چند خط میان زندگی

از روزهای دور خبرنگاری تا این روزها که  نویسنده ام

  • صفحه اصلی
  • پروفایل
  • آرشیو
  • عناوین مطالب

خودمانی

توسط محبوبه علی پور | شنبه سی و یکم اردیبهشت ۱۳۹۰ |
دلم میخواهد برگردم عقب..خیلی عقب تر از امروز ..اصلا این پسرفت را نیاز دارم....بشوم همان دخترک دبیرستانی که عاشق فرشاد پیوس بود ..تمام دیوانهای شعر را گشت تا شعری درباره "پیوس" پیدا کند و آخر به شعری از ابن یمین رضایت داد...

.....عمر عزیر می رود اندر سر پیوس....

ونمیدانست که این تمام سرنوشتش خواهد شد پیوس...ارزو...ارزو...

خودمانی

توسط محبوبه علی پور | شنبه سی و یکم اردیبهشت ۱۳۹۰ |
این روزها که بحث جن وروح  مطرح است یاد خاطره ای افتادم .در زمان دانشجویی یکی از تفریحات سالم دانشجویان در خوابگاه احضارروح بود. یکی از دوستان که ید طولایی در این زمینه داشت هر شب از این ارواح بیچاره میپرسید: ازدواج میکند واسم همسرش چیست .هرکدام از ارواح نیز اسمی میگفت تاقال قضیه را بکند .یکی جهانگیر .یکی دلاور ...بچه ها میگفتن بابا وضعت درسته تو ده مرد رشید رو ردیف میکنی...اما سالها ازان ماجرا میگذره واون دوستم هنوز مجرده...

نکته اخلاقی : به حرف ارواح این روزگارهم نمیشه اعتماد کرد..

گام به گام برای مقابله با بحران

توسط محبوبه علی پور | سه شنبه بیست و هفتم اردیبهشت ۱۳۹۰ |

·         ایران رتبه پنجم مرگ ومیر تصادف رانندگی  در دنیارا داراست.

·         درساالهای اخیر ، 16 زلزله بالای شش ریشتر به طور متوسط  ؛ در کشور رخ داده است ....

اینها  داده های است که هر روزه نهیب می زنند که آسیبهای   بی شماری  مارا تهدید می کند  بنابراین برای مقابل وکاهش صدمات   به آموزش وبرنامه ریزی  جدی  نیاز داریم.    اخیرا نیز سازمان هلال احمر با تاکید بر همین مقوله به ایجاد " نهاد پیشاهنگی " اهتمام نشان داده است . دراین زمینه ، سید علی منیری ، معاون پيش‌دبستاني و دانش‌آموزي سازمان جوانان هلال‌احمر با اشاره به اینکه در سال جاری ، 40 هزار نفر به عنوان پيشاهنگ در اين سازمان جذب خواهند شد به گزارشگر ما گفت: پیشاهنگی یک روش آموزشی است که درحال حاضر در بیش از صد کشور فعال است. براساس این شیوه آموزشی ، دانش آموزانی با   شرایطی نظیر بهره مندی از نشاط،سطح مناسبی از  هوش هيجاني و خلاقيت آموزش خواهند دید.

وی همچنین اضافه کرد: پیشاهنگان طی دوران اموزش خود مهارتها وتوانمندیهایی  در زمینه  مديريت بحران ،  امداد و نجات در حوادث و سوانح، آموزش اخلاق و رفتار اجتماعي،  راهکارهای انسان دوستانه و انس با طبیعت را فرا می گیرند.

مسوولان هلال احمر، معتقدند  با اجرای برنامه تشکیل پیشاهنگان ، قراراست آموزش مستمر وموثری انجام شود .

منیری دراین باره خاطر نشان کرد:  با اجرای یک روز برنامه امداد ونجات ویا  روزی به عنوان زنگ زلزله  ؛ دانش اموزان نمیتوانند امدادگری یا مقابله بحرانها را فرا بگیرند بنابراین سعی شده در این برنامه ، درقالب یک  نظام هدفمند آموزشی ؛ مباحثی ضروری بیان شود. ازهمین رو ؛ درچند مرحله این مهارتها تعلیم داده می شود اینگونه گام به گام ترس آنها را ازحوادث کاهش داده شده و  آنها   با حوادث اشنا میشوند  .به این ترتیب ، آنها محیای    رویارویی با حوادث  می شوند  .

 

* ضرورت آموزش مدیریت بحران

سید جواد زمانی ؛ عضو کمیسیون اجتماعی مجلس شورای اسلامی  نیز در خصوص

 آموز ش مهارتهای مواجهه و مدیریت بحرانها گفت : از انجا که کشورما ، سرزمین  حادثه خیزی  محسوب می شویم ؛هرگونه اموزشی  که آمادگی روبه رو شدن با حوادث وسوانح را فراهم کند ، مفید وسودمند خواهد بود. چنانکه شاهدیم در ژاپن به دلیل زلزله خیز بودن  با  برنامه ریزی و آموزش این آمادگی فراهم شده است . در زمینه آموزش این مهارتها به دانش آموزان نیز به اعتقاد من ، هرگونه اموزش وبا هر عنوانی که بتواند دراین حوزه گروههای دانش اموزشی را  ساماندهی کند ، نقش موثری در برخورد با حوادث خواهد داشت.

حسین ظفری ، مدرس مدیریت بحران در این زمینه به گزارشگر ما اظهارداشت :  از آنجا که ما جز ده کشور سانحه خیز جهان هستیم وهرروزه از گوشه کنار کشور  اخباری مبنی بروقوع حادثه ای را می شنویم . امادگی  رویارویی با این مسایل درجامعه ضروری است .

ازاین رو باید در حوزه نرم افزاری نظیر مباحث مدیریتی وفرهنگی وهمچنین سخت افزاری یعنی ؛ فعالیتها  مقاوم سازی یا سد سازی و..به این امر توجه شود . البته موضوع سخت افزاری وفعالیت دراین زمینه متاثر از مباحث نرم افزاری است . چنانکه اگر بحث  مقاوم سازی ساختمانها  مطرح می شود با یدضرورت اجرای  ان در  پیش زمینه ذهنی  افرادنیز  فراهم شود. درواقع یک شبه نمیتوان طرح وبرنامه های حتی سودمند را به جامعه القا کرد

این کارشناس ارشد مدیریت در سوانح  با اشاره به اینکه  بهترین سن برای اموزش وفرهنگ سازی دوران طفولیت و جوانی است ؛ افزود: هلال احمر با ایجاد نهاد پیشاهنگی حرکت خوبی را شروع کرده است زیرا با اموزش هردانش اموز ، خانواده ای وی نیز میتواند با این مهارتها آشنا شود . به این ترتیب این آموزشها همگانی خواهد شد . ناگفته نماند ؛ زمانی که حادثه ای رخ میدهد ، پیش از حضور نیروهای امدادی  ، افراد حاضر در منطقه میتوانند کمک  قابل توجهی به حادثه دیدگان کنند .به هرروی با اجرا وتوفیق هلال احمر دراین مقوله ، این سازمان میتواند به شعار خود که هر خانواده یک امداد گر جامه عمل بپوشاند.

*  آموزش هرفرد ، هرمکان وهر زمان

سالانه شاهد برگزاری چندین مانورامداد ونجات ویا برگزاری چندین کلاس در زمینه مدیریت بحران هستیم اما هنوز هم بسیاری از مردم توان مناسب رابرای رویارویی با حوادث ندارند .

علت چیست وآیا برنامه تشکیل پیشاهنگی  نیز به همین سرنوشت مبتلا خواهد شد؟

زمانی دراین باره معتقداست : چنانچه قراراست برنامه ای اجرا شود باید دستورالعمل و بنامه های آن نیز مشخص باشد .در واقع برای اجرای آن نیاز به برنامه ریزی ، تامین اعتبارات و مدیریت است .اینگونه تنها با اکتفا به اسم وعنوانی نمیتوان کاری راپیش برد. اما از انجا که سازمان هلال احمر ، در لایحه بودجه سال جاری اعتبارات  کافی دراختیاردارد میتواند در تحقق برنامه هایش موفق باشد.

ظفری نیزبا اشاره به دلایل نا کار امدی برخی برنامه ها  اظهارکرد:  دراین زمینه باید به  چند مساله توجه داشت . نخست ااینکه  بسترها ی مناسب این مقوله برای آموزش فراهم نشده است .  درحالیکه آموزش مساله ای ریشه ای به شمار می آید . چنانکه ژاپنی ها معتقدند : هرفرد ، هر زمان ومکانی نیاز به اموزش دارد.امااز مشکلات اساسی ما در اموزش عدم استمرار است . افراد دانش ومهارتی را می اموزند ومدرک میگیرند اما بعد رها میکنند تا زمانی که به آن نیاز پیداکنند که اغلب نیز داده های ارائه شده را فراموش کرده اند .

وی  همچنین  اضافه کرد: بحث نوع ونحوه  آموزش نیز قابل تامل است . چنانکه حال که قرار است پیشاهنگهای خردسال نیز آموزش ببینند باید   مفاهیم خاص با نحوه ای مناسب درقالبی قابل درک  نظیر بازی ، سرگرمی  و داستان مطرح شود. مباحث در سنین بالاترنیز تخصصی  تر آموزش داده شود.  علاوه بر  آموزش پیشاهنگان نیز میتوان در آموزش سایر داوطلبان دقت کرد ومباحث تخصصی رابا امکانات تخصصی در اختیار آنها گذارد برای نمونه اگر افراد عادی کیف امداد نجات دارند .این گروه متخصص  با ثبت مدارک لازم ،  کیف امداد ونجات تخصصی را دراختیارداشته باشند.

دکتر مصطفی اقلیما : منزلت سالمندان فقط بایک کارت تامین نمی شود

توسط محبوبه علی پور | دوشنبه بیست و ششم اردیبهشت ۱۳۹۰ |

 

آمارها حکایت از رشد سالمندی در جامعه ما دارد این درحالیست که جامعه

هنوز امادگی لازم را برای رویارویی با این مقوله ندارد.  مهمترین مساله

دراین زمینه شرایط نگهداری از سالمندان است . درحالی که خانواده های ما

ناگزیرند در اپارتمانهای 60 50 متری بدون آسانسور زندگی کنند چگونه

میتوان انتظار داشت از والدین سالمند خود نیز نگهداری کنند. همچنین

درحالیکه  والدین سالمندی ،  نود سال سن دارند   به طور حتم فرزند  آنها

نیز 60 -70 ساله است وسالمند محسوب می شود که خود نیاز به نگهداری دارد.

از سوی دیگر خانه های سالمند نیز شرایط مطلوب را ندارد . در واقع آنها

"کاروانسرای سالمندان" است.  چراکه زیر یک سقف بلند سی یا چهل تخت گذاشته

ایم و سالمندی را که روزی برای خودش زندگی وجایگاهی داشت را انجا نگهداری

میکنیم . حال انکه حداقل امکانات برای سالمند ، داشتن اتاقی مجزا

واختصاصی است تا در گنجه ای خاطرات یک عمر زندگی اش را بگذارد.  اما

امروزه  به دلیل فقدان همین امکانات ، خانه های سالمندان ما ، کاروانسرای

سالمندان شده است زیرا بسیاری از انها باوردارند اینجا آمده اند که پس از

مدت کوتاهی بمیرند. درحالیکه باید شرایط به گونه ای باشد که آنها به

زندگی وزیستن فکر کنند.

نکته دیگر اینجاست که هزینه نگهداری سالمندان درهمین مراکز نیزدر حد توان

خانواده ها وسالمند  نیست . سالمندی که بازنشسته است چقدر در امد دارد که

ماهی 600 هزار تا یک میلیون تومان برای هزینه نگهداری خود بپردازد.آن هم

در شرایطی که سازمانهای دولتی نظیر بهزیستی تمام سازمانهای خود رایا

تعطیل کرده اند یا به بخش خصوصی واگذار کرده اند. مساله قابل تاملی که از

لحاظ رفاه اجتماعی توجیهی ندارد. زیرا اغلب نهادها ومراکز اقتصادی   به

بخش خصوصی  واگذار می شود تا بهتراز بخش دولتی در آمدزایی کند. ازاین رو

در کشورهای  پیشرفته ، مسولیت نگهداری از اقشار آسیب پذیر  همانند ؛

سالمندان برعهده دولت است . چنانکه مشاهده میکنیم در برخی از این کشورها

یکی از شرایط شهرداری ، برای  بنای ساختمان ها ؛  ایجاد سوئیتهای یک

خوابه برای سالمندان است . ازطرف دیگر ، شهرداری موظف است برای سرویس دهی

به این سالمندان هفته ای سه روز پرستار دراختیار آنها قراردهد. سه روز

دیگر هفته نیز دانشجویانی که ازشهرداریها حقوق میگیرنداین سالمندان را به

پارک ورستوران وتفریح می برند.

درکشورمانیز باید به دوران" سالمندی سالم " اندیشید . زیرا روند اجتناب

ناپذیری است که همه تجربه میکنند. سالمندی که امروز در خانه سالمندان

نگهداری می شود در  سالهایی نه چندان دور ؛ استاد دانشگاه ، مدیر ویا هر

نیروی کار آمد این جامعه بوده است  حتی .امروز جامعه ازتوان فرزند ان

فرهیخته و کار آمد وی ،  بهره مند می شود. بنابراین حق انها بیش از اهدای

یک " کارت منزلت " است که فقط به اندازه اتوبوس سواری وسینماررفتن کار

آیی دارد. آن هم در حالی که وقتی سالمندی کارت رابه راننده نشان

میدهداوبا دلخوری واخم نگاه کرده  وزمزمه میکند : "این هم قرارنیست بلیط

بدهد... "  اصولا مگر سالمندان ما سالی چند بار سواراتوبوس می شوند.

به هرحال ، اگر به واقع  منزلت سالمندان برایمان اهمیت دارد  وبه آنها

فکر میکنیم بایدبا  برنامه ریزی جامعه را محیای حضور آنها کنیم . برای

نمونه با بودجه های  دولتی  برای آنها گروه های گردشگری تشکیل دهیم .

همچنین برای خدمت رسانی به این گروه

ارزشمند ،می توان  زمینه فعالیت  گروههای مردم نهاد را نیز  فراهم کرد

.درخاتمه بازهم تاکید میکنم : سالمندی برای همه ماست . بنابراین اگر

مسولان کشورما به سالمندی خود میاندیشند باید به سلامت این دوره برای

دیگران نیز فکر کنند .چنانکه در آموزه های دینی ما نیز تصریح شده است:"

هرچه برای خود می پسندی برای دیگران نیز بپسند وانچه برای خود نمی پسندی

برای دیگران نیز نپسند."

 

بیتوجهی به تولیدات آموزشی   مظلومترین جشنواره کشور

توسط محبوبه علی پور | دوشنبه بیست و ششم اردیبهشت ۱۳۹۰ |

کسی به رشد فکر نمیکند

 

قرار است ساعت 18 سه شنبه مراسم  افتتاحیه چهلمین جشنواره فیلم رشد در مشهد برگزار شودو مهمان سرشناس  این نشست ، معاون وزیر اموزش وپرورش است. . ساعت نزدیک 19 است اما هنوز هم خبری نیست .صندلیهای خالی گوشزد میکنند که این جشنواره چندان جدی نیست که کسی بیاید...

معاون وزیر هم برای دیدار با هیاتی از افغانستان به خط مرزی رفته است این رامیتوان اززمزمه هایی آنهایی که هستند ؛ شنید...

جالبتر اینجاست که نشان چندانی از معلمان ودانش آموزان که میتوانند مخاطب جدی جشنواره باشند نیز دیده نمی شود . خیلی از آنهایی هم که روی تک وتوکی از صندلیها نشسته اند نمیدانند برای چه  آمده اند  .

دختر جوانی به دیگری میگوید: میخوان اینجا فیلم نشون بدن....؟

*  جشنواره ای که با چهل سال عمر ریشه ندارد

امروزه بیش از چهل سال از برگزاری جشنواره رشد می گذرد اما حتی قشر فرهنگیان ومعلمانو دانش اموزان نیزانس و آشنایی چندانی با این جشنواره نداردند .گواه این ادعا ، عدم حضور دستاوردها وتولیدات آموزشی جشنواره مزبور در کلاسها ومدارس ماست .

محمد نجات ناظر اجرایی فیلم های رشد وزارت آموزش و پرورش درهمین زمینه  اظهار  میکند به اعتقاد من  این جشنواره ه با قدمتی بیش از چهل سال مظلومترین جشنواره کشور ما محسوب می شود  و با آنکه هرساله شاهد برگزاری آن هستیم  هنوز ریشه در خاک ندارد.وبه جایگاه درخور خود نرسیده است .

وی درادامه میگوید:  برای روشن شدن مساله  بی توجهی به تولیدات ان  باید هرساله .پیش از شروع جشنواره برنامه ریزی کرده  و از کارشناسانی که در این زمینه علم وتجربه دارند دعوت شود  تا علل این کاستی ها ریشه یابی شود.

به هرحال نمیتوان نادیده گرفت که متاسفانه دانش اموزان  وخانواده ها از لوحهای فشرده بی کیفیت وحتی غیرقانونی استفاده میکنند که از نظر تعلیم وتربیت مفید نیست اما رغبتی به محصولاتی که از نظر علمی واموزشی  تایید شده ندارند. وباید این مساله بررسی شده وتلاش گردد  که  تولیدات ارزشمند جایگزین محصولات بی ثمر شود..

 

سید حمید پیش نمازمعاون پژوهش وبرنامه ریزی انسانی آموزش و پرورش خراسان رضوی نیز خاطر نشان می کند :  بی تردید  بهره گیری از دستاوردهای اموزشی جشنوره رشد می تواند در فرایند یادگیری دانش اموزان موثر باشد اما متاسفانه معلمان ودانش اموزان اشنایی  ندارند ودر بحث آموزش هنوز متکی به شیوه های سنتی هستند . در حالیکه برگزاری این جشنواره میتواند به گسترش فرهنگ بهره مندی از فناوری ورسانه های نوین کمک کند .اما  این مقوله هنوز جایگاه خود را پیدا نکرده است . این درحالیست که جاذبه هایی که ابزارهای رسانه ای دارد میتواند در شیوه اموزش مدارس شور نشاط ایجاد کند .

* آموزش سنتی درمدارس

گرچه همگان بر اثار سودمند فیلمهای آموزشی تاکید دارند اما هنوزهم جای این محصولات در مدارس ما خالی است . به راستی علت چیست؟

کامران ملایکه رئیس فناوری اطلاعات اموزش وپرورش خراسان رضوی دراین باره میگوید:  گرچه همیشه اموزش به صورت  چهره به چهره رخ نمیدهد امااز نگاه برخی معلمان  یک اموزش موثر باید چهره به چهره باشد  از این رو از ابزارهای کمک اموزشی  استفاده چندانی نمیکنند .این تنها به واکنش معلمان  خلاصه نمیشود بلکه والدین وحتی دانش اموزان نیز اقبال کافی به این مساله ندارند . چنانکه دانش اموزان حاضرند لوح های فشرده اموزشی را از بازار تهیه کنند اما رغبتی به مشاهده برنامه های اموزشی در رسانه های تصویری ندارند .

وی درادامه می افزاید : شاید یکی از علل این مساله این است که افراد باور دارند ،   برای یادگیری بهتراست ازخواندن ونوشتن بهره جست درواقع کار آمد ترین شیوه  انتقال اطلاعات خواندن ونوشتن است درحالیکه بررسیها نشان میدهد بهترین روش یادگیری مبتنی بر استفاده همسو از حواس پنج گانه است.

* ضعف تبلیغات وامکانات

درحالیکه لبه تیغ انتقاد از   این کاستیها متوجه معلمان ودانش اموزان است .

تقوی  یک مادر کارمند میگوید: این فیلمها چندان دردسترس والدین ودانش آموزان قرار ندارد حتی در فروشگاههای آموزش وپرورش نیز این فیلمها ارائه نمیشود. من سه فرزند دارم و اغلب ازاین فروشگاهها خرید میکنم اما هیچوقت ندیدم در زمینه محصولات این جشنواره تبلیغی شده باشد.

وی میافزاید: اگر درکنارکتابخانه مدارس بانک فیلم نیز ایجاد شود خانواده ها نیز از دغدغه خرید محصولات کمک اموزشی رها  می شوند وبه تدریج این ابزارها گسترش پیدا میکدند

سلیمانپور مشاورتحصیلی نیز ضمن تاکید برجنبه های مثبت بهره مندی از تولیدات جشنواره رشد اظهار میکند :. براساس تجربه  چندسال حضور در این جشنواره دریافتم   . اغلب  آثار ارائه شده در جشنواره مزبور دارای بعد  تربیتی است تا اموزشی بنابراین برای معلمان ومشاوران  سودمند است . همچنیناین تولیدات میتواند ،   فرصت دانش افزایی را برای معلمان ووالدینی   که انگیزه یا زمانی  برای مطالعه ندارند ، فراهم کند

ازسوی دیگر به منظور افزایش ثمرات آن بهتر است که به هنگام نمایش تولیدات اموزشی جلسات نقد وگفتگو نیز برگزار شود

این مشاور تحصیلی همچنین خاطر نشان میکند: تا انجا که مطلع هستم ، درحال حاضر در بیشتر مدارس امکان وفضای مناسب برای  استفاده از این محصولات وجود ندارد ازاین رو میتوان برای چند مدرسه فضای مطلوب ارائه این اثار فراهم شود.

 

* باید تشنگی ایجاد کرد

با توجه به انچه گفته شد باید دید ، متولیان نظام آموزشی ما تا چه حد به گسترش ابزار وفناوریهای نوین رغبت نشان میدهند؟

 ملائکه دراین باره معتقد است : هدف دولت استفاده از فناوریهای ا موزشی نوین هست اما در عمل این اتفاق به دلایل مختلف مشاهده نمی شود.

 

پیشنماز نیزبا اشاره به اینکه  به کارگیری از ابزارهای نوین اموزشی نسبت به گذشته بهتر شده است اما به آن حدانتظار ی  که وجود داشته نرسیده است  خاطر نشان میکند :از سوی مسولان آموزشی در خرید وفراهم کردن این امکانات کوتاهی وجود ندارد.

.مساله اصلی تقاضاست. وقتی متولیان اموزش تقاضایی از سوی معلم ودانش اموز نمیبینند اعتبارات وهزینه ها را نیز در جایی دیگر صرف میکنند . چرا کلاسهای کنکور رونق دارد وبرای آنها هزینه می شود چون تقاضا زیاد است . ما باید تشنگی برای استفاده از ابزارهای نوین را ایجاد کرد تا تقاضا بیشتر شود.

 

 

تامل

توسط محبوبه علی پور | یکشنبه بیست و پنجم اردیبهشت ۱۳۹۰ |
طی روزهای اخیر از وضع اسفناک زنان در کنگو زیاد میخوانیم ومی شنویم .چنانکه دریکی از آخرین اخبار آمده بود :

با انجام تحقيقات جديد مشخص شد بدترين كشور دنيا براي زنان   كشور آفريقايي كنگو است، بر اساس اين تحقيق روزانه 1152 زن در كنگو مورد تجاوز قرار مي‌گيرند كه برابر 48 زن در ساعت است.

 به گزارش خبرگزاري فارس، اين ميزان 26 برابر بيشتر از تخمين‌هاي قبلي از 16 هزار مورد تجاوز گزارش شده در يك سال توسط سازمان ملل متحد است.

 نتايج اين تحقيقات كه در مجله آمريكايي بهداشت عمومي منتشر خواهد شد نشان مي دهد بيش از 400 هزار زن در دوره 12 ماهه اي بين سال 2006 تا 2007 مورد تجاوز قرار گرفته اند.

 به نوشته آسوشيتدپرس به طور ميانگين از هر يك هزار زن كنگويي 29 زن مورد تجاوز قرار گرفته اند به اين معني كه در بخشهايي از كنگو كه تحت تأثير جنگ نيستند يك زن كنگويي 58 برابر بيشتر از يك زن آمريكايي در خطر قرباني تجاوز شدن قرار دارد.

 كارشناسان هشدار مي دهند كه آمار سازمان ملل بسيار محافظه كارانه بوده و تنها شامل موارد رخ داده توسط نيروهاي نظامي است و آمار واقعي بسيار بيشتر از اين است.

 

تامل

توسط محبوبه علی پور | یکشنبه بیست و پنجم اردیبهشت ۱۳۹۰ |

امروز خبری درایرنا خواندم که با توجه به اطلاعاتی که این روزها از رشد دو ونیم درصدی  حضور زنان در بازار کار میبینم شگفت آور بود. چنانکه داده های آن سطر به سطر با یکدیگر متانقض مینمود. دراین خبر رييس كميسيون بهداشت مجلس خواستار فراگير شدن طرح كاركردن پاره وقت زنان شد

درادامه این خبرمیخوانید:  'حسينعلي شهرياري ' نماينده زاهدان در مجلس شوراي اسلامي افزود: امروزه با توجه به ارتقاي سطح علمي و توانمندي زنان در حوزه هاي مختلف تخصصي و علمي ، شرايط مساعد اجتماعي و نيازهاي اقتصادي خانواده ها ميزان گرايش زنان به فعاليت خارج از خانه افزايش يافته است.

وي تصريح كرد: از اين رو، وضعيت فعاليت زنان در جامعه بايد به گونه اي طراحي شود كه حضور آنها در جامعه، لطمه اي به خانواده و فرزندان وارد نكند.

وي ادامه داد: بايد در حوزه زنان كارهاي جدي تري انجام شود تا زنان به ويژه در دوران بارداري، شيردهي و داشتن كودك زير هفت سال، ساعات بيشتري را در خانه و كنار خانواده باشند و كودكان به دليل نبودن مادر، مجبور به رفتن به مهدهاي كودك يا ماندن نزد پدر بزرگ ها و مادر بزرگ ها نشوند.

شهرياري حفظ سلامت، به ويژه سلامت رواني مادران را براي ارتقا سطح سلامت اجتماع و توسعه كشور امري ضروري دانست و اضافه كرد: سلامت رواني، معنوي و جسماني نسل آينده از مهم ترين موضوعاتي است كه بايد از سوي تمامي مسوولان كشور مورد توجه قرار گيرد و البته اين مساله در سايه ارتقاي سطح زندگي زنان، سلامت مادران و در نهايت نحوه فعاليت اجتماعي آنان محقق مي شود.

وي با بيان اينكه با توجه به نياز جامعه به حضور فعال تر زنان در عرصه هاي مختلف بايد شرايط براي حضور جدي تر و بيشتر آنان فراهم شود، تصريح كرد: به جاي 44 ساعت كار در هفته فقط 20 ساعت كار بايد از زنان خواسته شود اما حقوق كافي براي داشتن يك زندگي استاندارد در اختيار آنان قرار گيرد.

رييس كميسيون بهداشت و درمان مجلس شوراي اسلامي با بيان اينكه در شرايط فعلي، درآمد مردان به تنهايي پاسخگوي نيازهاي اقتصادي خانواده ها نيست، گفت: بايد از توانمندي زنان در پيشبرد اهداف و توسعه كشور استفاده شود زيرا تحصيلات و كسب تخصص از سوي زنان، هزينه هايي را به جامعه تحميل مي كند كه خانه نشيني و عدم بهره مندي از توانايي هاي آنان، اين هزينه ها را به هدر خواهد داد.

وي انتخاب 'مرضيه وحيد دستجردي ' را از سوي رييس جمهوري به عنوان وزير بهداشت، درمان و آموزش پزشكي در راستاي شايسته سالاري و توانمندي بالاي زنان ايراني عنوان كرد و گفت:‌ البته هنوز اهداف مورد توجه وزير بهداشت در زمينه ارتقاي سطح سلامت زنان با اجراي معاينات دوره اي و برنامه هايي از اين قبيل، محقق نشده است.

* من که سرانجام پیام این خبر را متوجه نشدم...به نظرتان زنان مشارکت اجتماعی داشته باشند یا خانه نشین شوند....

* درجامعه ای که کار پاره  وقت با دستمزد ۱۰۰ تا ۱۵۰ هزارتومان بیگاری است . چگونه میتوان این سخنان  را توجیه کرد....

 

نگاهی به پدیده تک فرزندی درجامعه

توسط محبوبه علی پور | یکشنبه بیست و پنجم اردیبهشت ۱۳۹۰ |

 

جای نگرانی نیست! هنوز رشد جمعیت ما مثبت است

در سالهایی نه چندان دور ،  خانه ها پر بود از ولوله بچه های قد ونیم قد ی که با رهایی مطلق میدویدند ، از درخت توتی بالا می رفتند و... .اما حال که از طبقه به طبقه منازل عمودی بالا می رویم فقط گاهی صدای زمزمه کودکی را می شنویم. دیگر کم خانواده ای است که حاضر باشد چندین فرزند داشته باشد شاید .مهمترین دغدغه امروز جامعه ،  رواج خانواده های تک فرزند باشد.

* فرهنگ کاهش  جمعیت

دکتر حامد بخشی ، دکترای جامعه شناسی توسعه با تاکید بر اینکه ، نرخ جمعیتی ما هنوز مثبت است و اغلب خانواده ها دوفرزند دارند ازهمین رو به وضعیت نگران کننده در غرب  نرسیدم ، میگوید : این مقوله ازابعاد متعدد قابل بررسی است چنانکه میتتوان  تک فرزندی را  به عنوان یک بحث فردی در عرصه   کاهش موالید    بررسی کرد . علل کاهش موالید درایران وحتی جهان بحث سیاستهای جمعیتی است که تاثیر قابل توجهی در توسعه  داشته است   

وی همچنین درادامه می افزاید : باورهای  فرهنگی نیز  به عنوان یکی از علل عمده دراین زمینه موثر بوده است چنانکه  درحال حاضر اندک اند والدینی که بیش از سه یا  چهار فرزند داشته باشند. حتی در میان مناطق وطبقات پایین جامعه این مساله مشهود است .در واقع  این نگاه فرهنگی به فرزند زایی در عمیق ترین وپایین ترین بخشهای جامعه نیز نفوذ کرده است.  چنانکه شاهدیم سیاستهای تشویقی برای افزایش فرزندان در سالهای اخیر نیز با اقبال چندانیازسوی مردم روبه رونشده است.

این پژوهشگر اجتماعی اضافه میکند : ازتاثیرنگاه اقتصادی دراین زمینه  نمیتوان غفلت کرد  چراکه درنظام مدرنیزم طبقات سیال شده و افراد سعی  میکنند با در امد زایی وکاهش هزینه های زایدی که به طور غیر مستقیم تحمیل می شود ؛ شرایط  بهره مندی  خود ازمسایل مادی را افزایش بدهند. ازاین رو ، امروزه  از تعداد فرزندان به دلیل  هزینه های پرورش فرزندان کاسته شده است  که متاثراز  توسعه فرهنگ پولی درجامعه می باشد.  .در جامعه ای که فرهنگ پولی وجود ندارد درک دقیقی از هزینه خانواده نیز مشاهده نمی شود از این رو ، خانواده دغدغه تولد وهزینه پرورش فرزند را ندارد. این درحالیست که با حاکمیت فرهنگ پولی درجامعه ؛محاسبه گری وعقلانیت نیز حاکم می شود.  

بخشی درادامه اظهار میکند ؛ امروزه هزینه های فرزند زایی هم بالارفته وهم مشروط شده است ازاین رو هرکس متناسب با وسع خود صاحب فرزند می شود .اینگونه به دلیل خط فقر ، پایین بودن سرانه در امد طبقه متوسط وپایین که حدود 80 درصد جمعیت را تشکیل میدهند  .این طبقات وضعیت درآمدی شان به گونه ای است که کاهش تعداد فرزندان تاثیر قابل توجهی برزندگی دارد.

فرشته سمیعی مشاورخانواده نیز دراین باره میگوید: از انجا که هدف اصلی والدین امروزی از فرزند زایی ، فرزند پروری است سعی دارند با  کاهش تعداد فرزندان بر کیفیت پرورش آنها بیفزایند . زیرا نیازهای تربیتی وپرورشی کودکان امروز افزایش یافته است . کودک امروزی دیگر با  دنیای محدود نیازها وخواسته های والدینش  ؛ راضی نمی شود وجهان خاص خودش را می طلبد که نیاز به صرف هزینه هاو انرژیهای گوناگون  است.

 

*  والدینی که عصای پیری ندارند

زن با طنزی شیرین میگوید: وقتی به شجره خانوادگیم نگاه میکنم  از نقاط قوت ان کثرت عیال وفرزنداست . مادر بزرگم   با همه تلفاتی که داشته صاحب نه فرزند شده  ، .مادرم هفت  فرزند .من چهار  فرزند ودخترم با قیافه ای درهم میگوید: همین یکی هم زیاده .همینم اوردم که نگن اجاقش کوره...

 

دکتر حامد بخشی با اشاره  اینکه عوامل انگیزه فرزند اوری درجامعه کاهش پیدا کرده است  ؛ میگوید: پیش ازاین در فرهنگ قبیله ای وایلاتی وجود فرزندان به ویژه پسر ،  به عنوان انگیزه ای برای تداوم نسل ونیروی کار محسوب می شد .اما درحال حاضر با وجود حمایتهایی نهادهای بیرونی ازخانواده حال این انگیزه درجامعه ضعیف شده است .

درتفکر جامعه سنتی نیز والدین فرزندی می آوردند که باعث بقا ودوام راه آنهاباشد درواقع مادران دروجود دختران و پدران دروجود پسران زنده می ماندند اما در جامعه مدرن چنین نیست .بلکه به دلیل شرایط سیال جامعه افرادبه دنیال شرایط وجایگاه مطلوب خود هستد.

وی درادامه اظهار میکند : مقوله دیگر، شکاف نسلهاست . زیرا  دلیل آنکه والدین بنابردلایل گوناگون  زمان کمتری رابا فرزندان سپری میکنند . ارتباط وتعامل انها چندان محکم نیست .  .از طرف دیگر والدین امروزی نیز چون گذشتگان چشمداشتی به حمایت فرزندان ندارند. دیگر در باور والدین فرزندان عصای پیری نیستند  زیرا نهادهای بیرونی نظیر خانه های سالمندان وبیمه ها این حمایتها را انجام میدهد.

* محو وحذف آدمها

درجمع دوستانه ای خبر قبولی " فرشته "را دردانشگاه میدهند . قراراست برود شهرستان . یکی از میهمانها با نگرانی میگوید : خوابگاه دارن ؟

فرشته با تبسم جواب میدهد : خونه خاله ام می روم. خانم میانسالی میگوید: خوش به حالت .نه مامانم خاله داشت .نه خودم نه بچه هام...میهمان دیگری جواب میدهد: نگران نباش با این وضعیت کلا نسل خاله وعمه چند سال دیگه ور می افته....

 

برخی معتقدند با رواج تک فرزندی روابط خانوادگی کاهش یافته  وبرخی بستگان نظیر عمه وخاله محو می شوند .آیا این میتواند نگران کننده باشد؟

حامد بخشی این مقوله را چندان نگران کنندهنمیداند ومیگوید :  درحال حاضر نیز ازلحاظ ذهنی روابط با این گروه خویشاوندان  کاسته شده است اما در آینده به طور ظاهری حذف می شوند. درمقابل نیز شبکه های اجتماعی جدید همانند دوستان وهمکاران جایگزین این مقوله می شود.چراکه امروزه ، تاثیر  روابط خانوادگی وخویشاوندی  به لحاظ مادی ومعنوی کم شدهاست ودیگر این گروه ، چندان  پشتوانه محسوب نمی شوند .حتی این خویشاوندان خود نیز انگیزه ای برای نقش حمایتی از  نسل جوان ندارند چون منافع این روابط خانوادگی کاهش پیدا کرده است .

* تک فرزندی محاسن ومعایب

علاوه بر ابعاد اجتماعی حاکم برمقوله تک فرزندی ، ازدغدغه های مهم والدین پرورش ورشد آنها ست .

فرشته سمیعی با تاکید براین که تک فرزندی یا داشتن چندین فرزند مزایا ومعایب خود ش را دارد ؛ میگوید:  از محاسن زندگی این کودکان این است که آنان زودتر به بلوغ اجتماعی رسیده و روحیه اجتماعی قوی دارد . همچنین از انجا که مورد توجه تمام خانواده است ، احساس امنیت  وخود ارزشمندی بیشتری میکند . اما همین حمایتها ی افراطی میتواند عواقبی را به همراه داشته باشد . چنانکه این کودک را دربرابر مسایل ومشکلات آسیب پذیر  میکند. ازاین رو باید والدین با فراهم کردن شرایط نظیر گسترش روابط باهمسالان این صدمات را کاهش بدهند .

خرده ریز

توسط محبوبه علی پور | شنبه بیست و چهارم اردیبهشت ۱۳۹۰ |
دیشب فیلم " بانو"ی مهرجویی را میدیدم .وقتی بانو مینوشت " متنفرم" خوب درک میکردم . نفرت ...تنفر... کلماتی که به وضوح میتوان سنگینی آزارش را حس کرد.

*پ.ن : فردی که انتقام میگیرد بیش از فردی که مورد غضب گرفته رنج میکشد....

روایتهایی از جنس چندم

توسط محبوبه علی پور | جمعه بیست و سوم اردیبهشت ۱۳۹۰ |
یکی در وبلاگش درباره مردهای ایرانی نوشته بود. من از این مردها متنفرم. اما  دو خواهر زاده عزیز م  پسرند    نمی دانم فردا هم آنها اینقدر آشغال ونفرت انگیز می شوند...

درجستجوی مادر

توسط محبوبه علی پور | جمعه بیست و سوم اردیبهشت ۱۳۹۰ |
از کارتونهای ما بچه های دیروز  کارتونی بود به نام " درجستجوی مادر" که داستان پسرکی به نام مارکو است که روزها در جستجوی مادرش- که به دلیل حادثه فراموشی گرفته است - است وسرانجام اورا می یابد.اما این داستان اینروزها به گونه ای دیگر  رنگ واقعیت به خود گرفته است.

چنانکه رسانه های بولیوی اعلام کردند . «فرانكلين ويلكا هوآناكو» يك پسر 10 ساله اهل بوليوي با پنهان ساختن خود داخل يك محفظه فلزي در زير يك كاميون يك‌هزار كيلومتر پيمود تا به شيلي رسيد.

 اين پسر 10 ساله به تلويزيون دولتي شيلي گفت: سه سال و نيم پيش مادرم را به اتهام حمل مواد اوليه ساخت كوكائين دستگير كردند و او را به منطقه‌اي در شيلي تبعيد كردند. به همين دليل، تصميم گرفتم براي ملاقاتش اين مسير طولاني را بپيمايم.

 

براساس اعلام رسانه‌هاي رسمي شيلي پس از آن كه اين كودك در شيلي از كاميون پياده شد به دليل وضعيت نامناسب جسماني توسط يك زن كه او را در خياباني پيدا كرده بود مورد مراقبت قرار گرفت.

همچنين براساس گزارش خبرگزاري آسوشيتدپرس، مادر اين پسربچه 10 ساله نيز كه ماه گذشته از زندان آزاد شده بود در خارج از منطقه «كوچابامبا» در شيلي مشغول به كار است و اين پسربچه بايد براي ملاقات با مادرش به آن منطقه برود.

ورزش مدارس و تداوم افراط و تفریطها

توسط محبوبه علی پور | دوشنبه نوزدهم اردیبهشت ۱۳۹۰ |

 

پس از سالها گویی طلسم کم کاری نظام آموزشی کشور درمقوله  ورزش مدارس شکسته شده وحال متولیان آموزش   تلاش می کنند برای جبران این سال ها سنگ تمام بگذارند .

آموزش شنا و تيراندازي ، افزايش 3 ساعت درس ورزش ، ایجاد مدارس ورزشی و

تدريس   ژيمناستيك از برنامه هایی است که فقط در سال گذشته به ان پرداخته

شده است .اما این تلاشها به همین جا ختم نمی شود.چنانکه به تازگی وزیر

آموزش وپرورش ، از اموزش طناب زنی برای دانش آموزان دوم ابتدایی در سال

آینده  خبرداد .

* طناب زنی اری یا نه؟

اما باید دید اجرای این برنامه تاچه حد میسر وموثر خواهد بود؟

نورالله حیدری دستانی ، سخنگوی کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس شورای

اسلامی با مفید دانستن گسترش فعالیتهای ورزشی درمدارس ،  دراین باره

اظهار می گوید: از انجا که کاهش فعالیتهای جسمی وبدنی درمدارس منجر به

خمودگی وکم تحرکی دانش آموزان می شود و برروند یادگیری تاثیر خواهد گذاشت

.متولیان امر، به دنبال این هستند که انجام فعالیتهای ورزشی را نهادینه

کنند. ازاین لحاظ پرداختن به مقوله ورزش مدارس قابل توجه است   اما تشخیص

اینکه ، چه ورزشی برای چه سن وجنسی توصیه شود نیاز به بررسی کارشناسان

دارد. به این ترتیب ، انجام فعالیتهای ورزشی مناسب  عوارضی را در پی

نخواهد داشت.

وی درادامه افزود: درحال حاضر فعالیت ورزشی دانش آموزان ما کلیشه ای شده

است که با رواج گونه هاو رشته های مختلف می توان تنوع حرکات ورزشی را

افزایش داده وبه دنبال ان بر مشارکت ورغبت بیشتر دانش آموزان دراین زمینه

افزود.

دکتر محمد علی یثربی ، مدرس تربیت بدنی نیز باتاکید بر ضرورت توجه به

ورزش مدارس خاطر نشان می کند: مهمتریم مقوله درانجام ورزش فراهم شدن

شرایط اجرای مطلوب آن است.  بنابراین اگر بهترین ورزش با امکانات نامناسب

انجام شود ، نتایج سودمندی نخواهد داشت . ازاین رو برای اجرای هرگونه

فعالیت ورزشی باید زیر ساختهای اجرای آن نیز فراهم شود.ورزش طناب زنی

وگسترش آن نیز از این امر مستثنی نیست .به این ترتیب باید مشخص شود برای

اجرای آن چه برنامه و با چه شرایطی پیش بینی شده است  .

* گرفتاردر افراط وتفریط

درحال حاضر شاهد اجرای آموزش شنای اجباری در پایه سوم ابتدایی هستیم .

برنامه ای که تا به امروز حرف وحدیثهای متعددی را به همراه داشته است.

درهمین زمینه حیدری ، عضو کمیسیون آموزش وتحقیقات مجلس شورای اسلامی

اظهار می کند: از زمان طرح این موضوع تا به امروز، نقد ونظرهایی گوناگونی

برآن وارد شده است که مهمترین مسایل مرتبط با آموزش شنا درمدارس ، کمبود

مربی ،استخر ومشکلات ایاب وذهاب دانش اموزان است. ازاین رو معتقدم ،

الزام به هر برنامه ای بدون فراهم ساختن زیر ساختهای ان مشکلاتی را پیش

می آورد.

وی همچنین تاکید کرد: گرچه ما در زمینه توجه  به ورزش مدارس پیش از این

گرفتار تفریط بودیم اما نباید شرایطی را فراهم کنیم که دراین عرصه دچار

افراط شویم .زیرا اینگونه به سایر بخشها لطمه وارد می شود.

دکتر یثربی نیز درهمین زمینه خاطر می گوید: گرچه همگان برتقویت ورزش

درمدارس تاکید دارند اما باید این فعالیتها منجر  به نتایج سودمندی

شود. ازاین رو اندیشه ، اموزش شنادرمدارس قابل ارزش  است اما با توجه به

مشکلاتی که با اجرای  نامناسب آن می تواند رخ دهد  نیازبه بررسی وتامل

دارد. ازاین جمله می توان به  بهره مندی از استخرهای مناسب وبهداشتی

اشاره کرد .

این مدرس دانشگاه همچنین خاطر نشان می کند : علاوه بر دقت در سلامت

جسمانی باید در آموزش شنا به سلامت روانی دانش آموزان نیز توجه شود .زیرا

تعدادی از افراد دچار آب هراسی وآب گریزی هستند. ازاین رو در طی دوره

مربیگری به مربیان آموزش داده می شودکه افراد چند جلسه به طور مقدماتی

وارد آب شوند. تا به تدریج برترس خود غلبه کنند. اما برخی شواهد نشان می

دهد که در مقوله اموزش شنای دانش آموزان به  این مساله کمترتوجه می شود .

کیمیا –ه مادر یکی از دانش اموزان درهمین باره اظهارمی کند: از آنجا که

فرصت آموزش شنای  دانش اموزان 12 جلسه یک ساعت ونیمه است .مربی فرزندم

اصرارداشته که دانش آموزان در جلسه دوم به قسمت عمیق بروند. فرزندم  هم

از این مساله دچار اضطراب شده وهنوز از آب می ترسد . او مدام می گوید شنا

رادوست ندارم .فکر نمی کنم این درس راقبول شوم. برای کمک به وی  با همان

مربی  برایش کلاس خصوصی شنا  گرفته ام  چرا که مدرسه گفته تا  پایان پنجم

ابتدایی باید شنا را بیاموزند .در غیر اینصورت نمی توانند به دوره راهنمایی بروند.

* فرجام سخن...

درحالی  نظام اموزشی ما درسالهای اخیر به ورزش مدارس توجه بیشتری نشان می

دهد که پاره ای از چالشهای متعدد  این حوزه همچنان به جاست مهمترین معضل

در این زمینه کمبود فضای ورزشی است.  به طوری که درحال حاضر سرانه فضای

ورزشی مدارس کشور ۳۰ سانتیمتر براورد شده است حال انکه قرار بود این رقم

تا پایان برنامه چهارم توسعه کشور  به یک متر مربع برسد .به هرحال

امیدواریم اجرای اینگونه برنامه ها حکایت "افتابه لگن صد دست، شام وناهار

هیچی" نشود....

 

 

پافشاري زنان براي حضور در عرصه اشتغال

توسط محبوبه علی پور | شنبه هفدهم اردیبهشت ۱۳۹۰ |

  بحث كاهش ساعت كار بانوان از مباحث دنباله داري است كه از دور چهارم مجلس شوراي اسلامي مطرح

 شده وهمچنان هر ازگاهي بيان مي شود. اما همچنان بي ثمر مانده تا آنجاكه شواهد نشان مي دهد، زنان رغبتي به استفاده از چنين قوانيني ندارند. به راستي چرا چنين است ؟

طرحي كه مصوبه ماند

منيره نوبخت عضو شوراي فرهنگي اجتماعي كه خود از فعالان تصويب قانون كاهش ساعت كار زنان در مجلس شوراي اسلامي بوده است دراين باره مي گويد : به موجب قانون مربوط به «خدمت نيمه وقت بانوان»، مصوب 1362 و قانون نحوه اجراي آن مصوب 1364 و همچنين اصلاحات انجام شده در سال 1376، در صورت تقاضاي بانوان كارمند رسمي و ثابت و موافقت بالاترين مقام آن سازمان، ساعت كاري بانوان شاغل مي تواند به صورت نيمه وقت يا سه چهارم ساعت كار، كاهش يابد. اين قانون زماني كه به تصويب رسيد با موافقت دولت وقت، همراه نبود .ازاين رو تلاشي براي اطلاع رساني، اجراي آن وحتي تدوين آيين نامه آن صورت نگرفت. اينگونه فقط در حد يك مصوبه باقي ماند .از اين رو با گذشت بيش از بيست سال از تصويب آن، هنوز هم زنان اطلاعي از آن ندارند.

وي همچنين مي افزايد: نكته ديگر اينكه، بنابرمصوبه ياد شده؛ اين كاهش ساعت كار بدون پرداخت حقوق بود.

بنابراين انجام آن براي بانوان محدوديتهاي اقتصادي را به همراه داشت. اين درحالي است كه بانوان بسياري در تأمين معيشت خانواده مؤثر هستند. بنابراين ناچارند با چشم پوشي از اين قانون، به كارهاي با فشار بيشتر تن بدهند.

ترس ازبيكاري

 

بنابرپژوهشهاي انجام شده، وضعيت بازار كار زنان در ايران، بازار كاري با نوسانات زياد به شمار مي آيد. به گونه اي كه بررسيها نشان داده هر قدر بر ميزان مشاركت زنان در عرصه هاي اقتصادي افزوده شده، به دنبال آن نيز نرخ بيكاري رشد داشته است .

الهه - ن، كارمندي با 13 سال سابقه اشتغال دراين باره مي گويد: ترديدي نيست كه چنين قوانيني به سود زنان است. زيرا زنان به دليل شرايط خاص جسمي ووظايف مضاعفي كه برعهده دارند، فرسودگي زود هنگام را تجربه مي كنند اما از آنجا كه امنيت شغلي براي ادامه فعاليت آنان وجود ندارد .ترجيح مي دهند شرايط عادي را طي كنند.وي كه كارمند رسمي است، ادامه مي دهد: درحالت عادي اشتغال با وجود آنكه زنان با تعهد بيشتري به فعاليت مشغولند اما از مزاياي كمتري بهره مند هستند. اين در حاليست كه در پژوهشها علت عدم فرصتهاي برابر حرفه اي را ضعف اعتماد به نفس زنان مي دانند. اما هيچكس نسبت به اعتماد به نفس وتوانمندي مردان تحقيقي انجام نمي دهد.

 

حذف تدريجي زنان

 

دكتر اميليا نرسيسيانس، عضو هيات علمي دانشگاه تهران خاطر نشان مي كند: درحال حاضر، بانوان شاغل براساس تصميمي جدي وخودجوش، بدون انكه تفكر خاصي آنها را واداركند نسبت به قبول قوانين مربوط به كاهش ساعت كار علاقه چنداني ندارند.واين همان رويه اي است كه در تحصيل در دانشگاه مي توان مشاهده كرد.

وي مي افزايد: شايد اجراي اينگونه قوانين، براي زنان نسل اول مفيد باشد .اما به مرور زمان، باعث كاهش حضور نسلهاي بعد در عرصه اشتغال واقتصاد شده وبه تدريج آنان را از اين گردونه حذف مي كند. از همين رو ، آنان علاقه اي به پذيرش چنين قوانيني نشان نمي دهند. البته شرايط بازار كار نيز پذيراي اين مسايل نيست. زيرا نمي توان كارفرمايي را واداركرد تا از نيروي انساني زنان با مسووليت كمترو حقوق كافي بهره مند شود.

 

هراسهاي زنانه از دوركاري

 

با ناكام ماندن اجراي اينگونه قوانين، در سالهاي اخير دولت نيز به دنبال اجراي دور كاري است. اما بايد ديد اين قانون ميتواند جوابگوي خواسته هاي بانوان باشد؟

فاطمه آليا عضو فراكسيون زنان مجلس نيز با اشاره اينكه آيين نامه دوركاري با اولويت زنان جايگزين مصوبه كاهش ساعت كاري زنان مي شود.معتقد است: با توجه به آنكه اين قانون به صورت بخشنامه عمومي و قانوني به دستگاههاي مختلف ابلاغ شده است به همين دليل استفاده از آن خيلي نيازي به موافقت مدير مربوطه ندارد.اين درحاليست كه منيره نوبخت اظهار مي كند: به جزدر تبصره ماده 4 آيين نامه دوركاري توجهي شفاف به وضعيت شغلي زنان نشده و در واقع مسير را براي اشتغال اين گروه بازنكرده است .اما به طور كلي اكثر بانوان شاغل از مصوباتي كه باعث كاهش ساعت كار آنان شود استقبال مي كنند.فروزنده نيز اظهار مي كند: براي اجراي چنين طرحهايي بايد تحقيقات كلاني صورت بگيرد تا به روشني مشخص شود چه زنان ودر چه مشاغلي ميتوانند از اين شرايط استفاده كنند. چرا كه هنوز هم برخي كاركنان به ويژه نيروهاي پاره وقت و پروژه اي نگران شرايط اشتغال خود هستند وتصورمي كنند تا حضور فيزيكي نداشته باشند؛ كارفرما نيازي به فعاليت وي احساس نخواهد كرد. ازاين رو بايد پشتوانه هاي اجراي اين قوانين فراهم شود.اين درحالي است كه يكي از نگراني هاي شاغلان بخصوص زنان شاعل در خصوص طرح هايي چون دوركاري اين است كه بسياري از كاركنان معتقدند اين طرح ها به معناي تعديل نيروست ونيرويي كه رفت معلوم نيست دوباره به شرايط عادي كار برمي گردد. بنابراين طرح يادشده با مزايايي كه دارد هنوزبراي كاركنان به خصوص زنان ابهاماتي دارد كه قبل از اجرا بايد روشن بشود. 

  

 

آدمهایی که طور دیگری هستند....

توسط محبوبه علی پور | سه شنبه سیزدهم اردیبهشت ۱۳۹۰ |
به دلیل ارتباط تنگاتنگی که اصحاب رسانه با جامعه ومردم دارند .قضاوت انها درباره مسایل وافراد واقعی تر به نظر می رسد. برای مثال وقتی که استاد یا نماینده ای در کسوت حرفه خود با مردم مواجه می شود اغلب شان وجایگاه خاص وبرتری برای او قایلند .اما همین افراد وقتی قرار است به عنوان مصاحبه شونده ظاهر شوند شرایط دیگری به خود میگیرند. به طوری که در طی دوران اشتغال ادمهای اسم ورسم داری را دیده ام که برای تاخیر چند دقیقه ای در زمان مصاحبه تلفنی ازاین مسایل طفره رفته اند . این درحالیست که خودم   بارها به دلیل خلف وعده های این افراد سرگردان شدم وبا تاخیر به کارم رسیدم .نمیدانم شاید آنها آدم تر ند وحق بیشتری در کنترل روابط دارند....

برای دوستم ندا

توسط محبوبه علی پور | شنبه دهم اردیبهشت ۱۳۹۰ |

فکر می کردی

هیچگاه تنها نخواهی ماند؟

برگ خشکیده ی درخت چنار!

فکر می کردی

همیشه صدای زنگوله ها آرامت خواهد کرد؟

بره ی گمشده ی خوش خیال!

دیگر کسی نیست

که با او بفهمی

هنوز زنده ای.

* حامد حبیبی

چهارديواريهايي كه اختياري نيست  

توسط محبوبه علی پور | شنبه دهم اردیبهشت ۱۳۹۰ |

 چند روز است كه ميگرنم عود كرده است. قرصي بالا مي اندازم وروسري را تاروي چشمم پايين مي كشم

 ومحكم مي بندم. آماده مي شوم تا نوبت چهارم كارم راكنار تخت خواب پسرم شروع كنم. تب دارد ونفسهايش داغ است. دستمال خيس را روي پيشانيش مي گذارم. ساعت از دونيمه شب گذشته است. پسرم باگونه هاي برافروخته ناله مي كند ومن آرام نوازشش مي كنم.... ناگهان با صداي مهيبي پسرم از خواب مي پرد. صدا از طبقه بالاست .بعد ازچند لحظه، خنده هولناكي در راهرو ساختمان مي پيچد. طنين گامهايي كه تمامي ندارد، روي سرم هوار مي شود. شال وكلاه مي كنم و به طبقه بالا مي روم. مرد همسايه در راباز مي كند وبراق روبه رويم مي ايستد، بعد از چندين ماه همسايگي، خوب مي دانم كه محال است كه اين جماعت را مجاب كرد، اما معترضانه مي گويم

- فكر كردم خونه تون منفجر شده ...

مرد با خنده اي بي تفاوت مي گويد: نه چيزي نيست. من رفتم روي اوپن تا نور مخفي هاي بالاش رو تعمير كنم، بعد پريدم....وزنش را سر انگشتي در ذهنم محاسبه مي كنم، قطعاً نبايد كمتر از صد كيلو باشد...

بگو مگويمان بالا مي گيرد و هر لحظه من واو عصباني تر مي شويم .... اما مردهمسايه همچنان اصرار دارد چيزي نشده... خونه خودشه ...چهار ديواري اختياري...

 

تجربه هاي ناخوشايند

 

چند سالي است كه آپارتمان نشيني عادي ترين صورت زندگي بيشتر ما شده است، اما اين پديده شهرنشيني هنوزهم مزايا وصد البته معايب انكار ناپذير خودش رادارد.عليرضا -ش57 ساله مي گويد: مدت 6 سال است كه درآپارتماني درساختمان هشت واحدي زندگي مي كنم. طي اين مدت تجربه هاي تلخ وشيريني داشتيم، اما متأسفانه رفتارهاي ناخوشايند بيشتربوده كه مي توان به رفت وآمدهاي بي موقع، بي دقتي به مسايل بهداشتي ساختمان،بي توجهي نسبت به حريم خصوصي،رفتارهاي عجيب همسايه ها و مشاجره هاي خانوادگي اشاره كرد.

نازنين - ل 33 ساله كه به تازگي صاحبخانه شده است هم اظهار مي كند: با هزار مشكل اقتصادي توانستيم آپارتماني بخريم، حالا با همسايه ها مشكل داريم. درحالي كه ماه به ماه همسايه ها را نمي بينيم و از هم خبري نداريم اما از بي توجهي شان بايدرنج بكشيم. يكي از همسايه ها كه ساعت 12 ظهر سركار مي رود، هميشه خودرواش را جلوي در پاركينگ مي گذارد. براي هزينه شارژ ساختمان بايد در منازلشان برويم واصرار كنيم هزينه بدهند. كنتورهايمان مشترك است، هزينه خدمات شهري سرسام آور است و اين درحالي است كه خانواده هايي كه مثل ما كارمند هستند، بيشتر روز بيرونند.

 

آپارتمان نشيني، پديده وارداتي

 

نزديك به 50 سال است كه مردم جامعه ما با پديده آپارتمان نشيني آشنا شده اند، اما هنوز هم ناآگاهي ازفرهنگ اينگونه شيوه زندگي از دغدغه هاي خانواده هاي ماست. اما چرا؟دكتر مجيد كفاشي، جامعه شناس در اين باره خاطر نشان مي كند: درجامعه ما فرهنگ آپارتمان نشيني الگوپذيري از ساير كشورهاست، در حالي كه مطابق پيشينه هاي تاريخي، اجتماعي و فرهنگي، سبك زندگي ما ايرانيها چنين منازلي را نمي پسندد. در واقع مردم ما به لحاظ فرهنگي، شكل اين مدل زندگي را پذيرفتند، اما هنوز هم محتواي آن راقبول ندارند.

مهندس اسماعيلي عضوشوراي مركزي سازمان نظام مهندسي وساختمان كشور نيز اظهار مي كند: حدود 50 سال است كه نمودهايي از زندگي شهري معاصر نظير آپارتمان نشيني به جامعه ما وارد شده است برخي خانواده ها كه پايبند به خانه ها وزندگي سنتي، يعني همان منازل با حوض وباغچه اي بودند، هويت خود را همچنان حفظ كردند، امابرخي ديگر بنابر دلايلي اين شيوه نوين را پذيرفتند .البته بدون آنكه براي اين زندگي تربيت شوند.

 

قانون مرده آپارتمان نشيني

 

رشد روز افزون آپارتمان نشيني همچنان درجامعه ما ادامه دارد. سالانه هزاران آپارتمان در گوشه وكنار كشور بنا مي شود، بدون آنكه ساكنان اطلاعي از قوانين آپارتمان نشيني داشته باشند.

كفاشي كارشناس جامعه شناسي شهري مي گويد: درحال حاضر براي اداره آپارتمانها ساختارهاي اصولي وجود ندارد، به طوري كه امروزه در هر ساختمان، مدير آن آيين نامه خاص خودش را اجرا مي كند كه گاه با آيين نامه هاي ديگر ساختمانها مغايرت دارد.

بنابراين، مهمترين مسأله در اين زمينه آموزش است .چنانكه تجربه نشان داده، مردم ما آموزش پذيرند. فقط مديريت، برنامه ريزي واجراي مناسب مي خواهند .اين عضو هيات علمي دانشگاه تأكيد مي كند:ساختارها ونهادهاي اجتماعي وجود دارد كه مي تواند بسترهاي مناسبي براي فرهنگ سازي و آموزش باشند. براي نمونه شوراياري ها كه نمود چشمگيري ندارند، مي توانند دراين زمينه به فعاليت بپردازند.مهندس اسماعيلي نيز دراين باره معتقد است: دراداره آپارتمانها با ضعف قانون مواجه هستيم چرا كه اكثر قوانين ما دراين حوزه به دهه هاي 30 40 مربوط مي شود كه احتياجات زندگي امروزه را بر آورده نمي كند، اما همين قوانين نيز در جامعه ماساري وجاري نيست تابا كمك آن قدري از چالشهاي اين مقوله را سامان بدهند. به نظر من، ا گر همين قوانين تاريخ گذشته اجرا شود، بسياري از مشكلات رفع مي شود. حال آنكه 90 درصد مردم از وجود اين قوانين بي اطلاعند يا سراغ آن نمي روند .ازاين روبايد برخي نهادها همانند سازمان فرهنگي اجتماعي شهرداريها، رسانه ها وحتي متوليان مذهبي به فرهنگ سازي بپردازند.وي مي افزايد: براي فرهنگ سازي، نهادهاي متولي مي توانند حداقل هرسال، مديران آپارتمانها را دعوت كرده و در قالب كارگاه آموزشي يا نشستي مفاد و قوانين اين مقوله را تشريح وبررسي كنند تا به اين وسيله فرهنگ سالم آپارتمان نشيني رواج پيدا كند.گفتني است؛ قانون تملك آپارتمان ها در تاريخ 16 اسفند 1343 تصويب و پس از سپري شدن موعد قانوني به اجرا درآمد. البته بعدها در چندين مرحله اصلاحات و الحاقاتي در آن انجام شد كه مي توان به آئين نامه اجرايي مصوب هشت ارديبهشت 1347 اشاره كرد.

 

كتابهايي كه زندگي نمي آموزد

 

چند سالي است كه دركنار موضوعات مختلف شاهد چاپ كتابهايي در زمينه آموزش «فرهنگ آپارتمان نشيني» هستيم، اما با وجود تيراژهاي چند هزاري، ثمرات آن را كمتر مي بينيم.دكتر كفاشي درهمين باره اظهار مي كند: بيشتر اين كتابها ترجمه يااقتباس از كتابهاي تأليف شده ساير فرهنگهاست، جوامع توسعه يافته اي كه بر اساس الگوي شهري سالم دسترسي به خدمات شهري، فضاهاي آموزشي، تفريحي و... در آن لحاظ شده و اين مقوله هايي است كه در بافت محلات شهري ما وجود ندارد .در واقع، به لحاظ ساختاري عينيتي درطرح اين مباحث با زندگي ما مشاهده نمي شود، از اين رو بيان آنها ثمره اي ندارد. 

  

 

انگیزه

توسط محبوبه علی پور | شنبه دهم اردیبهشت ۱۳۹۰ |
 

انگیزه ادما با هم فرق میکنه. زیبا میخواد دکترابگیره تا حال یکی از همکلاسیهاش رو که چند ساله

دکتراست بگیره. منم میخوام دکترا بگیرم که یک روز مثل قدیما یک صدای آشنا توی راهرو دانشگاه صدام بزنه

" سرکارخانوم...."

توسط محبوبه علی پور | چهارشنبه هفتم اردیبهشت ۱۳۹۰ |
چو شاخه ای که امیدش به برگ و باری نیست
بهار آمده، اما مرا بهاری نیست

نوشته است: بهار است، شاخه ها سبزند ...
ولی به گفتۀ تقویم اعتباری نیست

مرا که عطر بهشت از تن تو بوییدم
به باد هرزۀ اردیبهشت کاری نیست

درون قاب خزان ایستاده ام، بی برگ
ز هیچ رهگذرم چشم ِ انتظاری نیست

تو مثل باد بهاری، گره گشا، سرسبز
ولی دریغ،  تو را عهد استواری نیست

قرار بود که از عشق نگذریم ، ولی
گذشتم از تو و دیگر مرا قراری نیست

*محمد رضا ترکی

 

بازگشت ویروس ریشه کن شده

توسط محبوبه علی پور | چهارشنبه هفتم اردیبهشت ۱۳۹۰ |

چندي پيش رئيس مركز مديريت بيماريهاي غير واگير وزارت بهداشت در گفتگو با مهر از احتمال ورود مجدد ويروس فلج اطفال به كشور خبر داد وگفت: با توجه به اينكه كشورمان با كشورهاي پاكستان و افغانستان همجوار است و احتمال ورود مجدد ويروس اين بيماري به كشور وجود دارد، هدف بر اين است تا بتوانيم سطح ايمني كودكان زير پنج سال را بالا ببريم.

وي با اشاره به اينكه از سال 2000 تا 2011 هيچ موردي از بيماري فلج اطفال در كشور مشاهده نشده است،  افزود: در سال 1990 سازمان جهاني بهداشت برنامه ريشه كني فلج اطفال را به عنوان الگوي موفق به كشورهاي ديگر توصيه كرد و آن را در دستورالعمل اجرايي تمامي كشورها قرار داد و تمامي كشورها متعهد شدند تا اين بيماري را در سطح جهان ريشه كن كنند.

دكتر محمد مهدي گويا با بيان اينكه ريشه كني اين بيماري در كشور يك معجزه به شمار مي آيد، خاطرنشان كرد: اگر لحظه اي در امر پيشگيري از بيماري فلج اطفال،  كوتاهي شود، ممكن است شاهد ابتلاي همه گير اين بيماري در كشور باشيم و اين امر خسارتهاي سنگين بهداشتي و اقتصادي را به نظام سلامت و مردم تحميل خواهد كرد.

 

هنوز به 100 درصد نرسيده ايم

 

دكتر امير حسين قاضي زاده هاشمي، عضو كميسيون بهداشت ودرمان مجلس شوراي اسلامي نيزدراين باره به گزارشگر ما گفت: از آنجا كه در كشورهاي منطقه اين بيماري ريشه كن نشده وما در مجاورت كشورهاي پرخطر افغانستان وپاكستان قرار داريم، همچنين از طرف ديگر سطح پوشش واكسيناسيون دركشور ما 95 درصد بوده وهنوزبه 100 درصد نرسيده است، به طور طبيعي امكان ابتلا وجود دارد اما اينكه به طور قطع ويقين احتمال ورود مجدد ويروس را پيش بيني كنيم، مقدور نيست، اما باتوجه به وجود منابع آلودگي وشرايط آن امكان ورود مجدد ممكن مي باشد.

دكتر سيد محسن زهرايي رئيس اداره بيماريهاي قابل پيشگيري با واكسن وزارت بهداشت در همين باره به گزارشگر ما اظهار كرد: زماني كه صحبت از احتمال ورود ويروس فلج اطفال مي شود، اين احتمال خطربا توجه به سفرها وترددهاي جهاني براي تمام كشورها وجود دارد. زيرا تا زماني كه اين بيماري درتمام كشورهاي دنيا ريشه كن نشود، امكان انتقال وجود دارد. اما از آنجا كه ما در مجاورت دو كشور افغانستان و پاكستان قرارداريم كه همراه با كشورهاي هند و نيجريه نتوانسته اند اين بيماري را ريشه كن كنند، ناچاريم با اقدامها و تدابيري نظير واكسيناسيون تكميلي، سطح ايمني كودكان را در بالاترين حد قرار دهيم. از اين رو، در مناطقي كه بنابر دلايلي پوشش واكسيناسيون كودكان با ضعف مواجه است، نياز به اجراي هرساله اين عمليات احساس مي شود.

رئيس اداره بيماريهاي قابل پيشگيري با واكسن وزارت بهداشت با اشاره به اينكه طي 10 سال گذشته هيچ مورد از ابتلابه انواع فلج اطفال در كشور مشاهده نشده، اظهارداشت: سازمان بهداشت جهاني مناطق دنيا را از لحاظ وضعيت سطح ايمني طبقه بندي كرده است كه كشور ما به دليل مجاورت با افغانستان وپاكستان والبته تردد قانوني وغير قانوني قابل توجه اتباع اين كشورها؛ در طبقه متوسط ارزيابي مي شود.

 

لزوم مداخله در كشورهاي پرخطر

 

باتوجه به آنچه كه مطرح شد، اين پرسش طرح مي شود كه «چگونه مي توان احتمال ورود مجدد ويروس را كاهش داد؟»

دكتر قاضي زاده در پاسخ اظهار داشت:درحال حاضر پديده هاي حوزه وبهداشت وسلامت، مقوله اي كشوري محسوب نشده ومنطقه به شمار مي آيد، چنانكه براي كاهش صدمات ريزگردها در كشور بايدبه راه حلي در عراق وساير كشورهاي منطقه انديشيد. وضعيت ابتلا به فلج اطفال نيز اينگونه است، براي كنترل ومهار آن بايد به يكسري مداخلات وتعاملها در كشورهاي پرخطر اقدام كرد، زيرا امروزه نمي توان براي خاك و آب و ترددها مرزي كشيد.

دكتر زهرايي نيز با اشاره به اينكه، درحال حاضر ابتلا به بيماريهاي واگير محدود به مرزهاي جغرافيايي نيست، خاطر نشان كرد: با توجه به اينكه هنوز هم برخي كشورها نتوانسته اند در برنامه هاي ريشه كني فلج اطفال موفق باشند، اين مسأله وظيفه ساير كشورها را سنگين تر مي كنند، زيرا اين كشورها بايد با تدبير وهوشمندي، دستاوردهاي چندين ساله خود را در پوشش بالاي ايمني حفظ كنند، بنابراين ريشه كني ومصونيت كامل از اين بيماري منوط به تلاشهاي نظام بهداشت وسلامت كشورهاي در معرض خطر است.

 

كاهش 95 درصدي ابتلا به فلج اطفال

 

شواهد موجود در سالهاي اخير حاكي از آن است، سازمان بهداشت جهاني وكشورهاي متعدد كارزار جدي را براي ريشه كني بيماري فلج اطفا ل آغاز كرده اند، چنانكه به دنبال اين تلاشها؛ درحال حاضر بنابرمطالعات سازمان بهداشت جهاني؛ 95 درصد از موارد ابتلا به فلج اطفال كاسته شده است و نظام سلامت كشور مانيزازاين تلاشها به دور نبوده است.

دكتر زهرايي با اشاره به اينكه در سال جاري  850 هزار كودك تحت پوشش ايمن سازي تكميلي فلج اطفال قرار گرفتند، در زمينه ضرورت واكسيناسيون تكميلي اظهار داشت: به طور كلي از اهداف عمده سازمان بهداشت جهاني وكشورهاي دنيا، ريشه كني اين بيماري است، از همين رو سعي مي شود با اقدامهايي سطح ايمني كودكان رابه عنوان گروههاي در معرض خطر افزايش دهند. براي دستيابي به اين هدف؛ برنامه هاي واكسيناسيون معمولي پاسخگو نيست وكفايت نمي كند. از همين رو، عمليات واكسيناسيون تكميلي همه ساله اجرا مي شود. البته بايد خانواده ها دقت كنند، انجام برنامه تكميلي واكسن فلج اطفال هيچ منافاتي با برنامه معمولي واكسيناسيون ندارد و هيچ كدام از اين دو واكسيناسيون را نبايد با تأخير انجام داد. حتي اگر چهار روز پيش كودك واكسيناسيون معمولي شده ويا قرار است هفته آينده واكسن فلج اطفال عادي خودش را بزند؛ بايد در برنامه واكسيناسيون تكميلي نيز شركت كند.

وي همچنين درزمينه اجراي عمليات واكسيناسيون تكميلي گفت: اين عمليات در مناطق گرمسيري نيمه جنوبي كشور به دليل گرماي هوا، در فصل زمستان انجام مي شود .از اين رو، در دي ماه واواخر بهمن سال گذشته شاهد اجراي اين عمليات در مناطق جنوبي كشور بوديم. همچنين در مناطق نيمه شمالي كشور اين عمليات در دو نوبت درحال اجراست. 

  

 

تصحیح چند اشتباه تاریخی

توسط محبوبه علی پور | یکشنبه چهارم اردیبهشت ۱۳۹۰ |
 

ایران‌نامه: به گزارش خبرگزاری شهرداری اصفهان، حبیب‌الله تحویل‌پور معاون فرهنگی اجتماعی شهرداری اصفهان در اولین نشست مطبوعاتی این معاونت در سال 90، با اشاره به مصوبه شورای اسلامی شهر اصفهان در سال 84 مبنی بر نامگذاری روز اصفهان، سالروز ولادت شیخ‌بهایی، اظهار داشت: «شخصیت شیخ‌بهایی و فعالیت‌های وی در عرصه‌های معماری، فقه، ریاضی و نجوم بر کسی پوشیده نیست».

اما ماجرای نام‌گذاری روز اصفهان به عنوان سالروز ولادت شیخ بهایی و درج این اشتباه در تقویم رسمی کشور به چند سال قبل باز می‌گردد. در اردیبهشت‌ماه سال 1384 خورشیدی بیش از 30 نفر از اصفهان‌شناسان روز یکم آذر را به عنوان روز اصفهان برگزیدند؛ پس از آن حتی برخی از  مسئولان شهری همچون دکتر مرتضی سقاییان‌نژاد (شهردار اصفهان) و دکتر محمد علی چلونگر (رئیس سابق مرکز اصفهان شناسی) و دکتر محمود محمدی (عضو شورای شهر) نیز نظر اصفهان‌شناسان را پذیرفتند و بیان‌نامه آن ها را امضا کردند.  

اما چند روز پس از انتشار خبر انتخاب یکم آذر به عنوان روز اصفهان، برخی از اعضای شورای شهر اصفهان در یک حرکت شتابزده، تصمیم به خنثی سازی انتخاب اصفهان‌شناسان گرفتند و بر اساس دستورالعمل شورای اسلامی شهر اصفهان که چندی بعد منتشر شد، سوم اردیبهشت‌ماه به عنوان سالروز ولادت شیخ‌بهایی و به نام روز اصفهان نامگذاری شد. در همان سال اصفهان شناسان طی نامه‌ای به اعضای شورای شهر تذکر دادند که این انتخاب، بنیان درستی ندارد و روز تولد شیخ‌بهایی سوم اردیبهشت نیست. اما شورای شهر به نظر اصفهان‌شناسان اهمیت نداد و حتی در سال‌های بعد کوشید تا روز سوم اردیبهشت به عنوان روز بزرگداشت شیخ بهایی و روز معمار در تقویم رسمی کشور ثبت شود.

بر اساس نظر شورای شهر اصفهان و تکرار این پیشنهاد از سوی وزارت مسکن و شهرسازی، سرانجام منصور واعظی دبیر شورای فرهنگ عمومی کشور اعلام نمود که سوم اردیبهشت همزمان با زادروز شیخ‌بهایی که یکی از ابعاد وجودی او در معماری تبلور پیدا کرده، به نام روز معماری نامگذاری شد.

 اما سرانجام رئیس بنیاد علمی پژوهشی معماری و شهرسازی ایران اعلام کرد که با توجه به نام‌گذاری روز سوم اردیبهشت‌ماه به‌عنوان روز ملی کارآفرینی توسط هیأت دولت، ثبت روز مذکور که مصادف با بزرگداشت شیخ بهایی است، به‌عنوان روز ملی معمار منتفی است.

با این همه، چند سال است که شورای شهر اصفهان سوم اردیبهشت را روز اصفهان اعلام می‌کند و  از سوم تا نهم اردیبهشت را به عنوان هفته اصفهان نام نهاده و روز سوم اردیبهشت در تقویم رسمی کشور به نام شیخ‌بهایی نام گرفته است. اما روشن است که شورای شهر اصفهان حقایق تاریخی را نادیده گرفته است و بر اساس یک اشتباه، روز سوم اردیبهشت را به نام روز تولد شیخ‌بهایی و روز بزرگداشت او معرفی کرده است و این اشتباه فاحش به تقویم رسمی کشور هم راه یافته است و شورای فرهنگ عمومی هنوز این اشتباه را اصلاح نکرده است.

بر اساس کتیبه کاشی‌کاری‌های دیوار اتاق مقبره شیخ بهایی، او در روز ۲۶ ذیحجه سال ۹۵۳ هجری قمری برابر با پنج‌شنبه ۸ اسفند‌ماه سال ۹۲۵ هجری خورشیدی در بعلبک لبنان به دنیا آمده است و در تاریخ ۱۲ شوال سال ۱۰۳۰ هجری قمری برابر با دوشنبه ۸ شهریور ماه سال ۱۰۰۰ هجری خورشیدی در اصفهان درگذشت و بنا بر وصیت خودش در مشهد و کنار مقبره امام رضا به خاک سپرده شد.

تالیفات شیخ‌بهایی بیشتر شامل فقه و اصول و حدیث، اشعار فارسی و عربی، مجموعه های ادبی و مباحثی در نجوم و ریاضیات است. نقش او در معماری بسیار اندک و ناچیز است و بسیاری از آثار معماری که به او نسبت می‌دهند، ارتباطی به او ندارد.  

برای نمونه نظام‌نامه تقسیم آب زاینده‌رود در شاخه‌هایی به نام «مادی»، که به اشتباه « طومار شیخ بهایی» نامیده می‌شود، قرن‌ها پیش از او توسط ایرانیان ابداع و اجرا شده است.  

نمونه دیگر حمام معروف به «حمام شیخ بهایی» است که بر اساس «ماده تاریخ» کتیبه نصب شده در ورودی حمام، تاریخ ساخت آن 1065 هجری قمری بوده است که با سال ۱۰۳۰ هجری قمری که تاریخ درگذشت شیخ‌بهایی است 35 سال تفاوت دارد. یعنی این حمام 35 سال بعد از مرگ شیخ‌بهایی ساخته شده است. موارد دیگری از معماری اصفهان را نیز به شیخ بهایی نسبت می‌دهند که مستند نیست.

* پ .ن : به رغم ادعای نکوداشت زندگی بزرگان در جامعه ایرانی با نگاهی به روایتهای زندگی این بزرگان می توان نظرات ضد ونقیض واطلاعات نادرستی دید .از این رو شاهد حضور چندین خیام وحافظ وعطار و....هستیم. این موارد به ما یاد آوری میکند که بنابر شواهد تاریخ اجتماعی کشورمان ما  ملت امانتداری نیودیم  و از سواستفاده کردن ازنام واثر دیگران ابایی نداشتیم  .شاید هم تصور میکردیم برای ماندگار شدن اثارمان باید یک امضای مشهور زیر آن دیده شود......

عین عین زندگی

توسط محبوبه علی پور | شنبه سوم اردیبهشت ۱۳۹۰ |

در یک سحرگاه سرد ماه ژانویه، مردی وارد ایستگاه متروی واشینگتن دی سی شد و شروع به نواختن ویلون کرد.این مرد در عرض ۳۰ دقیقه، شش قطعه ازبهترین قطعات باخ را نواخت.

از آنجا که شلوغ ترین ساعات صبح بود، هزاران نفر برای رفتن به سر کارهایشان به سمت مترو هجوم آورده بودند.

سه دقیقه گذشته بود که مرد میانسالی متوجه نوازنده شد.

از سرعت قدمهایش کاست و چند ثانیه ای توقف کرد، بعد با عجله به سمت مقصد خود براه افتاد.

یک دقیقه بعد، ویلونزن اولین انعام خود را دریافت کرد.

خانمی بی آنکه توقف کند یک اسکناس یک دلاری به درون کاسه اش انداخت و با عجله براه خود ادامه داد.

چند دقیقه بعد، مردی در حالیکه گوش به موسیقی سپرده بود، به دیوار پشت سر تکیه داد، ولی ناگهان نگاهی به ساعت خود انداخت وبا عجله از صحنه دور شد.

کسی که بیش از همه به ویلون زن توجه نشان داد، کودک سه ساله ای بود که مادرش با عجله و کشان کشان به همراه می برد.

کودک یک لحظه ایستاد و به تماشای ویلونزن پرداخت، مادر محکم تر کشید

وکودک در حالیکه همچنان نگاهش به ویلون زن بود، بهمراه مادر براه افتاد، این صحنه، توسط چندین کودک دیگرنیز به همان ترتیب تکرار شد،

و والدینشان بلا استثنا برای بردنشان به زور متوسل شدند.

در طول مدت ۳۰ دقیقه ای که ویلون زن می نواخت، تنها شش نفر، اندکی توقف کردند.

بیست نفر انعام دادند، بی آنکه مکثی کرده باشند، و سی و دو دلار عاید ویلون زن شد.

وقتیکه ویلون زن از نواختن دست کشید و سکوت بر همه جا حاکم شد، نه کسی متوجه شد.

نه کسی تشویق کرد، ونه کسی او را شناخت.

 

هیچکس نمیدانست که این ویلون زن همان”جاشوا بل” یکی از بهترین موسیقی دانان جهان است، و نوازنده ی یکی از پیچیده ترین قطعات نوشته شده برای ویلون به ارزش سه ونیم میلیون دلار، میباشد.

جاشوا بل، دو روز قبل از نواختن در سالن مترو، در یکی از تئاتر های شهر بوستون، برنامه ای اجرا کرده بود که تمام بلیط هایش پیش فروش شده بود، وقیمت متوسط هر بلیط یکصد دلار بود.

این یک داستان حقیقی است،نواختن جاشوا بل در ایستگاه مترو توسط واشینگتن پست ترتیب داده شده بود، وبخشی از تحقیقات اجتماعی برای سنجش توان شناسایی، سلیقه و الوویت های مردم بود.

نتیجه: آیا ما در شرایط معمولی و ساعات نامناسب، قادر به مشاهده ودرک زیبایی هستیم؟

 

لحظه ای برای قدردانی از آن توقف میکنیم؟

 

آیا نبوغ و شگرد ها را در یک شرایط غیر منتظره میتوانیم شناسایی کنیم؟

 یکی از نتایج ممکن این آزمایش میتواند این باشد،

 اگر ما لحظه ای فارغ نیستیم که توقف کنیم و به یکی از بهترین موسیقی دانان جهان که در حال نواختن یکی از بهترین قطعات نوشته شده برای ویلون است، گوش فرا دهیم ،چه چیز های دیگری را داریم از دست میدهیم؟

  *با تشکر از طناز عزیز

 

 

مشخصات وب
چند خط در میان زندگی .... ازروزگار کاغذی یک زن
آرشیو وب
  • بهمن ۱۴۰۱
  • مرداد ۱۳۹۷
  • آبان ۱۳۹۶
  • شهریور ۱۳۹۶
  • مرداد ۱۳۹۶
  • تیر ۱۳۹۶
  • دی ۱۳۹۵
  • مهر ۱۳۹۵
  • مرداد ۱۳۹۵
  • تیر ۱۳۹۵
  • خرداد ۱۳۹۵
  • اردیبهشت ۱۳۹۵
  • فروردین ۱۳۹۵
  • اسفند ۱۳۹۴
  • بهمن ۱۳۹۴
  • دی ۱۳۹۴
  • آذر ۱۳۹۴
  • آبان ۱۳۹۴
  • مهر ۱۳۹۴
  • شهریور ۱۳۹۴
  • مرداد ۱۳۹۴
  • تیر ۱۳۹۴
  • بهمن ۱۳۹۲
  • دی ۱۳۹۲
  • آذر ۱۳۹۲
  • آبان ۱۳۹۲
  • مهر ۱۳۹۲
  • شهریور ۱۳۹۲
  • مرداد ۱۳۹۲
  • تیر ۱۳۹۲
  • خرداد ۱۳۹۲
  • اردیبهشت ۱۳۹۲
  • فروردین ۱۳۹۲
  • اسفند ۱۳۹۱
  • بهمن ۱۳۹۱
  • دی ۱۳۹۱
  • آرشيو

B L O G F A . C O M

تمامی حقوق برای چند خط میان زندگی محفوظ است .