گفتگو با «ريچارد جنكينز» بازيگر فيلم تحسين شده مهمان
منتظر هيچ نقشي نميمانم
اگر كاراكتر تد ترفون و همان سكانسهاي كوتاه بازياش در «بعد از خواندن بسوزان» ساخته برادران كوئين رادوست داشته باشيد. ريچارد جنكينز را بازيگري همه فن حريف ميدانيد. بازيگر 63 سالهاي كه پس از بازي در بيش از 75 فيلم سينمايي و تلويزيوني بالاخره نامزد دريافت اسكار بهترين بازيگر مرد براي بازي در فيلم ميهمان شد.
علاقهمندان به او و همچنين تماشاگراني كه سريال «كوجك» را در سالهاي دور تعقيب ميكردند؛ احتمالا شخصيت جوئل ليتكين را در كنار تلي ساوالاس به ياد دارند. كاراكتري كه جنكينز با رواني خاصي نقشش را ايفا ميكرد. دكتر ويلكينز فيلم مشهور هانا و خواهرانش (ساخته وودي آلن)؛ گريگوري جارويس سريال تلويزيوني «چلنجر» يا كارآگاه بريجر فيلم گرگ، همگي يادآور ريچارد جنكينزند. بازيگري كه مانند پل نيومن، يكي از هاليووديهايي است كه سرآمد اخلاق محسوب ميشود. گفتگوي ذيل شامل گذشته دور و نزديك و حال حاضر ريچارد جنكينزي است كه در كهنسالي همچنان با قدرت ميخواهد در ژانرهاي متفاوت از كمدي گرفته تا جنايي، در سينما كار كند.
آيا هنوز هم به كار در تلويزيون عشق ميورزيد؟ ميدانيد كه اين سليقه بسياري از بازيگران نيست؟
بايد ببينيم از كار در سريالها و فيلمهاي تلويزيوني چه انتظاري داريم. اگر فقط درآمد مدنظر باشد شايد تلويزيون آدم را فراري دهد، اما براي من ديده شدن و با مردم بودن مهمترين چيز است. 90 درصد كارهاي تلويزيونيام از پربينندهترينها بودند. اما مسلم است كه درآمد يك فيلم از كل يك سريال بيشتر است.
اين سليقه شما را از نقش اول بودن درسينما دور نكرده يا اصلا به اين مهم فكرميكنيد؟
صادقانه بگويم كه 20 سال انتظار كشيدم. كاراكتر والتر وال با يك انتظار 20 ساله متولد شده است. اگر ميهمان از سوي تماشاگران و در مرحله بعدي منتقدان فيلمي خوب شناخته شده باشد، من ديگر هيچ انتظاري ندارم و معلوم است كه صبر من نتيجه داده است. بنابراين چيزهاي ديگر اصلا برايم مهم نيست.
جز تماشاگران و منتقدان به نظر ميرسد براي اعضاي آكادمي هم خوب ديده شدهايد.
حدود دوسوم اعضاي آكادمي همين همكاران سابق و فعلي و بازيگران و كارگردانان قديمي هستند. پس آنها را هم جزو تماشاگران حساب ميكنم. هرچند از اين ديده شدن سپاسگزارم.
چگونه است كه ريچارد جنكينز در كارنامه حرفهاياش كارهاي سينمايي و تلويزيوني كمدي بسياردارد؛ اما به موازات آن كارهاي درام و جنايي هم كم نداريد. ميگويند كار كمدي؛ هنرپيشه را هميشه دراين ژانر زنداني ميكند؟
اين ديگر به خود بازيگر برميگردد. براي كارهاي اخير مثل برادرخوانده يا بعد از خواندن بسوزان كمدي صرف اگر وجود دارد و با چيز ديگر مخلوط نميشود، به دليل مرزبنديهاي خاصي است كه بازيگر به كمك كارگردان انجام ميدهد. من هميشه اين مرزبنديها را با جديت دنبال ميكردم. بنابراين كار تلويزيوني و سينمايي در ژانر جنايي برايم تعريف خاص خودش را دارد و كار كمدي نيز (اگرچه انرژي فراوان ميبرد) باز هم همين گونه است.
آيا پس از اين باز هم به نقش اول فكر ميكنيد؟ كارهاي امسال شما (2009) اينگونه هستند؟
من همان بازيگري خواهم بود كه كارم را به بهترين نحوه انجام ميدهم. اگر اين گونه كار كنم، باز هم ديده ميشومپس از جنگ جهاني دوم پدر و مادر انتظار داشتند كه بچههايشان يا وكالت بخوانند يا درس بيمه، تفكر آمريكايي جماعت در دوران نوجواني من اين گونه بود. غافل از اين كه زندگي اجتماعي چرخهاي از شغلهاي متفاوت است كه اگر نازلترين آن حذف شود، همه مردم زيان ميبينند. من منتظر نقش اول نميمانم. همان بازيگري خواهم بود كه در چرخه بازيگران يك فيلم كارم را به بهترين نحو انجام خواهم داد. اگر اين گونه كار كنم، باز هم ديده ميشوم. مهم به نظرم همين است.
در هاليوود شما پس از پل نيومن سمبل بازيگراني بوديد كه سرشار از اخلاق هستند و زندگي سالم خانوادگي دارند. در اين باره موافقيد؟
اينطور پرسشها از آنجا پيدا ميشود كه چقدر ما به زندگي خانوادگي اهالي سينما به ديده شك نگاه ميكنيم. البته ازدواجهاي متعدد و يا چند ماهه و بدتر از همه زندگيهاي بدون ازدواج به اين نگاه منفي كمك ميكند. بنابراين من به عنوان عضوي از اهالي سينما چون پيوند خانوادگيام پس از 40 سال (جنكينز سال 69 ازدواج كرده) هنوز قرص و محكم است، مورد توجه قرار ميگيرم وگرنه مردم در شغلهاي ديگر و يا حتي كشورهاي ديگر اين امر برايشان خوشبختانه امري عادي است. ما عقبگرد داشتيم...
از كاراكتر «پروفسور والتر وال» و همبازيهايتان در فيلم مهمان بگوييد.
اول از همه از توماس (مك كارتي) بگويم. جداي از كارگرداني؛ سناريوي او بقدري دلپذير بود كه پس از خواندنش خود را جوان حس ميكردم. توماس ميگفت حتي اين نقش را براي تو نوشتم و من هم تمام تجربه 35 سالهام (اولين كار جنكينز مربوط به 1974 و فيلم تلويزيوني مهماني با پلنگ بود) را به كار گرفتم. درخصوص حظ (سليمان) و دانيا (جسيكا گوريرا) كه نقشهاي طارق و زينب را بازي ميكردند، بايد بگويم كه عالي بودند و تعامل فوقالعاده داشتند. حتما ميدانيد كه اين 2 نفر 3 سال است تجربه بازيگري دارند؛ اما بينهايت اهل همكاري، ياد گرفتن و پيشرفت بودند. آنها محور بودند و من دور آنها ميچرخيدم.
اگر به گذشته برگرديد، كدام كارهايتان را بيشتر دوست داريد و براي آينده چه برنامهها و آرزوهايي داريد؟
فيلمهاي «كوجك» را خيلي دوست دارم، و سريال «چلنجر» را، چون مردم واقعا از اين كارها راضي بودند. يادآوري تجربه كار با جك نيكلسون (فيلم گرگ)، جيم كري (خنده با ديك و جين) و يا كار با استيو مارتين (يك دوجين بهتره) برايم هميشه جذاب بوده. براي امسال هم فيلم «انتظار هميشگي» را در نوبت اكران دارم.