لطفن قبل از بوسیدن دیگران مطمئن شوید تبخال . آفت....یا هر مرض دیگری ندارید....
لطفن قبل از بوسیدن دیگران مطمئن شوید تبخال . آفت....یا هر مرض دیگری ندارید....
بازی بچه های تاتر در آثار سینمایی آنقدر برجسته است که نمیتوانی نادیده بگیری. از بازیهای ارزشمند در مجموعه " در مسیر زاینده رود " بازی خوب وموثر مهدی سلطانی است . او در این مجموعه نقش حاج بهزاد رابازی میکند وهرشب مرا یاد داش آکل هدایت می اندازد.اما این بازی خوب در اینترنت کمتر دیده میشود چنانکه نمیتوان عکسی از بازی اورا در سرصحنه این مجموعه بیایی ....
به هرحال من " در مسیر زاینده رود " را دوست دارم...هرچند گاه خیلی تلخ میشود....
زنگ می زنم به سازمان .... رئیس نیست .معاونش در کمال ادب مرا به آقای ه راهنمایی میکند. من در نهایت ادب به آقای ه تلفن می زنم .او هم درتفاسیری محترمانه مرا به آقای ج ارجاع میدهد. آقای ج محافظه کارانه ولی مودب مرا به روابط عمومی سازمان متصل میکند .خانم ک مسول روابطعمومی نیز با احترام مرا به رئیس سازمان ارجاع میدهد....
**
سوژه فوری دارم .آقای محترمی که عضو شورای....است با احترام عذر یخواهد ولی میگوید برای هفته دیگه یک زن بزنم...آقای محترمی که نماینده مجلس است در جلسه است .صدای همهمه می آید قرار است یک به بعد تماس بگیرم ....ساعت از یک گذشته زنگ می زنم ..هیچ صدایی به گوش نمی رسد.....
بهنماینده دیگر زنگ میزنم در نهایت ادب پاسخ میشنوم تا پایان رمضان نیستن... ...
*
امروز از اون روزایی که دلم میخواد زیر آوازبزنم وبگم....من چقدر خوشحالم همه چی آرومه......
میدانم فروختن من برایت دشوار نیست اما مطمئنم کسی این پوسته فرسوده رانخواهد خرید.....
این شبها را میبینم....اما احساس ضد ونقیضی دارم...مثل تمام شرایط زندگیم....
....
خدایا به آنچه برایم مقدر نکردی مرا به رنج میفکن.....
.....
خدایا........................................................................................................................................

* جواهر در مسیر زاینده رود
معاون اجتماعي وزارت كشور:
بايد يكنسل صبر كنيم تا دختراني عفيف از مدارس خارج شوند
ايلنا: معاون اجتماعي وزير كشور گفت: هشت ميليارد و 400 ميليون تومان براي ترويج حجاب و عفاف با صدا و سيما در سال 89 قرارداد بسته شده است تا برنامههاي مرتبط با ترويج حجاب و عفاف تهيه كنند، همچنين با سازمان شهرداريها نيز قراردادي 20 ميليارد توماني بسته شده كه براي ترويج حجاب و عفاف تبليغ كنند.
به گزارش خبرنگار ايلنا، عليرضا افشار معاون اجتماعي وزير كشور در نشست خبري كه امروز برگزار شد، گفت: هزار و 500 ميليارد تومان در سال 89 براي امور فرهنگي استانها تصويب شده و قرار است اين رقم طي پنج سال آينده تكرار شود.
او ادامه داد: اين رقم علاوه بر مبلغي است كه براي انجام امور فرهنگي و اجتماعي در اختيار دستگاههاي دولتي قرار گرفته تا خود هزينه كنند.
افشار اضافه كرد: علاوه بر اين سه درصد از سود شركتهاي دولتي به اجراي برنامههاي فرهنگي و اجتماعي در كشور اختصاص يافته كه حداقل سه هزار و 500 ميليارد تومان را در بر بگيرد.
معاون اجتماعي وزير كشور تصريح كرد: در سفرهاي استاني براي هر استان حدود 150 مصوبه فرهنگي داشتيم كه با اجراي آن شاهد رشد و شكوفايي فرهنگ در سراسر كشور باشيم ........
* من خودم چادری هستم ومشکلی با حجاب ندام. اما از دلایل بیتوجهی به حجاب که بارها هم اشاره کردم .کمبود اعتبار در این زمینه نیست بلکه مساله اصلی ابعاد فرهنگی واجتماعی است .ما میگوییم حجاب خوب است اما درعمل حمایت وتوجهی به بانوان محجبه نداریم. من بارها تجربه کردم وقتی آراسته تر وآرایش کرده در جامعه وحتی خانواده ظاهرمی شوم اطرافیان بیشتر توجه واستقبال کرد ند.....
مرد جوانی را میشناسم که زن اش را به خاطر اینکه به قول خودش امروزی نبود طلاق داده وپسران مذهبی بسیاری را میشناسم که در هنگام خواستگاری به دنبال دخترانی هستند که چشم درچشم آنها باشند وبی پرده با انها صحب کنند...
دریاچه تشنه است
از پانزده سال پیش صدای گامهای نابودی در دریاچه ارومیه طنین انداز شد . در حالیکه عمر این منطقه به عنوان مکانی محافظت شده به 40 سال هم نمی رسد واز سال 54 نیز به عنوان یکی از مهمترین تالابهای بین المللی جهان ثبت شد .
راستی چرا این گونه شد؟
دکتر اسماعیل کهرم ، ازفعالان حفظ محیط زیست ، دراین باره گفت : در بحران زیست محیطی دریاچه ارومیه ، عوامل متعدد انسانی و طبیعی دخیل است .گرچه نمیتوان خشکسالی و کاهش بارندگیها را به عنوان عامل طبیعی نادیده گرفت اما نقش عوامل انسانی چشمگیرتر می باشد.
این استاد محیط زیست به نقش عوامل طبیعی دراین باره اشاره کرده وافزود: به طورکلی گرم شدن زمین باعث عوارضی در جهان شده است اما به دلیل کمبود بارندگی در کشور ما این مسایل شدید تر است .برای نمونه ، بارش باران درکشورما حدود 256 میلیمتر در سال است که با توجه به معیار جهانی 800 میلیمتر در سال ، یک سوم معیار جهانی می باشد .
وی همچنین با اشاره به اینکه وسعت آبخیزداری این دریاچه همچنان 50 هزار کیلومتر است افزود: در گذشته سالی 5/5 میلیارد مترمکعب آب وارد این دریاچه می شد که یک میلیارد متر مکعب آن ، حاصل بارندگیها ونزولات جوی بود ه است ، اما امروزه تمام ورودی آب به این دریاچه یک میلیارد متر مکعب است .
این کارشناس محیط زیست درادامه به ساخت وسازهای موثر بر بحران زیستی دریاچه ارومیه اشاره کرده وخاطرنشان کرد: احداث مسیر میانگذر شهید کلانتری باعث توقف واشکال در گردش آب وبروز خشکی دریاچه درقسمت غربی شده است .
دکترکهرم از سد سازیهای متعدد به عنوان یکی از دلایل نابودی این دریاچه یاد کردواظهار داشت : درحال حاضر 35 سد ساخته شده وده سد درحال ساخت بر روی 14 رودخانه ای که عامل تغذیه دریاچه است ، ایجاد شده ؛ به این ترتیب ، درعمل اجازه نمیدهیم آب کافی وارد دریاچه ارومیه شود. از این رو ، امروزه حدود یک میلیارد مترمکعب آب ، به دریاچه ریخته می شود.اینگونه ، شاهدیم عمق آب از 13 متر به 6 متر و شوری آن ؛ از 80 گرم در لیتر به بیش از 330 گرم در لیتر رسیده است .
*شاید دیگر فلامینگویی نبینیم
چند روز پیش رسانه ها خبردادند " ۱۰۰ هزار فلامینگو دریاچه ارومیه را ترک کردند ."
بنابر اعتقاد کارشناسان دلیل عمده این مساله فقر غذایی این پرندگان است .زیرا به دنبال افزایش شوری آب دریاچه ارومیه میزان آرتمیا ، ماده غذایی فلامینگوها،نسبت به ده سال گذشته تا سی برابر کاهش یافته است . چراکه آرتمیا برای زیستن به آبی دارای 150 گرم املاح نیازدارد.این درحالیست که میزان نمک دریاچه به بیش از 330 گرم درلیتر رسیده است.
ناگفته نماند، فلامینگوها تنها قربانیهای این بحران نیستند .چراکه درحال حاضر حیات بیش از 220 گونه پرنده ، 27 گونه پستاندار، 41 گونه خزنده ، 7 گونه دوزيست و 26 گونه ماهي دراین دریاچه روبه نابودی است.
* فاجعه بمب 8 میلیارد تنی
پیامدهای زیست محیطی این بحران ، بر زندگی انسانهانیز تاثیر خواهد گذاشت .
سید سلمان ذاکر ، نماینده مردم ارومیه دراین باره گفت : کمبود نزولات جوی ، خشکسالی و به طور کلی بحران زیست محیطی دریاچه ارومیه مشکلات بسیاری در پی خواهد داشت چنانکه میتوان از نمک حاصل از خشکی دریاچه به بمب 8 میلیارد تنی تعبیرکرد که 10 تا 15 میلیون از ساکنان چندین استان وحتی کشور را دچار مشکل می سازد .زیرا این معضل ؛ کشاورزی وحتی سلامت جسمی را تحت تاثیر قرار می دهد. به طوری که باعث گسترش بیماریهای تنفسی خواهد شد.
دکتر کهرم نیز اظهار داشت : خشکی دریاچه ارومیه ، وضعیتی مشابه ، دریاچه هامون رابرای شهرهای سیستان وبلوچستان پیش می آورد. به این ترتیب ، با بروز خشکی دریاچه غبارها وریزگردها ؛ طراوت این ناحیه را ازبین برده ومزارع، تاکستانها وباغات مناطق آذربایجان وکردستان را نابود خواهد کرد .البته این بحران زیست محیطی سایر کشورهای همجوار نظیر ، عراق وترکیه را نیز تهدید میکند .
* چند راهکار برای ادامه حیات
به منظور کاهش صدمات بحران زیست محیطی در دریاچه ارومیه ؛ چند سالی است که طرحها وبرنامه هایی از سوی مسولان ، صاحبنظران وفعالان محیط زیست انجام شده است . به طوری که در سال 87 سند ملي راهبردي مديريت جامع پارك ملي درياچه اروميه با به امضا رسید.
سید سلمان ذاكر نماينده اروميه در مجلس شوراي اسلامي به تلاش مسولان دراین باره اشاره کرد وگفت : به دلیل اهمیت موضوع دو سال پیش 223 نماينده مجلس با امضاي نامهاي خواستار رسيدگي سريع دولت به اين مساله شدند. همچنین به منظور احیای دریاچه ، اعتباری بیش از 40 هزار میلیارد ریال معادل چهار میلیارد دلار به تصویب رسید . ردیف بودجه امسال نیز 7 میلیارد تومان بود .
وی همچنین ادامه داد : برای کاهش این بحران زیست محیطی طرحها وبرنامه های گوناگونی مطرح شده است .برای نمونه می توان به بارورکردن ابرها دراین منطقه ویا انتقال آب از خزر یاارس به ذریاچه ارومیه اشاره کرد.
* حرف آخر
گرچه این طرحها وبرنامه ها هنوز به سرانجام نرسیده اما واکنش هایی را نیز به دنبال داشته حتی برخی اجرای انها را غیر ممکن میدانند. به هررو، آنچه بیش از همه اهمیت دارد این است که روند نابودی دریاچه به مراتب سریع تر از نتایج نلاشها ، خود را نشان می دهد .
* مدتی است روی این موضوع کار میکنم . اما خیلی از گفتگوهایم بی ثمر بود. نمایندگان مجلس همراهی چندانی نکردند. کارشناسان واستادان دانشگاه وحتی فعالان محیط زیست ارومیه نیز ایمیلهایم را پاسخ ندادند. اما مهم نیست .مهم این است که دریاچه زیبای ما روبه احتضار است.....
گوشهای دلم را برای شنیدن آیه های قرآنت
بازکن
وفرمانبرداری از خود وفرستاده ات را
روزی ام گردان
چنان که رفتار برابر کتابت را
* نیایشهای پیامبر.ص ۴۷
لنگستون هیوز
ترجمه از کامبیز منوچهریان
بگذار باران بوسه ات دهد.
و با قطره های نقره ای بر سرت ببارد.
بگذار برایت لالایی بخواند.
باران در پیاده رو آبگیرها می سازد
و در جویها، آبهای خروشان.
و بر فراز سقف خانه ما در شب ترانه خواب می خواند.
و من عاشق بارانم.
اللَّهُمَّ اغْنِنِی بِالْعِلْمِ، وَزَيِّنِی بِالْحِلْمِ، وَأَكْرِمْنِی بِالتَّقْوَی وَجَمِّلْنِی بِالْعَافِيَةِ.
خداوندا !
به دانش، توانگرم ساز
به بردباري، زيورم بخش
به پرهيزگاري، گراميام دار
و به تندرستي ، بيارايم

گفتگو با فریده مهدویدامغانی
«کتابها» به سراغ من میآیند
مریم خطیبی: 27 جایزه داخلی و بین المللی در طول پانزده سال گذشته بخشی از توفیقی است که خود همه را مدیون لطف پروردگار میداند: «به لطف الهی، چندین نوبت به عنوان پرکارترین بانوی مترجم ایران برگزیده شده ام و دو نوبت هم از دفتر مقام معظم رهبری به عنوان بانوی شایسته برگزیده شده ام. در سال 1384 برنده جایزه کتاب سال ولایت شدم و از سال 1380 به بعد، پیوسته جوایز رسمی گوناگونی از کشور ایتالیا دریافت کردم که از جمله می توان از مدال افتخار طلای شهر راونا، مدال لیاقت طلای شهر راونا، مدال افتخار طلای شهر فلورانس، مدال شایستگی از کلیسای راونا و نیز نشان فرهنگی شهر راونا نام برد. در سال 2005 میلادی، به عنوان شهروند افتخاری شهر راونا، و در سال 2006 بالاترین نشان لیاقت را که با عنوان «کمن داتره» که به فرمانده کل معروف است از رئیس جمهور کشور ایتالیا، دریافت کردم، نشانی که به هیچ فرد غیرایتالیایی اعطاء نمی شود.
«فریده مهدوی دامغانی» 47ساله علاوه بر ترجمه آثار کلاسیک داستانی و منظوم دنیا، خطبه فدک حضرت زهرا(س)، زیارت عاشورا، خطبه غدیر خم، دعای عرفه، دعای ابوحمزه ثمالی، دعای کمیل، دعای ندبه، دعای توسل، دعای عهد، زیارت آل یاسین، زیارت جامعه کبیره، زیارت ناحیه مقدسه، زیارت وارث و بسیاری دیگر از ادعیه و زیارات ائمه معصومین را که مجموعاً 46 متن شده به فرانسوی و انگلیسی ترجمه کرده است. تخصصش ادبیات قرون وسطایی اروپا است و دوران کودکی و نوجوانی را در کشورهای اروپایی مانند فرانسه و انگلستان و اسپانیا سپری کرده است. به پنج زبان «فرانسوی، انگلیسی، ایتالیایی، اسپانیایی، لاتین و پرتغالی آشنایی دارد. و البته متون دینی فارسی یا عربی را صرفاً به زبان فرانسوی و انگلیسی و متون ادبی و منظوم را به ایتالیایی ترجمه می کند. «جنگ و صلح» و «بلندیهای بادگیر» را در 9 سالگی و به زبان اصلی خوانده است. خودش درباره ترجمه معتقد است: ترجمه، به مانند این است که آدمی این توفیق را به دست میآورد که به عنوان سخنگوی «زنده» نویسندگان و اندیشمندان و شاعران بزرگ دوران گذشته، به تبلیغ و ترویج اندیشه و فرمایشات آن بزرگان اقدام ورزد...»
- اولین کتابی که ترجمه کردید، چه بود؟
اول این را بگویم که نخستین کاری که به ذهنم رسید تا همواره در کنار کتاب و نگارش کتاب باقی بمانم این بود که زیباترین و مهم ترین آثار ادبی جهان (نثر یا نظم) را که با زبانشان آشنایی داشتم، به زبان مادری ام برگردانم.
اولین کتاب، یک رمان جنایی از آگاتاکریستی بود! پس از آن، به سراغ یک کتاب تاریخی بسیار مهم و پرفروش فرانسوی و هفت جلدی رفتم. کتابی که از کشور فرانسه و ایتالیا برنده جوایز گوناگونی شده بود و امروزه در ایران، با نام «کاترین، عشق و دیگر هیچ» (دو جلدی) اثر ژولیت بنزونی منتشر شده است.
- برای انجام کار ترجمه چه شرایطی لازم است؟
نخست این که آدمی، حقیقتاً عاشق کتاب و خیالپردازی و سیر و سفر معنوی در عوالم گوناگون باشد. کار ترجمه، همچنین به داشتن صبر و شکیبایی فراوان نیاز دارد. یک مترجم واقعی و جدی هرگز وقتی برای بطالت و اهمال ندارد. مترجم واقعی باید همواره بکوشد حرمت قلم نویسنده یا شاعری را که اثرش را برای ترجمه برگزیده است محفوظ نگاه دارد و هرگز سعی نکند که به «من» درونی خود اجازه ظاهر شدن در آن ترجمه را بدهد. البته گاه به این نتیجه می رسم که وظیفه و مسئولیت یک مترجم، شاید حتی بیشتر از آن نویسنده یا شاعر یا آن اندیشمند باشد، چون آن سه نفر، بنا به یک رشته اصول اعتقادی مخصوص به خود عمل می کنند. حال آن که مترجم، نه تنها باید از اصول اعتقادی خود پیروی کند، بلکه ناگزیر است به خاطر حرمت قلم و کاغذ به اصول اعتقادی صاحب آن اثری که وی قرار است ترجمه کند نیز توجه کامل داشته باشد.
- ملاک و معیار شما برای انتخاب کتاب جهت ترجمه چیست؟
هرکتابی که نخست «به دلم نشسته باشد» و دارای پیامی الهی و معنوی باشد. اگر مجموع آثار بنده را بررسی کنید، ملاحظه می کنید که هرگز اثر فردی را که دارای اعتقادات دینی نبوده، ترجمه نکردم. برای من که می کوشم تقریبا هر کتابی را، بنا به استخاره قرآن ترجمه کنم، آن اثر باید دارای تمام ویژگی هایی باشد که برایم، به عنوان یک فرد ایرانی مسلمان، قابل قبول باشد. حتی اگر آن کتاب، درباره ادیان دیگر باشد و من خواسته باشم که خوانندگان ایرانی را با مبانی اولیه یا پیشرفته آن دین آشنا سازم، باید حتماً دارای پیام هایی سازنده و امیدبخش برای روح و جان و اندیشه خواننده باشد. از سویی معیار انتخابم براساس نیازمندی های مردم کشورم نیز هست. برای مثال، گاه نیاز است کتابی که از اهمیت ادبی فراوانی برخوردار است و تاکنون به زبان فارسی ترجمه نشده است در دسترس آنان قرار گیرد، گاه نیز بنا به حال و روحیه هم میهنانم که مشتاق مطالعه آثاری معنوی و دینی هستند، ترجمه های مورد نیازشان را در دسترسشان قرار می دهم و گاه نیز برای خاطر دانشجویان عزیزی که نیاز به شناخت هنر شاعری در سایر کشورهای دنیا را دارند، به ترجمه آثار منظوم مبادرت می ورزم.
دوست دارم خوانندگان کتاب هایم، پس از پایان مطالعه، همواره احساس خوشنودی و سرخوشی و امید داشته باشند و دوست ندارم کتابی ترجمه کنم که روح نازنین پدربزگم یا خاطر پدر یا شوهر عزیزم را مکدر سازم.
آیا برای ترجمه محیط خاصی را تدارک می بینید و به هنگام نوشتن عادت خاصی دارید؟
صد در صد! میز کارم در اتاقم رو به قبله است و می کوشم پیوسته باوضو ترجمه کنم. هرگز نمی توانم در سکوت کار کنم و باید حتماً یک موسیقی آرام در فضای اطرافم بشنوم تا بتوانم به افکارم نظم و انضباط خاصی ببخشم. همواره بر روی میزم که پر از انواع اشیاء متبرکه و قرآن های گوناگونی است که در هر نوبت تشرفم به سرزمین وحی برای خود خریداری کرده ام، یک عالم کارت پستال های کوچک و بزرگ از اماکن مقدسه و اسامی اهل بیت علیهم السلام با خط زیبای نستعلیق است. در گوشه و کنار هم یک عالم عکس از اعضای خانواده ام و آقابزرگم و کشورهای گوناگونی که از آن ها دیدن کرده ام، وجود دارد. در واقع، در هیچ جای دیگری نمی توانم ترجمه کنم.
- آیا پیش آمده که با کتابی که ترجمه می کنید بیش از حد درگیر شوید و تحت تاثیر داستان یا شخصیت های آن قرار بگیرید؟
البته! می دانید، مترجم در هر نوبت، با داستان و شخصیت های داستانش درگیر می شود. این یک امر طبیعی و اجتناب ناپذیر است، زیرا این خود مترجم است که آن کتاب را برای ترجمه برگزیده است. پس یقیناً از همان آغاز کار نیز نوعی درگیری عاطفی و خوشایندی وجود داشته است که به سوی آن کتاب جذب شده است. می دانید! هر قدر بر سنم افزوده می شود، بیش از پیش به این واقعیت انکارناپذیر پی می برم که در ارتباط با درگیری مترجم، با شخصیت ها و وقایع کتابی که در پیش روی خود دارد، وضعیت مترجم هیچ تفاوتی با وضعیت آن نویسنده یا شاعر ندارد. یگانه برتری نویسنده یا شاعر در این است که او می تواند در هر زمان که مایل باشد، چرخشی دگرگون کننده در مسیر داستان یا اندیشه خود پدید بیاورد و کسی نیست که او را مورد بازخواست قرار دهد حال آن که مترجم، تنها می تواند ناظری خاموش و تسلیم پذیر و مفعول در برابر سیر و چرخش داستان پیش رویش باشد و بس.
در بسیاری از کتاب هایی که ترجمه کرده ام، با همین درگیری شدید عاطفی رویارو شده ام؛ این درگیری عاطفی را برای کتاب «معبد سکوت» یا «سفر مقدس» یا «جزیره روز پیشین» یا مجموعه «در آغوش نور» یا «کمدی الهی» یا «بهشت گمشده» به خوبی در وجودم احساس کرده ام. همچنین برای آثاری چون «صحیفه سجادیه» و نیز «نفس المهموم» و یا «پیام آور رحمت» و یا «در آستان رحمت الهی» که پنج سال از وقتم را صرف ترجمه اش کردم، این درگیری عاطفی را به خوبی در وجودم تجربه کرده ام و اغلب، عمیقاً تحت تأثیر قرار گرفته ام.
- به کدام یک از آثاری که ترجمه کرده اید بیشتر علاقمندید؟
سؤال «شرورانه» ای است! مگر می توان از مادری پرسید کدامیک از فرزندانش را بیشتر از دیگر فرزندانش دوست می دارد؟! از شوخی گذشته، به نظرم کتاب هایی را که بیشترین سختی ها و زحمات را برایم داشته اند، بیشتر دوست دارم. جای تردید نیست که به ترجمه «صحیفه سجادیه» ام عشق می ورزم. همین طور به «نفس المهموم»شیخ عباس قمی(ره) و دو کتاب « در آستان رحمت الهی» که به فرانسوی و انگلیسی ترجمه کرده ام. امسال هم چندکتاب ترجمه کرده ام که آن ها را نیز خیلی دوست دارم مانند واپسین گفتار، قطب نمای درون، واپسین هدیه، افسانه شبان، راهبی که اتومبیل فراری خود را فروخت و غیره...
- بهترین جایزه ای که تاکنون دریافت کرده اید.
باز هم سؤال سختی است! اما خب، پیش از آن که هنوز هیچ جایزه ای از هیچ کجا دریافت کرده باشم، نخستین جایی که بنده را به عنوان بانوی شایسته اعلام کردند (درآن دوران در خوزستان اقامت داشتیم) از سوی دفتر مقام معظم رهبری بود و باید بگویم که آن نخستین جایزه، حال و هوایی چنان خوشایند داشت که دیگر هرگز بدان شکل، دستخوش شادمانی و خوشحالی نشدم. جایزه دیگری که بسیار خوشنودم ساخت، شهروند افتخاری شهر راونا بود. پس از آن جایزه کتاب سال ولایت بود که خوشنودم ساخت زیرا داوران آن جایزه، تلاش های خدمتگزارانه و بسیار ناچیزم، برای ترجمه صحیفه مبارکه سجادیه را شایان تجلیل دانسته بودند. پس از آن مدال افتخار طلای شهر فلورانس که به عنوان «فیورینو» یا «گل کوچک زنبق» در آن شهر معروف است و تنی چند از هنرمندان معروف در سراسر دنیا، به دریافت آن مفتخر می شوند، مرا بسیار خوشحال کرد! پس از آن بالاترین نشان لیاقتی که از سوی رئیس جمهور ایتالیا دریافت کردم مرا عمیقاً خوشنود ساخت زیرا به عین می دیدم که پس از ترجمه بیست عنوان از مهم ترین آثار ادبیات منثور و منظوم ایتالیا، آن کشور هنرپرور و هنرمندپرور، به تلاش های بنده ارج نهاد و با آن کار ظریف و زیبا نشان داد که به زحمات ادبی و فرهنگی انسان ها، اهمیت می دهد.
- بهترین هدیه ای که از ترجمه این آثار معرفتی گرفته اید_معنوی و مادی_چه بوده است؟
تاکنون به عنایت الهی، هزاران هزار پاداش معنوی و مادی دریافت کردهام! بهترین پاداش این است که خداوند همچنان مرا برای خدمتگزاری و نوکری خاندان اهل بیت علیهم السلام در قید حیات نگاه داشته است و لحظه ای از نوشتن ترجمه درباره مسائل دینی فارغ نیستم! در واقع به محض آن که کتابی دینی را تمام می کنم، کتاب یا کتاب های دینی دیگری به سراغم «می آیند» و من نیز به خوبی درک می کنم که این خود، لطف و عنایت و توفیق خاصی است تا من همچنان به آن «حبل الله» متصل و باقی بمانم. البته در سال های اخیر، از میزان ترجمه آثار کلاسیک و منظومی که درنظر داشتم، به شدت کاسته شده و بیشتر ترجمه آثار شیعی را دست گرفتهام. بهترین پاداش هم این بود که در سال 1384، بنا به فرمان محبت آمیز مقام معظم رهبری، پس از یک برنامه تلویزیونی که در روز شهادت حضرت فاطمه زهرا (س) در آن شرکت داشتم، برای نخستین بار در رجب به مکه و مدینه اعزام شدم. از آن دوران به بعد، این توفیق را داشته ام که اغلب به سرزمین وحی بازگردم و «باتری» های معنوی و روحی ام را با زیارت حرم پیغمبر اکرم(ص) و طواف به دور خانه خدا «شارژ» کنم.
- ترجمه آثار دینی را برای چه انتخاب کردید؟ چه احساسی دارید وقتی یک نفر با یک آیین دیگر و با یک زبان دیگر فرازهای نابی از نهج البلاغه یا صحیفه سجادیه ترجمه شما را می خواند؟
نخست باید تأکید کنم که من هنوز توفیق ترجمه کل صفحات نهچ البلاغه را پیدا نکرده ام و صرفا نامه های حضرت امیر را ترجمه کرده ام. به گمانم در پاسخ های بالا، این مطلب را به خوبی به شما توضیح دادم که چرا آثار دینی را ترجمه می کنم. در سال هایی که هنوز بسیار جوان بودم و موقعیت حرفه ای تثبیت شده ای نداشتم، ناگزیر بودم با گزینش کتاب هایی بسیار تأثیرگذار، خودم را نشان بدهم. همچنین ناگزیر بودم تا حد بسیار زیادی، از نظرات و سلیقه های ناشرانی که با آنان کار می کردم تبعیت کنم و بیشتر سراغ ترجمه کتاب های پرفروش دنیا و رمان های بسیار جالب بروم اما آن وقتی ناشر آثار خودم شدم، دیگر این آزادی را داشتم که بنا به میل و سلیقه واقعی ام، به گزینش آثار و ترجمه آنها بپردازم. بعد از این مرحله بود که فاز جدیدی از کار حرفه ای ام را آغاز کردم که ترجمه آثار شیمی به زبان های اروپایی است. می پرسید از این که آثارم را آدم هایی با زبان دیگر بخوانند چه احساسی می کنم؟ خب معلوم است، عمیقاً منقلب می شوم و خدایم را شکر می کنم. به همان اندازه، بیش از پیش احساس مسئولیت و نگرانی می کنم که مبادا غرور فضای کاری ام را تحت الشعاع قرار بدهد.
- حمایت دولت از ترجمه و انتشار آثاری از این دست در سایر کشورها چگونه بوده است؟ بوده تا به حال از برخی کجسلیقگیها و کوتاهی ها دلسرد شوید و ترجمه رمان یا شعر را به ترجمه آثار دینی ترجیح بدهید؟
بدیهی است که برخی از سازمان ها، کم لطفی هایی کرده اند اما من هرگز اجازه نداده ام که عدم حمایت مانع پیشبرد هدفم شود. اگر قرار بود از این ناملایمات، نومید و دلسرد شوم، بیش از 300 عنوان کتاب را تا به حال ترجمه نکرده بودم و هرگز با این پافشاری و اصرار به کار ترجمه به صورت روزانه 14-12 ساعت نمی پرداختم! اگر انسان از این چیزها نومید شود، ایمان کمی دارد. اتفاقا هنگامی که با این نوع نامهربانیها مواجه می شوم، بیش از پیش به خدایم تکیه و توکل می کنم (در آیه 46 سوره انفال، خداوند امر می فرماید که همواره صبر و استقامت از خود نشان دهیم، زیرا او با صابران است. و باز بنا به فرمایش قرآن مجید در سوره نساء «و کفی بالله ولیاً ...و کفی بالله نصیراً») اگر سازمانی نامهربانی ای کرده باشد به همان اندازه سازمان دیگری از سوی خداوند رحمان پیدا شده است تا به یاری ام برخیزد و مرا در پیشبرد اهدافم یاری نماید.
- خودتان بیشتر با کدام کتاب مذهبی و یا ادعیه انس دارید و همیشه با قرائت و یا زمزمه آن آرامش پیدا می کنید؟
دعای ابوحمزه ثمالی را بی اندازه دوست می دارم، زیرا با لحن گفتار و سبک نگارش حضرت امام سجاد(ع) عمیقاً آشنایی دارم و حالت خضوع و راز و نیازهای جانانه و صادقانه ای را که ایشان با خدای خود به انجام می رسانند، بی اندازه دوست می دارم. همچنین دعای عرفه حضرت سیدالشهداء(ع) را بسیار دوست می دارم و در روز عرفه حتماً باید در اتاق کارم خلوت کنم و آن دعا را بخوانم. زیارت ناحیه مقدسه و دعای ندبه را نیز بسیار دوست می دارم. اما دعایی که هر روز می خوانم و فرزندانم نیز همین عادت را دارند، زیارت عاشورا است که در هر کجای دنیا که باشم، باید حتماً به صورت روزانه بخوانم. از صحیفه سجادیه، دعای 23 را بسیار دوست می دارم و از نهج البلاغه نیز وصیت نامه حضرت امیرالمؤمنین(ع) را که ترجمهاش هم کردهام.
- این عقیده وجود دارد که ترجمه شعر یا خواندن شعر ترجمه شده، مثل نگاه کردن به فرش ایرانی از پشت است. آیا در ترجمه آثار فارسی به لاتین یا برعکس، چنین چیزی صادق است؟
شعر ماهیتی یگانه دارد و حتی اگر با زبان مقصد نیز بیشترین و بهترین آشنایی را داشته باشید، باز هم هیچ مترجمی، هرچند لایق و چیره دست و هنرمند و مهمتر از همه شاعر، نخواهد توانست آن حال و هوا و آن رنگ و بوی شعر در زبان اصلی را در ترجمه خود در زبان مقصد منعکس سازد. این امری اجتناب ناپذیر و بسیار تأسف بار است، اما قرن ها است که همگی این واقعیت را پذیرفته اند. این در مورد آثار دینی و ترجمه قرآن مجید و صحیفه سجادیه و نهج البلاغه نیز صدق می کند و به همان اندازه، در آثار دینی دیگر ادیان نیز صادق است و ما اگر بخواهیم آن آثار را به فارسی بازگردانی کنیم، باز هم نتوانسته ایم حق مطلب را آن طور که باید و شاید ادا کنیم. ولی مترجم خوب، می تواند تا حد زیادی، به «بازسازی» آن شعر از زبان مبدأ دست بزند و کاری کند که تا اندازه زیادی، حال و هوای شاعری که آن شعر را سروده است، به زبان مقصد نیز بازگردانی شود. ما بارها و بارها شاهد این واقعیت بوده ایم که دو مترجم، پس از ترجمه یک شعر واحد، دو نوع ترجمه متفاوت از همان شعر واحد را ارائه کرده اند و هر مترجمی، بنا به بار عاطفی و علمی و نیز آشنایی عمیق یا نه چندان عمیقش به زبان مبدأ، ترجمه خود را ارائه کرده است.
- چرا در حال حاضر مشاهده می کنیم از یک کتاب چندین و چند ترجمه متفاوت در بازار عرضه می شود؟ مشکل از کجاست؟
آه! شما دقیقاً دست روی دل من و بسیاری از مترجمانی که آثارشان پیوسته مورد سرقت معنوی می رود، گذاشتید. من نمی دانم چرا برخی از ناشران تصور می کنند که اگر کتابی در بازار از استقبال خوبی برخوردار شده است، باید بی درنگ «سرقت معنوی» شود و مجددا منتشر شود! حال آن که این نوع ناشران که بیشتر دارای روحیه ای غیرفرهنگی هستند، به این حقیقت انکارناپذیر و غیرقابل اجتناب توجه ندارند که اگر کتابی مورد استقبال مردم قرار می گیرد، 50 درصد آن به خاطر خوب بودن آن اثر و 50 درصد دیگر هم به خاطر قلم شیوای مترجم است! حال اگر کتاب، به سرقت معنوی برود و مترجم دیگری بخواهد آن اثر را دیگر بار ترجمه کند و در دسترس مردم قرار دهد، شاید از آن میزان استقبال اولیه برخوردار نشود... نکته دیگر این که مردم ایران، کتابخوانانی حرفه ای و دقیق هستند و لذا آن هنگام که از سبک و نگارش و ترجمه مترجمی خوششان بیاید، دیگر به سراغ همان اثر، اما با ترجمه فردی دیگر نمی روند و همچنان به مترجمی که با آثارش آشنایی دارند با وفا و متعهد باقی می مانند. برای مثال، از کتاب «در آغوش نور» بنده ، سه چهار نمونه دیگر نیز چاپ شده است و همه همان عنوان کتاب مرا انتخاب کردهاند و عجبا بدون آن که ذره ای از انجام دادن این کار، احساس ناراحتی یا عذاب وجدان کنند! با این حال، حتی با وجود آن که بهای پشت جلد کتاب آن ها کمتر از بهای کتاب بنده است، باز هم مردم به خریدن ترجمه اصلی «در آغوش نور» که من 15 سال پیش ترجمه کردم روی می آورند و جایگاهی برای آن ترجمه های بعدی در ذهن خود ایجاد نمی کنند. معتقدم باید خیلی سریع و قاطع فکری برای «کپی رایت» در ایران شود.
با این حال، ما مشاهده می کنیم که ناشرانی قصد دارند یک شبه ره صد ساله بپیمایند و... نکته متناقض این ماجرا این است که این نوع ناشرانی که به سرقت معنوی روی می آورند، به سرقت آثاری «عرفانی» و «دینی» و «روحانی» می پردازند؛ سرقتی معرفتی برای افزایش معرفت جامعه از سوی یک عنصر به اصطلاح فرهنگی!
- آثاری هم دارید که در انتظار مجوز باشد؟
بله! منتظر اخذ مجوز جلد نهم و دهم «در آغوش نور» از سوی نشر تبر هستم که پایان بخش این مجموعه است. همچنین منتظر اخذ مجوز کتاب پسرم «در آغوش نور ولایت» به زبان انگلیسی هستم. پسرم زندگی نامه تنی چند از امامان معصوم (ع) را به انگلیسی ترجمه کرده است. همچنین منتظر اخذ مجوز کتاب «دستیار حقوقی» جدیدترین کتاب «جان گریشام» برای نشر کتابسرای نیک هستم.
- آیا به نظرتان، وضعیت ممیزی در مورد آثار ترجمه مطلوب است؟ یا اینکه وقتی مترجمی شناخته شده با کارنامهای قابل قبول، کتابی برای اخذ مجوز میدهد باید مانند یک تازهکار با او برخورد شود؟
ببینید با شناختی که این بزرگواران در طول این یک ربع قرن از آثار بنده دارند، به نظرم دیگر معنایی نداشته باشد که آثار بنده، مورد بررسی آقایان بررس کتاب و ممیزی قرار بگیرد. به نظر می رسد که این کار، نوعی بی اعتمادی به آثار بنده و به شخصیت حرفه ای ام باشد... نمی دانم! در واقع، به قول اصطلاحی معمول و رایج در جامعه: «بنده دیگر موهایم را در این کار سپید کرده ام» اما...نه وضعیت زیاد خوبی وجود ندارد.
- چقدر برای مطالعه غیر کاری، فراغت دارید؟
من همواره چند کتاب را همزمان مطالعه می کنم. در حال حاضر، مشغول فراگیری زبان های کره ای، مالزیایی و چینی، در حد اولیه هستم تا صرفاً بتوانم مکالمه ای ساده و روزانه با مردمان این کشورها داشته باشم. اخیراً انگلیسی کتابی درباره بناهای یادبود هندوستان و چین خواندم که بسیار خواندنی بود. همین طور هم یکی از کتاب های بسیار قدیمی چین باستان را که اخیراً از پکن خریداری کرده بودم و قصد دارم به فارسی ترجمه کنم به اتمام رساندم. همچنین کتابی درباره حضرت زهرا (س) تألیف دکتر محمد عبده یمانی و ترجمه محمدتقی رهبر را به تازگی به پایان رساندم.
- اوقات فراغتتان را چطور می گذرانید؟
در ایران فیلم ها و سریال های کره ای و چینی تماشا می کنم! اما وقتی در خارج از ایران هستم و با همسر و فرزندانم در تعطیلات به سر می بریم، اوقات فراغتم را با گشت و گذار در بناهای قدیمی و قدم زدنهای طولانی در خیابان ها و سرزدن به کتابخانه های عظیم سپری می کنم.
- آیا درآمد ترجمه آنقدر هست که زندگی مترجم را بچرخاند؟
- چه کار جدیدی برای ترجمه در دست دارید؟
ترجمه جدیدی در پیش رو دارم که «سروده های عاشورایی» نام دارد و قرار است برای نخستین بار در دنیا(به زبان فرانسوی منتشر شود، در این اثر سروده های تمام شاعرانی که از سال 61 هجری قمری به بعد از خدمتگزاران خاندان اهل بیت(ع) بوده اند و هستند و به نقل ماجرای کربلا یا مقام والای حضرت اباعبدالله (ع) همت گماشته اند، ترجمه خواهد شد. مأخذ کار هم «دانشنامه عاشورایی» دکتر مرضیه محمدزاده است. همچنین به یاری پروردگار قصد دارم اشعار برگزیده سرزمین فرانسه و انگلستان و پرتغال و روسیه را به فارسی ترجمه کنم.
اگر کمکی برای حق الترجمه از سوی سازمان های دولتی یا خصوصی دریافت شود، شاید 20 تا 30 درصد از درآمد ماهیانه یک مترجم عادی تأمین شود. برای مترجمان حرفه ای تر شاید این میزان، تنها اندکی بالاتر باشد. متأسفانه این در وضعیت ایده آل است اما اگر حقیقت امر را بخواهید، درآمد مترجم، «هرگز» کفاف مخارج هرچند ساده و اولیه او را نمی دهد.
من با سرعت نور پیر می شوم
بعدازماهها باهم رفتیم بیرون تا ناهار بخوریم وحرف بزنیم... ناراحت بود .ازهمه ازهمه همه از مادرش از خدا..میگفت : مادرم همین که من سلامت به خانه برگردم راضیه ..دیگه بقیه مسایل مهم نیست...فقط فیزیکم مهم هست که تصادف نکرده باشم....
برش دوم:
جلسه بسیجیان است حرف از شهداست . دلم میگیرد.....یاد دوستان همبازی کودکیم می افتم که دیگرنیستن....میدانم اگر بودن هم مرانمیدیددند یا من نمیددمشان....مثل الان که خیلیها دیگر آنها رانمی بینیم...
برش سوم :
فعلن همه نامریی هستیم .....
آیین رونمایی از " آمیزش افق ها "
آیین رونمایی کتاب «آمیزش افقها»، برگزیده آثار دکتر داریوش شایگان به گزینش و تدوین محمد منصور هاشمی برگزار می شود.
این اثر، دربرگیرندۀ بخشهایی از کتابهای او از جمله: ادیان و مکتبهای فلسفی هند، آسیا در برابر غرب،نگاه شکسته: اسکیزوفرنی فرهنگی، افسونزدگی جدید، به همراه مقالههای: " در جستجوی فضاهای گمشده ،" " از کتاب توهمات هویت "، "آمیزش افقها "و " نامه به نسلهای آینده. می باشد.
آمیزش افق ها ، همچنین دربرگیرندۀ پیشگفتار و مقدمهای در توضیح آراء و اندیشههای داریوش شایگان و کتابشناسی از آثار او و دیگران دربارۀ او به زبانهای مختلف است .»
گفتنی است ، این مراسم به همت مجلۀ بخارا با همکاری نشر و پژوهش فرزان روز و کتاب شمس و با حضور دکتر داریوش شایگان ، عصر چهارشنبه 20 مرداد برگزار می شود.
پ.ن: 0: خیابان شریعتی، بالاتر از پل رومی، خیابان موسیوند ( صالح) نبش خداداد، کتابفروشی شمس، ساعت 18 تا 20
1يك ماه از ابلاغ آيين نامه دوركاري گذشت، اما... ؛ خداحافظي با كارت زني صبحگاهي
آئين نامه نهايي دوركاري (تله وركينگ) درهفده ماده روز 30 خرداد سال جاري به تأييد رئيس جمهوري رسيد و با امضاي معاون اول در هفت تيرماه براي اجرا به دستگاههاي دولتي ابلاغ شد.
با گذشت بيش از يك ماه از ابلاغ اين آيين نامه تاكنون اقدام عملي براي عملياتي شدن در دستگاه هاي اجرايي صورت نگرفته است.
مهندس سعيدي معاون توسعه مديريت و منابع وزارت كار و امور اجتماعي در اين باره معتقد است: دوركاري در جامعه ما بحث نويني است، اما درجهان سي سال است كه اجرا مي شود و بيش از 50 درصد امور ادارات ونهادهاي دولتي وغير دولتي به اين شيوه انجام مي شود.
وي افزود: فلسفه وتصويب اين آيين نامه افزايش بهره وري در سطوح مختلف؛ فرد، سازمان وجامعه است، زيرا با اين شيوه و ايجاد فضاي خود مديريتي به اعتماد به نفس كارمندان افزوده شده و باعث افزايش بهره وري باشناورشدن ساعات كار مي شود.
وي همچنين مي گويد: براين اساس قرار نيست كارمندان فقط در هشت ساعت كار تعريف شده اداري، محصور شود، چرا كه در حال حاضر، در نظام اداري مرسوم، ما به زمان بها مي دهيم و بر صرف حضور فيزيكي بدون بهره وري تأكيد داريم. اما دردوركاري براساس قرارداد پروژه اي ارائه شده و در زمان مشخص تحويل مي شود و بر اين اساس مزد پرداخت مي شود.
راهي براي افزايش بهره وري
محمدرضا خباز عضو كميسيون اقتصادي مجلس شوراي اسلامي با تاكيد بر اينكه بشر بعد از گذر از عصر كشاورزي وصنعت؛ حال در عصر اطلاعات به سر مي برد و از اين رو، هر كه اطلاعات بيشتري دارد موفق تر است خاطر نشان مي كند: اينترنت امروزه مرزها را شكسته وبه خانه هارسوخ كرده است از همين رو، با توجه به امكانات اين گونه فعاليتها ميسر است چنانكه پيش از اين، نيز چنين فعاليتهايي در برخي ادارات به وجود آمده است.
وي مي افزايد: گرچه از نظرفرهنگي اين مسأله دشواري است، اما راه رفتني را بايد رفت .زيرا با توجه به شرايط روز جهان نمي توان اين تحولات را ناديده گرفت و همسو با آن نبود.بر اساس آماري كه از سوي شوراي پژوهشي پژوهشكده اقتصاد اعلام شده، ميزان كار مفيد هفتگي در ايران 6 تا 7 ساعت است. در حالي كه بر اساس آمارها ساعت كار مفيد هفتگي در ژاپن 40 تا 60 ساعت و در كره جنوبي 54 تا 72 ساعت است. همچنين بر اساس اين آمار متوسط كار مفيد روزانه در ايران در بخش دولتي يك ساعت و چهار دقيقه و در بخش خصوصي دو ساعت و 6 دقيقه است.علاوه بر اين، آمارها نشان مي دهد كه سرانه كارمفيد در ايران سالانه 800 ساعت است و اين ميزان در ژاپن دو هزار و 420 ساعت، در كره جنوبي 1900 و در چين هزار و 420 مي باشد.
با اين وضعيت اجراي آيين نامه كار كارمندان در خانه را تا چه حد ميتوان موفق دانست ؟
خباز در پاسخ به اين پرسش ميگويد: درست است بهره وري در جامعه ما 29 دقيقه در هشت ساعت است واين رقم در ژاپن به بيش از پنج ساعت مي رسد، اما همين مساله دلايل مختلفي دارد كه يكي از آنها عدم رضايت ازفضاي كاري و ميزان حقوق است. زيرا بسياري از كارمندان درهمان روزهاي اول ماه، حقوقشان تمام مي شود، اما با انجام اين طرح وبا كمك فضاي تجارت الكترونيكي مي توان فعاليت اقتصادي انجام داد ودر آمدبيشتري كسب كرد. به اعتقاد من، مردم ما كم كارنيستند، بلكه روحيه كار در آنها تقويت نشده است .
اما دكتر لطفي استاد اقتصاد نظر ديگري دارد واظهار مي كند: متأسفانه وجدان كاري در كشور ما كم است، زماني چنين طرحهايي كارساز است كه بتوانيم با تدبير و برنامه، ساعت مفيد كاررا از 29 دقيقه به يك ساعت برسانيم. حال آنكه در شرايط فعلي، سقف تعطيلات ما بيشتر از همه كشورهاي دنياست.
بيش از 20 درصد مشاغل مي توانند «دوركار» باشند
چندي پيش معاون نوسازي معاونت سرمايه انساني رئيس جمهوري اعلام كرد كه با اجراي دوركاري 500 هزار شغل جديد توسط دفاتر خدمات الكترونيك ايجاد مي شود.
مهندس سعيدي در پاسخ به اينكه، مشاغل مورد نظر كدام هستند، مي گويد: نمي توان به طور مشخص مشاغل را در اين چارچوب قرار داد، ازاين رو، كميته خاصي در حال پيگيري است كه وظيفه آن احصاي مشاغل مشمول اين برنامه مي باشد. اما 20 تا30 درصد مشاغل كه در زمينه مطالعاتي و تحقيقاتي ونرم افزاري هستند؛ مي توانند مشمول شوند.
خباز نماينده مجلس شوراي اسلامي، دوركاري رافرصتي براي استحكام خانواده دانسته ومي افزايد: چنين برنامه هايي براي مادران سودمند است، زيرا ضمن مشاركت اقتصادي آنان، در فراهم كردن امنيت ورفاه فرزندان نيز موثراست به اين ترتيب در هزينه هاي خانواده نيز صرفه جويي مي شود.
بدون زير ساختها نمي توان موفق شد
نبود زير ساختهاي موثر براي انجام چنين برنامه هايي دغدغه بسياري از صاحبنظران است .
دكتر لطفي، استاد دانشگاه با تأكيد براينكه اجراي اينگونه برنامه ها نيازمند بستر سازي فرهنگي ونرم افزاري است، مي گويد: با توجه به اينكه در شرايط رايج، براي هر كاراداري چندين بار ازمدارك كپي برميداريم وبازهم مدارك مفقود مي شود ونظام اداري ما از سيستم بايگاني و رايانه اي مجهزي برخوردار نيست، براي اجراي اين برنامه، نيازمند به زير ساختهاي اساسي هستيم .زيرا اين طرح بدون زمينه سازي موفق نخواهد بود.وي ادامه مي دهد: امروزه اينترنت ما پهناي باند 21مگاواتي دارد كه آنهم بيشتر قطع شده و داراي اختلال است. اين درحاليست كه كشورهاي همسايه ما با جمعيت و وسعت كمتر از خدمات بيشتري برخوردارهستند. همچنين، وقتي مي خواهيم يك تلفن ساده به اداره اي بزنيم ساعتها بايد پشت خط بمانيم اين برنامه ها مشغله ها را زياد مي كند.
خباز نيز دراين زمينه خاطرنشان مي كند: اجراي اينگونه طرحها، مردان شجاع و توانمندي مي خواهد كه با فراهم كردن زير ساختهاي متعدد، از شرايط عصرارتباطات واطلاعات بهره ببرند. در اين راستا نيز تلاشهاي قانونگذاران ومجريان آن قابل توجه است.
مهندس سعيدي درباره فراهم ساختن زير ساختهاي اين برنامه مي گويد: به منظور فراهم ساختن زير ساختهاي اين برنامه، كارگروهي داريم كه از اعضاي آن، مديران انفورماتيك كشور مي باشند تا سازوكارهاي اين طرح را فراهم كنند .
بگذریم
این بارهم بگذریم
این بارهم بگذر
توکه به رفتن عادت داری ....
دختران نوجوان به يكي از اصلي ترين منابع تامين نيازهاي جنسي گردشگران خارجي تبديل شده اند كه براي تعطيلات به برزيل سفر مي كنند.
به گزارش تابناک اجتماعی؛ كريس راجرز خبرنگار بي بي سي بيان مي كند كه برزيل چگونه در حال سبقت گرفتن از تايلند در جذب توريست جنسي و همچنين تلاشها براي مهار اين وضعيت است.

از اين دختران به نظر بيشتر از 13 سال ندارد و يكي از چندين دختري است كه در آفتاب نيمروز در خيابان به دنبال مشتري است و در حالي كه ماشينم را در خيابان پارك مي كنم با رقص تحريك كننده اي سعي دارد تا نظر من را جلب كند.
كلمي 13 ساله جلو آمده و مي گويد كه آيا علاقمند به داشتن برنامه هستم؟ برنامه اسم رمزي است براي روابط جنسي يك ساعته. وي در قبال اين كار تنها 5 دلار مي خواهد. زن سن دار ديگري كه در همان نزديكي ايستاده جلو آمده و خود را مادر كلمي معرفي كرده و مي گويد: دو دختر ديگر هم هستند كه هر دو هم سن دخترم هستند. با همين قيمت. متلي هم در همين نزديكي است كه مي شود اتاقي را براي يك ساعت كرايه كرد.
عذرهاي متعددي را مي آورم و به سمت بارها و فاحشه خانه هاي منطقه قرمز شهر مي روم.
با وجود سخت گيري هاي پليس اما به نظر نمي رسد خودفروشي كودكان چندان هم از خيابانهاي شهر رسيف ناپديد شده باشد. كشوري كه قرار است تا 4 سال آينده ميزبان جام جهاني شده و اوضاع اقتصادي خود را رونق دهد.
برزيل به دليل داشتن سواحل طولاني و مرموز خود كه هرساله ركورددار جذب توريست مي شود موفق شد تا حد زيادي در برابر ركود جهاني اقتصاد ايستاده و مقاومت كند.
شهرت شهواني اين كشور مدتهاست كه به جذب ناخواسته توريستها منجر شده است. هر هفته تورهاي ويژه گذراندن تعطيلات هزاران اروپايي مجرد را با پروازهاي اختصاصي براي فحشا ارزان به برزيل مي آورند و هم اكنون اين كشور به عنوان نخستين مقصد توريستي جهان از تايلند هم سبقت گرفته است!
با فرود آمدن شب توريسم جنسي در خيابانهاي رسيف در ايالت پرنامبوكو برزيل زنده شده و دختران فاحشه با توريستها مخلوط مي شوند. سن قانون فاحشگي در برزيل 18 سال است اما بسياري از آنها بسيار جوانتر و حتی کودک به نظر مي رسند.
رانندگان تاكسي با دختراني كه براي وارد شدن به بارها بسيار جوان هستند. يكي از اين رانندگان دو دختر را به قيمت يك نفر و همچنين رساندن رايگان ما تا متل پيشنهاد مي كند و با معرفي سارا و ماريا به من مي گويد: اينها به سن قانون نرسيده اند بسيار ارزانتر از آنهايي هستند كه به سن قانون رسيده اند.
هيچكدام سعي نمي كنند سنشان را پنهان كنند و در حاليكه دست در دست هم دارند كمي وحشت زده به نظر مي رسند. منطقه قرمز شهر رسيف هم اكنون مملو از ماشينهايي شده كه به آرامي از كنار گروههاي دختراني كه بدنهاي خود را به نمايش گذاشته اند خزيده و رد مي شوند.
پيا 13 ساله موافقت مي كند تا از زندگيش به عنوان يك كودك خودفروش بگويد. وي مي گويد كه هر روز در نقطه مشخصي از خيابان از صبح تا شب كار مي كند تا بتواند خرج اعتياد پدر و مادرش به كوكائين را تأمين كند. پيا گفت: معمولاً هر شب 10 مشتري دارم كه هر كدام بين 5/3 تا 5/5 دلار مي دهند كه براي خريد يك بسته كراك كافي است.
براي امنيت بيشتر پيا با گروهي از دختران بزرگتر كار مي كند كه هم براي آنها مشتري مي آورند و هم از دختران جوانتر و پول آنها مراقبت مي كنند.
او گفت : دختران زيادي هستند كه از من كوچكتر بوده و اينجا كار مي كنند مثلا خواهر من 12 سال دارد و يك دختر11 ساله هم هست. اما پيا نگران خواهرش بيانكا است چون آخرين بار با مردي غريبه بيرون رفته و ديگر بازنگشته است.
پيا از سن 7 سالگي اين كار را شروع كرده و بر اساس تخمينهاي يونيسف 250000 نوجوان فاحشه در برزيل وجود دارد. وي مي گويد: من مدتهاست كه اين كار را انجام مي دهم و هيچگاه به خطراتش فكر نمي كنم. خارجيها اينجا زياد هستند و من با بسياري آنها بوده ام.
چند خيابان آن طرف تر با رانيسون 14 ساله و ايوان 12 ساله آشنا مي شوم. آنها مي گويند: ما براي خريد برنج و خوار و بار براي خانواده مان نيازمند اين پول هستيم. والدين ما چندان نگران ما نيستند و فقط به آنها مي گوييم كي مي رويم و كي بر مي گرديم. آنها فقط پول را از ما مي گيرند تا غذا بخرند و مي دانند كه چون که اين پول بدست آمده.
اكثر توريستهاي جنسي عادت داشتند تا به شهر فورتالزا در 500 مايلي رسيف بروند اما اين رويه ديگر ادامه ندارد. در سالهاي گذشته شهر كئارا كه يكي از شهرهاي ميزبان جام جهاني هم است در اين ايالت به روشني نشان داد كه به هيچ وجه از توريستهاي جنسي استقبال نمي كند. هر هفته چندين خودرو مسلح و پليس فدرال به طور مسلح در خيابانهاي منطقه قرمز به گشت زني پرداخته و با شكستن درب متلها و فاحشه خانه ها مجرمين را دستگير و دختران زير سن قانوني را با خود براي مراقبت مي برند.
الين ماركز وزير ايالتي حمايت از كودكان ادعا مي كند كه طرحهاي وي موثر واقع شده اند. وي مي گويد: ما در فارتالزا مكانهاي زيادي را تعطيل كرده ايم و خيابانها به طور كامل خالي از فاحشه ها هستند. هدف ما افزايش اين سختگيريها تا زمان جام جهاني در مورد توريسمي است كه خودفروشي كودكان را ترويج مي كند.
به نظر ساير ايالات هم منتظر روشن شدن نتيجه اقدامات خانم ماركز هستند تا در صورت موفقيت از الگوي مشابهي پيروي كنند.
اما در ازاي هر مكاني كه بسته شده و هر توريستي كه دستگير مي شود قربانياني نيز وجود دارند كه بسياري از آنها به خانه هاي خيريه برده مي شوند. براي مثال رزا دسارون در شهر رسيف هم اكنون ظرفيتش كاملا تكميل شده چرا كه بسياري از اين دختران حاضر نيستند به خانه هاي خود و به دامن فقري بازگردند كه آنها را به خودفروشي كشانده است. اين دختران از سراسر برزيل به اين مركز فرستاده مي شوند.
ماريا 12 ساله ميخواست پيش مادرش برگردد اما چون دلالش او را مجبور به كار در خيابانها كرده بود و او را تهديد كرده بود اگر فرار كند او را خواهد كشت اين كار نكرد. وي هنوز نگران زندگيش است.
من انتخابي نداشتم هر كاري او ميگفت انجام ميدادم من احساس ميكردم دوران بچگي خود را از دست داده ام من فقط 9 ساله بودم من ميترسيدم بعضي مواقع كه بدون پول برميگشتم او مرا كتك ميزد.
جين سوئلي سيلوا كه اين مركز را تأسيس كرده است مي گويد اكثر دختران بين 12 تا 14 سال سن دارند و بسياري از آنها با مشكلات حاد مانند سرطان دهانه رحم وارد مركز مي شوند. با توجه به اينكه در اكثر موارد اين بيماري در مراحل اوليه است مي توانيم به آنها كمك كنيم و شكر خدا در اكثر موارد درمانها موفقيت آميز است. تعدادي از دختران نيز با مشكل بارداري روبرو هستند كه پدر طفل يك توريست خارجي ناشناس است.
خيريه بريتانيا شادي بچه هاي بين المللي تصميم به ساختن خانه هايي براي دختران فاحشه كرده انذ تا آنها در بتوانند در مكان سالمي زندگي كنند
مركز خيريه بين المللي شادي كودكان در بريتانيا قصد دارد تا مراكز بيشتري را براي نگهداري از اين كودكان ايجاد كند.
به گفته سارا .د.كاروالهو از مقامهاي اين مركز در چند سال اخير بحران روي آوردن كودكان به خودفروشي در شمال شرقي برزيل افزايش چشمگيري داشته است كه تا حد زيادي ناشي از افزايش توريستهايي مي شود كه براي گذارندن يك تعطيلات سكسي به برزيل مي آيند. مهم است كه نوجوانها را از خيابانها جمع آوري كنيم و به آنها يك مكان سالم بدهيم تا زندگي كنند.
اما سخت گيري هاي پليس و اين موسسات خيريه هنوز نتوانسته اند افرادي مانند پيا را از خيابانها جمع كنند.
خانه وي زاغه كوچكي است كه در آن با مادر و برادر و يك خواهر 12 ساله اش زندگي مي كند كه هنوز به خانه برنگشته و در آن تنها دو كاناپه وجود دارد كه به عنوان تختخواب از آن استفاده مي شود و يك تشت پلاستيكي براي شستن لباسها و ظرفها.
وقتي از مادرش در مورد ناراحتي احتماليش از شغل دخترش پرسيدم ظاهرا وي بيشتر نگران اين بود كه دخترش با دست خالي و بدون پول به خانه بازگردد. پيا به من گفت كه اميدوار است روزي بالاخره اين كار را كنار بگذارد و گفت كه شنيده است مراكزي هستند كه از اينگونه دختران حمايت مي كنند.
وي گفت: هر روز از خدا مي خواهم تا من را از اين زندگي نجات دهد. بعضي اوقات كار را متوقف مي كنم اما باز هم مجبور مي شوم در جستجوي مردان به خيابانها بروم. مواد مخدر بد است، ضعف من است و مشترياني كه هميشه حاضرند به راحتي پول بدهند.
گزارشي از عرضه قطعات اوراق شده خودروهاي سرقتي
چگونه مي توان مالخرها را مات كرد
* اشاره:
سرقت اتوموبیل از جرایم نوپا در کشورماست که عمرش به صد سال نیز نمی رسد.اما درهمین مدت ، رونق بسیاری یافته وروز به روز بر شگردها وانگیزه های ان نیز افزود ه شده است . به طوری که بنابر نظر برخی منابع اگاه ، میزان سرقت رشد داشته وبه 60 مورد در روز می رسد.
اما از مسایل قابل تامل در این زمینه ، خرید وفروش قطعات سرقتی خودرواست .
* خرید مال سرقتی خوددر بازارها
با نگاهی به سایتها وصفحات بازاریابی میتوان ،آگهیهای بی شماری در زمینه خرید وفروش اتوموبیلهای تصادفی وقطعات استوک خودرو دید .
به راستی وجود این بازار ، در زمینه گسترش سرقت خودروها تا چه حد موثراست؟
سرهنگ صادقی رئيس پليس آگاهي استان خراسان رضوي دراین باره میگوید: درحال حاضر، حدود 50 درصد خودروهای سرقتی اوراق شده وقطعات گران ان در بازار به بهای اندکی به فروش می رسد. از طرف دیگر ، نه تنها خودروهای سرقتی که قطعات سرقتی خودروها نیز دربازار وجوددارد.چنانکه از سرقتهایی که اخیرا رایج شده؛ سرقت قطعات کامپیوتری خودروهاست که به دلیل قیمت بالای آن ، برخی شهروندان مالباخته مجدد به محل فروش این قطعات که به طور معمول ، سرقتی است ؛ مراجعه کرده وکالایی را میخرند.
سهرابی مهر وکیل پایه یک دادگستری با اشاره به حضور "مالخرها " دراین بازار اشفته اظهار میکند: بی تردید خريدار يا مخفى كننده اموال مسروقه (مالخر) در گسترش فعالیت سارقان موثر است . زیرا تمامی سارقان به اميد آن كه مال مسروقه خود را تبديل به پول مى كنند، مرتكب سرقت مى شوند؛ازهمین رو ، چنانچه در بازار ضایعات خودرو ، مالخرها حذف شوند ، از بسیاری از موارد سرقت خودرو کاسته می شود .
این مدرس دانشگاه می افزاید: برهمین اساس ، مطابق ماده 662 قانون مجازات اسلامی ؛ هركس با علم واطلاع يا با وجود قرائن اطمينان آور به اينكه مال در نتيجه ارتكاب سرقت بدست آمده است آن را به نحوي از انحاء تحصيل يا مخفي يا قبول نمايد يا مورد معامله قرار دهد به حبس از ششماه تا سه سال و تا ( 74 ) ضربه شلاق محكوم خواهدشد و در صورتيكه متهم معامله اموال مسروقه را حرفه خود قرار داده باشد به حداكثر مجازات در اين ماه محكوم مي گردد .
* ازماست که برماست
گرچه اغلب عرضه کنندگان غیرقانونی این محصولات را در رونق این بازار ، نقش آفرین میدانند .اما از سوی دیگر نیز نمیتوان منکر تاثیر خریداران قطعات استوک شد.زیرا تا متقاضی برای این کالاها نباشد ، به طورحتم این بازار تداوم نمی یابد ونظارت بر ان اسانتر می باشد.
امیرگیلکی ، کارشناس رسمی دادگستری دراین باره میگوید: هرقطعه خودرو یک تاریخ مصرف ومقاومتی دارد که اگرتمام شود ، ارزش کارایی خود را از دست داده است .اما برخی افراد با انگیزه کسب منافع کوتاه مدت به خرید قطعات دست دوم می پردازند که باعث زیانهایی دردراز مدت برای خود ودیگران می شود. ازجمله این مسایل بهره مندی ناخواسته از قطعات سرقتی است.مشکل دیگر این مساله بروز تصادفات پرخطروحتی جبران ناپذیر، به دلیل کالاهای فاقد کیفیت می باشد.
*راه حلهای پیشنهادی
حال پرسش اینجاست که برای رفع این مساله چه باید کرد؟
مهمترین راه حل ، سریال گذاری قطعات خودروست .امیرگیلکی دراین باره خاطر نشان میکند: در کشورهای تولیدکننده عمده اتوموبیل ، قطعات دارای شماره سریال وشناسنامه هستند .ازاین رو اصالت خودرو ، تایید می شودوهمین امر موجب اطمینان خاطر مشتری است .در کشورما نیز قطعاتی که استاندارد باشد شماره سریال آن بر روی کالا حک می شود. اما تمام قطعات چنین نیستند.
سهرابی مهر ، کارشناس حقوق نیز میگوید: با رشد فناوریها ی نوین ، امکان مقابله با سارقان ومالخرها میسر است . چنانکه درحال حاضر اگر گوشی تلفن همراه ، به سرقت رود براساس شماره سریال آن میتوان متخلف را شناسایی کرد.
وی ادامه میدهد: امروزه باتلاشهای انجامشده از سوی متولیان امر به ویزه پلیس امکان خرید طلا وجواهر بدون فاکتور ان مقدور نیست.از همین رو امکان کنترل وپیشگیری از سرقت این کالاها بسیار است .به این ترتیب چنانچه سایر اموال نیز دارای اوراق مالکیت باشد ، تخلف دراین حوزه هانیز کاهش می یابد.
سهرابی مهر همچنین اظهار میکند: گسترش مراکز معتبر ومجاز قانونی دراین باره نیز نقش موثری دارد. زیرا امکان نظارت وکنترل پلیس براین محلها وجود خواهد داشت. حتی افرادی میتوانند به عنوان کارشناس اگاهی یا هر عنوان دیگر دراین اماکن حضور یابندودلایل فرسودگی وانهدام خودرو را مطرح کنند.
سرهنگ صادقی نیز با تایید این نظرات می گوید:به اعتقاد من ، چنانچه نظارت مستمرومطلوب دستگاههای مسوول برمراکز خرید وفروش قطعات دست دوم اعمال شود واز طرفی برخی قطعات مهم دست دوم، که به لحاظ قیمت قابلیت ورود به چرخه مصرف را دارد ، با نظارت مراجع ذی صلاح در مراکز معتبر برای فروش عرضه شود.میتوان این شرایط را سامان داد.
وی همچنین درباره سریال گذاری قطعات تاکیدکرد: اگر این موضوع محقق شود ، به طور حتم موثروارزشمند است .زیرا به این ترتیب بیش از 70-80 درصد قطعات سرقتی از بازار محو خواهد شد. چراکه یکی از شیوه های کشف سرقتهای خودرو میتواند ، بهره مندی از قطعات سریالگذاری شده باشد.
سرهنگ صادقی می افزاید: در شرایط فعلی پلیس به تنهایی قادر به مهار سرقتهای خودرو نیست ، اما چنانچه سازمانها ونهادها نیز تعامل داشته وبه اقدامات پیشگیرانه توجه کنند ،ازمشکلات هموطنان دراین زمینه کاسته می شود.
قانون برای جذب معلولان ناتوان است
به تازگی ، علی همت محمود نژاد ، رئیس جامعه معلولانایران در گفتگو با یکی از خبرگزاریها ادعا کرده بود؛ معلولان بسیاری در آزمون استخدامی اموزش وپرورش شرکت کرده ودر مرحله نخست پذیرفته شدن ؛ اما به دلیل " معلولیت" در مرحله مصاحبه ، از پذیرش آنها ممانعت شده است.
دکتر عباسپور رئیس کمیسون اموزش وتحقیقات مجلس در این باره به خبرنگار ما گفت: براساس قانون سه درصد از جذب مشاغل واستخدامها به معلولان اختصاص می یابد. اما دراین روند، میزان معلولیت نیز موثر است .به این ترتیب ، در ازمون استخدام اموزش وپرورش وسر انجام اشتغال در کسوت معلمی ؛ نمی توان میزان معلولیت ، توانمندی واثربخشی در روند تعلیم وتربیت را نادیده گرفت.
وی همچنین تاکید کرد: باتوجه به توانمندیهای معلولان ، برخی از کارهای اموزش وپرورش بانوع معلولیت ، هماهنگ می باشد و این گروه میتوانند جذب اموش وپرورش شوند. از این رو اگر افراد شرایط مناسب را برای پذیرش در آزمون استخدامی داشته ؛اما دراینمورد با مشکل ومانع مواجه شدند میتوانند هم ازکانال قانونی مساله را پیگیری کنند وهم با مراجعه به کمیسیون آموزش مجلس ، مشکل خود را مطرح کنند.
دکتر عباسپور ادامه داد: از آنجاکه اغلب دستگاههای دولتی نظیر وزارت آموزش وپرورش ، خود پایبند به رعایت قوانین وحقوق اقشار جامعه هستند ، ممکن است عدم پذیرش برخی افراد ، فقط به دلیل معلولیت نباشد. به هرحال در صورت وجود مشکلی ، پیگیریهای قانونی انجام می شود.
دکتر خلوق ، رئیس انجمن ضایعات نخاعی کشور با اشاره به اینکه موردی در این زمینه تاکنون نداشته اند ، افزود: به طور کلی درعمل ، قانون جامع حمايت از حقوق معلولان مصوب 1383 که بر اختصاص حداقل 3% از مجوزهاي استخدامي دستگاههاي دولتي و عمومي را به معلولين تاکید دارد ؛ دچارضعف وکاستی است و ضمانت اجرایی لازم را ندارد. درحال حاضر نیز با طرح " کوچک سازی دولت " وگسترش مشاغل خصوصی این مساله کمتر محقق می شود.
این مدرس دانشگاه خاطر نشان ساخت : به هنگام استخدام معلولان نیز مشاغل کوچک وعادی نظیر اپراتوری به انها اختصاص می یابد . در حالیکه بسیاری از معلولان ما ، به حدی از توانمندی رسیده اند که قادر به مدیریت در عرصه کلان نیز می باشند.
خلوق همچنین اضافه کرد: از موانع اشتغال معلولان ، ضعف در آگاه سازی واطلاع رسانی به آنهاست .چنانکه میتوان با وجود فرصتهای گوناگون ، نظیر مشاغل خانگی و بهرمندی از امکانات صندوق مهر امام رضا (ع ) بسترهای لازم را برای اشتغال معلولان فراهم کرد. به این ترتیب میتوان ، زمینه حضور کار آفرینهای موفقی را در این قشر پدید آورند که قادرند ، در زیر مجموعه خود از تواناییهای سایر معلولا ن یا تلفیقی از اقشار جامعه در فعالیت خود ، سود ببرند
سرانجام با گذشت بيش از پنج سال سند ملي آموزش و پرورش به تصويب رئيس جمهور، رئيس شوراي عالي آموزش وپرورش رسيد. سندي که تا امروز مفاد آن چون رازي مگو، گاه از زبان مسوول يا صاحب نظري مطرح مي شود، اما بنابر آنچه تاکنون شنيده شده مي توان دريافت که بر اساس آن مراکز پيش دانشگاهي به دبيرستانها انتقال مي يابند و به «سال چهارمي» تبديل مي شوند. همچنين اجباري شدن دوره پيش دبستاني به مدت 2 سال و از 4 و 5 سالگي نوآموزان نيز از تحولات نظام آموزش است ومقوله هاي پراکنده ديگر، که گاه متناقض با يکديگر مي باشند.
به هرروي تصويب اين سند؛ فرصتي است تا براي پرسشهاي خود، پاسخي بشنويم.
ضرورتهاي تدوين سندملي
دبير شوراي عالي آموزش پرورش با تاکيد بر ضرورت تحول در ساختار آموزش کشور به خبرنگارما مي گويد: آموزش و پرورش ما با وجود تلاشهاي قابل تقدير مديران، کارشناسان و معلمان در سطوح مختلف در طول ساليان گذشته، امروزه با چالشها ومشکلاتي روبه روست و همين کاستي ها ضرورت تحول بنيادي را در آموزش وپرورش اجتناب ناپذير کرده است .
به گفته مهدي نويد ادهم يکي از اساسي ترين دلايل ايجاد اين تحولات «مسايل محيطي» است که در سالهاي اخير در ساختار آموزشي تمامي کشورها ديده مي شود. تحولات محيطي؛ از تغييراتي است که در ساختارهاي فرهنگي، آموزشي، سياسي، اجتماعي واقتصادي صورت پذيرفته است. بدين ترتيب، تحولات صورت گرفته در فرآيند ياددهي ويادگيري دگرگونيهايي ايجاد کرده است، زيرا يکي از رسالتهاي آموزش و پرورش انتقال آخرين يافته هاي آموزشي، پرورشي ومهارتي به دانش آموزان است تا آنان را براي زندگي آينده آماده کند .از آنجا که سير تحولات، سرعت و گستردگي آن در دهه هاي اخير با دگرگونيهاي مشابه با سنوات تاريخ بشر قابل مقايسه نيست ازهمين رو، در انتقال اين دگرگونيها، ساختار آموزشي با چالشهايي روبه رو است .
وي مي افزايد: افزون براين، همان گونه که، مقام معظم رهبري تاکيد داشتند، آموزش وپرورش ما برفلسفه تعليم وتربيت اسلامي استوار نيست وبر تعليم وتربيت وارداتي است؛ بنابراين نمي تواند زمينه ساز تحولات بنيادي باشد. از اين رو، تحول در اين ساختار اجتناب ناپذير مي باشد که خوشبختانه سند ملي به عنوان سند تحول آفرين و زمينه ساز دستيابي به تحول بنيادي شده است .
دکترهاجر تحريري نيک صفت که مدتها در تدوين اين سند فعاليت داشته نيز بر ايجاد تحولات زير بنايي در ساختار آموزشي کشور تأکيد مي کند و مي گويد: از آنجا که هر فعاليت اصولي نيازمند اطلاعات کافي است؛ از اين رو، تدوين وتصويب اين سند ضروري بود تا مطابق آن؛ برنامه ريزي شود .اين گونه، سند مزبور نقطه اتکال برنامه ريزي ما به شمار مي آيد. درواقع سند ملي آموزش وپرورش، نقشه راه؛ نظام آموزشي است.
فرصتي براي تحول
باتوجه به آنچه گفته شد اين پرسش مطرح مي شود که اين برنامه ها ودگرگونيها تا چه زماني اجرا مي شود؟
نويد ادهم در پاسخ مي گويد: با توجه به آنکه تغييرات در آموزش و پرورش امري بطئي، مستمر ودائمي است در نتيجه نمي توان براي اجراي سند يادشده، سقف نهايي وزماني تعيين کرد؛ بلکه بايد با عزم ملي ومشارکت همگاني بخصوص از سوي معلمان وخانواده ها، براي اصلاح محتوا وروشها، فر ايندها وايجاد آموزش وپرورش با کيفيت تلاش مضاعفي داشت. اما از آنجا که اصلاح ساختار آموزشي در قالب نظام 6 - 3 - 3 يعني شش سال ابتدايي، 3 سال راهنمايي وسه سال دبيرستان، به تصويب رسيده است براي استقرار کامل آن به حدود شش سال زمان نياز مي باشد.
تحريري نيک صفت معاون راهبردي منابع انساني درهمين زمينه اظهار مي دارد: اجراي مفاد اين سند، به برنامه ريزان و مجريان مربوط مي شود. اما به دليل جامعيت سند نياز به فرصت وزمينه سازي مطلوب است؛ از اين رو، نمي توان زمان مشخصي را براي اجراي کامل آن تعيين کرد.
محور کيست؟
با نگاهي بر ساختار آموزشي کشور مي توان دريافت، محوريت برنامه ها بر هيچ عنصري استوار نيست ودرواقع در اين ساختارمعيوب اغلب نيروي انساني، دانش آموزان وخانواده ها؛ قرباني هستند. حال بايد ديد؛ در تحولات آينده محوريت برکدام عنصر است ؟
دبيرکل شوراي عالي آموزش وپرورش دراين باره اظهار مي دارد؟ در اين سند ملي، تربيت به جريان تعاملي بين عناصر موثر، تعبير شده است. بدين ترتيب برتعامل اثر بخش ميان معلم ومحصل تاکيد دارد. البته روند اين پروسه به سوي تکميل و تعالي هويت دانش آموز مي باشد.
ناگفته نماند؛ از آنجا که اين سند براساس آموزه هاي تعليم وتربيت اسلامي تدوين شده است، به دليل جايگاه والاي معلم محوريت معلم چشمگير تر مي باشد.
پايان سخن
باتوجه به اهميت موضوع، سعي کرديم از ديدگاه هاي مسؤولان، صاحب نظران و فعالان درتدوين اين سند؛ نيز بهره مند شويم، اما بنابر دلايل گوناگون، نظير مسافرتها، مشغله ها وعدم آمادگي براي پاسخگويي اين مسأله ميسر نشد.
اين در حالي است که دکتر عباسپور، رئيس کميسيون آموزش و تحقيقات مجلس شوراي اسلامي، تعلل وزارت آموزش وپرورش را در ارسال و ارائه سند ملي آ موزش و پرورش، مانع پاسخگويي مي شمارد.
به هرحال از آنجا که ارائه سند ملي آموزش، از سوي يونسکو در سال 2001 ، براي تمامي کشورها درخواست شده است وبه واقع تدوين آن، برنامه اي جهاني محسوب مي شود اميد است، سند ملي آموزش و پرورش کشور ما، با پشتوانه دانش بيش از 500 صاحب نظر، راهگشاي معضلات ساختار آموزشي کشور باشد.
بررسی 10 نفر اول گروه ریاضی نشان می دهد که 9 نفر از آنها را پسران و تنها رتبه 9 این گروه متعلق به یکی از دختران است که البته همین وضعیت در گروه آزمایشی علوم انسانی به شکل دیگری تکرار شده است و از میان 10 برگزیده این گروه 9 نفر را دختران تشکیل می دهند.
در گروه آزمایشی علوم تجربی 6 دختر و 4 پسر از میان 10 برگزیده و در گروه آزمایشی هنر 2 دختر از میان سه برگزیده نشان دهنده پیشی گرفتن دختران در این گروه ها است
این مساله ضمن انکه باعث تقویت حضور زنان در جامعه است دغدغه هایی را دارد. زیرا اگر رشد وتوسعه جامعه نیز همسو با این مشارکتها نباشد .این جامعه زنان است که دچار زیان می شود. با نگاهی به وضعیت اشتغال زنان در مراکز مختلف می توان دید که اغلب دچار نابرابری جنسیتی هستند واز مزایای مناسب بهره مند نیستند. مساله ای که هنوز جدی تلقی نمی شود اما در درازمدت در روند توسعه وحضور موثر زنان تاثیر به سزایی دارد....
برش اول:
طی یک ماه یک صحنه وماجرای مشابه را در دو رسانه تصویر سینما وتلویزیون دیدم.صحنه خیانت زن وخودکشی ناکام مرد با نشر گاز...
حامداد بهداد در هفت دقیقه به پاییز وآرش مجیدی در زیر هشت هردو مردان غیوری بودند که به دنبال خیانت زنشان دست به خود کشی زدند. ..
برش دوم : بازهم روایت تکراری دختر مشکوک وفقیری که ختم روزگار است وپسر چشم وگوش بسته وخانواده دارومرفه و سواستفاده دختر از او.....فاصله ها همان تکرار دلشدگان است....با چند تغییر بی ارزش همان روایت مضحک ....
* روایت من: خوش به حال مردهای کشورم همه معصوم.غیور.نجیب. خانواده دوست. متعهد....کاش من یک مرد ایرانی بودم...... شاید برای فرار از فلاکت زنانه ام یک روز تغییر جنسیت بدهم تا با مرد شدن به بهشت بروم........
تقویم
بوسه
چقدر ادبیات زندگیم
باتوغنی شده



عصر پنجشنبه تصمیم میگیرم چند قدمی پیاده روی کنم. ناگهان فریادهای زنی را از لای اتوموبیلهای سر چهارراه میشنوم .مردم جمع میشوند .از لای جمعیت خودرویی را میبینم که زنی با چادر سیاه فرسوده را میبرد. ماموران نیروی انتظامی هم هستند. مردم حرفها وروایتهای گوناگونی دارند. یکی میگوید از صبح دنبالش هستند .دیگری میگوید : کیف زن است.....
برش دوم :
هنوز دلم میخواهد به قدم زدن ادامه دهم . ناگهان زنی را میبینم که کوله باری از وسایل بازیافتی دارد وزباله هارا جستجو میکند. او هم چادر سیاه فرسوده ای دارد.... بلند قد است با چادر چهر ه اش را پوشانده ....
گفتگو با «ريچارد جنكينز» بازيگر فيلم تحسين شده مهمان
منتظر هيچ نقشي نميمانم
اگر كاراكتر تد ترفون و همان سكانسهاي كوتاه بازياش در «بعد از خواندن بسوزان» ساخته برادران كوئين رادوست داشته باشيد. ريچارد جنكينز را بازيگري همه فن حريف ميدانيد. بازيگر 63 سالهاي كه پس از بازي در بيش از 75 فيلم سينمايي و تلويزيوني بالاخره نامزد دريافت اسكار بهترين بازيگر مرد براي بازي در فيلم ميهمان شد.
علاقهمندان به او و همچنين تماشاگراني كه سريال «كوجك» را در سالهاي دور تعقيب ميكردند؛ احتمالا شخصيت جوئل ليتكين را در كنار تلي ساوالاس به ياد دارند. كاراكتري كه جنكينز با رواني خاصي نقشش را ايفا ميكرد. دكتر ويلكينز فيلم مشهور هانا و خواهرانش (ساخته وودي آلن)؛ گريگوري جارويس سريال تلويزيوني «چلنجر» يا كارآگاه بريجر فيلم گرگ، همگي يادآور ريچارد جنكينزند. بازيگري كه مانند پل نيومن، يكي از هاليووديهايي است كه سرآمد اخلاق محسوب ميشود. گفتگوي ذيل شامل گذشته دور و نزديك و حال حاضر ريچارد جنكينزي است كه در كهنسالي همچنان با قدرت ميخواهد در ژانرهاي متفاوت از كمدي گرفته تا جنايي، در سينما كار كند.
آيا هنوز هم به كار در تلويزيون عشق ميورزيد؟ ميدانيد كه اين سليقه بسياري از بازيگران نيست؟
بايد ببينيم از كار در سريالها و فيلمهاي تلويزيوني چه انتظاري داريم. اگر فقط درآمد مدنظر باشد شايد تلويزيون آدم را فراري دهد، اما براي من ديده شدن و با مردم بودن مهمترين چيز است. 90 درصد كارهاي تلويزيونيام از پربينندهترينها بودند. اما مسلم است كه درآمد يك فيلم از كل يك سريال بيشتر است.
اين سليقه شما را از نقش اول بودن درسينما دور نكرده يا اصلا به اين مهم فكرميكنيد؟
صادقانه بگويم كه 20 سال انتظار كشيدم. كاراكتر والتر وال با يك انتظار 20 ساله متولد شده است. اگر ميهمان از سوي تماشاگران و در مرحله بعدي منتقدان فيلمي خوب شناخته شده باشد، من ديگر هيچ انتظاري ندارم و معلوم است كه صبر من نتيجه داده است. بنابراين چيزهاي ديگر اصلا برايم مهم نيست.
جز تماشاگران و منتقدان به نظر ميرسد براي اعضاي آكادمي هم خوب ديده شدهايد.
حدود دوسوم اعضاي آكادمي همين همكاران سابق و فعلي و بازيگران و كارگردانان قديمي هستند. پس آنها را هم جزو تماشاگران حساب ميكنم. هرچند از اين ديده شدن سپاسگزارم.
چگونه است كه ريچارد جنكينز در كارنامه حرفهاياش كارهاي سينمايي و تلويزيوني كمدي بسياردارد؛ اما به موازات آن كارهاي درام و جنايي هم كم نداريد. ميگويند كار كمدي؛ هنرپيشه را هميشه دراين ژانر زنداني ميكند؟
اين ديگر به خود بازيگر برميگردد. براي كارهاي اخير مثل برادرخوانده يا بعد از خواندن بسوزان كمدي صرف اگر وجود دارد و با چيز ديگر مخلوط نميشود، به دليل مرزبنديهاي خاصي است كه بازيگر به كمك كارگردان انجام ميدهد. من هميشه اين مرزبنديها را با جديت دنبال ميكردم. بنابراين كار تلويزيوني و سينمايي در ژانر جنايي برايم تعريف خاص خودش را دارد و كار كمدي نيز (اگرچه انرژي فراوان ميبرد) باز هم همين گونه است.
آيا پس از اين باز هم به نقش اول فكر ميكنيد؟ كارهاي امسال شما (2009) اينگونه هستند؟
من همان بازيگري خواهم بود كه كارم را به بهترين نحوه انجام ميدهم. اگر اين گونه كار كنم، باز هم ديده ميشومپس از جنگ جهاني دوم پدر و مادر انتظار داشتند كه بچههايشان يا وكالت بخوانند يا درس بيمه، تفكر آمريكايي جماعت در دوران نوجواني من اين گونه بود. غافل از اين كه زندگي اجتماعي چرخهاي از شغلهاي متفاوت است كه اگر نازلترين آن حذف شود، همه مردم زيان ميبينند. من منتظر نقش اول نميمانم. همان بازيگري خواهم بود كه در چرخه بازيگران يك فيلم كارم را به بهترين نحو انجام خواهم داد. اگر اين گونه كار كنم، باز هم ديده ميشوم. مهم به نظرم همين است.
در هاليوود شما پس از پل نيومن سمبل بازيگراني بوديد كه سرشار از اخلاق هستند و زندگي سالم خانوادگي دارند. در اين باره موافقيد؟
اينطور پرسشها از آنجا پيدا ميشود كه چقدر ما به زندگي خانوادگي اهالي سينما به ديده شك نگاه ميكنيم. البته ازدواجهاي متعدد و يا چند ماهه و بدتر از همه زندگيهاي بدون ازدواج به اين نگاه منفي كمك ميكند. بنابراين من به عنوان عضوي از اهالي سينما چون پيوند خانوادگيام پس از 40 سال (جنكينز سال 69 ازدواج كرده) هنوز قرص و محكم است، مورد توجه قرار ميگيرم وگرنه مردم در شغلهاي ديگر و يا حتي كشورهاي ديگر اين امر برايشان خوشبختانه امري عادي است. ما عقبگرد داشتيم...
از كاراكتر «پروفسور والتر وال» و همبازيهايتان در فيلم مهمان بگوييد.
اول از همه از توماس (مك كارتي) بگويم. جداي از كارگرداني؛ سناريوي او بقدري دلپذير بود كه پس از خواندنش خود را جوان حس ميكردم. توماس ميگفت حتي اين نقش را براي تو نوشتم و من هم تمام تجربه 35 سالهام (اولين كار جنكينز مربوط به 1974 و فيلم تلويزيوني مهماني با پلنگ بود) را به كار گرفتم. درخصوص حظ (سليمان) و دانيا (جسيكا گوريرا) كه نقشهاي طارق و زينب را بازي ميكردند، بايد بگويم كه عالي بودند و تعامل فوقالعاده داشتند. حتما ميدانيد كه اين 2 نفر 3 سال است تجربه بازيگري دارند؛ اما بينهايت اهل همكاري، ياد گرفتن و پيشرفت بودند. آنها محور بودند و من دور آنها ميچرخيدم.
اگر به گذشته برگرديد، كدام كارهايتان را بيشتر دوست داريد و براي آينده چه برنامهها و آرزوهايي داريد؟
فيلمهاي «كوجك» را خيلي دوست دارم، و سريال «چلنجر» را، چون مردم واقعا از اين كارها راضي بودند. يادآوري تجربه كار با جك نيكلسون (فيلم گرگ)، جيم كري (خنده با ديك و جين) و يا كار با استيو مارتين (يك دوجين بهتره) برايم هميشه جذاب بوده. براي امسال هم فيلم «انتظار هميشگي» را در نوبت اكران دارم.
او به خاطر بازی در نقش Walter Vale در سن شصت و یک سالگی به عنوان نامزد دریافت اسکار ۲۰۰۹نایل امد .واله درمیهمان استاد دانشگاهیاست که همسرش را از دست به نیویورک بر میگردد و دو مهاجر غیر قانونی را در آپارتمانش جا میدهد.
The Visitor نخستین فیلمی است که در آن او نقش اصلی را بر عهده دارد. جنکینز این فیلم را اینگونه معرفی میکند. این فیلم توسط تام مک کارتی به صورت اختصاصی برای او نوشته شده است.

برش اول :
به نظرم تمام امامان ما شبیه هم هستند .چندین شاخه از درختی واحد. با این تفاوت که براساس شرایط خود ناچار به بروز ابزاری خاص شده اند. ابزاری که گاه شمشیر زمانی قلم ودیگر زمان سکوت بوده است .اما این به آن معنانیست که -خدای نکرده- امامی که به ترویج دانش پرداخته فردی راحت طلب وناتوان بوده .امامان ما همه منبع حلم.دانش.بصیرت .اقتدار و...به طور کلی عالی ترین جلوه بشر الهی محسوب میشوند .ثمرات ارزشمند شجره الهی...
برش دوم:
گاهی اوقات حس میکنم گاهی با غرض ورزی یا شاید جهالت سعی دارند .سیمای امامان معصوم را مکدر وغیر واقعی نشان دهند. چنانکه باتصویر سازی نادرست آنان را افرادی مظلوم وناتوان وقابل ترحم عرضه میکنند. حال انکه تمام امامان ما افرادی فرزانه وتوانمند بوده اند .صحنه کربلا نه تنها عرضه ناتوانی شخصیت امام حسین نیست بلکه تابلوی ارزشمندی است که به تصحیح وبازنویس اشتباهات وکژیهای مردم زمان می پردازد چراکه به وضوح ردپای مردان صدر اسلام از حمزه مثله شده تا جعفر طیار را نشان میدهد. کربلا زیباترین وبا عظمت ترین تابلو بندگی آگاهانه است....
در زندگی تمام امامان نیز چنین است .
* شاید چند پیشگی وتعدد وظایف ونقشها برای مردان کاریکاتور تلقی شود .اما از مسایل عمده زندگی زنان همین نقشهای مضاعف است. توانایی که زنان با اقتدار تمام بروز دادهاند....
اینروزها عجیب دلگیرم.دلگیر دلگیر....
* برش دوم :
صحبتهای آقا رادرباره توکل وانگیزه کارمیخوانم .من تمام عمر سعی کردم با توجه به بضاعت جسمی وروحی به این مسایل پایبند باشم. آنقدرخوب درس بخوانم .کار بکنم وزندگی کنم که خودم راضی باشم .اما این روزها فکر میکنم این گونه زندگی اشتباه است....مردم طوری زندگی وکار میکنند که بقیه آنها را ببینند وتایید کنند اما من هیچوقت این طور نبودم...
* برش سوم :
میگویند دستهایت را که بالاببری یک روزی باران میبارد....من سالها دستهایم بالابود اما دیگر شرمنده ام...من دعا کردم ولی شایسته دعا نبودم.... دلم میخواهد آنانی که شایسته دعا هستند برایم دعاکنند....
به دلیل مشکل در ارائه نظرات خوانندگان در صورت تمایل نظرات خود را به
ایمیل کنید
باسپاس