چند خط میان زندگی

از روزهای دور خبرنگاری تا این روزها که  نویسنده ام

  • صفحه اصلی
  • پروفایل
  • آرشیو
  • عناوین مطالب

غم نان وچراغهای رابطه ای که سوسو میزند

توسط محبوبه علی پور | جمعه بیست و دوم مهر ۱۳۹۰ |

 

شاید چهل سال  پیش  وقتی زنگ تفریح ،  از راهرو نمورو  کم سوی" دبستان دانش" میگذشتی میتوانستی درمیان همهمه دخترکان دانش آموز صدای ضرباهنگ  منظمی رابشنوی که با تصنیفی کودکانه فضا را پرمیکرد:

 

" خانم مشتاق  نورماس ..نوردوچشمون ماس. آ ب بریزیم زیر پاش خاک نشینه روی پاش .همه گلا وا شده خانم نوری ماه شده..."

شاید چنین ترانه هایی رابتوان درلابه لای دفتر  خاطرات ذهن  بسیاری ازدانش آموزان دیروز دید. سروده هایی که نشان ازرابطه زلال کودکیها با معلمان است. رابطه ای که به اعتقادبرخی هرروز کمتر میشود .آیا واقعا اینطور است؟

نوری ، کارشناس تغذیه با تایید این مساله میگوید: درحال حاضر مشغله معلمها وشاگردان زیاد شده است حتی فرصت ندارند به خود وزندگی فکرکنند.

 آسیه احمدی ، فوق دیپلم هنر اما نظر دیگری دارد او اظهار میکند: من در کلاس اول ابتدایی معلم نازنینی داشتم که تا پایان دوره ابتدایی سعی میکردم هم شیفت با وی باشم ومسیری را باهم هرروز طی میکردیم. حال نیز  که ازدواج کردم و فرزند دارم به او فکر میکنم وحتی خوابش را میبینم.   زیرا معلم نازنینم پس ازازدواج فرزندشان به خارج از کشور رفتند.

خانم  فرجی ،  معلم بازنشسته نیز به  خبرنگارما میگوید: شش سال پیش بازنشسته شدم. اما هنوز رابطه ام بابرخی  شاگردانم حفظ کردم. البته با گذشت سالها هنوز هم با برخی معلمهایم ارتباط دارم.

حسین سلیمانپور ، مشاور تحصیلی میگوید: طور کلی جایگاه رابطه عاطفی به طور کلی در روانشناسی تربیتی  اهمیت خاصی دارد. از همین رو برای آنکه آموزش راتعمیق کنیم ویادگیری را افزایش دهیم باید ابتدا رابطه عاطفی مطلوب ایجاد کنیم.

وی با اشاره به مقایسه میان روابط عاطفی در بین نسل قدیم وامروزی اضافه میکند: به اعتقاد من   این رابطه درحال حاضر بیشتر شده است  البته   در گذشته به خاطر عدم  وجود فناوریهای آموزشی   احترام بیشتری برای معلم ونظام آ موزشی قایل بودند این سبک در زندگی عادی نیز رایج بود چنانکه فرزندان در گذشته با احترام بیشتری با والدین رفتار میکردند. این احترام به معلم گاه بیش از احترام به والدین تاکید می شد از این رو ، درکتابها میدیدم که اشاره می شد، "جور استاد به زمهر پدر."  

سلیمانپور درادامه می افزاید:    درگذشته رابطه عاطفی از طرف تمام معلمان دیده نمیشد آنهایی که هنر معلمی را میشناختند وبه معلمی نه به عنوان شغل که به عنوان هنر وعشق نگاه میکردند  چنین مهارتی داشتند. اما معلمانی نیز با فشارتنبیه  دانش آ موز را درکلاس نگه میداشتند. چنانکه به خاطردارم زمانی که در کلاس دوم ابتدایی تحصیل میکردم.  معلمم چهارنوع کابل  در ابعاد مختلف آویزان کرده بود وموقع تنبیه ما میتوانستیم  یکی را انتخاب کنیم . حال دراین سیستم سختگیرانه  ، یک معلم رابطه صمیمی تری را اعمال میکرد دانش آ موزان جذب وی میشدند وهمین رابطه عاطفی بود که برای سالها تداوم پیدا میکرد. درمقابل اگرمعلمی روش دیکتاتوری داشت را اگر می دیدیم از چندمتری فرار میکردیم   

چنانکه برخی معلمان قدیمی در  خاطرات خود میگویند که وقتی درکوچه باغی حرکت میکردیم بچه ها وشاگردها از ترسشان از درخت بالا میرفتند.

 این کارشناس ارشد روانشناسی  تاکید میکند:  به نظرم  هر رابطه عاطفی به  نظم   ودیسیپلینی نیز نیازدارد تاموثر باشد.بنابراین  معلمها نباید به وضعیت اموزشی بیتفاوت باشند اما زمانی که ما میگویم اقتدارو دیسیپلین ونظم منظورمان اقتدارو قاطعیت جدی وموثر وسازنده است نه رفتار قاطع  تحقیر و توهین آ میز که باعث گریز کودک از مدرسه

 می شود.

 

*  آموزش به جای تدریس

 

 

"مادرم میگوید: دختر یکی ازفامیلها ؛ شاگرد معلم کلاس اولم شده. من همیشه خجالتی بود حتی   حالا که  مردی شدم. وقتی به کلاس دوم رفتم .دلم برای خانم معلمم تنگ می شد . وسط کلاس  اجازه میگرفتم وپشت پنجره کلاس خانم فرازی می ایستادم تا صدایش را

 بشنوم .

امین. اکرم.  مرد .ایران... هنوزهم  خانم معلم کلاس اولم را دوست دارم..اما خجالت می کشم سراغی از او بگیرم..."

به راستی  چرا گاه احساس می شود این روابط صمیمی استاد شاگردی کاسته شده است؟

 

 

 سلیمانپور میگوید: در نظام تعلیم وتربیت دو اصطلاح  آموزش و تدریس داریم  .در تدریس   رابطه  ای دوسویه  میان شاگرد ومعلم وجود دارد چنانکه درگذشته ، معلم بود وکتاب  وکلاس ودانش آموز وعنصر دیگری وجودنداشت به این ترتیب رابطه معلم وشاگرد صمیمی تر به نظر میرسید اما درحال حاضر ، درکنار معلم چندین رسانه دیگر نیز فعالیت دارند که میتوان به کتابهای کمک آموزشی ، کلاسهای  غیر رسمی  خارج از مدرسه ، نرم  افزارهای متعدد اشاره کرد.درواقع تدریس به سمت  آموزش رفته است .

وی همچنین می افزاید: امروزه هدف متولیان اموزشی نیز چنین است  چنانکه مدام به دنبال تجهیز مدارس به اینترنت وفناوری ها هستند به این ترتیب  گویا درصددیم یکسری مطالب

آ موزشی صرف را وارد سیستم شناختی کودک کنیم. این خطرناک است زیراماتنها ذهن شاگردان     را انباری از اطلاعات علمی می سازیم   بدون آنکه  رابطه ای عاطفی برای یادگیری وجودداشته باشد.اینگونه آنها سطحی آموزش میبینند وسریع نیز فراموش میشود. نکته دیگر اینکه ، مشغله شاگردها  زیاد شده است .  درگذشته ، دانش آموز چند کتاب درسی محدود داشت که میخواند اما درحال حاضرمنابع گوناگون آ موزشی به وفور در میان محصلان   وجوددارد وآ انها نیز به دنبال این منابع هستندبنابرهمین منابع   مانعی برای ایجاد ارتباط عاطفی با معلم میشود .

وی همچنین تاکید میکند:   هنوز هم شاهد روابط ماندگار درمدارس هستیم  به طوری که معلمانی را میبینیم که دغدغه شاگردان خود را دارند وآنها را برای مشاوره به مراکزمشاوره ای  میبرند. به اعتقاد من معلمانی که هنوز دغدغه نان وزندگی ندارند ودانش اموزانی  را که درگیر کلاسهای غیر رسمی نکردیم  همچنان فرصت بیشتری برای ارتباط عاطفی دارند.

*  معلمانی بدون مرز

سلیمانپور که خود سالها یه عنوان معلم ومشاور فعالیت دارد با اشاره به خاطره ای از خود میگوید: به نظرم باتوجه به تفاوتهای فرهنگی در جامعه ما چنانچه معلمی از جنس فرهنگ وزبان شاگردها باشد این ارتباط دوام بیشتری خواهد داشت.چنانکه   من دردوره راهنمایی  در شهرستان تحصیل میکردم.و معلم ریاضی داشتم با لهجه شهرستانی ونام کوچک مارا صدا میزد. در ان روزگار من علاقه ای به درس ریاضی نداشتم اما از شیوه تدریس وارتباط معلمم     لذت میبردم.هنوزهم ازدیدنش لذت میبرم.. وبه ایشان میگویم: من ازاینکه بالهجه ما واسم کوچک ماصحبت میکردید لذت میبرم

این مشاورتحصیلی ادامه میدهد : من معتقدم اگر معلمی به دورازتحقیر، توهین، اتکت گذاشتن درسی راصادقانه تعلیم  دهد و  به بعد تربیتی  دانش اموزان توجه کند ، شاگردان  بی تردید به سویش میآیند   .زیرا تجربه به من ثابت کرده است بسیاری  از دانش آموزان به دلیل کمبودهایی که دارند به دنبال فردی  برای همصحبتی وهمراهی وجبران این کمبودها هستند.      اما معلمانی که بین خود با شاگردها مرزی نفوذ ناپذیر میکشد وتنها به رفت وآمدی عادی بسنده میکند نمیتوانند دراین زمینه موفق باشند . به نظرم  جای قاطعیت صرف باید احترام جایگزین روابط شود.  زیرا هیچکس ازاحترام وتوجه گریزان نیست..وی اضافه میکند: معلمان متاهل که طعم دلنشین رابطه  با کودک را تجربه کرده اند ویا کسانی که برای معلمی ساخته شده اند و نه  آ نکه به زور به این شغل پرتاب شده اند نیز میتوانند  در چنین روابطی موفق باشند.

 

 

 

مشخصات وب
چند خط در میان زندگی .... ازروزگار کاغذی یک زن
آرشیو وب
  • بهمن ۱۴۰۱
  • مرداد ۱۳۹۷
  • آبان ۱۳۹۶
  • شهریور ۱۳۹۶
  • مرداد ۱۳۹۶
  • تیر ۱۳۹۶
  • دی ۱۳۹۵
  • مهر ۱۳۹۵
  • مرداد ۱۳۹۵
  • تیر ۱۳۹۵
  • خرداد ۱۳۹۵
  • اردیبهشت ۱۳۹۵
  • فروردین ۱۳۹۵
  • اسفند ۱۳۹۴
  • بهمن ۱۳۹۴
  • دی ۱۳۹۴
  • آذر ۱۳۹۴
  • آبان ۱۳۹۴
  • مهر ۱۳۹۴
  • شهریور ۱۳۹۴
  • مرداد ۱۳۹۴
  • تیر ۱۳۹۴
  • بهمن ۱۳۹۲
  • دی ۱۳۹۲
  • آذر ۱۳۹۲
  • آبان ۱۳۹۲
  • مهر ۱۳۹۲
  • شهریور ۱۳۹۲
  • مرداد ۱۳۹۲
  • تیر ۱۳۹۲
  • خرداد ۱۳۹۲
  • اردیبهشت ۱۳۹۲
  • فروردین ۱۳۹۲
  • اسفند ۱۳۹۱
  • بهمن ۱۳۹۱
  • دی ۱۳۹۱
  • آرشيو

B L O G F A . C O M

تمامی حقوق برای چند خط میان زندگی محفوظ است .