخته مي شوند  که   به رویکردهای اجتماعی وتوسعه آگاه نيستند . همچنین گروهی نیز که می دانند تابع منطق پول وسرمایه اند.  چنانکه  در كشورما   درعرصه شهر سازی ها  وشهرداری ها   نمود عيني و روشني از بازار آزاد سرمایه داری لجام گسیخته  رامي توان  دید که درآن  فقط سود دهي اهميت دارد.  علت  اين امرنيز فقدان منابع  پایداردرآمد شهرداري هاست .اينگونه آنها   چاره ای جز این که شهر را بفروشند ندارند.  امروزه  به طور خاص اين امر  در تهران اتفاق  افتاده است وشهر فروخته شده و  مي رود تا به طوركامل  به شهری غیر قابل زیست تبدیل شود. در شهرهای دیگر نیز برای کسب درآمد وجبران  نا کارآمدیهاي  در دیگر عرصه ها شهر فروخته می شود.درواقع  سیاستهای شهری بر اساس سوددهي تعريف مي شود ودر آن  منطق اجتماعی دیده نمی شود.

 

 

مي خوا م ستاره بشم

توسط محبوبه علی پور | دوشنبه سیزدهم آبان ۱۳۹۲ |


محض فضولي است يا مي خواهم يك روز حس يك مرفه بي درد را تجربه كنم ويا به قول دوستي " شندرغازت توي جيبت سنگيني كرده"  ويا به  هر علت ديگر ،مي خواهم سري بزنم به يكي از آرايشگاه هايي  كه اسم ورسمي  به هم زده  است.    وقتي وارد مي شوم بيشتر شبيه  كلينيك بهداشتي است تا يك آرايشگاه زنانه.  هركس  خدمات خاصي ر ا ارائه مي كند وحتي بخش حسابداري هم دارند. من كه سالهاست به همان خدمات محدود " گلي جان " عادت كرده ام كمي جو گير مي شوم. وقتي زن مي پرسد مي خواهم چه كنم ، ليستي از پاكسازي و مانيكور را با افتخار رديف مي كنم. منتظر مي شوم كه نوبتم شود  ، البته حواسم هم به صحبتهاي اطرافيان است. دختر نوجواني كه    براي آرايش سر آمده با دقتها ژورنالي را بررسي مي كند .  اولين بار كه براي آرايش مو  به آرايشگاه رفتم 25 ساله بودم وعروسي خاله جانم بود. آرايشگر همه موها ي ما چند مشتري را شبيه هم درست كرده بود ولي  هنوز هم نمي دانم چرا اسمشان با هم فرق مي كرد؛ " هسته خرمايي ، بوكله ، گل در سبد...." . زني كه چندان جوان نيست كنارم مي نشيند . ناخن بلند ولاك زده اي  دارد كه  زنجير كوچكي از آن آويزان شده . از زنجير رويش خوشم نمي آيد اما لاك را از كودكي دوست داشتم .از تفريحاتم لاك زدن با مداد رنگي ها وماژيكها بود.  نگاهي  مي كنم به ناخنهاي خودم  كه نامرتب وشكسته است " خوب شد مانيكور رو هم گفتم " با خودم مي گويم.  زن كناري با تلفن حرف مي زند وآدرس آرايشگاه را مي دهد ،   مي گويد: "سه – چهار ساله براي ناخنام اينجا ميام كارش خوبه ، امروزيه. قيمتش هم مناسبه .." صداي زنانه اي از يكي از اتاقها شنيده مي شود كه مي پرسد: شما  نگين هم كار مي كنيد. زن جواب مي دهد : بله !  طرحها وكاراي خوبي  داريم     " زن ديگري كه چند صندلي با من فاصله دارد از جراحي بيني اش مي گويد:" به دكتر گفتم مي خوام يه طوري عمل كني كه ستاره  بشم . "سرك مي كشم تا ببينمش ، قيافه وظاهرش زيباست  .خيلي زيبا تر واشرافي تر ازمن .  از همان زناني كه خانم جانم مي گويد: مثل پرنسس هان! خانم جانم تعريف ميكند  جووني ما  با انبرداغ  موهاي زنها  رو  فرمي دادند ... بوي موي سوخته توي سالن كتي مي پيچيد !  هنوز از اين همه خدمات  وتقاضاها شگفت زده ام كه مرا صدا مي كنند .   زن  شروع به پاكسازي پوستم مي كند." يه بار كافي نيس بايد چند نوبتي بياي . من با روغنهاي معطر وگياهي  صورتت رو پاك سازي مي كنم از  400 تومن  به بالا هزينه شه  . اما چين ولكه هاي پوستت  از بين ميره... تو جووني بايد بيشتر به خودت برسي .... بد نيست كه اين چينهاي پوستت رو بوتاكس كني  چيزي نميشه ولي ارزش داره.... زن حرف مي زند و من چشمهايم را بسته ام  واز  خودم مي پرسم:   "چقدر بايد هزينه كنم  تا ستاره  بشم "

ازديگران

توسط محبوبه علی پور | دوشنبه سیزدهم آبان ۱۳۹۲ |

کمد لباس هایم را باز می کنم

 

پوست ها

 

پوستین هایم را نگاه می کنم

 

چقدر پوست عوض کرده ام این سال ها

 

چقدر پوست دریده ام

 

چقدر پوستین دوخته ام

 

در این پوست معلمم

 

کهنه شده ورنگ و رو رفته است

 

در این پوست شاعرم

 

به تنم زار می زند

 

خیلی وقت است نپوشیده امش

 

پوست کارگری ام هم پاره شده

 

پوست های زیادی دارم

 

پوستین های زیادی

 

چند دست پوست بره دارم

 

آنها را با دست خودم کنده ام

 

چقدر پوست گرگ

 

پوست گرگی هایم از همه شیک ترند

 

در طرح ها و رنگ های مختلف

 

خاکستری اش حرف ندارد

 

خیلی به من می آید

 

مخصوص قرارهای عاشقانه است

 

مال وقتی که به دیدار تو می آیم

 

در این پوست نمی گنجم

·        جليل صفر بيگي 

توسط محبوبه علی پور | شنبه یازدهم آبان ۱۳۹۲ |

مي بوسمت

نرم

نرم

نرم

اصرار ندارم

ديگر هيچ اصراري ندارم

به آخر خط برسم

قانوني كه به خانواده آسيب مي زند

توسط محبوبه علی پور | چهارشنبه هشتم آبان ۱۳۹۲ |

 

سرانجام  قانون ازدواج فرزند خوانده با سرپرست خود به تاييد نهايي شوراي نگهبان رسيد تا از سوي مجلس شوراي اسلامي به دولت  ابلاغ شود.اما اين مقوله هنوز هم براي بسياري از صاحبنظران و حتي مردم كوچه وبازار  قابل تامل و ترد يد برانگيز است. از همين رو گفتگويي با عليرضا محمد نژاد دارياني  ، استاد دانشگاه وپژوهشگر حقوقي انجام داديم كه باهم مي خوانيم:


ادامه مطلب

آيا داستان جدال با شمشير چوبي ادامه خواهد داشت ؟

توسط محبوبه علی پور | سه شنبه هفتم آبان ۱۳۹۲ |

راه اندازي شبكه نسيم


مدتي است كه در رسانه ملي شاهد تبليغ شبكه نوپديد " نسيم " با موضوع طنز وسرگرمي هستيم. گرچه تفكر   پرداختن به نشاط وشادي  جامعه ارزشمند است   . اما از آنچه تاكنون دراين تبليغات مي بينيم   گويا اين شبكه تازه وارد  هم چون  ديگر شبكه هاي ايجاد شده پيشين قراراست عرصه اي براي   همان تكرارها وهمان برنامه هاي نخ نما   باشد   .چنانكه دوستي به مزاح مي گويد:"اين شبكه را راه اندازي كردند چون خود مسولان رسانه ملي هم رويشان نمي شد ، اين برنامه ها را كه بيش از 50 بار در هرشبكه ديگر تكرار شده  دوباره  نمايش دهند  به هرحال  تماشاي مستر بين و خنده بازار هم حدي داره..."

به هر روي ، گرچه همه بر تاثير برنامه هاي رسانه ملي بر جذب مخاطب داخلي وپيشگيري از آسيبهاي شبكه هاي ماهوارهاي  تاكيد دارند. اما گويا رسانه ملي اراده ، فرصت يا اعتباري  براي توليد ونمايش برنامه هاي تازه وجذاب ندارد كه همچنان به سنت ديرين خود كه  پايبندي به قند  مكرر برنامه هاي تكراري ا ست ،  وفادار مانده .  به هرحال اگر شبكه نسيم هم  دچار همان عارضه  تكرر  شود ،بي هيچ ترديدي خاصيت چنداني براي جلب مخاطب نداشته و   غباري از روح  او نمي زدايد. بنابراين سناريو نامبارك  يكه تازي شبكه هاي بيگانه وآثار آن ادامه خواهد داشت .البته آنچه بيش ازهمه  هزينه مي شود همان لحظه لحظه عمر مخاطباني است كه پاي اين برنامه ها صرف مي شود. اين در شرايطي است كه فضاي نشاط وشادي بستر مناسبي براي آموزش بسياري از مسايل ودغدغه هاي فرهنگي واجتماعي به مخاطبان است . 

زن بودن خوب است ................

توسط محبوبه علی پور | دوشنبه ششم آبان ۱۳۹۲ |

هرچه می گذرد . هرچه روزگار سخت تر می شود . من بیشتر دلم می خواهد زن

باشم . بخزم در زنانگی ام . در بوی  ملایم عطر وبوی تند لاک و استون .در خیال

پردازی های  بی سرانجام ولی امیدوار کننده.... زن بودن خوب است اما اگر بگذارند...

اين روزها

توسط محبوبه علی پور | دوشنبه ششم آبان ۱۳۹۲ |
خودم را به عاشقي ميزنم

عاشقي خوب است
عاشقي اين روزها خوب است

اين روزهاي سردسرد عاشقي دواست

گرم ميكند مرا 

نظام تربيتي ؛ آنچه  هست   و آنچه بايد باشد

توسط محبوبه علی پور | شنبه چهارم آبان ۱۳۹۲ |

 حرف و  صحبت دوستان وآشنايان  كه حال چند فرزند محصل ودانشجو دارند ،  مسايل تربيتي و ضعف نظام آموزشي   شده است.امااين مساله مقوله تازه اي نيست . سالهاست كه اغلب ما كه عمري را به عنوان دانش آموز در مراكز تحصيلي صرف كرديم ،  ناكامي ها و تلخكامي هايي اين حوزه را  چشيد ه ايم . از برنامه ريزي هاي مقطعي و موسمي در تغيير مكرر نظام آموزشي تا رويا پردازيهاي كارشناسان وسياست گذاران عرصه  پرورشي كه سالهاست تدابير آنان  هيچ سنخيتي با شرايط وروزگاران دانش آموزان نداشته وندارد.  درروزگار دانش آموزي هم نسلان من كه حال والدين گرفتار در چنبره نظام آموزشي شده اند ، متوليان آموزش وپرورش  سعي داشتند با برنامه هاي پرورشي به " انسان سازي " بپردازند . ازاين رو  شاهد افراط  و شتاب زدگي در اجراي برنامه هاي  پراكنده اي  بوديم . برنامه هايي كه اصرارداشت فرجام تربيت نسل ما گروهي موجود خاص واهورايي و فرشته خو باشد.  بنابراين  تصور مي شد وقتي پاي كودكي خجول به مدرسه باز مي شد ، پس از سالها بايد  از اين دستگاه ، فرشته اي خجول والبته با هاله اي نور   بيرون بيايد. گاه  تجربه  ها   مكرر  نشان داد   كارشناسان فرهنگي گمان ميكردند حتي اگر هسته سيبي وارد اين چرخه تربيتي شود سرانجام تبديل به فرشته مي شود.  درحالي كه اگر    منطق براين   دستگاه منظم حاكم بود بايد  سرانجام  آن كودك خجول بدل به انساني توانمند مي شد وآن هسته سيب نهالي بارور ..

 به  هرحال  نسل  ما با تمام مصايب ومشقت  ازاين چرخه تربيتي  بيرون آمد   وبدون حداقل آگاهي بشري  با  حقايق تلخ وطاقت فرساي زندگي    بشري  روبه رو شد . رقابت براي ورود به دانشگاه ، رقابت براي كسب شغل ومعاش و دهها ميدان نبرد پيش رو داشت  كه فن وهنر فرصت يابي وفرصت سازي را نمي دانست. آن موقع بود كه  فهميد  زندگي بشري بيشتر از آنكه سكه شانس باشد،  پاشنه آشيل است  وبراي بقا نبايد هيچ نقطه ضعفي داشت.

اما اين نسل  دير فهميده بود و   نمي دانست   در زندگي آدمها؛ پول واقتصاد اهميت دارد و انسانها عاطفه دارند وبايد آداب وآيين مهرباني  وهمسري را  نيز فرابگيرند.     تصور نكنيد كه   با اين شگفت كاري ها  بدل شديم به  دراكولايي هولناك ...  نه اغلب هم نسلان  ما بيشتر شبيه فرشته اي دست وپا چفلتي  بودند    كه از شدت ناتواني ونا آگاهي مي رفت تا چيزي ميان آميب وابليس شود.

البته وضع نظام آموزش وپرورش  امروز ما نيز  چنگي به دل نمي زند. هنوز هم  اين ساختار معيوب همانند دايه اي مفلوك و درمانده است كه مردم از سرناچاري كودكشان را به او سپرده اند تا  مدتي سرگرم باشد وبال نشود. اگر غيرازاين بود نوجوانان وجوانان ما كه دانش آموزاند؛  از هم نسلان من بهتر وبيشتر از زندگي ، مسووليتها  وتكاليف و حقوق خود مي دانستند. اما واقعيت چنين نيست . وقتي مكرر مي توان ديد وشنيد كه  در جمع نوجوانان وجوانان  زندگي خانوادگي  وروابط انساني دست مايه شوخي  و تمسخر هاست . پس  بايد توجه كرد چرا  در چشم اين نسل نوخواسته ،  كودك وفرزند با صفاتي  همانند " اسمش رو نبر" ويا " گودزيلا " معرفي مي شود ؟ وروابط خانوادگي  وتعهد همسري مضحك ودست وپاگير به حساب مي آيد .بي ترديد  اين نگاهها وسخنان چراغ خطر و هشداري است ! زيرا نشان ميدهد اگر به داد اين نسل  نرسيم بازهم دستاوردهاي آموزشي  وتربيتي ما ناكام خواهد ماند  .بازهم حريم خانواده تهي وآسيب پذير مي شود. پس بايد فرزندان امروز را براي انسان شدن  پرورش داد براي اين  مساله نيز   دراولين قدم  بايد  دانش  بهره مندي از تمام خواسته ها و نيازهاي بشري    را به  آنها  آموخت  وسپس  به  سوي آموزه هاي معنوي هدايت كرد. به هرحال در روند رشد طبيعي نيز ، انسان ابتدا با نيازهاي مادي خود  آگاه شده وسپس با كسب آموخته ها ، پاي به وادي معنويت  ومعرفت مي گذارد. بنابراين با انبوهي   نظريه هاي  معرفتي صرف   نمي توان نسلي " انسان كامل" پروراند.

مشخصات وب
چند خط در میان زندگی .... ازروزگار کاغذی یک زن
آرشیو وب
  • بهمن ۱۴۰۱
  • مرداد ۱۳۹۷
  • آبان ۱۳۹۶
  • شهریور ۱۳۹۶
  • مرداد ۱۳۹۶
  • تیر ۱۳۹۶
  • دی ۱۳۹۵
  • مهر ۱۳۹۵
  • مرداد ۱۳۹۵
  • تیر ۱۳۹۵
  • خرداد ۱۳۹۵
  • اردیبهشت ۱۳۹۵
  • فروردین ۱۳۹۵
  • اسفند ۱۳۹۴
  • بهمن ۱۳۹۴
  • دی ۱۳۹۴
  • آذر ۱۳۹۴
  • آبان ۱۳۹۴
  • مهر ۱۳۹۴
  • شهریور ۱۳۹۴
  • مرداد ۱۳۹۴
  • تیر ۱۳۹۴
  • بهمن ۱۳۹۲
  • دی ۱۳۹۲
  • آذر ۱۳۹۲
  • آبان ۱۳۹۲
  • مهر ۱۳۹۲
  • شهریور ۱۳۹۲
  • مرداد ۱۳۹۲
  • تیر ۱۳۹۲
  • خرداد ۱۳۹۲
  • اردیبهشت ۱۳۹۲
  • فروردین ۱۳۹۲
  • اسفند ۱۳۹۱
  • بهمن ۱۳۹۱
  • دی ۱۳۹۱
  • آرشيو

B L O G F A . C O M

تمامی حقوق برای چند خط میان زندگی محفوظ است .