دوستم مي گويد: تمام تابستان پسرم اصرار داشت بره دنبال كاروكاسبي ! به نظرت يك پسر 14-15 ساله رو ميشه سركار وحرفه اي گذاشت! چند روز پيش هم دوست ديگرم تعريف مي كرد : پسر خواهرم دوم دبيرستانه ميگه چرا برم دانشگاه ، همه كه بيكارن!! گويا اين روزها معضل بيكاري ، دغدغه نوجوانان هم شده است كه سعي مي كنند هر چه زودتر به بازار كار وارد شوند و سهمي ببرند. به راستي نوجوانان را مي توان به سوي بازار كار وحرفه آ موزي هدايت كرد؟
· حضور جدي آموزش وپرورش
پروفسور حسين باهر فوق دكتراي فلسفه مديريت رفتار دراين زمينه مي گويد: در گذشته ها ، فرزندان از سنين كودكي به حرفه آ موزي مي پرداختند وبه عنوان شاگرد در مغازه ها مشغول
مي شدند. درروزگار ما ، اين موضوع با توجه به وضعيت خانواده و محيط اجتماعي، سكونت در شهر يا روستا متفاوت خواهد بود .اما به طوركلي حرفه آموزي واشتغال در زمان فراغت ميسر است ، به طوري كه در ساير كشورها دانش آموزان سن بالا و دانشجويان براي تامين هزينه تحصيل خود كار مي كنند. در كشور ما نيز مي توان با برنامه ريزي ونظارت مراكز آموزشي ومدارس ؛ زمينه حرفه آموزي واشتغال دانش آموزان ودانشجويان را فراهم كرد.
اين استاد دانشگاه مي افزايد: مدارس مي توانند با هماهنگي وتوافق با مراكز صنعتي و حرفه اي نوجوانان علاقه مند را به اين مراكز معرفي كرده و مهارت وتخصصي را به آنها بياموزند وحتي در قبال فعاليت آنها دستمزد دهند . همچنين براي آن كه روند حرفه آموزي تا اشتغال مستمر وموثر ادامه داشته باشد ، اين آموزشها به رشته تحصيلي و سليقه محصلان نزديك باشد.
این محقق و پژوهشگر حوزه رفتار شناسی تاكيد مي كند: بسياري از خانواده ها به خصوص مادران اصرار دارند فرزندان در تعطيلات تابستان كلاسهاي جبراني وآموزشي بروند . درحاليكه به اعتقاد من گذران اوقات فراغت بايد به گونه اي باشد كه تا خستگي زمان تحصيل را رفع كند وفرصتي باشد براي انجام فعاليت دلخواه دانش آ موزان كه درطي سال تحصيلي امكان انجامش وجود ندارد. به اعتقاد من، علم مثل غذاست بايد به اندازه وبه موقع صرف شود. همچنين نبايد علم ودانش را تنها در قالب كتاب ودرس به فرزندان ارائه كرد زيرا ساير آموخته هاي عملي و تجربي نيز در زندگي نياز است.
دكتر حسين فكوري استاد دانشگاه نيز اظهار ميكند: درگذشته خانواده ها مي توانستند فرزندان نوجوان خود را براي كسب مهارت وحرفه آموزي به بازار ومراكز تجاري بفرستند وبر شرايط كار آنان نيز نظارت داشته باشند. اما درحال حاضر به دليل تغييرات اجتماعي همانند گسترگي فضاهاي شهري ، دوري مسافت ، رواج فناوريهاي پيشرفته همانند ماهواره و تلفن همراه اجراي چنين برنامه هايي نياز به برنامه ريزي ونظارت ويژه است.بنابراين معتقدم دراين زمينه آموزش وپرورش
مي تواند نقش جدي تري داشته باشد ومراكز حرفه آ موزي را با نظارت وكنترل كافي خود به خانواده ها معرفي كند .همچنين دراين مراكز از مربيان حرفه اي بهره ببرند . اين شيوه آموزش مهارتهاي حرفه اي در روزگارما ، مقرون به صرفه بوده ومي تواند آسيبها را كنترل كند.
· مشاغل ناشناخته
بر اساس آمارها 14.5میلیون نوجوان و جوان در کشور وجود دارند كه با برنامه ريزي مي توان درآينده آنها را تبديل به جمعيتي كارآمد كرد واز بحران اشتغال كاست . اما موانع موجود برسراين هدف چيست ؟
فكوري دكتراي روانشناسي تربيتي دراين باره مي گويد: از مسايل قابل تامل دراين زمينه ناآگاهي وعدم شناخت همه جانبه دانش آموزان نسبت به مشاغل است . ما هفته مشاغل را در مدارس داريم اما به طور واقعي محصلان با مشاغل آشنا نيستند . زيرا برنامه هاي اين هفته جنبه صوري داشته وافراد فقط درباره مشاغل حرف مي زنند . براي نمونه ، اغلب پسرها علاقه مند به حرفه " پليس " هستند اما نمي دانند وظايف ومسووليت پليس در حوزه هاي مختلف چيست؟ ازاين رو حتي افراد بزرگسال و تحصيلكرده را در جامعه مي بينيم كه به هنگام بروز مشكلات حقوقي وانتظامي
نمي دانند چگونه از خدمات نيروي انتظامي بهره مند شوند. هنوز دانش آموزان نمي دانند فرق فارغ التحصيل معماري با مهندس ساختمان چيست؟ به اعتقاد من همين نبود آگاهي باعث شده است
انگيزه اي براي گرايش به مشاغل ورشته هاي تحصيلي متعدد ديده نشود.
اين استاددانشگاه ادامه مي دهد: چندي پيش در يكي از مدارس ، دانش آ موزي گفت : چرا ما بايد درس بخوانيم و دانشگاه برويم. الان همه فارغ التحصيلها بيكارند؟ همه دانشگاهها هم مدرك مي دهند .به او گفتم : پدر شما چه كاره است ؟جواب داد كارمند . گفتم : پس از 20-30 سال تلاش چقدر سرمايه واندوخته مادي دارد؟ او به سرمايه اندكي اشاره كرد ومن جواب دادم : درحالي كه تمام سرمايه سي ساله پدر شما و خيلي از كارمندان به 100 ميليون تومان هم نمي رسد . پزشكان متخصصي وجوددارند كه براي يك نوبت عمل جراحي بيش از 50-60 ميليون تومان دستمزد مي گيرند . اگر شما تخصص ودانشي داشته باشيد كه جامعه نياز داردو شاغلان دراين زمينه اندك باشند با ورود به چنين حوزه ها مي توان موفق شد.پس سعي كن در حرفه وتخصص خود بهترين باشي .
فكوري اضافه ميكند: به نظر من وقتي صحبت از تعليم وتربيت وآثار آن مي شود در كنار ارزشهاي معنوي آن بايد نتايج مادي وعيني آن نيز اشاره شود. زيرا هدف تعليم وتربيت ، رشد همه جانبه جسمي ، روحي ورواني وحتي اقتصادي است. بنابراين هرقدر تحصيلات فردي افزوده مي شود او بايد نسبت به ديگراني كه تحصيلات كمتري دارند؛ با اخلاق تر ، دين دارتر ، منطقي تر ، اجتماعي تر وحتي پولدارتر باشد.
اين استادد انشگاه اظهار ميكند :در نگرش سنتي آموزش وپرورش كه هنوز هم در جامعه ما وجوددارد ، به اين مساله تاكيد نمي شود .ازاين رو دانش آ موزان فكر ميكنند با تعطيلي مدارس و اتمام سال تحصيلي ديگر زمان آموزش و تربيت به پايان رسيده درحاليكه بنابر نظريه هاي نوين آموزشي ، تا بي نهايت بايد تعليم يافت ورشد كرد و اين همان ديد گاه رسول اكرم (ص) است
كه " زگهواره تا گور دانش بجو". به اين ترتيب در ساختارهاي آموزشي كارآمد بيش از همه بر عمل ودانش تاكيد مي شود اين درحاليست كه در نظام آ موزشي ما فقط محصل ودانشجوي ما درس
مي خواند بدون آن كه به دانش ومهارت برسد .
· گسترش وتنوع رشته ها
بيكاري دانش آموختگان دانشگاه دوبرابر نرخ بيكاري عمومي كشوراست . چنانكه گفته مي شود حدود 40 هزار پزشك غيرفعال يا بيكارهستند و بيش از 25 درصد فارغ التحصيلان رشته كشاورزي كار ندارند.البته اين رويه در برخي رشتههاي تحصيلي به خصوص علوم انساني چشمگير تراست .
دكتر حسن فكوري بااشاره به دشواريهاي اشتغال مي گويد: جامعه ما تنها به پزشك ومهندس نيازندارد.درحاليكه مشاغلي همانند تعميرات وسايل را ميبينيم كه به دليل فعالان اندك ، پردرآمد هستند .ازاين رو معتقدم بايد در جامعه به حضور تكنسينها بهاي بيشتري داد . دراين زمينه نيز مي توان با تاكيد بر تنوع بخشي رشته هاي تحصيلي، بومي سازي و آموزشهاي كوتاه مدت به تربيت تكنسينها و افراد متخصص در رشته هايي همچون تعميرات ابزار، تكنسين باغباني وگل آرايي ، آموزش سرآشپز و قناد براي هردوجنس دانش آموزان دختر وپسر پرداخت.
وي تاكيد ميكند : براي موفقيت در حرفه آ موزي وآموزش مهارتهاي عمومي زندگي بايد از دوران كودكي فرزند را عملي يا " پركتيكال" پرورش وآموزش دهيم. درحالي كه درجامعه چنين نيست . وقتي كودكي زمين مي خورد پيش از او، مادرش گريه وبي قراري مي كند. اما درجامعه پيشرفته مادر به او مي گويد : بلند شو. .وبه فرزند اعتماد به نفس ميدهد. ازاين رو ما فرزندان بالغي را ميبينيم كه هنوز قادر به استفاده از خودپرداز نيستند .بنابراين از دوره طفوليت بايد فرزند را براي فعاليتهاي عملي تربيت كرد ، اما به طور رسمي از اواخر دوران دبيرستان مي توان به دانش
آ موزان مهارتهاي فني وتخصصي را آموخت البته مشروط به آن كه از سالهاي گذشته به طور كامل با مشاغل وويژگيها و كارايي هاي آنها ، آشنا شده باشند.