دکترامید رجبی ، دکترای فناوری دارویی و دانشیار گروه کنترل دارو دانشگاه فردوسی : درحال حاضر بیکاری دانش آموخته گان داروسازی مشهود نیست اما با ادامه همین رویه صدای پای موج بیکاری این گروه را نیز خواهیم شنید. زیرا این روزها شاهد بیکاری پنهان دربین داروسازان هستیم. چرا که این گروه که سالها دردانشگاه تحصیل کرده اند وقرار است وارد عرصه تولید دارو شوند به دلایل متعدد پس از تحصیل اغلب وارد چرخه توزیع دارو می شوندو از علم آنها بهره لازم را نمی برند وحتی تعریف روشنی از کارکرد آنها وجود ندارد .چنان که گاه برای مردم بود ونبود آنها برای تحویل دارو اهمیتی ندارد و مردم تفاوتی بین دکترداروساز ونسخه پیچ را حس نمی کنند. درواقع مثل پزشک وجراح نیست که با نبودنش مطب واتاق عمل تعطیل شود. این درحالیست که شاهدیم مردم برای انجام یک معاینه ساده وحتی ترزیق آمپول بی هوشی دردندانپزشکی ترجیح می دهند این رفتارها توسط پزشک متخصص انجام شود.ازدیگر علل بیکاری پنهان داروسازان ضعف در محتوای آموزشی دروس دانشگاهی است چنان که دراین واحدهای درسی توجه ای به عرصه تولید وصنعت نشده ویا اگر به باورخود این آموزشها وجوددارد در عمل این داشته های علمی کارآیی ندارد.درحالی که صنعت اقبال وافری به جذب متخصصان دانشگاهی دارد منوط به این که این گروه بتواند نیازهای آن را مرتفع سازد.
اینگونه در شرایط امروز هنر داروسازان تنها داروخانه داری و فروش داروست وقوانین نیز بسترهایی نوینی برای شغل او تعریف نکرده است . به گونه ای که قادر باشد علم ومهارت خود را بروز دهد و مطابق آن جایگاه مهارتی وتجاری داشته باشد. به این ترتیب داروخانه ای از لحاظ اقتصادی موفق است که در فضای مطلوبی باشد وبیشترین مراجعه کننده را داشته باشد. اینگونه فارغ التحصیلان جوان به دنبال استفاده از دانش خود نیستند بلکه تلاش می کنند داروخانه خود را در فضای پرتردد ایجاد کنند تا مشتری بیشتری داشته باشد .درواقع دغدغه اش همان نگرانی های یک بازاری است نه یک عالم که سالها تحصیلات تخصصی داشته است.
نکته دیگر این که وقتی پزشکی نسخه ای می نویسد به طور حتم نمی توان به آن عمل کرد زیرا ممکن است بیمار مسایلی را به وی نگفته و مسایلی که می تواند در صد خطارا افزایش دهد. ازاین رو درداروخانه ها متخصص داروسازی وجوددارد. برای نمونه چنانچه مادری باردارا است برای درمان یبوست ویا رادیولوژی نباید روغن کرچک مصرف کند زیرا منجر به سقط جنین می شود اما به دلیل" پزشک سالاری " اگر این خطاها گوشزد شود پزشک واکنش نشان داده وآن را مداخله در تخصص خود می داند.
به هرروی آثاراین چالشها هنوز مشهود وچشمگیر نیست چراکه عمر توسعه آموزش تخصصی داروسازی چندان نیست به طوری که بیست سال پیش حدود 5 دانشکده داروسازی درکشورفعال بود که درحال حاضر 25 دانشکده شده اند ودرواقع ما تعداد آنها را 5 برابر کرده ایم. همچنین برخی دانشگاهها نیز درانتظار دریافت مجوز برای تاسیس دانشکده داروسازی هستند . به این ترتیب ما در این وضعیت درنقطه عطفی قرارگرفتیم که می توانیم تعداد داروسازان خود را رشد دهیم والبته از توان آنها بهره مند شویم . این درحالیست که با بیکاری پنهان دراین گروه مواجه هستیم. چنان که درحال حاضر شاهد افزایش ظرفیت داروخانه ها هستیم زمانی درازای هر9 تا ده هزار نفر یک داروخانه بود که امروزه این رقم به هر 4500 نفر یک داروخانه رسیده است.
به هرروی همه آنچه اشاره شد حکایت از بیکاری آینده این گروه دارد بنابراین مسوولان وسیاستگذاران باید به این امرتوجه کنند .چنان که اگر ضروری است به تغییر سیاستها پرداخته و یا تعداد دانشجویان این رشته را تعدیل کنند ویا این که محتوای اموزشی این مراکز را مورد ارزیابی و بازبینی قراردهند. چراکه صاحبنظران دانشگاهی که دراین مقوله هشدار می دهند سیاستگذار وبرنامه ریز کلان نیستند فقط از سر دلسوزی اشاره می کنند تا ده سال دیگر که این چالشها به روشنی خودنمایی کرد متهم به غفلت وبی توجهی نشوند و اثبات کنند که این مساله را سالهای پیش گوشزد کرده بودند.