چند خط میان زندگی

از روزهای دور خبرنگاری تا این روزها که  نویسنده ام

  • صفحه اصلی
  • پروفایل
  • آرشیو
  • عناوین مطالب

قانون حمایت از حقوق کودک سال 81 جامعیت ندارد

توسط محبوبه علی پور | یکشنبه بیست و یکم اسفند ۱۳۹۰ |

  

قدس آنلاین _: طی روزهای اخیر ؛ رسانه ها خبری مبنی برخشونت وتعرض به دهها کودک مشهدی را منتشر کردند که شاید بتوان آن راسیاه ترین خبردر سال 90 دانست. اما مهمتراینجاست که با وجود قوانین ومقررات متعددی که داعیه حمایت از حقوق کودک را دارند هنوز ما شاهد خشونت علیه کودکان هستیم.

 علیرضا محمد نژاد، کارشناس ارشد حقوق عمومی دراین باره به خبرنگار ما میگوید:درحال حاضر دو قانون شاخص وقابل استناد در زمینه حمایت از حقوق کودک وجود دارد.نخست کنوانسیون حمایت از حقوق کود ک که کشورما در سال 1372 به آن ملحق شد.البته مشروط براینکه این قانون مغایر با قوانین داخلی نباشد .زیرا در حوزه قانونگذاری ایران قانونگذار مقرر کرده است که قوانین داخلی بر قوانین خارجی برتری دارد. سپس قانون حمایت از حقوق کودکان ونوجوانان مصوب 1381 که در نه ماده از سوی مجلس شورای اسلامی به تصویب رسید. اما این قانون نیز با وجود ابداعاتی که در زمینه حمایت از کودکان دارد .برای نمونه در ان سن مسوولیت کیفری کودکان به 18 سال افزایش داشته است. درحالی که پیش ازاین مطابق ، قانون مدنی وقانون کیفری که بلوغ شرعی را مصداق سن مسوولیت کیفری میدانند این قانون ؛ سن حمایت از حقوق کودک رازیر 18 سال درنظر گرفته است .

وی درادامه در خصوص عنوان ، قانون یاده شده اضافه میکند: به اعتقاد من عنوان این قانون مناسب نیست وبار قانونی ندارد زیرا ما وقتی از قانونی سخن میگوییم .باید مصدایق مجرمانه به وضوح تعریف شود. این درحالیست که در مسایل قانونی یک بحث سنی داریم به عنوان کودک ویک بحث سنی بزرگسال داریم بنابراین اطلاق کودک ونوجوان چندان درست نیست . بنابراین قانونگذاراینجا دچار مسامحه شده است وهمان قانون حمایت ازکودک کفایت میکرد تا منطبق با کنوانسیون حقوق کودک نیز باشد.

محمد نژاد همچنین خاطر نشان میکند: متاسفانه ما دراین قانون تعریف روشنی از مصادیق جرم کودک آزاری به آن صورت که باید وشایسته است نمیبینیم. حال آنکه بهتر این قانون از جامعیت بیشتری برخوردار باشد .به نظر من می توانست از تعریف سازمان بهداشت جهانی درباره کودک آزاری که وجوه فراگیری را در نظر گرفته ؛ بهره مند شد .مطابق این تعریف ؛ کودک آزاری عبارت است از: آسیب‌ یا تهدید سلامت‌ جسم‌ و روان‌ و یا سعادت‌ و رفاه‌ و بهزیستی‌ کودک‌ به‌ دست‌ والدین‌ یا افرادی‌ که‌ نسبت‌ به‌ او مسئول‌ هستند. درحالیکه قانون حمایت از حقوق کودک مصوب 1381 چنین جامعیتی ندارد. ازهمین رو با توجه به گسترش موارد کودک آزاری به دلیل شرایط فرهنگی واقتصادی واجتماعی کشور؛ شایسته است در رفع این نواقص تدابیری شود.

این کارشناس ارشد حقوق باشاره به کاستیهای اجرای مناسب قوانین میگوید: هرقانون که تصویب میشود باید ضمانت اجرایی کافی نیز داشته باشد. اما در حوزه حقوق کودک به دلیل کاستیهای این قوانین هرقدرهم تلاش شود نمیتوان آثار حقوقی مناسب از اجرای آن را دید. لذا نیاز به اصلاح دارد. یکی از راهکارهای این مساله ؛ تدوین لایحه ای جامع وشفاف در خصوص حمایت از حقوق کودک است که توسط دولت به مجلس تقدیم شود. به این ترتیب ضمانت بیشتری برای حمایت ازکودک وجود داشته وطی قوانین ؛ به طور جدی به احقاق حقوق کودکان بپردازد.

محمد نژاد همچنین به ضعف قانون دربرابر کودک آزاری پدر تاکید کرده واظهار میکند : گرچه بنابر قاون حمایت ازحقوق کود ونوجوان ؛ کودک آزاری در زمره جرایم عمومی محسوب میشود که رسیدگی به آن ،نیازمند شاکی خصوصی نیست .اما درهمین قانون پدر وجد پدری در صورت آزار منجر به قتل کودک ؛ معاف از قصاص می باشند. درحالی که چنین مزیتی برای مادر در نظر گرفته نشده است .حال آنکه مادرنیز به اندازه پدر درتولد ورشد طفل موثر است . در ضمن براساس نگرش دینی و اخلاقی پدر نیز مجاز به قتل فرزند نمی باشد که این بخش نیز نیازمند بررسی وبازنگری است.

این پژوهشگر درحوزه حقوق همچنین خاطر نشان میکند: ازمواردی که جادارد توسط قانونگذار مورد توجه قرار گیرد. حمایتهای قانونی از اطفال قربانی خشونت پس از کیفرمتهم است. درحالیکه در قانون تنها حمایت ازاین افراد ؛کیفرمتهم است ودیگر این قربانیان از حق وحمایتی برخوردار نیستند. درحالیکه بایدشرایط به گونه ای باشد که حمایتهای بیشتری از اطفال شده و رنجهای روحی وروانی آنان نیز التیام یابد و خسارتهای آنان جبران شود.

وی در خاتمه با تاکید برحمایت از کودک در آموزه های اسلامی وسیره بزرگان دین میگوید: با نگاهی به این منابع ارزنده میتوان ؛ نمونه های روشن وارزشمندی از حمایت از کودکان را دید. چنانکه در عصر جاهلیت زنده به گورکردن دختران مرسوم بوده ومشروعیت داشت اما حضرت رسول اکرم (ص) نه تنها با حمایت از دختران به آنان حق حیات بخشید که جامعه را واداشت تا با استفاده از" قانون ارث" فرزندان دختر خود را نیز دراموال خویش همانند پسران شریک کند. اما متاسفانه ما درقانونگذاری واجرا چندان بهره ای ازاین منابع نمیبریم و همچنان دربستر محدود ، اندیشیده ها خودرا گرفتارکردیم ونگذاشتیم این نگرشهای ارزنده فرصت بالندگی داشته باشد. ازاین رو، پیشنهاد میشود، براساس این آموزه ها نگاهی نوبه حمایت از حقوق کودک در کشور شود که بی تردید میتواند نقش موثری در کاهش کودک آزاریها داشته باشد.

 

 

 

نگاهي هم به آسيبهاي اجتماعي بيندازيد!

توسط محبوبه علی پور | شنبه بیستم اسفند ۱۳۹۰ |

 

چند روز پيش آقاي محمد حسين جعفريان ، يادداشتي  در صفحه جامعه اينگونه نوشت "  در شهر قم، در پی اشتباه یک کارمند، دستگاه عابربانک یکی از شعبه ها، برای چند ساعت به جای اسکناس 5 هزار تومانی، چک پول پنجاه هزار تومانی به مراجعان پرداخت می کرده و در هفت- هشت ساعت، بیش از 25 میلیون تومان پول اضافه داده شده و... سرانجام مسؤولان شعبه متوجه شده و جلوی زیان را گرفته اند! اما نکته تکان دهنده این خبر آن بود که هیچکدام از انبوه مراجعانی که در این مدت چند برابر پول درخواستی از دستگاه گرفته بودند، برای پس دادن آن و هشدار به بانک مراجعه نکرده بودند!

تصورش را بکنید دهها نفر رفته اند و کارت را در دستگاه گذاشته و برای نمونه، 20 هزار تومان برداشت کرده اند، اما دستگاه 200 هزار تومان به آنها داده، اما از این میان یک نفر زحمت نکشیده چند قدم آن طرف تر برود و به بانک بگوید، دستگاه، ده برابر بیشتر از حقش را به او پول تحویل داده! همه خلق ا... پول را در جیب گذاشته، چشمشان را بسته اند و پی کارشان رفته اند! این رفتار برای جامعه ای که چندین دهه است اخلاقیات، محور شعارها و باورهایش شده، نشانه خطرناکی است؛ البته و بی گمان تنها با استناد به آنچه رخ داده نمی توان حکم صادر کرد و هزار اما و اگر وجود دارد، ولی هر چه هست نشانه به صدا درآمدن زنگهای خطری است که کسی پروای شنیدن آنها را ندارد! "

 

وي دراين يادداشت نقبي هم به گذشته زده وبعد با چند پرسش به چراهاي مختلف بي جواب بسنده كرده است. گرچه با نظر ايشان موافقم ؛  اما جا دارد از ايشان پرسيد نظرشان درباره آسيبهاي اجتماعي وتعرضها وخشونتهاي اجتماعي چيست ؟آيا با همين دقت نظر به اين مسائل نگاه ميكنند؟ نظرشان در باره كودك آزاريهاي مكرر كه حال پاي  ثابت صفحات حوادث شده چيست ؟ آيا خبر تعرض به 11 دختر بچه را در شهرخودشان ، مشهد خوانده يا شنيده اند؟ به اعتقاد ايشان دليل بروز اين جرايم وخشونتها چيست؟ گناه اين معضلات را ميتوان به گردن چه كسي انداخت ؟

شعاري كه شعار ميماند

توسط محبوبه علی پور | شنبه بیستم اسفند ۱۳۹۰ |

تسهيل در ازدواج جوانان

دخترجوان با همراهانش پشت ويترين مزوني ايستاده بود وبا وسواس مدلهاي لباس عروس را نگاه ميكرد .گاهي با اشاره به مدلي  ميگفت: اين لباس رو پريسا دوسال پيش پوشيده بود.. چقدر كاردستش بي سليقه است..من ميخوام وقتي لباس مي پوشم تا سالها فاميلا يادشون باشه وتعريف كنند...

پس از كلي گشتن وديدن پا به  مزوني مجلل ميگذارند.

زن ميانسال با مهارت از لباسها ومدلها ميگويد از مدل ترك واروپايي وقيمتهاي مناسب .

-         دوخت لباسها از 300 تا هزارتومنه ..همه مواداز پارچه و كاردست هم با خودمونه..

وقتي چند مدل را نشان ميدهد ، عروس وداماد با اكراه نگاهي ميكنند. زن ادامه ميدهد؛ اگه به دنبال مدل خاصي هستيد ميتونين برين طبقه بالا .

زن جوان راهنمايي ميكند: اينها از 600 هزارتومن به بالاست . زمان دوختش هم طولانيه... اگه ميخواين براي اين مدلا سفارش بدين بايد هزينه انتخاب مدل از ژورنالها رو هم بپردازين...

** دلم ميخواهد مراسم ازدواج من هم به باشكوهي ازدواج پسرعمه ام باشه.. .مگه قراره من چندبار داماد بشم..   براي اتوموبيل عروس  ؛ ميخوام  يك  پروشه كرايه كنم چيزي نيس يه ميليون ئ خورده.... هزينه گل زدنش هم مهم نيس من ميخواهم با شكوه ترين ازدواجها را داشته باشم.يادت باشه ها ...همايون ميگه يه جا عكس عروس ودامادرو روي كاپوت ماشين نقش ميكنن ، به نظرت جالبه...

                        ***

درحاليكه بسياري از مردم به مراسم آنچناني ازدواج ميانديشند . جواناني هم هستند كه در تقلايند با حداقل  هزينه زندگي مشترك خود را آغاز كنند.

 

عبدالرضا -ر  26 ساله میگوید: خودتان که میبینید. ازدواج جوانان ازمشکلات اساسی کشور است اما تلاش کافی نمیشود. وام ازدواج میدهند اما با این مخارج به کجا می رسد؟ رهن خانه ها راببینید. هزینه طلاو تالار و...که نگفتنی است .

مژده – الف نیز اظهار میکند:  من و همسرم ازخانواده متوسط هستیم. نزدیک یک سال است عقد کردیم. اما هنوزنتوانستیم وسایل ازدواجم را فراهم کنیم. بااین تورم چطور میتوانم از همسرم بخواهم که طلا بخرد یا چند تکه وسایلی که متعهد شده را تهیه کند. یا خودم هزینه جهیزیه را بپردازم. ما وام ازدواج را  که با هزار رفت وآمد گرفتیم را برای رهن خانه کنار گذاشتیم . خانواده ها نیزکمک میکنند اما نمیتوانیم انتظار داشته باشیم برایمان خانه بخرند یا 20-30 میلیون هزینه جهیزیه را بدهند.

پرستو نیز که دوسال در عقد است میگوید: همسرم دانشجو است . هردو کار پاره وقت داریم که درآمدی ندارد. ازتمام مخارج ازدواجمان هم که بگذریم بازهم حداقل یک ازدواج ساده ، 20 تا40 میلیون تومان هزینه دارد.  اما حمایتها آنقدرناچیز است که ارزش ندارد. به زوجها مسکن مهر میدهند، اما در شهرهای اقماری که اغلب فاقد امکانات معمولند. به اندازه همان اجاره داخل شهر بايد هزينه اياب وذهاب بدهيم.

به هرحال دراين گسل طبقا تي انكارناپذير هرازگاهي نيز سازمان ونهاد ي  ادعاي حمايت از ازدواج جوانان را دارد وطرحها وبرنامه هايي را عرضه ميكند. اما با توجه به آماري كه سالهاست تكرار ميشود. درکشورما بیش از 14 میلیون جوان آماده ازدواج هستند. وسالانه نزدیک به یک میلیون وهفت صد هزار نفر به این افراد افزوده میشود. پس حاصل اين تلاشها چه ميشود؟

 

*  قانون بي فرجام

از قوانين شاخص دراين زمينه ؛ " قانون تسهيل  ازدواج جوانان مصوب 27 /9/1384 مجلس شوراي اسلامي است.

عبدالرضا ثروتي ،  عضو كميسيون  اجتماعي مجلس شوراي اسلامي درباره نتيجه واثار اين قانون در كاهش  مشكلات  ازدواج جوانان به گزارشگر ما ميگويد: اين قانون مصوبه مجلس هفتم بوده است وبا وجود آنكه   تسهيلات ومشوقهاي ارزشمندي براي ازدواج جوانان پيش بيني كرده بودبراي نمونه ؛ براساس ماده يك قانون تسهيل ازدواج، دولت مكلف به ايجاد «صندوق اندوخته ازدواج جوانان» شد و همچنین قرار شده است تا دولت علاوه بر استفاده از منابع بودجه سنواتي، از محل اين صندوق به جوانان نيازمند به مسكن و اجاره مسكن، وام وديعه پرداخت كند. اما با گذشت چند سال هنوز از سوي دولت به اجرا در نيامده است.  وي ادامه ميدهد: به اعتقاد بسياري از نمايندگان مجلس وصاحبنظران ؛قانون تسهيل ازدواج ميتوانست با كاهش چالشهاي اقتصادي جوانان ، آنان را در تشكيل زندگي مشترك حمايت كند . چنانكه درماده دوم اين قانون  چنين آمده است؛  "دولت مكلف است علاوه بر استفاده از منابع بودجه سنواتي پيش‌بيني شده، از محل «صندوق اندوخته ازدواج جوانان» به مزدوجين نيازمند به اجاره مسكن ، حسب تشخيص كميته سامان ازدواج با توجه به امكانات صندوق وام وديعه مسكن پرداخت كند.  همچنين براساس ماده 3 ، تاكيد شده است:  با تاكيد بر روشهاي انبوه‌سازي، كوچك سازي ، ارزان سازي و استفاده از روشهاي نوين ساخت در امر مسكن، دولت مكلف است علاوه بر بهره‌مندي از تسهيلات متداول و رايج فعلي (انبوه سازي و اجاره به شرط تمليك) از طريق نهاده‌هاي عمومي نظير شهرداري و اوقاف و امور خيريه و با بهره‌گيري از همكاري و امكانات وزارت مسكن و شهرسازي و بنياد مسكن انقلاب اسلامي و استفاده از زمين‌هاي دولتي يا زمين‌هاي اهدايي خيرين، واحدهاي ساختماني به عنوان «مسكن موقت» احداث كرده و آنها را در اختيار زوجهاي جوان با اجاره مناسب قرار دهد. مدت استفاده هر زوج متقاضي از اين واحدها حداكثر سه سال است.

* هزار وعده خوبان

" وزارت كشور " نيز به صورت موسمي واغلب  مناسبتي سخن از طرحها وبرنامه هايي براي حمايت از ازدواج جوانان ميكند. چنانكه قرار بود درپي اجراي قانون تسهيل ازدواج ، "كميته سامان ازدواج " را   در استانها  ايجاد كند. اما گويا اين برنامه نيز چندان بقا نيافت.

يكي از آگاهان در استانداري خراسان رضوي ،دراين باره با اظهار بي اطلاعي از اين مورد به گزارشگر ما اظهار ميكند: چنين كميته اي در استانداري فعال نيست .به طوركلي اززمان ادغام معاونتهاي اجتماعي با سياسي فعاليت دراين عرصه چشمگير نيست.

البته دراين زمينه نيز تماسها با وزارت كشور ثمري نداشت . چنانكه پس ازارسال  دوفقره فاكس با يك مضمون به دليل مفقود شدن آنها ،  دراواسط بهمن ماه سال جاري ، سرانجام از روابط عمومي اين وزارتخانه شنيديم كه ؛ خبرنگاري از قدس براي اين مصاحبه حضور پيدا كرده وپاسخها را دريافت كرده است!!!به اين ترتيب ، پاسخي نگرفتيم.

اما آنچه محرز است . هنوزهم جوانان منتظرند تا ببينند ؛ وعده ايجاد" بنياد ملي ازدواج " و كميته سامان ازدواج" كه از سوي " وزارت كشور مطرح شده ، به كجا ميرسد.

* پاسخي كه نميرسد

وقتي صحبت از ساماندهي ازدواج جوانان ميشود ، نگاهها به سوي وزارت ورزش وجوانان متوجه ميشود.

ثروتي دراين باره ميگويد: تلاشهاي وزارت ورزش وجوانان در خصوص مسايل جوانان تحت تاثير ، ورزش قرارگرفته و چندان كارسازنبوده است. درحاليكه بارها تاكيد شده بر مسايل جوانان بيش از ورزش به خصوص  ورزش قهرماني  تاكيد شود ؛ اما چنين نشده است.

اما پاسخ وزارت ورزش وجوانان درزمينه تسهيل ازدواج جوانان چيست؟

گرچه  كارشناسان وزارتخانه يادشده ، به پرسشهاي ما جواب گفته اند اما با گذشت نزديك به يك ماه ؛ هنوز معاونين ومسولان ارشد وزارت ورزش وجوانان فرصت كافي براي بازنگري اين پاسخها نداشته اند پس هيچگاه اين پاسخها به خانه نرسيد!!!!

* نهادهاي غيردولتي

دركنار نهادهاي دولتي وقانوني؛  نهادها وموسسات غير دولتي نيز در زمينه ازدواج جوانان فعاليت ميكنند. هرقدر تعداد اين نهادها اندك است اما تجربه نشان داده ، اميد بيشتري ميتوان ازآنها داشت.

آقاي صالح گلشن ، مدير عامل كانون ازدواج آسان  با اشاره به اينكه    ؛  طي 14 سال فعاليت دراين زمينه بيش از 200 هزار ازدواج توسط اين كانون  انجام شده است ،  ميگويد:  به اين ترتيب متقاضيان مختلفي از اقشار مختلف بدون هراس از خدشه وارد شدن به شان وآبروي خود ؛ از خدمات 80 شعبه در سراسر كشور وحتي خارج از كشور ؛ بهره مند شده اند. زيرا اين خدمات بدون هياهو وتبليغ و اسم ورسم  صورت ميگيرد.

وي با ناكافي بودن تلاشها براي گسترش ازدواج سالم وپايدار جوانان  در كشور اظهار ميكند: ازدواج با چندين چالش روبه روست كه ميتوان به وضعيت اشتغال ومسكن جوانان اشاره كرد. بنابراين براي حل مشكلات جوانان همه بايد جهادگونه وارد ميدان شوند. چنانچه   رسانه ملي روزي چند دقيقه دراين زمينه برنامه تخصصي داشته باشد وبا حضور كارشناسان به اين مباحث بپردازند .  البته در فرصت مناسب نه در زمانهاي مرده يا اواخر شب كه تمام فيلمها وسريالهايش را نشان داده است.  مساله ديگر اينكه  ، بايد تلاش شود به  دور از آيين نامه ها ومصوبها و چالشهاي اداري ؛ دغدغه جوانان راداشت . زيرا   دشمن ما ازهمين  چالشها وغفلتها سو استفاده ميكند اين درحاليست كه ما با چند حركت لاكپشتي درقالب همايش ونمايش ميخواهيم اين  مشكل  اساسي را حل كنيم.  به اعتقاد من ما امروزه همه  تكليف داريم تا جوانان را از مشكلات وآسيبها حفظ كنيم . اما گاه همين بخشنامهها وتبصره ها دست وپا ي دلسوزان را ميبندد.

 

جاده هايي كه بيرحمانه قتل وعام ميكنند

توسط محبوبه علی پور | شنبه بیستم اسفند ۱۳۹۰ |

وزارت راه و شهرسازي ؛ غايب كنگره

 

 روزانه بيش  از سه هزار انسان به دليل تصادفات رانندگي  دردنيا جان مي بازند وسوانح جاده اي عامل اصلي مرگ گروههاي سني 15 تا 20 سال محسوب ميشود.  چنانكه ، امروزه كاهش تلفات جاده اي ، به  دغدغه جهاني بدل شده است. ازهمين رو ، تلاش ميشود با تعامل وهمفكري بين جوامع مختلف  ؛ شاهد كاهش مرگ وميرها ومعلوليتهاي ناشي از اين حوادث باشيم.    چند رو ز پيش نيز    "نخستين كنگره بين المللي ايمني  جاده ها"  در بيمارستان فوق تخصصي  رضوي ، با همين انگيزه برگزار شد ه است. 

دكتر ساكر، مسوول بخش آسيايي و خاورميانه سازمان بهداشت جهاني درحاشيه اين كنگره ؛ با اشاره به بحران حوادث جاده اي به گزارشگر ما ميگويد:  براساس آخرين آمارها ، :  هرساله  يك ميليون وسيصد هزار  نفرد به دليل حوادث جاده اي كشته ميشوند. همچنين حدود 22 ميليون نفر  به دليل مصدوميت ؛ توان فعاليت را از دست ميدهند.

وي در باره وضعيت ايران در اين زمينه اظهار ميكند:  بنابر آمار سال 2009 از هر 100 هزار نفر 35 نفر كشته شده اند اما بنابر آخرين آماري كه دراين كنگره ؛ ارائه شده ؛ اين رقم به   31.9 نفر از  صد هزارنفر  كاهش يافته است .

* هزينه هاي ميلياردي درمان

براساس اطلاعات موجود؛ كشور ما جز پنج كشور نخست به لحاظ تلفات جاده اي  مي باشد.

پروفسور علي گرجي ، دبير اجرايي نخستين كنگره ايمني جاده ها با اشاره به همين مساله ميگويد:  كشور سويس با 4.5 نفر كشته در 100 هزار نفر ؛  كمترين ميزان تلفات راداراست . اما بيشترين تعداد دراين زمينه به مصر با 40 كشته  در 100 هزارنفر وهند با 38.5 كشته در صد هزار نفر مربوط ميشود.

و درادامه به تلفات جاده اي در كشوراشاره كرده ومي افزايد:   سالانه 700 هزار نفر به علت تصادفات جاده ای در كشور مصدوم و یا معلول می شوند، كه  هزینه درمان آنها بیش از 70 هزار میلیارد تومان در سال برآورد شده است.

وي همچنين با تاكيد به اينكه  در حال حاضر حدود 45 درصد از مجروحان ناشی از تصادفات در كشور به درجاتی از  ضربات ستون فقرات و یا ضربات مغزی  دچارميشوند ، ميگويد:  از راههاي كاهش صدمات حوادث جاده اي انتقال صحيح مصدومان است زيرا برآوردها حاكی از آن است كه بین 20 تا 30 درصد از بیماران قطع نخاعی به دنبال حمل غیر صحیح از محل حادثه تا بیمارستان، دچار این مشكل می شوند.

 

*وزارت راه متولي اصلي سوانح

بنابر آمار موجود، طي 32 سال گذشته، بيش از  800 هزار نفر از هموطنان ما قرباني حوادث جاده اي شده اند . گرچه نميتوان عوامل انساني را دراين زمينه ناديده گرفت ، اما نا ايمن بودن خودروها وراههاي كشور نيز بي تاثير نيستند.

پروفسورگرجي در خصوص " جاده هاي پر خطر "  واستانداردهاي آن به گزارشگر ما ميگويد: بنابر گفته  پليس راه ، در كشور ما نيز تعريف مشخصي از محورهاي پرخطر وجود داردكه مطابق  ميزان تلفات كه درجاده اتفاق ميا فتد اين محورها مشخص ميشوند .  اما دربرخي كشورها همانند ايران با وجود تلفات بالا اين استانداردها تغيير كرده وميتوانند براساس اولويتها به ايمن سازي جاده ها انديشيد.  البته گويا دراين باره هماهنگي كافي با وزارت راه وشهر سازي  وجود ندارد . درحاليكه در اغلب كشورهاي جهان     متولي اصلي ايمني جاده وسوانح جاده اي   وزارت راه ميباشد. حتي در برخي كشورها همانند انگليس معاونتي درخصوص ايمني جاده در دولت وجود دارد.

*  غفلتهاي وزارتخانه

گرچه در آستانه  تعطيلات نوروزي واوج تلفات جاده اي كشور ؛ دستاوردهاي كنگره بين المللي ايمني جاده ها ميتوانست نقش موثري در برنامه ريزي وتلاشهاي نهادهاي متولي داشته باشد .   نه تنها در كنگره بين المللي ايمني جاده ها ؛ نماينده اي از وزارت راه وشهرسازي حضور ندارد بلكه با مراجعه به سامانه اين وزارتخانه ميتوان به وضوح جاي خالي امنيت جاده ها را مشاهده كرد .چنانكه در معاونتها وستادهاي ذكر شده در سامانه مزبور؛  نشاني از فعاليت دراين حوزه ؛ ديده نميشود. گويا بيشترين حوزه اين وزارت خانه در مسكن سازي وراه روستايي خلاصه شده است. كه اين امر با توجه به تلفات  حوادث جاده اي دركشورما قابل تامل است.

* تجربيات ديگران

دكتر محمد سلطان ، متخصص ارتوپدي و ترومولوژي  دروزارت بهداشت كشورمصر نيز بااشاره به  حجم بالاي  تلفات اين كشور، به خبرنگار ما ميگويد: آمارمرگ ومير مابسيار بالاست و سالانه به  7هزار كشته  ميرسد. البته طي سالهاي اخير برنامه هايي براي كاهش اين تلفات لحاظ شده است.

وي با تاكيد به اينكه ، دراين همايش مقاله اي  درزمينه تاثير خدمات  امدادي و  آمبولانس ارائه خواهد كرد  ادامه ميدهد: براي تصريح درخدمات امدادي سعي شده آمبولانسها در محورهاي پر خطر مستقر شوند . همچنين تجهيزات مناسب براي  ياري مصدومان در اين اتوموبيلها قرار گيرد واز نيروهاي آموزش ديده بهره مند شويم .بايد توجه داشت پرسنل   در آمپولانسها با نيروي انساني فعال در بيمارستانها كاركرد  وتاثير متفا وتي دارند.

دكتر محمد سلطان مي افزايد : به اعتقاد من هرقدر راهها وتجهيزات غني وكار آمد باشد تا زماني كه راننده ها به درستي تردد نكنند ؛ همواره خطر تهديد ميكند. بنابراين رفتار راننده تضمين كننده سلامت اوست.

دكتر حسين حميد ديگر ميهمان اين كنگره از مالزي  نيز به گزارشگر ما ميگويد: با توجه به جمعيت كشورمالزي ، كه 27 ميليون نفر مي باشد ؛ هفت هزار كشته رقم قابل توجهي است. اما طي سالهاي 1995 تا 1999 تلاشهاي مستمري شده تا  آمار قربانيان حوادث ترافيكي كاهش پيداكند.

وي كه مهندس ترافيك مي باشد وبررسيهاي را در زمينه نقش موتور سيكلتها دراين حوادث انجام داده، خاطر نشان ميكند: بررسيهاي همه جا نبه ومجزا درزمينه حوادث جاده اي همانند ؛ رانندگان خودرو ، پياده ها ، امنيت جاده ها وخودروها  انجام شده كه آثار آن نقش قابل توجهي در كاهش صدمات ترافيكي داشته اند . ازاين رو تلفات كاهش يافته وما به اين تلاشها خوشبين هستيم.

* خودروهاي غيرايمن

بنابر گفته دكتر حميد درمالزي از هر 6 نفر يك نفر اتوموبيل شخصي دارد. اين رقم در برخي كشورها حتي كمتر است . اما درايران با توجه به اينكه اين نسبت دربالاترين حد به هر 12 نفر يك خودرو ميباشد . چرا ميزان تلفات ما بيش از ساير كشورهاست؟

پروفسور گرجي دراين زمينه معتقد است:" يكي ازدلايل عمده ؛ وجود خودروهاي غير استاندارد وغير ايمن در كشور است."

اين درحاليست كه بنابر آخرين آمار؛  سه خودروساز بزرگ کشور، در مجموع نسبت به نه ماهه نخست  سال گذشته ، امسال   حدود 7/7 درصد درتوليد رشد داشته اند. 

 

* امدادرسانی جاده‌ای در کشور 14 دقیقه است

رئیس مرکز حوادث و فوریتهای پزشکی کشور گفت: امدادرسانی جاده‌ای و زمان رسیدن خودروهای آمبولانس در جاده‌های در کشور 14 دقیقه است.

  غلامرضا معصومی،   در حاشیه نخستین کنگره بین‌المللی ايمني جاده ها ميگويد: درحال  حاضر زمان رسیدن خودروهای آمبولانس در جاده‌های کشور در حدود 14 دقیقه بوده که این رقم در تهران بزرگ در حدود 12.5 دقیقه و در کلان شهرهایی مانند مشهد زیر 8 دقیقه است.

همچنين  از ابتدای سال جاری تاکنون آمار فوتی ناشی از تصادفات جاده‌ای در کشور در حدود 15 درصد کاهش داشته است.

 

وي همچنين مي افزايد:  هیچ‌گونه خودروی آمبولانسی فرسوده در کشور نداریم و در این ارتباط می‌توان گفت که حداکثر عمر خودروهای آمبولانسی در کشور در حدود پنج سال است.

رئیس مرکز حوادث و فوریت‌های پزشکی با اشاره به    اعتبارات در نظر گرفته شده برای سال 91 به منظور تجهیز سیستم مرکز فوریت‌های پزشکی ميگويد: باتوجه به اينكه  هنوز بودجه 91 در مجلس شورای اسلامی مورد بررسی قرار نگرفته ست اما   اعتبارپيشنهادي ما    برای تملک و تجهیز مراکز اورژانس کشور  در حدود 100میلیارد تومان است علاوه بر این اعتباری در حدود350 میلیارد تومان برای بخش جاری پیش‌بینی شده است.

 

معصومي  با اشاره به آمار تولید سالانه 600 هزار خودرو در کشور ادامه ميدهد :  تولید این حجم خودرو و نیز افزایش سرعت خودروها می‌تواند از جمله دلایلی باشد که آمار تصادفات سالانه رو به افزایش است.

 

* مشاركت جهاني

دكتر سعيد عبدالحسيني رييس كنگره بين المللي حوادث جاده اي نيز درجمع خبرنگاران اظهارميكند  هم اكنون تلفات تصادفات جاده ای جزء سه عامل مرگ و میر در جهان محسوب ميشود  .ازاين رو به عنوان يك  مشكل جهانی چاره اندیشی اصولی را می طلبد.

 

وی همچنين ادامه ميدهد : از آنجا كه اين حوادث دغدغه جهاني به شمار ميرود .براي نخستين بار دركشور، با مشاركت    سازمان بهداشت جهانی ؛ مطالعاتي در زمينه پيشگيري  ازحوادث جاده اي انجام شده كه مركزيت آن را بيمارستان فوق تخصصي رضوي بر عهده دارد.

 

دكترعبدالحسيني اضافه ميكند : متاسفانه هرساله  بيش از  20 هزار نفر بر اثر تصادف جاده ای در كشورمان جان می دهند و عده زیادی هم به این علت مجروح و یا معلول می شوند.

وقتی همه خوابیم

توسط محبوبه علی پور | جمعه نوزدهم اسفند ۱۳۹۰ |

: كلمات اين  خبر ؛  بي رحم تر از آن هستند كه بتوان آراست وزيبا كرد يا نرم نرم وهنرمندانه نوشت تا مخاطب رنجيده  نشود. كلمات اين حادثه قاتلند؛آنها  روياهايي كودكانه بسياري را نابود كرده اند. . بايد بي پرده وصريح   نوشت.

" پيرمردي 63 ساله اي  با وجود چندين نوه توانسته است از سال 88 تا همين اواخر بهمن سال جاري به ادعاي خودش؛  به بيش از50  دختر بچه 6 تا 10 ساله مشهدي  تجاوز كند...." اين جنايت هولناك است . حتي اگرما اين سالها از آن بي خبر بوديم... بيخبري كه بايد يقين داشت يك روز ما را خواهد كشت...

* داستاني كه ادامه دارد

روز ديگر ؛ رسانه ها وجرايد خبر" اعدام كفتار پير" را مينويسند.مردم ومسولان شاد ميشوند ، كه به خير گذشت . اين پروند ه مثل صدها پرونده ديگر بسته ميشود و تا باز درگوشه اي ديگر حادثه وفاجعه اي رخ دهد وداستان دوباره تكرار شود وتكرار شود وهيچگاه پايان نيابد. مثل همين حوادثي كه تا همين چند ماه پيش  ،خواند ه ايم ونوشته ايم؛ پارسا  ، باربد   ، علی ،  هانیه ، نیما ، سارا، آتنا.... واين همه داستان نيست ، زيرابنابر اعتقاد نهادهاي حمايتي ؛   در مقابل یک مورد کودک آزاری که فاش می شود حداقل 20 مورد دیگر پنهان می ماند. درست همانند ؛ فاجعه آزار بيش از دهها دخترك شهرمان، كه سالها كتمان شده وپنهان ماند تا چنين هولناك شد.

ليلا ارشد ، نايب رئيس هيات مديره انجمن حمايت از حقوق كودك  با تاكيد براينكه ؛ هيچكس صداي كودكان بي پناه را نميشنود ، ميگويد: مهمترين نكته در باره خشونت عليه كودكان به اشكال مختلف آن ، فقدان  نهاد ي مشخص براي ثبت وضبط اطلاعات واخبار است .بسياري از افراد جامعه نميدانند در صورت بروز چنين حوادثي باچه نهاد وموسسه اي مرتبط شوند.

وي با بيان ضعف دراطلاع رساني وآموزش اجتماعي ، مي افزايد: به خصوص انتظار ميرودكه رسانه ملي با توجه به گستردگي حوزه فعاليت خود؛ دراين زمينه به طور جدي تر عمل كند. انجمن حمايت از حقوق كودكان ،نيز   بارها به وزارتخانه هايي نظير بهداشت ودرمان وآموزش وپرورش   خواسته است  كه يك سري اطلاعات در زمينه نحوه اطلاع رساني از خشونتها وواكنش مناسب دراين زمينه ها را به طور بخشنامه وپروشور ، دراختيار مدارس ومراكز درماني قرار دهند تا درصورت مشاهده  هرگونه كودك آزاري افراد جامعه  نسبت به اطلاع رساني قضيه واحقاق حقوق خود مطلع باشند اما چنين مساله اي رخ نداده است.  حتي درحال حاضر پزشكي قانوني كشور اطلاع وآماري از خشونت وكودك آزاري ندارد.

وي مي افزايد : براساس لايحه حمايت از حقوق كودكان ونوجوانان  مصوب سال 1381 هركس درجريان كودك آزاري باشد واطلاع ندهد مجرم شناخته ميشود. اما چه تعداد از شهروندان ومربيان ومعلمان ما ميدانند كه در صورت خشونت چه بايد كرد؟ وقتي ما اطلاعاتي نداريم چگونه ميتوانيم پيشگيري  يا برنامه ريزي كنيم؟

* پنهانكاري درد سر ساز

دكترهادي معتمدي ؛ صاحبنظر در آسيبهاي اجتماعي اما درباره حادثه تعرض به دختران خردسال مشهدي در وهله نخست خانواده ها را مقصر دانسته وميگويد: درچنين حوادثي  سه ظلع حادثه شامل فرد متجاوز، قرباني  وخانواده است وفردديگري درجريان مساله قرارنميگيرد تا اطلاع رساني شود.  . اما  اين حادثه نشان ميدهد خانواده  هاي قرباني ؛ناآگاهانه  وغير منطقي از ترس آبروزيري  مساله را كتمان كردند وشرايط رابراي فرد بزهكارفراهم كردند كه جرايم خود رادامه دهد.در واقع خانواده ها مهارت لازم رابراي برخورد با حوادث ندارندو  اين نيازمند آموزش است.

اما ارشد قربانيان وخانواده را مقصر اصلي ندانسته واظهار ميكند: وقتي ما آگاهي  نميدهيم كه اگركودكي مورد آزار قرارگرفت اين كودك وخانواده مقصر نيست. زيرا  دراغلب  كودك آزاري ها  به خصوص زماني كه از لحاظ جنسي واقع ميشود به قرباني تاكيد ميكنند تو مقصري وتوباعث بي آبرويي شدي..

اگر صدات دربياد ابروي تو ميرود. وقتي اين حادثه براي طفلي اتفاق ميافتد اغلب تاكيد ميكنند كه هم آبروي تو ميرود وهم آبروي خانواده .. خانواده ها گمان ميكنند با طرح وبيان چنين مساله اي  ابرويشان به خطر ميافتد.  بارها مشاهده شده خانواده هاي قرباني ، حتي حاضرنيستند اطفال را براي مداوا به مراكز درماني ببرند،   چون درهراسند كه مساله فاش شود وبه رسانه ها كشيده شود . درواقع جان وروح اطفال مورد صدمه قرار ميگيرد تا آبرويي از بين نرود. اين جا چه كسي ميتواند كمك كند؟

وي با اشاره به اينكه برخي  قربانيان دانش آموز بودند ادامه ميدهد: در بسياري از كشورها نظام آموزشي وظيفه دارد ، محصلان را پيش  از وقوع حادثه ازاين مسايل آگاه كند وآموزش دهد . اما مدارس ما چنين نيستند.

 

دكترمعتمدي نيز با اشاره به اينكه ؛ گرچه اين آزارها در محيط خارج از مدرسه اتفاق افتاده اما مربيان ومديران بايد نسبت به اين مساله آگاه باشند وبه دانش اموزان آگاهي بدهند ؛ ميگويد: چنانچه در نظام آموزشي ما شبكه اطلاع رساني موثري وجود داشت در اولين حادثه ها مدارس آگاه ميشدند وبا آموزش  دانش آموزان ميتوانستند آنها  را از اين خطر مصون نگه دارند تا بعد از چند سال چنين فاجعه اي نشود. همچنين از دوران مهدكودك بايد در قالب آموزش مهارت زندگي به اطفال تعليم داد كه چگونه ميتوانند مانع خشونت شوند وچگونه بايد به بزرگترها و والدين مسايل خود را اطلاع دهند.

* محدوديتهاي اطلاع رساني

بسياري از قربانيان در مسير مدرسه مورد خشونت واقع شده اند اما واكنشي دراين زمينه از سوي آموزش وپرورش ديده نميشود.برخي صاحبنظران مرتبط با اين نهاد نيز سعي ميكنند محترمانه از پاسخگويي طفره بروند.

اما يك پژوهشگر اجتماعي با اشاره به محدوديتهايي در اطلاع رساني نسبت به آسيبهاي اجتماعي ميگويد:  قبل از بررسي اين پرونده پيچيده ونقش آموزش وپرورش درآن ، بهتراست بدانيد درحال حاضر ، حتي براي  عادي ترين مسايل دانش آموزان نظير رابطه با جنس مخالف كه به وفور درجامعه وجود داردبا  محدوديتهاي اطلاع رساني مواجه هستيم. شما از مسوولان آموزش وپرورش بپرسيد چه بررسيهايي در حوزه آسيبهاي اجتماعي انجام شده ونتايج آن دركجا ارائه شده است. چه برنامه هايي براساس اين تحقيقات انجام گرفته است. متاسفانه اين گونه مسايل در نظام آموزشي ما با انگهاي متعدد  مواجه شده وهيچگاه نمود پيدا نميكند.

* ضرورت حمايتهاي قضايي

دركنارتنگناهاي اطلاع رساني برخي افراد نيزطولاني شدن  رويه قضايي را در عدم اطلاع رساني خانواده ها نسبت به اينگونه جرايم موثر ميدانند.

دكتر علي نجفي توانا حقوقدان دراين باره ميگويد: گرچه در قوانين كشور ، مجازاتهاي سنگين دراين باره وجوددارد.چنانكه در سالهاي اخير بسياري از مجرمان مشابه با سخت ترين عقوبت محكوم به مرگ شده اند . اما اين جرائم همچنان ادامه دارد.  بنابراين به نظر ميرسد دركنار راه حلهاي كيفري بايد شيوه هاي ديگر را نيزبراي پيشگيري از چنين جرايمي  جستجو كرد.

وي ادامه ميدهد: امروزه از لحاظ كيفري ؛ حمايتهاي قانوني كافي از قربانيان وجوددارد. اما چون اثبات اين نوع جرايم درمرحله دادرسي ، دشوار است .خانواده ها تصور ميكنند ؛ اعلام دعاويي بيهوده است.پس ترجيح ميدهند مساله را پنهان نگه دارند.

* رنجهاي ماندگار

دخترك با آشفتگي پا به اتاق ميگذارد تا " كفتار پير " را شناسايي كند. باديدن هيات كريه متجاوز ؛ دخترك با هراس فرياد ميكشد وگريه ميكند. خودش را دردامن مادر مياندازدو ....

ليلا ارشد از مدافعان حقوق كودك با تاكيد براينكه ، ازهولناك ترين اشكال خشونت عليه

كود كان  ؛ آزار جنسي آنهاست كه تا سالها آثار آن بر روح وروان طفل باقي ميماند؛ ميگويد: 

چنانچه اين مساله آگاهانه مطرح شود ميتوان از طريق نهادهاي حمايتي نظير بهزيستي ، رنجهاي وارده به خانواده وقرباني را تا حدي ترميم كرد تا اين آسيبها صدمات جدي تري بر اين افراد واردنكند.

دكتر معتمدي ، روانپزشك نيزبا تاكيد بر نيازمندي قربانيان به حمايتهاي متعدد؛ اظهار ميكند: اغلب آثار اينگونه خشونتها در فرد قرباني ماندگار ميشود. اما چنانچه اين افراد تحت حمايت خدمات مددكاري و روانپزشكي مناسب ومستمرقرارگيرند    اين صدمات كاهش مي يابد .زيرا بسياري از قربانيان ؛ در پي اين حوادث، دچار استرس بعد از حادثه يا موج زدگي ميشوند. بنابراين بايد تحت درمان دارويي قرار بگيرند .همچنين متخصصان بايد باشيوه هاي نظيرگروه درماني اقدام كند. زماني نيزكه  فرد متجاوز مورد عقوبت قرار گرفت طفل را ازاين مساله اگاه كنند تا هراس وي از فردمهاجم پايان يابد و كابوسها واضطراب قرباني  از زنده بودن ، وي  به تدريج كاهش پيداكند.

دكتر نجفي توانا نيز با اشاره به كمبودهاي قانوني از قربانيان ميگويد: حمايت قانوني ازاين افراد تنها در صورت اثبات جرم متهم درمجازات وي خلاصه ميشود وديگر حمايتي از قربانيان ديده نميشود.

* نيلوفرنجات دهنده

با توجه به آنچه گفته شد. معلوم ميشود ؛ اگر قرار باشد مقصري براي اين پرونده جستجو كنيم .همه مقصريم؛ خانواده، نظام آموزشي ، رسانه ها، نهادهاي امنيتي وانتظامي و..... وآنچه ترديدي در آن نيست اينكه ، قهرمان اين حادثه ؛ " نيلوفر " خرد سال است كه با هوشياري خود دست مجرم را رو كرد واينگونه در سايه آگاهي والدينش توانست از فاجعه اي به مراتب هولناكتر ؛ جلوگيري كند. بنابراين جادارد مسوولان ضمن واكنش نسبت به سازمانها ونهادهاي غافل دراين فاجعه ؛ از اين كودك وخانواده اش به طور گمنام وبه دور ازهياهو ها  تقديركند.

 

 

توسط محبوبه علی پور | دوشنبه پانزدهم اسفند ۱۳۹۰ |

گفتن نتوانيم ، نگفتن نتوانيم " اين سخن بزرگي بود زماني كه پرونده جنايتهاي خفاش شبهاي تهران برملا شده بود . امروز همين احساس رادارم .امروز كه  در سايتها وخبرگزاريها ي كشوري ؛  ميخوانم در شهر من مشهد ، مرد60 ساله اي از سال 88 تا همين چند هفته پيش ، توانسته بنابرادعاي خودش به بيش از 43  دختر بچه تعرض كند. درواقع هر 20 روز يك كودك مورد تجاوز قرار گرفته است . گرچه خبر دستگيري او خوشحال كننده است . اما  حرفها ودردهاي بسياري دراين خبر نهفته است. مهمترين مساله اينكه چطور  والدين اين قربانيان سالها مشكل فرزند را مخفي نگه داشته اند وتلاشي براي دستگيري نكرده اند؟حتي  تلاش نكرده اند اين جنايتكار كودك ديگري را قرباني هوسراني خود نكند؟  مدارس ما كه براي حمل يك تلفن همراه دانش آموز را مورد بازخواست قرارميدهد چگونه از خشونت جنسي محصلان خود بي خبر وغافل است؟ آيا مربيان ومسوولان ومشاوران و... درمدرسه اين قربانيان هيچ مساله اي را متوجه نشده اند؟ آموزش وپرورش ما قرار است  چه كسي را تربيت كند وبالنده سازد... گروهي كودك خردسال آسيب ديده را ؟!!! نيروي محترم انتظامي كه گشتهايي ارشاد و... آن در خيابانها چهره آشناي شهر ماست چطور اين جاني را كه اطراف مدارس  دخترانه پرسه ميزده را شناسايي نكرده است..  برنامه گزارش 5 مركز خراسان كه يد طولايي براي تهيه ونمايش حوادث داردوحتي  براي خبر لانه سازي زنبورها به مهدكودك ميرود چطور گزارشي از اولين حادثه ها نشان نداده كه خانواده ها آگاهانه تر فرزندانشان را به مدرسه بفرستند... چطور ممكن است جنايتكاري كودكان  جامعه ما را پرپر ميكند وهمه ما خواب هستيم.... مگر ما ادعاي توجه به توسعه وترقي آينده كشورمان را نداريم .چرا پس بي توجه به سرنوشت آينده سازان هستيم....

نیاز به گفتن نیست

توسط محبوبه علی پور | دوشنبه پانزدهم اسفند ۱۳۹۰ |

روزنامه خراسان نوشت:۴۳ دختربچه خردسال که هر کدام به نوعی مورد آزار و اذیت مرد 60 ساله معروف به «کفتار شهر» قرار گرفته اند وی را شناسایی کردند که در نهایت متهم این پرونده به آزار و اذیت 43 دختربچه مذکور اعتراف کرد.

چندی قبل والدین دختربچه 9 ساله ای با تسلیم یک شکوائیه به ماموران کلانتری قاسم آباد اعلام کردند که مرد مسنی به بهانه پرسیدن آدرس دخترشان را در راه مدرسه سوار خودرو پیکان کرده و پس از کشاندن به حاشیه شهر مورد آزار قرار داده است.

در پی اعلام این گزارش و با توجه به اهمیت ماجرا، این پرونده به کارآگاهان پلیس آگاهی غرب مشهد سپرده شد و بدین ترتیب تلاش کارآگاهان برای شناسایی و دستگیری متهم با توجه به مشخصاتی که دختربچه مذکور از وی داده بود آغاز شد.کارآگاهان پس از انجام یک سری فعالیت های اطلاعاتی و پلیسی موفق شدند اوایل هفته گذشته کفتار پیکان سوار را در مخفیگاهش دستگیر کنند.

او در مراحل اولیه تحقیقات به ارتکاب 11 فقره آزار و اذیت دختران خردسال اعتراف کرد و گفت: در صورتی که دخترها می ترسیدند و گریه می کردند آنان را تهدید می کردم و برای ساکت شدن آن ها می گفتم اگر فریاد بزنی تو را جلوی سگ ها می اندازم!

پس از انجام تحقیقات مقدماتی و با توجه به حساسیت موضوع، پرونده «کفتار شهر» به دستور قاضی درویش زاده (رئیس مجتمع قضایی شهید قدوسی) به شعبه 809 بازپرسی ارجاع شد تا قاضی اسماعیل شاکر که ابلاغ ویژه رسیدگی به جرایم کودک آزاری را دارد به این پرونده مهم رسیدگی کند.

قاضی این پرونده در اولین مرحله از رسیدگی قضایی، دستورات ویژه ای را برای شناسایی دیگر قربانیان این پرونده صادر کرد و متهم 60 ساله را در اختیار کارآگاهان پلیس آگاهی غرب مشهد قرار داد تا بازجویی ها از وی با شیوه فنی و پلیسی ادامه یابد و بدین ترتیب اتهام 4 فقره آدم ربایی با وسیله نقلیه، ایراد صدمه عمدی، کودک آزاری جسمی و جنسی و همچنین ارتکاب عمل منافی عفت به «کفتار شهر» تفهیم شد و بازجویی از وی ادامه یافت.

متهم این پرونده که انگشت وسطی و انگشتری دست راست وی از بند اول قطع است و هنگام اتکاب جرم عینکی را بر چشم هایش می گذاشته و تقریبا قدبلند است و سیگار می کشد تاکنون به 50 مورد آزار و اذیت دختران خردسال اعتراف کرده است و قربانیان او با توجه به مشخصات مذکور موفق شدند وی را در دادگاه و پلیس آگاهی مورد شناسایی قرار دهند. این در حالی است که کلیه پرونده های اتهامی کفتار شهر از دیگر مراکز انتظامی و قضایی جمع آوری و به شعبه 809 بازپرسی مجتمع قضایی شهید قدوسی ارسال شد.

بررسی های بیشتر درباره سوابق این متهم مشخص کرد که وی از سال 88 اقدام به ارتکاب عمل منافی عفت می کرده و تقریبا هر 20 روز یک بار دختری را طعمه قرار می داده است

جابز

توسط محبوبه علی پور | دوشنبه پانزدهم اسفند ۱۳۹۰ |
برش اول:

چند روز است که زندگینامه "استیو جابز" را میخوانم. این مرد همیشه برای من اسطوره است با تمام بدیهای بیشمار انسانی اش...همیشه اسطوره است.

برش دوم:

ساعت نزدیک ۶ بعد از ظهر است به خانه برمیگردم .اتوبوس مثل همیشه است. من صندلی در قسمت بانوان نشسته ام. دوپسر نوجوان روبه رویم هستند. پشت لب یکی کمی سبز شده است. دیگری کوچکتر است.  حرکات عجیبی دارند. من حالم بد میشود خودم را میکشم صندلیهای اخر به طرف خیابان.پشت به مردها...

برش سوم:

در زندگی نامه جابز میخوانم در زیر ۱۸ سالگی اتوموبیلی خریده ، شوخیهای خرکی میکرده ، روانگردان مصرف میکرده و....

اما همیشه برایم این پرسشها مطرح می شود که چرا با انکه جوانان ونوجوانان غربی زودتر روابط آزاد را تجربه میکنند، موادمخدر وروانگردان وحشیش و.. مصرف میکنند کمتر از نوجوانان وجوانان جهان سومی نظیر کشور ما، دچار بیماریهای مقاربتی واعتیاد وخودکشی و... میشوند...

برش چهارم:

میخواهم مثل جابز زندگی کنم. خود زندگی را باهمه سیاهی وسپیدیش تجربه کنم. نه انکه مثل حالا یکی زندگی را توی حلقم بچپاند وبگوید این زندگی است...

توسط محبوبه علی پور | جمعه دوازدهم اسفند ۱۳۹۰ |
هنوز هم منتظرم

پشت همين پنجره

همين پنجره تك افتاده

 ميمانم

آنقدر ميمانم

تا دل خدا بسوزد

توسط محبوبه علی پور | جمعه دوازدهم اسفند ۱۳۹۰ |
ميخواهم از صولت فروتن براي نوشتن يادداشت زيبايش براي استاد قندي تشكر كنم.  نميتوانم نظر بنويسم .اينجا مينويسم. ر خانه خودم .

از سعادت داتشجويان است كه استاديا استاداني داشته باشد كه به آنها افتخار كنند. ...

توسط محبوبه علی پور | جمعه دوازدهم اسفند ۱۳۹۰ |
به پسر خواهرم ميگويم بيا برايت حافظ بخوانيم .ميگويد: ولي من فردوسي دوست دارم

توسط محبوبه علی پور | چهارشنبه دهم اسفند ۱۳۹۰ |
یکی در گوگل پلاس نوشته بود.

زن قداست دارد

برای او بودن باید مرد بود

نه نر!

منتظرم مرگ این مرد راببینم

توسط محبوبه علی پور | چهارشنبه دهم اسفند ۱۳۹۰ |

خيلي دلم ميخواد به مراسم دارزدن اين مرد در ملاعام برم.

آنچه زنان مسلمان ميخواهند: خوش‌پوشی  در کنار حفظ پوشش

توسط محبوبه علی پور | چهارشنبه دهم اسفند ۱۳۹۰ |
برخلاف تصور بسياري كه با پررنگ كردن بدحجابي ها سعي دارند زنان كشور را افرادي سخيف و بي ارزش جلوه دهند مهمترين  مساله حجاب در كشورما فقدان لباسهاي مناسب است.  اين درحاليست كه نهادها وموسسات بر رعايت حجاب زنان نيز تاكيددارند.  درحاليكه اگر سري به بازار پوشاك بزنيد به طور حتم لباسي با كيفيت ومناسب  شرايط جامعه خود نميبينيم.   حتي مجلات وسايتهاي مد ولباس مجاز نيز  دراين زمينه موفق نيستند  اين در حاليست كه به تازگي مجله اي در تركيه تلاشهاي ارزشمندي دراين زمينه داشته است.

                                                         ***

ورلدکرانچ: چگونه می‌توان ضمن احترام گذاشتن به قوانین اسلامی سراغ آخرین‌های دنیای مد رفت؟ از ژوئن سال 2011 سردبیران مجله ترکیه‌ای «عالی» توانسته‌اند این کار را در محصول‌شان که ویژه مسلمانان ترکیه‌ای است، ارایه دهند. اسرا سزیس، سردبیر این مجله می‌گوید: «اینکه شما در کنار احترام گذاشتن به ارزش‌های اسلامی بتوانید طبق مد لباس پوشید کار کاملا ممکنی است.»

 

به گزارش ايربا، سزیس 24 ساله که از دو سال قبل وارد تحریریه مجله شده یک روسری مشکی بسیار زیبا بر سر کرده، اعتراف می‌کند که البته کارشان آنچنان هم راحت نیست، چرا که گزینه‌های پیشنهادی آنها به خوانندگان‌شان نباید مغایر با حجاب اسلامی باشد و پوشش کامل زن در آن باید رعایت شده باشد.

  خوش‌پوشی زن مسلمان در کنار حفظ پوشش

 آنها برای جلد هشتمین شماره مجله‌شان از زنی استفاده کرده بودند که در عین خوش‌پوشی حجابش را هم رعایت کرده بود. مجله عالی وارد حوزه‌ای شده که رقیبان زیادی دارد و مجله‌های زیادی در حوزه زنان فعالیت می‌کنند که فروش اکثر آنها خوب است. مجله عالی هم فروش خوبی داشته و به جز 30 هزار نسخه‌ای که در ترکیه می‌فروشد، ماهانه پنج هزار خواننده هم در ترکیه دارد. به گفته مهمت ولکان‌آتای صاحب امتیاز مجله عالی- که بعد از دیدن یک مجله انگلیسی مد ویژه زنان مسلمان وارد این کار شده - بسیاری از مجلات مد در ترکیه باب میل زنان سنتی این کشور نیستند، چیزی که در مورد عالی صدق نمی‌کند.

 

 

 

 او می‌گوید: «اکثریت خواننده‌های ما را زنانی تشکیل می‌دهند که خانواده‌های اصیلی دارند و تحصیلکرده هستند و شاید تنها فرق‌شان با سایر زنان علاقه‌شان به اسلام است.» موفقیت مجله عالی، خیلی‌ها را تحت تاثیر قرار داده است. سودا اسکیسی یکی از اعضای شورای سردبیری مجله می‌گوید: «زنانی که روسری سرشان می‌کنند، دوست دارند بدانند که تنها نیستند و ما اولین کسی بودیم که به اکثر سوالات آنها پاسخ دادیم.» این مجله در کنار صفحات مخصوص مد صفحاتی هم در مورد ازدواج، تحصیل، شغل، تغذیه و سبک زندگی دارد و البته در آن خبری از صفحاتی که در سایر مجلات ترکیه وجود دارد، نیست.

 

اسکیسی ادامه می‌دهد: «محافظه‌کار و سنتی بودن این روزها آسان‌تر از 10 سال گذشته است، آن زمان ما را به خاطر روسری سر کردن تحقیر می‌کردند.» از زمانی که حزب مسلمان محافظه‌کار ترکیه-AKP- در سال 2002 به قدرت رسید حساسیت‌ها در مورد روسری به طرز محسوسی کاهش پیدا کرد. در حال حاضر همسر رییس‌جمهور ترکیه روسری سرش می‌کند و از سال 2010 به بعد دختران محجبه اجازه حضور در کلاس‌های دانشگاه را پیدا کرده‌اند. اتفاقی که برای مدت‌ها ممنوع بود. عایشه گل برکتای، جامعه‌شناس دانشگاه استانبول می‌گوید: «زنان مسلمان دوباره صاحب اعتماد به نفس شده‌اند و کسی به آنها به شکل یک مشکل نگاه نمی‌کند. آنها می‌توانند به راحتی فعالیت‌های اجتماعی‌شان را انجام دهند و در کنار حفظ قوانین اسلامی به خوبی به سر و وضع‌شان هم برسند.» آنها حالا در برابر زنان به قول معروف مدرن ترکیه که محجبه نیستند، صف‌آرایی کرده‌اند و با وجود مشکلات اقتصادی ترکیه که پیدا کردن کار را سخت کرده، اعتماد به نفس‌شان را از دست نداده‌اند. با اینکه مشکلات متفاوتی سر راه آنها وجود دارد اما دست‌اندرکاران مجله عالی دوست دارند زنان مسلمان ترکیه را به جایی برسانند که صاحب مشاغل مهم شوند و نظر مردم را در مورد آنها عوض کنند.

 

   

توسط محبوبه علی پور | چهارشنبه دهم اسفند ۱۳۹۰ |
ونگفتم دلم سخت براي ندا و دددددددددددددددددددددددددددددد خوبم تنگ شده

توسط محبوبه علی پور | چهارشنبه دهم اسفند ۱۳۹۰ |
دلم عشق ميخواهد

شعر ميخواهد 

حافظ ميخواهد

چقدرهوسباز شده ام

اميدي كه هميشه نيازمندم

توسط محبوبه علی پور | چهارشنبه دهم اسفند ۱۳۹۰ |
چند روز پيش دوستي در گوگل پلاس بااشاره به حديثي از بزرگي آورده بود: در آخرالزمان افراد همچون غريقي دعا ميكنند واجابت نميشود.." راستش ازاين سخن بسيار غمگين شدم. چون تنها دلخوشي من هميشه اميد بوده است. اگر اين اميد كه دعاهايم اجابت  ميشود راازدست دهم ديگر چگونه ميتوانم زندگي كنم. ايا ايننقض سخن حق نيست كه ادعوني استجب لكم بخوانيد تاشما رااجابت كنم... 

* خدايا اين بنده ناتوان هميشه اميددارد كه ببينيش . حرفهايش را بشنوي ودستهايت هميشه روي شانه اوباشد .اين بنده هميشه به سنگيني وگرمي دستهايت محتاج است .حتي اگر افسد فاسدان كائنات باشد ...بازهم محتاج تووبودنت است .تنهايش نگذار...هيچوقت...اين بنده ازتنهايي وغربت ميترسد...

ضرورت نينجاهاي زن

توسط محبوبه علی پور | چهارشنبه دهم اسفند ۱۳۹۰ |

مدتهابود كه دوستاني به اشتغال زنان در برخي مشاغل حساسيت وواكنش نشان ميدادند. به نظر آنان ضرورتي نداشت كه زنان در مشاغلي همچون مهندسي معدن، رانندگي اتوموبيلهاي سنگين، تايپيستي و... فعال باشند .بهتر است براي تحكيم خانواده به خانه ها برگردند. اما چند روز است كه برخي خبرگزاريها از حضور نينجاهاي زن؛ با افتخار مينويسند وعكسها ميگذارند .به نظر شما نينجاهاي زن افتخار آفرين هستند يا زناني كه براي كسب معاش درتلاشند؟

ضرورت نينجاهاي زن

توسط محبوبه علی پور | چهارشنبه دهم اسفند ۱۳۹۰ |
مدتهابود كه دوستاني به اشتغال زنان در برخي مشاغل حساسيت وواكنش نشان ميدادند. به نظر آنان ضرورتي نداشت كه زنان در مشاغلي همچون مهندسي معدن، رانندگي اتوموبيلهاي سنگين، تايپيستي و... فعال باشند .بهتر است براي تحكيم خانواده به خانه ها برگردند. اما چند روز است كه برخي خبرگزاريها از حضور نينجاهاي زن؛ با افتخار مينويسند وعكسها ميگذارند .به نظر شما نينجاهاي زن افتخار آفرين هستند يا زناني كه براي كسب معاش درتلاشند؟

مستند برگزيده

توسط محبوبه علی پور | سه شنبه نهم اسفند ۱۳۹۰ |

يك پزشك : در اسکار ۸۴‌اُم، مستندی به نام «نجات چهره» Saving Face، به عنوان بهترین اسکار کوتاه انتخاب شد. این مستند را «دانیل جونگ» و «شارمین عبید چینوی» ساخته‌اند.

 

 

دانیل جونگ، مقیم کلرادو است، او در سال ۲۰۱۰ هم به خاطر مستندی که در مورد آخرین کارزار انتخاباتی فرماندار «بوث گاردنر»، نامزد اسکار شده بود، اما این بار او در بخش مستند کوتاه به خاطر مستندی به نام نجات چهره یا Saving Face نامزد شده بود.

 

این مستند در مورد یک جراح پلاستیک پاکستانی به نام دکتر محمد جواد است که زندگی‌اش را وقف بازسازی چهره زنانی می‌کند که قربانی اسیدپاشی شده‌اند.

 

توجه این مستندساز وقتی به موضوع این جراح جلب شد که از رسانه‌ها اخبار مربوط به اسیدپاشی به یک مدل به نام «کیتی پایپر» را منتشر کردند. این حادثه سه سال پیش روی داده بود، دکتر محمد جواد توانسته است، به تدریج، حالت طبیعی چهره را به این زن برگرداند، طوری که خانم پایپر، دکتر محمد جواد را قهرمان شخصی زندگی‌اش می‌داند.

 

 

 

آقای جونگ به این پزشک مراجعه کرد و در گفتگویی که با او داشت از او پرسید که آیا او از زنانی که در خاورمیانه و جنوب آسیا هم قربانی اسیدپاشی می‌شوند، خبر دارد یا نه؟ پاسخ محمد جواد، مثبت بود. او گفت که قصد دارد در سفری شش هفته‌ای به سرزمین مادری خود -پاکستان- برود تا زنانی که دچار این مصیبت شده‌اند، کمک کند، او به فیلمساز پیشنهاد کرد که با او همراه شود و مستندی در این مورد بسازد.

 

اما آقای جونگ نمی‌توانست به تنهایی و بدون داشتن یک همکار پاکستانی در کنار خود، از عهده این کار دشوار برآید، به همین خاطر با یکی از بهترین فیلمسازان پاکستانی به نام خانم «شارمین عبید چینوی» که پیش از این جایزه اِمی را هم برده بود، همراه شد. بدون تجربه او ساختن این مستند ممکن نبود و سوژه‌های فیلم در کنار او احساس راحتی بیشتری می‌کردند و بیشتر همکاری می‌کردند.

 

نجات چهره در مورد دو زن قربانی اسیدپاشی است که برای دستیابی به عدالت و بازیافتن سلامتی تلاش می‌کنند. دکتر محمد جواد می‌گوید: «آنها اینجا قهرمانان واقعی هستند، آنها بعد از حملات وحشتناکی که به آنها آسیب زده، از سوی جامعه طرد شده‌اند. من صرفا سعی می‌کنم که آنچه را خداوند ساخته است و با فعالیت‌های شیطانی انسان‌های دیگر نابود شده، بازیابی کنم.»

 

برنده شدن این مستند در اسکار ۸۴، موجی از شادی را در میان بخشی از پاکستانی‌ها برانگیحت و مقامات رسمی از جمله نخست وزیر پاکستان -سید یوسف گیلانی- هم این موفقیت را به خانم شارمین عبید تبریک گفتند. در تاریخ اسکار، این برای نخستین بار است که یک پاکستانی اسکار می‌گیرد.

 

دکتر محمد جواد که قصد دارد بنیادی برای انتقال مهارت‌هایش به جراحان محلی بنا کند، امیدوار است برنده شدن این مستنند، زمینه‌ساز آگهی و توجه مردم به این پدیده شوم شود.

 

توسط محبوبه علی پور | یکشنبه هفتم اسفند ۱۳۹۰ |

عمر نیست

این که با تو می‌گذرد

لحظات رفته‌ی من است

که به من بازمی‌گردد...

 

..مریم ملک‌دار..

«پسران فراری» ؛ رؤیاهای سپید، روزهای سیاه

توسط محبوبه علی پور | شنبه ششم اسفند ۱۳۹۰ |
پسرک که از خواب بیدارشد مادرش را ندید. بازهم پس از مشاجره با پدر، مادر از خانه رفته بود. پدر بی حوصله پتو را روی سرش کشیده، وانمود می کرد خواب است. پسر به اتاق برگشت و با کیف کوچکی به حیاط رفت... ماه ها گذشت اما دیگر از او خبری نشد...

هرساله پسران نوجوان بسیاری در سراسر جهان، به امید زندگی در شرایط بهتر، خانه را ترک می کنند. رویه ای که براساس وضعیت فرهنگی و اجتماعی؛ واکنش ها و قضاوتهایی را به همراه دارد. برخی جوامع، آن را مقوله ای بی اهمیت وعادی می دانند و در برخی دیگر به عنوان چالش و آسیب شناخته می شود. اما در جامعه ما، مهمترین پرسش این است که، چرا پسر نوجوانی به خانه و خانواده خود پشت می کند؟

نبود ارتباط بین اعضای خانواده

دکتر «محسن دوستکام» روان شناس خانواده، دراین باره به خبرنگار ما می گوید: «پسران فراری» اغلب خانواده نابهنجاری دارند ازاین رو، قربانی استثمار دیگران می شوند. مطالعات مربوط به خانواده های این افراد، حاکی از وجود تضادهای خانوادگی و نبودن ارتباط بین اعضای خانواده است. البته مشکل این نوجوانان گاه وخیم تر است. چنانکه والدینشان معتاد به افیون و یا الکل اند و خشونت و بدرفتاری، آزار جنسی و جسمی، نبود حمایت عاطفی، و طرد نوجوان از جمله مسایلی است که در این خانواده ها رواج دارد.«حمیدرضا طحانپور» کار شناس ارشد مددکاری اجتماعی نیز معتقد است: عوامل متعددی در فرار پسران موثر است. اما نقش «خانواده» بیش از سایر عوامل است. زیرا در صورتی که خانواده نتواند کارکرد موثری داشته باشد، نمی تواند نیازهای اعضا را رفع کند. به این ترتیب روابط اعضای آن دچار مشکل می شود. نوجوانان نیز از این مقوله مستثنی نیستند. از این رو، در خانواده هایی که، دیکتاتورمنش و یا بی بند و بار و رها شده اند این معضل بیشتر دیده می شود. بیشتر والدینی که دچار مشکلات و بزهکاری هستند، پسران نوجوانشان گرفتاراین معضل می شوند.وی ادامه می دهد: نکته دیگر اینکه، چون در سنین نوجوانی روابط فرزندان با همسالان و محیط خارج از منزل بیشتر است چنانچه نوجوان با افراد مساله دار به لحاظ اخلاقی و اجتماعی دوستی کند، این رابطه می تواند زمینه ساز فرار از خانه باشد.

خانواده ها مقصرند

بی تردید خاستگاه بسیاری از ناهنجاری ها را باید در خانواده جستجو کرد. چنانکه چندی پیش؛ علی رستمی، مدیر کانون اصلاح و تربیت تهران با اشاره به وضعیت ده ساله مددجویان این مرکز اعلام کرد: این مددجویان به ترتیب 13 درصد با مادر به تنهایی، 6 درصد خود به تنهایی، 4 درصد با پدر، 3 درصد با پدر و نامادری و 55 درصد با پدر و مادر خود زندگی می کنند و در حقیقت 45 درصد از آن ها فاقد خانواده سالم هستند. همچنین 73 درصد مددجویان توسط والدین تنبیه بدنی شده اند. وی بیان کرد: 25 درصد مددجویان دچار شکست تحصیلی شده و 16 درصد آن ها اخراج شده اند و در واقع 37 درصد آن ها ترک تحصیل کرده اند.«سید حسن موسوی چلک» رئیس انجمن مددکاری ایران نیز به خبرنگار ما می گوید: خانواده های آسیب دیده و نابسامان، در فرار فرزندان نقش پررنگی دارند. اما گاه شاهدیم در برخی خانواده های معمولی نیز این معضل وجود دارد که مهمترین مساله ناآشنایی والدین با فرزند پروری و مسأله بلوغ نوجوانان است.«دوستکام» مدرس دانشگاه نیز در این باره می گوید: نوجوانی، به دوره طوفان و استرس معروف است. دوره ای که بلوغ جسمی و جنسی نوجوان و ناسازگاری برخی نوجوانان با این تغییرات از یک سو و انتظارات و توقعات والدین و خانواده ها از سوی دیگر باعث دامن زدن به این تنش ها می شود. این در حالی است که نوجوانان هنوز قادر به تطبیق شناخت ها، افکار و احساساتشان با تغییرات جنسی و جسمی خود نیستند. آن ها در این مقطع سنی به دنبال استقلال هستند و می خواهند فردی مجزا با سبک شخصیتی، طرز فکر و روش مستقل از والدین خود باشند. این ناهماهنگی ها زمانی شدید تر می شود که توقعات و انتظارات پدر و مادر نیز به همان سرعت و به موازات بلوغ جنسی و جسمی فرزند رشد کند نه به موازات بلوغ شناختی و عاطفی او. فرزند محبت والدین را می خواهد اما دخالت های آن ها را دوست ندارد.
«طحانپور» مشاور خانواده، در ادامه به مساله «خانه گریزی نوجوانان» اشاره کرده می گوید: گرچه فرار نوجوانان اهمیت دارد اما گاه فرزند بدون ترک خانه و خانواده از آن ها جدا شده و زندگی می کند. او در این زمان، در انزوا و به دور از تعامل موثر با دیگر اعضای خانواده، روز ها را سپری می کند که این امر نیز قابل توجه است.

فرار دختران، فرار پسران

گرچه اجتماع ما به فرار پسران اهمیت زیادی نمی دهد اما از آنجا که میزان فرار پسران چهار برابر دختران است و سن ترک خانه در آنان به 15 سال نیز می رسد، نمی توان آن را نادیده گرفت.
دکتر «دوستکام» با اشاره به اینکه «عینک های جنسیتی» که جامعه به چشم می زند در این امر بی تاثیر نیست، می گوید: ما از پسران و دختران انتظارات متناسب با جنسیت با توجه به هنجارهای اجتماعی داریم. در فرهنگ ما نظارت بر دختران بیشتر است اما اگر پسری ساعت ها در خیابان رها باشد و یا حتی شب را بیرون از منزل طی کند با تهدید و تنبیه مواجه نخواهد شد. وی اضافه می کند: فرار دختران با توجه به هنجارهای اجتماعی، آسیب های حادتری را به دنبال دارد. جامعه به فرار دختران به چشم همه یا هیچ نگاه می کند؛ یک شب فرار از خانه با هزار شب فرقی نمی کند. به ناگاه دختر از چشم همه می افتد و هزار و یک سوال برای اطرافیان وی پیش می آید. اما این قضیه در مورد پسران صادق نیست. برخی مواقع، خانواده کوتاه می آید و از یک یا دو شب نیامدن پسر به منزل چشم پوشی می کند. ممکن است تنها نگران این باشند که اگر در منزل نخوابیده کجا خوابیده و یا لب به سیگار هم زده است یا نه؟ به همین دلیل است که تمرکز جامعه بیشتر بر فرار دختران است.
«طحانپور» نیز می گوید: صدمات «فرار» برای دختران، بیشتر و جدی تر است. در واقع آثار فرار دختران، زود تر و سریع تر است اما آثار صدمات بر پسران منزل گریز، در زمانهای طولانی دیده می شود.

اهمیت رابطه پدر و پسر

بسیاری از نوجوانان به امید روزهای روشن تر به خانه و خانواده پشت می کنند اما اغلب، پا به ورطه نابودی می گذارند. دکتر «موسوی چلک» می گوید: این صدمات از مشکلات روحی و روانی، ترک تحصیل تا گرفتاری در باند های مخوف ادامه می یابد. زیرا این باند ها همواره در کمین افراد آسیب پذیرترند.

دکتر «دوستکام» نیز معتقد است: به دلیل مشکلاتی که این نوجوانان در خانواده تجربه کرده اند این افراد، مسائل متعددی خواهند داشت. برای نمونه می توان به بی اعتمادی نسبت به والدین و ناتوانایی در غلبه بر مشکلات، عزت نفس پایین، احساس انزوا و طرد عاطفی اشاره کرد. این در حالی است که نوجوانی که بی پول، بی غذا و بی سرپناه آواره شهرهای بزرگ می شود، بهترین شکار برای افراد سودجو است. اینجاست که زمینه ورود او، به گروه ها و دسته های تبهکار فراهم می شود.
وی ادامه می دهد: نوجوانی که فرار از منزل را برای رهایی از مشکلات انتخاب می کند در بزرگسالی نیز همان روش قبلی را به کار می برد. یعنی به جای حل مشکل، یا آن را حذف می کند و یا از آن فرار می کند. بدین ترتیب، ممکن است او به شخصیتی ضدتاجتماعی تبدیل شود که از قوانین و تعهدات فردی و اجتماعی فرار کند، زیرا در نظرش این ساده ترین و در دسترس ترین راه حل است. پس این نوجوانان، به شدت نیازمند خدمات بهداشتی، سرپناه، حمایت و مشاوره اند. این روان شناس خانواده، با تاکید بر «پیشگیری» اضافه می کند: به اعتقاد من، بهترین راهکار، برقراری ارتباط گرم و صمیمانه میان پدر و پسر است. زیرا، اولین فردی که در پیشگیری از فرار پسر می تواند نقش بسزایی داشته باشد والد همجنس او یعنی «پدر» است. مادران نیز باید توجه داشته باشند که بهتر است پسرشان برخی مسایل را از پدر بیاموزد تا بهانه ای برای نزدیکی و برقراری ارتباط و اعتماد بین این دو فراهم شود.


در بزرگداشت استاد تیتر

توسط محبوبه علی پور | جمعه پنجم اسفند ۱۳۹۰ |

متولد اسفند 1330 در سبزوار و بزرگ‌شده تهران؛ حسين قندي را مي‌گويم همان كه استاد مسلم تيتر مي‌خوانندش.

حسين قندي كه اول اسفند تولد اوست زماني كه در سال 1349 ديپلم گرفت و وقتي براي بار دوم در كنكور دانشگاه شركت كرد، از بين دو رشته زبان و ادبيات انگليسي و روزنامه‌نگاري دانشكده علوم ارتباطات اجتماعي، روزنامه‌نگاري را انتخاب كرد. در رگ‌هايش از همان ابتدا واژه‌ها قليان مي‌كردند، انگار براي همين كار به دنيا آمده بود شايد خيلي پيشترها كه وارد دانشگاه شود دستي به قلم داشت. آن زمان كه در يك گروه تحقيقاتي كه قرار بود مطالب روزنامه كيهان را از سال شروع اين روزنامه (1321) تا سال (1349) به‌صورت كوتاه و خلاصه چاپ و منتشر كند، مشغول به كار شد و به خلاصه كردن سرمقاله‌ها دلگرم.

خودش مي‌گويد اين دوره بسيار كمك كارش بوده، ذهن روزنامه‌نگارانه‌اش را فعال و قلمش را حركت داده است.

قلم كه در دستش چرخيد ديگر درخت عمرش با نوشتن پابرجا و جاودانه شد. اولين نوشته قندي در رسانه‌ها در كيهان هوايي چاپ شد؛ سرمقاله‌اي بود درباره روابط ايران و هند در سال 1351.

بعد از اتمام آن دوره (1351) موسسه كيهان تصميم به چاپ نشريه‌اي براي دو قاره (آمريكا و اروپا) گرفت و قرار شد كيهان هوايي را همان گروه تحقيقاتي منتشر كند. قندي معاون سردبير شد و بيشتر از آن مسووليت بخش سياسي نشريه را نيز برعهده گرفت.

اولين نوشته‌ حرفه‌اي‌اش را هم براي همان كيهان هوايي نوشت. قندي بعد از مدتي به روزنامه كيهان آن زمان و سرويس شهرستان‌هاي اين روزنامه نقل مكان كرد. زماني هم در بخش فرهنگي- اقتصادي كيهان فعال بود تا اينكه در سال 1354 به دوره خدمت فراخوانده شد اما پس از آن به آمريكا رفت و در رشته مديريت بين‌الملل، دوره كارشناسي‌ارشد را گذراند و يكسال پس از انقلاب اسلامي ايران عزم وطن كرد.

براي قندي عاشق ايران؛ چه بسا از دست دادن رويدادهاي انقلاب تلخ بود چون قلب حسين براي مردم كشورش مي‌تپيد، پس طاقت نياورد و خيلي زود راهي وطن شد. اگرچه مي‌توانست مثل بسياري ماندن را به برگشتن ترجيح دهد.

برگشت و دوباره به سراغ كيهان هوايي رفت تا سال 1372 و بعد روزنامه‌هاي كيهان، ابرار، اخبار، انتخاب و ... و بالاخره جام‌جم در سمت‌هاي مختلف مشغول به كار نويسندگي و ايفاي مسووليت شد. جدا كه تيترهايش به يادماندني است. قندي علاوه‌بر آنكه دستي در مطبوعات داشت در دانشگاه علامه‌طباطبايي و مركز مطالعات و تحقيقات رسانه‌ها كه امروز نام ديگري گرفته است آموخته‌ها و تجربياتش را در اختيار دانشجويانش قرار مي‌داد. الان مدتي است كه قندي ديگر تدريس نمي‌كند به دلايلي البته.

حسين قندي علاوه‌بر فعاليت حرفه‌اي در رسانه‌ها به تاليف آثار مختلفي نيز دست زد كه بسياري از آنها منابع كارشناسي‌ارشد و دكتراي حوزه علوم ارتباطات به حضور در رشته روزنامه‌نگاري است. از جمله آثار وي مي‌توان به كتاب روزنامه‌نگاري نوين و مقاله‌نويسي در مطبوعات اشاره كرد. كتاب روزنامه‌نگاري تخصصي هم حاصل چندين سال تدريس و تجربه حرفه‌اي اوست كه گام موثري در درك پايه‌اي و مقدماتي از مطبوعات تخصصي، نحوه انتشار و فعاليت ثمربخش براي دانش‌پژوهان ارتباطات و به‌خصوص روزنامه‌نگاران است.

اين كتاب دربرگيرنده تاريخچه‌اي از مطبوعات تخصصي در جهان و ايران، گستره معنايي اين‌گونه مطبوعات، شكل، قالب‌ها و محتواي موجود در زمينه روزنامه‌نگاري و انتشار نشريه است. قندي به دنبال برآورده شدن دو هدف اين كتاب را تاليف كرده است؛ نخست ارتقاي دانش تخصصي روزنامه‌نگاران و دوم توجه بيش‌ازپيش به مقوله اقتصاد نشريات به عنوان يكي از عوامل ماندگاري مطبوعات. اما تخيل در روزنامه‌نگاري: شش گزارش و يك سفرنامه هم حاصل تجربيات حسين قندي است كه درباره نقش تخيل، ذهنيت داستان‌پردازانه و خلاقيت ذهني در روزنامه‌نگاري سخن گفته و بر آن است تا فنون پرورش خلاقيت ذهني و تخيل را آموزش دهد. همچنين نمونه‌هايي عيني از روزنامه‌نگاري متخيل از مطبوعات جهان و گزارش‌هاي نويسنده در كتاب درج شده است. اين استاد روزنامه‌نگاري درباره اخلاق و رفتار رسانه‌اي معتقد است: شخصي كه وارد حرفه روزنامه‌نگاري مي‌شود، خود به خود پايبند اصول و قواعدي مي‌شود كه به اتكاي آن اخلاق كاري براي فرد قابل تعريف خواهد بود. در شغل روزنامه‌نگاري و مطبوعات افراد بايد با اصول كاري آشنا باشند و با پذيرفتن آن اصول، پا به اين عرصه بگذارند.

 این مطلب را در ضمیمه شرق بخوانید....

 

 

گفتگو با منطق چاقو!

توسط محبوبه علی پور | چهارشنبه سوم اسفند ۱۳۹۰ |

گفتگو با منطق چاقو!

 

مريم زنگنه: باز هم يک خبر غم انگيز و البته وحشتناک ديگر! زن جواني در برابر چشمان وحشت زده عابران که برخي زن و برخي کودک بوده اند، به دست شوهرش، کارد آجين شد.

درباره زني صحبت مي کنم که چند روز پيش به طرز وحشيانه اي در بلوار سرافرازان شهر مشهد توسط شوهرش کشته شد. قصه زندگي اين زن اينگونه به پايان رسيد که وقتي صبح براي رفتن به محل کارش آژانس مي گيرد، در راه، مرد که از قبل کمين کرده بوده است به خودرو حمله مي کند.

راننده آژانس هم زن بوده و تنها کاري که به ذهنش مي رسد اين بوده است که شيشه ها را بالا بکشد و در ها را قفل کند اما نمي دانسته که درنده خويي مرد، به اين راحتي کنترل نمي شود. مرد شيشه خودرو را مي شکند و با چاقو همسرش را که در صندلي عقب نشسته بوده مي زند و سپس او را از خودرو بيرون مي کشد و در برابر چشمان حيرت زده عابران، ته مانده خشمش را با کارد در سينه زن خالي مي کند.

 وقتي پليس مي رسد، زن جوان مرده است و مرد براي عابران سخنراني مي کند که همسر صيغه اي خودم بوده و چون برايش پول خرج کرده ام و خانه اي رهن کرده ام و او ديگر نمي خواسته ارتباطش را با من ادامه دهد او را کشتم !به همين سادگي.

 

 فصلي به نام «قتلهاي ناموسي»

 

اگر کمي به جملات دقت کنيد به ميزان بلاهت مرد 40ساله پي مي بريد. او گفته است «برايش خانه رهن کرده ام و خرجش کرده ام». گويا او هزينه هاي متعارفي را که بابت وظيفه اش انجام داده است به قيمت جان زن جوان که 10 سال از عمرش را صرف او کرده، از او پس گرفته است. مشابه اين اتفاق، چندي پيش در تهران هم رخ داد و مردي، همسر رسمي اش را درست مقابل چشم خانواده همسرش با چاقو به قتل رساند و علت قتل را درخواست نفقه و طلاق همسرش عنوان کرد! پيش از آن هم که اتفاق دردناک ميدان کاج و پل مديريت و ...

چه اتفاقي افتاده است که برخي افراد، در کشوري که مردمانش در دنيا به مهرباني و خونگرمي شناخته شده اند چند وقتي است اينگونه وحشيانه همسرکشي و فرزند کشي مي کنند آن هم در مقابل چشم مردم و در وسط کوچه و خيابان؟ جالب اينجاست که وقتي اين قاتلان در برابر قانون قرار مي گيرند در مورد ارتباط داشتن همسرانشان با مرد هاي ديگر صحبت مي کنند در حالي که «زن» زنده نيست تا بتواند از حيثيت خودش دفاع کند. اينگونه قتل ها آنقدر در ايران زياد شده که در قانون براي آن فصلي به نام قتل هاي ناموسي تعريف کرده اند. فصلي که فقط مي توان آن را در کشور ما يافت!

 

 «خشونت» و «جنون پنهان»

 

«عليرضا ميلاني» جرم شناس به خبرنگار ما مي گويد: در تحليل عمومي چنين جرم هايي بايد ديد آيا مجرم از سلامت رواني برخوردار است؟ شايد اين فرد جنون پنهان دارد که در شرايط عادي زندگي کسي متوجه آن نشده است اما وقتي در موقعيت بحران قرار گرفته، اين جنون نمايان شده است.

وي مي افزايد: مساله دوم، شخصيت مجرم است. بيشتر کساني که شخصيت مجرمانه دارند انسان هاي خودمحور و خودخواه هستند. آنها براي خودشان حقوقي قايلند که براي ديگري آن حق را قايل نمي شوند. البته «حب ذاتي» در وجود همه افراد هست اما در شخصيت هاي مجرم، گستردگي آن به حدي است که آنها در همه حال، حتي هنگام ارتکاب جرم، حق را به خودشان مي دهند و مي گويند ما حق داشتيم که اين جرم را مرتکب شويم!

«ميلاني» مي افزايد: «خشونت» سومين عامل بروز جرم در افرادي است که شخصيت مجرمانه دارند. اين خشونت، گاهي منجر به خودزني مي شود و گاهي تا حدي هم در ميان همه ما وجود دارد؛ مثلا مادري که کودکش کار اشتباهي مي کند خودش را مي زند. اين نوعي خشونت است که به خود زني مي انجامد. اما گاهي اين خشونت به ديگران آسيب مي زند و حد بالايي هم دارد. در بين کساني که اينگونه مرتکب «جرم» مي شوند اين خشونت ذاتي حد بسيار بالايي دارد و نمي توانند خشم خود را کنترل کنند.

«ميلاني» چهارمين عامل را بي تفاوتي عاطفي ذکر مي کند و مي گويد: مردي از زني خوشش مي آيد، خواستگاري مي کند و وقتي جواب رد مي شنود روي صورت زن اسيد مي پاشد. اين خودمحوري و بي تفاوتي عاطفي سبب مي شود که مرد اصلاً توجه نداشته باشد و برايش مهم نباشد که در آيند چه بلايي بر سر آن زن مي آيد و يا اينکه چه عواقبي براي خودش دارد. او فقط به اين فکر مي کند که چيزي که براي من نباشد، نبايد براي هيچ کسي باشد!

 

 غرور و خودخواهي

 

دکتر امان ا... قرايي مقدم، جامعه شناس و آسيب شناس اجتماعي نيز درباره همسرکشي به اين شيوه فجيع به خبرنگار ما مي گويد: در بروز خشونت هاي اينچنيني بايد ديد اين فرد در چه منطقه اي و در بين چه خانواده اي رشد کرده است. در واقع بايد ببينيم چقدر محيطي که او از کودکي در آن رشد کرده بر روي شخصيت او تاثيرگذار بوده است.

وي مي افزايد: از ديگر سو وقتي چنين قتل هايي رخ مي دهد بايد رفتار زن را هم مورد بررسي قرار داد. اينکه چه رفتاري از زن سبب بروز اين واکنش شده است. در هر صورت در چنين مواردي مرد، در واقع «وجهه خواهي» مي کند و وقتي احساس مي کند وجهه اش از دست رفته است، تعصبش باعث مي شود که با چنين عمل فجيعي وجهه از دست رفته خودش را بازيابد.

دکتر قرايي مقدم تاکيد مي کند: چنين تعصب هايي مخصوص جوامع سنتي مثل ايران است. اين تعصب، نوعي غرور است و مرد را تماميت خواه مي کند به خصوص نسبت به زنش که معتقد است حتي همسر موقتش بايد هميشه مال او باشد!

 

 تأثير مشکلات اقتصادي

 

اما دکتر «فريدون کامران» جامعه شناس، عوامل اقتصادي را نيز بر بروز خشونت ها تاثيرگذار مي داند و به خبرنگار ما مي گويد: آسيبهاي اجتماعي، سلسله وار به هم متصل هستند. علت هاي مختلف مي تواند در بروز خشونت فرد موثر باشد. اين علت ها گاهي فردي و گاهي اجتماعي است. از جمله عواملي که اجتماع به فرد تحميل مي کند فشار هاي اقتصادي است. وقتي فردي بيکار است و درآمد کافي ندارد در صورتي که شخصيت خشني داشته باشد اين متغير اجتماعي سبب بروز برخي از رفتار هاي خشن مي شود که در افراد مجرم اين خشونت مي تواند خيلي شديد باشد.

بهر حال وجود برخي از شغل ها حتي اگر شغل کاذبي هم باشد همين که فرد را مشغول مي کند باعث مي شود کمتر رفتار هاي خشن او بروز پيدا کند. سياست «مارشال» در جامعه شناسي اينگونه است که يک عده زمين را بکنند و عده ديگر آن را پر کنند تا کسي بيکار نباشد. دکتر «کامران» مي گويد: همين مشکلات اقتصادي گاهي منجر به افسردگي فرد مي شود. وقتي جامعه، افسردگي را به فرد القا مي کند به خصوص از طريق نشان دادن فيلم هاي گريه آور، وقتي افراد در جامعه، زمينه بروز شادي و هيجان را ندارند، افسرده مي شوند و اين افسردگي نيز متغير مؤثر ديگري در فرد مجرم است که مي تواند باعث بروز جرم شود.

 

 کنترل خشم؛ آنچه فراموش کرده ايم

 

در آموزه هاي ديني ما بر کنترل ومديريت «خشم» به عنوان يکي از بزرگترين فضيلتهاي اخلاقي و انساني تأکيد شده اما متأسفانه امروز و در جامعه اي که بايد نماد زندگي اسلامي باشد، افراد به آساني با يکديگر درگير مي شوند و به آساني دست به «چاقو» مي برند. به راستي چرا بايد چنين باشد؟ بدون شک کنترل خشم در کمترين حد خود هم مي تواند از بروز فجايع بزرگ جلوگيري کند. روي ديگر سکه هم برخورد سريع و قاطع قانوني با مجرماني است که به دليل خواسته هاي شخصي بي ارزش خود، در مقابل چشم مردم دست به خشن ترين جنايات مي زنند و افکار عمومي را به سختي جريحه دار مي کنند. انتظار مي رود برخورد سريع قضايي، آنچنان که به خوبي در پرونده ميدان کاج رخ داد و مورد استقبال مردم و عبرت مجرمان قرار گرفت، در اين پرونده نيز تکرار شود و عبرتي شود براي آنها که استعداد «قاتل» شدن دارند!

 

توسط محبوبه علی پور | سه شنبه دوم اسفند ۱۳۹۰ |
به دلیل موفقیتی دوستان ونزدیکان به اشکال مختلف تبریک میگویند. با تلفن .پیامک و...برخیها هم نادیده گرفتند. راستش برخی ازاین افراد برایم چندان اهمیت ندارند.اما دلم میخواست بعضی ها حتمن باشند. اما ...

انحصار کلمات

توسط محبوبه علی پور | دوشنبه یکم اسفند ۱۳۹۰ |
جز با حرفهای تو

همین حرف آشنا

هیچ کلمه ای را نمیشناسم

هیچ حرفی

هجایی

مشخصات وب
چند خط در میان زندگی .... ازروزگار کاغذی یک زن
آرشیو وب
  • بهمن ۱۴۰۱
  • مرداد ۱۳۹۷
  • آبان ۱۳۹۶
  • شهریور ۱۳۹۶
  • مرداد ۱۳۹۶
  • تیر ۱۳۹۶
  • دی ۱۳۹۵
  • مهر ۱۳۹۵
  • مرداد ۱۳۹۵
  • تیر ۱۳۹۵
  • خرداد ۱۳۹۵
  • اردیبهشت ۱۳۹۵
  • فروردین ۱۳۹۵
  • اسفند ۱۳۹۴
  • بهمن ۱۳۹۴
  • دی ۱۳۹۴
  • آذر ۱۳۹۴
  • آبان ۱۳۹۴
  • مهر ۱۳۹۴
  • شهریور ۱۳۹۴
  • مرداد ۱۳۹۴
  • تیر ۱۳۹۴
  • بهمن ۱۳۹۲
  • دی ۱۳۹۲
  • آذر ۱۳۹۲
  • آبان ۱۳۹۲
  • مهر ۱۳۹۲
  • شهریور ۱۳۹۲
  • مرداد ۱۳۹۲
  • تیر ۱۳۹۲
  • خرداد ۱۳۹۲
  • اردیبهشت ۱۳۹۲
  • فروردین ۱۳۹۲
  • اسفند ۱۳۹۱
  • بهمن ۱۳۹۱
  • دی ۱۳۹۱
  • آرشيو

B L O G F A . C O M

تمامی حقوق برای چند خط میان زندگی محفوظ است .