چند خط میان زندگی

از روزهای دور خبرنگاری تا این روزها که  نویسنده ام

  • صفحه اصلی
  • پروفایل
  • آرشیو
  • عناوین مطالب

«پسران فراری» ؛ رؤیاهای سپید، روزهای سیاه

توسط محبوبه علی پور | شنبه ششم اسفند ۱۳۹۰ |
پسرک که از خواب بیدارشد مادرش را ندید. بازهم پس از مشاجره با پدر، مادر از خانه رفته بود. پدر بی حوصله پتو را روی سرش کشیده، وانمود می کرد خواب است. پسر به اتاق برگشت و با کیف کوچکی به حیاط رفت... ماه ها گذشت اما دیگر از او خبری نشد...

هرساله پسران نوجوان بسیاری در سراسر جهان، به امید زندگی در شرایط بهتر، خانه را ترک می کنند. رویه ای که براساس وضعیت فرهنگی و اجتماعی؛ واکنش ها و قضاوتهایی را به همراه دارد. برخی جوامع، آن را مقوله ای بی اهمیت وعادی می دانند و در برخی دیگر به عنوان چالش و آسیب شناخته می شود. اما در جامعه ما، مهمترین پرسش این است که، چرا پسر نوجوانی به خانه و خانواده خود پشت می کند؟

نبود ارتباط بین اعضای خانواده

دکتر «محسن دوستکام» روان شناس خانواده، دراین باره به خبرنگار ما می گوید: «پسران فراری» اغلب خانواده نابهنجاری دارند ازاین رو، قربانی استثمار دیگران می شوند. مطالعات مربوط به خانواده های این افراد، حاکی از وجود تضادهای خانوادگی و نبودن ارتباط بین اعضای خانواده است. البته مشکل این نوجوانان گاه وخیم تر است. چنانکه والدینشان معتاد به افیون و یا الکل اند و خشونت و بدرفتاری، آزار جنسی و جسمی، نبود حمایت عاطفی، و طرد نوجوان از جمله مسایلی است که در این خانواده ها رواج دارد.«حمیدرضا طحانپور» کار شناس ارشد مددکاری اجتماعی نیز معتقد است: عوامل متعددی در فرار پسران موثر است. اما نقش «خانواده» بیش از سایر عوامل است. زیرا در صورتی که خانواده نتواند کارکرد موثری داشته باشد، نمی تواند نیازهای اعضا را رفع کند. به این ترتیب روابط اعضای آن دچار مشکل می شود. نوجوانان نیز از این مقوله مستثنی نیستند. از این رو، در خانواده هایی که، دیکتاتورمنش و یا بی بند و بار و رها شده اند این معضل بیشتر دیده می شود. بیشتر والدینی که دچار مشکلات و بزهکاری هستند، پسران نوجوانشان گرفتاراین معضل می شوند.وی ادامه می دهد: نکته دیگر اینکه، چون در سنین نوجوانی روابط فرزندان با همسالان و محیط خارج از منزل بیشتر است چنانچه نوجوان با افراد مساله دار به لحاظ اخلاقی و اجتماعی دوستی کند، این رابطه می تواند زمینه ساز فرار از خانه باشد.

خانواده ها مقصرند

بی تردید خاستگاه بسیاری از ناهنجاری ها را باید در خانواده جستجو کرد. چنانکه چندی پیش؛ علی رستمی، مدیر کانون اصلاح و تربیت تهران با اشاره به وضعیت ده ساله مددجویان این مرکز اعلام کرد: این مددجویان به ترتیب 13 درصد با مادر به تنهایی، 6 درصد خود به تنهایی، 4 درصد با پدر، 3 درصد با پدر و نامادری و 55 درصد با پدر و مادر خود زندگی می کنند و در حقیقت 45 درصد از آن ها فاقد خانواده سالم هستند. همچنین 73 درصد مددجویان توسط والدین تنبیه بدنی شده اند. وی بیان کرد: 25 درصد مددجویان دچار شکست تحصیلی شده و 16 درصد آن ها اخراج شده اند و در واقع 37 درصد آن ها ترک تحصیل کرده اند.«سید حسن موسوی چلک» رئیس انجمن مددکاری ایران نیز به خبرنگار ما می گوید: خانواده های آسیب دیده و نابسامان، در فرار فرزندان نقش پررنگی دارند. اما گاه شاهدیم در برخی خانواده های معمولی نیز این معضل وجود دارد که مهمترین مساله ناآشنایی والدین با فرزند پروری و مسأله بلوغ نوجوانان است.«دوستکام» مدرس دانشگاه نیز در این باره می گوید: نوجوانی، به دوره طوفان و استرس معروف است. دوره ای که بلوغ جسمی و جنسی نوجوان و ناسازگاری برخی نوجوانان با این تغییرات از یک سو و انتظارات و توقعات والدین و خانواده ها از سوی دیگر باعث دامن زدن به این تنش ها می شود. این در حالی است که نوجوانان هنوز قادر به تطبیق شناخت ها، افکار و احساساتشان با تغییرات جنسی و جسمی خود نیستند. آن ها در این مقطع سنی به دنبال استقلال هستند و می خواهند فردی مجزا با سبک شخصیتی، طرز فکر و روش مستقل از والدین خود باشند. این ناهماهنگی ها زمانی شدید تر می شود که توقعات و انتظارات پدر و مادر نیز به همان سرعت و به موازات بلوغ جنسی و جسمی فرزند رشد کند نه به موازات بلوغ شناختی و عاطفی او. فرزند محبت والدین را می خواهد اما دخالت های آن ها را دوست ندارد.
«طحانپور» مشاور خانواده، در ادامه به مساله «خانه گریزی نوجوانان» اشاره کرده می گوید: گرچه فرار نوجوانان اهمیت دارد اما گاه فرزند بدون ترک خانه و خانواده از آن ها جدا شده و زندگی می کند. او در این زمان، در انزوا و به دور از تعامل موثر با دیگر اعضای خانواده، روز ها را سپری می کند که این امر نیز قابل توجه است.

فرار دختران، فرار پسران

گرچه اجتماع ما به فرار پسران اهمیت زیادی نمی دهد اما از آنجا که میزان فرار پسران چهار برابر دختران است و سن ترک خانه در آنان به 15 سال نیز می رسد، نمی توان آن را نادیده گرفت.
دکتر «دوستکام» با اشاره به اینکه «عینک های جنسیتی» که جامعه به چشم می زند در این امر بی تاثیر نیست، می گوید: ما از پسران و دختران انتظارات متناسب با جنسیت با توجه به هنجارهای اجتماعی داریم. در فرهنگ ما نظارت بر دختران بیشتر است اما اگر پسری ساعت ها در خیابان رها باشد و یا حتی شب را بیرون از منزل طی کند با تهدید و تنبیه مواجه نخواهد شد. وی اضافه می کند: فرار دختران با توجه به هنجارهای اجتماعی، آسیب های حادتری را به دنبال دارد. جامعه به فرار دختران به چشم همه یا هیچ نگاه می کند؛ یک شب فرار از خانه با هزار شب فرقی نمی کند. به ناگاه دختر از چشم همه می افتد و هزار و یک سوال برای اطرافیان وی پیش می آید. اما این قضیه در مورد پسران صادق نیست. برخی مواقع، خانواده کوتاه می آید و از یک یا دو شب نیامدن پسر به منزل چشم پوشی می کند. ممکن است تنها نگران این باشند که اگر در منزل نخوابیده کجا خوابیده و یا لب به سیگار هم زده است یا نه؟ به همین دلیل است که تمرکز جامعه بیشتر بر فرار دختران است.
«طحانپور» نیز می گوید: صدمات «فرار» برای دختران، بیشتر و جدی تر است. در واقع آثار فرار دختران، زود تر و سریع تر است اما آثار صدمات بر پسران منزل گریز، در زمانهای طولانی دیده می شود.

اهمیت رابطه پدر و پسر

بسیاری از نوجوانان به امید روزهای روشن تر به خانه و خانواده پشت می کنند اما اغلب، پا به ورطه نابودی می گذارند. دکتر «موسوی چلک» می گوید: این صدمات از مشکلات روحی و روانی، ترک تحصیل تا گرفتاری در باند های مخوف ادامه می یابد. زیرا این باند ها همواره در کمین افراد آسیب پذیرترند.

دکتر «دوستکام» نیز معتقد است: به دلیل مشکلاتی که این نوجوانان در خانواده تجربه کرده اند این افراد، مسائل متعددی خواهند داشت. برای نمونه می توان به بی اعتمادی نسبت به والدین و ناتوانایی در غلبه بر مشکلات، عزت نفس پایین، احساس انزوا و طرد عاطفی اشاره کرد. این در حالی است که نوجوانی که بی پول، بی غذا و بی سرپناه آواره شهرهای بزرگ می شود، بهترین شکار برای افراد سودجو است. اینجاست که زمینه ورود او، به گروه ها و دسته های تبهکار فراهم می شود.
وی ادامه می دهد: نوجوانی که فرار از منزل را برای رهایی از مشکلات انتخاب می کند در بزرگسالی نیز همان روش قبلی را به کار می برد. یعنی به جای حل مشکل، یا آن را حذف می کند و یا از آن فرار می کند. بدین ترتیب، ممکن است او به شخصیتی ضدتاجتماعی تبدیل شود که از قوانین و تعهدات فردی و اجتماعی فرار کند، زیرا در نظرش این ساده ترین و در دسترس ترین راه حل است. پس این نوجوانان، به شدت نیازمند خدمات بهداشتی، سرپناه، حمایت و مشاوره اند. این روان شناس خانواده، با تاکید بر «پیشگیری» اضافه می کند: به اعتقاد من، بهترین راهکار، برقراری ارتباط گرم و صمیمانه میان پدر و پسر است. زیرا، اولین فردی که در پیشگیری از فرار پسر می تواند نقش بسزایی داشته باشد والد همجنس او یعنی «پدر» است. مادران نیز باید توجه داشته باشند که بهتر است پسرشان برخی مسایل را از پدر بیاموزد تا بهانه ای برای نزدیکی و برقراری ارتباط و اعتماد بین این دو فراهم شود.


مشخصات وب
چند خط در میان زندگی .... ازروزگار کاغذی یک زن
آرشیو وب
  • بهمن ۱۴۰۱
  • مرداد ۱۳۹۷
  • آبان ۱۳۹۶
  • شهریور ۱۳۹۶
  • مرداد ۱۳۹۶
  • تیر ۱۳۹۶
  • دی ۱۳۹۵
  • مهر ۱۳۹۵
  • مرداد ۱۳۹۵
  • تیر ۱۳۹۵
  • خرداد ۱۳۹۵
  • اردیبهشت ۱۳۹۵
  • فروردین ۱۳۹۵
  • اسفند ۱۳۹۴
  • بهمن ۱۳۹۴
  • دی ۱۳۹۴
  • آذر ۱۳۹۴
  • آبان ۱۳۹۴
  • مهر ۱۳۹۴
  • شهریور ۱۳۹۴
  • مرداد ۱۳۹۴
  • تیر ۱۳۹۴
  • بهمن ۱۳۹۲
  • دی ۱۳۹۲
  • آذر ۱۳۹۲
  • آبان ۱۳۹۲
  • مهر ۱۳۹۲
  • شهریور ۱۳۹۲
  • مرداد ۱۳۹۲
  • تیر ۱۳۹۲
  • خرداد ۱۳۹۲
  • اردیبهشت ۱۳۹۲
  • فروردین ۱۳۹۲
  • اسفند ۱۳۹۱
  • بهمن ۱۳۹۱
  • دی ۱۳۹۱
  • آرشيو

B L O G F A . C O M

تمامی حقوق برای چند خط میان زندگی محفوظ است .