چند خط میان زندگی

از روزهای دور خبرنگاری تا این روزها که  نویسنده ام

  • صفحه اصلی
  • پروفایل
  • آرشیو
  • عناوین مطالب

توسط محبوبه علی پور | دوشنبه بیست و پنجم مرداد ۱۳۸۹ |
 

زنگ می زنم به سازمان .... رئیس نیست .معاونش در کمال ادب مرا به آقای ه راهنمایی میکند. من در نهایت ادب به آقای ه تلفن می زنم .او هم درتفاسیری محترمانه مرا به آقای ج ارجاع میدهد. آقای ج محافظه کارانه ولی مودب مرا به روابط عمومی سازمان متصل میکند .خانم ک  مسول روابطعمومی نیز با احترام مرا به رئیس سازمان ارجاع میدهد....

**

سوژه فوری دارم .آقای محترمی که عضو شورای....است با احترام عذر یخواهد ولی میگوید برای هفته دیگه یک زن بزنم...آقای محترمی که نماینده مجلس است در جلسه است .صدای همهمه می آید قرار است یک به بعد تماس بگیرم ....ساعت از یک گذشته زنگ می زنم ..هیچ صدایی به گوش نمی رسد.....

بهنماینده دیگر زنگ میزنم در نهایت ادب پاسخ میشنوم تا پایان رمضان نیستن... ...

*

امروز از اون روزایی که دلم میخواد زیر آوازبزنم وبگم....من چقدر خوشحالم همه چی آرومه......

مشخصات وب
چند خط در میان زندگی .... ازروزگار کاغذی یک زن
آرشیو وب
  • بهمن ۱۴۰۱
  • مرداد ۱۳۹۷
  • آبان ۱۳۹۶
  • شهریور ۱۳۹۶
  • مرداد ۱۳۹۶
  • تیر ۱۳۹۶
  • دی ۱۳۹۵
  • مهر ۱۳۹۵
  • مرداد ۱۳۹۵
  • تیر ۱۳۹۵
  • خرداد ۱۳۹۵
  • اردیبهشت ۱۳۹۵
  • فروردین ۱۳۹۵
  • اسفند ۱۳۹۴
  • بهمن ۱۳۹۴
  • دی ۱۳۹۴
  • آذر ۱۳۹۴
  • آبان ۱۳۹۴
  • مهر ۱۳۹۴
  • شهریور ۱۳۹۴
  • مرداد ۱۳۹۴
  • تیر ۱۳۹۴
  • بهمن ۱۳۹۲
  • دی ۱۳۹۲
  • آذر ۱۳۹۲
  • آبان ۱۳۹۲
  • مهر ۱۳۹۲
  • شهریور ۱۳۹۲
  • مرداد ۱۳۹۲
  • تیر ۱۳۹۲
  • خرداد ۱۳۹۲
  • اردیبهشت ۱۳۹۲
  • فروردین ۱۳۹۲
  • اسفند ۱۳۹۱
  • بهمن ۱۳۹۱
  • دی ۱۳۹۱
  • آرشيو

B L O G F A . C O M

تمامی حقوق برای چند خط میان زندگی محفوظ است .