توسط محبوبه علی پور
| چهارشنبه یازدهم خرداد ۱۳۹۰ |
مرا در محبس بازوانت نگهدار
و به اسارت زنجيرهاي انگشتانت درآور
که اسارت در ميان بازوان تو چه شيرين است.
و به اسارت زنجيرهاي انگشتانت درآور
که اسارت در ميان بازوان تو چه شيرين است.
سپر باش ميان من و دنيا
که دنيا در تو تجلي خواهد کرد.
بر من ببند چون سدي عظيم
که در سايه تو من درياچه اي نخواهم بود،
آسمان دائم ارديبهشت خواهم بود.
نادر ابراهیمی