چند خط میان زندگی

از روزهای دور خبرنگاری تا این روزها که  نویسنده ام

  • صفحه اصلی
  • پروفایل
  • آرشیو
  • عناوین مطالب

توسط محبوبه علی پور | چهارشنبه بیستم مرداد ۱۳۸۹ |
برش اول:

بعدازماهها باهم رفتیم بیرون تا ناهار بخوریم وحرف بزنیم... ناراحت بود .ازهمه ازهمه همه از مادرش از خدا..میگفت : مادرم همین که من سلامت به خانه برگردم راضیه ..دیگه بقیه مسایل مهم نیست...فقط فیزیکم مهم هست که تصادف نکرده باشم....

برش دوم:

جلسه بسیجیان است حرف از شهداست . دلم میگیرد.....یاد دوستان همبازی کودکیم می افتم که دیگرنیستن....میدانم اگر بودن هم مرانمیدیددند یا من نمیددمشان....مثل الان که خیلیها دیگر آنها رانمی بینیم...

برش سوم :

فعلن همه نامریی هستیم .....

مشخصات وب
چند خط در میان زندگی .... ازروزگار کاغذی یک زن
آرشیو وب
  • بهمن ۱۴۰۱
  • مرداد ۱۳۹۷
  • آبان ۱۳۹۶
  • شهریور ۱۳۹۶
  • مرداد ۱۳۹۶
  • تیر ۱۳۹۶
  • دی ۱۳۹۵
  • مهر ۱۳۹۵
  • مرداد ۱۳۹۵
  • تیر ۱۳۹۵
  • خرداد ۱۳۹۵
  • اردیبهشت ۱۳۹۵
  • فروردین ۱۳۹۵
  • اسفند ۱۳۹۴
  • بهمن ۱۳۹۴
  • دی ۱۳۹۴
  • آذر ۱۳۹۴
  • آبان ۱۳۹۴
  • مهر ۱۳۹۴
  • شهریور ۱۳۹۴
  • مرداد ۱۳۹۴
  • تیر ۱۳۹۴
  • بهمن ۱۳۹۲
  • دی ۱۳۹۲
  • آذر ۱۳۹۲
  • آبان ۱۳۹۲
  • مهر ۱۳۹۲
  • شهریور ۱۳۹۲
  • مرداد ۱۳۹۲
  • تیر ۱۳۹۲
  • خرداد ۱۳۹۲
  • اردیبهشت ۱۳۹۲
  • فروردین ۱۳۹۲
  • اسفند ۱۳۹۱
  • بهمن ۱۳۹۱
  • دی ۱۳۹۱
  • آرشيو

B L O G F A . C O M

تمامی حقوق برای چند خط میان زندگی محفوظ است .