چند خط میان زندگی

از روزهای دور خبرنگاری تا این روزها که  نویسنده ام

  • صفحه اصلی
  • پروفایل
  • آرشیو
  • عناوین مطالب

توسط محبوبه علی پور | شنبه سی و یکم تیر ۱۳۹۱ |

سرراه رفتن به خانه به سبك اين غربي ها چند نوع ميوه ميخرم. راستش همه به دوكيلو نمي رسد اما نميدانم ، چرا وقتي پلاستيك كذايي را دردست ميگيرم حس غرور ميكنم.  به خانه  كه مي رسم ، مادرم وخانم جان روي ايوان نشسته اند و به سنت آبا واجدادي چاي عصرانه وميوه مي خورند.  حرفهايشان گل انداخته ، ازهمين حرفهاي " مادر ودختري".

ميوه ها را به آشپزخانه ميبرم  و بعد كنارشان مي نشينم. مادرم ميگويد:" هندوونه ميخوري؟ "ميگويم : "نه ! هندوونه هاي اين زمونه خوردن نداره ، آدم رودل ميكنه..."وقتي به خانم جان نگاه ميكنم ، حرفم را قورت ميدهم. تكه كوچك هندوانه كه سر چنگال خانم جان جا خوش كرده ميان زمين وآسمان مانده است.  مادرم براق ميشود. ميخواهم گاف خود را ماستمالي  كنم ، ادامه مي دهم:" خانم جان! شما راحت نوش جوون كنين. شامل حال نسل شما نميشه . شما روغن زرد خوردين .بنيه تون قويه هضم سختي ها آسون براتون..." خانم جان كه چنگالش را نخورده زمين گذاشته مي گويد:" نسل منم اين روزا دندون خوردن ندارن. يه زموني جعبه جعبه ميوه ميخرديم به هفته نميكشيد حالا دوتا ميوه آب لمبو ميخريم دوهفته  توي يخچال سرگردونه...يادش به خير تابستون ميرفتيم باغ عموجانم، عين بهشت بود. روي درخت ميرفتيم وبا ميوه هاي كال بجه هاي ديگر رو ميزديم..." بغض ميكند. ميخواهم حال وهوايش عوض شود با شيطنت ميگويم:" همين كارارو كردين كه نسل ميوه ها منقرض شده .مث خيلي چيزا كه حالا منقرض شده...خانم جان! منم ميخوام گوشه حياط دوتا درخت آبنوس بكارم .براي سيزده به در آينده گره بزنم. اين سبزه هاي وطني كه افاقه نكرد شايد درختهاي وارداتي خاصيتي داشته باشه" خانم جان لبخند ميزند. مادرم با چند حركت هشداردهنده چشم وابرو ميگويد:"زمونه ما حرف خواستگار كه ميشد دخترا يه گوشه كنار گم وگور ميشدن اما حالا..."

شانه هايم را بالا مي اندازم ومي گويم: "چرا بايد براي يه موجود منقرض شده خجالت بكشم. شما وقتي ميگن ماموت ! خجالت ميكشين؟ "

خانم جانم ريز ميخندد و ميگويد:" نگو اين حرفا روبده ، فكر ميكنن موندي." خودم را به طرفش ميكشم وبه شانه اش تكيه ميدهم ، ميگويم: "خانم جان! نموندم؟!". چشمهايش از شيطنت ميدرخشد وميگويد: " اين روزا كلي جوون دختروپسر، رودست خونواده شون باد كردن ، توهم يكي !!

بلند ميشوم وتوي تاريكي آشپزخانه  گم ميشوم.

توسط محبوبه علی پور | شنبه سی و یکم تیر ۱۳۹۱ |

 

اجراي  نظام آموزشي 6-3-3 ، در   مهرماه امسال ميتواند  براي والدين ودانش آموزان ، سال تحصيلي   متفاوت  وشايد نگران كننده اي را به همراه داشته باشد  . چنانكه بهجت طهوري ، يكي ازاين والدين ميگويد: به دليل افزوده شدن يك پايه جديد به مقطع ابتدايي  كمبود فضاي آموزشي وجود دارد.  به طوري كه  دانش آموزان بيشتري را دركلاسهاي كوچكتر جا داده اند حتي شنيده ام برخي كلاسها 40 -50  نفري شده اند. مساله ديگر اينكه به دليل تفاوت سني پايه اول با پايه ششم والدين نگران امنيت فرزندانشان هستند  . مساله ديگر اينكه ، اولويت محل اشتغال مادر نيز در زمان ثبت نام  حذف شده وتنها بر محل سكونت توجه ميشد. درحاليكه اگر در نزديك محل اشتغال مادر نيز امكان ثبت نام وجودداشت ضمن آنكه والدين آرامش  بيشتري داشتند امكان دسترسي به مدارس مناسب نيز بيشتر مي شد.

 

* بلوغ زودرس راجدي بگيريد

اوليايي معلم يكي ازمدارس ابتدايي نيز ميگويد: همه به ضرورت تحول در نظام آموزشي واقفيم ومطمئن هستيم كه  اين امر اجتناب ناپذير است اما با توجه به شرايط  ووضعيت موجود نواقصي در آن ديده ميشود. متاسفانه  متوليان كلان نظام آموزشي فقط تاكيد دارند كه اين طرح اجرا شود  اما توجهي به نحوه وشرايط آن ندارند. دوماه ديگر در مهر ماه،  قرار است اين نظام به اجرا در بيايد . امادر بسيار ي از مدارس كلاس كافي وجود ندارد .وحتي نماز خانه ها و آزمايشگاهها    تبديل به كلاس درس  شده است .  

وي مي افزايد: جا دارد قبل از اجراي اين طرح به ساير طرحهاي اجرا شده دراين سالها نيز دقت شود . چند سالي است كه طرح توصيفي درمدارس اجرا ميشود وقرار است گسترش پيدا كند اما نتيجه آن چه بوده  . ؟ به اعتقاد من كه طرح شكست خورده اي محسوب ميشود زيرا هيچ اطلاع رساني و آماده سازي مناسب صورت نگرفته است اينگونه طرحها خوب هستند اما ما روشهاي اجراي مناسب نداريم.  درحال حاضر طرحهاي مورد نظر در نظام آموزشي ما بيشتر تبليغي است تابنيادي.

 

 

اوليايي كه بيش ازده سال درمناطق محروم فعاليت كرده ، ميگويد : به نظرم  اگر تغيير نظام آموزشي در مدت زمان بيشتري اما با امادگي و مناسب سازي اتفاق بيفتد به طور حتم آثار سودمند بيشتري خواهد داشت . در غير اين صورت خيانت به شمار ميرود .زيرا معلمها ناگزير ميشوند تنها در يك ماه به طور نمايشي در كلاسها حاضر شوند وبعد بدون اطلاع كافي به سر كلاسها بروند . درحال حاضر ، من به عنوان معلم هيچ اطلاعي ازاين تغييرات ومحتواي درسي ندارم.  حتي متوليان مناطق اموزشي نيز  از اين مسايل  بي اطلاعند . درحاليكه اجراي چنين برنامه عظيمي نيازمند ، طي روند تدريجي است به اين ترتيب كه با اصلاح  سخت افزاري وبعد نرم افزاري  وهمچنين آموزش نيروي انساني متخصص ،  زمينه لازم براي اجراي موثر فراهم شود.

وي با تاكيد به چالشهاي اجراي اين نظام آموزشي  اظهار مي كند: درمناطق روستايي كه دانش آموزان   در يك كلاس تحصيل ميكنند  گرچه از ابتدا با هم بوده اند وشاهد خشونت در آنها نيسيتيم اما به دليل آنكه درحال حاضر شاهد بلوغ زودرس دردانش آموزانيم ممكن است  به دليل اختلاط دانش آموزان  حضور كودكان پايه ششم دركنار ساير پايه هاي تحصيلي  معضلاتي اتفاق بيفتد. 

 

* قطاري كه ممكن است از ريل خارج شود

 

مهندس محمود فرشيدي كه زماني وزير آموزش وپرورش كشور بود  نيز ميگويد: براساس  طرح تحول بنيادين  ،  در فصل سوم ؛ بيانيه ماموريت  پيش بيني كرده است كه طي 12 سال  دانش آموزان در 4 دوره 3 ساله  تحصيل كنند و تغيير  چهاردوره سه ساله  نيز تصويب شده  است  .البته   بحث عميق تر از اينهاست زيرا ، در همه جاي دنيا وقتي قرار است  نظامي تغيير كند از ابتداي پايه تحصيلي صورت گيردودانش آموزان تازه وارد به نظام آموزشي تحت تعليم  اين نظام نوين قرار ميگيرند .برنامه  ساير پايه هاي تحصيلي  نيز تفاوتي نميكند . در گذشته نيز كه  تغييراي وجود داشته است  همينگونه بوده است.  زيراآموزش وپرورش همانند قطاري  درحال حركت است كه دانش آموزان نظام آموزشي گذشته ، برنامه ها  خود رابراساس نظام پيشين  تنظيم كرده اند . بنابراين نظام جديد قطارنويني است كه مسير وهدف نويني دارد. زيرا  بي ترديد 12 سال  دوره آموزشي  با يكديگر ارتباط دارند وبه هم گره خورده اند. بنابراين نمي توان به طورناگهاني يك قطعه رااز وسعت برداشته وقطعه ديگري را جايگزين كرد.  زيرا هريك از قطعات در ارتباط باهم تعريف شده اند .اما  حال كه قصدداريم نظام آموزشي جديد را جايگزين كنيم  بايد با توجه به فرصت وامكانات از پايه اول تحصيلي تعريف كرده وسال به سال اين تغييرات  به تدريج انجام شود  .طي اين زمان نيز كارشناسان فرصت كافي براي برنامه ريزي  ورفع كاستيهاي احتمالي خواهند داشت.گرچه ممكن است اين روند چند سالي طول بكشد اما اين در تغييرات امري رايج است زيرا قراراست ما اقدام تحولي وزير بنايي انجام دهيم.

فرشيدي مي افزايد: از مسايل مهم در اين تغييرات شتاب زده ، وجود احساس بلاتكليفي وسرگرداني  درميان خانواده ها ومعلمان  است. البته   گرچه  هنوز اطلاع رساني جامعي دراين زمينه صورت نگرفته  است ولي برخي معلمان معتقدند: ساعات پش بيني شده براي برخي دروس متناسب با حجم كتابها نيست طوري كه معلمان ابراز نگراني ميكنند كه ما براي آموزش رياضي با اين حجم كتاب ، نيازمند 7 ساعت زمان هستيم.  به هرحال كار تعليم وتربيت  ، مقوله اي كاملا تخصصي است ونياز به آماده سازي معلمان دارد كه اين فرصت كوتاه كافي به نظر نيرسد. ازاين رو ، به هنگام اجراي برنامه هاسعي ميكنند اين طرحها را به طور آزمايشي ودر اندازه محدود به اجرادر آورند وسپس با اطمينان بيشتر ، در سطح كلان اجراكنند .زيرا اجراي تغيير نظام آموزشي ، شامل گروه هدفي يه ميزان 12 ميليون دانش آموز است.

 

*  طراحي نظام معيار اسلامي

مطابق سند طرح تحول بنيادين تغيير ساختار بايد به صورت 4 دوره سه ساله انجام مي شد. پس چرااين مساله صورت نگرفته است؟ فرشيدي دبيركانون مدارس اسلامي كشور در پاسخ ميگويد: به طوركلي بحث تغيير ساختار اخرين مرحله از اجراي طرح تحول بنيادين است. در سند نيز به اين امر اشاره شده كه هدف اصلي  طرح تحول بنيادين ، طراحي نظام معيار اسلامي مي باشد. از همين رو ، سند بالادستي است وزير مجموعه هايي دارد .به اين ترتيب بههنگام اجراي آن بايد اسناد پايين دستي به اجرا درآيد وسپس اسناد بالادستي اجرا شود. ازاين رو ،  تغيير نظام آموزشي قالب است كه ميتواند به صورتهاي مختلف باشد. زيرا مساله عمده دراين تحولات ، دگرگوني بنيادين در نظام آموزشي است . وي ادامه مي دهد: گرچه  اغلب طرح تحول نيادين را تنها دراجراي نظام 6-3-3 ميبينند وخلاصه ميكنند كه به اعتقاد من جفاي به اين سند است درحاليكه   با توجه به اهميت اين سند و  در پناه اجراي آن ، مدرسه  تعريف جامع الاطرا في  برا ي تربيت همه جانبه دانش آموزان  پيدا ميكند. چنانكه آنها  را آموزش ميدهد كه گرفتار آ سيبها ومعضلات نشوند. آموزش ميدهد تا مهارتهايي را فرابگيرند تا در آينده  كار آفرين شوند  .همچنين آموزش  ميدهد كه تا  به ايراني بودن خويش مباهات كنند.وبه طوركلي درجوانب مختلف به اصلاح كاستيها خواهد پرداخت. اينگونه همه دانش آموزان با تفاوتها و استعدادهاي متعدد بستر مناسبي براي بالندگي خواهند داشت ومدرسه  به "مدرسه زندگي"  بدل ميشود.  به اعتقاد من ، اگر مزاياي اين طرح به درستي تبيين شود   ، اجراي آن در مدارس به عنوان مطالبات مردم به ويژه خانواده ها در خواهد آمد وچنانچه مدرسه اي دراين زمينه كاستي داشته باشد خانواده ها واكنش خواهند داشت.

وي  با اشاره به تغييرات مثبت در نظام آموزشي كشور مي گويد: گرچه اين برنامه ها  مثبت مي باشد. اما  اين تغييرات نميتواند تحول محسوب شود  به طوري كه سال 85  كه خدمت مقام معظم رهبري رسيديم وبه ارائه گزارش كار پرداختيم ايشان فرمودند   : اين امور مطلوب است ولي تحول بنيادين محسوب نميشود .سپس تبيين فرمودند  كه روند تحول چگونه است و فرمودند از تبيين فلسفه آغاز شودو  ممكن است اين تحول 15 سال به طول بيانجامد.

* فشار مضاعف بر نظام آموزشي

به اعتقاد كارشناسان نظام آموزشي بااجراي  6-3-3 برخي مدارس غيرانتفاعي از گردونه خارج ميشوند .آيا اين صحت دارد؟

مهندس فرشيدي ميگويد:  به طوركلي مدارس راهنمايي غير دولتي با مشكلاتي معضلي مواجه هستند . به طوري كه بااجراي اين طرح از مهرماه سال جاري اين مدارس  سال اول ندارند ،سال بعد نيز  سال دوم نخواهند داشت وسال ديگر نيز سال سوم ندارند . درواقع اگر مدرسه اي سه كلاس داشته حال دوكلاس خواهدداشت. نكته ديگر اينكه طي سالهاي اخيرشاهد رشد مدارس نمونه مردمي  ، هيات امنايي واستعداد درخشان بوده ايم . درحالي كه درخصوص  فعاليت اين مدارس پرسشي وجوددارد ،كه اگراينها دولتي هستند چرا پول ميگيرند؟.درحالي كه طبق قانون ما يا مدرسه دولتي داريم يا غيردولتي .اگر غير دولتي هستند چرااز امكانات دولتي نظير معلم وفضاهاي آموزشي استفاده ميكنند ؟اينگونه دراين رقابت مدارسي كه فقط محدود به امكانات بخش خصوصي است . طبيعي است كه امكان رقابت را نخواهند داشت و دچارمشكل ميشوند.

درادامه  فرشيدي دبیر کانون مدارس اسلامی کشوربه عدم توازن درنيروي انساني و فضاي آموزشي اشاره كرده ومي افزايد:   انتقال مدارس ابتدايي به شيفت صبح ،در سال گذشته  تدبير قابل تاملي بود اگر تمام جوانب در اجراي آن  سنجيده شود.  اما از همان زمان  جمعيت برخي كلاسها متراكم شدند وحتي فضاهاي جنبي  مدارس تبديل  به كلاس شد  . امسال نيز با  اجراي نظام آموزشي جديد ،     اين مساله   مزيد برعلت شده به طوري كه   در برخي مدارس امكان پذيرش دانش آموز  جديد وفراهم ساختن فضاي آموزشي جديد وجود ندارد.

همچنين در  دوره راهنمايي به دليل حذف اول  راهنمايي تورم خواهيم داشت ودر مقابل به دليل تشكيل ششم ابتداي با كمبود معلم  دراين مقطع تحصيلي روبه روميشويم. كه  اعداد وارقام تورم وكمبودها  ده و صد نيست  وسر به هزاران ميزند. بنابراين بازهم تاكيد ميكنم ، اجراي موثر  چنين طرح ارزشمندي نياز به بررسي و فراهم سازي  زير ساختها دارد.

کاهش سن ارتباط با جنس مخالف تا11 سالگي !

توسط محبوبه علی پور | چهارشنبه بیست و هشتم تیر ۱۳۹۱ |

مهر: مدیر گروه روان شناسی دانشگاه علامه طباطبایی با بیان اینکه سن ارتباط با جنس مخالف در چند سال اخیر تا 11 سالگی کاهش پیدا کرده است گفت: این روابط از مسائل عاطفی به مسائل جنسی و ارتباط با چند نفر کشیده شده است.

 

در این نشست مشاوران و مبلغان دینی هر یک از دانشگاههای کشور با توجه به تجربه خود در گفتگو و مشاوره با دختران و پسران دانشگاهای متبوع خود به ارائه گزارشی از آسیب و مشکلات این افراد در مواجه با روابط با جنس مخالف پرداختند.

 

مشاوری از دانشکده فنی ولیعصر(عج) گفت: برخی از دخترها چون در خانواده خود برادر نداشته اند و نمی دانند چطور باید با جنس مخالف حرف بزنند، می خواهند با پسرها دوست شوند. از طرف دیگر، هدف پسرها از دوست شدن با دخترها گذراندن وقت است اما دخترها در ذهنشان ازدواج با وی را می پروراند.

تنها دختران را امر و نهی می کنیم و برای مردان برنامه ای نداریم

 

مبلغ دینی دانشگاه خواجه نصیر هم بیان کرد: برخی از دخترها و پسرهایی که آشنایی قبل از ازدواج را ضروری می دانند، متاسفانه تصور می کنند چون فردی از طرف خانواده به آنها معرفی شده است، فرد مناسبی نیست به همین دلیل به آن پاسخ منفی می دهند و معتقدند خانواده اجازه آشنایی قبل از ازدواج را به آنها نمی دهند.

 

مشاور دانشگاه تهران نیز بیان کرد: عده ای از دختران هستند که دروابط محدود با پسران را پذیرفته اند هر چند که سرانجامش ازدواج نباشد، آنها بسیار راحت وانمود می کنند که شکست عاطفی ناشی از جدایی شان نداشته اند اما دختران مذهبی، ارتباط برقرار کردن را عاملی برای ازدواج می دانند و می خواهند که طرف مقابل نیز همین نیت را داشته باشد ولی از آن طرف می بینیم همان پسر با چندین دختر دیگر رابطه دارد و آن دخترها را نیز درگیر مسائل عاطفی کرده است. گاهی دختران در توهم این هستند که چون پسری به آنها جزوه داده و یا لبخندی زده، حتما قصد دوستی یا ازدواج با او را دارد.

 

وی با اعلام اینکه زیبا پسنده شدن پسران را به وفور می بینیم ادامه داد: پسری که اهل شهرستان یا یک روستاست می خواهد با یک دختر تجریش نشین با خانواده ای ثروتمند ازدواج کند درحالی که وقتی برای مشاوره نزد ما می آید، تا زانو در خاک و گل رفته بوده است!

 

مشاور و مبلغ دینی از دانشگاه الزهرا نیز با اعلام اینکه در این دانشگاه با موارد حادتری در میان دانشجویان مواجه هستیم گفت: آمار دخترانی که مشروب مصرف می کنند بسیار زیاد شده است حتی دخترهایی هستند که برای مشاوره نزد ما می آیند اما بوی سیگار می دهند و میخواهند از وضعیتی که دچارش شده اند نجات پیدا کنند.

 

مشاوری از دانشگاه فنی ولیعصر نیز در این مراسم گفت: دانشجویانی هستند که اعتقادی به روابط دوستی دخترها و پسرها ندارند اما چون دوستانشان در خوابگاهها هر کدام دوستی دارند، آنها نیز نمی خواهند از قافله عقب بمانند به همین دلیل نداشتن دوستی با جنس مخالف را یک کمبود می دانند.

 

خیانتکاران نمی دانند چطور به زندگی عادی بگردند

 

در این برنامه مشاورانی نیز بودند که در بسیاری از دانشگاههای تهران به بررسی شرایط و مشاوره می پرداختند یکی از آنها گفت: برخی از افراد متاهل به جنس مخالف گرایش پیدا می کنند و از خانواده خود باز می مانند این افراد گاهی دچار شرمندگی می شوند و نمی دانند چطور روابط قبلی خود را از ذهن پاک کنند و به زندگی عادیشان برگردند.

 

در ادامه این برنامه، موضوع ازدواج موقت با خواندن صیغه بدون اذن پدر، تنها با این بهانه که روابط شان شرعی باشد یکی دیگر از مشکلات موجود در روابط دختر و پسران بود که در این جلسه به آن اشاره شد. در همین ارتباط، محمود گلزاری، مدیر گروه روان شناسی دانشگاه علامه طباطبایی پس از شنیدن مسائل موجود در روابط دختر و پسر از سوی مشاورانی که در دانشگاهها مشغول به فعالیت هستند، سن ارتباط با جنس مخالف در چند سال اخیر را 11 سالگی عنوان کرد و گفت: این روابط از مسائل عاطفی به مسائل جنسی و ارتباط با چند نفر کشیده شده است.

 

سن ارتباط با جنس مخالف کمتر از 14 سال است

 

معمولا دانشجویان مشکلات را از دبیرستان با خودشان به دانشگاه می آورند بنابراین مدتی پیش برای دانشجویان ورودی یکی از دانشگاههای معتبر تهران جلسه ای گذاشتم برخی می گفتند که این افراد تازه به دانشگاه آمده اند و نباید این حرفها را بشنوند اما به اعتقاد من باید از مسائل آگاهی یابند. به همین علت پرسشنامه ای را به دانشجویان دادم که مشخص کنند آیا رابطه ای با کسی دارند و یا نه. متوجه شدم 40 درصد از دخترهای ورودی به آن دانشگاه هم اکنون با پسری ارتباط دارند و 20 درصد دیگر قطع ارتباط کرده اند بنابراین 60 درصد آنها تجربه یک ارتباط را دارند.

 

وی افزود: 40 درصد این افراد سن ارتباط با جنس مخالفشان کمتر از 14 سال بوده است یعنی سن دوران راهنمایی برای آنها شروع یک ارتباط بوده است پس هر چه سن ارتباط پایین تر باشد در سالهای بعد عمق این ارتباط بیشتر خواهد شد.

 

خیانتکاران به خانواده، قبل از ازدواج با جنس مخالف ارتباط داشته اند

 

گلزاری با اعلام اینکه متاسفانه مدتهاست دفتر پیشگیری از آسیبهای اجتماعی آموزش و پرورش تعطیل شده است گفت: باید در آموزش و پرورش و صدا و سیما به خانواده ها رفتار درست با فرزندان آموزش داده شود و نوجوانان و جوانان را از آسیب های ناشی از روابط نامحدود آگاه کنیم.

 

وی خطاب به مشاوران در دانشگاهها گفت: داشتن کشش به سمت جنس مخالف یک غریزه طبیعی است و نشان می دهد که فرد سالم است اما نباید زمینه ساز بروز انحرافات شود و چون انسان فطرت پاکی دارد باید بهترین روش های برخورد با جنس مخالف را به آنها آموزش داد.

 

گلزاری گفت: فرمول جامعه های غربی این است که به افراد دارای رده سنی 12 تا 16 سالگی می گویند اگر دوست هستید مراقب جسم خودتان باشید. به افراد بالای 17 سالگی آموزش می دهند که باردار نشده و بیماری ایدز نگیرند و بعد از ازدواج بدانند که تنها باید با همسرشان دوست باشند.

 

وی تصریح کرد: این فرمول نتوانسته است جوامع غربی را نحات دهد به همین دلیل است که آمار بارداری نوجوانان در آمریکا بسیار زیاد شده است همچنین 45 درصد مردان آمریکایی به همسرانشان خیانت می کنند و این آمار در بین زنان 25 درصد است و نشان می دهد کسانی که بیشترین خیانت را به خانواده خود کرده اند کسانی بوده اند که قبل از ازدواج با جنس مخالف رابطه داشته اند.

 

توسط محبوبه علی پور | چهارشنبه بیست و هشتم تیر ۱۳۹۱ |
رنگین کمان

عزت شکم - ذلت جان

توسط محبوبه علی پور | چهارشنبه بیست و هشتم تیر ۱۳۹۱ |

ديدن صفهاي طويل براي گرفتن مرغ واقعا شرم آور وحقارت بار است كه بايد مردم ومسوولان را براي چنين صحنه هايي ملامت ونكوهش كرد. مردم ما دوماه محرم وصفر به سروسينه شان ميزنند وحسين حسين ميگويند و سفره هاي آنچناني و مراسم وروضه خواني شبانه روزي برگزار ميكنند اما به اندازه يك ارزن تابع وراهرو راه ونگاه وفرهنگ حسيني كه همان زندگي سرافرازانه وبا عزت نيستند. حاضرند براي دوتا مرغ هورموني ساعتها در صف به ايستند خفت وخواري بكشند و كارت ملي وشجره نامه خانوادگي شان را نشان بدهند . درحاليكه خود را پيرو امام حسين ميدانند.راستي اين مردم قراراست   به بچه ها وفرزندانشان ياد بدهند عزت نفس و خود ارزشمندي وسرافرازي چيست؟ كسي  كه خودش درعمل  براي خودش عزيز نيست به طور حتم هيچ مقوله اي در زندگيش ارزشمند و قابل احترام نيست خواه خاك ووطن باشد يا دين وايدئولوژي ..ما سالها افتخار كرديم به شهدا كه براي سرافرازي وعزت كشور جان دادند ... حالا بايد به چه چيز افتخار كنيم؟ به بچه هامان چه براي افتخار بايد بدهيم..

دولت هم جزيي از همين مردم وبا همين فرهنگ است نيز جاي ملامت دارد. مگر ادارات ونهادها وكارخانه ها شركت تعاوني ندارند چرااز اين محلها براي  توزيع مرغ استفاده نميكنند ؟ وقتي قرار است  مردم ساعتها در صف بمانند وحقارت بكشند چرا با تحقير كارت ملي و.. مي خواهند .  اين نحوه توزيع نشانه لطف يا كار امدي دولت درحل مشكلات اقتصادي نيست چون بعد از سي سال هنوز همانند دهه 60 به دنبال صف وكوپن است .  يعني طي اين سالها هيچ تغيير چشمگيري براي حل مسايل معمولي اتفاق نيفتاده است.؟

 

ميگويند فرصت طلباني باعث اين آشفتگي شده اند  وحتي ازنان حيوانات زبان بسته دزديده اند . مردم اعتماد ميكنند اما چرا اين كارشكنان اقتصادي ، اختلاس چي ها ، زمين خواران و...را همانند اراذل واوباش ومعتادان دور شهر نمي چرخانيد  يا در ملاعام شلاق نميزنند. تا عبرت ديگران شود ؟

درد  كمبود وگراني مرغ وتخم مرغ ولبنيات و... نيست. درد آبرو وعزت ماست كه دشمنان با بي كفايتي وبي تدبيري خودمان به سخره ميگيرند . درد باورهاي است كه يك روز برايش عزيزانمان راداديم  وحال خودمان به آنها پشت ميكنيم. نميدانيم آيا هنوز هم ميتوانيم با افتخار صداي استاد نوري را بشنويم كه :

 

ما برای پرسیدن نام گلی ناشناس

چه سفر ها کرده ایم

چه سفر ها کرده ایم

 

ما برای بوسیدن خاک سر قله ها

چه خطرها کرده ایم

چه خطرها کرده ایم

 

ما برای آنکه ایران خانه خوبان شود

رنج دوران برده ایم

رنج دوران برده ایم

 

ما برای آنکه ایران گوهری تابان شود

خون دل ها خورده ایم

خون دل ها خورده ایم

 

ما برای بوییدن بوی گل نسترن

چه سفر ها کرده ایم

چه سفر ها کرده ایم

 

ما برای نوشیدن شورابه های کویر

چه خطرها کرده ایم

چه خطرها کرده ایم

 

ما برای خواندن این قصه عشق به خاک

رنج دوران برده ایم

رنج دوران برده ایم

 

ما برای جاودانه ماندن این عشق پاک

خون دل ها خورده ایم

خون دل ها خورده ایم

 

لذت داشتن روياها

توسط محبوبه علی پور | چهارشنبه بیست و هشتم تیر ۱۳۹۱ |

 

 

:برش اول: پس از چند ساعت بي خوابي ميخوابم. مثل خيلي از كابوسهاي  اين شبها ، مي شوم دختركي 5 ساله كه با خوشحالي  وغرور كاردستي  اش را دردست دارد وبه طرف خانه مي دود. وسط كوچه فرشاد همكلاسي مهدكودكم سر ميرسد وكاردستي پررنگ ونقشم را از دستم مي قاپد و پاره ميكند .من با گريه تكه هاي  كاردستي را كه تصوير پدربزرگم است و  من با كاغذ رنگي درست كرده ام  را جمع ميكنم .از خواب مي پرم.

برش دوم : از عيد امسال در مسير طرقبه مشهد مجسمه پدر بزرگ  ونوه اش را نصب كرده اند كه خيلي زيباست. تازگي نيز ديدم كه رنگي به آن  كشيده اند . چهره كودك مجسمه خيلي شيرين و دوست داشتني است دلم ميخواهد كنارش به ايستم و دستي بكشم ونوازش كنم . دلم ميخواهد در حس كودكانه او شريك شوم. من سالهاست كه ديگر پدر بزرگ ندارم. لذت كودكانه اش براي خيليها شيرين است. الناز دختر خواهرم با خنده ميگويد: خاله جون اين مجسمه رو ديدي خيلي خودش رو لوس كرده...روزهاست كه به الناز قول داده ام باهم برويم وبا اين مجسمه عكسي بگيريم. پس از چند هفته كه ميرويم . سر  مجسمه كودك را كنده اند .  من غمگين ميشوم. النازبا غمي آشكار ميگويد: حتما مريض بودن كه سرش رو كندن. من  جواب  ميدهم : بيشتر خودخواهن...

به نظر من ادمهايي كه ميتوانند  با خطاي خود حس  دوست داشتن ولذت را از ديگران بگيرند بيشترخودخواهند. مثل فرشاد هم كلاسي مهد من كه هنوز هم لذت داشتن  تصويري از پدر بزرگ را درخواب از من ميگيرد.

فروغ

توسط محبوبه علی پور | سه شنبه بیست و هفتم تیر ۱۳۹۱ |

 

آه...

سهم من اینست

سهم من اینست

سهم من ،

آسمانیست که آویختن پرده ای آنرا از من میگیرد

سهم من پایین رفتن از یک پله مترو ک است

و به چیزی در پوسیدگی و غربت و اصل گشتن

سهم من گردش حزن آلودی در باغ خاطره هاست

و در اندوه صدایی که به من بگوید :

" دستهایت را

دوست میدارم "

 

فروغ

كالري پارتي در نايف لايت

توسط محبوبه علی پور | دوشنبه بیست و ششم تیر ۱۳۹۱ |

 

زندگي شبانه يا" نايت لايف "مشهور اين روزها ، قدمت چنداني در فرهنگ ما ندارد وآشنا ترين جلوه ان را پيش از اين در مراسم عروس كشون يا همان همراهي با كاروانهاي عروسي مي ديديم يا دور ازجان همه ! رفتن به دكتر ودواي شبانه وبعضي مسايل نا خوشايند .  اما  امروز زندگي فرق كرده است وزندگي شبانه  ديگر چندان ناخوشايند نيستند .البته  نه براي همه !!!چند شب پيش كه سعي ميكردم مثل بچه آدم بهموقع بخوابم . خوشحال به بستررفتم و هنوز سه پادشاه از 7 پادشاه آشناي خوابهايم را ملاقات نكرده بودم كه با صداي زنگ منزل  از جا جستم.   فكركردم خواب ميبينم پس دوباره سرم را بر بالش دوست داشتني ام گذاشتم . اما بي فايده بود زنگ بود كه مكرر وموزون به گوش ميرسيد. يكي  كه از قضا اهل ذوق بود با با طنين زنگ كنسرتي به پا كرده بود. كورمال كورمال به طرف سالن رفتم .ساعت نزديك سه شب بود. از پشت آيفون پرسيدم كيه؟ يكي با هيجان گفت: باز كن .منم.. با خواب اآودگي گفتم كي ؟ با صدايي جيغ مانند ادامه داد. بابا بيدار شو منم فرناز با بچه رفته بوديم بيرون شهر..حالا اومديم تورو ببينيم...

خواب از سرم پريد  با چند حركت آكروباتيك ومحيرالعقول سرووضع خودم و خانه را تا ميتوانستم مرتب كردم .با باز شدن در   قوم سلم وتور هجوم آوردند. وهمه مي پرسيدند:  وا خو.اب بودي؟!  فرناز كه روي مبل ولو شد گفت:  ما رفتيم بيرون شهر اما سهم تورو هم آورديم ..يادت بوديم ها... بعد مثل آناني كه جنگي فاتحانه برميگردند . سهم مرا روي ميز عسلي ريختند. چند بسته لواشك.دوتا بلال با پوست وآكبند،  يك بسته پيتزا ، چند مشت بادام خاكي وتخمه وگردو...، دو تا بسته چيبس و يك ظرف مشكوك  كه توي پلاستيك تيره اي پنهان شده بود. سهيلا ظرف را برداشت وگفت : اين موسيره با چيپس بخور.. ميخواستيم چيزاي ديگه اي رو هم كه خورديم بيارم  نشد.  جواب دادم : ممنون .اما من چون گفتين از 7 شب به بعد ميرين فكر كردم ارزش نداره  بيام ...مريم گفت: آره ما هم از ده يازده بود كه رفتيم ..دفعه بعد با هم ميريم خوش ميگذره...

من با تعجب به وسايل روي  ميز نگاه ميكنم .  فرناز  كه متوجه نگاهم شد با خنده گفت: آره توي اين دو، سه ساعت هي حرف زديم و خوراكي خورديم .

سهيلا با شيطنت ادامه داد: بابا ! همه اش كالري پارتيه ديگه .. به جوونمون كالري ميرسونيم...

بچه ها كه بعد از يك ساعت ميروند  . براي خودم فيلمي ميگذارم و به سراغ  غنايم  حاصل از " نايت لايف" دوستان مي روم.  ميخورم وفيلم ميبينم . خوش ميگذرد اين شبها... پس زنده باد نايت لايف ، زنده باد كالري پارتي و زنده باد   اين فيلمها كه  دوستان باني خيرش هستند.

اين روزهاي من ....

توسط محبوبه علی پور | یکشنبه بیست و پنجم تیر ۱۳۹۱ |
 

كي رفته اي ز دل كه تمنا كنم تو را
كي بوده اي نهفته كه پيدا كنم تو را

غيبت نكرده اي كه شوَم طالب حضور
پنهان نگشته اي كه هويدا كنم تو را

با صد هزار جلوه برون آمدي كه من
با صد هزار ديده تماشا كنم تو را

چشمم به صد مجاهده آيينه ساز شد
تا من به يك مشاهده شيدا كنم تو را

بالاي خود در آينـﮥ چشم من ببين
تا با خبر ز عالم بالا كنم تو را

مستانه كاش در حرم و دير بگذري
تا قبله گاه مؤمن و ترسا كنم تو را

خواهم شبي نقاب ز رويت برافكنم
خورشيد كعبه، ماه كليسا كنم تو را

گر افتد آن دو زلف چليپا به چنگ من
چندين هزار سلسله در پا كنم تو را

طوبي و سدره گر به قيامت به من دهند
يكجا فداي قامت رعنا كنم تو را

زيبا شود به كارگِه عشق كار من
هر گه نظر به صورت زيبا كنم تو را

رسواي عالمي شدم از شور عاشقي
ترسم خدا نخواسته رسوا كنم تو را



* فروغي بسطامي

صدها برابر زن روسپي، مرد روسپي داريم

توسط محبوبه علی پور | شنبه بیست و چهارم تیر ۱۳۹۱ |

ايسنا : يك مددكار اجتماعي گفت: فقر اقتصادي و فرهنگي، نداشتن شغل، مهاجرت، ازدواج در سنين كودكي و آزارهاي جنسي در دوران كودكي از مهمترين عوامل در بروز روسپي‌گري است.

 

ليلا ارشد در "ميزگرد بررسي آسيبهاي اجتماعي زنان خياباني" كه با حضور حبيب الله مسعودي فريد ـ مديركل امور آسيب ديدگان اجتماعي سازمان بهزيستي كشور ـ و حسن موسوي چلك ـ رييس انجمن مددكاران اجتماعي ايران ـ به مناسبت هفته بهزيستي  برگزاري شد، عنوان كرد: تاكنون با زن روسپي مواجه نبوده‌ام كه اين كار خوشايندش باشد و با لذت آن را انجام دهد؛ اغلب آنها در سخت‌ترين شرايط ناچار به تن‌فروشي شده‌اند و هميشه از نظر اعتقادي و اخلاقي خود را گناهكار مي‌دانند.

 

وي در ادامه با تاكيد بر تاثيرگذاري «فقر اقتصادي و فرهنگي» و نداشتن اشتغال در ورود اين زنان به چرخه روسپي‌گري، ‌عنوان كرد: بسياري از اين زنان ناچارند بخشي از هزينه‌هاي مواد مخدر و ديگر هزينه‌هاي پدران و همسران خود را تامين كنند.

 

 

اين مددكار اجتماعي همچنين افزود: بسياري از زنان روسپي، سابقه آزارهاي دوران كودكي بخصوص آزارهاي جنسي را با خود دارند و اين امر حتي يكي از اصلي‌ترين عوامل روسپي شدن آنهاست.

اين مددكار اجتماعي همچنين افزود: بسياري از زنان روسپي، سابقه آزارهاي دوران كودكي بخصوص آزارهاي جنسي را با خود دارند و اين امر حتي يكي از اصلي‌ترين عوامل روسپي شدن آنهاست.

 

ارشد همچنين با تاكيد بر نقش فقر و مهاجرت در خياباني شدن زنان گفت: در بسياري مواقع مهاجرت پديده خوبي است، اما در برخي موارد نيز مهاجران موفق نيستند و مهاجراني كه حاشيه‌نشيني را انتخاب كرده و امكان دسترسي به منابع را ندارند به سمت آسيب‌هاي اجتماعي سوق مي‌يابد.

 

 

«ازدواج در سنين كودكي» از عوامل موثر در پديده روسپي‌گري

 

وي در ادامه عنوان كرد: ازدواج در سنين كودكي نيز از ديگر عوامل موثر در پديده روسپي‌گري است، چرا كه اين زنان را در مسير ارتباطات نامناسب قرار مي‌دهد كه خود آغازي بر مقوله روسپي‌گري است.

 

اين مددكار اجتماعي در ادامه با اشاره به تحقيقي كه در سال 87 بروي يكهزار و 49 زن ساكن مراكز بازپروري انجام شد، گفت: طبق اين تحقيق 90 درصد اين زنان بيكار بوده‌اند و اين امر حكايت از اين مي‌كند كه اين زنان به علت نداشتن شغل مناسب و براي كسب درآمد به تن‌فروشي روي آورده‌اند.

 

ارشد همچنين با اشاره به جرم بودن پديده روسپي‌گري در كشور، گفت: اين موضوع دسترسي به زنان خياباني را كاهش مي‌دهد، چرا كه آنها به مراكز مداخله در بحران و بازپروري مراجعه نكرده و تنها با حكم قضايي روانه مراكز مي‌شوند و انجام برنامه‌ريزي‌ها براي آنها و برقراري ارتباط مناسب و جذب آنها به چرخه توانمندسازي را دشوار مي‌كند.

 اين مددكار اجتماعي در ادامه تاكيد كرد: لازم است نوع نگاه به اين زنان تغيير يابد، چرا كه صدها برابر زنان روسپي، مردان روسپي داريم كه طالب و مشتري اين زنان هستند و در اغلب كشورهاي دنيا پيكان قوانين مجرمانه به سوي مرداني است كه مشتري اين زنان هستند.

 

 

اين مددكار اجتماعي در ادامه تاكيد كرد: لازم است نوع نگاه به اين زنان تغيير يابد، چرا كه صدها برابر زنان روسپي، مردان روسپي داريم كه طالب و مشتري اين زنان هستند و در اغلب كشورهاي دنيا پيكان قوانين مجرمانه به سوي مرداني است كه مشتري اين زنان هستند.

وي ادامه داد: نرخ خود فروشي در خيابان حداقل است و اين زنان در معرض انواع خشونت‌ها و بيماري‌ها قرار دارند، چرا كه زني كه به يكباره توسط هفت نفر مورد تجاوز قرار مي‌گيرد، نمي‌تواند در آن شرايط و ضرب و شتم، از سلامتي‌اش دفاع كند.

 

ارشد در ادامه تاكيد كرد: نياز است براي حمايت از زنان خياباني، مراكز امداد رساني خيابان و محلات ايجاد شود تا اعتماد آنها جلب شده و بتوانند طرح مساله كنند.

 

اين مددكار اجتماعي در ادامه تاكيد كرد: لازم است در اين مراكز بر روي مسائل بهداشت، درمان، بيماري‌هاي رواني و مقاربتي اين زنان كار شود؛ همچنين تلاش شود اين زنان در معرض خشونت كمتري قرار بگيرند.

 

به گفته وي، نرخ درآمد و نوع شغل اين زنان و آسيب‌هايش به گونه‌اي است كه پس از ورود به چرخه روسپي‌گري، بازگرداندن آنها را دشوار مي‌كند و اين موضوع بر ضرورت پيشگيري تاكيد مي‌كند.

 

 

 

ارشد خاطرنشان كرد: زنان خياباني آسيب‌پذيرترين قشر جامعه هستند و به مراتب نسبت به زن روسپي كه اين كار را در خانه انجام مي‌دهد و به عنوان مثال براي هر بار مبالغ چند صد هزار توماني مي‌گيرد، در معرض آسيب‌هاي بسيار بيشتري قرار دارند، چرا كه زني كه در خانه خودش است، به خوبي مي‌داند كه چطور خودش را حفظ كند و كمتر مورد آسيب واقع مي‌شود.

 

وي در ادامه با تاكيد بر لزوم حمايت‌هاي اجتماعي از زنان خياباني، عنوان كرد: اين زنان در دسترس‌تر و ارزان‌تر بوده و خطر انتقال بيماري‌هاي مقاربتي از جمله هپاتيت وHIV در اين گروه بيشتر است. البته اين زنان تهديد بيشتري براي جوانان و نوجوانان ايجاد مي‌كنند و لازم است با پذيرش آنها راه‌حل‌هايي براي ساماندهي‌شان پيدا كرد.

 

 

اين مددكار اجتماعي در ادامه با اشاره به سخنان يكي از نمايندگان زن مجلس پيشين كه عنوان كرده بود اگر 10 زن خياباني اعدام شوند، مشكل زنان خياباني ريشه‌كن مي‌شود، عنوان كرد: مشكلات اجتماعي ريشه در پوست جامعه داشته و با چنين راه‌حل‌هايي رفع نمي‌شوند و تا زماني كه به عنوان مثال صيغه‌نامه تقلبي در جامعه فروخته مي‌شود و مردان از اين صيغه‌نامه‌ها استفاده كنند، چنين مشكلاتي قابل حل نيست

اين مددكار اجتماعي در ادامه با اشاره به سخنان يكي از نمايندگان زن مجلس پيشين كه عنوان كرده بود اگر 10 زن خياباني اعدام شوند، مشكل زنان خياباني ريشه‌كن مي‌شود، عنوان كرد: مشكلات اجتماعي ريشه در پوست جامعه داشته و با چنين راه‌حل‌هايي رفع نمي‌شوند و تا زماني كه به عنوان مثال صيغه‌نامه تقلبي در جامعه فروخته مي‌شود و مردان از اين صيغه‌نامه‌ها استفاده كنند، چنين مشكلاتي قابل حل نيست.

 

ارشد در ميزگرد ايسنا تاكيد كرد: اين فرزندان و دختران مملكت ما هستند و اگر برايشان كاري انجام نداده و حمايت نشوند، مشكلات جامعه افزايش مي‌يابد و لازم است راهكارهايي در اين زمينه تدوين شده و اين زنان مورد پذيرش قرار گيرند، چرا كه در اين صورت بيماري‌هاي اين افراد به ديگر افراد جامعه به خصوص نوجوانان و جوانان سرايت مي‌كند، لذا بايد با پذيرش اين مشكل براي آن راهكاري پيدا كرد.

 

وي همچنين با اشاره به فرزنداني كه از اين زنان متولد مي‌شوند، گفت: اين كودكان از ارتباطات جنسي محافظت نشده به دنيا مي‌آيند و لازم است محدوديت‌هايي براي ايجاد اين كودكان نامشروع حاصل شود.

 

 

دولت از طريق قانوني و شرعي از بچه‌دار شدن زنان روسپي جلوگيري كند

 

اين مددكار اجتماعي در ادامه تاكيد كرد:لازم است راهكارهايي فراهم شود تا با همكاري مددكار و روانشناس و پزشك از بچه‌دار شدن اين زنان با موافقت خود شخص جلوگيري شده و لوله‌هاي تخم‌گذاري آنها بسته شود، چرا كه در ايران اين امر با اجازه همسر اتفاق مي‌افتد و اغلب اين زنان فاقد همسر رسمي و شرعي هستند و بچه‌دار شدن آنها مشكلاتي را ايجاد مي‌كند، از اين جمله مي‌توان به تولد كودكان معلول و مبتلا به HIV اشاره كرد.

 

ارشد در ادامه تاكيد كرد: لازم است دولت امكان اجراي اين امر را از طريق قانوني و شرعي فراهم و هزينه‌هاي درمان را براي انجام اين عمل براي اين زنان كاهش دهد و حتي به صفر برساند.

 

 

راهكارهايي فراهم شود تا با همكاري مددكار و روانشناس و پزشك از بچه‌دار شدن زنان روسپي و خياباني با موافقت خود شخص جلوگيري شده و لوله‌هاي تخم‌گذاري آنها بسته شود، چرا كه در ايران اين امر با اجازه همسر اتفاق مي‌افتد و اغلب اين زنان فاقد همسر رسمي و شرعي هستند و بچه‌دار شدن آنها مشكلاتي را براي دولت ايجاد مي‌كند، از اين جمله مي‌توان به تولد كودكان معلول و مبتلا به HIV اشاره كرد.

اين مددكار اجتماعي در ادامه با تاكيد بر لزوم صدور كارت سلامت براي اين زنان، پيشنهاد داد: اغلب اين زنان از بيماري‌هاي عديده‌اي رنج مي‌برند و به خاطر نداشتن كارت‌هاي هويت، امكان بهره‌مندي از بيمه‌هاي سلامت را ندارند، اما مي‌توان با همكاري وزارت بهداشت، كارت‌هاي سلامتي را برايشان صادر كرد و امكان استفاده رايگان آنها را از خدمات درماني فراهم كرد.

 

به گفته وي به اين ترتيب مي‌توان امكان استفاده از خدمات بيمارستان‌هاي دولتي از جمله سونوگرافي، انجام آزمايشات و غيره را با در اختيار داشتن كارت براي اين زنان فراهم كرد.

 

ارشد افزود: در غير اين صورت اين زنان در صورت بچه‌دار شدن ناچار به فروش كودكانشان هستند و اين امر زمينه‌هاي سوء استفاده از اين كودكان در تكدي‌گري و جابجايي موادمخدر و قاچاق انسان را فراهم مي‌كند و كودكانشان را در معرض آسيب‌هاي جدي قرار مي‌دهد و تمام اين امور مويد لزوم حمايت‌هاي اجتماعي از اين زنان است.

 

وي همچنين بر لزوم برنامه‌ريزي و همكاري شهرداري، سازمان بهزيستي، وزارت تعاون، كار و رفاه اجتماعي و ديگر ارگان‌هاي مرتبط براي انجام اقداماتي ساده و حمايتي از اين زنان تاكيد كرد و گفت: آنچه در اين ميان اهميت دارد ايجاد امكانات اشتغال است تا بدين‌ترتيب اين زنان حقوق و درآمد مشخصي داشته و بتوانند محلي به عنوان سرپناه داشته باشند.

 

ارشد در ادامه ميزگرد بررسي آسيبهاي اجتماعي زنان خياباني كه در خبرگزاري ايسنا برگزار شد، پيشنهاد داد: اين اقدامات به شكل محله‌اي و منطقه‌اي براي گروه‌هاي مختلف زنان روسپي انجام شود.

 

اين مددكار اجتماعي، در ادامه با تاكيد بر لزوم پذيرش واقعيت‌ها، عنوان كرد: به دلايلي برخي مسائل در جامعه ما ناديده گرفته مي‌شود اما اين انكار، دليل نبودن نيست و اين مسائل و آسيب‌ها متوقف نمانده و رشد پيدا كرده و تغيير ماهيت مي‌دهند و سرانجام سبب اختلال در رشد و توسعه جامعه مي‌شوند.

 

 

اينكه هر چه معلومات فرزندم از آسيبهاي اجتماعي كمتر باشد مصون‌تر مي‌مانند، غلط است

 

وي افزود: در زمينه آسيب‌هاي اجتماعي، اطلاع‌رساني بهنگام در جامعه انجام نشده است و فرهنگ غالب عنوان مي‌كند كه هر چه معلومات فرزندم كمتر باشد، مصون‌تر مي‌ماند، در حالي كه لازم است در اين زمينه اطلاع‌رساني انجام شود.

 

ارشد همچنين عنوان كرد: در زمينه مواد مخدر صنعتي نيز كوتاهي كرده و يا بزرگ‌نمايي كرده‌‌ايم و يا از كنارش گذشته‌ايم؛ اين در حالي است كه در زمينه آسيب‌هاي اجتماعي لازم است اطلاع‌رساني واقعي و به هنگام انجام شود.

 

اين مددكار اجتماعي در ادامه با انتقاد از بزرگنمايي در زمينه برخي آسيب‌هاي اجتماعي از جمله مواد مخدر، عنوان كرد: اين در حاليست كه به عنوان مثال قاچاقچيان مواد مخدر بسيار آگاه و زيرك هستند و در صورت بزرگ‌نمايي ما در عوارض مواد مخدر، عرصه را به آنها واگذار مي‌كنيم، چرا كه سريعا تركيب مواد را تغيير داده و مشتريان خود را تطميع مي‌كنند و مدعي مي‌شوند كه تمام موارد اعلام شده در اين خصوص شايعه و غيرواقعي بوده است.

جاي خالي مهارت‌آموزي در آموزش‌هاي رسمي ديده مي‌شود

 

وي در ادامه با تاكيد بر لزوم مهارت‌آموزي در رده‌هاي سني مختلف اظهار كرد: در حال حاضر جاي خالي مهارت‌آموزي در آموزش‌هاي رسمي ديده مي‌شود و هيچ‌گونه شيوه فرزندپروري آموخته نشده و بسياري چيزها را به صورت موروثي و به غلط استفاده مي‌كنيم. اين در حالي است كه در زمينه تدريس تنظيم خانواده در دانشگاه نيز خلل‌هايي ايجاد شده است و موج سوم ايدز با انتقال از طريق ارتباط جنسي محافظت نشده، در كنار بي‌توجهي ما به آموزش‌هاي تنظيم خانواده، در حال گسترش است.

 

وي در پايان خاطرنشان كرد: براي پيشگيري و كاهش آسيب‌هاي اجتماعي نياز به حمايت‌هاي حقوقي و قانوني در سياست‌گذاري‌ها و اجرا داريم.

 

 

ضعف خدمات بيمه اي براي  بيماران مبتلا به صرع

توسط محبوبه علی پور | جمعه بیست و سوم تیر ۱۳۹۱ |

 

  بنابر گفته ابن سينا ، درد جداشدن پيوستگيهاست . پروفسور محسن مهاجر ي رييس کلينيک درد دانشگاه فرايبورگ آلمان با تاكيد براين سخن  گفت:  . ازاين رو امروزه با همين نگاه كلي به انسان ، شيوه هاي نوين درماني شكل گرفته  وبر روشهاي درماني غير تهاجمي تاكيد ميشود.

وي كه در حاشيه نخستين كنگره جراحي مغز واعصاب  بيمارستان رضوي سخن ميگفت ، افزود:  درگذشته براي درمان عضو مبتلا را با جراحي حذف ميكردند ويا براي رفع  دردها به قطع اعصاب مي پرداختند اما در روشهاي نوين به كاشت الكترود در نخاع ومناطق مختلف مغز مي پردازند و درد را كنترل ميكنند.  به اين ترتيب ، متخصصان نيز بايد نگاه وتعاريفشان ازدرد را اصلاح كنند .

*  باروشهاي نوين مفهوم درد تغيير كرده است

پورفسورمهاجري اضافه ميكند: با  تغيير درنگرش به درد ، ميزان جراحيها نيز كاهش مي يابد. اين درحاليست كه امروزه به دليل  سياستهاي غلط بيمه ها جراحي ها وخدمات تشخيصي نظير راديو لوژي وسونوگرافي بسيار فراوان است. اين امر نيز به دليل ، منافعي است كه اين خدمات دارند .

تنها پزشك غير كاتوليك  بيمارستان سن جوزف آلمان بااشاره به رشد دانش وتخصص پزشكي  دركشورمان اظهار كرد:  من در بيمارستان امام خميني تهران مشغول كار بودم كه  و براي گرفتن  درجه پروفسوري   به خارج   رفتم آنجا بود كه  متوجه شدم متخصصان ما تا چه حد توانمند  هستند . ساير همكاران  متخصصي  نيز كه حتي ازخارج به ايران سفر كردند نيز برهمين باور بودند  . بنابراين   به اعتقاد من ،  مساله ما تكنيك وتجهيزات نيست.  مساله عمده تشخيص  وهمراهي ووقت گذاشتن به بيمار است. اگر اين مساله رفع شود ، مسايل ديگر نيز برطرف ميشود.

وي با اشاره به هزينه هاي درمان مبتلايان به صرع نيز گفت:   در اكثر كشورها اين گروه به لحاظ بيمه اي حمايت ميشوند  وچنين نيز بايد باشد زيرا همگان توان اقتصادي پرذاخت اين هزينه ها را ندارند.   البته جراحي باعث شده اين هزينه ها كاهش پيدا كند اما مبتلايان نيازمندند پس از جراحي نيز روند درمان خود راادامه بدهند.

پرفسور علي گرجي دبير علمي  نخستین كنگره بین المللی جراحی مغز و اعصاب نيز  گفت: فقدان پوشش بیمه ای، چالش بزرگ درمان یك میلیون بیمار مبتلا به صرع در كشور است.

  

 استاد دانشگاه مونستر آلمان افزود: چندین بار تشنج در روز و عوارض و تبعات مختلفی كه از طریق این بیماری برای مبتلایان حاصل می شود از جمله مشكلات بیماران صرعی است.

بنابراين بايد  در زمینه تامین هزینه های درمان و جراحی بیماران مبتلا به صرع، چاره اندیشی اصولی از سوی وزارت بهداشت و سازمان های بیمه گر صورت گیرد.

* تومورها افزايش نداشته اند

آيا امواج راديويي و مخابراتي بر  افزايش تومورهاي مغزي موثر بوده است؟ درهمين زمينه رالف کینگ جراح  مغز واعصاب از المان  گفت: بحثهايي متعددي  درمقوله تاثير  امواج     بربروز تومورها  مطرح مي شود   ولي اين مقوله هنوز از لحاظ علمي تاييد نشده است.

وي همچنين افزود : نشانه اي از افزايش تومورها وجود ندارد بلكه  به دليل پيشرفت در شناسايي وتشخيص  اين مسايل   بيشتر مشهود است.  همچنين درزمينه نقش جنسيت در تومورها نيز به طور قطع نميتوان نظرداد زيرا برخي گونه ها در زنان وبرخي ديگر در مردان بيشتراست امابايد به طور علمي اين امر بررسي شود .اما شواهد نشان ميدهد كه سن مبتلايان  دراين زمينه قابل تامل است  چنانكه تومورهاي اطفال در نواحي مشخص جمجمهنظیر پس سر و در سنين ميانسالي واز 40 سالگي  نيز در نواحي خاص مشاهده ميشود.

دكتر  حسین مشهدی نژاد نيز  در حاشیه نخستین کنگره بین المللی جراحی مغز و اعصاب گفت: در گذشته به علت عدم آگاهی مردم و عدم پیشرفت آنچنانی روش های تشخیصی آمار بیماران مغزی کم بود؛ اما امروز با افزایش امکانات پزشکی تعداد بیماران مغز و اعصاب بیشتر شده است.

 

وی با بیان اینکه حفظ سلامت حد و مرزی ندارد، تاكيد كرد:  از آن جايی که مسئله اصلی بهداشت است، بايد هم قسمت پر و هم قسمت خالی مسئله را دید، به هر حال با توجه به رشد جمعیت نیازهای درمانی و امکانات تخصصی پزشکی بیشتر می شود و در این خصوص نیازمند توجه بیشتر مسئولان هستیم.

 

مدیر گروه جراحی مغز و اعصاب بیمارستان قائم (عج) مشهد گفت: 20 سال پیش بخش آی سی یو در مشهد نداشتیم؛ اما امروز حداقل پنج بخش آی سی یو داریم؛ اما با این حال باید بودجه ها داخلی متوجه توسعه این بخش ها باشد.

 

دكتر فرانسيسكو جراح مغز واعصاب نيز اظهار كرد:  پیشرفت تکنولوژی در علوم اعصاب سبب تشخیص و درمان صحیح بیماری‌های اعصاب شده و آمار این بیماری را کاهش می‌دهد.

البته  ، تشخیص به موقع و درمان بیماری‌های اعصاب از سوی پزشک متخصص اهمیت به سزایی دارد.

اين متخصص ايتاليايي به مقاله خود دراين كنگره اشاره كرده وافزود : مقاله حاصل پژوهش روی بیماران دچار اختلال عصبی است که قدرت تصمیم‌گیری در مواقع بحران را از دست داده‌اند و نیازمند کنترل طولانی مدت توسط پزشک متخصص هستند.

*

پاتريك  دانهو ، موسس بنياد سارا جين آمريكا نيز  كه مقاله اي دراين كنگره دارد، با تاكيد برعوارض صدمات مغزي وعصبي  گفت: هرساله 765 هزار نفردر امريكا  به دليل ضربات مغزي به  اورژانسها مرا جعه ميكنند كه 80 درصد پس ازجراحي مغز واعصاب بهبود پيدا ميكنند اما 11 درصد جانشان را از دست ميدهند.

بنابراعتقاد همين پژوهشگر هرساله،    بیش از 3،000،000 آسیب های مغزی اطفال اعم از «خفیف» تا شدید در امريكا رخ ميدهد.

* سخنراني آقاي سفير

 

درمراسم  افتتاحيه اين كنگره نيز برند اربل سفير آلمان سخنراني كرده وبا اشاره  به حضور متخصصان بسياري از كشورهاي  نظير آلمان ، امريكا  مصر و حتي افغانستان در اين كنگره  گفت :  برگزاري چنين كنگره هاي علمي وتبادل دانش اقدام وموثري است.

وي همچنين بر تبادل علمي ديرينه ميان متخصصان آلماني وايراني اشاره داشت. 

سفير آلمان  كه  چهارمين سفر خود به مشهد را انجام داده  از جاذبه هاي فرهنگي ايران  به نيكي ياد كرد و درخاتمه شعري ازحافظ را براي حضاردر كنگره خواند .

راهيست پر ازبيم  زما تابردوست     رفتن آسان بود ار واقف منزل باشي

 

 

روايتي  چهارگانه از كودكان كانون اصلاح وتربيت

توسط محبوبه علی پور | یکشنبه هجدهم تیر ۱۳۹۱ |

 

مادرم را ميخواهم

 پس از چندروز رفت وآمد وانجام مراحل اداري ، مجوز ورود ومصاحبه از " كانون اصلاح وتربيت " را ميگيرم. درذهنم نوجوانان اين محل ؛ شرورتر، درشت هيكل و جسورتر از ديگر هم سالانشان هستند  اما وقتي 4 چهره 10 تا 15 ساله روبرويم نشستند ،  ديدم نه تنها جسورتر،شرورترو درشت هيكل تر نبودند بلكه فقط بچه بودند. اطفالي كه بازي وجست وخيز ميخواستند. مادر ميخواستند وزندگي ميخواستند.

* روايت اول: كودكانه هاي دود آلود

اعداد وارقام رديف ميشوند. اعدادي كه گاه هولناك ، زماني ترديد انگيز ولحظه اي بلوف نوجوانانه ميتواند باشد.  نوجواني با پوستي تيره است وچشماني درشت  كه تصور ميكنم گاه سركار ميگذارد ومرا به بازي ميگيرد. مثل صدها پسر نوجواني كه در طول زند گي ديده ام. اين چشمها آشناست. عليرضا 13 ساله است  و دوم ابتدايي سواد دارد، ميگويد:  از نوزادي معتاد شدم. مادرم حب ترياك ميداده. بعد بهزيستي بردنم ترك كردم. اما كمتراز 7سال داشتم كه باز معتاد شدم از ناس شروع كردم بعد ترياك وشيشه... دوباربراي اعتياد به كانون آمدم.  وقتي  معتادبودم تا 20 هزارتومن در روزهم مواد مصرف ميكردم!

 پدرش 20- 30 سال بزرگتر ازمادرش  است و  عليرضا ،مثل  مردهاي ميانسال از مضرات اعتياد مي گويد: زندگي آدم رونابود ميكنه  .  وقتي مواد ميكشي آبرو و اخلاق حاليت نيست . هركاري ميكني .هرچي ميگي ..ديگه نميخوام معتاد باشم.همين دفعه آخر  هم براي اعتياد نگرفتنم .دستم رو به خدا دادم كه بروم كاركنم 16 روز حتي سيگار نكشيدم...

او ازاحساسش از مصرف مواد اينطور ميگويد:  مدتي كارتون خواب بودم .وقتي مواد مصرف ميكردم  نه گرما ، نه سرما را متوجه نمي شدم  بعد مصر ف مواد

هم يك هفته دو هفته نمي خوابيدم   ولي بعد چندروز ميخوابيدم.

عليرضا دلش ميخواهد فوتباليست شود برود تيم استقلال،اما دوستش ميگويد: اورا به ابومسلم هم راه نميدهند. عليرضا ميگويد: بچه هاي اينجا فوتبالشان خوبه ! كاش يه مسابقه با تيمهاي مدارس بيرون بذارن.

اما گاه به گاه از مادرش ميگويد: دلم ميخواهد بيايد .چند ماهه نديدمش...

* روايت دوم: روياي استقلال

بزرگترازديگران است وآرامتر. گاهي كل كلي  با عليرضا ميكند.سرتيم استقلال...

عماد 15 سال دارد وبي خبر ازخانواده از حدود 5 سال پيش معتاد شده است. خانواده پرجمعيتي دارد وپدرش فوت شده است . او ميگويد:مادرم نميدانست معتاد شدم . ازترياك شروع كردم شدم كريستالي  روزي هزار تا سه تومن ترياك مصرف ميكردم وقتي كريستالي شدم روزي  6 تومن مواد كشيدم.. چندين بار خانواده ام درخانه تركم دادند حتي كمپ بردند اما من فرار كردم ودوباره شروع كردم. الان دوساله كه پاكم.

حتي بچه هاي اينجا سعي دارند خانواده خود  را  ازتمام اشتباهات و كم كاريهايي تبرئه كنند.  خانواده هميشه خوب است .

درچهره عماد  خط  ورود به جواني ديده ميشود واو ازآرزوهايش  حرف ميزند:   دلم ميخواد وقتي ازاينجا رفتم ، بروم سر كار مكانيك شوم .اينجا آموزش ديد ه ام .آقاي افضل نيا برق خودرو ياد دادند . الان همه چيز ماشين رو ميشناسم.  

او عاشق مكانيكي وماشين است  ودلش ميخواهد كتابهايي با همين موضوعات  بخواند. دلش لباس آبي استقلال را ميخواهد وبراي چندتا ازدوستانش لباس  قرمز پرسپوليس....

خوش به حال مردان قرمز وآبي پوش كه كودكاني  آرزوهايشان آنها هستند. اما اي كاش تر آنكه اين مردان ، آرزوهاي اين كودكان راببينند.

*روايت سوم: بدون مادرم هرگز

احمد رضا لاغراندام است  وكم حرف.  شايد واهمه ازگفتن دارد يا خجالت ميكشد .

اما بيشتراز ديگران دلش براي خانه  ومادرش تنگ شده است.  مي گويد:  از6  سالگي ترياك كشيدم . پدرم زندانه ...پدرومادرم از هم جداشدند.

بچه هاي اينجا اعداد را به خوبي به خاطر دارند. روزهايي كه بيرون بودند.روزهايي كه اينجا  گذراندن وروزهايي كه مانده تا بروند،  احمد رضا ميگويد: اولين بار است كه اينجا آمدم سه ماه وده روزاست ... روزي 4 هزارتومان ترياك وكريستال مصرف ميكردم.... 8 ماه و5 روز كمپ بودم...

درلابه لاي حرفش نگراني از وضعيت خانواده اش را نشان ميدهد: وضعمان خوب نيست مادرم شناسنامه ندارد،  حتي يارانه نميگيرد. دلم ميخواهد مادرم راببينم....

اينجا   هفته اي  دوبار بچه ها،  با والدينشان تلفني صحبت ميكنند.روزملاقات هم دوشنبه است.

* روايت چهارم: دلم يك دوست ميخواهد

روزبه اسم مورد علاقه من است . نام كودكي ده ساله كه روبه رويم نشسته  با چشمان سياه ودرشت. نگاهش مثل شعر حافظ است به دل مينشيند.  او از دوران خردسالي معتاد شده ومي گويد: مادرم معتاد بود و از پدرم جداشده .ازبچگي زن ومردي كه نگهم ميداشتن معتاد م كردن..

 دلش نميخواهد خانواده اش را مقصر بداند .تمام گناه را خود به گردن ميگيرد يا زن وشوهري كه نگهش داشتند را مقصر ميداند . اوكمترين خاطره رااز خانواده دارد و ادامه ميدهد: چند سالي بهزيستي بودم. چند بار هم فراركردم . دلم براي مادرم تنگ شده بود.

 روزبه چند سالي  دربهزيستي ماند بدون آنكه يكي به ملاقات اش بيايد. او  از آرزوهايش ميگويد: دوست دارم كسي بيايد حرف بزند . به ملاقاتم بيايد. حبسم كم شود.. بايد 4 سال بمانم .دلم ميخواهد كمتر شود .

اوچندان سواد ندارداما دلش ميخواهد خوشنويسي كند...

 بعد ازروايت....

بيرون مي آيم. اما هنوز روايتها مرا ميكشد به اين گوشه وآن گوشه. به شهرستانها ومحلات آشنا وغريب. شخصيتها روبه رويم صف ميشوند .ازيكي ناراحتم ودلم براي ديگري ميسوزد.دلم  بيشتر براي همه خودمان ميسوزد كه گاه فكر ميكنيم،  تنهاييم وبي پناه وحقمان را زندگي نداده است. اما نميدانيم كودكاني همين نزديكي زندگي ما ، سالها تنهايي وبي پناهي كشيدند وندانستند كه حق دارند ، خانواده داشته باشندو دررفاه زندگي كنند  .ندانستند دوچرخه داشتن يا يك پيراهن آبي استقلال آرزو نيست، حق است. دلم براي همه خودمان ميسوزد كه نميدانيم كودكاني كه روزي مجرم بودند ،  روزي ديگر حق دارند درهمين جامعه زندگي كنند.دلم براي همه خودمان ميسوزد كه بي توجه  به سرنوشت ديگران به خودمان فكرميكنيم. همين جاست  كه به قول دوستي بايد" فاتحه  دلمان را بخوانيم. "

 

 

روش جالب آموختن انگلیسی و کمک به گرسنگان، برنامه جهانی غذا  

توسط محبوبه علی پور | شنبه هفدهم تیر ۱۳۹۱ |

خبر آن لاين - سایت 'برنج رایگان' سایتی رسمی متعلق به سازمان جهانی تغذیه (WFO)، زیر نظر سازمان ملل است .به این سایت سر بزنید، به ازای هر پاسخ صحیح شما، هزینه ی خرید 10 دانه برنج در بشقاب یک گرسنه ی آفریقایی فراهم می شود.توجه کنید که این یک بازی برد برد است.شما لغت می آموزید، و نیز گرسنه ای را در آفریقا سیر می کنید. آن هم درشرایطی که قحطی و گرسنگی در شاخ آفریقا و در سومالی به سطح بحرانی رسیده و صدها هزار خانواده ی گرسنه شهر و کاشانه ی خود را ترک کرده، پیاده کیلومترها را طی می کنند، تا خود را به نزدیک ترین کمپ سازمان ملل برسانند. بسیاری از کودکان و مسن تر ها به این کمپ ها نمی رسند. اخبار مربوط به این اتفاقات و تحولات کنونی را نیز در همین وب سایت می توانید مطالعه کنید.

 

http://freerice.com

 

رسانه‌ای شدن بینش برخی مسئولان، اعتبار اسناد بالادستی را از بین می‌برد

توسط محبوبه علی پور | شنبه هفدهم تیر ۱۳۹۱ |

 ایلنا: یک فعال حقوق زنان گفت: مسئولان و نمایندگان از تاثیر سخن خود در مجامع مطلع نیستند و نمی‌دانند با رسانه‌ای شدن بینش آنان، اسناد بالادستی در کشورمان چگونه مورد هجوم واقع می‌شود و اعتبارش را از دست می‌دهد.

 

"اشرف گرامی زادگان" در واکنش به اظهارات يكي از نمایندگان تهران در مجلس نهم مبنی براینکه به مهدکودک درکشورنیاز نداریم گفت: حقوق انسان‌ها آزادی در انتخاب زندگی است و اینکه می‌توانند برای خود تصمیم بگیرند و اینکه برای زندگی خانوادگیشان برنامه ریزی کنند. هر انسانی حقوق اولیه‌ای دارد که باید به آن احترام گذاشت.

 

این فعال حقوق زنان خاطرنشان کرد: اگر مروری به قانون اساسی کشورمان و بخش حقوق ملت داشته باشیم و اگر دادگاه قانون اساسی در کشورمان تشکیل شده بود، اظهار نظر مسئولان در جایگاه رسمیشان به چالش کشیده می‌شد. و شخص در صورت ایجاد حساسیت در اذهان عمومی برای اظهار نظرهای شخصی، باید پاسخگو می‌بود.

 

به گفته وی هر چند که که هنوز در اجرای مطلوب قانون اساسی فاصله است ولی نمی‌توان به سادگی از این سند فرادستی گذشت و آن را نادیده گرفت.

 

گرامی زادگان با ابراز تاسف از برداشتهای شخصی برخی افراد که برنامه‌های توسعه‌ای کشور را به مخاطره انداخته و موجب دلسردی مردم می‌شوند تصریح کرد: برخي مسئولان و نمایندگان از تاثیر سخن خود در مجامع مطلع نیستند و نمی‌دانند با رسانه‌ای شدن بینش آنان، اسناد بالادستی در کشورمان چگونه مورد هجوم واقع می‌شود و اعتبارش را از دست می‌دهد و چه تبعات منفی‌ای در کشور به جا می‌گذارد.

 

وی با اشاره به بخشی از سند چشم انداز کشور در افق ۱۴۰۴ گفت: در متن سند مذکور آمده است که ایران کشوری است که باید ویژگی‌هایی داشته باشد چون توسعه یافتگي با تاکید بر مردم سالاری دینی، عدالت اجتماعی، آزادی‌های مشروع، حفظ کرامت و حقوق انسان‌ها و بهره‌مندی از امنیت اجتماعی و قضایی، برخورداری از سلامت، رفاه، تامین اجتماعی، فرصتهای برابر، نهاد مستحکم خانواده.

 

این حقوقدان تصریح کرد: اگر متن سند چشم انداز را با دقت بنگرید بی‌شک به معانی آن پی خواهید برد و اینکه باید در آینده چه اهدافی را در نظر بگیریم. سند مذکور آینده پیشروی ماست و عقبگرد از این اهداف عملی نادرست است.

 

گرامی زادگان در ادامه به بخشی از سیاستهای کلی برنامه چهارم توسعه جمهوری اسلامی ایران اشاره کرد و افزود: تقویت نهاد خانواده و جایگاه زن در آن و در صحنه‌های اجتماعی و استیفای حقوق شرعی و قانونی بانوان در همه عرصه‌ها و توجه ویژه به نقش سازنده آنان بخشی از سیاستهای کلی برنامه چهارم توسعه ابلاغی در حوزه امور اجتماعی، سیاسی، دفاعی و امنیتی است.

 

وی خاطرنشان کرد: وقتی چنین برنامه‌ای برای رسیدن به اهداف مهم در کشور تدوین می‌شود سخن گفتن از حذف و عدم نیاز به مهدکودک در کشور چه مفهومی دارد وقتی مهدکودک‌ها، ابزار توسعه یافتگی بوده و برای بیش از نیمی از سرمایه انسانی کشور که همان حضور زنان در اجتماع است را تامين مي‌كند.

 

گرامی زادگان با تاکیدبراینکه درخواست حذف مهدکودک‌ها بی‌توجه به کلان بودن برنامه‌های کشوری، سلب آسایش خانواده‌ها را فراهم کرده و اذهان را مشوش می‌کند افزود: وجود این ابزار به منظور رعایت حقوق زنان، مشارکت آن‌ها در اقتصاد خانواده، بهره‌گیری از آموزش کودکان در دوران قبل از دبستان و ارائه مهارت‌های لازم به آنان امری ضروری است.

 

این فعال حقوق زنان باتاکیدبراینکه تصمیم گیری به قصد حذف و ایجاد ممنوعیت و محدودیت، رفتار هرروزه ما در کشور شده است تصریح کرد: کسی از سازندگی و اصلاح و تغییر برای دستیابی به کیفیت بهتر زندگی انسان‌ها سخن نمی‌گوید.

 

وی ادامه داد: هیچکس از مادران و زنان نمی‌پرسد که نظر شما چیست؟‌ای مادر و ‌ای پدر، هدفت از گذشتن فرزندت در مهدکودک چیست؟ چرا کودکت را پیش مادربزرگ و یا پدربزرگ نمی‌گذاری؟ اصلاً چرا کار می‌کنی؟ در خانه بمان و به سخن ما گوش کن چون ما خیر و صلاح تو را می‌خواهم.

 

به گفته وی هرخانواده آزاد است که بامشارکت اعضای خانواده درمورد فرزندان خودتصمیم بگیرد و برنامه‌ریزی کند به خصوص درشرایط کنونی که دغدغه محل آموزش بهتر وکیفیت در دوران مختلف آموزشی یکی ازمسائل مهم خانواده هاست.

 

گرامی زادگان باتاکیدبراینکه به جای حذف وغربی دانستن آموزش درهرمرکز و سازمان آموزشی، بهتراست به متون مناسب برای کودکان و درنظرگرفتن خواسته‌های کودکی آنان توجه کردافزود: بایداین عادت راترک کنیم که به جای پرورش خلاقیت با یک برچسب غربی بودن آموزش، تمام زحمات سالیان طولانی دلسوزان آموزش وپرورش رابه باد داد.

 

این فعال حقوق زنان تاکیدکرد: هیچ مرکز ویامهدکودکی به اجبار، خانواده‌ها به ویژه مادران راوادارنمی کند که فرزندش رابه مهدکودک بسپارد مادران خود دلسوزترند کما اینکه زنان بسیاری به رغم داشتن مدارج بالای علمی وشغل‌های ارزشمند، چندین سال کار خود راترک می‌کردند و تا رسیدن کودکشان به شرایط مطلوب و اطمینان بخش به کارخود بازنمی گردند اما حق این تصمصم گیری هم به خود زنان ونگاه وبینش آن‌ها برمی گردد.

 

توسط محبوبه علی پور | جمعه شانزدهم تیر ۱۳۹۱ |
سه شنبه با ندا و دوست تازه ام تكتم به كافي شاپ خانه رفتيم. من محافظه كارم ازبين اسامي مختلف دمنوش وشربتها به شربت بيد مشك بسنده كردم بقيه اسطوخودوس خوردند. ندا دوست داشت اما تكتم با ترديد خورد. بعد درباره همه چيز از پايان نامه دكتراي ندا تا مشكلات من در درك كتابهاي علوم اجتماعي وبيكاري دانشجويان علوم انساني وچرايي رغبت به تحصيل دردكترا صحبت كرديم. شيريني هاي خوشمزه ندا هم چسيبد .پول شربتها را هم تكتم حساب كرد.منم يك دسته گل براي ندا خريده بودم كه مورد توجه حضار قرار گرفت. راستي دكترحيدري هم اومد و ازخنك نبودن شربتش گله داشت. او كه چند ميز ان طرفتر نشسته بود. هنوز نشسته بود كه ما محل را ترك كرديم. راستش نفهميدم چي سفارش داده بود.

اینم جالبه!!!!

توسط محبوبه علی پور | دوشنبه دوازدهم تیر ۱۳۹۱ |

داد وستد حيثيت با يك رژلب

توسط محبوبه علی پور | دوشنبه دوازدهم تیر ۱۳۹۱ |

معامله زنانه براي تامين نيازها

 

 زن با فرياد پشت در شركت فحاشي ميكند. همه با تعجب نگاه ميكنند .  كارمند  جواني ميگويد: چي شده ؟ دزدي خونشون چي شد؟ مرد با تمسخر ميگويد: سياه بازي بوده . همكارمون زنش ودور زده.. مگه نميدونين ،هميشه پاي يه زن درميونه....

اين روزها وجود زناني كه سعي ميكنند براي كسب منافع يا فرصتهايي نه چندان پايدار   تن به روابط متعدد بدهند را نميتوان انكاركرد. اين زنها طي اين روابط  از دريافت شارژ تلفن تا  خريد لوازم آرايش يا حتي  گذران ساعاتي در كافي شاپ خشنود هستند.  به راستي علت بروز اين  پديده چيست؟

جواد جاويد نيا، قاضي دادگستري  ميگويد:   مهمترين علت دراين زمينه عدم شفافيت دررابطه زن ومرد درجامعه ماست. هنوزهم حد ومرزهاي مشخص وتعريف شده اي براي نحوه روابط ديده نميشود. وآن حد ومرز قانونی ،شرعی و  اجتماعی درروابط زن ومرد  رعایت نمیشود . این درحالیست که آموزه های ارزشمندی دینی وجود دارد که اگر آموزش ، درک وترویج شود بسیاری از آسیبهای موجود دید ه نخواهد شد. از جمله این آسیبها روابط غیر متعارف  وغیررسمی است ، به طوري كه حتي  مردان وزنان ميانسالي  به روابط غيرومتعارف روآورده اند ونسبت به آن آگاه نيستند .

* براي يك ساعت شارژ

زن از شكارامروزش به دوستش ميگويد: سراغ تورج نرو، خسيسه . همايون ماهه امروز كه رفتم ، گفت :هرچي ميخواي بردار. منم 6 تا روسري برداشتم .ده تومن هم شارژ گرفتم ...

برخي علت برخي روابط  خارج از عرف وشرع  را مسايل اقتصادي ميدانند.يك   مدرس دانشگاه اظهارميكند: امروزه فرهنگ اقتصادي ما با وجود تبليغات مكرر  به سوي تجمل گرايي ميرود به گونه اي كه آمال وآرزوي بسياري ازافراد در زندگيهاي مجلل خلاصه ميشود. اين مساله در زندگي زنان نيز محسوس است.آنها  ديگر همانند گذشته به زندگي متعارف خود قانع نيستند  .البته اين رويه متاثراز الگوسازي درجامعه  نيز مي باشد . اين درحاليست كه همه توان تامين اين خواسته هاي پايان ناپذيرراندارند پس به دنبال شيوه هاي غير قانوني ومجرمانه ميروند .

جاويد نيا مي افزايد:  از عوامل موثردر بروز روابط غیر متعارف بین زن ومرد وجودبرخی مباحث سخیف در ماهواره واینترنت است چنانکه سعی میکند چنین روابطی را حق طبیعی انسان نشان دهند و ترویج کند.درحالیکه نتيجه چنین برنامه هايي  همان از هم پاشیدگی خانواده است که در غرب شاهدیم .در جامعه ما نیز بروز این روابط منجر به از بین رفتن آرامش واطمینان درخانواده میشود که فرزندان نیز از این آسیبها بی نصیب نمی مانند.

وي درباره وجود اينگونه پرونده ها درمحاكم قضايي ميگويد: در صورت بروز اینگونه حوادث اغلب طرفین تمایلی به اظهار ندارند وسعی میکنند مخفي  بماند زیرا اغلب این روابط مجرمانه محسوب ميشود .اما  با بررسيهاي ميتوان دريافت ، علت بروز حوادثي نظير همسركشي ، قتل ، سرقت و يا كلاهبرداري واخاذي گاه همين روابط غير سالم است.  

* ضعف اخلاقي درخانواده ها

ساعت نزديك به صبحگاه را نشان ميداد زن جوان وآراسته اي  كنار باجه تلفن ايستاده و بي هراس ميگويد: امشب خونه نميام ميرم خونه دوستم  .. صداي مردي از پشت تلفن مي  آيد .زن ادامه ميدهد : باشه فردا ميرم پولش روميدم.... .

حسن علم الهدايي كارشناس فرهنگي نيز اظهارميكند: ازدلايل رشد آسيبهاي اجتماعي درميان زنان افزايش طلاق درآنها ست . زيرا اغلب درخواست طلاق از سوي زنان مطرح ميشود . اين درحاليست كه اين افراد توان حل مساله ومقابله با بحرانها وچالشهاي پس از طلاق را نيز ندارند. ازاين رو بدون پشتوانه درجامعه رها ميشوند. بنابرهمين براي رفع نيازهاي اقتصادي و عاطفي خود، به راههاي غيرمنطقي روي مي آورند.

گاهي نيز زنان متاهل تن  به اين روابط ميدهند كه آن نيز ناشي ازعدم تامين عاطفي ورواني است. درواقع دراينگونه خانواده ها به دليل  ضعف اخلاق يا كم كاري درايفاي نقشها، مسايلي رخ ميدهد كه زن به بيرون از خانه پناه ميبرد. درحاليكه بنابر آموزه هاي ديني دريك خانواده سالم، مردان بايد تكيه گاه همسر باشند  اين درحاليست كه گاه    مشاهد ميشود اين روابط غيرمتعارف زن،  با آگاهي همسرش انجام ميشود و زن به عنوان طعمه وقرباني قرارميگيرد.

*  آموزه هايي كه غفلت ميشود

دستهايي كه بيكارند درتوطئه اند. علم الهدايي با بيان اين جمله از داستايوسكي به نقش اشتغال در سلامت خانواده وجامعه ميگويد: زماني كه اشتغال سالم ومولد درجامعه گسترش يابد افراد قادرخواهند نيازهاي اوليه خود را شرافتمندانه تامين كنند صدمات اين روابط كاهش مي يابد زيرا افراد ميدانند  كه از مسيري سالم توان تامين نيازهايشان رادارند .اما وقتي جوان ما مدرك به دست درجامعه سرگردان است  وتن به شيوه ها وراههاي  غيراخلاقي ميدهد.

وي ادامه ميدهد: ازديگرراهكارهاي موثر ، فرهنگ سازي است .اگرما در مسايل اجتماعي به منع وبازدارنگي معتقد هستيم اين منع بايد براساس فرهنگ باشد. زيرا بنابر سخن بزرگان ، انسان به هرچه منع شود ، راغبت ترميشود. اگرما روابط غير شرعي وغير قانوني را منع ميكنيم وبحران ميدانيم كه البته نيز چنين است .بايد شيوه هاي صحيح ومناسب ارتباطي  را با آموزش مهارت زندگي   وتاكيد براخلاق ترويج كنيم.

جاويد نيا نيزمعتقد است: درخصوص  مسايل اجتماعي تلاش چنداني نكرديم واغلب به چند كار شعاري وتهيه بروشور اكتفا ميكنيم .اين درحاليست كه تهاجم فرهنگي دراين زمينه به شدت فعال بوده است. بنابراين نيازمند تلاشهاي فرهنگي هستيم كه اين هجمه ها را بي اثر سازيم.

وي مي افزايد : به نظرم درچنين مواردي بايد شفاف ووسيعتر بحث شود. زيرا خيلي از مسايلي كه هنوز كارشناسان ومسولان از طرح وبيان آن ابا دارند به وضوح ميان افراد جامعه مطرح ميشود ونميتوان وجودش راانكاركرد. پس بايد مانيز منطقي وعلمي اين مسايل را مورد بررسي قراردهيم ومواردي نيز كه ارائه ميشود متناسب با افراد وگروههاي خاصي باشد. زيرا دربرخي برنامه ها به مخاطب خاص توجه ميشود بنابراين اثري در ساير افراد ندارد.

 

اين مدرس دانشگاه  تاكيد ميكند: ما در دين وفرهنگ خود آموزه هاي ارزشمندي داريم كه آموزش وترويج آن ميتواند در سالم سازي جامعه وخانواده اثر شگرفي داشته باشد  به طوري كه خانواده ما در سايه اين تعاليم بي نياز از روابط تنوع طلبانه وزود گذر باشد. اما ما غفلت كرديم درحاليكه ساير فرهنگها به خصوص غرب،با بهره مندي از همين تعاليم سعي درجذب جوانان به سوي خوددارد. اين همان مساله اي است كه حضرت علي (ع) بر آن هشدارداده وميفرمايند : پناه بر خدا، که دیگران در عمل کردن به قرآن از شما پیشی گیرند.

 

توسط محبوبه علی پور | یکشنبه یازدهم تیر ۱۳۹۱ |
دلم براي  خاله بازيهاي بچگي تنگ شده است. دلم ميخواهد برگرديم وبا بابك خاله بازي كنم. مثل هميشه  من مامان باشم. بابك بابا وبرويم سياوش رابگيريم .بچه مان شود وسالها با خوبي وخوشي كنارهم زندگي كنيم...

به مناسبت روز جوان

توسط محبوبه علی پور | یکشنبه یازدهم تیر ۱۳۹۱ |

 

 

مكرر درمكرر صداي زنگ پيامك تلفن همراهم به گوش ميرسد. پيامكها يي كه اغلب  خبراز برگزاري جشنواره ملي  حضرت علي اكبر (ع) وبزرگداشت جوانان دارد. دخترجواني  كه كنارم نشسته با تعجب ازدريافت اين همه پيامك  فقط نگاه ميكند. تلفن همراهش زنگ ميخورد درحاليكه سعي ميكند  هيجانش را پنهان كند به آرامي ميگويد: چرا پولم رونميدي .  من شش ماه اونجا كار كردم شما هم طبق قرار بايد ماهي 220 تومن بدين 220 تومن آقاي مهندس به يه كارشناس !امامن ..سه ماهه تسويه حساب كردم اما پولم روندادين ..من بايد شهريه بدم....

من پياده ميشوم.

* شكست درالگوسازي ها 

طبق همه برنامه هاي مناسبتي و موسمي بي شماردر كشورمان ، هرساله همزمان  با روزجوان نيز بازار تقدير وتكريم ازجوانان داغ داغ ميشود والبته امسال به مدد برگزاري جشنواره ملي اين تنور پرفروغتر بود. اما آيا  مشكل جوانان با همين نشستها و همايشها حل ميشود. اصولا جوانان ما با چه مشكلاتي روبه رو هستند؟

دكتر حسين فكوري با بيش از 20 سال تجربه مشاوره خانواده ميگويد: از مسايل قابل تامل در زندگي جوانان امروز بحث هويت در آنهاست . زيرا ما درحال حاضر درمرحله گذار ومدرنيزم قرارداريم. ازهمين رو ناهمگوني وناهاهنگي ميان ارزشها وتوقعات ونحوه تفكر وزندگي جوانان با خانواده ها را ميبينيم. اين امرباعث شكاف وحتي گسل نسل شده است.  بخشي ازاين مقوله ناشي از عدم الگو سازي مناسب توسط خانواده وجامعه است. طي سالهاي اخير نهادها وعوامل الگوساز ما يا دراين امر كم كاري داشته اند يا اصلا نتوانسته اند رسالت خود را دراين زمينه به درستي ايفا كنند. ازموارد قابل تامل دراين حوزه رسانه ها هستند. به خصوص رسانه ملي كه متاسفانه ناكارآمد  عمل كرده است . اين درحاليست كه چند ين سال پيش در رسانه ملي حركات قابل قبولي  درزمينه الگو سازي انجام ميشد چنانكه ما شاهد مجموعه موفقي به نام " ابن سينا" بوديم . به طوري كه همان زمان جوانان ونوجوانان حتي ظواهرخود را متناسب با شخصيت اين مجموعه آراسته ميساختند. اما حال حاضر رسانه ملي مشتي مجموعه واثر سخيف ارائه ميدهد كه نه تنها دردوام واستحكام خانواده موثرنيست كه باعث صدمه به آن ميشود. براي نمونه چند ماه پيش فيلمي نشان داده مي شد كه فرزند پدرش را به پليس معرفي ميكرد.

وي مي افزايد: ازديگرعلل ناكارآمدي الگوسازي وانتقال ارزشها، عدم تعامل والدين با فرزندان است. ازعوامل دراين زمينه چند پيشگي واشتغال چندگانه والدين است. تاحدي كه حتي به اعتقاد بسياري از خانواده ها  مدتهاست كه فرصتي براي هم صحبتي ندارند. درگذشته والدين فرصت بيشتري با فرزندان داشتند ولي امروزه چنين نيست تا همين يكي دو دهه كه روابط وتعامل  بين اعضاي خانواده هشداردهنده بود تمام اعضا كنارهم تلويزيون ميديدند. درواقع يكي حرف ميزد وابراز وجود ميكرد اما بقيه اورا ميديدند ومتاثر بودند .اما امروزه  هر فردي براي خود حريم وبرنامه اي دارد. والدين كه تادير وقت به كار مشغولند پس ازورود به خانه به تماشاي تلويزيون وماهواره ميپردازند. فرزندان نيز با اينترنت ويارانه شخصي وتلفن همراه مشغولند.

* ماراتن براي كسب هيچ

فكوري  مشاورخانواده ادامه ميدهد: درروزگارامروزهمه به دنبال كسب وتصاحب ثروت وفرصت هستيم .حالت تهاجم وولعي داريم كه دركسب فرصتها و در آمدها ازديگران عقب نمانيم.  .بچه ها نيز  رها شده اند درحاليكه فرزند صالح بهترين سرمايه است .اين مساله در بررسيهاي روانشناسانه نيز مشهود است چنانكه ما دونمونه سالمند ميبينيم .گروهي كه دوران سالمندي را با سلامت وآرامش ميگذارند وافرادي كع دوران پررنجي دارند .بنابر پژوهشها والديني كه گذشته موثروفرزندان موفقي دارند اغلب دوران سالمندي آرامي را سپري ميكنند .اما كساني كه گذشته ناكامي داشته اند سالمندي ناخوشايندي را تجربه ميكنند.

وي اضافه ميكند: از عوامل بروز مشكلات درجوانان بيتوجهي به آنها ونيازشان است. درحاليكه اگر به هرچه توجه كنيم واهميت دهيم او بالنده ميشود شما نهالي را ببينيد وتوجه كنيد به طور محسوسي رشد ميكند .  توجه ومهرورزي به فرزند نيز  منشا تكامل است. درجامعه نيزبايد به جوان بيشتر توجه كرد. بنابرهمين جادارد رسانه خاص جوانان ، شبكه ويژه آنان ونشريات مخصوص به اين قشر منتشروارائه شود تا آگاهانه وموثر به اين افراد پرداخته شود.

* راههايي كه به بن بست ميرسد

 

دكتر مصطفي اقليمارئيس انجمن علمي مددكاري كشور نيز بيكاري را مهمترين  دغدغه  جوان امروزي دانسته و ميگويد: اغلب  سن جواني را  17 سال به بالا   در نظر ميگيريم. به اين ترتيب  درهمين ايام ،    دانشگاه ميرود تا مهارتي  بياموزد وكاري رايادبگيرد تا به اين وسيله بستر استقلال وي ازخانواده فراهم شود  . اين درحاليست كه امروزه وضعيت اشتغال چندان روشن نيست .  درجامعه  ما هرساله  يك ونيم ميليون نفر فارغ التحصيل  ميشوند واز ازاين تعداد 500 هزار نفرتوسط دولت و500 هزارنفر ديگر خود موفق به يافتن كار ميشوند .اينگونه سيكل افزايش بيكاران همچنان ادامه پيدا ميكند.

اين صاحبنظر بر نقش بيكاري بر گسترش بزهكاري تاكيد كرده و مي افزايد: بي ترديد افرادي  كه نميتوانند جذب بازار كارشوند به دليل فراغت بيشتر دراولين قدم جذب گروهها ي دوستانه ميشوند  كه برخي از آنان نيز دسته هاي بزهكار هستند اينگونه  زمينه آشنايي با بزه كاريها را دراين حلقه هاي دوستان شكل ميگيرد. اين در شرايطي است كه زماني كه جوان وارد اين عرصه شود به راحتي اصلاح نمي شود.  . زيرا وقتي جواني به عنوان بزهكار انگ بخورد وشناخته شود خودش هم ديگر  از انجام خلاف ابايي ندارد.

* جوانان : حرف مارا بشنويد

اقليما دكتراي توسعه اجتماعي  اضافه ميكند:  مساله ديگر اينكه آنچنان كه بايد وشايد جوانان جدي گرفته نميشوند و كسي حرف آنها  را نميفهمد.  درحاليكه جواني سني است كه دوست دارند حرفشان را درك كنند وتوجه كنند. دلش ميخواهد خلافي ميبيند بگويند. جوان كمال گرا و حق  طلب است او دوست دارد همه شرايط مناسب باشد واگر خلاف آن را ببيند نگران ميشود. ازاين رو درتمام جهان انقلابها را جوانان انجام ميدهند .  وي همچنين ميگويد: ازديگردغدغه هاي جوانان مشكلات بلوغ وروابطشان است . وقتي سالها از زمان بلوغ  جوان ميگذرد بايد  ازدواج كرده  ونيازهاي خود را رفع كنند. اما جوانان ما با وجود اين نيازها  نميتوانند ازدواج كنند زيرا كاروآينده روشني ندارد . اينجا ست كه  روابط آسيب زا شكل ميگيرد. همين آسيبها نيز به سلا مت  جوانان صدمه ميزند امابر  سرنوشت اجتماعي هم   تاثير گذار ميباشد .  زيرا  بارواج اين روابط شكست خورده ، اعتماد اجتماعي ميان  دوجنس از بين ميرود چنانكه درحال حاضر ميشنويم دخترها پسران را بوالهوس وبي مسووليت ميدانند وپسران نيز دختران را نامناسب  ميپندارند .همين روند بر سلامت خانواده ورغبت براي  تشكيل زندگي مشترك تاثير ناخوشايند ي دارد.

 

*

جوان بودن فرصت مناسبي است براي بيمه ساختن جامعه ، ازاين رو جوامع مختلف سعي دارند با برنامه ريزي وسياستگذاري مناسب زمينه بهره مندي روزافزون از اين فرصت را فراهم كنند. اما دركشور ما متوليان چه كرده اند؟ آنها تا چه حد موفق بوده اند؟

دكتر فكوري به عنوان پدر دو فرزندپسر  ميگويد: من تلاش چنداني از سوي نهادهاي  متولي جوانان نديدم . چه ايرادي دارد يك هفته سخنگوي پيش ازنمازجمعه يك كارشناس اجتماعي باشد ودرباره مسايل مبتلابه جوانان سخن بگويد. چه ايرادي دارد نهادها هزينه هاي بيشتري براي آگاه سازي  وهدايت جوانان كنند. چرا مسولان علاقه دارند كه براي ورزشكاران هزينه هاي بي حدو حساب والبته بي ثمركنند اما هزينه براي بهبود زندگي وارتقا كيفي آن را نمي پسندند. اهميتي براي آموزش مهارت زندگي  قايل نيستند؟

 

دكتر اقليما نيز اظهار ميكند: در سالهاي قبل سازمان ملي جوانان   كه هيچ كاري نكرد چون قدرتش را نداشت. بودجه اي را هم كه ميگرفت صرف پژوهش ميكرد وميگفت نهادهاي ديگر كاركنند سازمانهاي ديگر  هم اگر ميتوانستند كاري انجام دهند به سرانجام مي رساندند كه آنهانتوانستند. بنابراين سازمان ملي جواان درعمل نهاد بي خاصيتي بود. با ادغام آن وتشكيل وزارت ورزش وجوانان نيز  چيزي به عنوان جوانان نداريم. برنامه خاصي هم نداريم.

 

 

بازار عرضه وتقاضا

توسط محبوبه علی پور | یکشنبه یازدهم تیر ۱۳۹۱ |

عصر ایران - چندی پیش، مدیر کل امور اجتماعی استانداری تهران از برخورد با زنان روسپی در قالب طرح "زنان ویژه" خبر داد. روسپیگری یکی از نابهنجاری های اجتماعی رایج در تهران و چند شهر بزرگ دیگر ایران است. این پدیده معمولاً با سکوت و بی اعتنایی و حتی کوچک نمایی از سوی مقامات رسمی مواجه می شود. پرداختن جدی به مساله روسپیگری، گاه انگ سیاه نمایی نیز می خورد و هم از این روست که در شهرهای بزرگ ایران شاهد رشد روسپیگری در کنار سکوت رسانه ها و فقدان مطالعه عمیق آن هستیم. عصر ایران در گفتگو با شهلا شرکت، برخی از زوایای پدیده اجتماعی روسپیگری را بررسی کرده است.

شهلا شرکت، از آغاز تا پایان انتشار مجله زنان، مدیر مسئول و سردبیر این مجله بود و در دو دهه گذشته، یکی از صاحبنظران برجسته مسائل زنان در ایران پس از انقلاب بوده است.

 

 

ادامه مطلب

توسط محبوبه علی پور | شنبه دهم تیر ۱۳۹۱ |
مردها دروغ گفتند

کتابها دروغ نوشتند

ما سوختیم

ما باختیم

نشان به نشان بوسه هایی که جا گذاشتیم

اغوشهایی که رد شدیم

دلگیرم بی تو

توسط محبوبه علی پور | جمعه نهم تیر ۱۳۹۱ |

دلگیرم از راه ها

 

نه راه هایی که با من پیموده ای

 

نه کوچه هایی که با من قدم زده ای

 

نه برگهایی که زیر پای من و تو خرد شده اند

 

نه شعرهایی که با من خوانده ای

 

دلگیرم

 

از تمام خیابان هایی که بعد از من عابرشان خواهی شد

 

دلگیرم از تمام شعرهایی که بی من خواهی خواند

 

دلگیرم از تمام پارکها

 

از تمام کبوترانی که بعد من از دستانت دانه می خورند

 

و تمام نیمکت هایی که بر رویشان خواهی نشست

 

نیمکت هایی که دیگر

 

بر روی نیمه ی دیگرشان

 

" من " کنار " تو " ننشسته ام!

 

* مریم توفیقی

تمام ارزوهاي مردان!!!!!!

توسط محبوبه علی پور | جمعه نهم تیر ۱۳۹۱ |
امروز در سايتي درباره اخلاق حرفه اي مردان چيزي خواندم .تيترش اين گمان راايجاد كرد كه يك متن ترجمه اي است وبنابراين دور از ابادي سرزمين ماست اما بعد... اميدوارم  روزي به طور مفصل داده هاي اين نظر سنجي وپژوهش ارائه شود تا ما هم نگاهمان اصلاح شود وحال شما بخوانيد:

خبرآنلاین : نتایج تازه‌ترین مطالعات کمیته «اخلاق کار» مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام نشان داده است که تفاوت معنی‌داری بین اخلاق کار مردان و زنان مشاهده شده است.

مجموع نتایج این پژوهش عبارتند از:

 

•کارکنان مرد به موازین اخلاقی کار پایبندترند. تفاوت معنی‌داری بین اخلاق کار مردان و زنان مشاهده شده است و متوسط نمره شاخص اخلاق کار مردان بیش تر از زنان است.

 

 

...

 

توسط محبوبه علی پور | یکشنبه چهارم تیر ۱۳۹۱ |
دستهای بریده ات

پناهم است

من به این امیدم

به امید همین دستهای بریده

جابجایی نقش‌ها در خانواده و مهربانی مردهای این دوره زمانه؛

توسط محبوبه علی پور | یکشنبه چهارم تیر ۱۳۹۱ |

آیا شما هم یک «زن ذلیل» هستید؟!

- مرد با افتخار می‌گوید: من که تمام حساب و کتاب حقوقم دست خانوممه! هر ماه حقوقم رو به کارتش می‌ریزم و خودم رو راحت می‌کنم.

 

 

 همکارش که تازه استخدام شده است با شوخی می‌گوید: پس خانومت مادرخرجه؟ ‌ای زن ذلیل! و بعد ادامه می‌دهد: اما تو خونه ما تمام حقوق خانومم دست منه. چک حقوقش رو وصول می‌کنم و به حساب صاحب خونه می‌ریزم. وضع حقوقش از من بهتره. بعد من طی ماه بهش پول توجیبی می‌دم. البته خرجی هم نداره‌ ها! برای دست گرمی یه 50 تومنی می‌گیره.

مرد میانسالی که در آستانه بازنشستگی است می‌گوید: از اول زندگی، من و همسرم با هم زندگی را چرخوندیم. برای مخارج هم به هم قرض می‌دیم. حساب و کتاب داریم. پاداش می‌دیم به هم. به نظرم زن و مرد باید درآمد مشخصی داشته باشند. مخارج و پس‌اندازشون معلوم باشه. باید عین دو تا دوست و شریک در سود و زیان شریک باشن... بعد با خنده می‌گوید: البته با مخارج این روزها، توی خونه ما همه ذلیلن! مرد و زن هم نداره!

 

زن ذلیل‌ها چه کسانی هستند؟

به راستی «زن ذلیل‌ها» چه کسانی هستند و چه ویژگیهایی دارند؟ حجت‌الاسلام سید محمد مهدی واعظ موسوی مشاور خانواده به تبیین شخصیت مرد‌ها پرداخته و می‌گوید: امروزه به طور کلی از نظر شخصیتی، با سه نمونه شخصیت مردانه مواجهیم. نخست افرادی که خشن و قدرت مآب و دیکتاتورمنش هستند. این افراد اغلب به خانواده بی‌توجه‌اند و ‌گاه به اشتباه همین رویه خشن آنها، مزیت و ارزش و نشانه مردانگی محسوب می‌شود. دسته دیگر در مقابل آنها قرار می‌گیرند. مردانی که از نظر شخصیتی به بلوغ فکری و اجتماعی نرسیده، شخصیتی رشد یافته ندارند و جوهره مدیریت خانواده را کسب نکرده‌اند. این مردان متاثر از قدرت زنان هستند و در عمل مدیریت و ابتکار عمل در چنین خانواده‌ای برعهده زنان است. در این مورد نقش مرد به سرحد اطاعت کردن می‌رسد و کمرنگ می‌شود.

واعظ موسوی می‌افزاید: دسته دیگر که حد میانه این دو گونه قرار می‌گیرد، مرد خانواده‌گرا، صبور و حلیم می‌باشد. وی ضمن اینکه از توان مدیریتی مناسب در خانواده برخوردار است و مقتدر می‌باشد از محبت به خانواده و تعامل سالم با آنان کوتاهی نمی‌کند. او صلابت و محبت را همزمان در رفتارش نشان می‌دهد. چنانکه حضرت علی(ع) در تعبیری از چنین افرادی به «محبوب مهاب» یاد می‌کند؛ «الکریم عند الناس محبوب مهاب»؛ کریم پیش مردم دوست داشتنى و با شکوه است؛ یعنى محبوبیت با مهابت کنارهم قرار می‌گیرد.

همچنین براساس تعالیم اسلامی و آموزه‌های قرآ نی که «الرِّجال قوّامون علی النِّساء» مرد‌ باید دارای شخصیتی با صلابت باشد تا زن بتواند بر وی تکیه کند. این مرد مطابق مدل اسلامی است.

 

مهربان‌ها، زن ذلیل نیستند!

این مشاور خانواده به قضاوتهای مختلف در این باره اشاره می‌کند و می‌افزاید: در فرهنگ و عرف متداول، نظرات متفاوتی در خصوص «زن ذلیلی» مطرح می‌شود.

گاهی از مردان دسته نخست که فاقد توان مدیریتی و مسؤولیت پذیری هستند به عنوان مرد «زن ذلیل» یاد می‌شود که قضاوت درستی است. اما‌ گاه در مقایسه با مردان خشن و دیکتاتور مآب، به مردانی که با وجود توان مدیریتی، بر مهربانی در خانواده نیز تاکید دارند به غلط «زن ذلیل» گفته می‌شود در حالی که آنها به تامین نیاز‌ها و خواسته‌های خانواده اهمیت می‌دهند و بر رأفت در خانواده تاکید دارند.

 

آثار جابجایی نقش‌ها و مسؤولیت‌ها

زن بادلخوری می‌گوید: ناچارم خودم رو به درو دیوار بزنم. شوهرم و بچه‌هام مث زالو به من چسبیدن. عُرضه کارهم ندارن... عرضه زندگی کردن هم ندارن. باید مدام دنبال تمام برنامه‌هاشون باشم. اگه غافل بشم همین شندرغاز پول و یه وجب خونه رو هم به باد می‌دن...

«واعظ موسوی» با تاکید بر حمایت طلبی در زنان می‌گوید: از نظر زنان نیز مردانی که توان مدیریتی کافی ندارند چندان محبوب نیستند زیرا زنان بنابر نیازهای شخصیتی خود، خواستار مردانی مقتدر، حامی و تأمین کننده هستند. چنانچه مردی فاقد این شاخصه‌ها باشد، زن ناگزیر برای رفع نیازهای خانواده، خود سکان مدیریت را در دست می‌گیرد. در حالی که مطابق فرهنگ اصیل ایرانی و آموزه‌های دینی مرد باید توان سرپرستی، مسوولیت‌پذیری و حمایت کنندگی داشته باشد. از این رو جابجایی نقش‌ها ومسوولیت‌ها می‌تواند بر روابط خانوادگی و تعامل افراد آثار مخربی بگذارد.

 

جامعه‌ای که زن ذلیل می‌پروراند!

پسر جوان می‌گوید: ببینید مردم برای بچه‌هاشون چی کار میکنن. دوستم 15 سالشه یه سوئیت اختصاصی داره. حالا من می‌گم بریم ترکیه یا مالزی، چشماتون گرد می‌شه...

«واعظ موسوی» مشاور خانواده همچنین می‌گوید: شرایط اجتماعی در بروز بی‌ثباتی در شخصیت مردان، بی‌تاثیر نیست. چنانکه در چندین دهه پیش، در خانواده‌های ایرانی مردان با اقتدار و حتی دیکتاتورمآب رفتار می‌کردند و تمام مسایل، مطابق خواسته‌های آنان رقم می‌خورد. اما با گذشت زمان و تغییر در سبک زندگی، نسل بعد که می‌توان آن‌ها را نسل اول بعد از انقلاب دانست سعی کردند با انعطاف بیشتری با خانواده تعامل داشته باشند. به خصوص در برابر فرزندان سعی داشتند با فرزندآوری کمتر، بیشتر به آنها خدمات بدهند تا فرزندانشان همانند آن‌ها با کمبود‌ها و ناکامی‌ها مواجه نشوند. به این ترتیب اقتدار این مردان و پدران کمتر از مردان گذشته بود.

وی می‌افزاید: اما اقتدار مردان نیز در نسل بعدی این‌ها یعنی نسل سوم انقلاب و بعد از آن‌ها نیز کاسته شد. زیرا اغلب این فرزندان، از توان مدیریتی و مسؤولیت پذیری کافی برخوردار نیستند.

به طوری که اگر پدر‌ها در سن 21 سالگی قادر به تامین خانواده بودند این فرزندان و در واقع نسل جدید مرد‌ها، این توان را نداشته و هنوز چشم به حمایت اطرافیان دارند. برای دختران این نسل نیز تمکین کردن دشوار بوده و چشم گفتن را نشانه ضعف و ذلت در برابر همسر می‌دانند!

 

زنانی که خط می‌دهند

زن، روبروی مرد می‌ایستد و می‌گوید: نکنه یادت رفته که اول زندگیمون همین صنار سه شاهی رو نداشتی که یک دونه پفک برا بچه مون بخری؟ من کار کردم و به اینجا رسوندمت. حالا قوم و خویش‌ شناس شدی. دختر خاله و دختردایی‌ات رو نشون می‌دی. این خاله‌خان باجی‌ها وقتی که یه دست لباس داشتی کجا بودن؟

حجت‌الاسلام واعظ موسوی نیز به تغییر در جایگاه زنان اشاره می‌کند و می‌گوید: مشارکت اجتماعی بی‌حد و حساب زنان نیز در بروز رفتارهای غیر مسؤولانه مردان بی‌اثر نبود. چنانکه من سال‌ها پیش، این مساله را به برنامه‌ریزان و سیاستگذاران کشور گوشزد کردم و یاد‌آور شدم با گذشت سال‌ها و تجربه مشارکت زنان، حال فرهنگ غرب نیز به این مشارکت افراطی با تردید و بدبینانه نگاه می‌کند، اما‌‌ همان زمان به دلیل پایان جنگ و به نفع سازندگی، این هشدار نادیده گرفته شد و به موازات بها دادن به توسعه سیاسی و سازندگی کشور، خانواده و مصالح آن مورد غفلت قرار گرفت. در حالی که ما نباید زن و مشارکت اجتماعی او را به گونه‌ای پررنگ و موثر نشان دهیم که نقش و جایگاه او در خانواده فراموش شود.

 

 

بدون شرح

توسط محبوبه علی پور | یکشنبه چهارم تیر ۱۳۹۱ |
در خيلي كشورها حضور زنان وكسب پستهاي كليدي توسط آنان با ترديد مواجه است.عكس زيررا فراروگذاشته است كه در خصوص پيروزي تيم آلمان بر يونان است...

مشخصات وب
چند خط در میان زندگی .... ازروزگار کاغذی یک زن
آرشیو وب
  • بهمن ۱۴۰۱
  • مرداد ۱۳۹۷
  • آبان ۱۳۹۶
  • شهریور ۱۳۹۶
  • مرداد ۱۳۹۶
  • تیر ۱۳۹۶
  • دی ۱۳۹۵
  • مهر ۱۳۹۵
  • مرداد ۱۳۹۵
  • تیر ۱۳۹۵
  • خرداد ۱۳۹۵
  • اردیبهشت ۱۳۹۵
  • فروردین ۱۳۹۵
  • اسفند ۱۳۹۴
  • بهمن ۱۳۹۴
  • دی ۱۳۹۴
  • آذر ۱۳۹۴
  • آبان ۱۳۹۴
  • مهر ۱۳۹۴
  • شهریور ۱۳۹۴
  • مرداد ۱۳۹۴
  • تیر ۱۳۹۴
  • بهمن ۱۳۹۲
  • دی ۱۳۹۲
  • آذر ۱۳۹۲
  • آبان ۱۳۹۲
  • مهر ۱۳۹۲
  • شهریور ۱۳۹۲
  • مرداد ۱۳۹۲
  • تیر ۱۳۹۲
  • خرداد ۱۳۹۲
  • اردیبهشت ۱۳۹۲
  • فروردین ۱۳۹۲
  • اسفند ۱۳۹۱
  • بهمن ۱۳۹۱
  • دی ۱۳۹۱
  • آرشيو

B L O G F A . C O M

تمامی حقوق برای چند خط میان زندگی محفوظ است .