چند خط میان زندگی

از روزهای دور خبرنگاری تا این روزها که  نویسنده ام

  • صفحه اصلی
  • پروفایل
  • آرشیو
  • عناوین مطالب

توسط محبوبه علی پور | سه شنبه بیست و نهم مرداد ۱۳۹۲ |
زنانه گي تنها برايم يك حس دوستاني داشت .مادري ... كه آن را هم از دست دادم ....ديگر لذتي از زن بودن نميكنم...

اين حسادت شيرين

توسط محبوبه علی پور | دوشنبه بیست و هشتم مرداد ۱۳۹۲ |

ديشب فيلم دو نفر براي پول را با بازي هميشه سحر انگيز آل پاچينو ديدم. بر خلاف اغلب كه تصور ميكنند اين فيلم اثري سرگرم كننده است .بي حد زيبا .پر معنا بود... حسادت روشن آل پاچينو در روابط اثرگذار و به ياد ماندني نمايش داده شده .....

توسط محبوبه علی پور | شنبه بیست و ششم مرداد ۱۳۹۲ |
وقتي يكي مياد ولينكي ونظري ميده وتنگش مي نويسه ؛ زري جون ، پري جون، طلعت جون .... ميدونم  اين قريب به يقين يه مرده كه از سر حماقت ويا علافي يه وبي نوشته .....

اين روزهاي من

توسط محبوبه علی پور | شنبه بیست و ششم مرداد ۱۳۹۲ |

چند روز است كه به خيلي ها فكر ميكنم .به جمال الدين به جهانگير.... اولين مردهايي با آنها آشنا شدم . جمال الدين كودك سان بود و نجيب وجهانگير   هميشه كامله مردي موقر و با تدبير.

جمال الدين بعد از دانشگاه جذب نهادي پولساز شد و مدير ومعاوني چيزي شد. جهانگير شد عضو هيات علمي  . آدمهاي ديگري هم بودند كه چندان به دل نمي نشستند و حال شده اند استاد!

من اگر كاره اي بودم ونفوذي داشتم جهانگير را مي كردم رئيس دانشگاهي وشايد وزير علوم....ولي خوب مي دانم اين خيال واقعي نمي شود تا زماني كه  آن آدمهاي نچسب هستند...

 

جامعه به تكنسين هم احتياج دارد

توسط محبوبه علی پور | شنبه بیست و ششم مرداد ۱۳۹۲ |


 دوستم مي گويد: تمام تابستان پسرم اصرار داشت بره  دنبال كاروكاسبي !  به نظرت يك پسر 14-15 ساله رو ميشه سركار وحرفه اي گذاشت! چند روز پيش هم دوست ديگرم تعريف مي كرد : پسر خواهرم دوم دبيرستانه  ميگه چرا برم دانشگاه ، همه كه بيكارن!! گويا اين روزها معضل بيكاري  ، دغدغه نوجوانان هم شده است كه  سعي مي كنند هر چه زودتر به بازار كار وارد شوند و سهمي ببرند.   به راستي  نوجوانان را مي توان به سوي بازار كار وحرفه آ موزي هدايت كرد؟

·        حضور جدي  آموزش وپرورش

پروفسور حسين باهر فوق دكتراي فلسفه مديريت رفتار  دراين  زمينه  مي گويد:    در گذشته ها ، فرزندان از سنين كودكي  به  حرفه آ موزي  مي پرداختند  وبه عنوان شاگرد در مغازه ها مشغول

 مي شدند.   درروزگار ما ، اين موضوع با توجه به   وضعيت خانواده و محيط اجتماعي، سكونت در شهر يا روستا  متفاوت خواهد بود .اما به طوركلي حرفه آموزي  واشتغال   در زمان    فراغت  ميسر است ، به طوري كه در ساير كشورها  دانش آموزان سن بالا و دانشجويان براي تامين هزينه تحصيل خود كار مي كنند.  در كشور ما نيز مي توان با برنامه ريزي ونظارت   مراكز آموزشي ومدارس ؛ زمينه حرفه آموزي واشتغال دانش آموزان ودانشجويان را فراهم كرد.

اين استاد دانشگاه مي افزايد: مدارس مي توانند با هماهنگي وتوافق  با مراكز صنعتي و حرفه اي  نوجوانان علاقه مند را به اين مراكز معرفي كرده و مهارت وتخصصي را به آنها بياموزند  وحتي در قبال فعاليت آنها دستمزد دهند   . همچنين  براي آن كه روند حرفه آموزي تا اشتغال مستمر وموثر ادامه داشته باشد ، اين آموزشها به رشته تحصيلي و سليقه محصلان نزديك باشد.

 این محقق و پژوهشگر حوزه رفتار شناسی  تاكيد مي كند:  بسياري از خانواده ها به خصوص مادران اصرار دارند فرزندان در تعطيلات تابستان  كلاسهاي جبراني وآموزشي بروند . درحاليكه به اعتقاد من گذران اوقات  فراغت بايد  به گونه اي باشد كه تا  خستگي   زمان تحصيل را رفع كند وفرصتي باشد براي انجام فعاليت دلخواه دانش آ موزان كه درطي سال تحصيلي    امكان انجامش وجود ندارد. به اعتقاد من، علم مثل غذاست بايد به اندازه  وبه موقع صرف شود. همچنين نبايد علم ودانش را تنها در قالب كتاب ودرس به فرزندان ارائه كرد زيرا ساير آموخته هاي عملي و تجربي نيز در زندگي نياز است.

دكتر حسين فكوري استاد دانشگاه  نيز اظهار ميكند:  درگذشته خانواده ها مي توانستند فرزندان نوجوان خود را براي كسب مهارت وحرفه آموزي به بازار ومراكز تجاري بفرستند  وبر شرايط كار آنان نيز نظارت داشته باشند.  اما درحال حاضر به دليل تغييرات اجتماعي همانند گسترگي فضاهاي شهري ، دوري مسافت ، رواج فناوريهاي پيشرفته همانند ماهواره و تلفن همراه   اجراي چنين برنامه هايي نياز به برنامه ريزي ونظارت ويژه است.بنابراين معتقدم   دراين زمينه آموزش وپرورش

مي تواند  نقش جدي تري داشته باشد ومراكز حرفه آ موزي را  با نظارت وكنترل كافي خود  به خانواده ها  معرفي كند .همچنين دراين مراكز از مربيان حرفه اي بهره ببرند . اين شيوه آموزش مهارتهاي حرفه اي در روزگارما ،   مقرون به صرفه  بوده  ومي تواند آسيبها را كنترل كند.

·         مشاغل ناشناخته

بر اساس آمارها 14.5میلیون نوجوان و جوان در کشور وجود دارند كه با برنامه ريزي مي توان درآينده آنها را تبديل به جمعيتي كارآمد كرد واز بحران اشتغال كاست . اما موانع موجود برسراين هدف چيست ؟  

فكوري دكتراي روانشناسي تربيتي دراين باره مي گويد:  از مسايل قابل تامل دراين زمينه ناآگاهي وعدم شناخت همه جانبه دانش آموزان نسبت به  مشاغل است  . ما هفته مشاغل را در مدارس داريم اما به طور واقعي محصلان با مشاغل آشنا نيستند .  زيرا برنامه هاي اين هفته   جنبه صوري داشته  وافراد فقط درباره مشاغل حرف مي زنند .  براي نمونه ،  اغلب  پسرها علاقه مند به حرفه " پليس " هستند اما نمي دانند وظايف ومسووليت  پليس در حوزه هاي مختلف چيست؟ ازاين رو    حتي افراد بزرگسال و تحصيلكرده را در جامعه مي بينيم كه به   هنگام بروز مشكلات حقوقي وانتظامي

نمي دانند چگونه از خدمات نيروي انتظامي بهره مند شوند. هنوز دانش آموزان نمي دانند فرق  فارغ التحصيل معماري با مهندس ساختمان چيست؟  به اعتقاد من همين نبود آگاهي باعث شده است

انگيزه اي  براي گرايش به مشاغل  ورشته هاي تحصيلي متعدد ديده نشود.

اين استاددانشگاه ادامه مي دهد: چندي پيش در يكي از مدارس ،  دانش آ موزي گفت : چرا ما بايد درس بخوانيم و دانشگاه برويم.  الان همه فارغ التحصيلها بيكارند؟  همه دانشگاهها هم مدرك مي دهند .به او گفتم : پدر شما چه كاره است ؟جواب داد كارمند . گفتم : پس از 20-30 سال تلاش چقدر سرمايه واندوخته مادي دارد؟   او  به سرمايه اندكي  اشاره كرد ومن  جواب دادم : درحالي كه تمام سرمايه سي ساله پدر شما و خيلي از كارمندان به 100 ميليون تومان هم نمي رسد . پزشكان متخصصي وجوددارند كه براي يك نوبت عمل جراحي بيش از 50-60 ميليون تومان دستمزد مي گيرند . اگر شما تخصص ودانشي داشته باشيد كه جامعه نياز داردو شاغلان دراين  زمينه اندك باشند  با ورود به  چنين حوزه ها مي توان موفق شد.پس سعي كن در  حرفه وتخصص خود بهترين  باشي .

فكوري  اضافه ميكند:  به نظر من وقتي صحبت از تعليم وتربيت  وآثار آن مي شود در كنار ارزشهاي معنوي آن بايد نتايج مادي وعيني آن نيز اشاره شود. زيرا هدف تعليم وتربيت ، رشد همه جانبه جسمي ، روحي ورواني وحتي اقتصادي است. بنابراين  هرقدر تحصيلات فردي افزوده مي شود او بايد نسبت به ديگراني كه تحصيلات كمتري دارند؛ با اخلاق تر ،  دين دارتر ، منطقي تر ،   اجتماعي تر وحتي پولدارتر باشد.

اين استادد انشگاه  اظهار ميكند :در نگرش  سنتي  آموزش وپرورش  كه هنوز هم در جامعه ما وجوددارد ، به اين مساله تاكيد  نمي شود   .ازاين رو  دانش آ موزان فكر  ميكنند با تعطيلي مدارس و اتمام سال تحصيلي ديگر زمان آموزش و تربيت به پايان رسيده   درحاليكه  بنابر نظريه هاي  نوين آموزشي ، تا بي نهايت بايد تعليم يافت ورشد كرد و اين همان ديد گاه رسول اكرم (ص) است

 كه " زگهواره تا گور دانش بجو". به اين ترتيب در  ساختارهاي آموزشي كارآمد  بيش از همه بر عمل ودانش تاكيد مي شود اين درحاليست كه در نظام آ موزشي ما  فقط محصل  ودانشجوي ما درس

 مي خواند بدون آن كه   به دانش  ومهارت برسد .

·        گسترش  وتنوع رشته ها

بيكاري دانش آموختگان دانشگاه دوبرابر نرخ بيكاري عمومي كشوراست . چنانكه گفته مي شود حدود 40 هزار پزشك غيرفعال يا بيكارهستند  و بيش از 25 درصد فارغ التحصيلان  رشته كشاورزي كار ندارند.البته  اين رويه در برخي رشتههاي تحصيلي به خصوص  علوم انساني چشمگير تراست .

دكتر حسن فكوري بااشاره به دشواريهاي اشتغال مي گويد: جامعه ما تنها به پزشك ومهندس نيازندارد.درحاليكه   مشاغلي  همانند  تعميرات وسايل را ميبينيم كه  به دليل فعالان اندك ، پردرآمد هستند  .ازاين رو معتقدم بايد در جامعه به حضور تكنسينها بهاي بيشتري داد  . دراين زمينه نيز مي توان با  تاكيد بر تنوع بخشي  رشته هاي تحصيلي، بومي سازي  و آموزشهاي  كوتاه مدت به تربيت تكنسينها و  افراد متخصص در رشته هايي همچون تعميرات ابزار، تكنسين باغباني وگل آرايي ،  آموزش سرآشپز و قناد براي هردوجنس دانش آموزان دختر وپسر پرداخت.

وي تاكيد ميكند :     براي موفقيت در حرفه آ موزي وآموزش مهارتهاي عمومي زندگي بايد از دوران كودكي فرزند را عملي يا  " پركتيكال" پرورش  وآموزش دهيم. درحالي كه درجامعه چنين نيست . وقتي كودكي زمين مي خورد پيش از او، مادرش گريه وبي قراري مي كند. اما درجامعه پيشرفته  مادر به او مي گويد : بلند شو. .وبه  فرزند  اعتماد به نفس ميدهد. ازاين رو ما  فرزندان بالغي را ميبينيم كه هنوز قادر به استفاده از خودپرداز نيستند .بنابراين از دوره طفوليت بايد فرزند را براي فعاليتهاي عملي تربيت كرد ، اما به طور رسمي از اواخر دوران دبيرستان مي توان به دانش

 آ موزان مهارتهاي فني وتخصصي را آموخت البته مشروط به آن  كه از سالهاي گذشته به طور كامل با مشاغل وويژگيها و كارايي  هاي آنها ، آشنا شده باشند.

 

 

 

 

 

 

 

اين روزگارروحاني

توسط محبوبه علی پور | سه شنبه بیست و دوم مرداد ۱۳۹۲ |
اين روزها كه آقاي روحاني  رئيس جمهور ، كانون اخبار ونظرات است .يكي از رسانه ها در مطلبي مصور  با اشاره 


به ظاهروپوشش رئيس جمهور ، از وي به عنوان " رئيس جمهوري با لباده هاي رنگي " ياد كرده بود.   من اميدوارم


دوران رياست جمهوري اقاي روحاني آنچنان موفقيت آميز و درخشان باشد كه پس از خاتمه يافتن باافتخار بااو


خداحافظي كنيم وبگوييم " خداحافظ آقاي رنگين كمان "


* پ.ن : يغما گلرويي كتابي دارد به نام سلام خانم رنگين كمان كه من دوستش دارم...

عشق همين جاست

توسط محبوبه علی پور | سه شنبه بیست و دوم مرداد ۱۳۹۲ |
http://khouzestan.isna.ir/Default.aspx?NSID=5&SSLID=46&NID=41914


http://www.parsine.com/fa/news/139539/%D8%B2%DB%8C%D8%A8%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D9%85%D8%B4%D8%AA%D8%B1%DA%A9-%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D9%88%DB%8C%D8%B1

* با تشكر از سايت اززندگي و پارسينه...

توسط محبوبه علی پور | سه شنبه بیست و دوم مرداد ۱۳۹۲ |

پيراهنت را بينداز

روي شاخه انجير تنها

شاخه خشكيده اي كه سرك مي كشد

تكيه مي دهد به ديوار خانه ات

به جاي من

ازديگران

توسط محبوبه علی پور | سه شنبه بیست و دوم مرداد ۱۳۹۲ |

می‌گویم دوستت می‌دارم

عشق به تو

اعتراف سنگینی‌ست

در روزگار عدم قطعیت

 

لیلی ِ تو بودن

متهم‌ام می‌کند

به چشم‌های سیاهی که نداشته‌ام

 

می‌نویسم دوستت می‌دارم و

قایم‌اش می‌کنم..

 

تو به درد زندگی نمی‌خوری

تو را باید نوشت و گذاشت

وسط همان شعرها و قصه‌هایی

که ازشان آمده‌ای..

 

..مریم ملک‌دار..

مجردها تا اطلاع ثانوي نفس نكشيد!!!!

توسط محبوبه علی پور | دوشنبه بیست و یکم مرداد ۱۳۹۲ |

 

هردم از اين باغ بري مي رسد، تازه تراز تازه تري مي رسد. روح  جناب حكيم نظامي  شاد كه با اين بيت حكيمانه مشكل گفتمان مارا حل كرده است  . به خصوص كه بايد منتظر اخبار غريب الوقوع ! بود .چنانكه همين روزها  درخبرها از طرحهاي تشويقي دولت فخيمه براي افزايش زاد آوري مي خوانم .يكي از  بندهاي قابل تامل اين برنامه ،عدم جذب مجردها در هيات علمي دانشگاههاست تا بلكه تشويق شوند در مسير زاد آوري حضور چشمگيري داشته باشند. اما كاش  دوستان  برنامه ريز ؛ قبل از  بيان چنين طرحهاي خودجوشي ، بررسي وپژوهش ميكردند كه چه تعداد از دانشجويا ن تحصيلات تكميلي مجرد هستند ؟ بي ترديد بخش زيادي از اين  افراد   خواسته يا ناخواسته دوره تجرد را سپري ميكنند.  درحالي كه در زمان شركت در آزمون وقبولي در اين دوره ها ، تاهل شرط پذيرش نبوده است! البته اينگونه  طرح ابتكاري  وابداعي سابقه اي قديمي در جامعه دارد چنانكه    چند مدت پيش نيز مسوولي براي ارتقاي سواد اموزي كشور ، تاكيد كرده بود كه اگر فردي بي سواد باشد از دريافت ، پروانه كسب  وگواهينامه محروم مي شود . درحالي كه اگر فردي بي سواد باشد  وشغلي هم نداشته باشد ، مي تواند عامل بروز آسيب هاي اجتماعي باشد. بنابراين به جاي اجرا وطرح چنين برنامه هاي سلبي جادارد با نگاهي عميق ، راه حلي اصولي را پيشه كرد تا آسيبهاي موجود نيز كاهش يابد.

 

ازديگران

توسط محبوبه علی پور | شنبه نوزدهم مرداد ۱۳۹۲ |
خوشت امد از چاي؟

كمي شير نمي خواهي ؟

وچون هميشه فقط به يك حبه قند اكتفا ميكني ؟

اما من رخسار تورا بي هيچ قندي دوست دارم

* نزار قباني

اين عكس واسمهاي آشنا

توسط محبوبه علی پور | شنبه نوزدهم مرداد ۱۳۹۲ |


براي كوچكترين نوه خانواده اولين   بيسكويت "  مادر" اش را مي خرم.  بسته بنديش تغيير كرده اما همان بيسكويت آشناي دوران كودكي من است . ته تغاري     هم مثل بقيه خاندان   قرار است بيسكويت با شير را تجربه كند. همانطور كه يك روز  " پفك " را با آن  بسته بندي نارنجي تجربه مي كند .مثل من وخواهرو برادرهايم. زمان ميگذرد اما خيلي چيزها عوض نمي شود.  مثل تجربه مشترك نوشيدني نارنجي به نام "كانادارايي "  يا قرصهاي رنگين" اسمارتيز" و "ويفركيت كت  "و يا رولتهاي آشناي " تي تاپ" كه هرقدر اسمش را عوض كنند همچنان  براي من اسمارتيز  وكيت كت  وتي تاپ است.  بيشتر خاطراتم  با  روزهاي مدرسه گره خورده مثل مدادهاي سوسمار نشان و دفتر نقاشي ارژنگ وخودكار بيك   .هنوز هم من مهر ماه به  فيلي كه روي جعبه كفش " الفانته شوئه " جاخوش كرده  فكر مي كنم . به خيال كودكانه اي كه فقط با همين كفش مي توان مدرسه رفت  ونه هيچ كفش ديگري.. من هنوز هم وقتي به خريد ميروم به عكسها واسمهاي كودكيم وفادارم به عكس واسمهاي آشناي مادرو مادر بزرگم .شگفت آور ند اين اسمها وعكسها وقتي مي شوند  پل ارتباطي ميان خاطرات چندين نسل   مثل ظرف آبي"ريكا يا "چاي شهرزاد "كه هنوز پيرزن فاميل با آب وتاب از عطروبويش حرف مي زند.     مثل آرم "روغن قو وخميردندان پاوه " كه مي شد مصداق تمام كيفيت. يا آرم همچنان آشناي "كوكا كولا و پپسي "كه تگري اش هنوز هم چيز ديگري است. مثل باطري قوه و  تيغ سوسمار نشان كه  كه پدر اصرار دارد  هنوز چيز ديگري است .  روزها بازهم مي گذرد و نمي دانم فردا وفرداها ته تغاري هم  يادي از اسم وعكسهاي آشنا ي من مي كند.

 

 اميدهايي كه نميگوييم وبيمهايي كه فرياد مي زنيم...

توسط محبوبه علی پور | چهارشنبه شانزدهم مرداد ۱۳۹۲ |


در يكي از برنامه هاي رسانه ملي به مناسبت شبهاي قدر ،  دخترك خردسال شهرستاني 

را نشان مي دهد كه با معصوميت خود براي بيماران آرزوي شفا وبهبودي مي كند. اين روزوشبها از نيازمندان  دعا بيماران وخانواده هاي آنها هستند .همانند مبتلايان به سرطان    كه   به دلايل متعدد شيوع بيشتري در جامعه يافته  وحال به بيماري فراگيري بدل شده است. به طوري كه  شنيده ايم  سالانه 85 هزار نفر به اين بيماران افزوده مي شود ويا سن ابتلا كاهش يافته است.

اما گويا برخي واعظان وسخنوران اطلاعات چنداني ازاين شرايط ندارند . زيرا دريكي از همين برنامه هاي رمضاني رسانه ملي،  يكي از سخنرانان مشهور كشور ، به بيماري سرطان اشاره كرده ومي گويد: خدا قسمت ما وشما نكند ...اما وقتي ميگويند سرطان  بقيه مي گويند خدا رحمتش كند ...؟

آشنايي كه مبتلا به اين عارضه بوده  وحال بهبود يافته با دلخوري ازاين صحبتها ياد مي كند و مي گويد:  از شيوه هاي درمان هر بيماري حتي سخت وصعب العلاج ، اميد بخشيدن به بيماراست  

 نه آ  ن كه در رسانه ملي كه بسياري از مردم به اميد بهبود شرايط خود پاي برنامه هايش نشسته اند، يكي   اين حرفهاي ياس آوررا بزند. اگراين آقا، خانواده خودش هم بيماري داشت با همين صراحت اظهارنظر ميكرد؟ يا مي توانست چنين سخني را تحمل كند؟ به نظرم رسانه ملي واين سخنور بايد در برنامه اي از بيماران وخانواده هايشان  به دليل  صدمه رواني وروحي عذري خواهي كند. به اين دوست مي گويم: شما بهتر مي دانيد كه بيماري سرطان ديگر درمان ناپذير وكشنده نيست وحال با پيشرفتهاي پزشكي امكان درمان وبهبودي وجود دارد. بسياري از مبتلايان نيز    به خوبي مي دانند عمر بيماران اين عارضه رشد چشمگيري داشته و حال ديگر چندان هولناك   نيست. مهمتراز همه اين كه عمر همه ما دست خداست . به قول قديمي ها " اجل گشته بميرد نه بيمار سخت " درحالي به اين دوست اميدواري مي دهم كه رفتارنكوهيده اين سخنوررا نمي توانم انكاركنم . بنابراين جادارد دراين روزهاي عبادت ودعا واعظان بيش از بيم بخشيدن به اميد واري تاكيد كنند .

رنگ شيري سفره ها پريده

توسط محبوبه علی پور | چهارشنبه شانزدهم مرداد ۱۳۹۲ |

 گراني لبنيات وخسارت 50 هزار ميلياردي به سلامت ايرانيان


در آخرين روزهاي دولت دهم شاهد واكنشها وسخنان غيرمنتظره اي   از سوي مسولان ووزراي آن  هستيم  كه اين سالها بارها مردم وكارشناسان تذكردادندو اغلب نيز  بي ثمر ماند . مساله گراني هاي پي درپي لبنيات وكاهش سرانه مصرف ازاين دسته مباحث است كه اين روزها ازفرط شوري صداي هشدار وزارت بهداشت  را نيز در آ ورده است. دكتر زهرا عبداللهي ، رئيس   دفتر بهبود تغذیه جامعه وزارت بهداشت    با اشاره به   به کاهش 14 درصدی مصرف "شیر" در کشور تاكيد  مي كند  : در شرایطی که اکنون  در زمینه پوکی استخوان با مشکلاتی مواجهیم، ادامه روند کنونی کاهش مصرف شیر می‌تواند بار بیماری‌ها و شکستگی‌های استخوانی را افزایش داده و هزینه‌های مراقبتی زیادی را به دنبال داشته باشد.

عبداللهی  همچنين کنترل و ثابت نگه داشتن قیمت مواد غذایی را از مهم‌ترین شروط برقراری امنیت غذایی دانسته واظهار مي كند : اهمیت این موضوع از آن جهت است که مردم باید توانایی خرید مواد غذایی مهم را داشته باشند. بر این اساس این مقوله در سند ملی تغذیه و امنیت غذایی مورد توجه قرار گرفته است.

·        آثارگراني بر  سلامت

بنابر آخرين آمارموجود ، ميزان مصرف سرانه لبنيات روندروبه رشدي رادرجهان نشان ميدهد چنانكه سرانه مصرف   از ۱۶۰ کيلوگرم به ۱۹۰ کيلوگرم  رسيده است   همچنين  ميانگين مصرف سرانه حدود ۱۹۵ کيلوگرم برآورد مي شود  که اين ميزان دركشورهاي با   سرانه   بيش تر از ۵۰۰ کيلوگرم  مي باشد. حال آن كه سرانه مصرف لبنيات در كشورما  نزديك به  70  كيلو گرم برآورد مي شود كه ازدلايل عمده كاهش مصرف لبنيات در جامعه ما گراني  اين محصولات است . به طوري كه  متوليان عرضه  محصولات لبني اعتقاددارند : بر اساس آمارموجود  مصرف لبنيات پس از اجراي طرح هدفمندي يارانه ها 22 درصد كاهش يافته است و اين موضوع دهها ميليارد تومان هزينه درماني بر دوش دولت و ملت گذاشته است.

دكتر علي اصغر دادگر ، فوق تخصص قلب وعروق در اين باره مي گويد : براساس بررسيهاي انجام شده مصرف مواد غذايي تازه وسالم بر سلامت قلب وعروق موثراست . لبنيات نيز  بر سلامت قلب اثرانكار ناپذيري دارد  اما   هر قدر قیمت شیر و مواد لبنی بالا برود، سرانه مصرف قطعا پایین خواهد آمد و دسترسی مردم به شیر و لبنیات کمتر می‌شود.  البته اين مساله در اقشار ضعيف جامعه بيشتر ديده مي شود. زيرا ترجيح مي دهد با وجود تورم تنهابه  سير كردن شكم فرزندانش بپردازد. به اين ترتيب كاهش مصرف مواد لبني مي تواند   به ابتلای افراد به بیماری‌های سوءتغذیه  وپوكي استخوان شود.   همچنين درروند رشد اطفال اختلال ايجاد كند كه نتايج آن دردراز مدت بر سلامت جامعه تاثير خواهد داشت.

طي ماههاي اخير مهندس حسين چمني مشاور صنايع لبني ايران بارها به گراني لبنيات وآثارآن  اشاره كرده است. او معتقد است : کمبود مصرف شیر به صورت مستقیم عامل دو بیماری خرابی دندان و پوکی استخوان است. طبق آمار وزارت بهداشت هر ایرانی دو دندان پوسیده دارد که با احتساب جمعیت 75 میلیون نفری در مجموع 150 میلیون دندان پوسیده در کشور داریم. اگر برای ترمیم هر دندان 200 هزار تومان هزینه شود که در بسیاری از موارد این رقم بیشتر است هزینه ترمیم دندان در ایران به رقم بسیار هنگفت 30 هزار میلیارد تومان می‌رسد.

وی ادامه ميدهد:  همچنین سالانه 120 هزار مورد شکستگی ناشی از پوکی استخوان در کشور داریم که هزینه درمان آنها بین دو تا 15 میلیون تومان است. با توجه به اینکه 90 درصد ایرانی‌ها کمبود کلسیم دارند می‌توان با زمینه‌سازی برای افزایش مصرف شیر در هزینه‌های درمانی پوکی استخوان نیز به شدت صرفه‌جویی کرد.

·        هنوز شير خانه ندارد

اوايل سال 1389 همزمان با برگزاري نخستين همايش ملي فرآوردههاي شير وصنايع وابسته ، برنامه  ها و طرحهاي اميدواركننده اي از سوي مسولان وكارشناسان مطرح شد .دراين همايش گفته شد   تا پايان برنامه پنجم توسعه  در سال 1393 ،سرانه مصرف شير به 168كيليو گرم خواهد رسيد و خانه شير تاسيس مي شود. وضعيت مصرف شيرولبنيات كه  مشخص است !اما از تاسيس خانه شير چه خبر؟

علي ايرانپور عضو كميسيون  كشاورزي  مجلس شوراي اسلامي  در پاسخ ميگويد:

اين طرح مربوط به مجلس هشتم  بوده  كه به دلايل مختلفي هنوز محقق نشده است .      بخشي ازاين  مساله ناشي از  عدم تعامل ميان وزارت  كشاورزي وكميسيون كشاورزي بوده  كه    اميدواريم با حضور وزير جديدو اهتمام جدي بر كشاورزي ودامپروري بخشي ازاين دغدغه ها رفع شود.

وي مي افزايد :    بي ترديد   افزايش قيمت محصولات لبني  كشور ما بالا رفتن قيمت مواد لبني تاثير منفي خود را مي گذارد. در 15 درصد گراني به وضوح ديديم   ازاين رو دردنيا سعي مي شودبا برنامه هاي مختلف سرانه مصرف را افزايش دهند  زيرا   سرانه مصرف  لبنيات بر سلامت جامعه و كاهش وشيوع  بيماريها  موثراست  . دركشورمانيز با برنامه  هاي  گوناگون همانند فرهنگ سازي ، بهره گيري از رسانه هاي جمعي ،  كاهش قيمت وحتي عرضه رايگان محصولات لبني در ميان اقشاروگروههاي نيازمند مثل كودكان وسالمندان مي توان  سرانه مصرف را افزايش داد.

ايرانپورتاكيد ميكند: به هرحال وقتي قرار است به دليل افزايش قيمت فرآورده هاي لبني و مصرف اندك آن وهمچنين عوارض ناشي ازاين مساله بودجه اي به وزارت بهداشت ودرمان ومراكزدرماني اختصاص پيدا كند  پس چرااين بودجه صرف پيشگيري  نشود.

اين نماينده مجلس مي افزايد :    وضعيت تغذيه   دركشورما  عكس ساير كشورها  ست  . چنانكه در ساير كشورهابر افزايش  سرانه مصرف موادسالم همانند  لبنيات  وماهي تاكيد مي شود  . درحالي كه فاصله چشمگيري بين سرانه اين مواد با كشورما ديده مي شود .همچنين   ما ركوردار مواد غذايي پرخطر همانند نوشابه ونمك  هستيم  كه به اعتقاد من با اجراي برنامه هاي موثر وتعامل ميان نهادها  مي توان  سبد غذايي خانوارها را غني وسالم كرد.

ميرمراد زهي  عضو ديگر  كميسيون كشاورزي مجلس شوراي اسلامي نيز    مي گويد:  بي گمان افزايش قيمت لبنيات تاثير منفي بر سلامت جامعه خواهد داشت .  درحالي كه توليد فرآوردههاي لبني در داخل ميسراست ونياز به مواد خارجي وواردات ندارد.

وي بااظهار ناخشنودي از گراني فرآوردههاي  لبني مي افزايد: با افزايش قيمت مواد يادشده مردم وتوليد كننده ضرر مي كنند ومنافعش نصيب دلالان وواسطه ها مي شود .به نظرم   حلقه مفقوده گراني ها عدم نظارت ومديريت صحيحح  همراه با حمايت ناكافي از توليدكننده است .

 

·        آخر كلام

چندي پيش مديركل بهداشت، بيمه هاي اجتماعي و درمان كميته امداد امام خميني(ره)  اظهاركرد :

براساس آمار و گزارش های رسیده بیش از 200 هزار نفر از کودکان زیر شش سال در کل کشور دچار سوء تغذیه هستند اما این نهاد به لحاظ مالی تنها می تواند تا 50 هزار کودک را زیر پوشش قرار دهد ، ازاين رو در سال جاري ۴۰ ميليارد تومان اعتبار براي اجراي طرح حمايتي رفع سو تغذيه اختصاص يافت.حال تصوركنيد اگر به هردليل   تعداد كودكان مبتلا به سو تغذيه  افزايش پيدا كند  براي رفع زيانهاي آن بايد چقدر هزينه كرد؟

ازديگران

توسط محبوبه علی پور | سه شنبه پانزدهم مرداد ۱۳۹۲ |

من تو را

می‌نگرم

و می‌دانم

که محتاج

یک نگاهی

که تو را تشویق کند تا

خود را بگشائی

اعتماد کنی

از خودت بیرون بیائی

 

من تامل می‌کنم

و پیش روی تو

دری که هنوز

باز نشده

آرام

بسته می‌شود

* با تشكر از مدير وبلاگ امروز لي لي چي مي خونه ؟ براي معرفي اين شاعر ...

توسط محبوبه علی پور | سه شنبه پانزدهم مرداد ۱۳۹۲ |
اين سايت را دوست دارم. حال اين نشاني هديه من به همه دوستان ومخاطبان گرامي



http://ava.shahrmajazi.com/

هايكوهاي كتاب

توسط محبوبه علی پور | دوشنبه چهاردهم مرداد ۱۳۹۲ |
http://www.khabaronline.ir/detail/306804/culture/book

به سوي آرامش ميانسالي

توسط محبوبه علی پور | دوشنبه چهاردهم مرداد ۱۳۹۲ |

چند روز پيش دوستي به ديدنم آمد  از سر همدلي يا  اميدواري   از خاطرات 8 سال پيش  گفت  : 8 سا ل پيش وقتي دوستان گفتن به احمد نژاد راي بدين من گفتم اين گزينه خوبي نيس ...  بعد هم ماجرايي 84 پيش اومد وموسوي و.... خدا كنه  روحاني خوب باشد... من  جواب مي دهم  : هشت سال سخت بود اما من درسهاي زيادي گرفتم . درس گرفتم بيشتر به زندگي خصوصيم فكر كنم. درس گرفتم همه قابل اعتماد نيستن ... درس گرفتم هيچكس به اندازي خودمان نمي تونن به ما كمك كنن و ...

ديشب كه روزنامه شرق جامانده در كيفم را برداشتم نوشته مازيار خسروي در صفحه اول خيلي برايم جالب بود مخصوصا آنچه كه نوشته : "سالیانی که گذشت، یک نسل کامل را از داغی و تندی و تیزی جوانی عبور داد و به ملایمت و آرامش میانسالی رساند" خيلي به دلم نشست.

با این همه از یاد مبر...

زندگی دکمه بازگشت ندارد. شاید زیبایی‌اش هم به همین است؛ تا به خودت بیایی، زمان در شتاب ثانیه‌ها گم می‌شود و از دست می‌رود. حسرت و هیهات هم فایده ندارد. خواب دیده بودیم که کسی می‌آید. کسی که مثل هیچکس نبود و قرار بود «نان» و «پپسی» و «باغ ملی» و «سینمای فردین» را یکجا بین همه قسمت کند و سهم ما را هم بدهد. دل‌هامان هنوز جوان بود و برق نگاهمان افق را روشن می‌کرد. چشم و امید دوخته بودیم به هودج آرزو که خرامان از برابرمان عبور می‌کرد. حالا کمتر کسی را پیدا می‌کنی که دلیری اعتراف به مشایعت و دل‌سپردن به هودج آرزوها را داشته باشد.

عیبی ندارد. خلقی که ماییم که پیادگان بودیم. اکنون حتی سواران فخرفروش هم دیگر کمتر همراهی رییس سابق را گردن می‌گیرند. با این وجود می‌توان و باید علیه فراموشی جنگید. از این پس باید بسیار گفت و نوشت تا از یاد نرود که چه بود و چه شد؛ وگرنه ما ملتی خواهیم شد با سوراخی بزرگ در حافظه‌مان. از بامداد دل‌انگیز سوم تیر تا غروب «عرق ریز» 11 مرداد راه درازی سپری شد. گویی «زمان» در این هشت سال، ژرفایی بسیار بیشتر از طول معمولی سال و ماه داشت. سالیانی که گذشت، یک نسل کامل را از داغی و تندی و تیزی جوانی عبور داد و به ملایمت و آرامش میانسالی رساند. تا به خود بیاییم و بیایند، برف بر سرمان نشست و چین و چروک، میهمان اینجا و آنجای چهره‌هامان شد. بسیارند آنان که امشب زیر لب زمزمه می‌کنند: «ما را به سخت‌جانی خود این گمان نبود... » با این همه اما اقبال چندان با ما سر ناسازگاری نداشت و بخت با ما یار بود؛ کم پیش می‌آید که تاریخ، به یک نسل فرصت جبران ارزانی کند. این البته همان‌طور که گفته شد تنها یک «فرصت» است؛ فرصتی که ممکن است چون فرصت‌های دیگر از کف برود.

 این ملک برای زایش معجزه‌ای دیگر، نیاز به سپری‌شدن «هزاره» ندارد. اینجا برای پدر پیر فلک، عمر بسیار نیاز نیست تا مادر گیتی، دگر باره فرزندی اینچنین به جهان ارزانی کند؛ کافی است در میانه راه ـ که دشواری و سنگلاخی آن از هم‌اکنون پیداست- دوباره خسته و سودایی شویم.آن وقت تا بخواهی، قافله‌سالاران خوش‌سخن پیدا می‌شوند که ادعا کنند راه «میانبر» را بلدند و به طرفه‌العین ما را به «دوربرگردان» می‌کشانند.

 گمان مبر که به پایان رسید کار مغان

                              هزار باده ناخورده در رگ تاک است

توسط محبوبه علی پور | یکشنبه سیزدهم مرداد ۱۳۹۲ |
62 درصد معتادان زن متاهلند 

http://www.mehrnews.com/detail/News/2100421

توسط محبوبه علی پور | یکشنبه سیزدهم مرداد ۱۳۹۲ |

حفره 

حفره 

حفره... 

تمام پيكرم حفره هايي پر ناشدني است 

زخمهايي بي مرهم

 بي دستهاي تو

ازديگران

توسط محبوبه علی پور | یکشنبه سیزدهم مرداد ۱۳۹۲ |

به خیالِ خودت رفته ای؟!

 

اینجا... عکس هایت

 

یقه ام را می گیرند

 

مرا به دیوار می کوبند

 

و قاطعانه می گویند:

 

"دوستــم بدار"

 

...

 

به خیالِ خودت رفته ای!!!

 

* مريم - بي چيزي

اين روزها

توسط محبوبه علی پور | شنبه دوازدهم مرداد ۱۳۹۲ |

اين روزها روز" ناز ونياز " دولت يازدهم است.  گزينه هابراي وزارت پيش بيني مي شود ، نشستها پنهان وآشكار برگزار مي گردد. اما دراين گماني زني ها گويا سر  زنان بي كلاه مانده وباز جايي براي انها در كابينه دولت ديده نمي شود . گويا بازهم سهم زنان از مشاركت سياسي كشور تا پاي صندوق راي است ونه بيشتر.

ازديگران

توسط محبوبه علی پور | جمعه یازدهم مرداد ۱۳۹۲ |

جاي دستي كثيف بر آينه

 

اين جا يك نفر

 

حالش ازديدن خودش

به هم خورده است

 

من اين ميهمانخانه را ترك مي  كنم

 

ازاين پنجره

فقط زندانها ديده مي شوند

 

* رسول يونان

آموزش وپرورش رااز " تب نوبه " نجات دهيد

توسط محبوبه علی پور | جمعه یازدهم مرداد ۱۳۹۲ |

 

  مردم ومعلمان از مطالبات خود از  وزير آموزش وپرورش دولت  يازدهم مي گويند:


 

اين روزها كه بازار گمانه زني ها براي انتخاب وزرا گرم است ، حرف وبحث  مردم وكارشناسان نيز ازحول اين موضوعات    كم نيست .درواقع افرد مختلف با انتقاد از برخي مسايل روز ، به طرح توقعات  خود از دولت يازدهم مي پردازند. از حوزه هايي كه حرف ونظر درباره اش كم نيست ، وزارت پردامنه " آموزش وپرورش وپرورش " است.

·        تاكيد بر جايگاه واقعي معلمان

شكوريان  معلمي كه بيش از 20 سال سابقه دارد ، درباره مطالبات خود از وزارت آموزش وپرورش آينده مي گويد:    انتظار دارم مزايا وخدماتي كه قراراست به معلمان اختصاص پيدا كند پيش از پرداخت در بوق وكرنا نكنند. براي نمونه  مساله افزايش حقوق فرهنگيان از اواخر مرداد سال جاري براها دررسانه ها ونقل قول مسوولان مطرح شد اما با تاخير چند روزه در پرداخت حقوق تير ماه ، بازهم به معلمان  پرداخت نشد.

وي مي افزايد : سبد كالاي رمضان فرهنگيان  در سال گذشته  با تاخير عيد امسال دراختيار فرهنگيان قرار گرفت  وسبد امسال نيز هنوز معلوم نيست كي به دست معلمها برسد؟ اين درحاليست كه تاكنون ازاين سبد گوشت ومرغش خط خورده است و ديگركالاها  نيز كيفيتي نخواهدداشت. حال آن كه ساير كارمندان دولت   سال گذشته به موقع 150 هزارتومان بن نقدي رمضان دريافت كردند وهيچ هياهو و اطلاع رساني نيز نداشتند.

شكوريان باانتقاداز شانتاژ وزارت آموزش وپرورش نسبت به خدمات وحقوق كارمندان ادامه مي دهد:    بارها مساله افزايش حقوق و مزاياي فرهنگيان در جامعه منعكس مي شود درحالي كه اين قشر نسبت به ديگر اقشار حقوق كمتري دريافت مي كنند .براي مثال  حقوق يك كارمند وزارت نفت 4 ميليون تومان مي باشد درحالي كه يك فرهنگي با تحصيلات وسابقه بيشتراز وي ، به دوميليون هم نمي رسد. مگر نفت فقط مربوط به وزارت نفت وكاركنانش است؟ مگر نه اين كه اين متخصصها از همين كلاسها ومدرسها به اين شغل رسيدند؟ حقوق سي سال يك معلم در كشور ما به اندازه درآمد يك فوتباليست در يك فصل نيست ، درحالي كه فوتباليست در يك فصل 18 بازي كرده وحدود 36 ساعت مي دود .وضعيت  حقوقي معلمان در شرايطي چنين اسفناك است كه در كشورهايي  اروپاي شمالي وژاپن بيشتر حقوق ومزايا به معلمان اختصاص دارد. همچنين  وزارت آموزش وپرورش باافتخاراز خدمات   بيمه طلايي فرهنگيان  ياد ميكند درحالي كه  بنابرمستندات سقف پرداختي  وپوشش درماني ان هرسال كاهش داشته است .  بنابراين تنها خواسته من از وزير آينده  اين است كه اعتبار واقعي معلم وجايگاه وي رادر جامعه تقويت كند  وبه تكريم مطلوب  او بپردازد  نه آن كه با  وعده ها وحرفها مايه ريشخند وي درجامعه وبين مردم باشد.  درواقع مسوولان   وتصورنكند با شعار ووعده مي توان شان و جايگاه معلم را حفظ كرد.

·        افزايش همدلي دركاركنان

فاطمه يزداني  بااشاره به وضعيت آموزش وپرورش مي گويد:  متاسفانه نظام اموزشي ما وابسته به فرد وشخص است ازاين رو تا زماني كه آن فرد در مصدرامور باشد وفعاليت كند ، طرحها وبرنامه هاي وي نيز دوام دارد اما همين كه شخص به هردليل نباشد ، آن طرحها  با وجود هزينه وبرنامه  ها  لغو مي شود.  همچنين  به دليل اين كه  آموزش وپرورش نهادي فرهنگي است بايد به طور فراحزبي وفراجناحي به آن نگاه شود و دراين ساختار افراد براساس شايسته سالاري انتخاب شوند وتا زماني كه فعاليت موثردارند به كار خود ادامه دهند.

وي مي افزايد : درشرايط امروز جهان ، تغييردر آموزش وپرورش درتمام دنيا ضروري است امادركشورما گاه اين تغييرات شتابزده وبي برنامه صورت مي گيرد. درحالي كه با انجام تحولات زيربنايي ، برنامه سازي شده وبومي سازي شده مي توان دستاوردهاي روشني در نظام آموزشي داشت.

اين معلم ابتدايي تاكيد ميكند : گاه  باوجود برنامه ريزيهاي مطلوب به دليل آنكه در اعضاي نظام آموزشي همدلي لازم را براي اجرا نمي بينيم .اين طرحهاي قابل تامل وسودمند نه تنها ثمرات مطلوبي ندارد كه گاه خود به آفتي براي وزارت آموزش وپرورش تبديل مي شوند. ازاين رو ، متوليان امر سعي كنند با راهكارهاي فرهنگي ، حمايتي وتشويقي  زمينه هاي اين همدلي رادر بين كاركنان وزارتخانه خود ، فراهم كنند تا تلاشهاي انجام شده دراين زمينه هرز نرود.

·        نظام معيوب آموزش وپرورش

علويان كارشناس رياضي نيز اظهار ميكند: با توجه به اين كه من در آموزش وپرورش  فعاليت دارم   و مادر دانش آموز هستم اعتقاد دارم ، نظام آموزشي ما با تمام گستردگي فعاليت خود ضمن آن كه  مورد غفلت قرار گرفته ، بسيار معيوب و آسيب زاست. زيرا نتوانسته كاركرد خودش را به درستي ايفا كند ازاين رو درگيراجراي  طرحها وبرنامه هاي بي اثر وخنثي شده است. به نظرم دراين نظام ، نه معلم از شرايط خود رضايت دارد ، نه اوليا كيفيت اموزشي وپرورشي را مناسب مي دانند . درواقع همه متوجه مشكل هستند  اما نمي دانند راهكار چيست؟

وي ادامه مي دهد: من اميدوار نيستم كه دولت يا وزير آينده بتواند همه  اين مشكلات  پنهان وآشكاررا حل كند . چراكه اين مسايل فقط در يك دوره رخ نداده كه به سهولت حل شود.  بنابراين  انتظاردارم مسولان آينده در برنامه ريزي واجراي طرحهاي خود با كارشناسان بيشتر مشورت كنند. از شتابزدگي دراجراي برنامه ها پرهيز كنند وبيشتر بر آثار ماندگار آنها تاكيدداشته باشند. فضا را بيشتر براي متخصصان فراهم كنند واز رانت خواري وروابط دوستانه پرهيز كنند.  مشكلات معيشتي معلمان را ناديده نگيرد و درواقع به طور عميق باوركنند دانش اموزاني كه  امروزه پشت نيمكتها مي نشينند فرزندان آنها هستند وقرار است در آينده عنصرمهمي براي جامعه باشد.

·          كيفيت نازل آموزش

مژده رمضاني مادريك دانش آ موز ابتدايي  نيز مي گويد: فرزند  من در مدرسه دولتي معتبري  تحصيل مي كند  گرچه به لحاظ وسعت وفضا بهتراز مدارس غيرانتفاعي است .رابطه معلمها واوليا نيز قابل قبول است  اما كيفيت آموزش آن بسيار پايين وسطحي است .به طوري كه  چند كلمه محدود را 4-5 بارديكته ميكنند. درحالي كه والدين تاكيد دارند سطح آموزش را براي دانش آموزان بالاتر ببرند ، دايره آموزش آنها را به لحاظ لغت يا ديگر مباحث افزايش دهند. حتي اگر برايشان مقدور نيست كه اين فعاليت را مدرسه  داشته باشد ، منابع وكتابهايي به والدين معرفي كنند  تا در خانه كار شود. اما معلمان ومسوولان تاكيد ميكنند كه اين اموخته ها كافي است . درحالي كه برخي مدارس از منابع بيشتري   استفاده ميكنند.

وي ادامه مي دهد: فرزند من دانش آموز خوب و آرامي است.  معلم ومسوولان هم ازاورضايت دارند. اما من تاكيد ميكنم براي تقويت  روابط اجتماعي درفرزندم ، اورادر مباحث كلاسي وپرورشي بيشتر مشاركت دهند. ولي معلمش با اظهار رضايت از آرامي وسكوت او معتقد است : اين شاگردبسيار خوبي است وبه موقع حضور فعال دارد. به نظرم درواقع چون دانش آموزان آرام زحمت كمتري براي معلمها دارند ، آنها تلاشي براي مشاركت آنها ندارند.بنابراين معتقدم نظام آموزشي ما بايد به جوانب بيشتري توجه كند.

·        رنج تحصيل فرزندان

فريد صالحي كارمند نيز مي گويد: من دو فرزند محصل دارم  كه درمدرسه غيرانتفاعي تحصيل مي كنند . وقتي صحبت از مدارس غير دولتي مي شود والدين انتظاردارند چون هزينه بيشتري مي پردازند پس بايد خدمات خاصي  دريافت كنند . درحالي كه تمام  شعب مدارس حتي تحت يك عنوان شرايط يكساني ندارند.   اين ناهماهنگي وسرگرداني در برنامه هاي كلان آموزش وپرورش نيز ديده مي شود براي مثال يك سال بر آموزش شنا    درمدارس تاكيد مي شود كه  با گذشت زمان و مشكلات رخ داده ، اين برنامه لغو شد. توزيع شير نيزهمين سرنوشت رادارد.  درواقع طي اين سالها آموزش وپرورش ما دچار تب نوبه شده   ، هرچند مدت تب مساله اي اورادرگير ميكند .  خانواده ها   نميدانند چه كنند . ازدغدغه والدين اين نيست كه  فرزندشان درس  بخواند ، بلكه نگراني آنها اين است كه قراراست چگونه درس بخوانند وآيا اين نحوه تحصيل  براي موفقيت آنها كافي است؟

 

 

توسط محبوبه علی پور | سه شنبه هشتم مرداد ۱۳۹۲ |
ده سال پيش سفري به سوريه داشتم. كشور بسيار زيبايي بود با مردمي زيبا ....قيافه ها فوق العاده اسطوره اي بود... من عاشق اين كشور شده بودم .طوري كه به مادرم  گفتم : دلم مي خواهد اينجا بمانم . اين روزها كه خرابي هاي جنگ وكشمكشها دراين كشوررا مي بينم بسيار متاسف مي شوم. حيف اين كشور بود ..حيف..

بازهم بيماران قرباني مي شوند

توسط محبوبه علی پور | شنبه پنجم مرداد ۱۳۹۲ |

 

از رد پاي مافيا تا فرار پزشكان

مدتي است كه "راديولوژي وراديولوژيستها " نيز به مقوله جنجالي در حوزه سلامت بدل شده اند. چنانكه هرازگاهي از گراني  فيلم  راديو لوژي ، نابه ساماني در تعرفه ها و مواردديگر مي شنويم .اما صحبتهاي طريقت منفرد وزير بهداشت در زمينه انجام راديولوژي توسط  ساير پزشكان  بارديگر  اين حوزه درماني  وتشخيصي را كانون اخبار ورسانه ها قرارداد. چنانكه اين روزها  صدها اما واگر وشايد از مردم كوچه وبازار تا كارشناسان ومتخصصان شنيده مي شود.

·        حرفهاي متخصصان بي تخصص

زهره فرهادي كه به يكي از مراكز راديولوژي مراجعه كرده ، مي گويد:  من ازاين صحبت آقاي وزير متعجبم. زيرا تاكنون بر تخصصي شدن رشته ها تاكيد مي شد وحال  شرايط را به گونه اي پيش مي برند كه باعث مداخله در فعاليت هم مي شود. براي نمونه در  جراحي زيبايي كه در كشور ما فراوان است ، چند متخصص و پزشك دخالت دارند از متخصص گوش وحلق وبيني تا جراح عمومي و پوست  و حتي چشم پزشك ودندانپزشك هم جراحي زيبايي مي كنند.

وي ادامه ميدهد  : من مدتهاست دچار سردرد هستم وبه متخصصان مختلف هم مراجعه كردم اما هنوز درمان نشدم به دنبال پيدا كردن علت  آن به  پزشكان مختلف مراجعه كردم وقرارشده براي تشخيص ام آر آي بگيرم.  واقعا وقتي چند متخصص با دهها آزمايش وعكس برداري نمي توانند مشكلي را حل كنند يك پزشك عمومي با خدمات محدود چگونه مي تواند  تشخيص دهد؟

عليرضا نوري  نيز اظهار ميكند:  به نظرم ازدلايل اينگونه  طرحها  اشتغال زايي  براي پزشكان به خصوص بخش عمومي است . از همين رو   پزشكان درحوزه هايي همانند   ترك اعتياد ،حجامت ، طب سنتي  ، رژيم درماني ، ماساژ درماني و پزشك خانواده  تشويق به   فعاليت مي  شوند.

رضا  – ن پزشك عمومي نيز مي گويد: سه ساليست كه ميخواهم تخصص بگيرم  كه موفق نشدم اما اگر اين طرح نيز اجرا شود نمي توانم به روستا وشهرستان بروم و راديولوژي وسونو گرافي كنم زيرا هزينه خريد يك دستگاه  بيش از 100 ميليون تومان است وامثال من توانايي خريدش را ندارند.

·        تناقض در برنامه ها

در سايتهاي خبري وخبرگزاريها نيزبرخي  مطالب  حكايت از دستهاي پنهان ومافياي تجاري  دراين زمينه دارد .يك رزيدنت راديولوژي درهمين باره معتقد است :  به نظر می‌رسد دست‌های پشت پرده‌ای برای فروش دستگاه‌های سونوگرافی وجود دارد، هر دستگاه که به فروش می‌رسد حدود 60 میلیون تومان، سود خالص برای شرکت مربوطه دارد و ممکن است در وزارت بهداشت افرادی باشند که از این شرکت‌ها حمایت کنند.دست‌های ناپاک مالی ممکن است در این موضوع دخیل باشند و به شرکت‌های مافیایی فروش دستگاه‌های سونوگرافی کمک کنند.

وي   تاكيد مي كند: طبق قوانین وزارت بهداشت، متخصصان رادیولوژی که چهار سال دوره تخصصی را در خارج از کشور از جمله سوریه، رومانی، ایتالیا، فیلیپین، آلمان و سوئد گذرانده‌اند و به کشور می‌آیند، اجازه تأسیس مطب و انجام سونوگرافی ندارند و حداقل ۲ تا ۳ سال باید در دانشگاه‌های علوم پزشکی مادر آموزش ببینند و بعد مجاز به سونوگرافی هستند. با این حال در یک تناقض آشکار وزارت بهداشت می‌گوید پزشکان عمومی و سایر متخصصان می‌توانند ظرف چند ماه آموزش سونوگرافی ببینند. این با چه منطقی هماهنگ است؟

اين رزيدنت  می‌گوید: بهانه صدور این دستورالعمل کمبود رادیولوژیست در مناطق محروم است. ولی این واقعیت ندارد چرا که طبق منابع خود وزارت بهداشت که مقاله آن تحت عنوان شاخص توزیع نیروی متخصص در کشور در سال 1391 به چاپ رسیده است، کمبودی از نظر متخصصان رادیولوژی وجود ندارد.

میانگین شاخص رادیولوژیست نسبت به 8 رشته جراحی اعصاب، پوست، داخلی اعصاب، اورولوژی، پاتولوژی، گوش و حلق و بینی، چشم‌پزشکی و روانپزشکی بیشتر است اگر می‌خواهند به مناطق محروم برسند، با همین منطق به غایت غلط باید به پزشکان عمومی آموزش همه این تخصص ها را بدهند که برخی از آنها به مراتب مورد نیاز تر از رادیولوژیست هستند.

·        بيمارستانهايي درحد درمانگاه

از دلايل طرح فعاليت پزشكان عمومي درزمينه  خدمات راديولوژي كمبود اين متخصصان در مناطق كم برخوردار است . آيا اين مناطق فقط  با كمبود متخصصان راديووژي مواجه  هستند ؟

 حبيب آقا جري  ، نماينده اميديه و هنديجان و ماهشهر در مجلس شوراي اسلامي  بااشاره به مشكلات درماني حوزه انتخابي خود به گزارشگر ما  مي گويد:در هنديجان باآن كه بيمارستان مجهزي  وجود دارد اما هيچ پزشك متخصصي  كه بتوان بخشهايي را براي خدمات رساني به مردم  فعال كند ندارد ويه گمانم تنها يك  متخصص داخلي مشغول كار است . درواقع  به دليل نبود جراح ومتخصص يك بيمارستان  فقط در حد يك درمانگاه خدمات مي دهد.درماهشهر نيز  بيمارستان تامين اجتماعي به دليل نبود  متخصص جراحي هنوز بخش جراحي آن راه اندازي نشده است. همچنين دراميديه  نيز نيازمند تخصصهاي مختلف هستيم . ما علاوه بر كمبود پزشك ومتخصص در زمينه پزشكي قانوني نيز با مشكل روبه رو هستيم  و در حوزه انتخابي خود پزشك قانوني نداريم.

وي ادامه مي دهد : من از نظر فني در خصوص فعاليت پزشكان عمومي  در راديولوژي نظر خاصي ندارم  اما  از لحاظ وظيفه خود به عنوان نماينده مردم  معتقدم ، بايد اين خدمات وجود داشته باشد  ودر صورت نيازمردم بتوانند از  چنين خدمات تشخيصي به درستي وبا كيفيت بهره مند شوند. 

·        به طرحي ديگر بايد انديشيد

 

وزارت بهداشت در حالی برای جبران کمبود رادیولوژیست در شهرها به پزشکان اجازه ارائه خدمات رادیولوژی همانند سونوگرافي  داده  که انجمن رادیولوژیست‌ها این کار را باعث صدمه زدن به سلامت مردم  مي داند .

جلال شکوهی در در مورد طرح واگذاری خدمات رادیولوژی به پزشکان نيز به گزارشگر ما اظهار مي كند : هنوز اين بخشنامه ابلاغ نشده است وحتي برخي معاونتها  بر رد آن تاكيددارند. ما هم اميدواريم با توجه به عمركوتاه دولت  اين بخشنامه  به اجرا در نيايد .

وي مي افزايد : ازدلايل مورد نظر وزير بهداشت ، كمبود متخصصان اين رشته در برخي مناطق كشوراست  درحاليكه در بسياري از مناطق كشور ما با كمبود متخصصان رشته هاي مختلف مواجه هستيم كه   علت عمده  نيز    توزيع نامناسب  متخصصان است . چنانكه تجربه نشان داده بسياري براي جذب در مراكز درماني  به اين مناطق اعزام مي شوند ولي بعد با رانت وپارتي به شهرهاي بزرگ منتقل مي شوند . 

رئیس انجمن رادیولوژی ایران مي گويد : بي ترديد دربرخي مناطق  به متخصصين راديولوژي نیاز داريم كه با استفاده از  رزیدنت‌ها مي توان اين كمبود را حل كرد.  ازاين رو درگفتگو با معاون درمان وزير بهداشت نيز تاكيد شد  براي كمبود نيروي  متخصص در مناطق يادشده ،  رزيدنتها مي توانند   به جای طرح یک ماهه خود که پس از سال دوم می‌گذرانند آن را به چهارماه افزایش دهند.

شکوهی  ادامه مي دهد : همچنین  وزارت بهداشت وساير متوليان درمان وسلامت  می‌توانند  به بورسيه كردن  رزیدنت  بپردازد تا    پس از چهار سال تحصیل و جذب آنها  کمبود‌ها  نيز رفع شود.

 

مشخصات وب
چند خط در میان زندگی .... ازروزگار کاغذی یک زن
آرشیو وب
  • بهمن ۱۴۰۱
  • مرداد ۱۳۹۷
  • آبان ۱۳۹۶
  • شهریور ۱۳۹۶
  • مرداد ۱۳۹۶
  • تیر ۱۳۹۶
  • دی ۱۳۹۵
  • مهر ۱۳۹۵
  • مرداد ۱۳۹۵
  • تیر ۱۳۹۵
  • خرداد ۱۳۹۵
  • اردیبهشت ۱۳۹۵
  • فروردین ۱۳۹۵
  • اسفند ۱۳۹۴
  • بهمن ۱۳۹۴
  • دی ۱۳۹۴
  • آذر ۱۳۹۴
  • آبان ۱۳۹۴
  • مهر ۱۳۹۴
  • شهریور ۱۳۹۴
  • مرداد ۱۳۹۴
  • تیر ۱۳۹۴
  • بهمن ۱۳۹۲
  • دی ۱۳۹۲
  • آذر ۱۳۹۲
  • آبان ۱۳۹۲
  • مهر ۱۳۹۲
  • شهریور ۱۳۹۲
  • مرداد ۱۳۹۲
  • تیر ۱۳۹۲
  • خرداد ۱۳۹۲
  • اردیبهشت ۱۳۹۲
  • فروردین ۱۳۹۲
  • اسفند ۱۳۹۱
  • بهمن ۱۳۹۱
  • دی ۱۳۹۱
  • آرشيو

B L O G F A . C O M

تمامی حقوق برای چند خط میان زندگی محفوظ است .