چند خط میان زندگی

از روزهای دور خبرنگاری تا این روزها که  نویسنده ام

  • صفحه اصلی
  • پروفایل
  • آرشیو
  • عناوین مطالب

ضرورت تمرکز بر تولید واقعی  تجهیزات پزشکی

توسط محبوبه علی پور | سه شنبه بیست و نهم دی ۱۳۹۴ |

 

 

محمد رضا زرقی: کارشناس ارشد مهندسی پزشکی :این روزها شاهد برگزاری چندین  نمایشگاه تجهیزات پزشکی در کشور بودیم . شرایطی که می تواند بدل به فرصتهای طلایی شود. زیرا گرچه می توان به مدد مهارت پزشکان کشور، خدمات پزشکی را می توان  صنعت دانست اما هنوز عرصه تولید تجهیزات پزشکی تا رسیدن به جایگاه " صنعتی " مسیر طولانی را در پیش دارد. این درحالی است که امروزه  درجهان  صنعت  تجهیزات پزشکی بعد از صنعت نفت وپتروشیمی و صنایع مخابراتی به لحاظ گردش مالی جایگاه سوم را دراختیار دارد وپیش از صنایع خودرو سازی ومواد غذایی قرار گرفته است . این درحالیست که متولیان امر سعی داشتند به اشکال متعددو حتی  تصویب    بخشنامه ها ی الزام آور نسبت به خرید کالاهای داخلی   به  حمایت از تولید ملی  در عرصه تجهیزات پزشکی  بپردازند. حال آن که  برای اجرای بهینه اینگونه طرحهای حمایتی  نظارت ثانویه ای مشهود نیست.  چنان  که اگر  بیمارستان یا مراکز درمانی  با وجود محصولات داخلی از بخشنامه ها تخطی کرده واز مشابه خارجی استفاده کند در عمل هیچ  نظارت وبازخواستی وجود نخواهد داشت . ناگفته نماند حتی  راهکارهایی  برای دور زدن اینگونه بخشنامه های حمایتی     وجود دارد. برای نمونه در کمیته خرید بیمارستانی ، اعضا مصوب می  کنند با وجود کالای داخلی  مورد نظربه دلیل شرایط خاصی نیازمند استفاده از کالای وارداتی هستند. به این ترتیب در عمل،  این رفتار خلاف نظر  بخشنامه ها  صورت قانونی به خود می گیرد.ازهمین رو شاهدیم اغلب  خریدهای تجهیزات  بیمارستانها به خصوص درزمینه کالاها ی سرمایه ای محصولاتی خارجی ووارداتی است.  بنابراین برای حمایت واقعی از کالاهای داخلی باید تدابیری دیگرگون اتخاذ کنیم .چنانکه  کییفیت کالاهای داخلی را به گونه ای ارتقا دهیم که قادر به رقابت با محصولات مشابه خارجی بوده و مصرف کننده  وطنی با طیب خاطر واطمینان وافتخار خود آن را بپذیرد.به این ترتیب نظارتها را بر روند تولید متمرکز کنند .

نکته دیگر آن که با وجود تاکید بر تولید داخلی آنچه در حوزه تجهیزات پزشکی می بینیم درواقع اغلب مونتاژ کالاست .به این ترتیب از  تسهیلات ووامهای تولید برخوردار می شوند وقطعاتی مونتاژی به عنوان تولید داخل از حمایتهای  مربوط به مواد اولیه  تولید بهره مند می گردند چنانکه عوارض گمرکی کمتری  می پردازد.به این ترتیب تولید کننده  واقعی فعال در تجهیزات پزشکی که قرار است روند صفر تا صد تولید محصول خورا مدیریت کند ، حتی  قادرنیست  با محصول خارجی که با استفاده از وامهای حمایتی  درداخل مونتاژ می شود ، رقابت کند .البته گامهایی برای حمایت از تولید کننده ملی واقعی درحال برداشتن است  چنان  که درحال حاضر دفتر فناوری  رئیس جمهوری بر روز پارکهای  علم وفناوری متمرکز شده است .به این ترتیب به غربالگری  وشناسایی تولید کنندگان  واقعی می پردازد وقرار است ازاین گروه حمایت کند. گرچه اجرای  این شیوه ها دشوار بوده اما در مقابل نتایج بهتری در مقوله  حمایت ازتولید ملی خواهد داشت  .ازاین رو معتقدم هرقدر  به سمت حمایت از تولید کننده داخلی  برویم که از  ماده اولیه صفر ، محصولی را تولید می کند که دارای ارزش افزوده می باشد  ،ثمرات این برنامه های حمایتی   ماندگارتر می شود.

مساله بعد این که گرچه بررسی هایی  برای تعیین وضعیت تولید کنندگان تجهیزات پزشکی وجودندارد اما برآیندهای عینی نشان می دهد که امروزه  دو گروه مختلف دراین عرصه سرمایه گذاری  می کنند. نخست گروهی که نسل اندر نسل دراین حوزه بوه   وفعالیت متکی به تجربه  دارند ازهمین رو در روند تولید می توانند نقش کار آمدی داشته باشند. سپس افرادی که پیش ازاین سابقه فعالیتهای اقتصادی در بخشهای دیگری داشته اند اما به دلیل  وجود درآمدهای هنگفت درعرصه  تجهیزات پزشکی  ورکود در دیگر بخشهای اقتصادی همانند ساختمان و ارز، سرمایه خود را به این سو هدایت کرده اند. البته شواهد نشان می دهد این افراد بیش از تولید درزمینه  های  توزیع وواردات نقش آفرین هستند که این می تواند  به تولیدداخلی آسیب بزند . ازاین رو شایسته است تمهیداتی برای فعالیت این گروه اندیشیده شود. البته درهمین راستا  وزارت بهداشت ودرمان  سایت اداره تجهیزات پزشکی را به روز کرده  وتمام تجهیزات مورد نیاز بیمارستانی را با قیمتی مصوب ذکرکرده است  تا بیمارستانها  به این طریق هزینه بیشتری را نپردازند دراین روند  نیز  سودهای مشخصی  برای واردکننده ، توزیع کننده و بیارستانها لحاظ  شده است.به این ترتیب سعی شده در قالب  سیستمی هدفمند این محصولات  عرضه وتوزیع  شود. گرچه اینگونه تلاشها  قابل تقدیراست اما با وجود نواقص وکاستی هایی که هنوز در عرصه تولید وجود دارد باید با بازنگری در روند تولیدداخلی تجهیزات پزشکی ، جامعه را به سوی کار آفرینی هوشمند در این زمینه هدایت کرد.

 

شخصی نوشته ای  درباره " من ناصر حجازی هستم "

توسط محبوبه علی پور | دوشنبه بیست و هشتم دی ۱۳۹۴ |

 

آدمهایی همیشه بی قرار

پس از  فراز ونشیبها سرانجام فیلم " من ناصر حجازی  هستم"  به کارگردانی نیما طباطبایی مجوز اکران گرفت ودر گروه سینما هنرو تجربه به نمایش در آمد.

فیلمی که  فراتراز  جلب رضایت   هواداران   ورزشی   فرصتی است تا بینندگان عادی که  تنها به زندگی بزرگان  وآدمهای خاص  علاقه مند هستند ؛ مجذوب پرده نقره ای شوند. چراکه  بی شک  ناصر حجازی  از آن دست قهرمانانی است که دیگر تاریخ کشور ما  نمونه ای دیگری  همانند اورا نخواهد دید. به قول رویا تیموریان " مردی شفاف ، شریف وزلال" .

به هرروی به " فیلم من  ناصر حجازی  هستم  " می توان با زوایای متفاوت   وفراتر از سرگذشت دروازه بانی قهرمان و افت وخیرهای مرسوم فوتبال کشور نیز نگاه کرد.  چنان که به روشنی می توان  این اثر را برگی از تاریخ اجتماعی معاصر طی چهل سال اخیر  دانست.  جلوه نمایی تلاشها وپشتکار  نسلی آرمانخواه وبی قرار  که  همیشه می دانند جای رخدادها ورویدادهای مهمی در جامعه خالی است .  ازاین رو  در تکاپوی تغییر و دیگرگونی هستند . البته تجربه  نشان داده این جنس آدمها هرقدر هم قد برافراشته وپر غرور بدوند بازهم آدمهایی هستند که به مدد ترفندها و افسونگری های خود  چند قدم جلوتر منتظرند تا باردیگر سریک پیچ  تاریخی  آنها را مغلوب کرده  وبه زمین بزنند.

اما این مساله برای ناصر حجازی وآدمهایی از جنس او هولناک و غیر منتظره نیست چرا که همچنان به اتکای وقار وسکوت خود بازهم تقلا می کنند برای ماندن وماندگار شدن حتی اگر تاوان آن انزواها وتبعیدهای خودخواسته وناخواسته باشد.هرچند سهم او ازتمام دلدادگی ها ودلبستگی هایش به مردم وسرزمینش تهمت ،توهین وتحقیر باشد. همچنین نصیب دوستان وهمراهان !!!  نیمه راه سکوهایی نوبه نوبرای بالا رفتنها و بالا نشینی ها.آدمهای نیک بختی که  نه به توان دانستن وتوانستنها که دست اتفاق آنهارا به پشت میز ریاست ومدیریت می نشاند   تا سرگذشت وسرنوشت دیگران را رقم بزنند.

اصلا ناصر حجازی دراین اثر ؛ نمادی از  همین کشورماست  . کشوری که مغرور و با شکوه در برابر  سالیانی سال ناجوانمردی و نامرادی   خم به ابرو نیاورده و داغ حتی یک " آه " را بر دل دشمنان  گذارده است  .وطنی که با همه تلخکامی ها  و آزردگی ها مصمم است که  نشانی جاودانه از خود برسینه تاریخ حک کند. یادگاری که  غبار هیچ تهاجم و تباهی اورا محو نسازد.  چراکه روزگارانی است که  ایران   میراث ماندگار آدمهایی است که  ریشه دراین خاک دارند  وبا وقار وخاموش درتلاشند تا نام ویادهای مردمان این تبار با شکوه و نستوه بماند. درست مثل نام ناصر حجازی ، نامی که آمیخته بارروزها و روزگاران  پرخطر وپر خاطره این خاک است  .

«گردشگری فرهنگی» قربانی بی‌برنامگی‌هاست

توسط محبوبه علی پور | یکشنبه بیست و هفتم دی ۱۳۹۴ |

 

 

میراث فرهنگی خارج از سبد گردشگری

 

در روزهای اخیر به بهانه سالروز درگذشت نیمایوشیج، پدر شعرنو فارسی، رسانه‌ای عکس‌هایی از خانه نه چندان آباد و تک افتاده این شاعر را منتشر کرد.

 

‌‌همان روز‌ها نیز نشریه‌ای شرح مصایب سفر به یوش را بازگو کرد و آن را کم بازدید‌ترین منطقه در آن حوالی دانست. این مقوله تأسفبار است، چراکه این سال‌ها در جهان گردشگری فرهنگی از محورهای عمده جذب گردشگر به حساب می‌آید و ملل مختلف دنیا سعی دارند حتی با جعل تاریخ و هویت تراشی، برای خود بازاری دست و پا کنند.

 

 غبار فراموشی بر سرمایه‌های ملی

بنابر اظهارات صاحب نظران، در خوشبینانه‌ترین حالت، سهم کشور ما از جذب گردشگران خارجی به کمتر از 4/0 درصد می‌رسد. آیا کشور ما توان جذب گردشگر بیشتر را در حوزه فرهنگی ندارد؟

دکتر ناصر رضایی، عضو هیأت علمی پژوهشگاه گردشگری سازمان میراث فرهنگی در گفت‌وگو با خبرنگار ما می‌گوید: چنانچه ما این گونه گردشگری را بازدید از جاذبه‌هایی مانند جشنواره‌ها، موزه‌ها، آداب و رسوم، سایت‌های میراث فرهنگی و بنا‌ها بدانیم، بی‌تردید کشور ما غنی و قابل توجه است. ما همان گونه که به عنوان کشوری با اقلیم‌های طبیعی متفاوت شناخته می‌شویم، از لحاظ فرهنگی نیز دارای گوناگونی جلوه‌های فرهنگی هستیم، به طوری که این جاذبه‌های فرهنگی در کشور ما در تمام روزهای سال می‌تواند عامل جذب گردشگر باشد. البته واقعیت این است که ما نتوانسته‌ایم از ثمرات این داشته‌های فرهنگی به سرمایه آفرینی برسیم که دلایلی همانند تفکرات موجود و فشارهای بیرونی در این مقوله اثرگذار است.

 

  بازاری که باختیم

به اعتقاد کسانی که دستی بر آتش صنعت گردشگری دارند، این حوزه هیچ گاه جدی گرفته نشده است، زیرا اگر اهمیت داشت، به اندازه انتخاب وزیر نفت و یا یک استاندار و حتی یک نماینده شورای شهر و روستا برای متولیان امر مهم تلقی می‌شد تا زبده‌ترین افراد را به عنوان مسؤول به کار بگیرند و یا در سیاست‌های کلان جامعه، سرنوشت این بازار گم و گور نباشد.

رضایی، دکترای جغرافیای سیاسی در ادامه سخنانش می‌گوید: دیگر اهمیتی ندارد که براساس ده‌ها منبع مختلف چه جایگاه آماری داریم. اصل قابل تأمل اینجاست که درحالی که گردشگری می‌توانست ابزاری مؤثر در جهت توسعه کشور باشد، ما همچنان از آن غفلت می‌کنیم. درحالی که باید واقع بینانه پذیرفت، در حال حاضر بسیاری از کشور‌ها که جاذبه فرهنگی ندارند، به آفرینش جاذبه‌های فرهنگی و بهره‌مندی از آن مشغولند. نمونه روشن آن تلاش امارات برای ثبت بادگیر به نام خویش است. ثبت جهانی تار و ابزار آشنای موسیقی ایرانی به نام آذربایجان نیز مورد قابل اعتنایی است که حکایت از بی‌برنامگی و غفلت کشور ما دارد.

 

  مردم مقصر نیستند

 

ادامه مطلب

وقتی که باید جایی باشیم ونیستیم

توسط محبوبه علی پور | شنبه بیست و ششم دی ۱۳۹۴ |

مشکل همیشگی مدیران  فرهنگی واجتماعی جامعه

 

 

با نزدیک شدن به ایام بزرگداشت دهه مبارک فجر ، بازار برگزاری جشنواره ها نیز رونق می گیرد. جشنواره مد و لباس هم که  در انتظار برگزاری  پنجمین دوره  خود است باید چنین باشد اما  به جز اخبار پراکنده ای که از حضور مسوولان آن در برنامه ها و همایشهای دیگر می بینیم ، گویا این افراد در بنیاد ملی مد ولباس نشانی  جدی ندارند. چنان که پس از چندین تماس با  واحدهای مختلف  این بنیاد از دوستی  سخن جالبی می شنوییم. او می گوید: حدود دوهفته دیگر  تماس بگیرید ما خودمان هم کارمند اینجا هستیم سخن وبرنامه ای دراین باره نشنیدیم!!!

 این درحالیست که مدتهاست جناب آقای قبادی  رئیس جشنواره مد ولباس فجر حضور پررنگ ومشعشعی در برنامه سایر نهادهای مرتبط یا غیر مرتبط با مد ولباس دارد. چنان که در نشست خبری جشنواره مد ولباس تسنیم  که قراراست از سوی معاونت فرهنگی اجتماعی شهرداری تهران !!!!!  برگزار شود  ؛ وی حضو رداشته  وگفته  است : امیدواریم شهرداری تهران اقدام به راه اندازی مجتمع عرضه لباس‌های ایرانی و اسلامی کند تا طراحان و تولید کنندگان می‌توانند نیاز مردم را با قدرت انتخاب بالا برآورده کنند.

 

وی همچنین  افزود: در سال 94 حدود 1000 مرکز عرضه کننده پوشش اسلامی و ایرانی را شناسایی کرده‌ایم. اگر دستکم در تهران پنج مجتمع عرضه لباس ایرانی – اسلامی راه اندازی شود،‌ خوب است و مردم از آن استقبال خواهند کرد.

قبادی ادامه داد:   در کارگروه ساماندهی مد و لباس از برنامه ریزی تا اجرا به جشنواره تسنیم کمک می‌کنیم و در جهت کاربردی سازی مدل و لباس اسلامی و ایرانی عمل می‌کنیم. دراین دوره جشنواره تسنیم بخش قابل توجهی از غرفه‌ها به عرضه و فروش محصولات اختصاص یافته است.

درحالی وی برکارکرد اقتصادی در زمینه ترویج پوشش اسلامی وایرانی تاکید دارد که به اعتقاد صاحبنظران فرهنگی و اجتماعی از آفات فعالیت این بنیاد ملی ،نگاه اقتصادی وپولساز  به عرصه مد و لباس  است .چرا که پژوهشها نشان می دهد از علل عمده بد پوششی و بی هویتی دراین زمینه  غفلت  برنامه ریزان وسیاستگذاران در   حوزه های ، فرهنگی ، اجتماعی ، روانی ومردم شناسی است.  پس جا دارد با اهمیت دادن به این محورها در تقویت بنیه فرهنگی جامعه موثر باشند.

 

قدمهایی لرزان و دایگانی مهربانتر از مادر

توسط محبوبه علی پور | شنبه بیست و ششم دی ۱۳۹۴ |

نگاهی به بازار تجهیزات پزشکی

 

 

گرچه تازه ترین   آمار اداره کل  تجهیزات پزشکی وزارت بهداشت  ودرمان  در خصوص واردات وصادرات این محصولات به سال 86 مربوط می شود اما در اوایل سال جاری  رسول دیناروند  ، رئیس سازمان غذا وداروی کشور  اعلام کرد: تجهیزات پزشکی در کشور دارای بازار 4000 تا 5000 میلیارد تومانی است که این رقم معادل 1.7 میلیارد دلار می‌شود.درهمین راستا برای بهره مندی تولید کنندگان داخلی  ازاین بازار  چند ماه پیش به  کلیه دانشگاه‌های علوم پزشکی  وبیمارستانهای دولتی وحتی بخشهای خصوصی ابلاغ شده  که ملزومات مصرفی خود را از تولیدات داخل تامین کنند. آیا این سیاستها در تشویق تولید کنندگان ومصرف کنندگان  به  استفاده از تولیدات داخلی موثراست؟

*حمایتهای پر هزینه

 

ادامه مطلب

پزشکان هم مهربانی می خواهند

توسط محبوبه علی پور | سه شنبه بیست و دوم دی ۱۳۹۴ |

 

چرا شاهد بداخلاقی ها در حوزه سلامت هستیم

 

 

 

 طی چند ماهه اخیر با وقوع  حوادث مختلف در حوزه بهداشت درمان، تیغ تیزانتقادها وحتی تخریبها به سوی پزشکان نشانه رفته است.  مقوله ای که متولیان امر آن را هدفمند می پندارند اما نظر مردم چیست؟

*تفاوت در عملکرد

محمد رضا احمدی ، 54 ساله می گوید: پزشکان امروز با گذشته فرق کردند  ومادی گرا شدند این را ماجراهای اخیر تایید می کند  برای نمونه من سالهای جوانیم در یکی از شهرستانهای دورافتاده  خدمت می کردم پزشک جوانی نیز  همانجا با وجود محرومیت فعالیت داشت . امروزه با گذشت  بیشتر ازسی سال و انتقال آن پزشک به  مشهد هنوزهم من وسایر مردم روستا برای درمان همان پزشک را ترجیح می دهیم .

مهری  فرخی، کارمند  نیز با اشاره به تجربه  های ناخوشایند خود می گوید: نمی توان این کاستی ها را به همه پزشکان تعمیم داد  اما میزان این

 بی توجهی های به دلایل متعدد افزایش داشته است.  چنان که  در همین سه ماه گذشته مادرم دچار بی قراری و دردچشم شد  . برای درمان به  مرکز تخصصی  معتبری  مراجعه کردیم که  دستیار پزشک  وجود شی خارجی را در چشم   مطرح کرد اما پزشک متخصص بر خشکی چشم تاکید داشت وبرهمین اساس دارو تجویز کرد. مادرم نیز چند ماهی همین دارو ها را مصرف کرد اما بهبودی حاصل نشد که به پزشک دیگری مراجعه کردیم ووجود شی خارجی در چشم تایید شد ودر عملی سرپایی در همان مطب خارج شد.

 *

اما سخن صاحبنظران نیز قابل تامل است. دکتر فاطمه رخشانی عضو فرهنگستان علوم پزشکی دراین باره اظهار می کند: به نظر می رسد  به طور کلی در سالهای اخیر درحرف ومشاغل مختلف  از لحاظ تعهد حرفه ای  با ضعفهایی  روبه رو هستیم گواه این امر نیز اخبار وتجربیات شخصی  است که این سالها   داشته ایم . چنانکه  خانه هایی که پیش ازاین دهها سال دوام داشت حال با ضعف تعهد برخی معماران فرو می ریزد و یا   خودرویی که  مکانیک با تعهد خود با خیال راحت تحویل می داد حال در کمترین زمان دوباره گذرش به تعمیرکاران می رسد.گویا این  ضعف درتعهد حرفه ای به مساله ای اجتماعی  وعمومی بدل شده است.

وی می افزاید: البته ثمرات ونتایج این کاستی ها با هم متفاوت است چنان که با خطا وکاستی یک معمار  ممکن است صدمات مالی حاصل شود اما ثمره ضعف در خدمات درمانی و پزشکی می تواند  از دست دادن جان باشد.  درواقع این تصور که چون شاهد ضعف دراخلاق حرفه ای  در سطح جامعه هستیم ، می توان بی توجهی در تمام مشاغل وگروهها را درانجام مسوولیتهای خود را نادیده گرفت وتوجیه کرد  مقوله ای نادرست است  .زیرا گاه تاوان   بی توجهی  دراین  زمینه می تواند هزینه بیشتری داشته باشد.بنابراین پزشکان برای ورود به این حرفه   سوگندنامه ای را قرائت میکنند که تضمین کننده خدمات آن باشند.  این تاکید بر پایبندیبه جز پزشکان  تنها در وکلا دیده می شود که نشانگر اهمیت این مشاغل است.

این استاددانشگاه ادامه می دهد : همچنین  از آنجا که مردم درحال حاضر به سلامت خود اهمیت بیشتری  قایل هستند در خصوص  بهره مندی از  خدمات درمانی و پزشکی کیفی تر   دقت نظر افزونتری دارند. چنان که شاهدیم خانواده هایی   در صورت  مشکلات اقتصادی حاضرند  ازلباس وغذا چشم پوشی کنند اما برای تهیه مسایل درمانی هیچ کوتاهی را برنمی تابند وتمام اعضا تلاش میکنند این مساله با بهترین صورت حل شود.

*یک بیماری مسری

 

ادامه مطلب

موج بیکاری داروسازان را جدی بگیریم

توسط محبوبه علی پور | سه شنبه بیست و دوم دی ۱۳۹۴ |

 

دکترامید رجبی  ، دکترای فناوری دارویی و دانشیار گروه کنترل  دارو دانشگاه فردوسی  :  درحال حاضر بیکاری دانش آموخته گان داروسازی مشهود نیست اما  با ادامه  همین رویه     صدای پای  موج بیکاری این گروه را نیز خواهیم شنید. زیرا این روزها  شاهد بیکاری  پنهان دربین داروسازان هستیم. چرا که این گروه  که سالها  دردانشگاه تحصیل کرده اند   وقرار است وارد عرصه تولید دارو شوند به دلایل متعدد  پس از تحصیل   اغلب  وارد چرخه توزیع دارو می شوندو از علم آنها بهره لازم را نمی برند  وحتی تعریف روشنی از کارکرد آنها وجود ندارد  .چنان که گاه  برای مردم بود ونبود  آنها برای تحویل دارو اهمیتی ندارد و مردم تفاوتی بین دکترداروساز ونسخه پیچ را حس نمی کنند. درواقع مثل پزشک وجراح  نیست که با نبودنش مطب واتاق عمل تعطیل شود. این درحالیست که شاهدیم مردم برای انجام یک معاینه ساده وحتی ترزیق آمپول بی هوشی  دردندانپزشکی ترجیح می دهند  این رفتارها توسط پزشک متخصص انجام شود.ازدیگر علل  بیکاری پنهان داروسازان ضعف  در محتوای آموزشی دروس دانشگاهی است چنان که  دراین واحدهای درسی توجه ای به عرصه تولید وصنعت نشده ویا اگر به باورخود این آموزشها وجوددارد در عمل این داشته های علمی کارآیی ندارد.درحالی که صنعت اقبال  وافری به جذب متخصصان دانشگاهی دارد منوط به این که این گروه بتواند نیازهای آن را مرتفع سازد.

اینگونه  در شرایط امروز هنر داروسازان تنها داروخانه داری و  فروش داروست وقوانین نیز بسترهایی نوینی برای شغل او تعریف نکرده است . به گونه ای که   قادر باشد علم ومهارت خود را بروز دهد و  مطابق آن جایگاه مهارتی وتجاری داشته باشد. به این ترتیب داروخانه ای  از لحاظ اقتصادی موفق است که در فضای مطلوبی باشد وبیشترین مراجعه کننده را داشته باشد. اینگونه فارغ التحصیلان جوان به دنبال استفاده از دانش خود نیستند بلکه تلاش می کنند داروخانه خود را در فضای پرتردد ایجاد کنند تا مشتری بیشتری داشته باشد .درواقع دغدغه اش همان نگرانی های یک بازاری است نه یک عالم  که سالها تحصیلات تخصصی داشته است.

نکته دیگر این که وقتی  پزشکی نسخه ای می نویسد  به طور حتم نمی توان   به آن عمل کرد زیرا ممکن است بیمار مسایلی را به وی نگفته و مسایلی که می تواند در صد خطارا افزایش دهد. ازاین رو درداروخانه ها متخصص داروسازی وجوددارد. برای نمونه چنانچه مادری باردارا است برای درمان یبوست ویا رادیولوژی نباید روغن کرچک مصرف کند زیرا منجر به سقط جنین می شود  اما به دلیل" پزشک سالاری " اگر  این خطاها گوشزد شود پزشک واکنش نشان داده وآن را مداخله در تخصص خود می داند.

 

به هرروی آثاراین چالشها هنوز مشهود وچشمگیر نیست چراکه  عمر توسعه آموزش تخصصی داروسازی چندان نیست به طوری که   بیست سال پیش حدود 5 دانشکده داروسازی  درکشورفعال بود که درحال حاضر 25 دانشکده شده اند ودرواقع ما تعداد آنها  را 5 برابر کرده ایم.  همچنین برخی دانشگاهها نیز درانتظار دریافت مجوز برای تاسیس دانشکده داروسازی هستند . به این ترتیب  ما در  این وضعیت درنقطه عطفی قرارگرفتیم که می توانیم تعداد داروسازان  خود را رشد دهیم والبته از توان آنها بهره مند شویم . این درحالیست که  با بیکاری پنهان دراین گروه مواجه هستیم. چنان که درحال حاضر شاهد افزایش ظرفیت داروخانه ها هستیم زمانی درازای  هر9 تا ده هزار نفر یک داروخانه بود که امروزه این رقم به هر 4500 نفر یک داروخانه رسیده است. 

به هرروی همه آنچه اشاره شد  حکایت  از بیکاری آینده این گروه دارد  بنابراین مسوولان وسیاستگذاران باید به این امرتوجه کنند .چنان که  اگر ضروری است به تغییر سیاستها پرداخته و یا تعداد دانشجویان این رشته را تعدیل کنند ویا این که محتوای اموزشی این مراکز را مورد ارزیابی و بازبینی قراردهند. چراکه صاحبنظران دانشگاهی که دراین مقوله هشدار می دهند  سیاستگذار وبرنامه ریز کلان نیستند  فقط از سر دلسوزی اشاره می کنند  تا  ده سال دیگر که  این چالشها به روشنی خودنمایی کرد  متهم به غفلت وبی توجهی نشوند و   اثبات کنند که این مساله را  سالهای پیش گوشزد کرده بودند.

پزشک محوری

توسط محبوبه علی پور | سه شنبه پانزدهم دی ۱۳۹۴ |

 

بی تردید  از حاشیه ساز ترین  مسایل در سالهای اخیر ، فراز وفرودهای جایگاه  پرستاران در نظام سلامت  کشور بوده است . گروهی که

براساس گفته مسوولان حوزه سلامت  تعداد   آنان در 850 بیمارستان کشور 140 هزار نفر برآورد می شوند  .همچنین   120 هزار نفر فارغ‌التحصیل دانشکده‌های پرستاری شده‌اند و هم اکنون نیز 50 هزار نفر در حال تحصیل دراین رشته هستند.

*تیغ به دستان صاحبان قدرت وثروت

گرچه پرستاران  بار سنگینی را در تامین سلامت کشور بردوش دارند  اما به اعتقاد  آنان نصیب چندانی  از جایگاه اجتماعی واقتصادی این حوزه  نمی برند.

محمد شریفی مقدم  ، دبیرکل خانه پرستار  با اشاره به روند   تقلیل جایگاه این قشر

می گوید:  از میانه   دهه ۷۰  با طرح بحث خودگردانی بیمارستانها  که بعدها به طرح کارانه معروف شد ، طبقه نوینی شکل گرفت  که ادبیات خاصی را  نیز در زمینه نظام سلامت به همراه داشت  چنان که  این امر  منجر به  ایجاد  رابطه  فرا دوستی وفردوستی افراد و مشاغل  دراین عرصه شد  . چراکه براساس این طرح از صد درصد درآمد بیمارستان‌ها، حدود ۱۰ درصد سهم بیمارستان، ۵ درصد سهم دانشگاه، ۲۰ درصد سهم سایر ین   شامل گروه پیراپزشکی  و دیگران  می شود . به این  تر تیب  حدود ۵۵ تا ۶۰ درصد سهم پزشکان عضو هیات علمی است که اغلب جراحان   بوده وبه طور معمول 6 درصد کادردرمان بیمارستانها را تشکیل می دهند.

وی ادامه می دهد: با این رویه  جراحان توانستند  جایگاههای تاثیر گذارد ر نظام سلامت را  نیز کسب کنند چنان که اغلب مدیران ارشد نظام سلامت و روسای دانشگاهها  وروسای بیمارستانها را این افراد تشکیل می دهند.اینگونه  ازنفوذ بیشتری در سیاست گذاری ها وتصمیم سازی های این حوزه  برخوردارند.

افسانه مومنی  45 ساله وپرستار می گوید: مسایل  اقتصادی بر سایر مشکلات پرستارها سایه افکنده است . چنانکه واقعیتهای این شغل را مردم ومسوولان جدی نمیگیرند. مردم تصور می کنند پرستار تنها مسوول سلامت بیماران است . درحالی که  در حال حاضر حتی امکان این که ویزیت ساده ای کند را ندارد.

شریفی مقدم هم تاکید می کند: دردنیا سعی شده  در حوزه اقتصاد سلامت   خدمات کیفی تر و کم  هزینه  تر عرضه شود ازاین رو  گروههای درمانی  بیشتر جدی گرفته می شوند برای نمونه پرستاران مجاز هستند سیصد قلم دارو تجویز کنند و اعال ساده ای همانند اندوسکوپی را انجام دهند  تا میزان هزینه ها کاهش یافته  وروند درمان تسهیل شود.

*بازهم پشت درهای بسته

 

ادامه مطلب

" میراث فرهنگی " دست مارا گرم تر بفشارد

توسط محبوبه علی پور | یکشنبه سیزدهم دی ۱۳۹۴ |

گلایه های دوستانه تشکلهای غیردولتی

 

بر اساس آمار موجود  در حال حاضر  459 تشکل مردم نهاد در سه بخش صنایع دستی، گردشگری و میراث فرهنگی در کشور فعال هستند که  اغلب آنها تنها در قالب کاغذها و فرمهای اداری ورسمی  حضور داشته  وکار آیی چندانی ندارند .همچنان معدود سمن هایی که  فعالیت دارند چندان ستاره اقبال منوری ندارند که مقبول مسوولان و مدیران باشند .

*نبود گوشهای شنوا

  تشکلهای مردم نهاد  تا چه حد از سوی مسوولان حمایت می شوند؟

بتول صحرا گرد ، رئیس انجمن دوستداران یادمانها در قزوین می گوید:   تشکلهای مردم نهاد  در واقع پل واسطه بین مردم ودولت هستند که می توانند تسهیلگر اجرای برنامه ها باشند اما    از لحاظ  مالی حمایت خاصی وجود ندارد مگر آن که طرح ویژه ای از سوی این تشکلها   به سازمانها ارائه شود تا  حمایتهای مادی ومعنوی  صورت گیرد  البته این حمایتها بیشتر معنوی است  تا حدی که  برای اجرای برنامه مناسبتی سالن در اختیار ما گذارند.

وی تاکید می کند:  مهمترین مساله   در حوزه فعالیت این تشکلها این است که  گوش شنوایی برای حرفها برنامه های  آنها وجود ندارد. چنان که  در حوزه   میراث

فر هنگی  مواردی  بوده  که  نهادهای ذیربط توجهی نکرده اند واین  مساله باعث دلسردی انجمنها می شود زیرا ماهیت فعالیت آنها غیردولتی وداوطلبانه است. درواقع از سردلسوزی  وعلاقه مندی به  این حو زه ها ورود پیدا کرده اند.   درحالی که

این جنبه حساس است بوده وبی اعتنایی به آن گاه باعث از هم گسیختگی فعالیت اعضای این تشکلها  می شود ، زیرا هرقدر تلاش می کنند به در بسته می رسند وثمری حاصل نمی شود.   البته دردولت فعلی نیم نگاهی حتی صوری وتشریفاتی به فعالیت سمن ها می شود که بازهم جای  تامل  وخشنودی دارد. به هرحال صحبت کردن از جایگاه  تشکلهای مردم نهاد نیز بی تاثیر در وضعیت آنها نیست.  در حالی که  براساس اساسنامه سازمان میراث فرهنگی این  سازمان موظف است  بانی شکل گیری وحمایت  ازاین گروهها باشد ودرراستای انجام فعالیتهای خود ازتوان سمن ها برخوردار شود ولی وقتی نقد وانتقادی به  خود آنها وارد می شود جبهه گیری می کنند. ناگفته نماند درحال حاضر این حمایتها بیشتر  از سوی ستاد مرکزی میراث فرهنگی درتهران دیده می شود    ادارت دراستانها وشهرستانها  کمتر به این مساله اهمیت  می دهند.

*راههای اثرگذاری بیشتر

 

ادامه مطلب

نابه سامانی درآموزشهای جنسی آسیب زاست

توسط محبوبه علی پور | شنبه دوازدهم دی ۱۳۹۴ |

 

 

دکتر محسن دوستکام  - سکس تراپیست : آموزش های جنسی پیش از ازدواج اگرچه امری ضروری و اجتناب ناپذیر می باشد اما به همان نسبت باید ضوابط علمی و اخلاقی خاصی را مد نظر قرار دهند. عواملی مانند محتوا، سن و جنس مخاطب، میزان آموزش و مهارت مربی و مجرد و متاهل بودن مخاطب، همگی از جمله مسایلی است که باید در این چهارچوب لحاظ شود اما متاسفانه با ورود نرم افزار ها و ب برخی سایت ها که دغدغه اصلیشان مسایل مالی و نه مشکلات جوانان است این آموزش ها از چهارچوب اصلی خود خارج و به نوعی منبع کنجکاوی و حساسیت نابه جای مخاطب بدل شده وابزاری برای  نه افزایش فهم و اطلاعات آنها . اما مساله خطرناک تر آن که  ادعاها و محتوای غیر علمی و نامتناسب با فرهنگ جامعه ما می باشد که در اینگونه محتواهای آموزشی غافل مانده است.

چنان که امروز شاهد آن هستیم که از ورود هر نوجوان زیر 18 سال به قهوه خانه های سنتی جلوگیری می شود و به نوجوان زیر 18 سال سیگار فروخته نمی شود و ... که همگی حرکات خوب و مناسبی است. پس چطور می توان اجازه داد که حتی یک کودک 7 ساله توانایی دانلود بسته آموزشی جنسی را در عرض چند دقیقه از اینترنت منزل داشته باشد؟ مسلم است که نحوه ارایه اطلاعات و آگاهی های جنسی اکنون در ایران متناسب نیست و احتیاج به تشکیل کارگروه و تصویب ضوابط خاصی دارد. این مسایل اخیرا حتی در جوامع غربی نیز رعایت می شود  و شیوه اصولی این است که ارایه این بسته های آموزشی برای هر مخاطبی و در هر سایت تجاری میسر نباشد. بنابراین

در نظر داشتن سن و نیازهای مخاطب  درارائه این خدمات از همه مهمتر است.  چراکه به طور معمول و از نظر روانشناختی آموزش های جنسی برای سنین خاص طبقه بندی شده اند. به عنوان نمونه آموزش های جنسی برای کودکان پیش دبستانی نیز ضروری است و انجام می پذیرد اما محتوای آن تنها بر آموزش مهارت نه گفتن به افراد غریبه، آگاهی یافتن از اینکه دیگران به غیر از پدر و مادر حق دست زدن به قسمت های خصوصی بدن وی را ندارند و ... می باشد.چند سال بعد و در آستانه بلوغ، با توجه به جنسیت مخاطب آموزش های مرتبط با شناخت کارکرد دستگاه تناسلی و ... و به همین ترتیب این آموزشها ارتقا می یابد .اما در نظر بگیرید وبسایتی که در یک بسته آموزشی همه اینگونه موارد را یکجا ارایه می کند و سن و جنس مخاطب را در نظر ندارد چقدر سریع و زودتر از موعد، اطلاعاتی را که فرد باید در فواصل چند ساله فرا بگیرد به وی منتقل می کند که به نوبه خود آسیب های فراوانی به دنبال دارد.

 

 

ضرورت توجه به غربالگری سرطان

توسط محبوبه علی پور | شنبه دوازدهم دی ۱۳۹۴ |

 

سالهاست که سرطان معده ومری شایع ترین سرطان دستگاه گوارش در کشورما بود وهست  اما امروزه سرطان روده نیز با فزونی چشمگیر درجامعه  در عرض این امراض خودنمایی کرده و به نابودی مردم ما کمر بسته است.  به همین دلیل در مرکز مهر رضوی در میزگرد سرطان روده از پیشگیری تا درمان با حضوردکتر حمید اسد زاده عقدایی فوق تخصص گوارش وکبد   ، دکتر مجید غیور مبرهن متخصص تغذیه،دکتر حسین رحیمی فوق تخصص خون وسرطان ، دکتر رضا روشن روان فلوشیب جراحی کلورکتال و  دکتر کامران غفارزادگان متخصص پاتولوژی   برگزار شد تا به طور مبسوط به  زوایای پیدا وپنهان این بیماری نگاه شود:

*بررسی گروههای پرخطر

ابتلا به سرطانی همانند سرطان روده بزرگ   با روندی مشخص طی می شود که  امروزه درکشورما قابل پیشگیری است .

 

دکتر حمید اسد زاده عقدایی  درهمین باره می گوید: سرطان روده بزرگ از مواردی است  که به سهولت روند بیماری قابل ارزیابی است.چنان که طی این مراحل از ایجاد پولیپ تا سرطان یک تا 5  سال درافراد مختلف   متفاوت است  که  این  دوره طلایی ما به شمار می آید. اینگونه  از وقتی پولیپ ایجاد می شود  می توان با تشخیص وجراحی   آن  پرداخت  وپیگیری های منظم را انجام  داد . البته افرادی در معرض خطر ابتلا هستند  همانند افراد بالای 50 سال که باید  با مراجعه به پزشک وضعیت خود را بررسی کنند .

دکتر اسد زاده در پاسخ به این که چه کسانی نیازمند غربالگری سرطان روده هستند، پاسخ می دهد:  افرادی که    بیماری خاصی دراین زمینه ندارند اما یک موردابتلا به  سرطان روده  بزرگ  درخانواده خود دارند   که سن  ابتلای وی زیر 50 سالگی بوده باید دیگر خویشاوندان از زیر  سن 50 سالگی برای تشخیص مراجعه کنند.  خانواده هایی که  دو فرد ویا   بیشتر مبتلا  به این بیماری   ویا سرطانهای وابسته ای  همانند سرطان  رحم وتخمدان  دارند   ؛   برای بررسی های پیشگیرانه باید از زیر سن 20 سالگی مراجعه کنند. غربالگری دراین عارضه اهمیت بسیاری دارد چراکه   برای درمان سرطان  در هرفرد به طورمیانگین 100 میلیون تومان  هزینه به خانواده وجامعه تحمیل می شود که با   غربالگری  می توان این  هزینه را به یک میلیون تومان رساند.

 

ادامه مطلب

این سنگهای بزرگ علامت نزدن است !!!

توسط محبوبه علی پور | سه شنبه هشتم دی ۱۳۹۴ |

 

 

 آتش  تقلای ورود به صحن   مجلس شورای اسلامی  و تکیه زدن بر صندلی های زمردین آن  حال اندک اندک از سوی احزاب و گروهها شعله ور تر می شود چنان که حال    زنان  نیز به سهم خواهی بیشتر از این عرصه تاکیددارند وگویا دورخیز کردند تا بیش از ادوار گذشته  نصیبی افزونتر ازاین کرسی  نشینی ها ببرند. برخی نیز صحبت از  سهم سی درصدی وپنجاه درصدی می کنند. چراکه بنابر

 آ خرین آمار‌ها   به طور میانگین حد‌‌ود‌‌ ۲۳ د‌‌رصد‌‌ اعضای مجالس کل د‌‌نیا را زنان تشکیل د‌‌اد‌‌ه‌اند‌‌. یعنی امروز سهم زنان از ۱۹۰ پارلمان د‌‌ر جهان ۲۳ د‌‌رصد‌‌ است. همچنین د‌‌ر مقایسه با ۱۹۰ کشور جهان ایران با مشارکت سه د‌‌رصد‌‌ی و رتبه ۱۳۷، جزو آخرین کشورهای این جد‌‌ول است.  این درحالیست که بنابر آمارموجود  طی  نه دوره گذشته مجلس شورای اسلامی در مجموع زنان صاحب 78 کرسی مجلس بوده اند  که   28 نماینده از 78 نماینده  نیز، طی 9 دوره گذشته به صورت تکراری در مجلس حضور داشته‌اند.  به این ترتیب به واقع نقش موثری به لحاظ فیزیکی در خانه ملت نداشته اند. البته  شواهد موجود از وضعیت وجایگاه زنان در جامعه نیز حکایت از آن دارد که همین  افراد نقش چندان موثری نیز در  بهبود وارتقا جایگاه  همجنسان خود به لحاظ کیفی ایفا نکردند.   برای نمونه  بر اساس آمارهای رسمی، نرخ بیکاری زنان از 16.8 درصد در سال 1388 به 19.8 درصد در سال 1392 رسیده است که افزایش 3 درصدی شاخص نرخ بیکاری زنان در پنج سال گذشته را نشان می‌دهد . همچنین  با وجود آن که سالهاست   زنان حضور  انکار ناپذیر خودرا در کشور به اثبات رسانده اند اما  ردپای برجسته ای از آنها در کسوت مدیریت جامعه نمی بینیم چنان که بنابر آمار داده شده     زنان 5 درصد مدیران رسانه ای را تشکیل مید هند. جالب اینجاست که با وجود ورود 67 درصدی زنان به دانشگاهها آمار چندان چشمگیری از حضور آنها به عنوان مدیران ارشد دانشگاهی نمی بینیم.   البته زنان به عنوان مدیران ارشد در دیگر  حوزه های فرهنگی ، قضایی ،  اقتصادی  ومدیریت شهری نیز نقش قابل توجهی ندارند ودرو اقع اغلب  به عنوان نیروهایی    تاسطوح مدیریتی میانه    فرصت  عرض اندام  می یابند. پس جادارد فعالان سیاسی  پیش از آن که به تکیه زدن زنان بر صندلی های سبز عرصه قانونگذاری بیندیشیم بسترهای موثر تر را برای حضور واقعی زنان در جامعه  فراهم کنند تا از سوی جامعه  نسوان    به استفاده ابزاری   در بزنگاههای سیاسی کشور از خود ؛متهم  نشوند.    

سیاسی‌کاری «میراث فرهنگی» را زمینگیر کرد

توسط محبوبه علی پور | یکشنبه ششم دی ۱۳۹۴ |

 

 

 

برخی صاحب‌نظران با نگاهی به مصوبات مجلس شورای اسلامی در ادوار مختلف و عملکرد دولت‌ها بر این باورند که میراث فرهنگی چندان جایگاهی در سیاستگذاری‌های کلان کشور نداشته و بیشتر فرزندی ناتنی و مطرود به حساب می‌آید که به اجبار باید جایی بر سر خوان هزار متولی جامعه برایش در نظر گرفت.

 

 تلاش‌های بی‌ثمر در حوزه میراث

دکتر حسن کریمیان، باستان‌شناس در این باره به خبرنگار ما می‌گوید: تردیدی نیست که دولتمردان برای حفاظت از مواریث فرهنگی کشورمان تلاش فراوانی به انجام می‌رسانند. اختصاص بودجه‌های کلان به سازمان میراث فرهنگی و تشکیل یگان‌های ویژه حفاظت از آثار باستانی نیز نشان از این واقعیت دارد. با این همه، این پرسش که آیا تلاش‌های متصدیان میراث فرهنگی کشور مدیریت شده و اصولی بوده، قابل طرح یافته و مقوله‌ای است که پاسخ بدان چندان آسان نیست.

به هر روی، بنا بر شواهد موجود، در دهه گذشته و بویژه دو دولت قبل، نمی‌توان نمره مطلوبی به مدیریت میراث فرهنگی کشور در زمینه حفاظت از مواریث فرهنگی داد. بخش زیادی از این کاستی‌ها و دست نیافتن به موفقیت‌ها به انتصاب‌های غیرتخصصی در آن سازمان مربوط می‌شود. برای نمونه، در یک دهه گذشته افرادی بر مسند ریاست سازمان میراث فرهنگی تکیه زدند که به طور کلی رشته تخصصی آن‌ها مرتبط با میراث فرهنگی و یا حفاظت از آثار نبوده است. شاید این بدان سبب است که سطح سازمان میراث فرهنگی را به معاونت ریاست جمهوری ارتقا دادند و این پست علمی را سیاسی ساخته‌اند.

 

 استخدام‌های غیراصولی در میراث فرهنگی

این استاد دانشگاه ادامه می‌دهد: چنانکه مطلع هستید، در عرصه میراث فرهنگی دو فعالیت اصلی صورت می‌گیرد؛ نخست پژوهش‌های باستان‌شناسی به منظور شناسایی و معرفی آثار و دوم حفاظت از آثار فرهنگی است. با نگاهی به اساسنامه سازمان میراث فرهنگی معلوم می‌شود که بیشترین وظایف آن سازمان به پژوهش و معرفی آثار اختصاص دارد و بخشی نیز بر مرمت و حفاظت آثار و اشیا تمرکز یافته و این بدان معناست که افراد متخصص آن سازمان نیز باید به همین نسبت جذب شوند. تنها با یک نگاه به مدارک مستخدمان فعلی آن سازمان معلوم می‌شود که در سال‌های گذشته تعداد قابل توجهی از دانش‌آموختگان غیرمرتبط با وظایف ذاتی آن سازمان؛ به آنجا انتقال یافته و یا به نحوی جذب شده‌اند که حاصل این‌گونه مدیریت ناقص، قابل پیش‌بینی است. البته، در دو سال اخیر با اجرای برخی برنامه‌های مبتنی بر تخصص گرایی، بارقه‌هایی از امید ایجاد شده است که می‌توان چشم انداز روشنی را برای بخش‌های کار‌شناسی آن سازمان تصور کرد.

دکتر شروین وکیلی، ایران‌شناس نیز در گفت‌وگو با خبرنگار ما می‌گوید: بنابر شواهد موجود، معتقدم برنامه و سیاستی برای صیانت از مواریث فرهنگی در کشور ما وجود ندارد. همچنین در چارچوب نظری حتی این تلاش و برنامه دیده نمی‌شود، چنان که به روشنی مشخص نیست منظور از میراث فرهنگی چیست؟ شامل چه ادواری می‌شود؟ مرز پرداختن و توجه به آن چگونه است؟ در واقع در عمل و قالب نظری التفاتی به میراث فرهنگی مشهود نیست.

 تذکر کارشناسان را جدی نگرفتند

برای بهبود وضعیت میراث فرهنگی باید چه کرد؟

 

ادامه مطلب
مشخصات وب
چند خط در میان زندگی .... ازروزگار کاغذی یک زن
آرشیو وب
  • بهمن ۱۴۰۱
  • مرداد ۱۳۹۷
  • آبان ۱۳۹۶
  • شهریور ۱۳۹۶
  • مرداد ۱۳۹۶
  • تیر ۱۳۹۶
  • دی ۱۳۹۵
  • مهر ۱۳۹۵
  • مرداد ۱۳۹۵
  • تیر ۱۳۹۵
  • خرداد ۱۳۹۵
  • اردیبهشت ۱۳۹۵
  • فروردین ۱۳۹۵
  • اسفند ۱۳۹۴
  • بهمن ۱۳۹۴
  • دی ۱۳۹۴
  • آذر ۱۳۹۴
  • آبان ۱۳۹۴
  • مهر ۱۳۹۴
  • شهریور ۱۳۹۴
  • مرداد ۱۳۹۴
  • تیر ۱۳۹۴
  • بهمن ۱۳۹۲
  • دی ۱۳۹۲
  • آذر ۱۳۹۲
  • آبان ۱۳۹۲
  • مهر ۱۳۹۲
  • شهریور ۱۳۹۲
  • مرداد ۱۳۹۲
  • تیر ۱۳۹۲
  • خرداد ۱۳۹۲
  • اردیبهشت ۱۳۹۲
  • فروردین ۱۳۹۲
  • اسفند ۱۳۹۱
  • بهمن ۱۳۹۱
  • دی ۱۳۹۱
  • آرشيو

B L O G F A . C O M

تمامی حقوق برای چند خط میان زندگی محفوظ است .