مكرر درمكرر صداي زنگ پيامك تلفن همراهم به گوش ميرسد. پيامكها يي كه اغلب خبراز برگزاري جشنواره ملي حضرت علي اكبر (ع) وبزرگداشت جوانان دارد. دخترجواني كه كنارم نشسته با تعجب ازدريافت اين همه پيامك فقط نگاه ميكند. تلفن همراهش زنگ ميخورد درحاليكه سعي ميكند هيجانش را پنهان كند به آرامي ميگويد: چرا پولم رونميدي . من شش ماه اونجا كار كردم شما هم طبق قرار بايد ماهي 220 تومن بدين 220 تومن آقاي مهندس به يه كارشناس !امامن ..سه ماهه تسويه حساب كردم اما پولم روندادين ..من بايد شهريه بدم....
من پياده ميشوم.
* شكست درالگوسازي ها
طبق همه برنامه هاي مناسبتي و موسمي بي شماردر كشورمان ، هرساله همزمان با روزجوان نيز بازار تقدير وتكريم ازجوانان داغ داغ ميشود والبته امسال به مدد برگزاري جشنواره ملي اين تنور پرفروغتر بود. اما آيا مشكل جوانان با همين نشستها و همايشها حل ميشود. اصولا جوانان ما با چه مشكلاتي روبه رو هستند؟
دكتر حسين فكوري با بيش از 20 سال تجربه مشاوره خانواده ميگويد: از مسايل قابل تامل در زندگي جوانان امروز بحث هويت در آنهاست . زيرا ما درحال حاضر درمرحله گذار ومدرنيزم قرارداريم. ازهمين رو ناهمگوني وناهاهنگي ميان ارزشها وتوقعات ونحوه تفكر وزندگي جوانان با خانواده ها را ميبينيم. اين امرباعث شكاف وحتي گسل نسل شده است. بخشي ازاين مقوله ناشي از عدم الگو سازي مناسب توسط خانواده وجامعه است. طي سالهاي اخير نهادها وعوامل الگوساز ما يا دراين امر كم كاري داشته اند يا اصلا نتوانسته اند رسالت خود را دراين زمينه به درستي ايفا كنند. ازموارد قابل تامل دراين حوزه رسانه ها هستند. به خصوص رسانه ملي كه متاسفانه ناكارآمد عمل كرده است . اين درحاليست كه چند ين سال پيش در رسانه ملي حركات قابل قبولي درزمينه الگو سازي انجام ميشد چنانكه ما شاهد مجموعه موفقي به نام " ابن سينا" بوديم . به طوري كه همان زمان جوانان ونوجوانان حتي ظواهرخود را متناسب با شخصيت اين مجموعه آراسته ميساختند. اما حال حاضر رسانه ملي مشتي مجموعه واثر سخيف ارائه ميدهد كه نه تنها دردوام واستحكام خانواده موثرنيست كه باعث صدمه به آن ميشود. براي نمونه چند ماه پيش فيلمي نشان داده مي شد كه فرزند پدرش را به پليس معرفي ميكرد.
وي مي افزايد: ازديگرعلل ناكارآمدي الگوسازي وانتقال ارزشها، عدم تعامل والدين با فرزندان است. ازعوامل دراين زمينه چند پيشگي واشتغال چندگانه والدين است. تاحدي كه حتي به اعتقاد بسياري از خانواده ها مدتهاست كه فرصتي براي هم صحبتي ندارند. درگذشته والدين فرصت بيشتري با فرزندان داشتند ولي امروزه چنين نيست تا همين يكي دو دهه كه روابط وتعامل بين اعضاي خانواده هشداردهنده بود تمام اعضا كنارهم تلويزيون ميديدند. درواقع يكي حرف ميزد وابراز وجود ميكرد اما بقيه اورا ميديدند ومتاثر بودند .اما امروزه هر فردي براي خود حريم وبرنامه اي دارد. والدين كه تادير وقت به كار مشغولند پس ازورود به خانه به تماشاي تلويزيون وماهواره ميپردازند. فرزندان نيز با اينترنت ويارانه شخصي وتلفن همراه مشغولند.
* ماراتن براي كسب هيچ
فكوري مشاورخانواده ادامه ميدهد: درروزگارامروزهمه به دنبال كسب وتصاحب ثروت وفرصت هستيم .حالت تهاجم وولعي داريم كه دركسب فرصتها و در آمدها ازديگران عقب نمانيم. .بچه ها نيز رها شده اند درحاليكه فرزند صالح بهترين سرمايه است .اين مساله در بررسيهاي روانشناسانه نيز مشهود است چنانكه ما دونمونه سالمند ميبينيم .گروهي كه دوران سالمندي را با سلامت وآرامش ميگذارند وافرادي كع دوران پررنجي دارند .بنابر پژوهشها والديني كه گذشته موثروفرزندان موفقي دارند اغلب دوران سالمندي آرامي را سپري ميكنند .اما كساني كه گذشته ناكامي داشته اند سالمندي ناخوشايندي را تجربه ميكنند.
وي اضافه ميكند: از عوامل بروز مشكلات درجوانان بيتوجهي به آنها ونيازشان است. درحاليكه اگر به هرچه توجه كنيم واهميت دهيم او بالنده ميشود شما نهالي را ببينيد وتوجه كنيد به طور محسوسي رشد ميكند . توجه ومهرورزي به فرزند نيز منشا تكامل است. درجامعه نيزبايد به جوان بيشتر توجه كرد. بنابرهمين جادارد رسانه خاص جوانان ، شبكه ويژه آنان ونشريات مخصوص به اين قشر منتشروارائه شود تا آگاهانه وموثر به اين افراد پرداخته شود.
* راههايي كه به بن بست ميرسد
دكتر مصطفي اقليمارئيس انجمن علمي مددكاري كشور نيز بيكاري را مهمترين دغدغه جوان امروزي دانسته و ميگويد: اغلب سن جواني را 17 سال به بالا در نظر ميگيريم. به اين ترتيب درهمين ايام ، دانشگاه ميرود تا مهارتي بياموزد وكاري رايادبگيرد تا به اين وسيله بستر استقلال وي ازخانواده فراهم شود . اين درحاليست كه امروزه وضعيت اشتغال چندان روشن نيست . درجامعه ما هرساله يك ونيم ميليون نفر فارغ التحصيل ميشوند واز ازاين تعداد 500 هزار نفرتوسط دولت و500 هزارنفر ديگر خود موفق به يافتن كار ميشوند .اينگونه سيكل افزايش بيكاران همچنان ادامه پيدا ميكند.
اين صاحبنظر بر نقش بيكاري بر گسترش بزهكاري تاكيد كرده و مي افزايد: بي ترديد افرادي كه نميتوانند جذب بازار كارشوند به دليل فراغت بيشتر دراولين قدم جذب گروهها ي دوستانه ميشوند كه برخي از آنان نيز دسته هاي بزهكار هستند اينگونه زمينه آشنايي با بزه كاريها را دراين حلقه هاي دوستان شكل ميگيرد. اين در شرايطي است كه زماني كه جوان وارد اين عرصه شود به راحتي اصلاح نمي شود. . زيرا وقتي جواني به عنوان بزهكار انگ بخورد وشناخته شود خودش هم ديگر از انجام خلاف ابايي ندارد.
* جوانان : حرف مارا بشنويد
اقليما دكتراي توسعه اجتماعي اضافه ميكند: مساله ديگر اينكه آنچنان كه بايد وشايد جوانان جدي گرفته نميشوند و كسي حرف آنها را نميفهمد. درحاليكه جواني سني است كه دوست دارند حرفشان را درك كنند وتوجه كنند. دلش ميخواهد خلافي ميبيند بگويند. جوان كمال گرا و حق طلب است او دوست دارد همه شرايط مناسب باشد واگر خلاف آن را ببيند نگران ميشود. ازاين رو درتمام جهان انقلابها را جوانان انجام ميدهند . وي همچنين ميگويد: ازديگردغدغه هاي جوانان مشكلات بلوغ وروابطشان است . وقتي سالها از زمان بلوغ جوان ميگذرد بايد ازدواج كرده ونيازهاي خود را رفع كنند. اما جوانان ما با وجود اين نيازها نميتوانند ازدواج كنند زيرا كاروآينده روشني ندارد . اينجا ست كه روابط آسيب زا شكل ميگيرد. همين آسيبها نيز به سلا مت جوانان صدمه ميزند امابر سرنوشت اجتماعي هم تاثير گذار ميباشد . زيرا بارواج اين روابط شكست خورده ، اعتماد اجتماعي ميان دوجنس از بين ميرود چنانكه درحال حاضر ميشنويم دخترها پسران را بوالهوس وبي مسووليت ميدانند وپسران نيز دختران را نامناسب ميپندارند .همين روند بر سلامت خانواده ورغبت براي تشكيل زندگي مشترك تاثير ناخوشايند ي دارد.
*
جوان بودن فرصت مناسبي است براي بيمه ساختن جامعه ، ازاين رو جوامع مختلف سعي دارند با برنامه ريزي وسياستگذاري مناسب زمينه بهره مندي روزافزون از اين فرصت را فراهم كنند. اما دركشور ما متوليان چه كرده اند؟ آنها تا چه حد موفق بوده اند؟
دكتر فكوري به عنوان پدر دو فرزندپسر ميگويد: من تلاش چنداني از سوي نهادهاي متولي جوانان نديدم . چه ايرادي دارد يك هفته سخنگوي پيش ازنمازجمعه يك كارشناس اجتماعي باشد ودرباره مسايل مبتلابه جوانان سخن بگويد. چه ايرادي دارد نهادها هزينه هاي بيشتري براي آگاه سازي وهدايت جوانان كنند. چرا مسولان علاقه دارند كه براي ورزشكاران هزينه هاي بي حدو حساب والبته بي ثمركنند اما هزينه براي بهبود زندگي وارتقا كيفي آن را نمي پسندند. اهميتي براي آموزش مهارت زندگي قايل نيستند؟
دكتر اقليما نيز اظهار ميكند: در سالهاي قبل سازمان ملي جوانان كه هيچ كاري نكرد چون قدرتش را نداشت. بودجه اي را هم كه ميگرفت صرف پژوهش ميكرد وميگفت نهادهاي ديگر كاركنند سازمانهاي ديگر هم اگر ميتوانستند كاري انجام دهند به سرانجام مي رساندند كه آنهانتوانستند. بنابراين سازمان ملي جواان درعمل نهاد بي خاصيتي بود. با ادغام آن وتشكيل وزارت ورزش وجوانان نيز چيزي به عنوان جوانان نداريم. برنامه خاصي هم نداريم.