چند روز است كه ميگرنم عود كرده است. قرصي بالا مي اندازم وروسري را تاروي چشمم پايين مي كشم
ومحكم مي بندم. آماده مي شوم تا نوبت چهارم كارم راكنار تخت خواب پسرم شروع كنم. تب دارد ونفسهايش داغ است. دستمال خيس را روي پيشانيش مي گذارم. ساعت از دونيمه شب گذشته است. پسرم باگونه هاي برافروخته ناله مي كند ومن آرام نوازشش مي كنم.... ناگهان با صداي مهيبي پسرم از خواب مي پرد. صدا از طبقه بالاست .بعد ازچند لحظه، خنده هولناكي در راهرو ساختمان مي پيچد. طنين گامهايي كه تمامي ندارد، روي سرم هوار مي شود. شال وكلاه مي كنم و به طبقه بالا مي روم. مرد همسايه در راباز مي كند وبراق روبه رويم مي ايستد، بعد از چندين ماه همسايگي، خوب مي دانم كه محال است كه اين جماعت را مجاب كرد، اما معترضانه مي گويم
- فكر كردم خونه تون منفجر شده ...
مرد با خنده اي بي تفاوت مي گويد: نه چيزي نيست. من رفتم روي اوپن تا نور مخفي هاي بالاش رو تعمير كنم، بعد پريدم....وزنش را سر انگشتي در ذهنم محاسبه مي كنم، قطعاً نبايد كمتر از صد كيلو باشد...
بگو مگويمان بالا مي گيرد و هر لحظه من واو عصباني تر مي شويم .... اما مردهمسايه همچنان اصرار دارد چيزي نشده... خونه خودشه ...چهار ديواري اختياري...
تجربه هاي ناخوشايند
چند سالي است كه آپارتمان نشيني عادي ترين صورت زندگي بيشتر ما شده است، اما اين پديده شهرنشيني هنوزهم مزايا وصد البته معايب انكار ناپذير خودش رادارد.عليرضا -ش57 ساله مي گويد: مدت 6 سال است كه درآپارتماني درساختمان هشت واحدي زندگي مي كنم. طي اين مدت تجربه هاي تلخ وشيريني داشتيم، اما متأسفانه رفتارهاي ناخوشايند بيشتربوده كه مي توان به رفت وآمدهاي بي موقع، بي دقتي به مسايل بهداشتي ساختمان،بي توجهي نسبت به حريم خصوصي،رفتارهاي عجيب همسايه ها و مشاجره هاي خانوادگي اشاره كرد.
نازنين - ل 33 ساله كه به تازگي صاحبخانه شده است هم اظهار مي كند: با هزار مشكل اقتصادي توانستيم آپارتماني بخريم، حالا با همسايه ها مشكل داريم. درحالي كه ماه به ماه همسايه ها را نمي بينيم و از هم خبري نداريم اما از بي توجهي شان بايدرنج بكشيم. يكي از همسايه ها كه ساعت 12 ظهر سركار مي رود، هميشه خودرواش را جلوي در پاركينگ مي گذارد. براي هزينه شارژ ساختمان بايد در منازلشان برويم واصرار كنيم هزينه بدهند. كنتورهايمان مشترك است، هزينه خدمات شهري سرسام آور است و اين درحالي است كه خانواده هايي كه مثل ما كارمند هستند، بيشتر روز بيرونند.
آپارتمان نشيني، پديده وارداتي
نزديك به 50 سال است كه مردم جامعه ما با پديده آپارتمان نشيني آشنا شده اند، اما هنوز هم ناآگاهي ازفرهنگ اينگونه شيوه زندگي از دغدغه هاي خانواده هاي ماست. اما چرا؟دكتر مجيد كفاشي، جامعه شناس در اين باره خاطر نشان مي كند: درجامعه ما فرهنگ آپارتمان نشيني الگوپذيري از ساير كشورهاست، در حالي كه مطابق پيشينه هاي تاريخي، اجتماعي و فرهنگي، سبك زندگي ما ايرانيها چنين منازلي را نمي پسندد. در واقع مردم ما به لحاظ فرهنگي، شكل اين مدل زندگي را پذيرفتند، اما هنوز هم محتواي آن راقبول ندارند.
مهندس اسماعيلي عضوشوراي مركزي سازمان نظام مهندسي وساختمان كشور نيز اظهار مي كند: حدود 50 سال است كه نمودهايي از زندگي شهري معاصر نظير آپارتمان نشيني به جامعه ما وارد شده است برخي خانواده ها كه پايبند به خانه ها وزندگي سنتي، يعني همان منازل با حوض وباغچه اي بودند، هويت خود را همچنان حفظ كردند، امابرخي ديگر بنابر دلايلي اين شيوه نوين را پذيرفتند .البته بدون آنكه براي اين زندگي تربيت شوند.
قانون مرده آپارتمان نشيني
رشد روز افزون آپارتمان نشيني همچنان درجامعه ما ادامه دارد. سالانه هزاران آپارتمان در گوشه وكنار كشور بنا مي شود، بدون آنكه ساكنان اطلاعي از قوانين آپارتمان نشيني داشته باشند.
كفاشي كارشناس جامعه شناسي شهري مي گويد: درحال حاضر براي اداره آپارتمانها ساختارهاي اصولي وجود ندارد، به طوري كه امروزه در هر ساختمان، مدير آن آيين نامه خاص خودش را اجرا مي كند كه گاه با آيين نامه هاي ديگر ساختمانها مغايرت دارد.
بنابراين، مهمترين مسأله در اين زمينه آموزش است .چنانكه تجربه نشان داده، مردم ما آموزش پذيرند. فقط مديريت، برنامه ريزي واجراي مناسب مي خواهند .اين عضو هيات علمي دانشگاه تأكيد مي كند:ساختارها ونهادهاي اجتماعي وجود دارد كه مي تواند بسترهاي مناسبي براي فرهنگ سازي و آموزش باشند. براي نمونه شوراياري ها كه نمود چشمگيري ندارند، مي توانند دراين زمينه به فعاليت بپردازند.مهندس اسماعيلي نيز دراين باره معتقد است: دراداره آپارتمانها با ضعف قانون مواجه هستيم چرا كه اكثر قوانين ما دراين حوزه به دهه هاي 30 40 مربوط مي شود كه احتياجات زندگي امروزه را بر آورده نمي كند، اما همين قوانين نيز در جامعه ماساري وجاري نيست تابا كمك آن قدري از چالشهاي اين مقوله را سامان بدهند. به نظر من، ا گر همين قوانين تاريخ گذشته اجرا شود، بسياري از مشكلات رفع مي شود. حال آنكه 90 درصد مردم از وجود اين قوانين بي اطلاعند يا سراغ آن نمي روند .ازاين روبايد برخي نهادها همانند سازمان فرهنگي اجتماعي شهرداريها، رسانه ها وحتي متوليان مذهبي به فرهنگ سازي بپردازند.وي مي افزايد: براي فرهنگ سازي، نهادهاي متولي مي توانند حداقل هرسال، مديران آپارتمانها را دعوت كرده و در قالب كارگاه آموزشي يا نشستي مفاد و قوانين اين مقوله را تشريح وبررسي كنند تا به اين وسيله فرهنگ سالم آپارتمان نشيني رواج پيدا كند.گفتني است؛ قانون تملك آپارتمان ها در تاريخ 16 اسفند 1343 تصويب و پس از سپري شدن موعد قانوني به اجرا درآمد. البته بعدها در چندين مرحله اصلاحات و الحاقاتي در آن انجام شد كه مي توان به آئين نامه اجرايي مصوب هشت ارديبهشت 1347 اشاره كرد.
كتابهايي كه زندگي نمي آموزد
چند سالي است كه دركنار موضوعات مختلف شاهد چاپ كتابهايي در زمينه آموزش «فرهنگ آپارتمان نشيني» هستيم، اما با وجود تيراژهاي چند هزاري، ثمرات آن را كمتر مي بينيم.دكتر كفاشي درهمين باره اظهار مي كند: بيشتر اين كتابها ترجمه يااقتباس از كتابهاي تأليف شده ساير فرهنگهاست، جوامع توسعه يافته اي كه بر اساس الگوي شهري سالم دسترسي به خدمات شهري، فضاهاي آموزشي، تفريحي و... در آن لحاظ شده و اين مقوله هايي است كه در بافت محلات شهري ما وجود ندارد .در واقع، به لحاظ ساختاري عينيتي درطرح اين مباحث با زندگي ما مشاهده نمي شود، از اين رو بيان آنها ثمره اي ندارد.