چند خط میان زندگی

از روزهای دور خبرنگاری تا این روزها که  نویسنده ام

  • صفحه اصلی
  • پروفایل
  • آرشیو
  • عناوین مطالب

توسط محبوبه علی پور | جمعه شانزدهم تیر ۱۳۹۱ |
سه شنبه با ندا و دوست تازه ام تكتم به كافي شاپ خانه رفتيم. من محافظه كارم ازبين اسامي مختلف دمنوش وشربتها به شربت بيد مشك بسنده كردم بقيه اسطوخودوس خوردند. ندا دوست داشت اما تكتم با ترديد خورد. بعد درباره همه چيز از پايان نامه دكتراي ندا تا مشكلات من در درك كتابهاي علوم اجتماعي وبيكاري دانشجويان علوم انساني وچرايي رغبت به تحصيل دردكترا صحبت كرديم. شيريني هاي خوشمزه ندا هم چسيبد .پول شربتها را هم تكتم حساب كرد.منم يك دسته گل براي ندا خريده بودم كه مورد توجه حضار قرار گرفت. راستي دكترحيدري هم اومد و ازخنك نبودن شربتش گله داشت. او كه چند ميز ان طرفتر نشسته بود. هنوز نشسته بود كه ما محل را ترك كرديم. راستش نفهميدم چي سفارش داده بود.

مشخصات وب
چند خط در میان زندگی .... ازروزگار کاغذی یک زن
آرشیو وب
  • بهمن ۱۴۰۱
  • مرداد ۱۳۹۷
  • آبان ۱۳۹۶
  • شهریور ۱۳۹۶
  • مرداد ۱۳۹۶
  • تیر ۱۳۹۶
  • دی ۱۳۹۵
  • مهر ۱۳۹۵
  • مرداد ۱۳۹۵
  • تیر ۱۳۹۵
  • خرداد ۱۳۹۵
  • اردیبهشت ۱۳۹۵
  • فروردین ۱۳۹۵
  • اسفند ۱۳۹۴
  • بهمن ۱۳۹۴
  • دی ۱۳۹۴
  • آذر ۱۳۹۴
  • آبان ۱۳۹۴
  • مهر ۱۳۹۴
  • شهریور ۱۳۹۴
  • مرداد ۱۳۹۴
  • تیر ۱۳۹۴
  • بهمن ۱۳۹۲
  • دی ۱۳۹۲
  • آذر ۱۳۹۲
  • آبان ۱۳۹۲
  • مهر ۱۳۹۲
  • شهریور ۱۳۹۲
  • مرداد ۱۳۹۲
  • تیر ۱۳۹۲
  • خرداد ۱۳۹۲
  • اردیبهشت ۱۳۹۲
  • فروردین ۱۳۹۲
  • اسفند ۱۳۹۱
  • بهمن ۱۳۹۱
  • دی ۱۳۹۱
  • آرشيو

B L O G F A . C O M

تمامی حقوق برای چند خط میان زندگی محفوظ است .