سازناهماهنگ مديريت شهري با ارزيابي هاي اجتماعي
بيش از سه دهه است كه بحث" ارزيابي تاثيرات اجتماعي در پروژه هاي شهري" ، از سوي انديشمندان مطرح شده است . اما اين مقوله هنوز هم در مديريت شهري ما مهم تلقي نمي شود. حال آن كه دكتر سيد محمد امين قانعي راد رئيس انجمن جامعه شناسان ايران با تاكيد به همين مساله مي گويد: براي هر
پروژه شهری وسیاست توسعه ای باید طرح ارزیابی اجتماعي صورت بگیرد وپیامدها خواسته وناخواسته اجتماعی وزیست محیطی وفرهنگی آن بررسي شود. زيرا با اين گونه مطالعات تاثیر برنامه هاي مديريت شهري بر زندگی مردم مشخص مي شود. بنابراين چنانچه به اين مساله توجه نشود چنين پروژه هايي نه تنها اثر بخش نبوده كه حتي باعث بروزآ سیبهایی اجتماعي شود.
وي همچنين مي افزايد : علت بي توجهي به مسايل اجتماعي در مديريت شهري این است كه اغلب چنين پروژه هايي با نگاه مهندسی برنامه ریزی ،هدف گذاری واجرا می شود. درحالی که باید براي كاهش آثار خواسته ويا ناخواسته آن از همان آغاز طرح، محققین اجتماعی حضورداشته و آثارآن را پایش کنند. بنابراین مدتهاست كه پژوهشگران اجتماعي سعي مي كنند غفلتی كه دراين حوزه وجود دارد به مدیران وشهر سازان ياد آوري كنند تابه صرف اینکه پروژه ای به لحاظ اقتصادی ،سرمایه گذاری وحتی اشتغال زایی اهميت دارد ، تصمیم گیری نکنند.
اين استاددانشگاه با تاكيد براين كه توجه برا رزيابي آثاراجتماعي بر مديريت شهري باعث ارتقا کیفیت زندگی شهری وحتي بهبود مناسبات ميان شهروندان مي شود ، مي گويد: اهتمام به اين موضوع درواقع عقلانیت مضاعف به حساب مي آيد.زيرا عقلانیت متداول باعث مي شود ما پروژه هاي خود رادر طرح وبرنامه مناسبي ارائه كنيم وعقلانیت مضاعف این است که صرف نظر از اهداف مرسوم به نتایج دیگری كه در پي اجراي اين طرحها رخ مي دهد نظر داشته باشيم. اينگونه فرتراز مدیریت پروژه ، مدیریت پیامدهای آ ن را جدي بگيريم .
تعلق خاطري كه فراموش مي شود *
دکتر سلیمان نیک سرشت عضو هيات علمي دانشگاه بوعلي سينا نيز بااشاره به بي توجهي به مسایل اجتماعی در مديريت شهرها مي گويد: از يك سو علت اين مساله تصوري است كه از حوزه اجتماعي وجود دارد ، زيرا اغلب تصور مي كنند مسايل اجتماعي امور بدیهی بوده وبه راحتی می توان در آن مداخله کرد . درحالیکه چنین نیست زیرا مسایل اجتماعی در تحلیلها یک بحث است ودر عینیت امور مقوله ای دیگر می باشد. ازسوي ديگر نيز تعامل بين رشته اي ميان مديران شهري و جامعه شناسان كافي نيست.
اين استاددانشگاه ادامه مي دهد : وقتی تعریف از شهر فقط تعریفی کالبدی است و فقط آن را خیابان وساختمان درنظر مي گيرند به طور حتم برنامه ای که برای آن ریخته
می شود نیز یک بعدی خواهد بود . درحالی که از نگاه جامعه شناسانه شهر یک پدیده پیچیده وانسانی است كه بروز فیزیکی وکالبدی پیدا کرده است. این نگاه همان تفاوت دیدگاه میان جامعه شناسان و مهندسان را نشان می دهد .به این تر تیب با نگاه اجتماعي
مي توان دريافت كه شهرهارا فرهنگها ، هويتها و خاطرات جمعی آنها می سازند . بنابراين اگر کالبد شهرها برای انسانها درنظر گرفته نشود و مصرف کننده حقیقی این کالبد واین فضا مردم نباشند واین برون داد فیزیکی همسو با اقتضائات و سبك زندگي آنها نباشد. همين تصوير رااز شهرها مي بينيم كه درحال حاضر مشهود است .شهرهايي كه از ابعاد فرهنگی وهویتی دورشدند ومردم احساس تعلق خاطري به آنها نمي كنند.
*مديريت كوتاه مدت شهري
دکتر صلاح الدین قادری نيز بابيان اين كه در نظام شهرسازی بايد بين نظام مدیریت شهرسازی و نظام علمی وآكادمي مجریان شهري تفکیک قایل شد، مي افزايد: پيش ازاين مسايل اجتماعی در برنامه ها ی شهرسازي اهميتي نداشت اما درحال حاضر نظام علمی شهرسازی وطراحان شهری ؛ به معماری انسان محور وشهر قابل زیست وديگر مقوله هاي مشابه اهمیت می دهند. اما حتي در سالهای اخیر مدیریت شهری به تلاش وبرنامه هاي شهرسازاني كه چنين نگاه وايده اي دارند، معتقد نيستند . بنابراين نه تنها مديران شهري در پروژه ها به مسايل اجتماعي توجه ندارند كه حتي طراحي كالبدي را نيز جدي
نمي گيرند.
اين استاددانشگاه اضافه مي كند : نگاه به مسايل اجتماعي پشينه قوي در نظام شهرسازي وشهرداري ها ندارد .ازاين رو حتي بسياري معتقدند معاونت اجتماعي شهرداري حوزه اي اضافي وفراتر از مسووليتهاي شهرداري هاست .زيرا از نگاه آنها وظيفه شهرداري ها تامين نيازهاي عمراني ومتداول شهري است .
دكتر قادري با اشاره به بي توجهي به مسايل اجتماعي در مديريت شهرها مي گويد: از علل اين امر ، پايدارنبودن مدیریت شهر ي است . بنابراين مدیران شهری سعی می کنند دردوران كوتاه مديريت خود با کارها و نتايج محسوس وملموس قابلیت های خود را به دیگران نشان دهند اما نتایج مسایل اجتماعی به گونه ای نیست که بتوان درکوتاه ترین فرصت قابلیتهای خود را عرضه کرد. ازاين رو مديران به سراغ چنين حوزه اي
نمي روند . چون باید به روساي خود گزارش کار بدهند. همچنین دراين تعامل شاهد كاستي هاي کنش گران حوزه اجتماعی نيز هستيم به طوري كه آنان نيز قابلیت خود را به شايستگي درمدیریت شهری نشان نداده اند .
شهرهايي كه چوب حراج مي خورند *
دکتر محمد فاضلی ، مديرگروه مطالعات اجتماعي مركز تحقيقات استراتژيك مجمع تشخيص مصلحت نظام نيز دراين باره اظهار مي كند : تحت دوفشار ملاحظات اجتماعی در مديريت شهري دیده نمی شود. نخست به علت مسایل روز مره است . چنانکه مدیران شهری باید برای مسایل خود راهبردهاي سريع وزودهنگام ارائه کنند ،حال آن كه مسایل اجتماعی زود بازده نیست .بنابراين مديران شهري به تصمیم های کوتاه مدت اكتفا مي كنند . نکته دیگر نیز به قدرت پول برمی گردد چنانکه در بسیاری از پروژه ها مشخص است که مسایل اجتماعی آن حل نشده و حتي اجراي آن نيز عاقبت خوشایندی نخواهند داشت، اما پشت همين پروژه ها شرکتهای بزرگ ومنافع اقتصادی گسترده مشهود است . پس به دنبال منطق سود ، مسایل اجتماعی لحاظ نمی شود .به طور کلی نیز ساختار شهری وآنچه به عنون معماری وشهرسازی دركشور دیده می شود بیش ازآنکه تابع منطق توسعه پایدار ، تابع منطق توانمندی های زیست محیطی وپيرو تحلیل پیامدهای اجتماعی باشد تابع منطق سود وسرمایه است.
وي مي افزايد : نظام شهرسازي و معماری ما از سالها پيش توسط مجموعه ای از شرکتها با رویکردهای مهندسی ساخته مي شوند که به رویکردهای اجتماعی وتوسعه آگاه نيستند . همچنین گروهی نیز که می دانند تابع منطق پول وسرمایه اند. چنانکه در كشورما درعرصه شهر سازی ها وشهرداری ها نمود عيني و روشني از بازار آزاد سرمایه داری لجام گسیخته رامي توان دید که درآن فقط سود دهي اهميت دارد. علت اين امرنيز فقدان منابع پایداردرآمد شهرداري هاست .اينگونه آنها چاره ای جز این که شهر را بفروشند ندارند. امروزه به طور خاص اين امر در تهران اتفاق افتاده است وشهر فروخته شده و مي رود تا به طوركامل به شهری غیر قابل زیست تبدیل شود. در شهرهای دیگر نیز برای کسب درآمد وجبران نا کارآمدیهاي در دیگر عرصه ها شهر فروخته می شود.درواقع سیاستهای شهری بر اساس سوددهي تعريف مي شود ودر آن منطق اجتماعی دیده نمی شود.