رضا امیرخانی رئیس انجمن قلم کشور معتقد است : " امروزه اغلب ما به سوی تولید استا مینوفن می رویم ."وی که به مناسب روز قلم ، به مشهد سفرکرد ه درنشستی به شرح تجربیات نویسندگیش -که به گفته خودش همیشه موفقیت آمیز نبوده - پرداخت. با هم گوشه هایی از این تجربیات ونگرشها را میخوانیم:
* از عسل تا استامینوفن
از گذشته های دور اصناف وحرف سعی داشتند خودشان را به جایی وماجرایی منتسب کنند این موضوع را میتوان در فتوت نامه ها دید چنانکه صنف آهنگران خود را به داود نبی (ع) منسوب میکردند . من هم خیلی به دنبال این بودم که شاید جایی را برای اتصال نوشتن پیداکنم.وقتی که قران را جستجو میکردم آیات 68 و 69 سوره نحل رادیدم به نظرم این آیات بسیار به نوشتن نزدیک است . دراین آیه ، پروردگار به زنبور وحی میکند تا خانه خود را دربلندا بسازد وسپس ازهمه میوه ها وثمرات بخورد و ان شهدی که حاصل میشود شفای برای درمان مردم است.این روند تولید عسل است اما .به نظرم کار هنرمند نیز همینگونه است . به تصورم کار هنرمند نیز تولید عسل است عسلی که برای همه مردم شفا باشد . البته مفسران معتقدند چون دراین ماده درمان دائمی است " شفا " به کار رفته زیرا در درمان موقت " دوا " استفاده می شود همچنین معتقدم برخی هنرمندان که اظهارمیکنند برای گروه خاصی مطلب می نویسند یا مخاطبان خاصی دارند عسل تولید نمیکند. البته به نظرم امروزه اغلب ما درحال حرکت به سوی تولید قرص واستامینوفن هستیم پس هنر مااز جنس عسل نیست.
* هیچ الهامی وجود ندارد
جدی ترین کارمن درعالم نوشتن است . طی بیست سال فعالیت نویسندگی هم به من الهامی نشده است اعتقادی نیز ندارم که نویسنده میتواند بنشیند تا به او ایده ای الهام شود .گرچه بنابرتفکر تقدیرگرایانه مردم این الهام تایید می شود اما براین باورم که الهامی صورت نمی گیرد چراکه اگر نویسند ه ای سالها نوشته بعید است که صحنه ای از داستانش را خواب نبیند .این الهام نیست درگیری ذهنی است . درگیری ضمیر نا خود آگاه ماست.
* وفاداری به تجربه های شخصی
من به شدت به تجارب شخصی ام وفادارم سعی میکنم تجارب جذابم را یادداشت کنم بنابراین مواردی که متفاوت از مسایل دیگر میبینم یادداشت میکنم . روزی به روستایی رفته بودم آنجا راهنمای روستایی ما گفت : مواظب باش پیچ بعدی پیچ زشتی است من این عبارت را در داستان "بی وتن "برای بیان عدم تطبیق دوزبان استفاده کردم من این تجربیات را عینا اگر نقل نکنم در فرصت مناسب استفاده میکنم ..
* قصه های ریاکارانه
مارکز میگوید : ماهمه قصه های مادر بزرگ هایمان را دوباره گویی میکنیم " اما به نظر م مادر کشورمان اغلب قصه های مادربزرگ آقای مارکز را دوباره گویی میکنیم.و به قصه های مادربزرگ خودمان توجه نداریم .همچنین در قصه نویسی ما شاهد نوعی تعارف وریا کاری هستیم
* نوشتن وننوشتن ما فرقی نمیکند
با خوشحالی از آمار انتشار سالانه 50 هزار کتاب در کشور سخن میگویم این درحالیست که در آمریکای شمالی با گستره هزاران مخاطب انگلیسی زبان وآنانی که زبان انگلیسی زبان دومشان است سالانه 11 هزار کتاب چاپ می شود و این چندان خوب نیست زیرا در کشورما فاصله چاپ شدن وچاپ نشدن آن چندان زیاد نیست .