مردم ومعلمان از مطالبات خود از وزير آموزش وپرورش دولت يازدهم مي گويند:
اين روزها كه بازار گمانه زني ها براي انتخاب وزرا گرم است ، حرف وبحث مردم وكارشناسان نيز ازحول اين موضوعات كم نيست .درواقع افرد مختلف با انتقاد از برخي مسايل روز ، به طرح توقعات خود از دولت يازدهم مي پردازند. از حوزه هايي كه حرف ونظر درباره اش كم نيست ، وزارت پردامنه " آموزش وپرورش وپرورش " است.
· تاكيد بر جايگاه واقعي معلمان
شكوريان معلمي كه بيش از 20 سال سابقه دارد ، درباره مطالبات خود از وزارت آموزش وپرورش آينده مي گويد: انتظار دارم مزايا وخدماتي كه قراراست به معلمان اختصاص پيدا كند پيش از پرداخت در بوق وكرنا نكنند. براي نمونه مساله افزايش حقوق فرهنگيان از اواخر مرداد سال جاري براها دررسانه ها ونقل قول مسوولان مطرح شد اما با تاخير چند روزه در پرداخت حقوق تير ماه ، بازهم به معلمان پرداخت نشد.
وي مي افزايد : سبد كالاي رمضان فرهنگيان در سال گذشته با تاخير عيد امسال دراختيار فرهنگيان قرار گرفت وسبد امسال نيز هنوز معلوم نيست كي به دست معلمها برسد؟ اين درحاليست كه تاكنون ازاين سبد گوشت ومرغش خط خورده است و ديگركالاها نيز كيفيتي نخواهدداشت. حال آن كه ساير كارمندان دولت سال گذشته به موقع 150 هزارتومان بن نقدي رمضان دريافت كردند وهيچ هياهو و اطلاع رساني نيز نداشتند.
شكوريان باانتقاداز شانتاژ وزارت آموزش وپرورش نسبت به خدمات وحقوق كارمندان ادامه مي دهد: بارها مساله افزايش حقوق و مزاياي فرهنگيان در جامعه منعكس مي شود درحالي كه اين قشر نسبت به ديگر اقشار حقوق كمتري دريافت مي كنند .براي مثال حقوق يك كارمند وزارت نفت 4 ميليون تومان مي باشد درحالي كه يك فرهنگي با تحصيلات وسابقه بيشتراز وي ، به دوميليون هم نمي رسد. مگر نفت فقط مربوط به وزارت نفت وكاركنانش است؟ مگر نه اين كه اين متخصصها از همين كلاسها ومدرسها به اين شغل رسيدند؟ حقوق سي سال يك معلم در كشور ما به اندازه درآمد يك فوتباليست در يك فصل نيست ، درحالي كه فوتباليست در يك فصل 18 بازي كرده وحدود 36 ساعت مي دود .وضعيت حقوقي معلمان در شرايطي چنين اسفناك است كه در كشورهايي اروپاي شمالي وژاپن بيشتر حقوق ومزايا به معلمان اختصاص دارد. همچنين وزارت آموزش وپرورش باافتخاراز خدمات بيمه طلايي فرهنگيان ياد ميكند درحالي كه بنابرمستندات سقف پرداختي وپوشش درماني ان هرسال كاهش داشته است . بنابراين تنها خواسته من از وزير آينده اين است كه اعتبار واقعي معلم وجايگاه وي رادر جامعه تقويت كند وبه تكريم مطلوب او بپردازد نه آن كه با وعده ها وحرفها مايه ريشخند وي درجامعه وبين مردم باشد. درواقع مسوولان وتصورنكند با شعار ووعده مي توان شان و جايگاه معلم را حفظ كرد.
· افزايش همدلي دركاركنان
فاطمه يزداني بااشاره به وضعيت آموزش وپرورش مي گويد: متاسفانه نظام اموزشي ما وابسته به فرد وشخص است ازاين رو تا زماني كه آن فرد در مصدرامور باشد وفعاليت كند ، طرحها وبرنامه هاي وي نيز دوام دارد اما همين كه شخص به هردليل نباشد ، آن طرحها با وجود هزينه وبرنامه ها لغو مي شود. همچنين به دليل اين كه آموزش وپرورش نهادي فرهنگي است بايد به طور فراحزبي وفراجناحي به آن نگاه شود و دراين ساختار افراد براساس شايسته سالاري انتخاب شوند وتا زماني كه فعاليت موثردارند به كار خود ادامه دهند.
وي مي افزايد : درشرايط امروز جهان ، تغييردر آموزش وپرورش درتمام دنيا ضروري است امادركشورما گاه اين تغييرات شتابزده وبي برنامه صورت مي گيرد. درحالي كه با انجام تحولات زيربنايي ، برنامه سازي شده وبومي سازي شده مي توان دستاوردهاي روشني در نظام آموزشي داشت.
اين معلم ابتدايي تاكيد ميكند : گاه باوجود برنامه ريزيهاي مطلوب به دليل آنكه در اعضاي نظام آموزشي همدلي لازم را براي اجرا نمي بينيم .اين طرحهاي قابل تامل وسودمند نه تنها ثمرات مطلوبي ندارد كه گاه خود به آفتي براي وزارت آموزش وپرورش تبديل مي شوند. ازاين رو ، متوليان امر سعي كنند با راهكارهاي فرهنگي ، حمايتي وتشويقي زمينه هاي اين همدلي رادر بين كاركنان وزارتخانه خود ، فراهم كنند تا تلاشهاي انجام شده دراين زمينه هرز نرود.
· نظام معيوب آموزش وپرورش
علويان كارشناس رياضي نيز اظهار ميكند: با توجه به اين كه من در آموزش وپرورش فعاليت دارم و مادر دانش آموز هستم اعتقاد دارم ، نظام آموزشي ما با تمام گستردگي فعاليت خود ضمن آن كه مورد غفلت قرار گرفته ، بسيار معيوب و آسيب زاست. زيرا نتوانسته كاركرد خودش را به درستي ايفا كند ازاين رو درگيراجراي طرحها وبرنامه هاي بي اثر وخنثي شده است. به نظرم دراين نظام ، نه معلم از شرايط خود رضايت دارد ، نه اوليا كيفيت اموزشي وپرورشي را مناسب مي دانند . درواقع همه متوجه مشكل هستند اما نمي دانند راهكار چيست؟
وي ادامه مي دهد: من اميدوار نيستم كه دولت يا وزير آينده بتواند همه اين مشكلات پنهان وآشكاررا حل كند . چراكه اين مسايل فقط در يك دوره رخ نداده كه به سهولت حل شود. بنابراين انتظاردارم مسولان آينده در برنامه ريزي واجراي طرحهاي خود با كارشناسان بيشتر مشورت كنند. از شتابزدگي دراجراي برنامه ها پرهيز كنند وبيشتر بر آثار ماندگار آنها تاكيدداشته باشند. فضا را بيشتر براي متخصصان فراهم كنند واز رانت خواري وروابط دوستانه پرهيز كنند. مشكلات معيشتي معلمان را ناديده نگيرد و درواقع به طور عميق باوركنند دانش اموزاني كه امروزه پشت نيمكتها مي نشينند فرزندان آنها هستند وقرار است در آينده عنصرمهمي براي جامعه باشد.
· كيفيت نازل آموزش
مژده رمضاني مادريك دانش آ موز ابتدايي نيز مي گويد: فرزند من در مدرسه دولتي معتبري تحصيل مي كند گرچه به لحاظ وسعت وفضا بهتراز مدارس غيرانتفاعي است .رابطه معلمها واوليا نيز قابل قبول است اما كيفيت آموزش آن بسيار پايين وسطحي است .به طوري كه چند كلمه محدود را 4-5 بارديكته ميكنند. درحالي كه والدين تاكيد دارند سطح آموزش را براي دانش آموزان بالاتر ببرند ، دايره آموزش آنها را به لحاظ لغت يا ديگر مباحث افزايش دهند. حتي اگر برايشان مقدور نيست كه اين فعاليت را مدرسه داشته باشد ، منابع وكتابهايي به والدين معرفي كنند تا در خانه كار شود. اما معلمان ومسوولان تاكيد ميكنند كه اين اموخته ها كافي است . درحالي كه برخي مدارس از منابع بيشتري استفاده ميكنند.
وي ادامه مي دهد: فرزند من دانش آموز خوب و آرامي است. معلم ومسوولان هم ازاورضايت دارند. اما من تاكيد ميكنم براي تقويت روابط اجتماعي درفرزندم ، اورادر مباحث كلاسي وپرورشي بيشتر مشاركت دهند. ولي معلمش با اظهار رضايت از آرامي وسكوت او معتقد است : اين شاگردبسيار خوبي است وبه موقع حضور فعال دارد. به نظرم درواقع چون دانش آموزان آرام زحمت كمتري براي معلمها دارند ، آنها تلاشي براي مشاركت آنها ندارند.بنابراين معتقدم نظام آموزشي ما بايد به جوانب بيشتري توجه كند.
· رنج تحصيل فرزندان
فريد صالحي كارمند نيز مي گويد: من دو فرزند محصل دارم كه درمدرسه غيرانتفاعي تحصيل مي كنند . وقتي صحبت از مدارس غير دولتي مي شود والدين انتظاردارند چون هزينه بيشتري مي پردازند پس بايد خدمات خاصي دريافت كنند . درحالي كه تمام شعب مدارس حتي تحت يك عنوان شرايط يكساني ندارند. اين ناهماهنگي وسرگرداني در برنامه هاي كلان آموزش وپرورش نيز ديده مي شود براي مثال يك سال بر آموزش شنا درمدارس تاكيد مي شود كه با گذشت زمان و مشكلات رخ داده ، اين برنامه لغو شد. توزيع شير نيزهمين سرنوشت رادارد. درواقع طي اين سالها آموزش وپرورش ما دچار تب نوبه شده ، هرچند مدت تب مساله اي اورادرگير ميكند . خانواده ها نميدانند چه كنند . ازدغدغه والدين اين نيست كه فرزندشان درس بخواند ، بلكه نگراني آنها اين است كه قراراست چگونه درس بخوانند وآيا اين نحوه تحصيل براي موفقيت آنها كافي است؟