چند خط میان زندگی

از روزهای دور خبرنگاری تا این روزها که  نویسنده ام

  • صفحه اصلی
  • پروفایل
  • آرشیو
  • عناوین مطالب

توسط محبوبه علی پور | سه شنبه سی و یکم خرداد ۱۳۹۰ |
 

بارها برای تهیه مطلبی   عدم دسترسی به مسوول یا کارشناسی راتجربه کردم .  اغلب هم در تماسهای مکرر می شنوم :

الان از اتاقشون بیرون رفتن

جلسه دارن

ماموریت رفتن

بعد از ظهر وقتشون ازاده

صبح زنگ بزنین

واغلب همه این تماسها بی ثمر است. اما من با خودم فکر میکنم این آدمها کی فرصت کارکردن دارن؟ اصولا اینها کارهم میکنن....

راز یک پرونده

توسط محبوبه علی پور | سه شنبه سی و یکم خرداد ۱۳۹۰ |
 

امروز خبر آنلاین گفتگوی جالبی با رئیس دادگستری خراسان را منتشر کرده بود که طی آن این مقام مسوول اظهارداشته بود به دلیل عدم اثبات تجاوز به عنف درپرونده زن کاشمری امکان تبریه متهمان وجود دارد. ایشان اعلام کردند :ما 13 نفر متهم را بازداشت کردیم و 2 نفر کاملا در روزهای اول بررسی بیگناه بودند و آزاد شدند. 11 نفر هم اکنون بازداشتند. تاکنون ثابت نشده که این افراد تجاوز به خانم شاکی کرده و یا زنا حتی توسط یک نفر به وقوع پیوسته. در پرونده هنوز هیچ دلیل و مدرکی وجود ندارد.

در جای دیگری از همین گفتگو نیز اظهار داشتند :تا زمانی که ادعایی از ناحیه این خانم به دست دادستان نرسیده، ما تکلیفی شرعا و قانونا نداریم چون بیخبر بودیم. به محض اینکه شاکیه کتبا مراتب را اعلام کرده، دستورات لازم داده شد و پیگیری لازم از طریق دادگاه کیفری استان صورت گرفت. از لحظه شناسایی تا الان متهمان در اختیار ما هستند. این متهمان قبل از دستگیری تصور نمی کردند کسی بتواند آنها را شناسایی و دستگیر کند. اصلا فکر نمی کردند کسی از آنها شکایت کند. البته تعدادی از متهمان که در مراحل بعد معرفی شدند، الان متواری هستند و ماموران انتظامی در پی بازداشت آنها هستند. ممکن است افراد متواری با همدیگر تبانی کنند، ولی کسانی که در زندان هستند تبانی نمی توانند بکنند. علت بازداشت آنها نیز تا این لحظه با توجه به فقدان دلایل اثبات کننده زنای به عنف، بیم تبانی است. قاضی به خاطر بیم تبانی اینها را آزاد نکرده. ثانیا شما می پرسید در این قبیل موارد، افراد دستگیر شده اقرار نکرده اند، خانم هم در تاریکی شب شاهد نشده، پس چه خواهد شد؟ راه اثبات این جرایم 3 گونه است: اقرار متهمان، شهادت شهود و علم قاضی. یعنی اگر برای قضات 5 گانه دادگاه کیفری استان، شواهد و قرائنی از توضیحات این خانم و نحوه دفاعیات این 11 نفر، وجود داشته باشد، تا به علم عادی برسند که زنای به عنف صورت گرفته، به استناد اصول علم عادی در وقوع زنا، مجازات اعدام را صادر خواهند کرد. عموما در بسیاری از جرایم این چنینی اقرار نداریم، 4 شاهد عادل نیز نیست. نوعا اگر این موارد اگر اقرار نباشد، از طریق علم قاضی اثبات می شود و موجبات حصول علم عادی در آرای صادره، منعکس خواهد شد. در مرحله رسیدگی پرونده در دیوان عالی کشور نیز قضات دیوان عالی، به موجبات حصول علم که عبارت از جهات عرفیه است در پرونده موجب باشد و در رای منعکس شود، توجه خواهند کرد.

به هرحال پرسش اینجاست که با توجه به اظهارات شاکیه وبسیجی مطلع از حادثه این زن در شب حادثه به مرکز درمانی مراجعه کرده آیا اسناد این امر موجود نیست ؟ ایا متخصصان پزشکی قانونی نمیتوانند این مساله را ثابت کنند؟

امنیت بدون زندگی

توسط محبوبه علی پور | دوشنبه سی ام خرداد ۱۳۹۰ |
این روزها می شنوم ایران یکی از کشورهای امن برای زنان است قبول دارم چون خیلی از زنانی که می شناسم به بهای کسب امنیت درجامعه دور زندگی انسانی که حقشان است خط می کشند.و خواسته های خود را نادیده میگرند

قلم  یا نشریه؟

توسط محبوبه علی پور | دوشنبه سی ام خرداد ۱۳۹۰ |
گرچه هنوز هم در جامعه ما تنوع وکثرت قلمها ونشریه ها مشاهده نمی شود .اما همه ما گاهی مطالب ارزشمندی در نشریاتی خواندیم که همسو وهمفکر ما نبودند. آثاری که حتی نویسنده انرا نمی شناختیم  . گاهی آرزو میکردی فرصتی رخ میداد تا با نویسنده اثر گفتگو کنیم. شاید هم آرزو داشتیم  کاش ما نویسنده آن بودیم. به هر روی باید دید  این قلم است که  باعث ماندگاری اثر مکتوب می شود یا نشریه ای که ان رادرج کرده است .آیا برای دهخدا وجلال آل احمد نیز این دغدغه وجود داشت که مطلب خودرا در کدام نشریه چاپ کنند تا مخاطب بیشتری داشته باشد یا این قلم خود آنها بود که باعث جلب مخاطب می شد؟نظر شما چیست؟..

کاستیهای اموزشی وخشونت اجتماعی

توسط محبوبه علی پور | دوشنبه سی ام خرداد ۱۳۹۰ |

دکتر مصطفی اقلیما

به تازگی رسانه ها به نقل از مسوولی نوشته بودند ، 22 درصد مقتولان سال گذشته زن بودند که62 درصد آناننیز توسط بستگان خود به قتل رسیده  اند  از آنجا که هیچ انسانی بزهکار متولد نمی شود ؛ میتوان . مهمترین علل بروز چنین رفتارهای پرخاشگرانه را در محیط  اجتماعی وشرایط فرهنگی جستجو کرد . زیرا وقتی افراد در جامعه ای رشد میکنند که تمام موازین آن براساس قوانین مشخصی پایه ریزی شده ، در صورت بروز هرگونه اختلاف ومشکلی با دیگران ، به شیوه های قانونی متوسل شده و احقاق حق میکند. در اینگونه جوامع افراد نیازی به اعمال خشونت نمی بینند. جامعه نیز رفتارهای خشونت بار آنان را تایید وحمایت نمی کند. اما در جامعه ای که افراد آگاه به راهکارهای قانونی نیستند و دانش مهارت زندگی را فرا نگرفته اند در صورت بروز هر مشکلی ، تعادل خود را از دست داده و پرخاشگری میکنند. بنابراین ، اگردر  جامعه ای   راهکارهای قانونی احقاق حق آموزش داده شود و قوانین نیز به درستی اجرا گردد ؛ افراد آن جامعه ناگزیر نمی شوند که برای احقاق حق خود ؛در جایگاه  ن قانونگذار ومجری قوانین وشاکی قرار بگیرد  . زیرا امروزه ثابت شده هرقدر جامعه ای به لحاظ اجتماعی وفرهنگی رشد یافته باشد ؛ کمتر شاهد جلوه های خشونت نظیر زد وخوردهای خیابانی است . در خصوص خشونتهای خانوادگی مردان نیز  باید گفت ، ریشه این مساله به فرهنگ حاکم بر جامعه برمیگردد چنانکه  هنوز هم .در فرهنگ رایج ما مردها محق هستند هر رفتاری داشته باشند حتی بنابر شواهد موجود  میزان  خیانت آنها چندین برابر زنان است  اما   در این شرایط چون زنان ،  توان مقابله ندارند ؛ ترجیح میدهند  حتی با چشم پوشی از حقوق  خود ؛ زندگی را رهاکرده  وجدا شوند .اما مردها  در صورت هر مشکلی ،دست به رفتارهای خشونت بار میزنند .در ابتدا نیز قصد قتل همسر را ندارند اما چون یاد نگرفته اند که مسایل خود را منطقی وقانونی حل کنند به زور متوسل می شوند. جامعه نیز این رفتارهای پرخاشگرانه را تایید میکندو آن راشیوه ای مردانه می پندارد. .درهمین زمینه شاهدیم مردان خانواده حق خود میدانند که برتمام رفتارهای زنان بستگانشان اعمال نظر وحتی خشونت کنند . اما  چنانچه مردی به خاطر رفتارهای پرخاشگرانه توسط قانون مجازات شود  دیگر خشونتی از این دست ،  اتفاق نمی افتاد. همچنین به اعتقاد من ، وجود خشونتها در هرجامعه ای نشان از وضعیت فرهنگی ، نحوه حاکمیت قانون .و وجود ارزشهادارد  . چنانچه درجامعه شاهد جلوه های متعدد خشونت باشیم این حکایت از آن دارد که علاوه بر ضعف در زمینه های فرهنگی در خصوص پایبندی به آموزه های دینی نیز دچار کاستی هستیم زیرا براساس تعالیم روشن اسلام ، افراد حق ندارند  بر اساس توجیهات خود اعمال خشونت کنند بلکه وظیفه قانون است که احقاق حق کند.

 

در ادغام سازمان بهزیستی ...مددجویان قربانی می شوند

توسط محبوبه علی پور | یکشنبه بیست و نهم خرداد ۱۳۹۰ |

با رونق گرفتن بازار ادغامها در ساختار اجرایی کشور ؛ سازمان بهزیستی نیز از این موج بی نصیب نمانده وهراز گاهی اخباری در خصوص ادغام این سازمان با وزارتخانه ها وحتی سازمانهای  دیگر  شنیده می شود . حتی صحبت  از الحاق برخی بخشهای بهزیستی به سایر نهادها  می شود .

درهمین زمینه     نصیری قیداری عضو کمیسیون تلفیق مجلس شورای اسلامی :می گوید : اخیرا  بحث ادغام سازمانها ووزارتخانه ها ا به طور گسترده مطرح می شوداماهنوز نتیجه ای نداشته است وباید منتظر ماند.البته سعی شده  در این ادغامها   بین هریک ازمواردقابل بررسی ؛  وظایف ومسولیتهای   مشترک لحاظ شود  .از همین رو  گاه مطرح می شود که  بخشهایی  از یک نها ددر سازمان دیگری ادغام شودیا کل سازمانی به  وزارتخانه ای ملحق شود.

وی در ادامه به ادغام بهزیستی در صندوقهای بیمه اشاره کرده ومی افزاید:     با توجه به مباحثی که درکمیسیون تلفیق انجام گرفته هنوز به نتیجه مشخص وقابل بیانی دراین زمینه  نرسیده  ایم واین مقوله نیاز به تلاشهای کارشناسانه   دارد.  بنابراین بحث  ادغام سازمان بهزیستی با صندوقهای بیمه  در حدپیشنها دی ابتدایی است که نیازمند بررسی وتحقیق همه جانبه است .

حذف سازمان بهزیستی

 

دکتر محمد کمالی استاددانشگاه نیز  می گوید : شایعه هایی که درباره ادغام بهزیستی مطرح می شود گاه بسیار اسفناک است . چنانکه  شنیده می شود قرار است بخش اجتماعی بهزیستی به کمیته امداد واگذار شود یا قسمت توانبخشی  ان به وزارت بهداشت ملحق شود .زمانی نیز گفته می شود  قرار است به طورکلی سازمان بهزیستی به وزارت بهداشت ادغام شود. این رویه  نیز با توجه به نگاه پزشک سالارانه در برنامه ریزیهای این وزارتخانه قابل تامل است زیرا با این نگاه به حوزه های متعدداجتماعی بهزیستی  این مسایل ،  دربرنامه های وزارتخانه بهداشت جایگاهی  دست چندمی خواهند داشت و این به حذف بهزیستی می انجامد. بنابراین در صورت هرگونه ادغام ، مددجویان صدمه

می بینند .

این عضو هیات علمی دانشگاه اضافه میکند : وزارت کار قلدر است از این رو وزارت رفاه را در ان ادغام میکنیم . درحالیکه وزارت رفاه متولی یکی از طرحهای کلان وملی کشور یعنی طرح هدفمندی یارانه هاست  ولی این ادغامها انجام می شود.همچنین بیان می شود   که قرار است  سازمان بهزیستی در صندوقهای بیمه ادغام شود .این درحالیست این صندوقهاخود دچار چالشند و گفته می شود که درحال  ورشکستگی  می باشند همچنین   با توجه نقش حمایتی بهزیستی از مددجویان نمیتوان آنها را وارد زیر مجموعه  خدمات بیمه ای کرد .چرا که درحوزه بیمه ها ابتدا هزینه ای دریافت کرده وسپس خدمات میدهند حال آنکه گروههای مددجو به دلیل عدم توانایی پرداخت چنین هزینه هایی ، نیازمند نگاه حمایتی هستند .   بنابراین ضروری است که در برنامه ریزیها ازجمله ادغامها بررسیهای عمیق علمی صورت بگیرد و به تجربیات ودانش جهانی دراین مسایل نگاه شود.

* موازی کاری و برنامه ریزهای غیر علمی

زمانی که بحث ادغام سازمان یا نهادی  مطرح می شود ؛ به دنبال خود این تصور را ایجاد میکند که این روند ناشی از ضعف دستگاه مزبور  رخ داده است ؟ ایا کارنامه چندین ساله  بهزیستی ؛ این نظر را تایید میکند؟

نصیری قیداری نماینده مجلس شورای اسلامی دراین باره اظهار میکند:  درموضوع ادغام مساله ضعف دستگاه یا وزارتخانه ای مطرح نیست . بلکه ادغامها  بر هم سنخی وهمسویی دستگاهها  و   برمسایل زیر ساختی  تاکید دارد .سازمان بهزیستی نیزسالها تلاش قابل توجهی داشته وبا دشواری مسولیتها موثر عمل کرده است . بنابراین علت عمده طرح مقوله ادغام ، اشتراک وهمپوشانی وظایف ومسولیتها ، کاهش تصئدیگری دولت ودر استای اصل 44 قانون اساسی و قانون خدمات کشوری است.

دکتر حسن علم الهدایی استاد دانشگاه   با تاکید بر سلامت ورفاه اجتماعی در دنیای امروز می گوید: سازمان بهزیستی قطاری است که جاماندگان اجتماع را سوارکرده وخدمت می دهد درحالی که خود نقشی در پدید امدن این گروههای مددجو نداشته است .

همچنین به اعتقاد من ،اگر عملکرد این سازمان در حال حاضر  ضعیف تصور می شود از یک سو به دلیل وجود نهادها وموسسات بسیاری است که با کارکرد موازی وحتی ناقص و غلط باعث بروز مشکلات شده وتوان بهزیستی را برای انجام امورووظایف خود گرفته اند .    از سوی دیگر    در برنامه ریزیهای  سازمان بهزیستی باید از دیدگاههای صاحبنظران بهره مند شد تا نتایج سودمندی حاصل شود.

وی باتاکید براینکه هدف بانیان این سازمان ، ایجاد نهادی مستقل و  کار امد برای ارتقا رفاه اجتماعی مددجویان بوده    اظهار میکند : با ادغام سازمان بهزیستی  مشکلی حل نمی شود چند سالی است که شاهد تغییرات ساختاری  وتشکیلاتی در بهزیستی هستیم اما تاثیرچندانی  نداشته است . بنابراین اگر به دنبال تغیییرات موثر هستیم باید این تحولات برمبنای علمی وکارشناسی باشد .

 

دکتر کمالی نیز در این باره می گوید: : اغلب ادغام  زمانی  انجام می شود که عملکرد  مجموعه ای توام با ضعف و--نا کار آمدی  است  ازهمین رودر  دولتهایی که  براساس اصول علمی کار میکنند  ؛ ادغام به عنوان  آخرین گزینه انتخاب  میشود  . در واقع  ادغامها  پس ازبررسی وضعیت نهادها ،  تایید  نا کار امدی انان  وتوجه به سنخیت دستگاهها  انجام می شود.

این استاد دانشگاه می افزاید:  سازمان بهزیستی چوب اجتماعی بودنش را میخورد. چراکه ، مسایل بهزیستی مقوله هایی سهل وممتنع هستند از این رو از نگاه آنانی که دستی بر آتش دارند   و از دور نظاره گر مسایل هستند ؛  مسایل اجتماعی پدیده هایی ساده ای می باشند .  بنابراین  افرادی  مدعی  فعالیت در این حوزه هستند که  توجهی   به مسایل این عرصه ندارند . از این رو با ندانم کاریهای وعدم ارایه اصول علمی در برنامه های اجتماعی باعث شده اند  در بسیاری از متغییرها و شاخصهای اجتماعی تنزل کنیم . این افراد پدیده ها ی اجتماعی را از دور میببنند وتصورمیکنند  هر کسی که حتی علم وتخصصی دراین حوزه ندارد میتواند این عرصه را اداره کند . بنابراین ساده ترین نگاه که همان انجام پرداخت مستمری است را پیش میگرند .این تصور سالها شکل گرفته که اگر مستمری وپولی پرداخت شود مشکلات حل می شود.  درحالی که وضعیت  مسایل اجتماعی  چنین نیست . از همین رو ،  بسیاری از  برنامه هایی که مطرح می شود از عدم شناخت بهزیستی و مسایل ان حکایت دارد.

 

 

 

 

 

معضل هدیه روز پدر

توسط محبوبه علی پور | جمعه بیست و هفتم خرداد ۱۳۹۰ |
مردی میگفت: روز مرد جوراب فروشی ها شلوغه روز زن جواهر فروشی ها... ارزش پدرها هم همین اندازه است.. محبت بچه ها هم به پدر همین قدره....

من این مساله را قبول ندارم .به نظرم اگر بچه ها هدایای متنوعی برای پدرها نمیگیرند به دلیل عدم تنوع زندگی مردهاست. مردها زندگی مسطحی دارند در حالیکه زندگی زنان پر رونق است . بچه ها برای روز مادر میتوانند هزاران کالای گوناگون بخرند اما برای پدرها با محدودیت مواجه اند.

پ.ن: یکی از کارهای دشوار من خرید هدیه برای پدرم است او هرلباسی را نمی پوشد وطرفدار عطر خاصی است .زیاد رنگ مشکی دوست نداردو کمربند باریک وآزاد را به کمربندهای پهن ترجیح میدهد .علاقه ای به صندلی که بند پشت دارد نشان نمیدهد . دکمه پیراهنش هم باید ساده باشد .کروات و دکمه سردست تزیینی استفاده نمیکند .از کلاه هم خوشش نمیاد  بهتر لباس  آماده هدیه بگیرد چون حوصله خیاطی رفتن را ندارد.ترجیح میدهد هدایایش کاملا شخصی باشه.... برای همین پدرم کلکسیونی از انگشتر فیروزه وعقیق وساعت و....داردکه شاید سالی یکبارهم استفاده نکند...

اما مادرم تا دلت بخواهد میتوانی برایش هدیه بگیری واو هم  استقبال میکند .از کتاب ونوار ولوازم منزل وانواع پوشاک... قول میدهم اگر  یک سال هرروز  برایش هدیه بخرم بازم هدایای هست که میتوانم بخرم.....

پ.ن۲: چقدر دنیای زنانه را دوست دارم....

زیر سقف تنهایی

توسط محبوبه علی پور | جمعه بیست و هفتم خرداد ۱۳۹۰ |

چندي پيش حسين انواري، سرپرست كميته امداد امام خميني (ره) با هشدار نسبت به رشد زنان سرپرست

 خانوار، اين مقوله را موضوعي بحراني دانست و گفت: اين موضوع بايد براي مسوولان به عنوان زنگ خطري جدي تلقي شود، زيرا تا چند سال آينده، آمار زنان سرپرست خانوار به بيش از پنج ميليون نفر مي رسد. وي با اشاره به اينكه موضوع زنان، بويژه زنان سرپرست خانوار به حال و آينده مرتبط است، گفت: متاسفانه تضميني براي كاهش آمار زنان سرپرست خانوار وجود ندارد.

 

طلاق روز افزون

 

نصرا... ترابي قهفرخي، عضو كميسيون اجتماعي مجلس مي گويد: علت اصلي رشد زنان سرپرست خانوار بروز مسايل اجتماعي مانند اعتياد، طلاق، استقلال طلبي زنان، افزايش تحصيلات و اختلاف فرهنگي زوجين است، اين درحالي است كه جامعه نيز براي دوام و قوام بيشتر خانواده تلاش شايسته و بايسته اي نمي كند.

دكتر حسين باهر، استاد دانشگاه نيز دراين باره يادآوري مي كند: بررسي علل موثر در اين مقوله، نيازمند بيان آمار دقيق ازسوي دستگاههاي مسوول است، اما بر اساس مشاهدات مي توان گفت، يكي از دلايل اصلي افزايش زنان سرپرست خانوار، طلاق است. علت ديگر را مي توان آگاهي بيشتر زنان دانست چنان كه مانند زمان گذشته، خود را به ادامه زندگي و تحمل دشواري هاي آن براي تأمين معاش، مجبور نمي دانند.

 

هر 6 ازدواج، يك طلاق

 

آمار ها نيز رشد جمعيت زنان سرپرست خانوار را به دليل طلاق ها تاييد مي كند. چنان كه احمد تويسركاني، رييس سازمان ثبت اسناد و املاك در آخرين نشست خبري اش گفته است: آمار سه سال گذشته بيانگر آن است كه طلاق رشد 14 درصدي داشته و از هر 6 ازدواج، يكي به طلاق انجاميده است.

بنابر گفته برخي كار شناسان، سالانه 60 هزار نفر به زنان سرپرست خانوار كشور افزوده مي شود كه طيف سني آنان از 25 تا 65 سال است. جمعيت كنوني زنان سرپرست خانوار نيز بيش از دوميليون نفر بر آورد مي شود كه از اين تعداد بيش از يك ميليون و 641 هزار نفر زير پوشش كميته امداد و 147 هزار نفر از حمايت سازمان بهزيستي برخوردارند، حمايتهايي كه سالهاست از سوي برخي افراد و نهادها بر ناكافي بودن آن ها تاكيد مي شود.

دكتر باهر نيز دراين باره مي گويد: با توجه به دهك هايي كه زير خط فقر قرار مي گيرند، تامين معيشت براي آناني كه حتي در آمد ثابت دارند، دشوار است، بنابراين كمكهاي جزيي به زنان سرپرست خانوار چندان كفاف نمي دهد.

نصرا... ترابي، نماينده مجلس نيز اين حمايت ها را ناكافي مي داند و مي گويد: برجسته ترين نهادي كه متولي حمايت از اين افراد است، بهزيستي است كه امكانات محدودي مي دهد، حتي زماني كه وام توانمندسازي مي دهد. به گفته ترابي، اين حمايت ها به دليل نبود مهارت و تخصص نداشتن زنان سرپرست خانوار، بي تاثير است و به اين ترتيب، با حمايت هاي موجود، اين زنان بيشتر بدهكار مي شوند.

 

قوانين فراوان داريم اما...

 

سالهاست كه شاهد اعلام برنامه ها و سياستهاي موسمي و مقطعي در حمايت از زنان سرپرست خانوار هستيم. از شاخص ترين قوانين در اين زمينه مي توان به مصوبه  هاي مجلس پيرامون تأمين زنان و كودكان بي سرپرست اشاره كرد كه ماده واحده اي است كه در آن دولت مكلف است، نسبت به تضمين بيمه و رفاه زنان و كودكان بي سرپرست، موضوع چهارم اصل بيست و يكم قانون اساسي اقدام و حداكثر در مدت سه ماه لايحه آن را براي تصويب به مجلس تقديم كند. در تبصره آمده است كه دولت بايد حتي الامكان در لايحه جهت خودكفا كردن، بيمه شدگان را مورد توجه خاص قرار دهد. اين قانون در سال 1362 در مجلس تصويب شده است. از ديگر مصوبه  هاي مجلس، قانون تأمين زنان و كودكان بي سرپرست مصوب سال 1371 است كه زنان بيوه، زنان پير و سالخورده، زنان و دختران بي سرپرست وكودكان بي سرپرست، مشمول اين قانون شده اند و در آن زنان و كودكان بي سرپرستي كه زير پوشش قوانين حمايتي ديگري نيستند، از حمايت هاي اين قانون بهره مند مي شوند.

همچنين آيين نامه اجرايي قانون تأمين زنان و كودكان بي سرپرست در سال 1374 به تصويب رسيد كه مشتمل بر 14 ماده است. به موجب ماده 1، محور و اساس حمايت ها و اقدامات اجرايي موضوع اين آيين نامه ايجاد امنيت اجتماعي و اقتصادي و فراهم كردن زمينه ها و موجبات عادي سازي زندگي زنان و كودكان بي سرپرست است.در ماده 96 قانون برنامه چهارم توسعه، مصوب سال 1383 مجلس نيز تأمين بيمه خاص (در قالب فعاليت هاي حمايتي) براي حمايت از زنان سرپرست خانوار و افراد بي سرپرست با اولويت كودكان بي سرپرست در نظر گرفته شده است.

 

بيمه اجتماعي به تنهايي كارگشا نيست

 

اما شايد بيان اين سخن كه «وجود برخي تشكيلات حمايتي، خود مي تواند زمينه ساز آسيب براي زنان باشد»، ديدگاهي عجيب جلوه كند.

ترابي، عضو كميسيون اجتماعي مجلس داراي چنين نگرشي است كه آن را آشكارا بر زبان مي راند. در شرايطي كه در سالهاي اخير شاهد طرح بيمه اجتماعي زنان سرپرست خانوار در مجلس و نيز لايحه جامع توانمندسازي زنان سرپرست خانوار در دولت بوديم، اين نماينده مجلس مي گويد: بيمه اجتماعي اين قشر، برنامه مثبتي است اما به تنهايي كارگشا نيست. زيرا زنان بايد پول داشته باشند و از درآمدي بهره مند شوند تا اين هزينه را بپردازند. همچنين اگر هدف از اين حمايتها تنها در اندازه بيمه درماني است كه همه مردم، امروز ديگر مي توانند از پوشش خدمات درماني برخوردار شوند، بنابراين بايد مشكل زنان سرپرست خانوار را ريشه اي حل كنيم زيرا مشكل اين گروه، تنها مسايل اقتصادي و حمايتي نيست. وي با بيان اين كه « قبح ازدواج دوم اين زنان بايد برداشته و زمينه ازدواجشان فراهم شود»، مي گويد: بايد ساز و كاري اجتماعي در جامعه حاكم باشد كه زن سرپرست خانوار بتواند ازدواج كند و خانواده همچنان شكل بگيرد و ادامه پيدا كند. 

  

باید طرحی نو درانداخت

توسط محبوبه علی پور | سه شنبه بیست و چهارم خرداد ۱۳۹۰ |

چند سالی است که همزمان با اغاز فصل گرما شاهد اجرای طرح ساماندهی عفاف وحجاب درجامعه  هستیم . در این رهگذر ، نهادها ورسانه های متعددی دست به دست هم میدهند وبه تقبیح بد حجابی میپردازند که صد البته ضروری است. اما نحوه اجرای آن قابل تامل است چرا که گویا طی سالها به سناریو تکراری بدل شده که در قالب موجی موسمی زمانی خود نمایی میکند وباز به فراموشی سپرده می شود .بی انکه نتیجه موثری در حوزه فرهنگی واجتماعی کشور داشته  با شد .  بنابراین جادارد گاهی نیز نیم نگاهی به نحوه اجرای چنین برنامه هایی داشته باشیم و نقاط ضعف وقوت ان را در یابیم واز خود بپرسیم چرا  جامعه ای که سی سال از انقلاب آن گذشته ودرخت باورهای ان حال به درخت تناوری بدل شده است    باید دغدغه  عفاف وحجاب را داشته باشد ؟

از مواردی که نسبت به آن غفلت شده درک علل بروز بدحجابی است .که شاید یکی از دلایل ان ، عدم آگاهی  از شیوه های تربیتی وآموزشی مناسب است. زیرا سالها تجربه دراین زمینه حکایت از آن دارد که بیشتر برنامه های این حوزه ،به ویژه در حوزه های فرهنگی نظیر نظام آموزشی ما ؛  موسمی واغلب متکی بر رفتارهای سلبی است . این درحالیست که نظام آموزشی برگرفته از اموزه های دینی ،  بر دوعنصر بیم وامید یا انذار وبشارت تاکید دارد. بنابراین توصیه می شود در اجرای برنامه های ترویج فرهنگ عفاف وحجاب  درکنار ارشاد واصلاح رفتارها به اموزش اگاهانه گروههای مخاطب به خصوص قشر جوان توجه شود .البته مدتی است که شاهد اجرای  طرحهای نظیر ایران دخت و  انتخاب افراد خوش حجاب ! درجامعه هستیم که جادارد معیارها وشیوه های اجرای آنان نیز با نوآوری وخلاقیت همراه باشد .همچنین متولیان گوناگون این عرصه ، راهکارهای نوین دیگری را نیز بیازمایند.

 

بی تعلق

توسط محبوبه علی پور | سه شنبه بیست و چهارم خرداد ۱۳۹۰ |
 

این روزها بازهم تغییرات دیگری را تجربه میکنم .اما اصلن برایم ازار دهنده نیست .من انسانی بتعلقم . بی هیچ تعلقی به فرد وشرایط .... پس رنج نمیکشم.... من این روزها کناری می ایستم تا زندگی ازکنارم عبور کند....

روی خط زندگی

توسط محبوبه علی پور | دوشنبه بیست و سوم خرداد ۱۳۹۰ |
زن کهنسال کنار می نشیند .نان تافتونی در دست دارد وبی مقدمه ای ساده میگوید ۴۰۰ تومن خریدم... یکی نیست بگه گرون میکنن کیفیتش بهتر بشه یه لقمه  دهنم می ذارم مثه جیره نمیتونم بجوم نفرین میکنم...دخترم تنور خریده...گاهی وقتا چند تا نون برام میارم و...با دندون مصنوعی نمیشه این نونا رو خورد...

هیچ برنامه ای برای ساماندهی زنان خیابانی وجو د ندارد

توسط محبوبه علی پور | دوشنبه بیست و سوم خرداد ۱۳۹۰ |

مصطفی اقلیما:بحث زنان خیابانی از گذشته ها ودرجوامع مختلف وجود داشته ودارد. دلایل مختلفی در بروز این پدیده اجتماعی موثر است که میتوان به مسایل مادی واقتصادی ، سطح زندگی خانوادگی و مسایل روانی وعاطفی  اشاره کرد. درجامعه ما.گرچه این مقوله  درحد بحران  نیست اما مسولان  بنابر عللی سعی در انکار وکتمان وحتی نادیده گرفتن آن دارند .چنانکه به تازگی  به نقل از مسوولی در رسانه ها اعلام شد؛ تهران صد زن خیابانی دارد. که این آمار براساس استانداردهای جهانی بررسی آسیبهای اجتماعی مناسب شهری 12 میلیونی نیست. به هرروی اعلام همین آمارها نشان ازاین دارد که مسولان ما به این مساله توجهی ندارند واین مساله اجتماعی را جدی نمیگیرند. این درحالیست که در حال حاضر میتوان گروههای متعددی از زنان خیابانی را درجامعه دید.که به گونه های مختلف فعال هستند. اگر امروز ما آماری از این زنان نداریم یا به برنامه ریزی برای ساماندهی آنان نمی اندیشیم  به این دلیل است که ما حضور آنان را درجامعه نپذیرفتیم  .اگر امروز مسوولی ادعا میکند تعداد اندکی زن خیابانی وجود دارد یعنی اینکه در زمینه مشکلی وجود ندارد و امارما صفر  است . اگر اینگونه است چرا  نسبت به وضعیت عفاف وحجاب حساسیت نشان میدهند؟ چرا نگران آسیب اجتماعی ودختران فراری هستند؟به هرحال گرچه  نمیتوان منکر وجود آنان شد  اما  این افراد خود قربانی جامعه و شرایط محیطی شده  اند که در این زمینه اغلب رد پایی از مردان  مشهود است  .چنانکه بابررسی وضعیت این زنان در می یابیم  آنها  زمانی به صورتهای مختلف تحت ظلم مردی یا مردانی قرار گرفته اند .زیرا هیچ زنی دوست ندارد با شرایطی نظیر این افراد زندگی کند. زنانی به این ورطه می افتند که  یا خود معتاد هستند ورها شده اند یا از سوی مردی مورد خشونت قرارگرفته اند وبه این معضل گرفتار شده اند..

بنابراین جامعه باید با ساماندهی این گروه آنها را حمایت کند که بارها وبارهای دیگر مورد خشونت مردان قرار نگیرند. اما متاسفانه ما برنامه های کار آمدی برای ساماندهی این زنان نداریم.  اغلب نیز چون راهکاری نداریم این مقوله را شخصی دانسته وتحفص وبررسی از آن را ضروری نمی بینیم.  از این رو  .سالهاست که وعده اسکان وساماندهی این افراد مطرح می شود اما درعمل هیچ حمایتی از آنان وجود ندارد. درحالی که باید با برنامه ریزی علمی  به ساماندهی وحمایت  از آنان پرداخت.

انبساط خاطر سماور

توسط محبوبه علی پور | یکشنبه بیست و دوم خرداد ۱۳۹۰ |
 

یکی از دوست داشتنی ترین وسایل اداره سماور بزرگ و چرکین  و بد قیافه  ماست  .اما امروز که آمدم جای خالیش بدجور حالم را گرفت به عنوان نخستین فرد منتقد به این فقدان دردناک تماسهایی با افراد مختلف گرفتم که مثل همیشه افراد مسوول اظهار بی اطلاعی کردند   ومقام آگاهی که نمیخواست نامش فاش شود  نیز اعلام کرد برای اردو سماور را برده اند . ومن در اقدامی متمدنانه  از مسولان محترم که به فکر سماورما بودند تشکر کردم که باعث شدن چند روزی حال واحوال سماور بد ریخت ما در اردو عوض شود...

تلفات جاده ای ما بیش از سونامی ژاپن  است

توسط محبوبه علی پور | یکشنبه بیست و دوم خرداد ۱۳۹۰ |

پروفسورگرجی :

 

 سونامی ژاپن 15 هزار کشته داشت اما تلفات جاده ای و ترافیکی ما سالانه بنابر آماررسمی 25 هزار نفر می باشد .

 

پرفسور علی گرجی بابیان این مطلب به خبرنگار ما گفت : براساس آمارها به  طور متوسط در هر ساعت  سه نفر از هموطنان ما به دنبال  تصادفات  ترافیکی کشته می شوند  همچنین بنابربررسیهایی انجام شده ،  طی بیست سال گذشته حدود نیم میلیون نفر را درکشور از دست دادیم.  درجهان نیز هرساله  حدود یک میلیون و پانصد هزار نفر تحت تاثیر صدمات مغزی قرارمیگیرند . اما مقوله جدی گروههای تحت تاثیراین عوارض هستند چراکه بنابر امار بیشترین گروه تحت خطر افراد 15 تا 30 سال ودر رده بعد اطفال هستند بنابراین با وقوع  ضربه های مغزی   درواقع بیماری   50 -60 سال    به سیستم پزشکی تحمیل می شود. 

وی همچنین افزود : به دنبال این صدمات بیماریهایی دیگر نیز نظیر سردرد، صرع ، اختلالات حافظه و.. گریبان مبتلایان را میگیرد تا حدی که افراد ناچارند سالها سردرد و تشج را تحمل کنند . از دیگر مشکلات این صدمات ، تنگناهی اقتصادی وروانی  است که خانواده آنان تجربه میکنند.

تلاشهایی برای کاهش فاصله های علمی

این متخصص اعصاب از دانشگاه مونستر آلمان  با اشاره به وضعیت درمانی کشور خاطرنشان کرد : از نظر درمانی  در برخی رشته های پزشکی نظیر   بیماریهای قلبی پیشرفتهای خوبی داشتیم .اما در  بیماریهای مغز واعصاب؛ به طورکلی از نظرتشخیص ،  درمان وبازتوانی بین انچه درجهان وجود دارد و کشور ما  تفاوت بارزی موجود است . البته طی  دویا سه سال اخیر  تلاشهای   برای کاهش این فاصله ها انجام شده که میتوان بهایجاد مراکز علوم واعصاب شفا در تهران ورضوی مشهد  اشاره کرد . همچنین  مدت 7- 8 ماهی است که  مرکز صرع  در بیمارستان رضوی ایجاد شده   که در ان آخرین تکنیکها  برای بهبود بیماری صرع به کارگرفته می شود . روش   قراردادن الکتروددر مغز بیماران مبتلا به صرع مقاوم به دارو،  برای تشخیص کانون بیماری وتحریک اعصاب از این جمله است.

دکتر گرجی همچنین  گفت : با توجه به اینکه برای اغلب  صدمات مغزی درمان قطعی  وجود ندارد بنابراین بهترین شیوه پیشگیری است.برهمین اساس در آلمان طی برنامه ای پنج ساله آموزشی    تلفات ترافیکی  را از 28 هزارنفر به هفت هزار نفر رساندند وامروزه با وجود عدم ممنوعیت سرعت در بزرگراههای این کشور ؛ نرخ مرگ ومیر آنان سه هزارنفر می باشد.

* معضلی به نامموتورسیکلت

دکتر جلیل عرب خردمند  جراح اعصاب نیزبه خبرنگارما  گفت :  :  دربرخی  کشورها به  تحلیل وبرسی حوادث پرداختند وبرای هریک برنامه ها یی چند ساله را تعیین کرده اند . تا با راهکارهای مختلف  تلفات حوادث را کاهش دهند . .ما نیز اگر  حوادث خود را تحلیل کنیم در می ابیم یکی از معضلات ما وجود موتور سیکلت است  .در بسیاری کشورها بین دوچرخه واتوموبیل وسیله نقلیه ای به نام موتور سیکلت وجود ندارد.در حالیکه درجامعه ما به طور رسمی پیک موتوری داریم .اینجاست که باید بررسی کنیم این پدیده چقدر  اشتغال زایی کرده  وچقدر باعث مرگ ومیر اینها است؟ 

 

وی  با تاکید به ضعف امکانات توانبخشی در کشور اظهارداشت:     بسیاری از جانبازان  که دردوران دفاع مقدس دچار سانحه شدن هنوز هم پزشک اصلی خود را جراح اعصاب میدانند .حال انکه مسولیت  اصلی فرد بعد از درما ن اولیه باید به متخصصان طب فیزیکی منتقل شود . اما متخصصان طب فیزیکی به علت این که بیمه ها هزینه های اینها را پرداخت نمکنند ویا خود  وارد بازار کار نمی شوند ؛  چه از نظر  مردم عادی وچه از نظر متخصصان  وجامعه پزشکی ما به میزان کار ایی انان  توجهی نمی شود . حال آنکه در همه مراکزدرمانی  دنیا مجموعه ای از متخصصان  وظیفه توانبخشی بیماران را  انجام  میدهند .

دکتر عرب خردمند  به  حذف مددکاران اجتماعی در بیمارستانها اشاره کرده و گفت  :   ازابعادی که دردرمان روند بیمار  باید توجه داشت وضعیت اقتصادی اوست .وقتی بیماری دچار صدمه شده وما باید پیچ وپلاک بگذاریم واوتوان اقتصادی ندارداین مقوله    مسیر درمان را  تغییر میدهد  . این  که بیماردستش شکسته  وجراح  بگوید  گچ بگیرد مشکل حل نمی شود .بلکه باید ببیمنم بعد از این که گچ گرفت  وسه ماه ماند خرجش را چه کسی میدهد؟ این کار ارتوپد وجراح نیست .این وظیفه مددکاراجتماعی است  . دربیمارستان دولتی درعمل ،  چیزی به عنوان مددکار اجتماعی نداریم  الته ان روز هم که بود فقط مسوول تخفیف گرفتن بود درحالی که نقش موثری میتواند درروند درمان داشته باشد.

 

 

 

 

 

توسط محبوبه علی پور | جمعه بیستم خرداد ۱۳۹۰ |
آن زمانی
که برای تو
تمامیت تن های جهان
در یک تن
و تمامیت زنهای جهان
در یک زن
و تمامیت عشق
و تمامیت شعر
در نگاهش
             متجلی گردد،
و تو مجبور به دوریّ و صبوری باشی...


آه،
آن روز
تو محروم ترین مرد زمین خواهی بود!

* فصل فاصله ۲

کمکم کن

توسط محبوبه علی پور | جمعه بیستم خرداد ۱۳۹۰ |
دلم میخواهد ماشین بخرم و زبانم عالی شود اما نمیدانم کدام بهتراست اولویت باشد. من گواهینامه ندارم . درحال حاضر پول  کافی هم برای خرید ماشین ندارم .کلاس زبان هم وقت   میخواهد . نمیدانم چه کنم. گیج وسرگردانم  برای امسال چی کارکنم؟ کدام گزینه در خطزندگی من میتواند موثرتر باشد؟کمکم کن.....

افتخار

توسط محبوبه علی پور | جمعه بیستم خرداد ۱۳۹۰ |
دیروز رفتم همایش صدمات مغزی ونخاعی فکر میکردم مثل یک مشت همایش تشریفاتی وپر هزینه وبی خاصیت است اما چنین نبود. چون کار رابه کاردان داده بودند  پروفسور گرجی  فوق تخصص مغز واعصاب از آلمان سخنران فوق العاده ای است .ازهمه مهمتر انسان بی نظیری هم هست....اوبرای درمان جانبازان کشور بارها به ایران سفر کرده است .....

چند پژوهش فوق العاده هم ارائه شد که به مرور می گذارم...

* وقتی متخصصان حرف می زنند صدایی درگوشم می پیچد که دلی که برای ایران نمی تپد بهتر است هیچوقت نتپد... من میان صاحبنظران ومحققان احساس غرور میکنم....

هزینه های میلیاردی ؛ دستاوردهای قیراطی  

توسط محبوبه علی پور | جمعه بیستم خرداد ۱۳۹۰ |

 

امسال درحالی هفته  محیط زیست را سپری میکنیم که  زمزمه های طرح تحقیق وتفحص از متولی حفاظت از محیط زیست  کشور شنیده می شود.

طرحی که رئیس سازمان محیط زیست را وادار به شکایت از تفحص کنندگان کرد .

محمدی زاده   با خلاف قانون  دانستن  روند تحقیق وتفحص  گفت:  رئیس مجلس باید پاسخگو باشند که چرا برخلاف آیین نامه و قانون عمل شده و علیرغم اعتراض رئیس کمیسیون کشاورزی، طرح به صحن علنی رفته است. ما شکایت خود را از این عمل خلاف قانون به هیئت رئیسه مجلس برده ایم و از آنان خواسته ایم که در این مورد پاسخگو باشند  .وی همچنین  خاطرنشان کرد: ما ابهام قانونی داریم. هم به کمیسیون اصل نود شکایت کردیم، هم به معاونت حقوقی ریاست جمهوری و خدمت آقای رئیس جمهور

 شکایت کرده ایم.

   * خسارت  16 میلیارد دلاری

درحالی رئیس سازمان محیطزیست ماجرای تحقیق وتفحص  سازمان متبوع خود را واکنش نمایندگان استانهای شمالی کشور  در برابر مخالفت سازمان محیط زیست  با ساخت پالایشگاه بهشهر می پندارد.که نمایندگان حوزه  های مختلف مجلس شورای اسلامی ، بارها   به نقد عملکرد این سازمان پرداخته اند.

 

دکتر محسنی بند پی مخبر فراکسیون محیط زیست و توسعه پایدار درهمین زمینه به  گزارشگر ما میگوید:  :  درجهان ، مسایل مربوط به محیط زیست ،  به عنوان شاخص توسعه مطرح است .حتی خود عنصری موثر در سایر ارکان توسعه به شمار می آید.  این درحالیست که در سالهای اخیرشاهد کم توجهی وشاید بی توجهی به این حوزه  بود ه ایم  برای نمونه می توان به  الودگی هوای تهران اشاره کرد  . مقوله ای که بنابر گفته  سازمان بهداشت جهانی چنانچه با همین وضعیت ادامه پیدا کند تا سال 2016 خسارتهای آن ؛  به سالانه 16 ميليارد دلار مي رسد.

 

 

وی درادامه با تاکید برنقش نظارتی مجلس می افزاید :   امروزه ، متاسفانه شاخصهای  زیست محیطی ما  شاخصی مطلوب وقابل عرضه ای درجهان نیست و   طی 5--6 سال گذشته عملکرد مطلوبی از محیطزیست  نمیبینیم . چنان که ، قانون آلودگی هوا در سال 74 مصوب شده اما اجرای آن هنوزهم با نقص همراه است.

محسنی  همچنین اظهارمیکند : گرچه در سال های گذشته نیز  مشکلاتی درعملکرد  سازمان محیطزیست داشتیم اما درسالهای اخیر به وضعیت حاد رسیده وتلاشی نیز  برای حل مشکلات نشده است.  درحالی  ما   با بحران آلودگی هوا روبه روهستیم  که  معاینه فنی خودرو ها   پنج ساله شده است . آن هم برای خودروهایی که با گذشت شش ماه از عرضه دچار مشکلاتی نظیر احتراق ناقص و... می شوند این در شرایطی است که  درتمام دنیا تست فنی خودروها یکساله انجام می شود.  

*  نقص درالزامات قانونی

وضعیت  ناخوشایند حفاظت ازمحیط زیست کشور، دغدغه بسیاری از مسوولان وصاحبنظران است .

حجه الاسلام پورمحمدی رئيس سازمان بازرسي كل كشور با اشاره به وجود تخلفات زيست‌محيطي، معتقد است : فكر مي‌كنم الزامات قانوني ما در اين زمينه ناقص است.  گرچه قوه قضاييه برخورد مي‌كند اما ما بايد ابزار قانوني اعمال مديريت را تقويت كنيم و به هيچ‌وجه اجازه تخلف ندهيم.

 

وی  طي سخناني در پنجمين كنفرانس ملي روز جهاني محيط زيست اظهارکرد: آلودگي هوا و گرد و خاك پديده‌اي است كه چند سال اخير در كشور ما عارض شده و حدود 20 استان كشور را تحت آسيب خود قرار داده كه همه را نگران كرده و بايد بسيار به آن توجه كنيم. مسئله ديگر بحث گرم شدن هواست كه حدود سال 2020 يعني 10 سال ديگر اين پديده را در كشور خواهيم داشت و در سال 2040 با اين پديده به شكل حادتری  روبه‌رو خواهيم شد.

 

پورمحمدي خاطرنشان ساخت : طبق برنامه چهارم توسعه، سازمان حفاظت از محيط زيست مكلف به كاهش ميزان آلودگي هواي شهرهاي تهران، اهواز، اراك، تبريز، شيراز و كرج بوده كه متاسفانه در اين خصوص چندان توفيق نداشته است. بايد توجه داشت كه نمي‌شود با تعطيلي‌هاي يكي دو روزه و با تعطيل كردن كسب و كار مردم به جايي رسيد بلكه بايد به‌طور جدي و كارشناسي عمل شود.

 

وي با تاكيد بر اينكه بايد نهاد كنترل‌كننده و نظارتي خود را در دستگاه اجرايي‌مان تقويت كنيم، ادامه داد: منابع زيست‌محيطي بايد به صورت يكپارچه و هماهنگ و با نگاه حاكميتي و نظارتي نگريسته شوند و آب، هوا، خاك، جنگل، مرتع و دريا بايد در يك مجموعه كنار هم قرار گيرند و به صورت غيرمتصدي‌گرايانه به اين منابع نگاه شود.

 

* تلاشهای نمایشی

 

دکتر اسماعیل کهرم استاد دانشگاه  ، نیز  در خصوص طرح تحقیق وتفحص مجلس از سازمان محیط زیست به گزارشگر ما اظهارمیکند : امیدوارم این مساله  جدی وبا پیگیری همراه باشد ..زیرا طی 5- 6 سال گذشته عملکرد این سازمان  مطلوب نبوده است  .چنانکه شاهد نمونه های فراوانی از تخریب   محیطزیست بودیم . برای مثال ، میتوان به خشک شدن تالابها ودریاچه ها ی متعدد نظیر  پریشان ، گاوخونی ومیانکاله وارومیه  اشاره کرد. درحال حاضر تالاب  شادگان به زباله دانی تبدیل شده است .

وی درادامه با تاکید بر  ضعف عملکرد این سازمان می افزاید:  : این سازمان عریض وطویل با 7 هزار نیروی انسانی وبودجه ای که از این مملکت میگیرد در زمینه حفظ محیط زیست  هیچ کارکرد مثبتی نداشته است .   متاسفانه به جای کارهای اساسی در حفاظت از محیط زیست .مدیرا ن آن ،  به دنبال کارهای نمایشی هستند .مدیران محیط زیست به  ورود ببر سیبری به کشور می پردازند که هیچ گونه  فایده ای  ندارد .

دکتر کهرم همچنین خاطر نشان میکند : مشکلاتی که درباره آن صحبت میکنیم مسایل سالهای گذشته نیست .معضلات همین  5-6 سال اخیر ، است.  حفر غیرقانونی چاههاو وجاده سازیها  تالابها را نابود کرد.  درهمین زمان نیز ، اگر عزم جزمی ومردمی وبا مشارکت افراد صالح وجود داشت می توانستند مقابل این مشکلات را بگیرند . ما هرساله داریم جایگاه  ورتبه خود را در بین جهان از دست می دهیم. چنانکه درحال حاضر در بین 160 کشور جهان  به لحاظ  حفاظت از محیط زیست جایگاه 130 را دارا هستیم.

 

بنابرین اگر مجلس شورای اسلامی معتقد به وظیفه نظارتی خود است باید از محیطزیست  ونحوه عملکرد ان و استفاده این  سازمان از بودجه ها وامکانات  پرسش کند تا سازمان  به تغییر ساختار و مدیران اندیشیده و دربرنامه ریزی ها از  افراد متخصص بهره مند  شود .

 

توسط محبوبه علی پور | سه شنبه هفدهم خرداد ۱۳۹۰ |
سرانگشتانت

شانه ی موهای من اند

و  لبانت

لبانم را رنگ می زنند

با تو

          زیبا شده ام

* ورطه

دکتر مصطفی اقلیما : مشکلات بهزیستی با ادغام حل نمی شود

توسط محبوبه علی پور | دوشنبه شانزدهم خرداد ۱۳۹۰ |

مدتی است  که بحث ادغام سازمانها وادارات  مطرح می شود .در این میان نیزاخباری از ادغام سازمان بهزیستی با چند وزارتخانه نظیر وزارت بهداشت ودرمان واموزش پزشکی  شنیده می شودکه هریک از این تغییرات  قابل تامل و بررسی است .

چنانکه در مقوله ادغام  بهزیستی با وزارت بهداشت باید توجه داشت ؛ از انجا که  وظایف این دو نهاد سنخیت چندانی بایکدیگر  ندارد.به طوری که حیطه وظایف سازمان بهزیستی پیشگیری از آسیبها وبه خصوص صدمات اجتماعی است . از طرف دیگر ، وزارت بهداشت ودرمان واموزش پزشکی نیز با توجه به مسولیتهای متعدد خود توان رسیدگی به مسایل سازمان بهزیستی را ندارد زیرا در صورت واگذاری بهزیسستی به این سازمان سایر خدمات وزارتخانه مزبور تحت شعاع مسایل وچالشهای آسیبهای اجتماعی قرار میگیرد این درحالیست که شرایط موجود حاکی از آن است که این وزارتخانه با مشکلات بی شماری دست به گریبان است.

همچنین شنیده می شود در صورت ادغام وزارت کار با وزارت رفاه وتامین اجتماعی قرار است سازمان بهزیستی به این وزارتخانه نوین واگذار شود که این هم به دلیل مشکلات این دو سازمان جای تردید دارد .چراکه وزارتخانه مزبور خود درهمان بدو فعالیت مشکلاتی را خواهد داشت  که ازمهمترین چالش این وزارتخانه باید از " معضل اشتغال " یاد کرد بنابراین  نمیتوان مشکلی برمشکل اوزارتخانه یادشده  افزود. بنابراین نمیتوان امیدواربود با ادغام این سازمان با وزارتخانه ها و دیگر سازمانها مشکلات آن حل شده وکارایی آن رشد یابد.

 

 

به هرحال گرچه نمیتوان منکر مشکلات وتنگناهای سازمان بهزیستی  شد .اما یکی از دلایل بروز این مسایل کاستی هایی است که درعرصه  مدیریتی  این سازمان وجود دارد . مدیریتی که بیشتر مبتنی برحضور پزشکان است نه متخصصان مرتبط با حوزه ها.

زیرا  سالها قبل قرارشد برای رسیدگی به کودکان بیمار پزشکانی در بهزیستی به کار گرفته شوند اما به مرور این افراد به حوزه های مدیریتی وبرنامه ریزی وارد شدند . درحالی که دانش وشناختی نسبت به مسایل سازمان بهزیستی نداشتند . زیرا بخش وسیعی از وظایف این سازمان همانند  اعتیاد ، زنان خیابانی و.... به اسیبهای اجتماعی  مربوط می شود .

چنانکه امروز ه  شاهدیم   در به کارگیری نیروها برای آنان تفاوتی نمیکند که به جای یک متخصص مددکاری اجتماعی ؛ روانشناس ویا حتی دیپلمه ای به فعالیت مشغول باشد. همچنین ، این گروه ؛ توان کسب بودجه  واعتبارات دولتی را نیز ندارند وحتی اگر بودجه ای به دست آورند نحوه هزینه کردن مطلوبش را نمیدانند. به همین دلیل است که همچنان با تغییر مدیران پس از 4-5 سال وضع سازمان بهزیستی بد تر می شود.

به خاطر همین نا آگاهی از مسایل ؛ نیز به خصوصی سازی مراکز مربوط پرداختند . درحالیکه هدف اصلی خصوصی سازی گروهها و حوزه های در امد زابودند نه بخشهای هزینه بر بهزیستی .

از همین رو، با خصوصی شدن مراکز بهزیستی ، عملکرد آنان  ضعیف تر شد  چراکه اغلب مراکز برای کاهش هزینه های خود ، نیروهای متخصص والبته مورد نیاز را حذف کردند واز نیروهای غیر متخصص بهره جستند.

از دیگر مسایل قابل تامل اینکه ،  آسیبهای اجتماعی که متولی رسیدگی به ان سازمان بهزیستی است رویدادی یک ساله وده ساله نیست بلکه رخدادی با پیشینه پنجاه ساله است که حال تبدیل به آسیب   وحتی بحران شده ، بنابراین برای   رفع ان نیز  باید برنامه ای زمان بر وهزینه بر را در نظر بگیریم. برنامه ایی که با نظر کارشناسان ومتخصصان طراحی واجرا شود.

توسط محبوبه علی پور | یکشنبه پانزدهم خرداد ۱۳۹۰ |
شب جمعه این هفته شب ارزوهاست . من خاطراتم را فراموش کردم .میترسم ارزوهایم را هم فروش کنم...

بازگشت هيكل به الاهرام

توسط محبوبه علی پور | یکشنبه پانزدهم خرداد ۱۳۹۰ |

 

شرق .۱۲ خرداد :كمتر كسي است كه محمد حسنين‌‌هيكل را نشناسد. روزنامه‌نگاري كه به دليل كار مداوم و پيگير خود از 70 سال پيش تاكنون در عرصه رسانه‌هاي عربي خوش درخشيده است. هيكل در سال 1923 در مصر متولد شد. در سال 1957 به طور رسمي سردبيري روزنامه الاهرام را بر عهده گرفت و به مدت 17 سال به اين كار اشتغال داشت. وي از نظر فكري طرفدار ناسيوناليسم عربي به رهبري ناصر بود و همچنان بر اين اعتقاد پاي مي‌فشرد. تا سال 1970 هيكل روزنامه‌نگار و مشاور رسانه‌اي ويژه ناصر بود و در همان سال يك‌بار به وزارت فرهنگ و يك‌بار به وزارت امور خارجه رفت. پس از مرگ ناصر و روي كار آمدن انورسادات، هيكل تا سال 1974 در الاهرام ماند اما بعدها به دليل اختلافي كه با انورسادات پيدا كرد مجبور به ترك اين موسسه شد. از هيكل تاكنون ده‌ها كتاب منتشر شده كه عمدتا

حول وحوش سياست جهاني و منطقه‌اي است. برخي از آثار او نيز به شخصيت‌هاي تاريخي مصر نظير ناصر و اسناد دوران او اختصاص دارد. هيكل درباره پيامبر اسلام(ص) نيز كتاب معروفي نوشت كه همچنان مورد توجه علاقه‌مندان است. از همه اينها مهم‌تر اينكه هيكل طي يك قرن گذشته شاهدي زنده بر بسياري از تحولات منطقه خاورميانه ازجمله جنگ‌هاي اعراب و اسراييل، جنگ‌هاي آمريكا عليه عراق و افغانستان و نيز انقلاب‌هاي مهمي نظير انقلاب ايران بوده است. نوشته‌هاي وي به دليل خصلت روايي و مستند بودن خوانندگان زيادي دارد. آخرين ايستگاه حرفه‌اي هيكل شبكه الجزيره بود كه برنامه‌اي ويژه به نام «مع‌هيكل» داشت. گزارشي را كه مي‌خوانيد به حال و هواي خاص ورود دوباره هيكل به موسسه الاهرام در يك ماه پيش باز مي‌گردد. سخنان وي و همراهان قديمي‌اش درباره حرفه روزنامه‌نگاري و آرزوهاي مصري‌ها براي آينده آن هم در هرج و مرج برآمده از يك انقلاب مي‌تواند نكات آموزنده‌اي را به همراه داشته باشد. ظاهرا قرار است هيكل از اين پس نيز ستون ثابتي در الاهرام داشته باشد. استاد محمد حسنين‌هيكل با لبخند بر لب وارد ساختمان الاهرام شد. همان لبخندي كه 37 سال پيش به هنگام ترك اجباري الاهرام بر لب داشت و آميخته با دوستي، شوق و محبت بود. اين بار اين لبخند توام با نگاهي به آينده بود و لبخند آن روز حاصل 17سال كار در اين موسسه كهن و ديرپا كه برخي آن را ديوان زندگي معاصر مصريان توصيفش مي‌كنند، بود. مانند عادت هميشگي سر وقت آمد. قرار

ساعت 11 صبح روز 21 مي، تعيين شده بود. اتومبيل جلو ساختمان قديمي الاهرام توقف كرد بدون اينكه يك دقيقه تاخير داشته يا يك دقيقه زودتر از موعد آمده باشد. همه از خود مي‌پرسيدند چطور او توانسته در اين وقت صبح كه معمولا قاهره ترافيك سنگيني دارد خودش را سر وقت برساند؟ لبيب‌السباعي، رييس امور اداري و عبدالعظيم‌ حماد، سردبير و عبدالعظيم درويش، مدير تحريريه الاهرام براي استقبال پايين رفتند. هيكل برخلاف تصور از در جلو اتومبيل پياده شد و نشان داد كه هنوز دوست ندارد صندلي عقب بنشيند. با همان لبخند از اتومبيل پياده شد. چقدر شيرين بود برايش وارد شدن به خيابان الجلاء و همان ساختماني كه در بناي آن مشاركت داشته و شاهد آن بوده كه خشت خشت‌اش روي هم گذاشته مي‌شود و از عصري به عصري امتداد يافته و مصر را به جهان مي‌شناساند. ساختماني كه او

37 سال از آن دور بود. دوربين‌هاي شش كانال تلويزيوني در سالن، انتظار او را مي‌كشيدند. ميكرفون‌ها به طرفش هجوم آوردند. آسانسور را گرفت تا خود را به طبقه دهم برساند. در راه به دفتر با لبيب‌السباعي برخورد كرد. پرسيد: ببين چه كسي جاي من نشسته است؟ عبدالعظيم حماد پاسخ داد: سردبيري كه به نيابت از شما آنجا نشسته است! هيكل خنديد و گفت: منظورم دفترم در گذشته بود. آسانسور به طبقه دهم رسيد. هيكل، جميل‌فاروق جويده را ديد كه شاعري سرشناس است. همديگر را در آغوش گرفتند. همديگر را از قديم مي‌شناختند. با آمدن استاد ياسين و سامي متولي، فضا صميمانه‌تر شد. هيكل گفت: چهره‌هاي قديم و جديد به معناي استمرار كار است. عبدالعظيم حماد گفت: ما از نظر عاطفي همه به شما وابسته هستيم. استاد اكنون در ميان دوستانش بود. جهان سياست با جهان دوستي تفاوت دارد. در دنياي سياست كلمات همه حساب شده و حرف‌ها معنادار هستند. در هر چيزي ايما و اشاره‌اي وجود دارد اما در جهان دوستي حرف‌ها ساده هستند و با آميزه‌اي از شوخي و خنده‌هاي صميمانه. جملات خود به خود به سمت شوخي و لطيفه

پيش مي‌رود. هيكل قهوه‌اي ساده خواست. سپس از مشاهداتش در طول راه گفت و اينكه مردم چقدر سياسي شده‌اند و حرف‌هايي مي‌زنند كه او سر در نمي‌آورد. چه كسي مي‌داند مصر به كدام سو مي‌رود؟ هيكل از فاروق جويده گفت كه در ابتداي كار الاهرام گزارشگر اقتصادي بوده و مقالاتي درباره مسايل مصر نوشته بود. عبدالعظيم درويش از كتاب او نام برد: «چه كسي ثروت‌هاي مصر را ربود؟» سيد ياسين خنديد و گفت: چه كسي ثروت‌هاي مصر را به غارت برد؟ و بعد اضافه كرد: گويي او 40سال پيش ماجراهاي امروز را پيش‌بيني كرده بود. لبيب‌السباعي سعي مي‌كرد استاد را بيش از اندازه‌اي كه قرار گذاشته بودند، نگه‌ دارد. هيكل با خنده پاسخ داد: بي‌خودي سعي نكن. من بايد ظهر براي ناهار پهلوي نوه‌هايم باشم. به آنها قول داده‌ام. پس از آن، وعده ديدار با جوانان الاهرام بود. استاد در راهرو كه مي‌گذشت ناگهان ايستاد و گفت: ‌يك همچنين جايي بود كه ويليام راجرز، وزير خارجه آمريكا در دولت ريچارد نيكسون - پيش از دوران هنري كيسينجر - مرا ديد و گفت: مراقب كيسينجر باشيد! آن زمان او مقام مشاور امنيت ملي را داشت. راجرز كسي بود كه پيشنهاد آتش‌بس بين اعراب و اسراييل را در زمان جنگ داده بود. ديدار استاد با جوانان هم گرم و پرمحبت بود. هيكل براي همه كساني كه در الاهرام كار مي‌كنند فقط يك نويسنده بزرگ يا يك مورخ نيست كه شاهد دوره‌اي از تاريخ اين كشور بوده بلكه همواره با موضع‌گيري‌ها يا تحليل‌هايش بسياري را شيفته خود كرده است. اين وضعيت كلي اوست. براي جوانان او مانند يك مناره است چه براي آنها كه در زمان حضورش شاگردي او را كرده باشند و چه براي آنهايي كه در غيابش از او خوانده باشند. غيبتي كه بر اثر اختلاف او با انورسادات در سال 1974 حاصل و مجبور به ترك الاهرام شد. خودش مي‌گويد ديدارش از الاهرام براي بازگشت به آن نيست. از آن گذشته او احساس نمي‌كند هرگز در اين سال‌ها الاهرام را ترك كرده باشد و اين ديدار، ديدار كسي است كه پس از سال‌ها از خانواده‌اش بازديد مي‌كند. او خود الاهرام را ساخته و در بين روزنامه‌هاي جهان در مقامي بلند نشانده است. برخورد هيكل با نسل‌هاي جديد خوش‌بينانه بود و مي‌گفت: ‌چهره‌هايي را كه مي‌بينم بسيار بهتر از آن چيزي است كه تصورش را مي‌كردم. هنوز درك عميق او از اتفاقات جاري شگفت‌انگيز بود. مي‌گفت اكنون دوران جوان‌هاست. جوان‌هايي كه مي‌خواهند زير خورشيد براي خود و كشورشان جايگاهي كسب كنند. بنابراين سعي مي‌كرد همين پيام را به آنها برساند. در ضمن صحبت‌ها، حكايتي را نقل كرد كه جالب توجه بود: يك‌بار لندن بودم و در همان هتلي اقامت داشتم كه عبدالله بن‌عبدالعزيز (پادشاه فعلي عربستان) حضور داشت. گفتند او مي‌خواهد تو را ببيند. وقتي به ملاقاتش رفتم، گفت: من گمان مي‌كردم تو پير شده‌اي و نمي‌تواني راه بروي و عصا زير بغلت است. بعد يواشكي در گوشم گفت: راستي چي مصرف مي‌كني؟ با ادب گفتم: كار. چون غير از كار مواد مخدر ديگري نمي‌شناسم. بهترين چيزي كه مرا تسكين مي‌دهد، همين است. همه خنديدند.

كنفرانس خبري

در كنفرانسي كه برگزار شد تعدادي سخن گفتند و جايگاه استاد حسنين‌هيكل و نقش او را در الاهرام بازگفتند. عبدالعظيم حماد گفت: ‌استاد هيكل يك روزنامه‌نگار ساده نيست بلكه يك انديشمند جامع در حوزه‌هاي گوناگون است و ما بايد از دانش و انديشه او بهره‌مند شويم. هيكل در توضيح سخنان او گفت: الاهرام يك مجموعه قبايلي نيست بلكه پروژه‌اي است كه طي مراحلي تاريخي به اينجا رسيده است. هركسي به اين موسسه آمده هم خود موفق شده و هم آن را موفق‌تر كرده است. لبيب‌السباعي در سخنانش گفت: استاد هيكل طي سال‌هاي گذشته همواره به الاهرام و آينده آن لطف داشته است. به گفته او تيراژ الاهرام از تاريخ 10 تا 19 ماه مي ‌بيشتر شده و به نسبت سال‌هاي گذشته ركورد شكسته است. هيكل در خلال سخنانش گفت قرار است برود دادگاه و درباره ثروت‌هاي غيرقانوني حسني مبارك شهادت بدهد. اشاره مي‌كند كه حرف خاصي ندارد و كارشناس اين مسايل نيست. شايد كسان ديگري باشند كه در اين‌باره اطلاعات دقيق‌تري داشته باشند. در آخر توصيه مي‌كند: فقط من خواهش مي‌كنم اگر آمار و ارقامي مي‌دهيد، دقيق باشد. بعد اضافه مي‌كند: من هرگز از الاهرام جدا نبوده‌ام و خيلي از كاركنانش را نمي‌شناسم ولي همه را دوست خود مي‌دانم. هيچ‌كس نمي‌تواند الاهرام را از ذهن من پاك كند. هميشه در ذهن من حضور دارد. تاريخ الاهرام، تاريخ مصر است و اين خاطره‌اي است كه بايد باقي بماند. اين كشور در حال حاضر بيش از هرچيز به رسانه‌هاي امروزي احتياج دارد كه از همه جهت كامل باشد. يعني از رسانه‌هاي مكتوب گرفته تا مجازي و رسانه‌هاي ديداري و شنيداري. صدا و تصاويري كه وارد هر خانه‌اي مي‌شود. اين عصر، عصر رسانه‌هاي كامل و همه‌جانبه است و كلمه همچنان پيشتاز خواهد بود. كلمه مكتوب، اگر روزنامه‌نگار بداند چگونه از آن استفاده كند بر هر چيز ديگري برتري دارد. اين چالشي است كه فرا روي شما قرار دارد؛ شما نه ما. من آينده‌ام را سپري كرده‌ام. بخش اعظم آينده من همين جا در همين ساختمان است و بر صفحات الاهرام نقش مي‌شود. اگر ما جايگاه خود را بشناسيم آينده را در خواهيم يافت. هيكل سپس به سال‌هاي دوري از الاهرام پرداخت و گفت: سال 1956 زماني كه دعوت شدم تا به الاهرام بيايم اين اتفاق يك

نقطه عطف در كار حرفه‌اي من بود. همين‌طور خروج من از الاهرم نيز پس از اختلافاتي كه با سادات پيدا كردم يك نقطه عطف ديگر بود. با اولي من تجربه حرفه‌اي‌ام را در الاهرام شروع كردم و همه شما كم و كيف آن را مي‌دانيد. دومي هم براي من غنيمت بود زيرا از نظر انساني و حرفه‌اي و حتي مادي خوب بود. از نظر انساني به اين دليل كه من همچنان نظراتم را مطرح مي‌كردم و هزينه‌هايش را هم مي‌پرداختم. آن زمان هم حرف‌هايم را مي‌زدم و سادات تشخيص داد كه ماندن من در الاهرام با سياست‌هاي جديد او سازگاري ندارد. به من پيشنهاد مشاور سياسي و حتي معاون نخست‌وزيري دادند ولي من همه را عذر خواستم و رفتم. از نظر حرفه‌اي نيز اين دوره دوم براي من بد نبود. چون در مطبوعات خارجي قلم زدم. به خصوص در تايمز و ديلي‌تلگراف. از نظر مالي هم اوضاع بد نبود. وقتي من الاهرام را ترك كردم حقوقم پنج هزار جنيه (پول مصري كه پنج يا شش جنيه معادل يك دلار است) در سال بود يعني 416 جنيه در هر ماه كه پس از كسورات به 262 جنيه مي‌رسيد. اما درآمد من از نشر مقالات در مجلات خارجي اين خسارت را جبران مي‌كرد و حتي آنقدر بود كه من نصف آن را به حساب صندوقي مي‌ريختم كه براي آموزش دانشگاهي فرزندان كاركنان الاهرام تاسيس شده بود. چون من همواره نوشته‌هاي خودم را متعلق به الاهرام مي‌دانستم و برداشت بيش از 50 درصد آن را روا نمي‌دانستم. در اين سال‌ها كه از الاهرام دور بودم بيش از 12 كتاب چاپ كردم كه ثروت خوبي را براي من به همراه داشت و مرا از خيلي‌ها بي‌نياز مي‌كرد. هيكل درباره علت خروجش از الاهرام در سال‌هاي گذشته گفت: اين مساله به خروج مصر با يك صلح انفرادي و تحت شرايطي غيرقابل قبول – از نظر من – و تعهداتي كه من از نظر ملي و قومي دليلي براي آن نمي‌ديدم، برمي‌گشت. همچنين به حملات تبليغاتي شديدي كه عليه جمال عبدالناصر مي‌شد و تاريخ مصر را تكه‌تكه مي‌كرد. من همچنان به اين رويكرد ملي‌گرايي اعتقاد دارم و باورم اين است كه جمال عبدالناصر سمبل آن بود. يعني در يك چشم‌انداز استراتژيك، داخلي و بين‌المللي. ناراحت مي‌شوم كه برخي موضع مرا در قبال سادات شخصي مي‌كنند. كساني كه مرا از نزديك مي‌شناسند، مي‌دانند كه سه نفر از معاونان من از جمله فواد ابراهيم، عبدالله عبدالباري و علي الجمال نزد من آمدند تا نظر مرا تغيير دهند. گفتم: من نظر خودم را دارم و مي‌روم؛ مي‌روم تا الاهرام باقي بماند. سپس هيكل به حرفه روزنامه‌نگاري پرداخت و از تجربيات خودش در اين زمينه گفت: همين جا مي‌گويم آينده اين حرفه و شغل چه در الاهرام يا هر جاي ديگر به نوع نگاه ما به آن بستگي دارد. اين حرفه هم اكنون با چالش‌هاي زيادي مواجه است. برخي از اين چالش‌ها به سياست برمي‌گردد، ولي ما بايد نگاه‌مان به آينده باشد. كساني هستند كه از رسانه‌ها مي‌ترسند يا از اين بابت نگرانند كه رسانه‌هاي الكترونيكي جاي رسانه‌هاي مكتوب را بگيرد چون قدرت جذب سهمگيني دارد. جهان به طور كلي دارد از گسترش اطلاعات باد مي‌كند و منفجر مي‌شود. با وجود همه اينها اما من احساس مي‌كنم رسانه‌هاي مكتوب آينده قابل احترامي خواهند داشت. همچنان كه به استاد لبيب‌السباعي گفتم قدرت واقعي الاهرام به خبر بستگي دارد. مي‌توان حتي فراتر از واقعه رفت. خبر چيزي فراتر از واقعه است. تحليل‌هايي وجود دارد كه رسانه‌هاي الكترونيكي از آن محروم هستند. كلمه به تنهايي تعيين‌كننده است. با اين كلمه است كه مي‌توان به كنه خبر پي‌برد و زواياي متعدد آن را كاويد يا روند آن را توضيح داد، به بسياري از پرسش‌ها پاسخ گفت و سپس به تحليل آنها نشست. تحليل آگاهانه، مسووليت اصلي روزنامه است. روزنامه تاكنون اين خصوصيت را حفظ كرده و بيش از ساير رسانه‌ها با خود دارد. همچنين مي‌توان با صرف هزينه‌هاي مادي و انساني به خبر غنا بخشيد و اين كاري است كه رسانه‌هاي الكترونيكي فاقد چنين تواني هستند. رسانه‌هاي ديجيتال مي‌توانند مانند آنچه ويكي‌ليكس كرد دست به كارهايي بزنند اما منظور من از توانمندي اين نيست بلكه چيز ديگري است كه با آن قابل مقايسه نمي‌باشد. منظورم كاري است كه براي مثال ديلي‌تلگراف درباره امتيازات اعضاي پارلمان انگلستان انجام داد و تحول بزرگي در رسانه‌هاي انگليسي بود. شما واشنگتن‌پست را مي‌شناسيد و مي‌دانيد كه در مساله واترگيت چه كرد و براي نخستين بار منجر به خروج رييس‌جمهور آمريكا از كاخ سفيد شد. اتفاق واترگيت پيش از انقلاب الكترونيكي بود. اما مساله اعضاي پارلمان بريتانيا پس از اين انقلاب رخ مي‌داد. اين نشان مي‌دهد كه جايگاه روزنامه‌نگاران همچنان محفوظ است. شغل روزنامه‌نگاري ‌چنان كه مي‌دانيم به سه حرفه مهم خلاصه مي‌شود: معرفت، سرگرمي و خبر. رسانه‌هاي تفريحي و سرگرم‌كننده بخشي از اين رسانه‌ها هستند (تلويزيون نقش مهم‌تري در اين ميان دارد). ماهواره‌ها در اين باره پيشتازند و مي‌توانند بسيار بهتر از رسانه‌هاي مكتوب با رنگ، صدا و تصوير عمل كنند. مهم‌ترين وظيفه در مطبوعات اما اين است كه خبر را بدانيم و اين كلمه است كه به خبر معنا مي‌دهد. وي در بخش ديگري از سخنانش گفت: به نظر من مطبوعات موجود همه در يك بحران فراگير به‌سر مي‌برند. مساله مالكيت مطبوعات همچنان احتياج به بحث‌هاي عميق‌تري دارد. نه ملي كردن درست است و نه اينكه در اختيار دولت باشد. روزنامه تايمز در دوره دنيس هاملتون موفق شد بين اين دو، يك حد فاصلي قرار دهد كه همان هيات امنا بود. اين بحث‌ها درباره مالكيت مردوخ و كونراد و ... بر رسانه‌ها هم هست. شما پيوسته به سرمايه از يك سو و استقلال از سوي ديگر احتياج داريد. هر روزنامه‌اي سرمايه هنگفتي مي‌خواهد. به‌خصوص در اين شرايط بحراني. به هرحال به نظر من اين مساله احتياج به بحث‌هاي گسترده‌تري هم در سطح جهاني و هم منطقه‌اي دارد. در اين ميان نشريات خاص وضعيت ديگري دارند و با سرمايه خود كار مي‌كنند. بعضي از من درباره استقلال مي‌پرسند. به نظر من نخستين مساله، استقلال اقتصادي است. هر پروژه مطبوعاتي بايد ابتدا رسالت خودش را تعيين كند و بداند كه دارد چه خدمتي را ارايه مي‌دهد و اين خواننده است كه دارد بهاي اين خدمت را مي‌پردازد. درست مثل شغل پزشكي يا وكالت و... نمي‌توان كسي را بر آن داشت تا روزنامه‌اي زيان‌ده را تحمل كند. هيكل در ادامه اين بحث يادآورشد: ما وقتي الاهرام را بنيان گذاشتيم حتي يك ريال هم از دولت يا بانك‌ها نگرفتيم. من اعتقاد داشتم كه تكيه كردن بر نظام بانكي شبهه كمك دولتي را به همراه دارد. ما درست مانند كسي كه گاوي دارد و با شير آن زندگي خود را مي‌گذراند اين موسسه را بنيان گذاشتيم. مهم اين است كه در درجه اول استقلال راي داشته باشيد تا محتاج ديگران نباشيد يعني هم از نظر اقتصادي و هم از نظر حرفه‌اي. من سال‌ها در مطبوعات كار كرده‌ام. 30 سال در موسسات و

37 سال خارج از آنها، به نظر من اگر استقلال اقتصادي فراهم شود سپس استقلال سياسي و فكري هم مي‌آيد. هيكل در بخش ديگري از سخنانش به تحليل شرايط كنوني مصر به ويژه پس از انقلابش پرداخت و گفت: خيلي چيزها هست كه بايد در آنها تجديد نظر كرد. هيچ‌كس نمي‌تواند بگويد چه شد و از اين پس چه خواهد شد. به گمان من در دوره آينده ما بحث و جدل‌هايي طولاني خواهيم داشت و الاهرام و ديگران هم در اين بحث‌ها مشاركت مي‌كنند. اين كشور بايد به دوردست‌ها فكر كند. به اعتقاد من انقلاب يك تغيير روبنايي نيست بلكه يك تغيير اجتماعي، فكري و اقتصادي در درجه نخست است. از اين رو كارهاي زياد و سختي هست و هركس فكر كند مسايل به اين آساني حل مي‌شود اشتباه بزرگي مرتكب شده است. چون هيچ‌كس آمادگي اين شرايط را نداشت نه شوراي نظامي و نه كل كشور. جواناني بودند كه دست به كار شدند و مثل يك ماشه حوادث را شليك كردند. من موافق حرف‌هايي كه درباره مبارك زده مي‌شود، نيستم. از آن گذشته ما يك عادت فرعوني قديم داريم و خلاصه‌اش اينكه هرچه را از گذشته هست پاك كن و تمام تصاوير معابد را از بين ببر. به اعتقاد من اين درست نيست. به گمان من اين دوره نگراني طول خواهد كشيد تا در نهايت انقلاب راه خود را پيدا كند و اين راه تثبيت شود. ما چاره‌اي جز اين نداريم كه تحمل كنيم. به صراحت مي‌گويم كه تاريخ هرگز تكرار نمي‌شود. من با اين حرف ماركس به شدت موافق هستم كه تاريخ خودش را تكرار نمي‌كند كه اگر تكرار كند يك‌بار

به صورت درام و ديگر بار به صورت كمدي خواهد بود.

روزنامه و ماهواره

هيكل در ادامه سخنانش يك‌بار ديگر به وضعيت رسانه‌ها پرداخت و گفت: انسان قدرت پيشرفت دارد اما سرعت پيشرفت (زمان) بسيار بيشتر از حركت انسان است. اگر كسي تصور كند زمانه مي‌ايستد تا او حرفش را بزند، اين اشتباه خواهد بود. الان هيچ‌كس نمي‌تواند يك صفحه كامل را بخواند. بارها گفته‌ام كه مطبوعات با سياست مرتبط است. من آرزو مي‌كنم روزي برسد كه اين كشور بتواند اخبار خودش را در منطقه و جهان توليد كند. در حال حاضر چنين نيست و اگر روزي ايجاد شد قطعا بايد به وسيله مردان اين دوران توليد شود نه آنهايي كه به گذشته تعلق دارند. الاهرام احتياج به ماهواره دارد زيرا ماهواره به مثابه رسانه‌هاي متكامل است و آينده فوق‌العاده‌اي دارد. هيكل در پايان سخنانش يك‌بار ديگر بر حرفه خبرنگاري تاكيد كرد و گفت: براي اينكه الاهرام به جايگاه اصلي‌اش بازگردد بايد به خبر و تحليل و معناي آن روي آورد. نه اينكه خبر تفسير شود بلكه بايد به زواياي پنهان خبر فرو رفت. به اعتقاد من بايد بين خبر و حادثه تفكيك قايل شد زيرا حادثه به معناي جريان يك چيز است و خبر يعني پاسخ گفتن به همه پرسش‌هايي كه پيرامون آن مطرح مي‌شود يعني همان ارزش‌هايي كه گفته مي‌شود: چرا، چگونه، چه موقع و.... وي درباره پرسشي پيرامون نخبگان رسانه‌ها در مصر گفت: ديگر حيات ادبي مصر فردي مثل توفيق‌الحكيم يا نجيب محفوظ نزاييده و با اين اوضاع هيچ انتظاري هم نيست زيرا بحران بسيار بزرگ‌تر از آن است كه تصور مي‌شد هم در حوزه ادبيات و هم در سينما. ما در برابر يك بحران عمومي قرار گرفته‌ايم كه بر همه چيز و نه تنها الاهرام سايه انداخته است

نباید ازآتار تورمی واجتماعی افزایش دیه غفلت کرد

توسط محبوبه علی پور | یکشنبه پانزدهم خرداد ۱۳۹۰ |

طی روزهای اخیر ، خبر افزایش میزان دیه به یکی از جنجالی ترین مسایل در جامعه تبدیل شده است که البته واکنشهای متعددی را به هراه داشته است درهمین زمینه دکتر عباس شیخ الاسلامی  اظهار میکند : به اعتقاد من  هرقدر هم میزان دیه زیاد باشد با توجه به زیانها  وصدمات  انسانی ناشی از ان زیاد نیست .درواقع انتقادی بررقم مطرح شده دیه وجود ندارد  .اما برای اینکه مبلغ دیه به سطح واقعی خود برسد باید این رقم پلکانی افزایش پیدا میکرد . چنانکه پیش از این نیز چنین بود. سال گذشته مبلغ دیه 45 میلیون تومان بود  ومعمولا سالی پنج میلیون رشد داشت .با توجه به اینکه استدلال  دوبرابر شدن نرخ دیه ، رشد دوبرابری قیمت شتر است باید دید قیمت دیه سال گذشته غیر شرعی بوده یا امسال؟ همچنین حتی اگر قراربود افزایشی داده شود باید قبل از ان شرایط اجرا فراهم شودو راهکارهایی پیش بینی می شد. .برای نمونه پیش از این یارانه ای اختصاص می یافت تا اثار تورمی و اجتماعی  برای مردم نداشته باشد. مساله ای که در افزایش قیمت بنزین نیز قابل تامل است .

مساله دیگر با این نحوه افزایش دیه برزندانیان افزوده میشود .چراکه همه توان پرداخت این مبلغ را ندارند. .اما به طورکلی معتقدم ، به نظرم اگر قرار است هر قیمت اعلام  وتعیین شود باید جوانب ، توابع وآثار آن موردبررسی قرار گرفته وکا رکار شناسی انجام شود . ودراین زمینه  از نظرات کارشناسان حقوقی واقتصادی بهره مند شد

نکته دیگر اینکه ،پیش ازاعلام ان باید  دو قوه مقننه ومجریه در این زمینه هماهنگ بوده وبه نتیجه واحد می رسیدند  اما   با وضعیت فعلی  برنحوه عمل مسولان انتقاد وارد است چراکه باعث سرگردانی مردم وشرکتهای بیمه شده است .

 

به هرحال باید منتظر بمانینم وببینیم سرانجام  تصمیم گرفته شده  توسط وزیر داگستری ابلاغ  می شود یا خیر ؟ اگر وزیر دادگستری ابلاغ کرد لازم الاجرا خواهد بود  ومصوبه قانونی محسوب می شود .حتی اگر شرکتهای بیمه آن را تایید نکنند

توسط محبوبه علی پور | چهارشنبه یازدهم خرداد ۱۳۹۰ |
مرا در محبس بازوانت نگهدار
و به اسارت زنجيرهاي انگشتانت درآور
که اسارت در ميان بازوان تو چه شيرين است.

سپر باش ميان من و دنيا
که دنيا در تو تجلي خواهد کرد.
بر من ببند چون سدي عظيم
که در سايه تو من درياچه اي نخواهم بود،
آسمان دائم ارديبهشت خواهم بود.


نادر ابراهیمی

درد کهنه فقدان تخصص ومهارت

توسط محبوبه علی پور | دوشنبه نهم خرداد ۱۳۹۰ |

 

دکتر مصطفی اقلیما :چند سالی  است که مسولان مختلف بنابرشرایط  گوناگون ،  اماری در زمینه افزایش دختران در دانشگاهها داده  و از آن به  عنوان  یکی از دغدغه های  جامعه امروز وفردا یادمی کنند   اما بانگاهی با اماری که وزارت علوم منتشر کرده   این مقوله چندان نگران کننده به نظر نمی رسد زیرا اصولا طی ده  سال اخیر  تحصیل دختران 5یا 6 درصد رشد داشته است که علت آن نیز  افزایش جمعیت شرکت کننده دختر در دانشگاههاست . . برای نمونه ؛ در سال 87 شرکت کنندگان زن رشته تجربی 296325 نفر  وشرکت کنندگان مرد 120823 نفر بیان شده یعنی زنان دوبرابرمردان شرکت کردند .اما سرانجام زنان 7 درصد بیشتر از مردان دراین رشته ها پذیرفته شدند. به این ترتیب از کل پذیرفته شدگان 33/27 را زنان و71/20 درصد را مردان تشکیل داده اند.   این درحالیست که  پسران رغبت بیشتری برای ادامه تحصیل در رشته های فنی وریاضی نشان داده اند چنانکه درهمین سال ، در مقابل 157687شرکت کننده مرد ،124104 زن شرکت کردند . به هرروی ، برخی مسولان با اشاره به تحصیل دختران در برخی رشته ها  نظیر رشته های علوم انسانی معتقدند که دختران بیشتردردانشگاه تحصیل میکنند . درحالیکه اگر به دانشگاههای فنی ، همانند صنعتی شریف  مراجعه شود این نظر تغییر میکند چراکه دختران دانشجوی دراین مراکز در پاره ای از رشته ها به 5 درصد هم نمی رسند.

نکته دیگر اینکه ، پسران  به دلیل شرایط وجایگاه اجتماعی  خود ناچارند در رشته هایی تحصیل کنندکه اینده شغلی مناسبی داشته باشند  ، از این رو اشتیاق  بیشتری به تحصیل یا ادامه فعالیت در رشته های فنی   دارند  .

همچنین طی سالها ، دختران دریافتند برای کسب فرصتهای بهتر در زندگی ناچار به تحصیل هستند در حالیکه همه آنها نیز فرصت اشتغال را نخواهند داشت چنانکه  بنابر آمارارائه شده ، امروزه 11 درصد از نیروی کار جامعه را زنان تشکیل میدهند .

به هر حال  باید توجه داشت ، دغدغه مهمتر از تحصیل دختران ، وضعیت اموزشی دانشگاههاست. زیرا با وجود فعالیت انواع دانشگاههای دولتی وغیر دولتی  که هرکدام  سالانه هزاران فارغ التحصیل تحویل جامعه می دهند . ما متخصص  وصاحبنظر تربیت  نمیکنیم .زیرا اغلب دروس دانشگاهی  تاثیری در توانمندی دانشجو  ندارد . این در حالیست که درجوامع پیشرفته سعی میکنند از  همان سالهای پایانی دبیرستان ؛  دانش آموزبا تخصصی اشنا شود  ودرهمان زمینه فعالیت کرده ودر آمد زا باشد.  دراین گونه جوامع ، ارزش افراد به کار، تخصص و در امدی است که کسب میکنداما در کشور ما ارزش افراد به مدرک است .مدرکی که اغلب نیز تخصص  وتجربه کاری به همراه ندارد.  علت این امر اینست که سالهاست مسولان برا ی کاهش مشکلاتی نظیر بیکاری  ؛جوانان را به سوی دانشگاههای مختلف هدایت کرد  ه اند.  درهمین زمینه جایی  از مسوولی نقل شده بود  : "من به دولت خدمت کردم  زیرا جوانانی که  بیکاربودند ومیتوانستند برای دولت دردسر باشند را به دانشگاهها کشاندم تادولت نفس راحت بکشد."  اما اینگونه مسولان نمیدانند یک فرد دیپلمه هرکاری را انجام میدهد اما همین فرد وقتی  لیسانس وبالاتر شد به هر کاری تن  نمیدهد.  بنابراین باید ، افراد متخصص وبه اندازه مورد نیاز تربیت کنیم .زیرا امروزه دربرخی رشته ها با تراکم نیروی  تحصیلکرده که اغلب نیز بیکارند مواجه هستیم که میتواند مشکلات را در پی داشته باشد. درحالیکه اگر دو رهنمود مقام معظم رهبری یعنی  تاکیدبه شایسته سالاری وپاسخگویی  را سرلوحه برنا  مه ها قرار میدادیم این مسایل به حداقل می رسید .زیرا اگر مدیران ما براساس شایسته سالاری  فعالیت میکردند ؛  در تربیت نیروی انسانی از پرورش متخصصان غافل نمی شدند و پاسخگوی وضعیت فعلی آموزش کشور نیز بودند.

پرستاران همچنان چشم انتظار حمایت

توسط محبوبه علی پور | جمعه ششم خرداد ۱۳۹۰ |

یش از یک سال از وعده  اجرای" قانون ارتقا بهره وری پرستاران" میگذرد  .طی این زمان افزون بر 100 هزار پرستار چشم انتظار تحولاتی هستند  که  اندکی  از مشکلات آنان را کاهش دهد.. اما هنوز ثمرات  این قانون به وعده وخبرها  ختم شده است .

منیره – الف یکی از پرستاران با ابراز ناخشنودی از این وضعیت میگوید: گرچه اغلب  شغل پرستاری رادر زمره مشاغل سخت میدانند اما حمایت چندانی ازاین قشر- که بیشتر آنان را زنان تشکیل میدهند ، - نمی شود .  پرستاران ناچاران با وجود دشواریهای این حرفه ، مشکلاتی نظیر  اضافه کاریهای تحمیلی و حقوق پایین را تحمل کنند. درحالیکه زمان وانرژی بیشتری را نسبت به دیگر نیروها که در آمد بالاتری دارند ، صرف میکنند.

الهه – ک دیگر پرستاری که در یکی از بیمارستانهای خصوصی مشغول فعالیت است  نیز اظهار میکند : چند تن از همکارانم که برای بازنشستگی اقدام کرده اند ، متوجه شدند  کارفرما هزینه لازم  بابت  این مساله را به بیمه پرداخت نکرده اند بنابراین بامشکلاتی مواجه شدند حتی تصمیم گرفتند خودشان این هزینه را شخصی بپردازند  اما بازنشسته شوند.

 

* اخذ تعهدخلاف است

شریفی مقدم  دبیر کل خانه پرستار با اشاره به تاخیر دراجرای قانون ارتقا بهره وری پرستاران   می افزاید :  دراستای اجرای این قانون گامهای مثبتی برداشته شده که میتوان  به جذب 23 هزار نیروی جدید اشاره کرد . چنانکه ، .درحال حاضر مرحله گزینش نیروها انجام می شود که انتظار می رود ،  اواخر خرداد یااوایل تیر سال جاری نیروهای جدید وارد بازار کار شوند. اما زمانی پرستاران میتوانند ازمزایای قانونی بهرهمند  شوند که شیفت کاری آنان کاهش پیدا کرده و ازمنافع قانون ارتقا بهره وری نصیب ببرند. 

وی درادامه  با تاکید براینکه قانون مزبور همانند دیگر قوانین مزایا وکاستی هایی دارد اظهار  میکند : برخی  دانشگاههای علوم پزشکی کشور نظیر دانشگاه کردستان وقم تلاش مثبتی برای اجرای این قانون کرده اند چنانکه با تنظیم دستورالعملی قابل قبول ، ساعت کاری پرستاران را تغییرداده اند .اما درمقابل برخی دانشگاهها با پررنگ کردن برخی مسایل  به ایراد ازقانون گرفته وزمینه نارضایتی پرستاران را فراهم کرده اند.حتی در برخی ازاین دانشگاهها نی مقوله نظر سنجی مطرح شده  که منطقی نیست زیرا این قانون لازم الاجرا می باشد.

شریفی مقدم  همچنین می افزاید: برخی دانشگاهها ی علوم پزشکی کشور ، در راستای اجرای این قانون به مساله اخذ تعهد ازپرستاران برای ادامه فعالیت تاکید دارند. درحالیکه درقانون مذکور چنین بحثی بیان نشده واخذ تعهد خلاف قانون است زیرا درقانون  ارتقا بهرره وری   آمده است :"  مزاياي اين قانون به شاغليني تعلق مي‌گيرد كه فقط در يكي از بخشهاي دولتي يا غيردولتي مشغول خدمت باشند " به  تعبیر دیگر ،  اگر پرستاری دردو بیمارستان فعالیت میکند که یکی دولتی ودیگری خصوصی است فقط از مزایای قانونی  یکی

 

از انها  بهره مند  می شود.

 

چندی پیش نیز  میرزا بیگی ، رئیس سازمان نظام پرستاری کشور دراین زمینه  معتقد است  

 

بر اساس این قانون باید پرستاران و دانشگاههای علوم پزشکی نسبت به هم تعهدهایی داشته باشند و لازم است که پرستاران برگه تعهدنامه ای را امضا کنند اما طبق توافق وزارت بهداشت و سازمان نظام پرستاری قرار است متن این تعهدنامه با توافق وزارت بهداشت و این سازمان نهایی شود و در اختیار پرستاران قرار گیرد.

 

 

رئیس کل سازمان نظام پرستاری می افزاید  :  هنوز متن این تعهدنامه بین وزارت بهداشت و سازمان نظام پرستاری نهایی نشده اما شنیده ایم برخی دانشگاههای علوم پزشکی برگه هایی را به عنوان تعهدنامه به پرستاران ارائه کرده اند تا امضا کنند که بر خلاف توافق قبلی بین وزارت بهداشت و سازمان نظام پرستاری است بنابراین  توصیه ما به همه پرستاران کشور این است که تا قبل از اعلام این توافق از سوی سازمان نظام پرستاری هیچ تعهدنامه را امضا نکنند. امضا نکردن تعهدنامه به هیچ وجه مانعی برای پرداخت مابه التفاوت اضافه کار آنان مطابق قانون ارتقای خدمات پرسنل بالینی نیست و مطابق ابلاغیه وزارت بهداشت باید این حق پرستاران را در اسرع وقت به آنان بپردازد.

 

 

 

* نگاه پزشک سالارانه برنظام سلامت

از مسایلی که همواره پرستاران از آن گلایه مند هستند  ، اختلاف دستمزد آنان با پزشکان است.

محمد شریفی مقدم  دراین باره می گوید : چهار سال   از تصویب قانون تعرفه گذاری پرستاران می گذرد  وقراربراین بوده که ظرف شش ماه آیین نامه اجرایی ان تدوین شود . حتی اجرای پایلوت ان در برخی بیمارستانهای کشور اعلام شد  که درعمل به اجرا در نیامد. علت عمده عدم اجرای ان ؛  نگاه پزشک سالارانه برسیستم نظام سلامت ما است و .این امر اجازه نمیدهد منافعی  که دراین عرصه به دست می آید به طور عادلانه توزیع شود.  درحالیکه در هیچ کجای دنیا منافع  بخشی از یک گروه نسبت به دیگران صد برابر نیست 

البته هرگاه دراین زمینه صحبت می شود ، متولیان امر ،   کمبود بودجه را به عنوان مانع اجرای قانون یادشده مطرح میکنند   .درحالیکه  تاكنون بيش از 500 خدمت پرستاري براي استانداردسازي تدوين شده ا اما تعرفه‌گذاري آن به دليل تامين اعتبار در وزارت رفاه و شوراي عالي بيمه معطل مانده است.

* بحران نیروی انسانی

بسیاری از پرستاران امیدوارند با جذب نیروهای  جدید  بار مسوولیت پزشکان فعلی کاسته شود اما آیا  این وضعیت محقق می شود؟

شریفی مقدم دراین باره میگوید:   با  وجود جذب این افراد همچنان  بابحران  کمبود پرستار روبه رو هستیم  واین امر ، تلفاتی را به همراه دارد .چنانکه شواهد حاکی از آن است که در برخی بیمارستانها چندین بخش با تعداد محدودی نیروی  انسانی  اداره می شود . این درحالیست که هر روز ، بیمارستانی ساخته می شود تخت وتجهیزات پزشکی افزوده می شود اما تغییری در نیروی انسانی دیده نمی شودبنابراین کمبود پرستار ظلم به مردم است .زیرا به دنبال آن تلفاتی رخ می دهد.چنانکه در سال 2002 در امریکا اعلام شد سالانه 90 هزار به دلیل خطای گروه پزشکی فوت کرده اند این مساله در جامعه  ای مطرح شده   که ازاستانداردهای قابل قبولی بهره مند است . بنابراین باید برای کاهش صدمات در تقویت نیروی انسانی تلاش کنیم. 

توسط محبوبه علی پور | سه شنبه سوم خرداد ۱۳۹۰ |
 

 نشسته ام

بدون تو

حرف میزنم  رنج می کشم

سالهاست  عادت کرده ام

داغهایم را بشمرم

فرشته عدالت مشكل نزديك بيني دارد؛ سايه شوم«كارچاق كن»ها بر امنيت قضايي مردم  

توسط محبوبه علی پور | دوشنبه دوم خرداد ۱۳۹۰ |

 

 چندي پيش، حجة الاسلام و المسلمين «مصطفي پورمحمدي» در جمع خبرنگاران با اشاره به فعاليت دلالان

 وكارچاق كن ها در قوه قضاييه اظهارداشت:پرونده قطوري كه شايد سنگين ترين پرونده سازمان بازرسي كل كشور بوده در اين مورد تهيه و در اختيار مسؤولان ارشد قوه قضاييه قرار گرفته است .

رئيس سازمان بازرسي كل كشور افزود : براي تهيه اين پرونده 20هزار نفر ساعت كار كارشناسي انجام شد تا اين پرونده 1440صفحه اي با 30هزار برگ تحقيق نهايي شود!گرچه نمي توان منكر وجود اين افراد در بدنه اداري كشور شد، اما بايد ديد علل نفوذ كارچاق كنها در دستگاه قضا چيست ؟دكتر علي نجفي توانا، حقوقدان در پاسخ مي گويد: كارچاق كني از پديده هايي است كه به علت عدم كاركرد درست نظام اداري حاصل شده ودر حقيقت از جمله مظاهر فساد اداري در يك جامعه محسوب مي شود.

 

قانون ناسخ و منسوخ و فضاي زيست انگل ها

 

بنابراعتقاد بسياري يكي از بسترهاي مؤثردر فعاليت كارچاق كنها، ضعف در قانون يا اجراي آن است .

نجفي توانا، جرم شناس معتقد است: اولين علت بروز پديده منحوس كارچاق كني وجود قوانين ناسخ ومنسوخ، تراكم قوانين و ابهام وخلا در قوانين مي باشد. وجود اين قوانين باعث اطاله دادرسي وعدم حصول نتيجه براي ارباب رجوع مي شود. از اين رو گاه، ارباب رجوع براي رها شدن از طولاني شدن روند دادرسي به هر وسيله اي متوسل مي شود، در اين شرايط افراد سود جويي كه مترصد فرصت هستند بهترين استفاده را از اين وضعيت مي كنند.

جاويد نيا، قاضي جرايم رايانه اي، خاطر نشان مي كند: مهمترين علت دراين زمينه عدم شفافيت قوانين ونا آگاهي است، چنانچه راهكارهاي قانوني و حدومرز آن به طور شفاف مشخص شود دلالان نمي توانند سو استفاده كنند؛ بنابراين بايد در نخستين قدم به شفاف سازي واطلاع رساني پرداخت .

فرهاد تجري، عضو كميسيون حقوقي قضايي مجلس شوراي اسلامي نيزبا اشاره به تنوع وتكثر قوانين به عنوان عاملي براي فعاليت دلالان مي گويد: كارچاق كنها وافرادسود جو اغلب از ناآگاهي مردم سواستفاده مي كنند، البته بنابر شواهد مشخص شده برخي از آنها اشراف اندكي به مسايل حقوقي دارند وباپشتوانه همين مسأله فعاليت مي كنند، اما گروهي نيز بدون بهره مندي از دانش حقوقي فقط از ارباب رجوع نا آگاه كلاهبرداري مي كنند.

 

آموزش را جدي بگيريم

 

دكتر نجفي توانا، با اشاره به اهميت تخصصي كردن فعاليت قضات در عرصه كيفري وحقوقي مي گويد: بنابر دلايل مختلف ما شاهد جابه جايي قضات هستيم، اين تحولات مانع كسب تجربه ودانش وشم قضايي خواهد بود؛ همچنين پيچيدگي دعاوي ايجاب مي كند تا متصديان امور اداري وقضات دستگاه قضايي داراي اطلاعات به روز و آگاه از فناوريها ودانش روز باشند.

قاضي جاويد نيا نيز به مقوله ديگري در امر آموزش اشاره مي كند ومي افزايد: از نكات قابل تأمل در اين زمينه، آموزش كاركنان دردستگاه قضاست، چنانكه بايد به اين مسأله توجه داشته باشند كه حتي شيوه جواب دادن آنها به ارباب رجوع مي تواند منجر به سو استفاده شود، چرا كه تجربه نشان داده برخي برخوردهاي عادي كاركنان منجر شده فرد خاطي ادعاي آشنا بودن وارتباط كند.

 

آقاي وكيل! كمك نمي خواهيد...

 

جاويد نيا با تاكيد برعنصر نظارت مي گويد: درسطح كلان و مديريتي ادارات وبا پشتوانه واحدهاي حفاظت وحراست بايد چشمان تيز بيني براي نظارت محسوس و نا محسوس فعال باشد به اين ترتيب مي توان با اين نظارتها افراد دلال را كه رفت و آمدهايي به مراجع قضايي دارند، شناسايي كنند.

نجفي توانا نيز با انتقاد از عدم نظارت كافي برچگونگي عملكرد برخي افراد و گروهها در سيستم قضايي مي گويد: بسياري از كارچاق كن ها ي سيستم قضايي به حدي وقيح وگستاخ هستند كه از عده اي مشاور وحقوقدان در مجموعه فعاليت خود استفاده كرده با شريك شدن دراموال اصحاب دعوا سعي در نفوذ در پرسنل قضايي را دارند.وي در ادامه خاطر نشان مي كند: اين دلالان با ادعاي ارتباطاتي كه دارند به صورت تضميني با ارباب رجوع كار مي كنند و ارباب رجوع مستاصل نيز به جاي مراجعه به افراد متخصص و وكيل دعاوي به اين افراد مراجعه مي كنند.

جالب اينجاست كه گاه فعاليت اين كارچاق كن ها به طور سازمان يافته تري انجام مي گيرند! برخي افرادنيز باقدرت يا تشكيل مؤسسات خصوصي بخشي از وكلاي جوان و كم كار را با حداقل حقوق به كار مي گيرند!و با سو استفاده از آنان وبا ادعاي اينكه داراي ارتباطات مي باشند سعي در پذيرش وكالت و پيگيري امور ارباب رجوع را دارند. مجموعه عوامل ياد شده باعث شده پديده كارچاق كني به حدي نفوذ كند كه برخي از اين افراد با مراجعه به وكلاي مشهور اظهار مي كنند كه مي توانند مشكلات آنها را حل كنند.

با توجه به آنچه گفته شد بايد ديد قانون در كوتاه كردن دست اين افراد تا چه حد مؤثر است ؟

قاضي جاويد نيا دراين باره مي گويد: قوانين برخورد با كارچاقكنها كارساز است، اما بيشترين معضل به اثبات وكشف مربوط مي شود، زيرا افرادي كه دردام دلالان گرفتار شده اند درواقع به نوعي كارغيرقانوني انجام داده اند، حتي اگر دراين شرايط دچار ضررو زيان شده به مراكز قضايي مراجعه نمي كند و گزارش نمي دهد .

دكتر نجفي توانا نيز دراين خصوص معتقداست: مهمترين شيوه براي رفع اين معضل تصويب قانوني صريح وروشن با مجازات شديد براي دست اندركاران ووابستگان ومعاونين وشركاي اين افراد است، غير از اين واكنش كيفري شديد كه مستلزم تصويب قانوني روزآمداست، نظام قضايي بايد درامر نظارت به صورت محسوس وغير محسوس فعال باشد نظارتي كه اگر به درستي انجام گيرد وبا قدرت وشدت وبدون تعارف اعمال شود دست كارچاق كن هاي انگل صفت را از نظام قضايي وامور ارباب رجوع كوتاه خواهد كرد.وي همچنين تأكيد كرد: در قوانين فعلي ما مقررات صريحي در اين زمينه وجود ندارد، اما مي توان از ظرفيت برخي قوانين نظير كلاهبرداري اعمال نفوذ ياتحصيل مال نامشروع استفاده نمود كه به نظر مي رسد اجراي آن باچالش مواجه خواهد شد، زيرا عملكرد خلاف قانون كارچاق كن ها به گونه اي است كه دسترسي به آنها واعمال قانون چندان آسان نيست، بنابراين نيازمند قانوني جديد با جامعيت بيشتري هستيم.

 

تاراج اعتماد همگاني

 

گرچه نفوذ دلالان در چرخه اداري كشور مخرب است، اما نفوذ آنها به بدنه قوه قضاييه آثار ناخوشايندي دارد. نجفي توانا دراين باره اظهار مي كند: سيستم قضايي به عنوان مسؤول حل وفصل وتظلم خواهي به عنوان نمادمميزي عمل مي كند از اين رو، پديده كارچاق كني دراين ساختار، بسيارخطرناك و سؤال برانگيز است، زيرا دستگاه مذكور مسؤول سلامت هنجارها و رفتارهاي آحاد مردم وكاركنان ونهادهاي اجرايي است واگر دچارچالش شود، بايد آسيب شناسي كرد و راههايي را براي برخورد بادلالان كه در واقع قاچاقچيان عدالت هستند، اعمال كرد. 

  

سونامي ادغام در آموزش و پرورش

توسط محبوبه علی پور | دوشنبه دوم خرداد ۱۳۹۰ |

 

طي روزهاي اخير شاهد تحولات چشمگيري در وزارت آموزش وپرورش بوديم، چنانکه در آخرين اخبار مطلع

 شديم، وزير آموزش و پرورش طي احکام جداگانه اي، فرشته حشمتيان را به عنوان «رئيس سازمان مدارس غيردولتي، توسعه مشارکت هاي مردمي و خانواده»، حسين هژبري را براي «رياست سازمان آموزش و پرورش استثنايي» و سوسن کشاورز را در سمت«مشاور وزير در امور اجرايي سند راهبردي تحول بنيادين» منصوب کرد.

اين در حالي است که در هفته گذشته با ادغام و تجميع فعاليت «سازمان مرکزي انجمن اوليا و مربيان، اداره کل امور زنان و سازمان مدارس غيردولتي و توسعه مشارکت هاي مردمي» سازمان جديدي با عنوان «سازمان مدارس غيردولتي، مشارکت هاي مردمي و خانواده» در جايگاه معاونت وزير در ساختار ستادي وزارت آموزش و پرورش ايجاد شده است.

در همين زمينه، فرشته حشمتيان در گفتگو با رسانه ها با اشاره به سياست تغيير ساختار آموزش و پرورش گفت: با توجه به مطالبات مقام معظم رهبري، در راستاي تحول بنيادين و تدابير دکتر حاجي بابايي در کيفيت بخشي به فعاليتها، تجميع وظايف و مأموريتهاي مشترک در اين وزارتخانه از ضروريات است.

وي افزود: به منظور جلوگيري از هر گونه موازي کاري و افزايش کارآمدي بدنه دولت که از سياستهاي زيربنايي دولت خدمتگزار است، آموزش و پرورش با توجه به نقش تأثيرگذار خانواده، والدين و جامعه در جهت ارتقاي فعاليتها در اين پيوستار با چشم انداز تحقق اهداف متعالي تعليم و تربيت در حرکت است.

حشمتيان با اشاره به نقش مؤثر شوراهاي آموزش و پرورش و نقش تأثيرگذار زنان در خانواده، تجميع فعاليتها در سه حوزه امور زنان، انجمن هاي اوليا و مربيان و مدارس غيردولتي و مشارکت هاي مردمي را امري هوشمندانه خواند و اذعان کرد: اين تجميع به معناي انحلال هيچ کدام از اين حوزه ها نيست و تعبير صحيح، تجميع فعاليتهاي مشترک اين سه حوزه در يک حوزه است.

وي همچنين، اصلاح ساختار اخير آموزش و پرورش را ادامه اصلاح ساختار ستادي اين وزارتخانه خواند و گفت: ارتقاي جايگاه مردمي و تقويت نقش خانواده در آموزش و پرورش از تدابير طلايي دکتر حاجي بابايي است.

 

به دور از شتابزدگي عمل کنيد

 

به هرحال بايد ديد نگاه صاحب نظران در اين زمينه چيست؟

نصيري قيداري، عضو کميسيون آموزش و تحقيقات مجلس شوراي اسلامي در اين باره به گزارشگر ما گفت: به طور کلي بحث ادغامها به طور عمومي در برنامه پنجم توسعه مورد تأکيد قرار گرفته، چنانکه در ماده 53 برنامه پنجم دولت موظف به ادغام چهار وزارتخانه شده است؛ از اين رو بحث ادغام جزو اسناد مديريت خدماتي کشور و در راستاي چابک سازي دولت مي باشد. اما بايد توجه داشت براي اين ادغام در تمام سازمانها و مؤسسات کار کارشناسانه انجام شود و سعي شود نهادهاي همسو را با هم ادغام کند، از اين رو ادغام آموزش وپرورش با نهضت سوادآموزي پسنديده است، زيرا نهادهاي همسويي هستند که موجب پرهيز از برخي موازي کاري مي شود.

به هر حال معتقدم، چنانچه اين ادغامها با پشتوانه کارشناسي و بدون عجله انجام شود مثبت بوده و موجب پويايي دستگاه ها مي شود.

دکتر عباسپور، رئيس کميسيون آموزش و تحقيقات مجلس نيز در همين باره اظهار داشت: آموزش وپرورش وزارتخانه وسيعي است و اين گستردگي براساس برنامه ريزي صورت نگرفته است؛ از طرف ديگر 95 درصد از اعتبارات آموزش وپرورش صرف هزينه پرسنلي مي شود و بيش از يک ميليون کارمند در امور ستادي وزارتخانه فعال هستند.

بنابراين ادغامها با توجه به ابعاد وزارت آموزش وپرورش و گسترش بدون برنامه آن مناسب است. اما بايد دقت کرد که اين ادغامها به گونه اي نباشد که از طرف ديگر نيز براي اين وزارتخانه معضلي ايجاد کند، بنابراين بايد با کلي نگري در آموزش و پرورش به آن نگاه شود.

اين گونه با هدفي مشخص چارت سيستم اداري تدوين شود و برهمين اساس نيز مطابق با سنخيت دستگاه ها ادغام صورت بگيرد، البته بايد اين چارت تعريف شده همسو با برنامه هاي تحول بنيادين آموزش وپرورش باشد.

وي با تأکيد از شتابزدگي در اين تغييرات گفت: گاه در برخي از اين ادغامها شتابزدگي ديده مي شود، براي نمونه پژوهشگاه مطالعات آموزش و پرورش که نهادي ضروري در نظام آموزشي محسوب مي شود در سازمان پژوهش و برنامه ريزي ادغام شده است.

نکته ديگري که در تحولات اخير وزارت آموزش وپرورش قابل تأمل است، تغيير مديران است که در ماه هاي اخير به طور فزاينده مشهود است. چنانکه طي چند ماه اخير رئيس سازمان مدارس غيردولتي و توسعه مشارکت هاي مردمي تغيير کرد، اما در همين روزهاي اخير بارديگر اين حوزه شاهد تحول و تغيير بود.

به هر روي اين دگرگوني ها مي تواند آثار ناخوشايندي بر اداره وزارت آموزش وپرورش وارد کند، از اين رو بايد متوليان آموزش کشور به تأمل و هوشمندي در اين زمينه اقدام کنند. 

خودمانی

توسط محبوبه علی پور | یکشنبه یکم خرداد ۱۳۹۰ |
 

امروزبه طور غیر منتظره ای اینترنت با من مهربان بود وبی هیچ عشوه ونازی با گشاده رویی صفحات اش را برایم می گشود ومن حس خوب ازادی و زندگی را تجربه کردم .باشادمانی تمام این صفحاتی را که ماهها ازدیدنش محروم بودم گشودم دلم میخواست تک تک این صفحات را بعد از ماهها در چشمم قاب کنم وبرای دوستان بنویسم... دددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددد.......

* مصطفی مستور دریکی از کتابهایش دراختصار دوستت دارم مینویسد د د

روایتهایی از جنس چندم

توسط محبوبه علی پور | یکشنبه یکم خرداد ۱۳۹۰ |
یکی از خواهران برونته میگوید: نویسنده خواندنی است وکافکا میگوید: نوشتن بیرون جستن از صف مردگان است. اما یک روزنامه نگار امروزی که میخواهد همیشه روزنامه نگار باشد چطور میتواند به این خواسته برسد...

خودمانی

توسط محبوبه علی پور | یکشنبه یکم خرداد ۱۳۹۰ |
سالها من برای هفته زن مراسم وباورهای خاصی داشتم اما دوسالی است که فرصتی برای پایبندی به این مراسم را ندارم . فقط به هدیه ای اکتفا  میکنم...اما دلم میخواهد کسی که این سالها بانی این آداب بود برایم دعاهای خوب خوب خوب کند.....ویادش نرود یکی از  بهترین روزهایش همین هفته بود .. هفته ای که امیدوار بود کسی میبیند وصدایش را میشود  وبرایش دعاهای خوبخوب خوب میکند.....
مشخصات وب
چند خط در میان زندگی .... ازروزگار کاغذی یک زن
آرشیو وب
  • بهمن ۱۴۰۱
  • مرداد ۱۳۹۷
  • آبان ۱۳۹۶
  • شهریور ۱۳۹۶
  • مرداد ۱۳۹۶
  • تیر ۱۳۹۶
  • دی ۱۳۹۵
  • مهر ۱۳۹۵
  • مرداد ۱۳۹۵
  • تیر ۱۳۹۵
  • خرداد ۱۳۹۵
  • اردیبهشت ۱۳۹۵
  • فروردین ۱۳۹۵
  • اسفند ۱۳۹۴
  • بهمن ۱۳۹۴
  • دی ۱۳۹۴
  • آذر ۱۳۹۴
  • آبان ۱۳۹۴
  • مهر ۱۳۹۴
  • شهریور ۱۳۹۴
  • مرداد ۱۳۹۴
  • تیر ۱۳۹۴
  • بهمن ۱۳۹۲
  • دی ۱۳۹۲
  • آذر ۱۳۹۲
  • آبان ۱۳۹۲
  • مهر ۱۳۹۲
  • شهریور ۱۳۹۲
  • مرداد ۱۳۹۲
  • تیر ۱۳۹۲
  • خرداد ۱۳۹۲
  • اردیبهشت ۱۳۹۲
  • فروردین ۱۳۹۲
  • اسفند ۱۳۹۱
  • بهمن ۱۳۹۱
  • دی ۱۳۹۱
  • آرشيو

B L O G F A . C O M

تمامی حقوق برای چند خط میان زندگی محفوظ است .