گفتگو با منطق چاقو!
مريم زنگنه: باز هم يک خبر غم انگيز و البته وحشتناک ديگر! زن جواني در برابر چشمان وحشت زده عابران که برخي زن و برخي کودک بوده اند، به دست شوهرش، کارد آجين شد.
درباره زني صحبت مي کنم که چند روز پيش به طرز وحشيانه اي در بلوار سرافرازان شهر مشهد توسط شوهرش کشته شد. قصه زندگي اين زن اينگونه به پايان رسيد که وقتي صبح براي رفتن به محل کارش آژانس مي گيرد، در راه، مرد که از قبل کمين کرده بوده است به خودرو حمله مي کند.
راننده آژانس هم زن بوده و تنها کاري که به ذهنش مي رسد اين بوده است که شيشه ها را بالا بکشد و در ها را قفل کند اما نمي دانسته که درنده خويي مرد، به اين راحتي کنترل نمي شود. مرد شيشه خودرو را مي شکند و با چاقو همسرش را که در صندلي عقب نشسته بوده مي زند و سپس او را از خودرو بيرون مي کشد و در برابر چشمان حيرت زده عابران، ته مانده خشمش را با کارد در سينه زن خالي مي کند.
وقتي پليس مي رسد، زن جوان مرده است و مرد براي عابران سخنراني مي کند که همسر صيغه اي خودم بوده و چون برايش پول خرج کرده ام و خانه اي رهن کرده ام و او ديگر نمي خواسته ارتباطش را با من ادامه دهد او را کشتم !به همين سادگي.
فصلي به نام «قتلهاي ناموسي»
اگر کمي به جملات دقت کنيد به ميزان بلاهت مرد 40ساله پي مي بريد. او گفته است «برايش خانه رهن کرده ام و خرجش کرده ام». گويا او هزينه هاي متعارفي را که بابت وظيفه اش انجام داده است به قيمت جان زن جوان که 10 سال از عمرش را صرف او کرده، از او پس گرفته است. مشابه اين اتفاق، چندي پيش در تهران هم رخ داد و مردي، همسر رسمي اش را درست مقابل چشم خانواده همسرش با چاقو به قتل رساند و علت قتل را درخواست نفقه و طلاق همسرش عنوان کرد! پيش از آن هم که اتفاق دردناک ميدان کاج و پل مديريت و ...
چه اتفاقي افتاده است که برخي افراد، در کشوري که مردمانش در دنيا به مهرباني و خونگرمي شناخته شده اند چند وقتي است اينگونه وحشيانه همسرکشي و فرزند کشي مي کنند آن هم در مقابل چشم مردم و در وسط کوچه و خيابان؟ جالب اينجاست که وقتي اين قاتلان در برابر قانون قرار مي گيرند در مورد ارتباط داشتن همسرانشان با مرد هاي ديگر صحبت مي کنند در حالي که «زن» زنده نيست تا بتواند از حيثيت خودش دفاع کند. اينگونه قتل ها آنقدر در ايران زياد شده که در قانون براي آن فصلي به نام قتل هاي ناموسي تعريف کرده اند. فصلي که فقط مي توان آن را در کشور ما يافت!
«خشونت» و «جنون پنهان»
«عليرضا ميلاني» جرم شناس به خبرنگار ما مي گويد: در تحليل عمومي چنين جرم هايي بايد ديد آيا مجرم از سلامت رواني برخوردار است؟ شايد اين فرد جنون پنهان دارد که در شرايط عادي زندگي کسي متوجه آن نشده است اما وقتي در موقعيت بحران قرار گرفته، اين جنون نمايان شده است.
وي مي افزايد: مساله دوم، شخصيت مجرم است. بيشتر کساني که شخصيت مجرمانه دارند انسان هاي خودمحور و خودخواه هستند. آنها براي خودشان حقوقي قايلند که براي ديگري آن حق را قايل نمي شوند. البته «حب ذاتي» در وجود همه افراد هست اما در شخصيت هاي مجرم، گستردگي آن به حدي است که آنها در همه حال، حتي هنگام ارتکاب جرم، حق را به خودشان مي دهند و مي گويند ما حق داشتيم که اين جرم را مرتکب شويم!
«ميلاني» مي افزايد: «خشونت» سومين عامل بروز جرم در افرادي است که شخصيت مجرمانه دارند. اين خشونت، گاهي منجر به خودزني مي شود و گاهي تا حدي هم در ميان همه ما وجود دارد؛ مثلا مادري که کودکش کار اشتباهي مي کند خودش را مي زند. اين نوعي خشونت است که به خود زني مي انجامد. اما گاهي اين خشونت به ديگران آسيب مي زند و حد بالايي هم دارد. در بين کساني که اينگونه مرتکب «جرم» مي شوند اين خشونت ذاتي حد بسيار بالايي دارد و نمي توانند خشم خود را کنترل کنند.
«ميلاني» چهارمين عامل را بي تفاوتي عاطفي ذکر مي کند و مي گويد: مردي از زني خوشش مي آيد، خواستگاري مي کند و وقتي جواب رد مي شنود روي صورت زن اسيد مي پاشد. اين خودمحوري و بي تفاوتي عاطفي سبب مي شود که مرد اصلاً توجه نداشته باشد و برايش مهم نباشد که در آيند چه بلايي بر سر آن زن مي آيد و يا اينکه چه عواقبي براي خودش دارد. او فقط به اين فکر مي کند که چيزي که براي من نباشد، نبايد براي هيچ کسي باشد!
غرور و خودخواهي
دکتر امان ا... قرايي مقدم، جامعه شناس و آسيب شناس اجتماعي نيز درباره همسرکشي به اين شيوه فجيع به خبرنگار ما مي گويد: در بروز خشونت هاي اينچنيني بايد ديد اين فرد در چه منطقه اي و در بين چه خانواده اي رشد کرده است. در واقع بايد ببينيم چقدر محيطي که او از کودکي در آن رشد کرده بر روي شخصيت او تاثيرگذار بوده است.
وي مي افزايد: از ديگر سو وقتي چنين قتل هايي رخ مي دهد بايد رفتار زن را هم مورد بررسي قرار داد. اينکه چه رفتاري از زن سبب بروز اين واکنش شده است. در هر صورت در چنين مواردي مرد، در واقع «وجهه خواهي» مي کند و وقتي احساس مي کند وجهه اش از دست رفته است، تعصبش باعث مي شود که با چنين عمل فجيعي وجهه از دست رفته خودش را بازيابد.
دکتر قرايي مقدم تاکيد مي کند: چنين تعصب هايي مخصوص جوامع سنتي مثل ايران است. اين تعصب، نوعي غرور است و مرد را تماميت خواه مي کند به خصوص نسبت به زنش که معتقد است حتي همسر موقتش بايد هميشه مال او باشد!
تأثير مشکلات اقتصادي
اما دکتر «فريدون کامران» جامعه شناس، عوامل اقتصادي را نيز بر بروز خشونت ها تاثيرگذار مي داند و به خبرنگار ما مي گويد: آسيبهاي اجتماعي، سلسله وار به هم متصل هستند. علت هاي مختلف مي تواند در بروز خشونت فرد موثر باشد. اين علت ها گاهي فردي و گاهي اجتماعي است. از جمله عواملي که اجتماع به فرد تحميل مي کند فشار هاي اقتصادي است. وقتي فردي بيکار است و درآمد کافي ندارد در صورتي که شخصيت خشني داشته باشد اين متغير اجتماعي سبب بروز برخي از رفتار هاي خشن مي شود که در افراد مجرم اين خشونت مي تواند خيلي شديد باشد.
بهر حال وجود برخي از شغل ها حتي اگر شغل کاذبي هم باشد همين که فرد را مشغول مي کند باعث مي شود کمتر رفتار هاي خشن او بروز پيدا کند. سياست «مارشال» در جامعه شناسي اينگونه است که يک عده زمين را بکنند و عده ديگر آن را پر کنند تا کسي بيکار نباشد. دکتر «کامران» مي گويد: همين مشکلات اقتصادي گاهي منجر به افسردگي فرد مي شود. وقتي جامعه، افسردگي را به فرد القا مي کند به خصوص از طريق نشان دادن فيلم هاي گريه آور، وقتي افراد در جامعه، زمينه بروز شادي و هيجان را ندارند، افسرده مي شوند و اين افسردگي نيز متغير مؤثر ديگري در فرد مجرم است که مي تواند باعث بروز جرم شود.
کنترل خشم؛ آنچه فراموش کرده ايم
در آموزه هاي ديني ما بر کنترل ومديريت «خشم» به عنوان يکي از بزرگترين فضيلتهاي اخلاقي و انساني تأکيد شده اما متأسفانه امروز و در جامعه اي که بايد نماد زندگي اسلامي باشد، افراد به آساني با يکديگر درگير مي شوند و به آساني دست به «چاقو» مي برند. به راستي چرا بايد چنين باشد؟ بدون شک کنترل خشم در کمترين حد خود هم مي تواند از بروز فجايع بزرگ جلوگيري کند. روي ديگر سکه هم برخورد سريع و قاطع قانوني با مجرماني است که به دليل خواسته هاي شخصي بي ارزش خود، در مقابل چشم مردم دست به خشن ترين جنايات مي زنند و افکار عمومي را به سختي جريحه دار مي کنند. انتظار مي رود برخورد سريع قضايي، آنچنان که به خوبي در پرونده ميدان کاج رخ داد و مورد استقبال مردم و عبرت مجرمان قرار گرفت، در اين پرونده نيز تکرار شود و عبرتي شود براي آنها که استعداد «قاتل» شدن دارند!