دکتر مصطفی اقلیما : براساس پژوهشی که دوسال گذشته بر روی 32 هزار خانواده ایرانی انجام شد مشخص گردید میزان شادی در خانواده های تک فرزند ودارای دو فرزند همجنس کمتر از نشاط وشادی درخانواده های دارای دوفرزند با دو جنس مختلف هستند البته مشابه نتایج همین بررسی نیز دوماه بعد در کشور انگلستان ارائه گردید . به هر روی ، نمیتوان از مشکلات کودکان تک فرزند غفلت کرد .زیرا این اطفال به تنهایی وبدون تعامل با کودکان دیگر رشد میکنند ووالدین نمیتوانند جایگزین خواهر وبرادر وی شوند .همچنین از آنجا که تجربه تعامل با جنس دیگر را نیز ندارد ، به هنگام ازدواج دچار مشکلاتی خواهند شد زیرا تا زمان ازدواج شناختی نسبت به غیر همجنس نداشته و او وشرایطش را نمی شناسد. این درحالیست که اگر کودکان در کنارهم رشد کنند یک دختر درکنار برادر میتواند مردها ودنیای آنها را بشناسد ویک فرزند پسر قادر خواهد بود حساسیتها وشرایط زنان را درک کند .اما کودکان تک فرزند چنین فرصتی ندارند.همچنین از آنجا که این کودک درتمام دوران زندگی موردتوجه و حمایت والدین بوده واغلب از محیط اطراف " نه " نشنیده است . اما با ورود فرزند به جامعه ، وی بارها " نه " خواهد شنید درحالیکه پیش از این تجربه چنین ناکامی رانداشته است. مساله دیگر اینکه ، اغلب حمایتهای همه جانبه والدین باعث کاهش اعتماد به نفس در آنها می شود چراکه همواره کسانی پشت وحامی وی بوده اند . از همین رو درتمام دنیا توصیه می شود .هرخانواده دو فرزند وبهتر اینکه دو فرزند غیر همجنس داشته باشند. از همین رو درجامعه ای که تصمیم به رشد جمعیت ندارد ، حداقل دو فرزند در خانواده ضروری است زیرا با رواج تک فرزندی جمعیت جامعه به نصف می رسد در واقع نیمی از جعیت جوان که در رشد وتوسعه جامعه نقش آفرین است ، از دست می رود. این در حالیست که برای جایگزینی جمعیت فرسوده وسالمند نیازمند نیروی جوان هستیم. هرچند برخی کشورها برای مقابله با این موضوع ، از نیروی انسانی سایر جوامع بهره مند شده اند اما همین مقوله چالشهایی را در پی دارد زیرا این نیروهای مهاجر وغیر بومی احساس تعلق ودلبستگی نداشته وتعهد چندانی حس نمیکنند.حتی به دلیل ناهمگونی با فرهنگ جامعه مقصد ؛ باعث تداخل فرهنگی می شوند به طوری که میتواند بر فرهنگ اصیل نیز تاثیر منفی بگذارد. اما امروزه با تمام این مزایا ، برخی والدین در پی تک فرزند ی وحتی حذف فرزند از زندگی خود هستند . به اعتقاد من علت این مساله را باید در شرایط فرهنگی واجتماعی واقتصادی جامعه جستجو کرد زیرا هیچ والدینی ازداشتن فرزند ناخشنود نیست .اما امروزه در شرایطی قرار گرفته ایم که اگر بخواهیم خانه ای برای زندگی اجاره کنیم ؛ وقتی بفهمند فرزندی وجوددارد ، خانه نمی دهند.از طرف دیگر برای تامین زندگی پدر ومادر ناگزیر به اشتغال هستند این درحالیست که مسکن متداول در جامعه امروزی ما ، آپارتمانهای 50 – 60 متری است که حتی یک فرزند نیز اتاقی برای خودش ندارد همچنین با ورود فقط یک فرزند ، حقوق مادر باید صرف مهد کودک وی شود این درحالیست که پیش از این حقوق مادر صرف اجاره مسکن می شد. .بنابراین فرزند آوری نیازمند فراهم شدن شرایط مناسب است. بنابراین اگر خواهان حداقل دو فرزند در خانواده ها هستیم باید شرایط حمایتی از والدین فراهم شود به طوری که در برخی کشورها مشاهده میکنیم مادر به هنگام مرخصی زایمان ، کل حقوق خود را به طور خودکار درهمان مدت ؛ دریافت میکند . همچنین خانواده از سایر حمایتهای اجتماعی برخوردار است .به اعتقاد من در غیر این صورت بهتر است ؛ خانواده ها با وضعیت نامناسب فرندی نداشته باشند. زیرا دراین شرایط ، بارها والدین به فرزند میگویند : "اگر تو نبودی الان وضعمان بهتر بود... اگرتونبودی من بهترین شرایط راداشتم و..."
که تمام این "اگر تو نبودی ها " منجر به آسیبهای روحی وروانی جدی در فرزند
می شود.