چند خط میان زندگی

از روزهای دور خبرنگاری تا این روزها که  نویسنده ام

  • صفحه اصلی
  • پروفایل
  • آرشیو
  • عناوین مطالب

سحر سخن

توسط محبوبه علی پور | جمعه بیست و نهم مهر ۱۳۹۰ |
سالها قبل بهتر مینوشتم خودم هم میدانم سحر سخن دوست بود...

هنوز پسورد زندگی مجازی من نام توست

توسط محبوبه علی پور | جمعه بیست و نهم مهر ۱۳۹۰ |
مسخره است . هنوز هم که پشت پنجره ات می ایم یک نادونی نوشته "pct..." احمق نمیداند من هزار بار هم که این حرفها مذخرف را بنویسد .من پشت همین پنجره بسته می ایم... من به زیارت مکرر این پنجره اعتیاد دارم...

هنوز پسورد زندگی مجازی من نام توست....

خودمانی

توسط محبوبه علی پور | جمعه بیست و نهم مهر ۱۳۹۰ |
مرا آتش بزن

اتش بزن مکرر

درنگاهت

من همیشه سردم است

بهزیستی مشهد، فقط یک نهاد فرمایشی است؟

توسط محبوبه علی پور | جمعه بیست و نهم مهر ۱۳۹۰ |

 

قدس آنلاین:قانون حمایت از کودکان و نوجوانان در ماده ۶ اعلام می‌کند که تمام افراد و موسسات و مراکزی که به نحوی مسوولیت نگهداری کودک را به عهده دارند مکلف هستند به محض مشاهده کودک‌آزاری مراتب را از طریق مراجع قضایی پیگیری کنند.

در حالی که این قانون با این ماده وجود دارد، که بعد از گذشت چند روز، همچنان هیچ سازمانی موضوع آزار و اذیت سمیه را پیگیری نکرده است. با این حال «محمود ذوقی» دادستان شهر مشهد در آخرین ساعات روز کاری گذشته در مواجهه با پیگیری‌های «اعتماد» گفت: گزارش روزنامه را در مورد کودک‌آزاری اتفاق افتاده پیگیری می‌کنم.

«تهمینه شکیب»، رییس بهزیستی مشهد بعد از ابراز بی‌اطلاعی از این حادثه در گفت‌وگو با «اعتماد» اعلام کرد: ما در فرآیند شکایت دخالت نمی‌کنیم و این موارد به قوه قضاییه و نیروی انتظامی مربوط می‌شود. یکی از مسوولان نیروی‌انتظامی مشهد هم به «اعتماد» گفت باید شکایتی از سوی فرد یا سازمانی صورت بگیرد تا ما بتوانیم مداخله و افراد خاطی را دستگیر کنیم. در این بین تنها واقعیتی که اتفاق می‌افتد این است که کسانی که سمیه را آزار و اذیت کرده‌اند به راحتی در حال گذران زندگی عادی خود هستند.

سمیه دختر 13ساله ساکن مشهد در حالی از روز دوشنبه تحت مراقبت بهزیستی قرار گرفت که بار‌ها از سوی همسایه خود مورد آزار و اذیت قرار گرفته بود و در نهایت به دلیل غیبت‌های مکرر و پیگیری‌های مربیان مدرسه مشخص شد که او در چه وضعی به سر می‌برد.

مربیان مدرسه بعد از بررسی‌ها و مراجعه به خانه سمیه و باخبر شدن از احوال او با اورژانس اجتماعی (123) تماس گرفتند و مراتب را به آنها اطلاع دادند. سمیه، در حالی بر اثر شدت آسیب‌های وارده توسط اورژانس اجتماعی مشهد به مرکز مداخله شماره یک این شهر انتقال پیدا کرد که هیچ نهاد و سیستم حمایتی در زمان مورد نیاز از او حمایت نکرده بود.

به گفته مدیر مدرسه، سمیه قبلا هم توسط این همسایه مورد اذیت و آزار قرار گرفته بود و خانواده‌اش نیز از این جریان باخبر بودند. تا اینکه چند روز پیش مادر سمیه به دلیل اعتیاد دوباره به شیشه توسط ماموران پلیس به زندان منتقل شد، در این حین پدرش هم برادر و خواهر کوچک‌تر او را با خود به محل کارش می‌برد و به دلیل اینکه سمیه قبلا هم مورد اذیت و آزار همسایه قرار گرفته بود او را در خانه رها کرده بود. سمیه که در این مدت تک و تنها در خانه بوده است، بارها توسط همسایه، باجناق او و افرادی که به آن خانه رفت و آمد داشته‌اند مورد اذیت و آزار قرار می‌گیرد.

چه کسی شکایت می‌کند؟
اسماعیل پدر سمیه درباره شکایت از همسایه خود گفت: «به دلیل کار زیاد نمی‌توانم شکایت کنم. محل کارم از خانه‌ام فاصله زیادی دارد و من هفته‌یی یک شب می‌توانم به خانواده‌ام سر بزنم. اگر سر کار نروم، صاحب کار اخراجم می‌کند. در این صورت چه کسی می‌تواند خرج خانه و شکم دیگر بچه‌هایم را بدهد.»

مدیر مدرسه هم درباره اعلام شکایت گفت: باید ابتدا با مشاور حقوقی سازمان صحبت کنیم تا معلوم شود تا چه حدی می‌توانیم ماجرا را پیگیری کنیم.

به گفته این مدیر مدرسه، پدر سمیه می‌خواهد تا چند روز دیگر شکایت کند که اگر او این کار را انجام دهد ما بطور کامل از او حمایت می‌کنیم و حتی وکیل در اختیارش می‌گذاریم.

در نهایت اگر او شکایت نکرد ما موضوع را پیگیری می‌کنیم.

خواستنی ها

توسط محبوبه علی پور | سه شنبه بیست و ششم مهر ۱۳۹۰ |
دلم می‌خواست جنگ بود؛ یک روز بی‌خبر می‌گذاشتم و می‌رفتم و بر نمی‌گشتم دیگر. مفقود الاثر می‌شدم اصلن. بعد اسم‌ام را می‌گذاشتند روی یک کوچه‌ی بن‌بست. جایی که بچه‌ها با خیال راحت توی‌اش گل‌کوچک و استپ هوایی و لی‌لی بازی کنند و بزرگ‌تر که شدند بیایند ته کوچه و دور از چشم‌های مزاحم سیگار بکشند یا با عشق‌شان چند دقیقه‌ای خلوت کنند؛ و بخندند، با صدای بلند بخندند...

*ناتور

دیابت ومجموعه قصورها

توسط محبوبه علی پور | سه شنبه بیست و ششم مهر ۱۳۹۰ |

پوشش بیمه ای برای خمت رسانی به مبتلایان به دیابت کامل نیست.

دکتر   کرمانچی، معاون فني دفتر مديريت بيمارستان و تعالي خدمات باليني وزارت بهداشت ودرمان علوم پزشکی با بیان این مطلب درحاشیه پنجمین نشست کشوری   دیابت  به گزارشگر ما گفت:  آغاز  پیشگیری از دیابت    شناسایی آن است .ازاین رو تلاش می شود درمرحله تشخیص ؛ از چهار عارضه اصلی دیابت نظیر مشکلات بینایی ، عوارض کلیوی ، زخم دیابتی وگرفتاریهای قلبی وعروقی   ؛  پیشگیری شود .   البته   حمایتهای بیمه ای و در سطح  تشخیص و شناسایی دیابت مناسب است اما در زمینه درمان نیز  پیگیر این هستیم که خدمات پیشگیری از این عوارض را به طور گسترده فراهم کنیم .  . البته هدف این است که خدمات  مورد نیاز  با حداقل تعرفه به مبتلایان ارائه شود.به طوری که بیمه ها راراضی کنیم که در سطوح تخصصی وفوق تخصصی بیماران  نیازمند را  تا حد بیشتری پوشش داده وحمایت کنند.  .  

وی درادامه افزود:   به اعتقاد من بهتراست این حمایتها و هزینه ها   را درشرایطی انجام دهیم که فرد هنوز مبتلا به پیامدهای ناخوشایند ، قلبی ، چشمی وکلیوی  این عارضه نشده است.

 

دکتر کورش اعتماد، رئيس واحد بيماريهاي غيرواگيرنیز با اشاره به کاهش سن مبتلایان به دیابت به خبرنگار ما اظهارداشت: با توجه به اینکه   جامعه ما  به سوی سالمندی پیش میرود و همچنین شاهد  رشد بیماریهای غیر واگیر هستیم  نمیتوان انتظارداشت  که   تمام بیماریها را تحت پوشش خدمات

بیمه ای وحمایتهای دیگر ؛ قراردهیم.زیراظرفیتها  ومنابع مالی  محدود است..البته همه  بیماریها  نیز به طورحتم  مداخلات درمانی موثر ندارند.ازاین رو ، آن دسته از بیماریهایی نظیر بیماری مزمن تنفسی ، سرطان .بیماری قلبی  ودیابت  که بیشترین باربیماری  را شامل می شوندرا   با پیشگیری ازعوامل خطر زا همانند ؛       مصرف سیگار، تغذیه نامناسب، عدم  تحرک کافی ، سو مصرف الکل از سوی وزارت  بهداشت ودرمان کنترل وحمایت خواهد شد.

 

 

وی در پاسخ به  نقش نظام بیماری در کنترل وپیشگیری از بیماریها به گزارشگر ما گفت: به رغم سخنانی که مدعی است ما درنظام سلامت کشور آمارواطلاعات روشنی نداریم .باید بگویم این اطلاعات به طور دقیق درخصوص بیماریها موجود است  چنانکه میتوان در سطح شهرستانها گستره بیماریها  ومیزان مبتلایان بر اساس   تفکیک سنی و جنسی و... ارائه کرد.

 

 

دکتر حسن خداپرست ، مدیر درمان دانشگاه علوم پزشکی مشهد نیز درزمینه  شرایط سنی وجنسی مبتلایان اظهار کرد:  .علت کاهش سن مبتلایان  به شیوه زندگی مربوط می شود .زیرا از  عوامل خطرساز  موثر در ابتلا به دیابت     چاقی  وکم تحرکی است   که  به دلیل شرایط زندگی؛ امروزه     این عوامل روبه گسترش است  .ازهمین رو شاهد ، کاهش سن مبتلایان هستیم    . د  رباره ابتلا بیشتر زنان به دیابت نیز باید گفت این مساله به ساختار فیزیکی   وبدنی وشیوه زندگی آنها  مربوط می شود . چنانکه درحال حاضر میزان ابتلا زنان به دیابت دوبرابر مردان بیان می شود.

 

* صدمات چند جانبه دیابت

 

دکتر اعتماد که در حاشیه پنجمین نشست  کشوری پیشگیری وکنترل دیابت در جمع خبرنگاران سخن میگفت ، در زمینه هزینه های این عارضه گفت :    هزینه درمان دیابت در بخشهای  مختلف متفاوت است  چنانکه دربخش مقدماتی سطح یک  که بیمار فقط برای کنترل قند خون به مراکز درمانی مراجعه میکند هزینه درمان وداروهایش اندک است اماچنانچه  بیماری به دلیل عوارض دیابت به بیمارستان ومراکز درمانی برودبه طور حتم هزینه ها افزایش می یابد.

 

دکتر حسن خداپرست ، نیز با تاکید بر روی هزینه های مادی ومعنوی بیماری دیابت در کشور اظهارداشت: : یکی از عوارض دیابت بیماری های کلیوی ودر نهایت دیالیز است.چنانکه در حوزه دانشگاه علوم پزشکی مشهد ،  1700بیماری دیالیزی داریم که یک سوم آنها دیابتی هستند.هزینه سالیانه دیالیز هربیمار؛ 15 میلیون ششصد هزارتومان برآورد میشود   .اینگونه برای 1700 نفر سالانه 26 میلیارد تومان   هزینه می شود که یک سوم آنها یعنی نه میلیارد تومان به دیابتی ها اختصاص  می یابد. البته  دیالیز  یکی از دهها عوارض  ابتلا به دیابت می باشد

* رسانه ملی وقصور در آموزش سلامت

شواهد حاکی از این است که با توجه تلاشهای متعدد برای کاهش مبتلایان این روند نتیجه خوشایندی نداشته است. چراکه هنوز بسیاری از افراد جامعه وحتی مبتلایان مقوله پیشگیری را جدی نمیدانند.

دکتراعتماد با اشاره به مساله  وضعیت آموزشی درکشور تاکید میکند: ما معتقدیم که دراین زمینه قصورهایی وجود داشته است .اما مردم نیز رغبتی به آموزش نشان نمیدهند.  حتی بیماران نسبت به درمان ورژیمهای غذایی تمکین  نمیکنند   .درحالیکه در کشورهای توسعه یافته باتوجه به حمایتها وآگاهیهای ارائه شده از ابزارهای دیگری برای این مساله بهره مند میشوند که ما هنوز درحال بررسی وفکر در این زمینه هستیم .برای نمونه در کشورهای غربی ،  اگر بیماری در جلسات آموزشی شرکت نکرد ودر مراقبتها دوره ای سه ماهه حضورنداشت ودچارعارضه ای شد . عارضه مزبور  تحت پوشش  خدمات بیمه قرار نمیگیرد.

 

 

وی با گلایه از روند آموزش سلامت  در رسانه ملی افزود: در اوایل سال جاری رسانه ملی   برای نمایش کمتر از یک ماه ؛  کلیپهای  آ موزش مفاهیم سلامت و بهداشت دهان ودندان ،  که خودمان تولید کرده بودیم آن هم  در زمان نامناسب ؛  500 میلیون تومان  از معاونت بهداشت وزارت بهداشت  پول گرفت.  مگر منابع مالی ما چقدراست که برای اموزش هزینه کنیم .  درحالی که این رسانه    کالاهای آسیب رسان را تبلیغ میکنند وپول میگیرند.

* رایزنی برای کاهش عوامل خطر

با  نگاهی به رسانه ها وبرنامه های متعدد میتوان هرروزه ؛ تبلیغهای متعددی را دید که نه تنها نقشی در سلامت جامعه ندارند بلکه آن را هم تهدید میکند.

دکتراعتماد دراین باره اظهارکرد: در برنامه پنجم توسعه ماده 37  که وزارت بهداشت را مکلف کرده است. لیست  کالاها وخدمات آسیب رسان به سلامت را در قالبکارگروه کشوری  متشکل چهاروزارتخانه  ومعاونت  راهبردی ریاست جمهوری اعلام کند که  دراولین نشست مصوب ؛ این لیست به صدا وسیما  و  وزارت ارشاد اعلام شده است. اما متاسفانه دستگاههایی نظیر نهادهای یادشده ، شهرداریها و...  که موظف به اجرای این ممنوعیت بودند به وظیفه خود عمل نکرده اند البته وزارت بهداشت این اجازه را دارد که از آنها  به مراجع قضایی شکایت کند. البته سعی می شود بارایزنیها وگفتگو ها عوامل خطر جدی دراین زمینه کنترل شود.

 

 

* هزینه 5 برابری دیابتی ها

 

 

دکتر رضا سعیدی ، معاون بهداشتی دانشگاه علوم پزشکی مشهد نیز با اشاره به اینکه  شایع ترین بیماری متابولیکی که جهان با آن دست به گریبان است دیابت است ، افزود:   59 درصد  از کل مرگهای جهان  و 46 درصد بار بیماریها ناشی  از بیماریهای غیر واگیر میباشد که دیابت نیز یکی از آ نهاست. همچنین نزدیک به 4میلیون مرگ را به دلیل دیابت داریم که نه درصد مرگهای جهان را شامل می شود.درایران  در ازای   هر ده هزار نفر حدود  272مرگ  ناشی از دیابت را داریم. اینگونه شانزدهمین  علت مرگ در مردان ونهمین علت مرگ زنان جامعه را درجامعه ما دیابت  تشکیل میدهد. همچنین پیش بینی می شود، 2تا3 درصد جمعیت کشور مبتلا به دیابت باشند . این درحالیست که به اعتقاد انجمن دیابت آمریکا ؛  هزینه سلامت یک فرد دیابتی 5 برابر فردسالم است.  همه این مسایل به ما تاکید  میکند که سرمایه گذاری در زمینه پیشگیری ومراقبت از بیماران دیابتی سرمایه گذاری سودمند است. به تعبیر دیگر هزینه اثربخشی که دراین زمینه وجود دارد در سایر بیماریها وجود ندارد.

 

دکترخداپرست با تاکید بر نقش رسانه هادر پیشگیری از دیابت گفت:

 

 منظور از آموزش    تنهافراگیری  درس ومهارتهای مرسوم  نیست. بلکه مهمترین آموزش، یادگیری  بهبود شرایط  زندگی است .  زیرا از پیامدهای انکارناپذیر پیشروی دیابت عوارض قلبی عروقی، بینایی ، معلولیت وقطع عضو وحتی مرگ است .ازهمین رو فدراسیون جهانی دیابت ، معتقد است برای پیشگیری ودرمان این عارضه باید ده درصد بودجه ملی را صرف کنیم درحالیکه امروزه درتمام سطوح نظام سلامت کشور چنین رقمی دراختیار نداریم بنابراین باید تمام تلاشها به پیشگیری منتهی شود.

در بیماریهای مزمنی کهنحوه  کیفیت زندگی بربروز وگسترش آنها ،  تایید می شود تاثیرگذاری رسانه ها  مهمتر از دانشگاهها وخدمات درمانی وپزشکی است. حال آ نکه  اگر وزارت بهداشت ودرمان  با تمام قوا نیز پیش برود میتواند 20 درصد در بهبود سلامت جامعه نقش داشته باشد .

 *پایان سخن

با نگاهی به وضعیت دیابت میتوان دریافت که این عارضه مجموعه ای از کم کاریها وتعللهاست .بیتوجهی مردم نسبت به سلامت خود، کم توجهی  رسانه ها  به سلامتی  وکاستیهاینظام سلامت...

 

 

به یاد کودکانی که مردانه جنگیدن....

توسط محبوبه علی پور | شنبه بیست و سوم مهر ۱۳۹۰ |
خیلی از هم دهه ای های من ، یعنی دهه پنجاهی هایی که روزهای کودکی خود را در روزها ورویدادهای جنگ سپری کرده اند .به خوبی حال وهوای مجموعه، وضعیت سفید را درک میکنند. مجموعه ای که هنوز هم شبیه زندگی ماست. ساده ، شلوغ، درهم برهم ، با همدلی، بی رنگ وحاشیه وکمی  شیرین ودوست داشتنی...روزهای کمی  کودکانه اما با دغدغه های بزرگسالی .دغدغه نبود مردها درخانه، دغدغه قناعت وصرفه جویی افراطی که دیگر هیچ نشانی در میان  کودکان وبزرگسالان  نداردو....اما وضعیت سفید با زندگی من در دوره جنگ فرق دارد. پسران دوست وهمسایه و فامیل  حتی شیرین مغزها یشان هیچگاه فرصت عاشقی نداشتند وبدون آنکه کسی نگران بلوغ زودرس یا دیر رس آنها شود مثل دختران همان زمانه بزرگ شدند ودر ۱۴ -۱۵ سالگی مردانه به جنگ رفتند وبسیاری هیچگاه برنگشتند..  هیچگاه نه  تکه ای استخوان وپارچه ای ویا پلاکی هیچ هیچ بازنگشت....

بیهوده است

بیهوده است

به مادرم میگویمبیهوده است

بیهوده است منتظر بمانی

سالهاست که جاده مردان این ایل را بلعیده

ودیگر هیچ مردی هیچ مردی

بازنخواهد گشت

تک درخت

توسط محبوبه علی پور | جمعه بیست و دوم مهر ۱۳۹۰ |
در روزهای اخیر دراقدامی پسندیده ، روزنامه شرق در ویژه نامه  ا ی وزین  یاد ونامی از استاد گرانمایه

اسلا می ندوشن کرد که بی گمان این نوشتار باغ هزار رنگ شده است به یمن حضور استاد. تناور باد این

تک درخت...

اینجا خواندنی است

 

غم نان وچراغهای رابطه ای که سوسو میزند

توسط محبوبه علی پور | جمعه بیست و دوم مهر ۱۳۹۰ |

 

شاید چهل سال  پیش  وقتی زنگ تفریح ،  از راهرو نمورو  کم سوی" دبستان دانش" میگذشتی میتوانستی درمیان همهمه دخترکان دانش آموز صدای ضرباهنگ  منظمی رابشنوی که با تصنیفی کودکانه فضا را پرمیکرد:

 

" خانم مشتاق  نورماس ..نوردوچشمون ماس. آ ب بریزیم زیر پاش خاک نشینه روی پاش .همه گلا وا شده خانم نوری ماه شده..."

شاید چنین ترانه هایی رابتوان درلابه لای دفتر  خاطرات ذهن  بسیاری ازدانش آموزان دیروز دید. سروده هایی که نشان ازرابطه زلال کودکیها با معلمان است. رابطه ای که به اعتقادبرخی هرروز کمتر میشود .آیا واقعا اینطور است؟

نوری ، کارشناس تغذیه با تایید این مساله میگوید: درحال حاضر مشغله معلمها وشاگردان زیاد شده است حتی فرصت ندارند به خود وزندگی فکرکنند.

 آسیه احمدی ، فوق دیپلم هنر اما نظر دیگری دارد او اظهار میکند: من در کلاس اول ابتدایی معلم نازنینی داشتم که تا پایان دوره ابتدایی سعی میکردم هم شیفت با وی باشم ومسیری را باهم هرروز طی میکردیم. حال نیز  که ازدواج کردم و فرزند دارم به او فکر میکنم وحتی خوابش را میبینم.   زیرا معلم نازنینم پس ازازدواج فرزندشان به خارج از کشور رفتند.

خانم  فرجی ،  معلم بازنشسته نیز به  خبرنگارما میگوید: شش سال پیش بازنشسته شدم. اما هنوز رابطه ام بابرخی  شاگردانم حفظ کردم. البته با گذشت سالها هنوز هم با برخی معلمهایم ارتباط دارم.

حسین سلیمانپور ، مشاور تحصیلی میگوید: طور کلی جایگاه رابطه عاطفی به طور کلی در روانشناسی تربیتی  اهمیت خاصی دارد. از همین رو برای آنکه آموزش راتعمیق کنیم ویادگیری را افزایش دهیم باید ابتدا رابطه عاطفی مطلوب ایجاد کنیم.

وی با اشاره به مقایسه میان روابط عاطفی در بین نسل قدیم وامروزی اضافه میکند: به اعتقاد من   این رابطه درحال حاضر بیشتر شده است  البته   در گذشته به خاطر عدم  وجود فناوریهای آموزشی   احترام بیشتری برای معلم ونظام آ موزشی قایل بودند این سبک در زندگی عادی نیز رایج بود چنانکه فرزندان در گذشته با احترام بیشتری با والدین رفتار میکردند. این احترام به معلم گاه بیش از احترام به والدین تاکید می شد از این رو ، درکتابها میدیدم که اشاره می شد، "جور استاد به زمهر پدر."  

سلیمانپور درادامه می افزاید:    درگذشته رابطه عاطفی از طرف تمام معلمان دیده نمیشد آنهایی که هنر معلمی را میشناختند وبه معلمی نه به عنوان شغل که به عنوان هنر وعشق نگاه میکردند  چنین مهارتی داشتند. اما معلمانی نیز با فشارتنبیه  دانش آ موز را درکلاس نگه میداشتند. چنانکه به خاطردارم زمانی که در کلاس دوم ابتدایی تحصیل میکردم.  معلمم چهارنوع کابل  در ابعاد مختلف آویزان کرده بود وموقع تنبیه ما میتوانستیم  یکی را انتخاب کنیم . حال دراین سیستم سختگیرانه  ، یک معلم رابطه صمیمی تری را اعمال میکرد دانش آ موزان جذب وی میشدند وهمین رابطه عاطفی بود که برای سالها تداوم پیدا میکرد. درمقابل اگرمعلمی روش دیکتاتوری داشت را اگر می دیدیم از چندمتری فرار میکردیم   

چنانکه برخی معلمان قدیمی در  خاطرات خود میگویند که وقتی درکوچه باغی حرکت میکردیم بچه ها وشاگردها از ترسشان از درخت بالا میرفتند.

 این کارشناس ارشد روانشناسی  تاکید میکند:  به نظرم  هر رابطه عاطفی به  نظم   ودیسیپلینی نیز نیازدارد تاموثر باشد.بنابراین  معلمها نباید به وضعیت اموزشی بیتفاوت باشند اما زمانی که ما میگویم اقتدارو دیسیپلین ونظم منظورمان اقتدارو قاطعیت جدی وموثر وسازنده است نه رفتار قاطع  تحقیر و توهین آ میز که باعث گریز کودک از مدرسه

 می شود.

 

*  آموزش به جای تدریس

 

 

"مادرم میگوید: دختر یکی ازفامیلها ؛ شاگرد معلم کلاس اولم شده. من همیشه خجالتی بود حتی   حالا که  مردی شدم. وقتی به کلاس دوم رفتم .دلم برای خانم معلمم تنگ می شد . وسط کلاس  اجازه میگرفتم وپشت پنجره کلاس خانم فرازی می ایستادم تا صدایش را

 بشنوم .

امین. اکرم.  مرد .ایران... هنوزهم  خانم معلم کلاس اولم را دوست دارم..اما خجالت می کشم سراغی از او بگیرم..."

به راستی  چرا گاه احساس می شود این روابط صمیمی استاد شاگردی کاسته شده است؟

 

 

 سلیمانپور میگوید: در نظام تعلیم وتربیت دو اصطلاح  آموزش و تدریس داریم  .در تدریس   رابطه  ای دوسویه  میان شاگرد ومعلم وجود دارد چنانکه درگذشته ، معلم بود وکتاب  وکلاس ودانش آموز وعنصر دیگری وجودنداشت به این ترتیب رابطه معلم وشاگرد صمیمی تر به نظر میرسید اما درحال حاضر ، درکنار معلم چندین رسانه دیگر نیز فعالیت دارند که میتوان به کتابهای کمک آموزشی ، کلاسهای  غیر رسمی  خارج از مدرسه ، نرم  افزارهای متعدد اشاره کرد.درواقع تدریس به سمت  آموزش رفته است .

وی همچنین می افزاید: امروزه هدف متولیان اموزشی نیز چنین است  چنانکه مدام به دنبال تجهیز مدارس به اینترنت وفناوری ها هستند به این ترتیب  گویا درصددیم یکسری مطالب

آ موزشی صرف را وارد سیستم شناختی کودک کنیم. این خطرناک است زیراماتنها ذهن شاگردان     را انباری از اطلاعات علمی می سازیم   بدون آنکه  رابطه ای عاطفی برای یادگیری وجودداشته باشد.اینگونه آنها سطحی آموزش میبینند وسریع نیز فراموش میشود. نکته دیگر اینکه ، مشغله شاگردها  زیاد شده است .  درگذشته ، دانش آموز چند کتاب درسی محدود داشت که میخواند اما درحال حاضرمنابع گوناگون آ موزشی به وفور در میان محصلان   وجوددارد وآ انها نیز به دنبال این منابع هستندبنابرهمین منابع   مانعی برای ایجاد ارتباط عاطفی با معلم میشود .

وی همچنین تاکید میکند:   هنوز هم شاهد روابط ماندگار درمدارس هستیم  به طوری که معلمانی را میبینیم که دغدغه شاگردان خود را دارند وآنها را برای مشاوره به مراکزمشاوره ای  میبرند. به اعتقاد من معلمانی که هنوز دغدغه نان وزندگی ندارند ودانش اموزانی  را که درگیر کلاسهای غیر رسمی نکردیم  همچنان فرصت بیشتری برای ارتباط عاطفی دارند.

*  معلمانی بدون مرز

سلیمانپور که خود سالها یه عنوان معلم ومشاور فعالیت دارد با اشاره به خاطره ای از خود میگوید: به نظرم باتوجه به تفاوتهای فرهنگی در جامعه ما چنانچه معلمی از جنس فرهنگ وزبان شاگردها باشد این ارتباط دوام بیشتری خواهد داشت.چنانکه   من دردوره راهنمایی  در شهرستان تحصیل میکردم.و معلم ریاضی داشتم با لهجه شهرستانی ونام کوچک مارا صدا میزد. در ان روزگار من علاقه ای به درس ریاضی نداشتم اما از شیوه تدریس وارتباط معلمم     لذت میبردم.هنوزهم ازدیدنش لذت میبرم.. وبه ایشان میگویم: من ازاینکه بالهجه ما واسم کوچک ماصحبت میکردید لذت میبرم

این مشاورتحصیلی ادامه میدهد : من معتقدم اگر معلمی به دورازتحقیر، توهین، اتکت گذاشتن درسی راصادقانه تعلیم  دهد و  به بعد تربیتی  دانش اموزان توجه کند ، شاگردان  بی تردید به سویش میآیند   .زیرا تجربه به من ثابت کرده است بسیاری  از دانش آموزان به دلیل کمبودهایی که دارند به دنبال فردی  برای همصحبتی وهمراهی وجبران این کمبودها هستند.      اما معلمانی که بین خود با شاگردها مرزی نفوذ ناپذیر میکشد وتنها به رفت وآمدی عادی بسنده میکند نمیتوانند دراین زمینه موفق باشند . به نظرم  جای قاطعیت صرف باید احترام جایگزین روابط شود.  زیرا هیچکس ازاحترام وتوجه گریزان نیست..وی اضافه میکند: معلمان متاهل که طعم دلنشین رابطه  با کودک را تجربه کرده اند ویا کسانی که برای معلمی ساخته شده اند و نه  آ نکه به زور به این شغل پرتاب شده اند نیز میتوانند  در چنین روابطی موفق باشند.

 

 

 

توسط محبوبه علی پور | سه شنبه نوزدهم مهر ۱۳۹۰ |
آدم!

دوباره سیب چیدم!

بگذار از اینجا هم بیرونمان کنند!

* پنجره

توسعه ناهگون و نسلی که نابود میشود

توسط محبوبه علی پور | دوشنبه هجدهم مهر ۱۳۹۰ |

 

دکتر مصطفی اقلیما : سالهاست که باتوجه به گسترش روز افزون  زندگی شهری درجهان،  مادران ناگزیر به حضور در عرصه های اقتصادی شد ه اند ند تا در کنار پدران ، در تامین نیاز خانواده سهیم باشند.  گرچه این مشارکت میتواند نتایج  موثری در رشد خانواده  وتوسعه جامعه داشته باشد اما بنابر اعتقاد گروهی نیز به دلیل حذف مادر ؛ از چرخه تربیتی فرزندان یا کمرنگ شدن این نقش ، منجر به بروز آسیبهایی در آینده  طفل می شود. البته کشورها وجوامع راهکارهای گوناگونی رابرای کاهش صدمات احتمالی  اشتغال مادران در پیش گرفته اند. چنانکه درجوامع پیشرفته که اشتغال مادران دیرپاتر وبیشتر است خدماتی خاص   از سوی دولتها برای  حمایت از  مادران  شاغل  در نظر گرفته می شود .چراکه مادران پرورش دهندگان نسلهای آینده هستند. همچنین قرار است ، فرزندی که از درون این خانواده هابه جامعه وارد می شود سالها به عنوان نیروی انسانی موثر ؛ به جامعه خدمت کند. علاوه برآن  ، این فرزند که در شرایط مناسب وبه دور از فشارهای روحی وروانی پرورش یافته ؛ فردا درجامعه نیز فردی سالم وآرام است که جامعه خود را نیز گرفتار فشار وآسیب نمیکند. این درحالیست که اگر در جامعه ای   مادری را که ناچار  از   مشارکت اقتصادی است  حمایت نشود  . این مادر ناگزیر به تحمل فشارها ومسوولیتهای متعدد است بنابراین فشارها ودشواریهای خود  را به دیگر اعضای خانواده نظیر همسر وفرزندان منتقل میکند.اینگونه شاهد خانواده های آشفته وپرتنش هستیم که میتواند خاستگاه آسیبهای گوناگون باشد.  درجامعه مانیز گاه شاهد چنین خانواده هایی هستیم ؛ خانواده هایی که اگر یک ساعت در روز کنارهم هستند وصحبت میکنند ، بیشتر به یکدیگر تهاجم وتحکم میکنند. والدین اینگونه خانواده ها که ساعتها از فرزندان خود دور هستند درهمین فرصتهای اندک به فرزند امرونهی میکنند که" درست را بخوان؛ اینقدر تلویزیون نگاه نکن..."اما مدتی با فرزند ان نمی نشینند تا از  مسایل ومشکلاتش آگاه شوند. زیرا  دراین چرخه پرتنش هیچگاه افراد همدیگر رانمیشناسند واز مسایل هم مطلع نمی شوند ، چنانکه امروز در اطراف  ما حتی افراد  موفق وکارآمدی  را میبینیم که اقرار میکنند حال که فرزند ما 15 سال شده ما طی این سالها  15 بارهم با هم صحبت نکردیم. به این ترتیب وقتی والدین ناگزیر به اشتغال وحتی چند پیشگی هستند فرصتی برای تعامل با  فرزندان ندارند.زمانی نیز که   چنین فرصتی نباشد  والدین نمیتوانند لحظه لحظه رشد فرزند را تجربه کنند پس فرصت شناخت وی را نیز نخواهند داشت.   . به هرحال امروزه که برخی مادران ناگزیر از مشارکت اقتصادی هستند ، دولت نیز باید خدمات بیشتری به این مادران بدهد تا چنین خانواد هایی که سهمی موثر در توسعه کشوردارند  کمتردچار مشکلات شده وبیشتر در رفاه باشند.

پروزه دیر بازده ما...

توسط محبوبه علی پور | یکشنبه هفدهم مهر ۱۳۹۰ |
چند شب است که رسانه ملی آگهی ساخت پروژ ه ای عظیم درحوزه گردشگری  را درقالب روز شماری ۸۸۸ روزه نشان میدهد. حدود چهار است که ما ودوستانمان منتظر پایان یافتن مسکنهای مهر هستیم .کاش پروژه مارا هم برای اجرا به مدیران این پروژه ۸۸۸ روزه میدانند....

جابز

توسط محبوبه علی پور | جمعه پانزدهم مهر ۱۳۹۰ |
 

استیو جابز درگذشت.

این کلمات به طور مسخره ای این روزها ساده اند. برای مردی مثل جابز باید کلمات بزرگتری را پیدا کرد. من هیچ یک از محصولاتی که جابز دستی درتولید آن داشته را ندارم. اما این مرد همیشه برای من خاص بوده است . مردی که زندگی را خوب میشناخته وخوب هم نقش افرینی کرده است. برایم هم مهم نیست که چه ملیت ودینی داشته یا به قول دوستانی آخرتش چگونه است؟ برای من فقط همین آدم وهمین اسم مهم است که بتواند یک روز یک حس خوب را به تو بدهد.. حس اینکه انقدر توانمند شوی تا دنیا را تکان دهی....

واما به جابز:

همیشه دلم میخواست انقدر  قوی بودم که میتوانستم  مثل تو زندگی کنم. از سختی ها نترسم و با هر غمی زانوهایم خم نشود.. دلم میخواست انقدر قوی باشم که هر روز صدها بار محکم پاهایم را روی شرایط  دشوار بگذارم و آنها را با قوت خرد کنم... دلم میخواست  مثل تو باشم .زندگی کنم تا جاودانه باشم....

واز جابز:

 

شاید مرگ بهترین اختراع زندگی باشد چون مأمور ایجاد تغییر و تحول است. مرگ كهنه‌ها را از میان بر مي‌دارد و راه را برای تازه‌ها باز مي‌كند. یادتان باشد كه زمان شما محدود است، پس زمانتان را با زندگی كردن به جای زندگی بقیه هدر ندهید.

 

تحریف.....

توسط محبوبه علی پور | سه شنبه دوازدهم مهر ۱۳۹۰ |
 

* ۱۳۶۶شمسی

شهید عبدالرضا -م عمار وار درخانواده  مستضعفی متولد شد. پدرش کشاور ز ساده ای بود...دردامن مادری دیندارپرورش یافت..

* ۱۳۹۶ شمسی

شهید عبدالرضا -م   درخانواده ای متمول به دنیا آمد.مادرش بانوی فرهیخته و دانش اموخته اکسفورد بود..

* ۱۴۱۰ شمسی

به طور کلی هیچگاه جنگی دردوره معاصر درایران رخ نداده است....

درحال وهوای این روزها..

توسط محبوبه علی پور | سه شنبه دوازدهم مهر ۱۳۹۰ |

. پشت میدون مین زمین گیر شده بودیم

چند نفر داوطلب رفتن معبر باز کنن

یکیشون حدودا 15 ساله بود.

چند قدم که جلو رفت برگشت.

فکر کردیم ترسیده

پوتیناشو داد به یکی از همرزماش گفت: تازه از تدارکات گردان گرفتم حیفه بیت الماله..!

پا برهنه رفت رو مین.

راستی سه هزار میلیارد چند تا پوتینه...

 

* آرمین

چه امیدی..چه ایمانی...

توسط محبوبه علی پور | دوشنبه یازدهم مهر ۱۳۹۰ |

بُده بُد بُد .... بُده بُد بُد .... چه اميدي چه ايماني ؟ .... كرك جان خوب ميخواني من اين آواز پاكت را ، در اين غمگين خراب آباد ، چو بوي بالهاي سوخته ت پرواز خواهم داد. گرت دستي دهد با خويش در دنجي فراهم باش بخوان آواز تلخت را ، و ليكن دل به غم مسپار كرك جان بنده دم باش ... بده بدبد ... ره هر پيك و پيغام و خبر بسته است. نه تنها بال و پر ، بال نظر بسته است. قفس تنگ است و در بسته است... كرك جان راست گفتي ، خوب خواندي ، ناز آوازت من اين آواز تلخت را... بده بد بد .... دروغين بود هم لبخند و هم سوگند . دروغين است هر سوگند و هر لبخند. وحتي دلنشين آواز جفت تشنه پيوند.... من اين غمگين سرودت را هم آواز پرستوهاي آه خويشتن پرواز خواهم داد ، به شهر آواز خواهم داد... بده بد بد ... چه پيوندي ، چه پيماني ؟ كرك جان خوب ميخواني ، خوشا با خود نشستن ، نرم نرمك اشكي افشاندن زدن پيمانه اي دور از گرانان ، هر شبي كنج شبستاني

 

* اخوان ثالث

* این تصنیف را باصدای قربانی دوست دارم...

اختلاس از نگاه هنر...

توسط محبوبه علی پور | دوشنبه یازدهم مهر ۱۳۹۰ |

* روزنامه شرق

از طلا گشتن پشیمان گشتیم.....

توسط محبوبه علی پور | دوشنبه یازدهم مهر ۱۳۹۰ |

نگرانیهای جامعه کارگری از اصلاح قانون کار

 

 از عید سال 88 برای گرفتن حق و حقوقمان شکایت کردیم و حکم توقیف اموال را به کارگران داده‌اند اما دیگر چیزی وجود ندارد که بخواهیم آنها را توقیف کنیم. طلبکاران بزرگ همه اموال را برده‌اند. زمین و دستگاه‌ها هم متعلق به بانک سپه است ....

 

-    حدود چهار ماه قبل در یک مراسم عروسی شرکت کرده بودم که دیدم همسر یکی از  کارگران در مقابل تالار عروسی گدایی می‌کند ...

 

اینها گوشه ها یی از روایتهای زندگی کارگرانی است که  سالهاست بار تولید کشور را بر

دوش کشیده اند  وخود ثمری ازاین تلاش را نشیده اند .جماعتی که سالهاست امید دارند با اصلاح قانون کار ، حمایتهای بیشتری را تجربه کنند .اما انتشار پیش نویس اصلاح قانون کار ؛ همین خرده امید را نیز از آنان دریغ کرد.

* واکنشهای گوناگون

در میان واکنشهای متعدد به این پیش نویس ،  دیدگاه های متفاوتی دیده می شود ؛ چنانکه بنابر نوشته سایت وزارت کار واموراجتماعی ، نماينده کارفرمايان در شوراي عالي کار  پيش نويس اصلاح قانون کار را قابل قبول و دفاع دانسته است.

حمزه درواري ،با تقدیر از دولت به جهت اصلاح قانون کار براي رفع موانع توليد و اشتغال  ، آن را قابل قبول توصيف کرد و افزود : متاسفانه انتقادات مطرح به پيش نويس اصلاح قانون کار فاقد بنيان هاي منطقي است .

وي افزود : وزارت تعاون ، کار و رفاه مي توانست بطور يک جانبه پيش نويس ارايه کند اما به منظور ايجاد اجماع و با حسن نظر پيش نويس را در شوراي عالي کار مطرح نمود که اين اقدام قابل تقدير است .

 

وي انتظار جامعه کارفرمايي و دولت را اتخاذ رويکرد منطقي و مستدل نسبت به پيش نويس از سوي جامعه کارگري عنوان  کرد .

وي با اشاره به اينکه جامعه کارفرمايي با استقبال از حسن نظر دولت ، نظر ات کارشناسي خود را ارايه کرده است ، گفت : مباحث مطرح شده در رسانه ها جز جو سازي براي جامعه کار و توليد نتيجه ديگري در بر ندارد .

وي تاکيد کرد : کلي گويي در مورد پيش نويس نمي تواند حافظ منافع کارگران باشد .  بلکه بايد بجاي انتقاد در رسانه ها نظرات مستدل و کارشناسي در جلسات شوراي عالي کار مطرح شود .

درواري افزود : متاسفانه نظرات مطرح شده کلي و بدون مصداق بوده است  و من در شوراي عالي کار نظري در جهت رد يا تقويت پيش نويس از سوي نمايندگان جامعه کارگري ملاحظه نکردم .

وي افزود : دو ماه از زمان طرح پيش نويس اصلاح قانون کار مي گذرد و اين زمان مدت کمي براي اظهار نظر نبوده است . چرا که مواد مناقشه برانگيز قانون کار حداکثر 5 ماده بوده و انتظار اين بود که بجاي تقاضاي استمهال نظرات کارشناسي مطرح  مي شد .

درواري افزود : متاسفانه به غلط مطرح مي شود که 98 درصد اصلاحات ضد منافع کارگران است که اين گونه نيست و گويا محاسبه درستي در بيان اين آمار صورت نگرفته است .

وي اظهارداشت  : دولت معتقد است اصلاحيه قابل تغيير است اما متاسفانه از اين همه حسن نظر و اين فرصت طلايي استفاده نشد .

 

درحالیکه این عضو جامعه کار فرمایی پیش نویس اصلاح قانون کار را مثبت میداند ، اعضای جامعه کارگری نظر دیگری دارند. چنانکه  غلامرضا توکلی مسوول انجمن‌های صنفی خانه کارگر درگفتگو با ایلنا , گفت  : پیش نویس مورد نظر وزارت تعاون، کارورفاه اجتماعی برای اصلاح قانون کار نه تنها موجب تکامل این قانون نمی‌شود بلکه زمینه سازی برای از بین بردن بسترهایی است که در قانون برای حقوق و مزایای کارگران آمده است.

 

وی  افزود: در این پیش نویس قرار داد موقت اساس و مبنای قرارداد بین کارگر و کارفرما قرارگرفته است و نشانه‌ای از لزوم قرارداد دائم در آن دیده نمی‌شود.

 

توکلی اظهارداشت : به این ترتیب امنیت شغلی کارگران بیش از پیش از روابط کار زدوده شده است و با برچیده شدن امنیت شغلی کارگران شرایطی برای استفاده کارگران از حقوق و مزایای قانونی باقی نمی‌ماند و دست کارفرمایان برای تحمیل شرایط دلخواه خود به کارگران بازگذاشته شده است.

 

وی  با بیان اینکه پیش نویس اصلاحیه قانون کار به شیوه استاد شاگردی است تاکید کرد: با این وجود کمترین تدبیری برای ایجاد امنیت شغلی کارگران اندیشده نشده است.

 

مسوول انجمن‌های صنفی خانه کارگر گفت: در اصلاحیه قانون کار هیچ گونه سازوکاری‌که کارفرمایان نتوانند ازکارگران خود تسویه حساب بدون تاریخ و اوراق سفید امضا بگیرند نیست.

 

توکلی تاکید کرد: ‌ای کاش آن‌ها که این پیش نویس را تهیه کرده‌اند متوجه می‌شدند که رکود اقتصادی و مشکلات بنگاه‌های اقتصادی ناشی از سیاست‌های اعمال شده است و شکستن کوزه‌ها به سرکارگران درست نیست.

 

وی گفت: انجمن‌های صنفی معقتدند که باید اساس کار، ‌قراردادهای دائمی ‌باشد.

 

نصراله دریابیگی دبیر اجرایی خانه کارگر مازندران نیز  در نهمین جلسه هیئت اجرایی تشکیلات خانه کارگر این استان   از پیش نویس اصلاح قانون کارانتقادکرد وگفت: متاسفانه در این پیش نویس به جای اینکه در جهت رفع این معضل قدم برداشته شود تمامی قرارداد‌ها را به سوی قرارداد موقت سوق داده‌اند و دیگرکارگری را به عنوان کارگر دایمی نخواهیم داشت.

 به گزارش ایلنا، وی با تاکید بر لزوم افزایش حمایت‌های دولت از طبقه کارگر تصریح کرد: قانون کار یک قانون صد در صد حمایتی است و این در حالی است که پیش نویس کنونی ناقض سیاست‌های حمایتی دولت از کارگران است.

 نماینده اسبق کارگران ایران در شورایعالی کار کشور با تاکید بر لزوم توسعه سیاست‌های اشتغالزایی در کشورافزود: با اجرای پیش نویس قانون کار نه تنها 2.5  میلیون فرصت شغلی ایجاد نخواهد شد بلکه زمینه‌های ایجاد اشتغال پایدار در کشور از بین خواهد رفت.

 

 وی تصریح کرد در طول یک دهه گذشته نیز متاسفانه بدلیل عدم اجرای صحیح قانون کار همواره شاهد هجوم به قانون در جهت از بین بردن بخشهایی از آن تحت عنوان اصلاح وسایر موارد بوده‌ایم ومتاسفانه قانون کار فعلی مثله شده قانون مصوب سال ۶۹ می‌باشد.

 دریابیگی تاکید کرد: در آینده با توجه به شرایط حاکم بر دیدگاه مجریان نه تنها قانون کاری نخواهیم داشت بلکه کارگر ودر پی آن نیز از تولید واقتصاد پویا نیز خبری نیست چرا که عدم استفاده از همه ظرفیتهای یک قانون جامع کامل ومترقی تبعاتی جز این بدنبال نخواهد داشت.

 

وی یاد آور شد که شرایط فعلی ونحوه اجرای قانون کار وحتی تامین اجتماعی عدم رضایت طرفین کارگری وکارفرمایی را در پی داشته که شاید عده‌ای تصور حل مشکلات فعلی را با تغییر قانون داشته باشند اما قانونی که یکسویه وبا دیدگاههای صرف کارفرمایی وپشتوانه سیاسی اصلاح شود جز تضعیف بیشتر قشر مخاطب آنهم کارگران چیز دیگری را شاهد نخواهیم بود.

* مغایرت با برنامه پنجم توسعه

بی هیچ تردیدی ، مشکلات گوناگون عرصه کار وتولید سالهاست  که باعث شده کارشناسان ومسولان ومتولیان حوزه تولید وصنعت جدی تر به  بحث اصلاح قانون کار توجه کنند.

حاجی اسماعیلی از فعالان کارگری کشور با تاکید بر همین مساله به گزارشگر ما گفت: از انجاکه قانون کار مقوله ای سه جانبه محسوب می شود که قرار است منافع کارگران ، کارفرمایان ودولت را همزمان ومتوازن تامین کند. اما در پیش نویس تهیه شده دولت ،چندان منافع جامعه کارگری لحاظ نشده است. به طوری که انتشارآن از سوی کارگران با واکنشهایی همراه بوده است .حتی عده ای معتقدند : ما از اصلاح قانون کار پشیمان شدیم" چراکه متن پیش نویس قانون کار ؛کاملابا منافع کارگران مغایر  است .

وی با  اشاره به  محدودیتها و مشکلات این پیش نویس اظهارداشت: با توجه به متن پیش نویس اینگونه بر می آید که دولت در مسیر اصلاح قانون کار خواسته است که سلطه وکنترل خود را بر بازار کار بیش از گذشته نماید. که این مغایر با اصل 44 قانون اساسی و مغایر با برنامه های کلان کشور نظیر برنامه پنجم توسعه است . چنانکه براساس برنامه های دراز مدت ومیان مدت کشور ، دولت باید بیشتر نظارت وحمایت کند و از تصدیگری های اقتصادی خود بکاهد.  درحالیکه در پیش نویس مزبور ، بیشتر نشان میدهد که دولت تمایل  واشتیاق بیشتری برای حضور در بازار کار رادارد تا منافع بیشتری کسب کند.

 حاجی اسماعیلی با اشاره به ضرورت این تغییرات  اظهارداشت:  ازهمان ابتدای تصویب قانون کار موجود، کارفرمایان به ادبیات آن انتقادداشته وآنرا دستوری تلقی میکردند با گذشتزمان ، جامعه کارگری نیز انتقادهایی به ان داشت .  ازاین رو از حدود 12 سال ، پیش  بحث  اصلاح قانون کار به طورجدی مطرح شد . علت دیگر اینکه سازمان بین المللی کار به نحوه فعالیت تشکلهای کارگری و کارفرمایی  واستانداردهای کاری درایران انتقاد داشتند . اما مهمترین مساله ، عدم اجرای دقیق قانون کار بود . به طوری که هیچگاه این قانون به طورکامل اجرا نشدو ضمانت اجرایی لازم را کسب نکرد

حاجی اسماعیلی در مغایرت این اصلاحیه بابرنامه  پنجم توسعه خاطر نشان کرد: مفاد  برنامه پنجم توسعه که به تصویب مجلس شورای اسلامی رسیده  و برای  دولت اطاعت وتبعیت از آن لازم می باشد  .دو ماده 25 وماده 73 به طور جدی به حقوق کارگری تاکید میکند . چنانکه در ماده 25 بحث کار شایسته مطرح شده و در ماده 73   از اصلاح قانون کار درجهت تقویت تشکلهای کارگری وکارفرمایی وتقویت بازار کار سخن به میان آمده ؛  همچنین دراین ماده به مقوله گسترش بیمه های اجتماعی ، بیمه کارجویان ،ایجاد اشتغال  وبهبود استانداردهای کار توجه شده است. که این موارد حاکی از وسعت دید در برنامه کلان پنجم توسعه است که البته در پیش نویس اصلاح قانون کار نشانی از آن دیده نمی شود.

* منتظر فرصت چانه زنی وگفتگو

در آخرین نشست  برای بررسی پیش نویس اصلاح قانون کار ؛ هیچ یک از نمایندگان کارگری از سوی کانون عالی شوراهای اسلامی کار سراسر کشور، کانون عالی انجمن  های صنفی کارگری ومجمع عالی نمایندگان  حضور نداشتند  حاجی اسماعیلی در باره علت این عدم حضور اظهارداشت:  گرچه  نمایندگان تشکلهای کارگری به این نشست دعوت شده بودند ، اما این افراد به دلیل ضیق وقت به منظور بررسی پیش نویس مزبور واز انجاکه متن این پیش نویس ، مطابق منافع جامعه کارگری نبود . کارگران از حضور امتناع کردند  اما جامعه کارگری امید واراست در نشستهای سه جانبه آینده با حضور نمایندگان کارگری ، کارفرمایی ودولت فرصتهای مناسبی برای گفتگو و رفع محدودیتهای پیش نویس برای جامعه کارگری فراهم شود.

* قانونی که هنوز هم نیاز به اصلاح دارد

از نخستین سالهای انقلاب ، تلاشهایی برای اصلاح قانون کار انجام گرفت که سرانجام در سال 69 قانون فعلی کار ازسوی مجمع تشخیص مصلحت نظام مصوب و اجرایی شد. 

این فعال کارگری همچنین گفت: دراین متن ؛ اصلاحیه قانون کار به گونه ای  مطرح شده که هیچ حمایتی از نیروی کار مشاهده نمی شود و چنان اختیاراتی به کار فرمایان داده که  اخراج کارگران را آسان ساخته است  . همچنین در مقوله دستمزد وعیدی ومزایای کارگری اصلاحاتی انجام شده که مغایر حقوق کارگری تلقی می شود .به طوری که در بحث تعیین دستمزد ، مقوله شرایط اجتماعی را نیز گنجانده است این درحالی است که درگذشته تورم وسبد معیشتی به عنوان دو مولفه موثر ؛ لحاظ می شد. به این ترتیب کارفرما میتواند با ارائه تصویر منفی از وضعیت اقتصادی جامعه ، از دادن حقوق مکفی به کارگران خودداری کند.  همچنین بحث کار اموزان به طور مبهم مطرح شده بنابراین کار فرما میتواند با سوئ استفاده از قانون هر کارگری را کار آموز تلقی کرده  واز پرداخت حقوق کافی ، خودداری کند . مساله دیگر اینکه ، شرایط سخت قراردادها رایک طرفه وبه سود کارفرما و از طریق کمیته انضباطی کرده است .به این ترتیب امنیت شغلی کارگران دچار مشکل می شود.

روزهایی برای خالی نبودن تقویم....

توسط محبوبه علی پور | یکشنبه دهم مهر ۱۳۹۰ |
 

خانم پشمی در وبلاگش موضوع جالبی را مطرح کرده است .من میخواهم  تیتر این مطلب رابنویسم :

 

روزهایی برای خالی نبودن تقویم

شما چه تیتری راپیشنهاد میکنید؟

بازسازی

توسط محبوبه علی پور | شنبه نهم مهر ۱۳۹۰ |
 

امروز دوستان از ایمیلی درباره اخلاق در میان ژاپنی ها سخن میگفتند  که به گزارش خبرگزاری آلمان، مردم ژاپن، که در ماه‌های گذشته، بحران سیل ، سونامی و نشت مواد رادیواکتیو را پشت سر گذاشته‌اند، بیش از سه و نیم میلیارد ین ( بیش از ۴۵ میلیون دلار) پول را که در مناطق سیل زده یافته اند به دولت بازگردانده اند.

همچنین ۵۷۰۰ گاوصندوق پیدا شده پس از سیل که حاوی بیش از دو میلیارد ین بوده، به دولت داده شده است.

سخنگوی پلیس ژاپن اعلام کرد مردم و داوطلبان همچنان کیف پولهای پیدا شده را تحویل می دهند و تا کنون ۹۶ درصد مبالغ پیدا شده، به صاحبانشان بازگردانده شده است.

 این مطلب به طورحتم قابل ستایش است ولی باید نگاهی نیز به روند خدمات دولت این کشور برای بازسازی داشت. این تلاشها را میتوان با حمایت وخدمات دولتهای ما برای بازسازی مناطق جنگی نظیر خرمشهر مقایسه کرد.

وحال عکسهای خرمشهر درهمین سالها...

Persianv.com At site

Persianv.com At site

پ.ن : تصاویر بازسازی هیروشیما بعد از انفجار بمب اتمی نیز قابل تامل است...

توسط محبوبه علی پور | جمعه هشتم مهر ۱۳۹۰ |
چند روز پیش در رسانه ملی یکی میگفت:

روزی سوده حمدانی ـ بانوی قهرمان- در برایر معاویه گفت: خدا بیامرزد مردی را که با به خاک سپردن پیکرش ، عدالت نیز  به خاک سپرده شد....

اینجا همیشه پای پول در میان است

توسط محبوبه علی پور | چهارشنبه ششم مهر ۱۳۹۰ |

نگاهی به جراحیهای قلب و هزینه های آن

  

- دخترم را وقتی هنوز سه سال نداشت به دلیل نارسایی قلبی عمل کردیم. خدا دکترش رو خیر بده خیلی کمک کرد.ما 4 میلیون تومن دادیم اما بعضی دکترا بازیر میزی بیشتر پول میگیرن.. ماهم با سختی همین چهار میلیون تومن رو جور کردیم با فروش ماشین شوهرم که باهاش کار میکرد...اما خدارو شکر عمل دخترم با موفقیت تموم شد....

 

به اطرافمان بیندازیم . بیماران مختلف قلبی  را میبینیم که به دلیل نارساییهای متعدد ،    زیر تیغ جراحان رفته اند .همیشه نیز  یک سر این دلواپسیهای درمان به هزینه ها ربط پیدا میکند.هرچند   چندی پیش دکتر طباطبایی عضو موسسین انجمن جراحان قلب ایران اعلام کرد، بررسیها نشان می دهد متوسط هزینه انواع عمل جراحی قلب در ایران پایین تر از متوسط نرخ جهانی آن در دیگر کشورهای توسعه یافته تمام می شود.به عنوان نمونه درآمریکا هزینه عمل جرای بای پس تعویض دریچه 40 هزار دلار است .

اما  حدود دوسال قبل  نیز  رسانه ها اطلاعات دیگری دادند آنها اعلام کردند: هزینه های درمانی در ایران در شرایطی بالاتر از متوسط جهانی است . همچنین گفته شد  هزینه جراحی قلب در کشوری نظیر هند به 300 دلار نیز می رسد.

 

*گزینش در شیوه های درمان

بی تردید  هزینه جراحیهای قلب در تمامی جهان به عنوان یکی از خدمات درمانی گران قیمت محسوب می شود .ازاین رو  مسولان سلامت جوامع سعی میکنند کمترین هزینه دراین زمینه به بیمار، خانواده ها ونظام سلامت  تحمیل شود.

 

پروفسور بنتس جراح قلب از لیتوانی با تاکید برهمین مساله میگوید:  گرچه در کشورهای مختلف ، متناسب با استانداردهای هرجوامع ؛ هزینه ها نیز  متفاوت است. اما به دلیل گرانی آن کشورها سعی میکنند این هزینه ها را کاهش بدهند  به طوری که در کشورهای اروپایی اغلب براساس قانون ؛   مردم مالیات می پردازند وبخشهایی ازاین مالیات در صندوق دولت ذخیره شد تا درموارد ضروری   ،  صرف هزینه های درمانی شود.  

دکتر هرمز آذر جراح ایرانی در امریکا نیز اظهار میکند: از آنجا که این هزینه ها سنگین است باید تمهیدات وتکنیکهایی به کارگرفته شود که باعث کاهش هزینه ها شود. ازاینگونه موارد میتوان به صرفه جویی در مواد مورد استفاده وتکنولوژی ها اشاره داشت .

وی ، اضافه میکند: درحال حاضر یکی از فناوریهایی که درجراحیها به آن تاکید

 می شود ؛ استفاده از رباتهاست . به اعتقاد من ، به دلیل گران بودن این شیوه میتوان بیماران  خاصی را با این تکنیک درمان کرد. درواقع بیمارانی که  این شیوه برای آنها کار آمد است را گزینش کنیم. چراکه ، بسیاری از بیماران را میتوان باشیوه های ارزانتر درمان کرد و همان نتیجه دلخواه را نیز گرفت .حال آنکه  مشکلات جراحی وهزینه هارا نیز نداشت.

 

پروفسور حسین الماسی ، دیگر جراح ایرانی در آمریکا نیز با توجه به وضعیت خدمات درمانی دراین کشور میگوید:  من در امریکا در بیمارستانهای دولتی وخصوصی فعالیت دارم و می بینم به دلیل هزینه های سنگین چنین جراحیهایی بسیاری از مردم به خصوص آنهایی که بیمه نیستند ، با دشواریهایی مواجه اند .این وضعیت را متوان در سایر کشورها نیز دید. از این رو  دولتها با گسترش خدمات بیمه باید به این اقشار  مساعدت کرد. .    همچنین میتوان در مراکز خاص حمایتی  ازتوان پزشکان بهره برد. چراکه بسیاری از  پزشکان  تمایل به فعالیت داوطلبانه  در مراکز خیریه ای دارند. تا به طور رایگان به جراحی ودرمان بیماران مبتلا بپردازند. ازاین رو معتقدم کشورها میتوانند چنین مراکزی را با حمایت بخشهای  خصوصی ودولتی در سطح کشوری استانی  ایجاد کنند .

وی در باره وضعیت  اختلاف  هزینه ها ی بیمارستانهای دولتی وخصوصی درآمریکا اظهار میکند:  براساس قوانین موجود دراین کشور ،  مراکز دولتی وخصوصی نمیتوانند بیشتر  از تعرفه های مصوب   دستمزد  بگیرند .از سوی دیگر رقابت بین بیمارستانها شدید است بنابراین بیمارستانها برای ادامه فعالیت  نمی توانند بیش از حد مصوب  دستمزدی  دریافت کنند .زیرا بیمار حق انتخاب داشته و به بیمارستان دیگر می رود . از طرف دیگر پزشکان ناگزیر به ارائه اطلاعات به افکار عمومی هستند . برفعالیت پزشکان وبیمارستانها ؛ نظارت می شود بنابراین بین هزینه های دولتی وخصوصی  ؛ اختلاف هزینه ها  با فاصله کمی وجود دارد.   البته این مساله  نسبت به ایالت  مختلف تفاوت میکند

* تاثیر رشد فناوریها

با ورود فناوریهای پیشرفته ، همیشه این امید وجوددارد که این تجهیزات در کاهش هزینه های درمان موثر باشد. آیا در جراحیهای قلب چنین بوده است؟

پروفسور بنتس دراین باره میگوید:  رشد تکنولوژی تاثیری در قیمت هزینه های درمان ندارد زیرا به طور طبیعی با ورود فناوری جدید ، تکنیکهای گذشته کنارگذاشته می شود واغلب نیز این فناوریهای نوین گرانتر از روشهای گذشته می باشند. اما با تمهیداتی باید بهره مندی ازاین امکانات را برای تمام اقشار فراهم کرد.

پروفسور الماسی که درایالت ویسکانز فعالیت میکند نیز در پاسخ میگوید: به طور معمول ورود فناوریهای نوین  باعث کاهش هزینه ها نشده زیراخرید وتهیه این تکنولوژیها برای مراکز  درمانی اغلب گران تمام می شود   .اما انچه قابل تامل است   این   که کاربرد فناوریهای نوین  باعث می شود بیمار کمتر در بیمارستان بماند وهزینه های درمانی آن کاهش پیدا کند  . همچنین سریعتر به چرخه فعالیت اقتصادی وشغل خود برگردد .ازاین  لحاظ در افزایش  بازدهی وکاهش هزینه ها   موثر است .

این زمهریرگاه

توسط محبوبه علی پور | چهارشنبه ششم مهر ۱۳۹۰ |
 

مرا در اغوش بگیر

محکم محکم محکم

اینجا

همین جا

همین زمهریرگاه آشفته

هرروز هر روز هر روز

چهار ستون روحم

سخت سخت سخت

میلرزد

درحال وهوای این روزها..

توسط محبوبه علی پور | چهارشنبه ششم مهر ۱۳۹۰ |
آن قدیمها
تخم مرغ دزدها
حداکثرش
 
می شدند سارق شتر
آفتابه دزدها
سارق موتور...

تازگی
سقف اختلاسها نجومی است
دزدهای با کلاس
خوش لباس
کیسه های اسکناس...

پیشرفت
در تمامی زمینه ها
یک تمایل عمومی است!
* فصل فاصله ۲
 
/////////
 
نگهبان
سربازي جوان
يك كلاش بردوش
سيخ و راست
ايستاده است جلوي در بانك
بي خبر از
ورودو خروج صفرهاي غيرمجاز
و
خم و راست شدن اعداد
در زير ميزهاي درون بانك
*بامداد امید

رشد آلزایمردر دهه های آینده

توسط محبوبه علی پور | چهارشنبه ششم مهر ۱۳۹۰ |

 

 

بنابرآخرین آامارها 36 میلیون نفردرجهان به آلزایمر  مبتلا هستند.و هزینه جهانی این بیماری 604 میلیارددلار برآورد میشود.باتوجه به روند رو به گسترش سالمندی درجوامع مختلف وتحمیل هزینه های گوناگون به دلیل ابتلا به آن ؛  متخصصان بر پیشگیری از بروز این بیماری  تاکیددارند چنانکه شعار  امسال روزجهانی آلزایمر  برتشخیص زود هنگام  آن ، تاکید داشت.

پروفسور،  علی گرجی استاد دانشگاه مونستر آلمان  با تاکید برهمین موضوع میگوید:

این بیماری در افراد بالای 65 سال وبه ندرت درموارد زود رس دربیماران جوانتر نیز بروز میکند ازاین رو بالا رفتن سن شانس ابتلا را افزایش میدهد.اینگونه در چنددهه اخیر بابالارفتن سن جمعیت بالای 65 ساله این بیماری نیز افزایش یافته است .چنانکه درایالت متحده امریکا طی یک دهه اخیر جمعیت بالای 65 سال از 4.5 درصد به 5.5 درصد رسیده این رقم در سال 2050  به 13.2 درصد از کل جمعیت این کشور میرسد، همچنین درایران نیز آمارها  حاکی از ان است که درحال حاضر، جمعیت بالای 60 سال حدود 6 درصد است که این رقم در سال 2050 به حدود 25 درصد خواهد رسید.این درحالیست که از هر 100نفر بالای 65 سال حدود 6 نفر مبتلابه بیماری آلزایمر میشوند.

این متخصص مغز واعصاب همچنین اظهار میکند: باتوجه به آمار یادشده گرچه شاهد رشد فزایند ه این عارضه بوده ایم اما پیامدهای ابتلای ان درچند دهه آینده بیشترخواهد بود. چراکه با فزونی وسیع جمعیت مبتلایان ؛ عواقب اجتماعی وهمچنین هزینه های اقتصادی گزافی را بر سیستم بهداشتی – درمانی هر کشوری تحمیل  خواهدکرد.

وی درادامه به علل موثر درابتلا به این بیماری اشاره کرده ومیگوید: گرچه  تغییر شکل  زندگی یا همان " سبک زندگی" در بالا رفتن سن متوسط جامعه موثر بوده است . اما باعث شده بیماریهایی نظیر آلزایمر نیز رشد پیداکند. همچنین تحقیقات نشان داده ، که فشارخون، بالابودن کلسترول، دیابت، سیگار  خطر ابتلابه آلزایمر را افزایش میدهد.اینها عواملی است که درچند دهه اخیر درجوامع مختلف از جمله ایران افزایش یافته است. البته با افزایش سن امید به زندگی در کشورمان پیش بینی میشود که شیوع این بیماری نسبت به یکی ودودهه اخیر افزایش قابل توجهی داشته باشد.

دکترگرجی همچنین اضافه میکند: علاوه بر عوامل یادشده باید سابقه خانوادگی ، ضربات سر ، چاقی ، مصرف الکل و سابقه های بیماریهای روانی نظیر افسردگی واضطراب وحتی اعتیاد را نیز دراین بیماری تاثیر گذاردانست.  البته ناگفته نماند، این عوامل به تنهایی منجر به آلزایمر نمی شود .این عوامل تنها شانس ابتلا به الزایمر را افزایش میدهند وکسانی هم وجود دارند که بدون وجود این عوامل، به الزایمر مبتلا می شوند. به هرحال انچه که به طورکلی  مشهود است  این است که با پیشگیری از عوامل خطر ساز میتوان شانس ابتلا را کاهش داد.

این متخصص مغز واعصاب به عو.امل پیشگیرانه درابتلا به الزایمر تاکید کردهواظهار میدارد:

فعالیتهای مغزی نظیر ، حل مسایل ریاضی ، شطرنج و... وهمچنین بنابر بررسیهای انجام شده؛ شرکت در فعالیتهای اجتماعی میتواند سبب کاهش بروز الزایمر شود. البته گرچه هیچ ارتباط قطعی دراین زمینه وجود ندارد ونمیتوان برای فعالیتهای مغزی نقش پیشگیرانه حتمی قائل شد اما این موارد کمک کننده می باشند. به هرحال این بیماری به طور صددرصد  قابل پیشگیری نیست اما با سالم زندگی کردن میتوان شانس بروز آن راکاهش داد. یا در صورت بروز؛ سیر پیشرونده آن را کند ساخت.

پروفسورگرجی  در ادامه به شش اصل سالم زیستن  وتاثیر آنها برسلامت مغز اشاره کرده ومیگوید: نخستین اصل فعالیتهای بدنی وورزشی مستمر ومداوم است تاآنجا که بنابرتحقیقات ورزش میتواند تا 50 درصد شانس ابتلارا کاهش میدهد. سپس تغذیه سالم به طوری که به جای مصرف مواد غذایی چرب بیشتر از سبزیها وپروتئینهای مناسب نظیر ماهیها استفاده کرد. داشتن فعالیتهای مغزی که باعث تحرک یاخته های مغزی می شوند. نکته دیگر ، بهره مندی ازخواب کافی ومناسب  ومنظم است . ازعوامل دیگر میتوان به عدم استرس در زندگی روزانه وداشتن  فعالیتهای اجتماعی اشاره کرد. ناگفته نماند ، در مطالعات اولیه ای که با گروه تحقیقاتی خود در آلمان انجام دادیم ، مشخص شد که روزه داری نیز با تحریک قشر مغز  میتواند در پیشگیری از آلزایمر موثر باشد.

این متخصص درخاتمه اظهار میکند: درحال حاضر هیچ درمانی برای آلزایمر وجود ندارد ودرمانهای دارویی موجود تنها نقش بسیار محدودی در جلوگیری از سیر بیماری دارند .ازاین رو بیماران مبتلا با پیشرفت دائمی بیماری به انسانهای معلول تبدیل می شوند. البته تحقیقات بسیار وسیعی در کشورهای مختلف درحال انجام است که امیدواریم با به ثمررسیدن آنها بتوان براین بیماری مهلک غلبه کرد.

 

افزایش مرخصی زایمان برای مادران 9 ماه برای پدران دوهفته!!!

توسط محبوبه علی پور | چهارشنبه ششم مهر ۱۳۹۰ |

بعد از ماهها سکون ورخوت در حوزه خبری زنان ، سرانجام نمایندگان مجلس این  طلسم را شکستند وخبر ازبررسی " افزایش زمان مرخصی زایمان مادران  به 9 ماه "دادند . موضوعی که برخی نمایندگان آن را مایه   مسرت زنان  میپندارند .

امیر حسین قاضی زاده ، عضو کمیسیون بهداشت ودرمان مجلس نیز با   پیش بینی  استقبال بانوان ازمقوله یاد شده میگوید:  اين مقوله در كميسيون بهداشت مطرح وپس از راي گيري به تصويب اعضا رسید ه  همچنین  قرار است كه در كميسيون اجتماعي نيزبررسي شود كه از  نتايج این بررسیها  بی خبرم  .

وی درادامه تاکید میکند:      به طوركلي  بانوان از اينگونه قوانين حمايتي استقبال خواهند كرد. زيرا به طور قانوني از مرخصي رسمي بهره مند شده وحقوق خود را نيز دريافت خواهند كرد.

درحالی نمایندگان خشنودازاین تغییراتند که   بنابر قوانین موجود ؛ مادران با تاخیر از حقوق ومزایای  دوران بارداری وزایمان  بهره مند می شوند وبه طور کامل نیز نمیتوانند از حقوق ومزایای آن  استفاده کنند.

همچنین گرچه بنابر اظهارات یکی از اعضا کمیسیون بهداشت ودرمان  قرار است بحث ، افزایش مرخصی زایمان به نه ماه تا هفته آینده  در صحن علنی مجلس بررسی شود . اما برخی افراد مرتبط با این مقوله اطلاعی دراین زمینه ندارند . چنانکه نصرالله  ترابی قهفرخی عضو کمیسیون اجتماعی مجلس  با اظهار بیخبری دراین باره میگوید: هنوز این مقوله دردستورکارکمیسیون اجتماعی قرار نگرفته است.

* امتیازی برای جامعه

با نگاهی به قوانین موجود در کشور میتوان دهها قانون وتبصره رادید که درر استای حمایت از حقوق زنان وصیانت از خانواده است.  در همین زمینه نیز دکتر سیامک مره صدق عضو کمیسیون بهداشت ودرمان مجلس با تاکیدمیکند:    به  اعتقاد من بيشترين حمايت از نهاد خانواده  ومادران شاغل   در كشورماصورت میگیرد ودرهيچ كشور ي چنين فرصتهايي وجود ندارد كه مادران هم شغلي داشته باشند وهم از وظايف مادري آنها حمايت شود.

وی  همچنین می افزاید: ا ز آنجاكه در فرهنگ ايراني احترام به خانواده  ارزش قابل توجهی دارد   و مقام معظم رهبري نیز برعدم تداخل وبرتری  اشتغال بر  وظايف مادري وهمسري زنان تاکید دارند . با اين افزايش مدت مرخصی  موافقم زيرا باعث مي شود بانوان  وظیفه  اصيل مادري خود را  بهتر انجام دهند چنانكه  به اعتقاد من   اشتغال زنان در  جامعه را نميتوان وظيفه اصلی  زنان دانست بلكه وظیفه بانوان  .ايجاد كانون گرم خانواده وكمك به رشد موثر وسازنده  فرزندان است. چرا كه پژوهشها حکاینت از ان دارند که ؛حضورمادردر چند ماه نخست رشد كودك نقش موثري درتكامل جسمي  و روحي شخصيت فرزند داشته و اطميناني كه جضور مادر  براي طفل ايجاد ميكنددر  آینده فرزند موثراست.

منیره نوبخت ، عضوشورای  فرهنگی اجتماعی  زنان کشور که چندان به تصویب اینگونه قوانین خوشبین نیست ،    میگوید: به طوركلي معتقدم تغيير ، تصويب واصلاح  قوانين  حمایتی از زنان ، بايد در راستاي  حفظ سلامت خانواده باشد . زيرا  اغلب وقتي سخن از اينگونه قوانين  مي شود  افراد تصور ميكنند اينها امتيازاتي است كه به بانوان میدهند .   اما اگر به اينگونه قوانين با نگاه خانواده محور توجه شود    اجراي قوانين مزبور  به نفع سلامت   خانواده است و  نتايج سودمند آن   نيز نصيب جامعه مي شود

وي همچنین مي افزايد:  در زمينه تصویب چنين قوانيني بايد همه جانبه به مسایل نگاه شود.  زيرا اغلب دونگاه رايج نسبت به قوانين حمايتي از زنان وجود دارد  چنانكه گروهي اين قوانين را به ضرر اشتغال زنان دانسته وعده اي ازآن  به عنوان امتيازات خاص به زنان ياد ميكنند. بنابراين بايد بانگاهي همه جانبه وبا هدف سلامت خانواده وجامعه به چننين قوانيني نگاه شود.

* فقط افزایش مرخصی ودیگر هیچ

اواخر سال گذشته  نیز ، فائزه عظیم زاده ، مشاور حقوقی مرکزامور زنان و خانواده ریاست جمهوری از پیشنهادی مبنی برتغییر در وضعیت مرخصی زایمان بانوان شاغل خبر داد  که براساس آن ، مادران شاغل میتوانستند ؛ پس از بهره مندی از شش ماه مرخصی زایمان به مدت دو سال نیز به عنوان دورکاری در منزل فعالیت کنند.

درحالیکه تغییر درافزایش مرخصی به مدت  9 ماه در شرایط پیشنهاد دفتر حقوقی مرکز امور زنان وخانواده میتواند موثر باشد اما " مقوله دو سال دورکاری مادران" در جلسات بررسی کمیسیون بهداشت ودرمان مجلس مطرح نشده   است .  

* قوانینی که فقط روی کاغذ  دلخوشی می آورند

- امروز آقای مهندس یک خانم رو آورده بود برای کارورزی..

-    اینجا خیلی شلوغه ... خیلی تغییر وتحول میشه آقای نصرتی روبه جای خانم علوی گذاشتن...

- دیروز آقای محمدی از کمبود نیرو وتراکم کار به آقای مهندس گله میکرد...نمیدونم کسی روبرای جایگزینی تو در نظر داره ؟...

- من دوستانه بهت میگم خیلی خوب نیس که مرخصی باشی ..خودت خوب میدونی  فضای اداره ما چقدر زن ستیزه....بدشون نمیاد ماها رو بیرون کنن وجامون مردا رو بذارن....

هنوز سه ماهی از مرخصی زایمان نگذشته که هر روز دوستان وهمکارانم  به بهانه های مختلف همین جمله ها را تلفنی  تکرار میکنند ... میترسم کارم را  از دست بدهم... به هر حال خانواده ام روی همین حقوق حساب کرده اند...

 

این روایت آشنای بسیاری از زنان شاغل ماست که ناگزیرند  برای حفظ جایگاه شغلی   ،  از دهها حق قانونی که تا کنون    صدها نماینده مجلس آن را تایید  وتصویب کرده اند  ؛چشم بپوشند.

نوبخت   فعال در زمینه مسایل زنان با اشاره به  ناکامی برخی  قوانین حمایتی بانوان در مرحله اجرا میگوید: به نظرم باید چنین قوانینی  انعطاف پذیر ومتناسب با شرایط به اجرا در آید   چراكه مادران دربرخي موارد نيازبه اين ميزان مرخصي ندارند وحتي بارداري مساله خاصي براي آنها  محسوب نمی شود .درمقابل نيز مشاغلي در جامعه  وجود دارد كه به دليل دشواريها ومحدوديتها ؛ مادر ناگزير به گرفتن مرخصي  حتی در ايام بارداري است . چراكه برخي مشاغل به سلامت مادر وكودك آسيب ميرساند. براي نمونه ميتوان به اشتغال زنان در مراكز بهداشتي ودرماني وكار با اشعه ها اشاره كرد.ازاين روبايد چنين قوانين با دقت بررسي شود.

          وی همچنین تاکید میکند: مشكلي از لحاظ  قوانين حمايتي از زنان مشهود است .همين فرصتها ي قانوني را استفاده نميكنند زيرا امنيت شغلي ندارند.  چنانکه حداقل مشکلی   كه بارها مشاهده شده  اين است که  بانوان پس ازبازگشت از  مرخصي زايمان همان  كار  وپست معمول خود را در اداره از دست داده  اند . بنابراین در  در تدوين وتصويب واصلاح  قوانين حمايتي بايد به این مساله  توجه شود  تا  امنيت شغلي مادران  تامين شده   وبانوان مطمئن باشند فرصت شغلي كه داشته اند بعد از مرخصي زايمان حفظ مي شود.

 

* مرخصی ای  دو هفته ای  پدران

ازموارد تامل برانگیز در تغییرات اخیر در افزایش مرخصی زایمان ، امکان استفاده  پدران از دوهفته  مرخصی به دلیل زایمان همسر است. مساله ای که پیش ازاین در قوانین ما سابقه نداشته است.

منیره نوبخت دراین باره میگوید:       اين گونه  مرخصي براي پدررامیتوا ن نوعي تقليد از كشورهاي ديگر دانست .چنانكه در برخي جوامع  به همین دلیل ، به پدر ومادر همزمان مرخصي تعلق ميگيرد . در برخي كشورها نیز يكي  از والدین ميتواند ازاين مرخصي استفاده كند. اما درجامعه خودمان  نميدانم براي پدران  این مرخصی چه ضرورتي دارد؟  به هرحال بهره مندی از اين مورد  نيز بايد متاثر از شرايط والدين باشد.

*پ.ن: یک معما ...

گرچه چنین قوانینی حتی روی کاغذ برای زنان وحتی جامعه جذاب وامید بخش است اما باید از قانونگذاران پرسید   چنانچه این قانون به تصویب برسد ،  با مرخصی نه ماهه مادران و دو هفته ای پدران چه کسی  وچگونه قرار است هزینه های بی شمار  بیمارستان ،  نگهداری و....  قدم نورسیده  و والدین اش پرداخت شود؟؟!!

 

تنازع بقا

توسط محبوبه علی پور | سه شنبه پنجم مهر ۱۳۹۰ |
 

امروز دلنوشته ای از حامد بهداد دریکی ازسایتها خواندم. نمیدانم این مطلب چقدر به روز وتازه است .اما برایم جالب بود حتی اگر نمیدانم هدف بهداد از طرح این مسایل چیست. به هرحال من اصلا دلم برای بهداد نسوخت چون تصویر آشنای زندگی صداها کودک را نشان میداد که من ازقبل دیده بودم . کودکانی به خصوص شهرستانی که هیچکس زندگی را به انان نمی اموزند. ....بلکه خودشان باید زندگی  وفرصتها را بربایند...بدزدند وبرایش بجنگ...اینجا تنازع بقاست....

توسط محبوبه علی پور | سه شنبه پنجم مهر ۱۳۹۰ |
من دختر حوایم

دامنم هنوز بوی سیب مدهد

هرچند ادمها

از ادمیت خود

بیزارند

اينجا زمين است حوا بودن تاوان سنگینی دارد

توسط محبوبه علی پور | دوشنبه چهارم مهر ۱۳۹۰ |
در سرزمین من
 هیچ کوچه ای
 به نام هیچ زنی نیست
و هیچ خیابانی …
 
بن بست ها اما
 فقط زنها را می شناسد انگار...
 
در سرزمین من
سهم زنها از رودخانه ها
تنها پل هایی است
که پشت سر آدمها خراب شده اند...
 
اینجا
نام هیچ بیمارستانی
مریم نیست
تخت های زایشگاهها اما
پر از مریم های درد کشیده ای است
که هیچ یک ، مسیح را
آبستن نیستند ...
 
من میان زن هایی بزرگ شده ام که شوهر برایشان حکم برائت از گناه را دارد ...!!!
 
نمي دانم چرا شعار از
لياقتم ،صداقتم ،نجابتم و ... مي دهي

تويي که مي دانم اگر بداني بکارتم به تاراج رفته ،انگ هرزه بودن مي زني و مي روي
اما بگرد ،پيدا خواهي کرد
اين روز ها صداقت و ،لياقت و ،نجابتي که تو مي خواهي زياد ميدوزند!!
       
امروز پول تن فروشیم را به زن همسایه هدیه کردم ، تا آبرو کند ...
برای نامزدی دخترش!

و در خود گریستم ...
برای معصومیت دختری که بی خبر دلش را به دست مردی سپرده که دیشب ،
تن سردم را هوسبازاته به تاراج برد ...
و بی شرمانه می خندید از این پیروزی...!!!!

 روي حرفم، دردم با شماست
اگر زني را نمي خواهيد ديگر
يا برايش قصد تهيه زاپاس را داريد
به او مردانه بگو داستان از چه قرار است
آستانه ي درد او بلند است.

...يا مي ماند
يا مي رود!
هر دو درد دارد!
اينجا زمين است
حوا بودن تاوان سنگيني دارد
*شیرین پیله وری

سیاستهای جمعیتی باید  متناسب با حمایتهای اجتماعی باشد

توسط محبوبه علی پور | دوشنبه چهارم مهر ۱۳۹۰ |

 دکتر مصطفی اقلیما : براساس پژوهشی که  دوسال گذشته بر روی 32 هزار خانواده ایرانی انجام شد مشخص گردید میزان شادی در خانواده های تک فرزند ودارای دو فرزند همجنس کمتر از نشاط وشادی درخانواده های دارای دوفرزند با دو جنس مختلف  هستند  البته مشابه نتایج  همین بررسی نیز دوماه بعد در کشور انگلستان ارائه گردید .   به هر روی ،   نمیتوان از مشکلات کودکان تک فرزند غفلت کرد .زیرا این اطفال به تنهایی وبدون تعامل با کودکان دیگر رشد میکنند  ووالدین نمیتوانند جایگزین خواهر وبرادر وی شوند .همچنین از آنجا که تجربه تعامل با جنس دیگر را نیز ندارد ، به هنگام ازدواج دچار مشکلاتی خواهند شد    زیرا  تا زمان ازدواج شناختی نسبت به غیر همجنس نداشته و او وشرایطش را نمی شناسد. این درحالیست که اگر کودکان در کنارهم رشد کنند یک دختر درکنار برادر میتواند مردها ودنیای آنها را بشناسد  ویک فرزند پسر قادر خواهد بود حساسیتها وشرایط زنان را درک کند .اما کودکان تک فرزند چنین فرصتی ندارند.همچنین از آنجا که این کودک  درتمام دوران زندگی موردتوجه و حمایت والدین بوده  واغلب از محیط اطراف " نه " نشنیده است .     اما با ورود فرزند  به جامعه ، وی  بارها " نه " خواهد شنید  درحالیکه پیش از این تجربه چنین ناکامی رانداشته است. مساله دیگر اینکه ، اغلب حمایتهای همه جانبه والدین باعث کاهش اعتماد به نفس در  آنها  می شود چراکه همواره کسانی پشت وحامی وی بوده اند . از همین رو درتمام دنیا توصیه می شود  .هرخانواده دو فرزند وبهتر اینکه  دو فرزند غیر همجنس داشته باشند.   از همین رو درجامعه ای که تصمیم به رشد جمعیت ندارد ، حداقل  دو فرزند در خانواده ضروری  است زیرا با رواج تک فرزندی جمعیت جامعه به نصف می رسد  در واقع نیمی از جعیت جوان که  در رشد وتوسعه جامعه نقش آفرین است   ، از دست می رود. این در حالیست که برای جایگزینی جمعیت فرسوده وسالمند نیازمند نیروی جوان هستیم. هرچند برخی کشورها برای مقابله با این موضوع  ، از  نیروی انسانی سایر جوامع بهره مند شده اند اما همین مقوله  چالشهایی را در پی دارد  زیرا این نیروهای مهاجر وغیر بومی احساس تعلق ودلبستگی   نداشته  وتعهد چندانی حس نمیکنند.حتی  به دلیل ناهمگونی با فرهنگ جامعه مقصد ؛ باعث تداخل فرهنگی می شوند به طوری که میتواند بر فرهنگ اصیل  نیز تاثیر منفی بگذارد. اما امروزه با تمام این مزایا  ، برخی والدین    در پی تک فرزند ی وحتی حذف فرزند از زندگی  خود هستند .  به اعتقاد من علت این مساله  را باید در  شرایط فرهنگی واجتماعی واقتصادی جامعه جستجو کرد زیرا هیچ والدینی ازداشتن  فرزند ناخشنود نیست .اما امروزه در شرایطی قرار گرفته ایم که اگر بخواهیم خانه ای برای زندگی اجاره کنیم  ؛ وقتی بفهمند فرزندی وجوددارد  ،  خانه نمی دهند.از طرف دیگر برای تامین  زندگی  پدر ومادر ناگزیر به اشتغال هستند این درحالیست که مسکن متداول در جامعه امروزی  ما ، آپارتمانهای 50 – 60 متری است که حتی یک فرزند نیز اتاقی برای خودش ندارد   همچنین  با ورود فقط یک فرزند ،  حقوق مادر باید صرف مهد کودک وی شود این درحالیست که پیش از این حقوق مادر صرف اجاره مسکن می شد. .بنابراین فرزند آوری  نیازمند فراهم شدن شرایط مناسب است.  بنابراین اگر خواهان حداقل دو فرزند در خانواده ها هستیم باید   شرایط حمایتی از  والدین فراهم شود به طوری که در برخی کشورها مشاهده میکنیم مادر به هنگام مرخصی زایمان ، کل حقوق خود را به طور خودکار درهمان مدت ؛ دریافت میکند . همچنین خانواده  از سایر حمایتهای اجتماعی برخوردار است .به اعتقاد من در غیر این صورت بهتر است ؛ خانواده ها با وضعیت نامناسب فرندی نداشته باشند. زیرا  دراین شرایط ، بارها والدین به فرزند میگویند : "اگر تو نبودی  الان  وضعمان بهتر بود... اگرتونبودی من بهترین شرایط راداشتم و..."

که تمام این "اگر تو نبودی ها "  منجر به آسیبهای روحی وروانی جدی  در فرزند

می شود.

بازهم مدرسه ....

توسط محبوبه علی پور | یکشنبه سوم مهر ۱۳۹۰ |

 

  فرقی نمیکند چه کسی هستی ، وقتی صحبت از "اول مهر" و  کلاس اول می شود ناخودآگاه موجی از خاطرات ریز ودرشت ؛ ذهن گرفتار مارا قلقلک میدهد.  حس خوشا یند طراوت وحلاوتی   مارا به روزگار – دیگر دست نیافتنی - کودکی میبرد. به روزهمیشه آشنای " یار دبستانی من"... ما دوباره با نشاط وسرزنده می شویم.... زندگی نو می شود....

 

چیستا یثربی ، منتقد واستاد دانشگاه  با اظهار شادی از روزهای مدرسه میگوید:  من از برادرم یک سال کوچکتر بودم اما باهم به کلاس اول رفتیم .مدارس آن موقع  مختلط بود ومن با  برادرم همکلاسی بودیم .روز اول مدرسه برادرم خیلی بی تابی میکرد. تا اینکه در ساعت زنگ  تفریح  از مدرسه گریخت  من هم که سعی داشتم مواظبش باشم به دنبالش حرکت کردم . اما هردوی ما گم شدیم. با این فرار ما ،  مشکلات بسیاری پیش آمد و کار به پلیس و پزشک قانونی وبیمارستان کشید اما ما فقط دو کوچه بالاتر از مدرسه رفتیم . از آن موقع من وبرادرم را  به عنوان چهره های متمرد وفراری  میشناختند.   .درحالیکه من  مدرسه را دوست داشتم. البته از آنجا که در مدرسه ما دو دوره ابتدایی و راهنمایی با هم بودند ، بچه های سن بالاتر خیلی مارا اذیت میکردند برای مثال روزدوم مدرسه چون برادرم نمیدانست  سطل زباله  کجاست پوست میو ه اش را   در حیاط مدرسه رها کرد ویکی  از دانش آموزان  بزرگتر اوراچنان سیلی زد که ترس او ازمدرسه بیشتر شد. این ترس چنان دراوریشه دار شد که  وقتی کلاس  چهارم بودیم وقرار بود   اورا از من جدا کنند  . میز را چسبیده  بود ورها نمیکرد. به هرحال همه این خاطره ها همیشه  بایاد تک تک معلمان من همراه  است .

 

*  پایم به زمین می رسد

" آقای بشار"  صدا می‌زد: "شعرانی " بیا عکس بگیر، فردا گریه نکنی که چرا توی عکس نیستی! و من سرمست سوار شدن و دور زدن با تنها سُرسره شهرمان بودم!... سعادتی می خواست با مدرسه رفتن به پارک، چون دیگر هیچ موقع نمی تونستیم سوار سرسره بشویم.آخه بابا حاجی همیشه دریا بود یا، ماهی می گرفت یا رفته بود دوبی _ آقای بشار معلم مان به پاس بچه های خوبی بودن ما کلاس اولی ها، این سعادت را نصیب ما کرده بود که برویم پارک! ...

این ها نوشته عبدالمحمد شعرانی ، معلم کوچکترین مدرسه دنیاست. اما او چندان روز پرحادثه ای را اول مهر تجربه نکرده است .او میگوید: من بی هیچ دغدغه ای به مدرسه رفتم  چون  با محیط مدرسه آشنا بود . خواهر وبرادر بزرگترم معلم بودند وگاهی وقتها هم مرابه مدرسه محل کارشان میبرند. ان روز خودم به تنهایی به مدرسه رفتم ومشکلی نداشتم . البته معلم بسیار عزیزی به نام آقای بشارداشتم  که  همیشه در خاطرم میماند .دوست همکلاسی  به نام سعید  فخرایی داشتم که مهندسی دردانشگاه خلیج فارس بوشهر خوانده وتازگی سربازی را تمام کرده است .  ما همچنان  با هم در ارتباط هستیم.

فرزانه شرفبافی ، نخستین زن در دکترای هوا وفضا و   مدیرکل  پژوهش وبهسازی  وبرنامه ریزی آموزشی  هما نیز ازاین روز چنین یاد میکند:    با اشتیاق کامل به مدرسه رفتم . چون خواهرم که دوسال ازمن بزرگتر بود وزودتر به مدرسه رفته بود،  من همیشه منتظر بودم  زودتر مدرسه بروم .ازهمین رو همزمان با مدرسه رفتن او من هم کتابهای اورا تا دوم ابتدایی یاد گرفته بودم وقبل از مدرسه به او دیکته میگفتم .        جالب اینجاست پیش از سن مدرسه به بزرگترها میگفتم  : چرا من مدرسه نمی روم میگفتند  : وقتی آنقدر  بزرگ شدی که روی صندلی نشستی و پایت به زمین رسید مدرسه میروی .  برای همین ، وقتی  روی صندلی مینشستم سعی میکردم طور بنشینم که  درنهایت پای م به زمین بخورد  وبگویم   بزرگ شدم ومدرسه بروم.

وی   میگوید:  خانم مهوش علوی معلم کلاس اولم بودند وتا همین امروز هم با وی ارتباط دارم .از  همکلاسیها نیز  تقریبا با همه ارتباط دارم  البته آنها هم دوستان خیلی خوبی هستند . ازاین افراد میتوانم به خانمها ندا گوهری که حسابدار خبره است .نگین اسدی وبی تا  محرابیان مرتبط هستیم.

 

* من کلاس اولی نیستم

آدمهای عادی کوچه وبازار هم حرفهای شنیدنی از روزهای آغاز مهرماه دارند.

سمانه صالحی ، خانه دارمیگوید:  روز اول مدرسه من به همراه خواهرم که دوسال از من بزرگتر بود به مدرسه رفتیم .من از کودکی جثه بزرگی داشتم اما خواهرم  ریز میزه بود. روزاول مدرسه    من بی قراری میکردم  . وقتی کلاسها تعیین شد.   خواهرم برای آرام کردن من به کلاسم آمد . معلمها کم کم به کلاسشان میرفتند او نگران کلاس خودش هم بود .ناچارمرا رها کرد وبه کلاس خودش رفت .هنوز پایش را ازکلاس ما بیرون نگذاشته بود که  خانم  ناظم با اخم گفت : چرا از کلاست بیرون اومدی...   وخواهرم را به زور به کلاس ما برگرداند. هرقدر خواهرم اصرار والتماس میکرد  کلاس سوم است فایده نداشت.   خواهرم گریه اش گرفته بود  ،  ناگهان  خواهرم معلم کلاس دومش رادید و ماجرا را گفت  .خانم معلم س انجام ناظم  ناظم را مجاب کرد وخواهرم به کلاسش برگشت.

 

امینی  68 ساله و بازنشسته  نیز از سختیهای روزگار درس ومدرسه خاطره دارد ومیگوید:   ما در روستازندگی میکردیم و مدرسه نداشتیم اول مهر من به همراه برادر بزرگم  به مدرسه ای که چند کیلومتری فاصله داشت ودر روستای بزرگتری بودمی  رفتیم .من سواردوچرخه برادرم بودم . اما دوچرخه کهنه برادرم قدم به قدم خراب می شد. یا لاستیکش پنچل شد یا زنجیرش میافتاد خلاصه با بدبختی به مدرسه رسیدیم اما دیر شده بود .بعد از تنبیه جانانه ای هردو روزاول مدرسه پشت در مدرسه ماندیم.

* شهامت مادرم سرنوشت مرا تغییرداد

امسال پسرم کلاس اول میرود حالا ، حس وحال مادرم را که دیگر بین ما نیست را خوب میفهمم .این را منصوره – الف ؛کارمند می گوید وادامه میدهد  من زندگی وسرنوشتم را مدیون شهامت مادرم خانم نصرت اعظم صادقی هستم  زیرا وقتی کلاس اول بودم -  به دلیل آنکه پاهایم دچار معلولیت ناشی از فلج اطفال بود ناظم ومسولان مدرسه به مادرم توصیه میکردند به دلیل مشکلات احتمالی با دیگر دانش اموزان در مدرسه  تحصیل کنم.   .   توجیه هاشان این بود که سایر دانش اموزان به من صدمه میزنند . اما مادرم با اقتدار ، اصرار داشت من مدرسه معمولی بروم وبه ناظم ومدیر مان تاکید کرد : شما نگران هستید دیگر دانش آموزان بهدخترم ،  صدمه بزنند ودست وپایش بشکند. خیلی خوب من مسولیت  هرگونه آسیبی که اوببیند را به عهده میگیرم وشکایتی هم ندارم.   مسولین مدرسه  نیز با اکراه پذیرفتند .یک هفته بعد که مادرم برای بررسی اوضاع من به مدرسه امد : ناظم ومدیر از وی عذزرخواهی کردند انها به مادرم اطمینان دادند بچه ها خیلی با من مهربان وهمدلند وکمک میکنند .  گفتند :دخترتان   رابطه خیلیخوبی با بچه ها دارد وهیچ تفاوتی نسبت به دیگران حس نمیکند..من هم تمام دوران تحصیل با بچه های عادی درس خواندم.

 

* روزهای مهر وجنگ....

اوّل مهر رسيد و من در همان " اوّل آ " بودم

مثل گنجشك دلم مي‌زد، مثل گنجشك رها بودم

 

پاي يك پنجره ميزي بود، چه تقلّاي عزيزي بود

پنجره راه گريزي بود، خيره در پنجره ها بودم

 

پشت هر پنجره دنيايي ست، چشم وا كردم و بستم، آه

من كجايم؟ تو كجا؟ با خويش در همين چون و چرا بودم

 

گفت: بابا دو هجا دارد... نام من چار هجايي بود

نان يكي... آب يكي ... باران... مثل باران دو هجا بودم

 

گفت: هر حرف صدا دارد... در سكون حرف زدم با خود

هم صدا بودم و هم ساكت ، نه سكوت و نه صدا بودم

 

گفت: دلتنگ كه اي؟ خنديد... گريه كردم كه پدر... خم شد

آه بابا، بابا، بابا، سخت دلتنگ شما بودم .......

 

برای بسیاری ازما  ، مهر ومدرسه با جنگ وآغاز دفاع مقدس گره خورده  است .

هانیه – م  میگوید :  اواخر شهریور به ما خبردادند پدرم درجنگ مجروح شده ودرکرمانشاه بستری است .همراه خانواده به این شهر رفتیم.  ، از همین رو     یک هفته ده - روزی ، دیرتر ،اولین سال تحصیلی را شروع کردم اما معلم ودوستانم  برای جبران این تاخیر بسیار  همراهی کردند.

 

 

پاسخگو

توسط محبوبه علی پور | یکشنبه سوم مهر ۱۳۹۰ |
بازدید کنده ای  به نام احمد رضا .م درباره پست خاک بر سرمون.... نوشته:  ادبیات سخیف وبی مایه است. قبول دارم .چنین است چون موضوع غیر از این قابل بیان نبود ... اما از وی  میخواهم نظرش رادرباره ادبیات دهها پست دیگر نیز بنویسد...
مشخصات وب
چند خط در میان زندگی .... ازروزگار کاغذی یک زن
آرشیو وب
  • بهمن ۱۴۰۱
  • مرداد ۱۳۹۷
  • آبان ۱۳۹۶
  • شهریور ۱۳۹۶
  • مرداد ۱۳۹۶
  • تیر ۱۳۹۶
  • دی ۱۳۹۵
  • مهر ۱۳۹۵
  • مرداد ۱۳۹۵
  • تیر ۱۳۹۵
  • خرداد ۱۳۹۵
  • اردیبهشت ۱۳۹۵
  • فروردین ۱۳۹۵
  • اسفند ۱۳۹۴
  • بهمن ۱۳۹۴
  • دی ۱۳۹۴
  • آذر ۱۳۹۴
  • آبان ۱۳۹۴
  • مهر ۱۳۹۴
  • شهریور ۱۳۹۴
  • مرداد ۱۳۹۴
  • تیر ۱۳۹۴
  • بهمن ۱۳۹۲
  • دی ۱۳۹۲
  • آذر ۱۳۹۲
  • آبان ۱۳۹۲
  • مهر ۱۳۹۲
  • شهریور ۱۳۹۲
  • مرداد ۱۳۹۲
  • تیر ۱۳۹۲
  • خرداد ۱۳۹۲
  • اردیبهشت ۱۳۹۲
  • فروردین ۱۳۹۲
  • اسفند ۱۳۹۱
  • بهمن ۱۳۹۱
  • دی ۱۳۹۱
  • آرشيو

B L O G F A . C O M

تمامی حقوق برای چند خط میان زندگی محفوظ است .