: كلمات اين خبر ؛ بي رحم تر از آن هستند كه بتوان آراست وزيبا كرد يا نرم نرم وهنرمندانه نوشت تا مخاطب رنجيده نشود. كلمات اين حادثه قاتلند؛آنها روياهايي كودكانه بسياري را نابود كرده اند. . بايد بي پرده وصريح نوشت.
" پيرمردي 63 ساله اي با وجود چندين نوه توانسته است از سال 88 تا همين اواخر بهمن سال جاري به ادعاي خودش؛ به بيش از50 دختر بچه 6 تا 10 ساله مشهدي تجاوز كند...." اين جنايت هولناك است . حتي اگرما اين سالها از آن بي خبر بوديم... بيخبري كه بايد يقين داشت يك روز ما را خواهد كشت...
* داستاني كه ادامه دارد
روز ديگر ؛ رسانه ها وجرايد خبر" اعدام كفتار پير" را مينويسند.مردم ومسولان شاد ميشوند ، كه به خير گذشت . اين پروند ه مثل صدها پرونده ديگر بسته ميشود و تا باز درگوشه اي ديگر حادثه وفاجعه اي رخ دهد وداستان دوباره تكرار شود وتكرار شود وهيچگاه پايان نيابد. مثل همين حوادثي كه تا همين چند ماه پيش ،خواند ه ايم ونوشته ايم؛ پارسا ، باربد ، علی ، هانیه ، نیما ، سارا، آتنا.... واين همه داستان نيست ، زيرابنابر اعتقاد نهادهاي حمايتي ؛ در مقابل یک مورد کودک آزاری که فاش می شود حداقل 20 مورد دیگر پنهان می ماند. درست همانند ؛ فاجعه آزار بيش از دهها دخترك شهرمان، كه سالها كتمان شده وپنهان ماند تا چنين هولناك شد.
ليلا ارشد ، نايب رئيس هيات مديره انجمن حمايت از حقوق كودك با تاكيد براينكه ؛ هيچكس صداي كودكان بي پناه را نميشنود ، ميگويد: مهمترين نكته در باره خشونت عليه كودكان به اشكال مختلف آن ، فقدان نهاد ي مشخص براي ثبت وضبط اطلاعات واخبار است .بسياري از افراد جامعه نميدانند در صورت بروز چنين حوادثي باچه نهاد وموسسه اي مرتبط شوند.
وي با بيان ضعف دراطلاع رساني وآموزش اجتماعي ، مي افزايد: به خصوص انتظار ميرودكه رسانه ملي با توجه به گستردگي حوزه فعاليت خود؛ دراين زمينه به طور جدي تر عمل كند. انجمن حمايت از حقوق كودكان ،نيز بارها به وزارتخانه هايي نظير بهداشت ودرمان وآموزش وپرورش خواسته است كه يك سري اطلاعات در زمينه نحوه اطلاع رساني از خشونتها وواكنش مناسب دراين زمينه ها را به طور بخشنامه وپروشور ، دراختيار مدارس ومراكز درماني قرار دهند تا درصورت مشاهده هرگونه كودك آزاري افراد جامعه نسبت به اطلاع رساني قضيه واحقاق حقوق خود مطلع باشند اما چنين مساله اي رخ نداده است. حتي درحال حاضر پزشكي قانوني كشور اطلاع وآماري از خشونت وكودك آزاري ندارد.
وي مي افزايد : براساس لايحه حمايت از حقوق كودكان ونوجوانان مصوب سال 1381 هركس درجريان كودك آزاري باشد واطلاع ندهد مجرم شناخته ميشود. اما چه تعداد از شهروندان ومربيان ومعلمان ما ميدانند كه در صورت خشونت چه بايد كرد؟ وقتي ما اطلاعاتي نداريم چگونه ميتوانيم پيشگيري يا برنامه ريزي كنيم؟
* پنهانكاري درد سر ساز
دكترهادي معتمدي ؛ صاحبنظر در آسيبهاي اجتماعي اما درباره حادثه تعرض به دختران خردسال مشهدي در وهله نخست خانواده ها را مقصر دانسته وميگويد: درچنين حوادثي سه ظلع حادثه شامل فرد متجاوز، قرباني وخانواده است وفردديگري درجريان مساله قرارنميگيرد تا اطلاع رساني شود. . اما اين حادثه نشان ميدهد خانواده هاي قرباني ؛ناآگاهانه وغير منطقي از ترس آبروزيري مساله را كتمان كردند وشرايط رابراي فرد بزهكارفراهم كردند كه جرايم خود رادامه دهد.در واقع خانواده ها مهارت لازم رابراي برخورد با حوادث ندارندو اين نيازمند آموزش است.
اما ارشد قربانيان وخانواده را مقصر اصلي ندانسته واظهار ميكند: وقتي ما آگاهي نميدهيم كه اگركودكي مورد آزار قرارگرفت اين كودك وخانواده مقصر نيست. زيرا دراغلب كودك آزاري ها به خصوص زماني كه از لحاظ جنسي واقع ميشود به قرباني تاكيد ميكنند تو مقصري وتوباعث بي آبرويي شدي..
اگر صدات دربياد ابروي تو ميرود. وقتي اين حادثه براي طفلي اتفاق ميافتد اغلب تاكيد ميكنند كه هم آبروي تو ميرود وهم آبروي خانواده .. خانواده ها گمان ميكنند با طرح وبيان چنين مساله اي ابرويشان به خطر ميافتد. بارها مشاهده شده خانواده هاي قرباني ، حتي حاضرنيستند اطفال را براي مداوا به مراكز درماني ببرند، چون درهراسند كه مساله فاش شود وبه رسانه ها كشيده شود . درواقع جان وروح اطفال مورد صدمه قرار ميگيرد تا آبرويي از بين نرود. اين جا چه كسي ميتواند كمك كند؟
وي با اشاره به اينكه برخي قربانيان دانش آموز بودند ادامه ميدهد: در بسياري از كشورها نظام آموزشي وظيفه دارد ، محصلان را پيش از وقوع حادثه ازاين مسايل آگاه كند وآموزش دهد . اما مدارس ما چنين نيستند.
دكترمعتمدي نيز با اشاره به اينكه ؛ گرچه اين آزارها در محيط خارج از مدرسه اتفاق افتاده اما مربيان ومديران بايد نسبت به اين مساله آگاه باشند وبه دانش اموزان آگاهي بدهند ؛ ميگويد: چنانچه در نظام آموزشي ما شبكه اطلاع رساني موثري وجود داشت در اولين حادثه ها مدارس آگاه ميشدند وبا آموزش دانش آموزان ميتوانستند آنها را از اين خطر مصون نگه دارند تا بعد از چند سال چنين فاجعه اي نشود. همچنين از دوران مهدكودك بايد در قالب آموزش مهارت زندگي به اطفال تعليم داد كه چگونه ميتوانند مانع خشونت شوند وچگونه بايد به بزرگترها و والدين مسايل خود را اطلاع دهند.
* محدوديتهاي اطلاع رساني
بسياري از قربانيان در مسير مدرسه مورد خشونت واقع شده اند اما واكنشي دراين زمينه از سوي آموزش وپرورش ديده نميشود.برخي صاحبنظران مرتبط با اين نهاد نيز سعي ميكنند محترمانه از پاسخگويي طفره بروند.
اما يك پژوهشگر اجتماعي با اشاره به محدوديتهايي در اطلاع رساني نسبت به آسيبهاي اجتماعي ميگويد: قبل از بررسي اين پرونده پيچيده ونقش آموزش وپرورش درآن ، بهتراست بدانيد درحال حاضر ، حتي براي عادي ترين مسايل دانش آموزان نظير رابطه با جنس مخالف كه به وفور درجامعه وجود داردبا محدوديتهاي اطلاع رساني مواجه هستيم. شما از مسوولان آموزش وپرورش بپرسيد چه بررسيهايي در حوزه آسيبهاي اجتماعي انجام شده ونتايج آن دركجا ارائه شده است. چه برنامه هايي براساس اين تحقيقات انجام گرفته است. متاسفانه اين گونه مسايل در نظام آموزشي ما با انگهاي متعدد مواجه شده وهيچگاه نمود پيدا نميكند.
* ضرورت حمايتهاي قضايي
دركنارتنگناهاي اطلاع رساني برخي افراد نيزطولاني شدن رويه قضايي را در عدم اطلاع رساني خانواده ها نسبت به اينگونه جرايم موثر ميدانند.
دكتر علي نجفي توانا حقوقدان دراين باره ميگويد: گرچه در قوانين كشور ، مجازاتهاي سنگين دراين باره وجوددارد.چنانكه در سالهاي اخير بسياري از مجرمان مشابه با سخت ترين عقوبت محكوم به مرگ شده اند . اما اين جرائم همچنان ادامه دارد. بنابراين به نظر ميرسد دركنار راه حلهاي كيفري بايد شيوه هاي ديگر را نيزبراي پيشگيري از چنين جرايمي جستجو كرد.
وي ادامه ميدهد: امروزه از لحاظ كيفري ؛ حمايتهاي قانوني كافي از قربانيان وجوددارد. اما چون اثبات اين نوع جرايم درمرحله دادرسي ، دشوار است .خانواده ها تصور ميكنند ؛ اعلام دعاويي بيهوده است.پس ترجيح ميدهند مساله را پنهان نگه دارند.
* رنجهاي ماندگار
دخترك با آشفتگي پا به اتاق ميگذارد تا " كفتار پير " را شناسايي كند. باديدن هيات كريه متجاوز ؛ دخترك با هراس فرياد ميكشد وگريه ميكند. خودش را دردامن مادر مياندازدو ....
ليلا ارشد از مدافعان حقوق كودك با تاكيد براينكه ، ازهولناك ترين اشكال خشونت عليه
كود كان ؛ آزار جنسي آنهاست كه تا سالها آثار آن بر روح وروان طفل باقي ميماند؛ ميگويد:
چنانچه اين مساله آگاهانه مطرح شود ميتوان از طريق نهادهاي حمايتي نظير بهزيستي ، رنجهاي وارده به خانواده وقرباني را تا حدي ترميم كرد تا اين آسيبها صدمات جدي تري بر اين افراد واردنكند.
دكتر معتمدي ، روانپزشك نيزبا تاكيد بر نيازمندي قربانيان به حمايتهاي متعدد؛ اظهار ميكند: اغلب آثار اينگونه خشونتها در فرد قرباني ماندگار ميشود. اما چنانچه اين افراد تحت حمايت خدمات مددكاري و روانپزشكي مناسب ومستمرقرارگيرند اين صدمات كاهش مي يابد .زيرا بسياري از قربانيان ؛ در پي اين حوادث، دچار استرس بعد از حادثه يا موج زدگي ميشوند. بنابراين بايد تحت درمان دارويي قرار بگيرند .همچنين متخصصان بايد باشيوه هاي نظيرگروه درماني اقدام كند. زماني نيزكه فرد متجاوز مورد عقوبت قرار گرفت طفل را ازاين مساله اگاه كنند تا هراس وي از فردمهاجم پايان يابد و كابوسها واضطراب قرباني از زنده بودن ، وي به تدريج كاهش پيداكند.
دكتر نجفي توانا نيز با اشاره به كمبودهاي قانوني از قربانيان ميگويد: حمايت قانوني ازاين افراد تنها در صورت اثبات جرم متهم درمجازات وي خلاصه ميشود وديگر حمايتي از قربانيان ديده نميشود.
* نيلوفرنجات دهنده
با توجه به آنچه گفته شد. معلوم ميشود ؛ اگر قرار باشد مقصري براي اين پرونده جستجو كنيم .همه مقصريم؛ خانواده، نظام آموزشي ، رسانه ها، نهادهاي امنيتي وانتظامي و..... وآنچه ترديدي در آن نيست اينكه ، قهرمان اين حادثه ؛ " نيلوفر " خرد سال است كه با هوشياري خود دست مجرم را رو كرد واينگونه در سايه آگاهي والدينش توانست از فاجعه اي به مراتب هولناكتر ؛ جلوگيري كند. بنابراين جادارد مسوولان ضمن واكنش نسبت به سازمانها ونهادهاي غافل دراين فاجعه ؛ از اين كودك وخانواده اش به طور گمنام وبه دور ازهياهو ها تقديركند.