توسط محبوبه علی پور
| شنبه بیست و ششم مرداد ۱۳۹۲ |
چند روز است كه به خيلي ها فكر ميكنم .به جمال الدين به جهانگير.... اولين مردهايي با آنها آشنا شدم . جمال الدين كودك سان بود و نجيب وجهانگير هميشه كامله مردي موقر و با تدبير.
جمال الدين بعد از دانشگاه جذب نهادي پولساز شد و مدير ومعاوني چيزي شد. جهانگير شد عضو هيات علمي . آدمهاي ديگري هم بودند كه چندان به دل نمي نشستند و حال شده اند استاد!
من اگر كاره اي بودم ونفوذي داشتم جهانگير را مي كردم رئيس دانشگاهي وشايد وزير علوم....ولي خوب مي دانم اين خيال واقعي نمي شود تا زماني كه آن آدمهاي نچسب هستند...