الان روزنامه شرق راديدم .صفحه اول امروزش عكس زيبايي دارد. عكس استاد قندي.خيلي عاليست. .....خيلي عالي ...دلم ميخواد شماهم ببينيد ولذت ببريد....
زن به آرامي لبان خشکيده اش را حرکت مي دهد. کلمات بي هدف از دهانش بيرون مي ريزند.
«حتي خانواده ام شرايطم رو نمي دونن... شوهرم چند وقته زير سرش بلند شده... خيلي باهاش حرف نمي زنم... اما ناراحتم... دو تا بچه بزرگ دارم... اونا با اين مسأله آبروشون ميره.....»
با نگاهي به پرونده هاي خانوادگي مي توان دريافت، امروزه داشتن «روابط فرا زناشويي» قبح پيشين را ندارد و عده اي از همسران رسم وفاداري و تعهد را از ياد برده اند، اما علت اين آسيب چيست؟
دکتر ناهيد هنرمند، کارشناس مسؤول معاونت پيشگيري بهزيستي کشور در پاسخ مي گويد: اين مقوله پديده اي چند عاملي است. بنابراين بايد در قالب يک مجموعه به آن نگاه کنيم؛ زيرا با اختلال در رابطه خطي ميان همسران و تبديل آن به شکل مثلث که البته در رأس آن مي تواند فرد ديگري قرار گيرد عوامل متعددي وجود دارد. براي نمونه گاهي فرد، براي جبران امنيت رواني و دلبستگي هايي که در کودکي از آن محروم بوده؛ با وجود زندگي مشترک، آن را در کنار فردي ديگر، جستجو مي کند. گاه فرد دچار اختلال در شخصيت است، براي مثال افرادي که داراي شخصيت مرضي بوده و قادر به کنترل هيجانهاي خود نيستند؛ مبتلا به زياده خواهي مي باشند بنابراين نمي توان از آنان توقع زندگي پايدار داشت.
وي در ادامه مي افزايد: تجربه نشان داده؛ اگر فردي خود دچار مشکلات شخصيتي و خانوادگي باشد و در مقابل همسرش نيز دچار کاستي هايي چون فقر فرهنگي، اجتماعي، اعتياد و... باشد؛ اين آسيبها نيازهاي ديگر را زنده مي کند. بنابراين نمي توان تک تک اين مسايل را به عنوان عامل در نظر گرفت.
دکتر هنرمند، روان شناس به تأثير عوامل محيطي نيز اشاره کرده و اظهار مي دارد: بنابر نظريه اي اگر فردي دچار مشکلاتي باشد، جامعه مي تواند آن را اصلاح کرده و بهبود ببخشد. حال اگر جامعه اين کارايي را نداشته باشد، اين معضل با شدت بيشتري بروز مي کند. در بحث «روابط فراهمسري» نيز نمي توان منکر ابعاد اجتماعي شد. چنانکه شاهديم امروزه در برخي موارد ؛ يک سري ارزشها، ضد ارزش شده است. از جمله مقوله «تعهد همسري». البته نمي توان بحث يادگيري را در اين مورد، ناديده گرفت، چنانکه تصور مي شود عده اي ياد گرفته اند به روابط همسري خود چندان متعهد نباشند.
مشکلي که همچنان تابوست
دختر بغض را در گلويش مخفي مي کند و مي گويد: من مي دونستم زن و بچه داره. اما اون مي گفت زنم افسرده اس... طلاقش ميدم... قرار بود ازدواج کنيم... اما اون اصرار داشت براي آشنايي بيشتر، مدتي ارتباط داشته باشيم......
دکتر حقدادي، روان پزشک در همين زمينه نيز به تحليل «روابط فرا زناشويي» پرداخته و خاطرنشان مي کند: در برخي از اين روابط يک طرف مجرد است، اما بنابر دلايلي نظير افزايش سن ازدواج و مشکلات اقتصادي و اجتماعي ازدواج و شرايط کلي زندگي مشترک فراهم نيست. از همين رو، به اين روابط گرايش پيدا مي کنند.
عده اي نيز با وجود زندگي مشترک بنابر دلايل گوناگون، همانند نارضايتي از ازدواج خود، که البته علل مختلفي دارد، دچار اين معضل مي شوند.
به اين ترتيب، ارضاي نيازهاي رواني، عدم تفاهم، نبود احساس امنيت در خانواده، عدم پاسخگويي طرف مقابل به نيازهاي عاطفي يا اقتصادي، فرد را به اين مشکل سوق مي دهد.
وي با اشاره به اينکه نارضايتي جنسي چندمين عامل در اين آسيب است، مي گويد: به طور کلي آسيبهاي مرتبط با اين مسأله دو بعد دارد از يک سو، در جامعه ما به دليل آنکه به صورت تابوست حتي در مراجعه به مشاوران نيز مطرح نمي شود. حتي اگر کارشناسان و مشاوران نيز به پيامدهاي آن آگاه باشند، اما در برنامه ريزيهاي جامعه، مسؤولان چندان دقتي به پيامدهاي آن ندارند. از سوي ديگر، در بسياري از موارد خود عامل ثانوي هستند که از عوامل ديگر همانند ارتباطات عاطفي، ميزان تفاهم و... حاصل مي شوند.
بنابراين، در صورت اختلال در اين مسايل تبديل به نارضايتي جنسي مي شوند. در نتيجه تجربه نشان داده اغلب اين نارضايتي ها خود عامل ثانوي در زندگي مشترک است.
زنان وفادارترند
مرد نگاهش را به پنجره بخار گرفته مي دوزد و به مشاور مي گويد: مي خواستم خوشبخت ترين مرد باشم... هميشه آرزويم همين بود... اما وقتي شرکت جديدم را افتتاح کردم، حس مي کردم زنم ديگر در حد و اندازه من نيست... کنار اون همه موقعيت عالي انگار همسرم يک وصله ناجور بود که ضعفش رو با بد اخلاقي نشون مي داد...
دکتر حقدادي درباره تفاوت روابط فرا همسري ميان دو جنس زن و مرد، اظهار مي کند: در تمام دنيا زنان به دليل شرايط رواني شان و باورهاي فرهنگي و اجتماعي موجود؛ نسبت به مردان در زندگي مشترک وفادارترند.
هميشه راه بازگشت هست
با توجه به آنچهگفته شد، اين پرسش مطرح مي شود که آيا در صورت اصلاح اين چالش؛ مي توان اميدوار بود که زندگي مشترک دوام و بقاي پيشين را بيابد؟
دکتر ناهيد هنرمند معتقد است: اين مسأله، يک طيف است که از احساس تا روابط گسترده تر ادامه مي يابد. چنانکه افراد خود به اين رابطه پايان داده باشند و تمايل به اصلاح و بهبود زندگي مشترک داشته باشند، مي توان نسبت به اين مسأله اميد داشت اگر فرد در مرحله احساس باشد سه ماه زمان نياز دارد تا احساس وي بهبود يابد. اما اگر در مرحله روابط پيشرفته تر باشد متناسب با شرايط؛ زمان بيشتري را مي طلبد.
دکتر حقدادي نيز مي گويد: اين مسايل قابل حل است، ولي بستگي به شرايط روابط دارد. گاهي زن مشکل دارد و زماني مرد. گاه فقط يک بار رخ داده و گاهي چندين بار تکرار شده که همه اينها متفاوت است. بنابراين در مجموع قابل اصلاح است، اما به دليل آثار منفي که بر زندگي مشترک دارد ممکن است حل آن چندان آسان نباشد.
در پايان همين روان پزشک بر تأثير آگاهي هاي پيش از ازدواج تأکيد مي کند و مي افزايد: در بسياري از خانواده ها بر حضور فرزندان در کلاسهاي متعدد از صنايع دستي گرفته تا کلاس کنکور و تست زني تأکيد مي شود، اما اغلب آمادگي براي حضور فرزندان در کلاس مهارت انتخاب همسر ندارند.
چنانکه شاهديم والدين با افتخار از هنر آشپزي و خانه داري دختران ياد مي کنند، اما اگر به آنها توصيه کنيم فرزندشان در کلاسي به آموزش مهارتهاي زندگي از جمله انتخاب همسر برود با ناراحتي واکنش نشان مي دهند. در حالي که نتايج کلاسهاي آموزش مهارت زندگي براي تمام افراد ماندگارتر و مؤثرتر مي باشد.
* پ.ن: این مطلب را آذر۸۸ نوشتم
مسايل جنسي انگيزه 96درصد مردان در روابط فرازناشويي
مهر: روابط فرازناشويي كه به آن خيانت همسر گفته ميشود، در حالي در جامعه به صورت مخفي وجود دارد كه بررسي كارشناسان نشان ميدهد مردان بيشتر از زنان مرتكب خيانت ميشوند و انگيزه زنان در 67درصد قتلها برقراري روابط فرازناشويي بوده است. مساله روابط فرازناشويي طي چند سال اخير به يكي از معضلات اجتماعي تبديل شده است؛ معضلي كه در اغلب موارد مخفي مانده و گاهي افشاي آن باعث ارتكاب يك جنايت ميشود. اين روابط به دو صورت عاطفي و جنسي برقرار ميشود كه در ميان زنان و مردان داراي تفاوتهايي است. براساس پژوهشهاي صورتگرفته 90درصد از زناني كه به سمت روابط فرازناشويي ميروند، به دليل كمبودهاي عاطفي است. از طرف ديگر انگيزه بيش از 96درصد مردان در برقراري اين روابط مسايل جنسي است. پس از ازدواج افراد از همسران خود انتظار دارند در طول زندگي مشترك، از نظر عاطفي و جنسي وفادار بمانند و برقراري روابط فرازناشويي را خيانت ميدانند. دكتر «ليلا بهنام»، روانشناس باليني، در اينباره ميگويد: نتايج تحقيقي كه در 15 استان كشور انجام شده، نشان ميدهد خيانت، علت 67درصد قتل مردان از سوي همسرانشان بوده است. 33درصد مردان هم با واكنش در برابر خشونت، حمله ناگهاني و تهديد از سوي همسر خود مواجه بودهاند. تاثيري كه به وسيله خيانت به وجود ميآيد، به طور چشمگيري روابط را ويران ميكند. تاثير خيانت بر هر دو زوج احساس گناه، بيوفايي، از بين رفتن اعتماد، از دست دادن هويت، ايجادخشم، استرس و بيقراري است. به گفته معاون توانبخشي سازمان دفاع از قربانيان خشونت، فهم دلايل روابط فرازناشويي و فاكتورهاي تاثيرگذار در آن اهميت شاخصي در پيشگيري از وقوع و شيوع آن در جامعه دارد. عوامل متعدد
فردي-شخصيتي، اجتماعي- ارتباطي و خانوادگي در بروز روابط فرازناشويي سهم دارد. عواملي چون نارضايتي از رابطه فعلي، تمايل و اشتياق براي تنوع يا هيجان، انتقام يا خشم، احساس عدم امنيت، بلوغنايافتگي، دلبستگي و سبكهاي دلبستگي زوجين، در دسترس نبودن همسر، مصرف دارو و الكل و ويژگيهاي شخصيتي و خلقي از جمله ديگر عوامل موثر در شكلگيري روابط فرازناشويي است. متاسفانه طي
سالهاي اخير استفاده از اينترنت و تماشاي شبكههاي ماهوارهاي در كشور رواج يافته و ناآگاهي خانواده از خطرات آن باعث شد كانون بسياري از خانوادهها تحتتاثير آثاري تخريبي اين فناوري متزلزل شود. از سوي ديگر برخي شبكههاي ماهوارهاي مانند «فارسيوان» و «زمزمه» با انتخاب سريالهايي از كشورهاي آمريكايلاتين و اسپانيا و جذب مخاطب بالا تلاش گستردهاي را براي رواج روابط فرازناشويي در ميان خانوادهها بهخصوص جوانان آغاز كردهاند. دكتر «علياصغر كيا»، كارشناس رسانه، معتقد است: در موضوع ماهواره كشورهاي مصرفكننده مانند ايران تحتتاثير آثار تخريبي قرار گرفتهاند. البته اقدام سازمان صداوسيما براي افزايش تعداد كانالهاي تلويزيوني طي سالهاي اخير در كاهش اين آثار تخريبي موثر بوده است. وي افزود: در سريالهاي شبكههاي ماهوارهاي بهخصوص فارسيوان و زمزمه شاهد هستيم گردانندگان اين شبكهها به دنبال عاديسازي روابط فرازناشويي در جامعه هستند. اين سريالها نقش گمراهكننده دارند و دسترسي آسان خانوادهها به ماهواره و اين سريالها باعث افزايش كجرفتاريهاي اجتماعي ميشود. تحقيقات نشان ميدهد 30 الي 55درصد مردان پس از ازدواج به دنبال ارتباط با زن ديگري هستند، يعني بهطور ميانگين يكسوم مردان مرتكب روابط فرازناشويي ميشوند. اين آمار در زنان بين سه تا 30درصد است. دكتر «محسن دهقاني»، عضو هيات علمي پژوهشكده خانواده دانشگاه شهيد بهشتي، درباره تفاوتهاي برقراري روابط فرازناشويي در مردان و زنان ميگويد: زنان زمان زيادي طول ميكشد تا به فرد ديگري تعلق عاطفي پيدا كنند و پس از پايان اين روابط دچار ضربههاي روحي-رواني ميشوند اما مردان در زمان كمي اين ارتباط را برقرار ميكنند. وي ادامه داد: مردان در اين روابط بيشتر به دنبال روابط جنسي بوده اما در طرف مقابل زنان به دنبال بهدستآوردن روابط عاطفي قوي، به سمت روابط فرازناشويي ميروند. در خانوادههايي كه جو آن آسيبديده است زنان و مردان بيشتر به برقراري اين ارتباط سوق داده ميشوند. به گفته اين دكتر روانشناس، متاسفانه در ايران كارهاي آماري روي اين معضل انجام نشده و ورود به آن خط قرمز در نظر گرفته ميشود. «مسعود هنربخش»، كارشناس ارشد روانشناسي، هم در اينباره ميگويد: افراد در اينگونه روابط ابتدا نكات اخلاقي طرف مقابل خود را مطلقا مثبت ارزيابي كرده ولي پس از مدتي جلوههاي منفي رفتار مخاطب سبب دلزدگي فرد در اين ارتباط مقطعي ميشود. شكلگيري روابط فرازناشويي شيپور بيدارباش يك رابطه است كه گاهي منجر به طلاق شده، اما در صورت برخورد مناسب ميتواند سبب احياي يك زندگي مشترك شود؛ در اينگونه روابط هرچه بيوشيمي عشق بيشتر باشد، دلزدگي از رابطه نيز زودتر است. اين كارشناسارشد روانشناسي باليني، با اشاره به اينكه تمام عوامل شكلدهنده رشد براي فرزندان بايد به خوبي رعايت شود بر اين باور است كه در خانوادههايي كه روابط فرازناشويي وجود دارد فرزندان نيز بسيار بيشتر در معرض اين معضل قرار ميگيرند. به نظر ميرسد در اين زمينه بايد با شكست برخي تابوها به ريشهيابي و چارهانديشي در مورد اين معضل اجتماعي پرداخت و افراد مرتكب را از نظر روانشناختي مورد بررسي قرار داد. و بالاخره اينكه اغلب اين روابط با گذشته فرد مرتبط بوده و زوجين بايد ياد بگيرند پس از ازدواج با تمايلات و خواستههاي دوران قبل از ازدواج خداحافظي كرده و واقعبينانه به زندگي مشترك و مشكلات آن نگاه كنند.
نزديك به هفت سال از تدوين سند بنيادين آموزش وپرورش ميگذرد. سندي كه تاكنون فرازوفرودها وواكنشهاي گوناگون را تجربه كرده است. اما گويا اين ماهها مي رود كه به ثبات واطمينان نزديكتر شود ، چراكه قرار است از مهرماه سالجاري برخي ازمفاد آن در نظام آموزشي كشور به اچرا در آيد. درهمين راستا همزمان با صدمين سفر استاني رياست جمهور ، شاهد برگزاري كارگاه آموزشي سند تحول بنيادين آموزش وپرورش در شهر مشهد بوديم.
محمد تقي فخريان مدير كل آموزش وپرورش خراسان رضوي بااشاره به اينكه ، برنامه هايي در زمينه فرهنگ سازي براي اجراي اين سند گفت: دراين راستا 50 هزار جلد سند تكثير ودراختيار كاركنان ومسوولان اموزش وپرورش قرار گرفته است .همچنين 75 هزار نفر در آزمون حضوري سند تحول شركت كرده وموفق به دريافت گواهينامه آموزش شده اند.
* دغدغه هاي اجراي سند
گرچه تمام صاحب نظران ودلسوزان نظام آموزش كشور بر تحول در آموزش وپرورش باوردارند اما اجراي مناسب اين سند نيازمند چه اقداماتي است؟
ذوقي عضو شوراي آموزش وپرورش استان خراسان رضوي در همين كارگاه اظهارداشت: همواره دغدغه افراد فعال در عرصه آموزش كشور ، فقدان سند مدون در تعليم وتربيت اسلامي بود كه با تدوين سند تحول بنيادين اين مقوله رفع شد.
وي درادامه با اشاره به ضرورت اجراي مطلوب سند تحول بنيان افزود: نيروهاي آموزش وپرورش انگيزه بالاي براي اجراي موثراين سند دارند. ازهمين رو برنامه هايي در زمينه اجراي مطلوب ضروري است كه ازاين موارد ميتوان به تربيت منابع انساني اشاره كرد كه تقويت مراكز تعليم وتربيت دراين مقوله ميتواند اثر گذار باشد.
رئيس ناحيه 7 آموزش وپرورش مشهد همچنين گفت: به رغم تلاشهاي مستمردرحوزه نوسازي مدارس ،با توجه به رشد عمودي اين شهر ، تامين فضاي آموزشي در مناطق حاشيه شهر ، بخشهاي فرسوده و بخشهاي جديد قابل تامل است .چراكه گاه دربرخي مناطق دراين زمينه كمبودهايي ديده ميشود.
شبيري رئيس ناحيه 4 آموزش وپرورش نيز بااشاره به اينكه ، بهتراست به گونه اي تلاش شود كه سندهاي موثري نظير تحول بنيادين آموزش وپرورش در سطح سند نماند و آثار موثر آن به ظهور وبروز برسد، افزود : اجراي اين سند نيازمند مديران باتدبير وساختار اداري توانمند مي باشد درحاليكه با وضعيت انگيزشي موجود ما در جذب نيروي توانمند دچار مشكل هستيم.
وي ادامه داد: همچنين درزمينه فعاليت نيروهاي ساير مقاطع تحصيلي در مدارس ابتدايي نيازمند آيين نامه هاومقررات شفاف هستيم.
* نخستين سند وزارتخانه اي
حميدرضا حاجي بابايي ، وزير آموزش وپرورش با تاكيد بر منويات مقام معظم رهبري درزمينه سند تحول بنيادين گفت: : این سند، سند آبرومندانه ای است و خلاف گفته برخی افراد نه قبل و نه پس از پیروزی انقلاب اسلامی سند توسعه در آموزش و پرورش نداشتیم و این اولین سند در نظام آموزش و پرورش كشور محسوب می شود.
وی بااشاره به تلاشهاي چند ساله متخصصين حوزه ودانشگاه درتدوين آن ادامه داد: آموزش و پرورش اولین وزارتخانه ای است كه سند توسعه و تحولش را ارائه كرده است.
حاجي بابايي همچنين اظهارداشت: سند تحول از كوره های مختلف عبور كرده و تمام ناخالصی ها و كاستی هایش گرفته شده و امروز در كامل ترین و زیباترین شكل ممكن قرار است اجرایی شود و براستی در نظام و ساختار آموزش و پرورش تحول بنیادین را رقم خواهد زد.
وزير آموزش وپرورش درادامه بابيان اينكه ، هوشمند سازي ، تامين فضاهاي آموزشي وسايرموارد مسايل قابل توجهي در نظام آموزش ماست اما ارزش هيچكدام به ميزان جايگاه معلم نيست گفت : رمز و راز تمام موفقیت ها در نظام آموزش و پرورش معلم است و در این مسیر تنها فردی كه می تواند اجرای عملیاتی و اثر گذار سند تحول را محقق كند، معلمان هستند.
حاجي بابايي اظهارداشت: در طول تاریخ هم به همین شكل بوده است و بهترین افراد هر جامعه توانسته اند به عنوان معلم نقش آفرین باشند و ما نیز باید از بهترین افراد در این شغل شریف استفاده كنیم زیرا تحول كشور با توان افزایی و تربیت نسل، كامل و محقق می شود.
وزير آموزش وپرورش جايگاه شايسته معلم را گم شده نظام آموزشي دانست وگفت: معلم نيازبه جايگاه والا وتعريف شده اي داردكه دانش آموزي اهل علم ومحقق تحويل دهد وخود به سمت پژوهش وبرنامه ريزي برود. زماني كه تعريف ما از معلم چنين است شاخصهاي انتخاب معلم نيز بايد همسو وهماهنگ باتعاريف باشد.
وي بااشاره به روشهاي نادرست جذب نيروي انسا ني در آموزش وپرورش افزود: ما نميتوانيم معلم را براساس تنگناهاي شغلي واقتصادي جذب كنيم .همچنين درجذب ساير نيروها نيز بايد برتوانمنديها تاكيدداشت. چنانكه خدمتگزار مدارس نيز به جاي افراد ميانسال وسالمند ، بايست جوانان پرتوان باشند كه به بهترين صورت ، ارائه خدمت كنند.
* رشد سرانه آموزش كشور
گرچه ميزان سرانه موجود باعث نگراني گروهي دراجراي سند تحول بنيادين است اما وزير آموزش وپرورش بر رشد سرانه در سالهاي اخير اشاره داشت وگفت: در سال 1388 كه من به وزارتخانه آمدم بودجه 7 هزار و200 ميليارد تومان بودكه امسال به 14 هزار و600 ميليارد تومان رسيده است و 400 ميليارد تومان نيز يارانه مدارس وورزش مي باشد كه باافزودن ساير اعتبارات به 17 هزار ميليارد تومان مي رسد .اين درحاليست كه بودجه كل كشور ، 150هزار ميليارد تومان مي باشد.
وزير آموزش وپرورش بااشاره به اينكه بايد براساس امكانات موجود براي اجراي سند تحول برنامه ريزي كرد ، اظهارداشت: با برنامه ريزي ميتوان از توان موجود استفاده كرد همچنين بايد نسبت به ساماندهي نيروي انساني تلاش كرد زيرا گاه درتعداد نيرو دجارمشكل هستيم . به طوري كه برخي موارد، معلمان يك درس فراوان هستند اما دردرس ديگر با كمبود نيرو مواجه هستيم يا به لحاظ جنسيتي در به كارگيري معلمان با مشكلاتي روبه رو ميشويم .
حاجي بابايي همچنين گفت: درجذب نيروي انساني بايد تخصصي عمل كرد. اگر قرار است كه معلمي براي آموزش قرآن استخدام شود بايد ازميان افراد برجسته وتوانمند گزينش گردد .به اعتقاد شما با اين رويه نميتوان ، انقلاب درآموزش وپرورش در زمينه فعاليتهاي قر آني رخ نميدهد؟
* گرفتن پول قانون مانيست
حاجي بابايي با انتقاد از ساعات طولاني آموزشي به بهانه هاي مختلف افزود: كلاسهاي فوق برنامه نبايد به معناي ساعات اضافي آموزش باشد. همچنين مگر چندين دانش آموز ضعيف در مدارس است كه نياز به چندين كلاس فوق برنامه است .
وي درهمين نشست باتاكيد ، اظهارداشت: مردم بدانند نگه داشتن دانش آموزان در ساعات اضافي وطولاني وهمچنين پول گرفتن براي برگزاري چنين كلاسهايي قانون مانيست.
* پ.ن :دراين جلسه آقاي وزير حرفهاي رويايي وايده آل بسياري درباره نحوه جذب نيروي انساني زد. اينكه بايد متعهدترين وباسواد ترين ومتخصص ترين نيرو انتخاب شوند....حرفهايي كه درجامعه فعلي كمترين نمود آن نيز ديده نميشود وبيشتر براي مدينه فاضله مناسب است..
هفته زن روزهاي شلوغ وپردردسري داشتم ..درواقع حالم بارها گرفته شد.. روز يك شنبه بعد ازظهر آفيش رفتم با يك ساعت ونيم تاخير بدون حضورميهمانان ويژه برگزارشد.همه هم همه جورحرفي زدند از بيان انواع مزاجها تا بومي سازي روانشناسي يونگ وفرويد . ازاينكه دولت در قبال ۱۰ نفر بازنشسته سه نفر جذب ميكنم تا راه اندازي سايت ماساژ نوين..خلاصه ساعت نه ونيم شب تمام شد ومن ساعت نزديك ۱۱ به خانه برگشتم. اونجا هم استنطاق شدم وكل كل كردم وخوابيدم. صبح هم بدون سلام وخداحافظي زدم بيرون...قهر بودم...
روز دوشنبه با عجله مشغول تحويل مطلب بودم كه برق قطع شد ومطلبم مرحوم شد با عصبانيت ازاداره اومدم بيرون....
روز سه شنبه صبح افيش تحول بنيادين داشتم .وقتي رسيدم يكي از بچه هاي رع آموزش وپرورش نميدانم به چه علتي مخواست هر طور شده پرم را باز كند. اول گفت كه چرا امدي كنسل شده خبرداديم..بعد گفت : وزير نمياد..بعد مارا برد يه جلسه در پيتي داخلي .. آخرهم هرچه اصرارداشتم به جلسه اصلي بروم مانع شد..حتي دوستان روابط عمومي وزارتخانه نتوانستن مانع اصرار اقاي رع شوند ..من كه ميديم هرخبرنگاروعكاسي اجازه ورود داردجز من باناراحتي وعصبانيت يكي از نگهبانها رادر راسفت چسبيده بودهل دادم ورد شدم..باعصبانيت بيشتر ازدوساعت خبر نوشتم
خيلي ها اين هفته به من كادو دادن دوستان وخانواده ام اما نميدانم چرا منتظر يك هديه خاص وغيرمنتظره بودم..بعد از خبر وزارت آموزش وپرورش كه به روزنامه برگشتم ديدم جلسه تقدير از بانوان تمام شده ودرحال مرتب كردن فضا هستند..چند دسته گل زيبا هم آورده بودن بر وبچه هاي خدمات كه متوجه نگاههاي تحسين برانگيزمن شدن يك دسته گل را به من دادند..الان روي ميزم است...اين هديه غيرمنتظره ترين هديه بود....ممنونم از همه بچه هاي خدمات...
ديشب براي نميدانم چندمن بار همان برباد رفته را با سي دي اينبارديدم....هنوزم اشلي را دوست دارم وبه نظرم حيف اشلي براي مانلي هميلتون.. به نظرم هنوزهم مانلي يك دختر دست و پا چلفتي خر شانس است...

واینم..

من آدم خوشبختي هستم .زيرا اطرافم ودوستانم افراد فعال وانديمشندي هستند. اما گاه در حضوراينها احساس هراس ميكنم. فكرميكنم حال كه دارد با من حرف ميزند ميخواهد مرا بسنجد..تواناييهايم را محك بزند..حس ميكنم به چشم سوژه به من نگاه ميشود..دوست دارم نزديك شوم اما گمان ميكنم من فقط يك موضوع براي كارهاي آكادميك هستم فقط يك ابزار..
:پسرك دكمه هاي تلفن همراه مادر را ميزند و ميگويد : اين خاله جوون چي پيامكهاي مسخره اي ميفرسته. مادر با غضب گوشي رو ازدستش بيرون ميكشد وميگويد: مگه نگفتم دست به تلفنم نزن.. پسرك با دلخوري ميگويد: : من اگه نگاه نكنم كه تو نميدوني چند تاپيامك داري !
وقتي پاي صحبت مادرهاي امروزي مينشينيم تجربيات جالبي از فرزند پروري دارند. ازكاربرد كلمات عجيب و ووزين كودكان خردسال تا اظهارنظرهاي فلسفي دورازذهن وشايد صدها رفتار غيرمنتظره.با وجود اين نسل غير منتظره ، مادران تاچه تواناييهاي لازم را براي تعامل سازنده با فرزندان دارندوچه ضرورتي دارد مادران امروزي شوند؟
* ضرورتهاي يك مادرامروزي
طناز زارعي ، مادردو فرزند در پاسخ ميگويد: به نظر من به روز شدن مادران نه تنها واجب بلكه ضروري است . زيرا بسياري از روشهاي تربيتي كه در گذشته مورد توجه بوده امروز منسوخ شده يا حتي مضر به نظر ميرسد. كارايي بعضي روشها نيز به زير سوال رفته و در بعضي از موارد روشهاي موثرتر و كاربردي تري جايگزين اين موارد شده است . همچنين فاصله فرهنگي كه در گذشته به چشم مي خورد امروزه با سرعت گرفتن رشد علم بيشتر مساله ساز شده،.به طوري كه بسياري از فرزندان ، والدين خود را متعلق به نسل قبل با افكاري قديمي مي پندارند. اينجاست كه ضرورت به روز بودن مادران خود را نشان ميدهد.
منير پشمي ، كارشناس ارشد مطالعات زنان نيز ميگويد: به طوركلي نقش وكاركردهاي مادران با توجه به تحولات گوناگون نيازمند تغييرات جدي است . اما اينكه تا امروز اين تغييرات انجام شده يا خيراين مقوله خود، جاي بررسي دارد. به هرحال شرايط به گونه اي است كه ضرورت دارد مادران ازجوانب مختلف توانمند شوند تا نقش وكاركرد موثر داشته باشند. زيرا طي ده سال اخير ، سيطره روز افزون فناوريهاي مدرن ؛ جامعه وخانواده ما را تحت تاثير قرارداده واين انكا ر ناپذير است. درحاليكه پيش ازاين مادران با مسايلي نظير كار با رايانه و دنياي مجازي مواجه نبودند و نيازي به آگاهي و آشنايي با اين مسائل را نداشتند، اما حالا بايد حداقل براي رفع نيازهاي آموزشي فرزندان قدري با مهارتها وفناوري هاي نوين آشنا باشند و پا به پاي فرزندان رشد كرده و به روز شوند.
دكتر حامد بخشي ، نيز باتاكيد براينكه مقوله مزبور، توانايي بررسيهاي جدي ترحتي به عنوان يك مقاله تحقيقاتي رادارد، اظهار ميكند : درجامعه جديد تغييرات چشمگيري دركاركرد خانواده وهمچنين در ذيل آن دركاركرد مادران رخ داده است.
ازهمين رو در مقايسه با جوامع گذشت شاهد دوتغيير عمده در كاركرد مادران هستيم. از يك سو بنابرتحولات مختلف فرهنگي ،اجتماعي وفناوري ؛ برخي كاركردهاي مادران به جامعه واگذار شده است . براي نمونه ، در گذشته اگر مادران ناگزير به انجام وظايف مديريت منزل نظير پخت وپز ويا شست وشو بودند امروزه اين مسووليتها به فناوريهاي نوين يا نهادهايي درجامعه؛ واگذار شده است.
اين مدرس دانشگاه بااشاره به اينكه هرخانواده داراي دوكاركرد تعاملي وغيرتعاملي است ؛ مي افزايد: كاركردهاي تعاملي برگرفته ازتعامل ميان اعضاي خانواده است كه اين كاركردبا برخي تغييرات همچنان وجوددارد اما كاركردهاي غيرتعاملي به ديگر نهادها سپرده شده است. البته اين به معناي اين نيست كه تمام اين كاركردها به طورتخصصي از خانواده جدا شود. زيرا درحال حاضر حاشيه اين مسايل پررنگ ترازمتن درخانواده ها مشهود است .براي مثال گرچه خانواده پيش از اين ،عهده دار وظيفه انتقال فرهنگ به فرزندان وآموزش آنها بود ه است امادر حال حاضر مدارس اين نقش راايفا ميكنند .اما آموزش فرزندان، كمك به تحصيل آنان از سوي والدين ؛ همچنان ازدغدغه هاي عمده خانواده است ازهمين رو ، مادران ناگزيرند از ابزارهاي نوين نظير كتابهاي كمك آموزشي براي اين مساله بهره مند شوند كه اين حاشيه ها مولود جامعه مدرن است . معضلي كه مادران سنتي به دليل فقدان آموزشها ومهارتهاي نوين به آن گرفتارند.
بخشي پژوهشگر اجتماعي اضافه ميكند: درپي كاهش كاركردها ؛ از انتظارات ازمادران كاسته نشده بلكه جايگزين انتظارات نوين شده است. درگذشته فرزندان انتظار داشتندمادرمسووليت مديرت خانه را برعهده داشته باشد اما حال كه اين وظايف توسط ابزار وفناوريهاي نوين انجام ميشود فرزند متوقع است كه مادر به تحصيل وآموزش وي بيشتربها دهد .
* زبان هاي نا آشنا
امروز بسياري ازمادران وفرزندان ازروابط مناسبي برخوردارنيستند ومعتقدند :"حرف هم را نميفهمند. "
دكتربخشي درهمين مقوله ميگويد : ديگر عامل موثردركاركرد مادران ، سرعت تغيير جامعه است كه منجر به شكاف نسل شده است ازهمين رو؛ باعث شده مادران به درستي نتوانند به انتقال آموزه هاي فرهنگي بپردازند. زيرا اين آموزهها مربوط به نسل گذشته بوده و نميتواند پاسخگوي خواسته ها و نيازهاي نسل امروز ي باشد. به اين ترتيب ، مادردرارتباط با فرزندان دچار مشكل است چه رسد به اينكه توان انتقال فرهنگي يا جامعه پذيري داشته باشد. اينگونه ،مادر درروند اين وضعيت ، شروع به مبارزه كرده وبه ترزيق دانسته ها وآموزه هاي خود ميپردازد ،گاه نيز ناتوان ازاين مبارزه ، فرزند را به حال خود رها ميكند .همچنين دركنترل اجتماعي شاهد شكست والدين هستيم. زيرا بسياري از آنها به دليل ناآشنايي از شرايط روز، توان كنترل محتواي داده هاي نوين فرزندان ويا نظارت بر آنها راندارند.البته شرايط زندگي نوين ، به خودي خود آسيب زا نيست اما زماني آسيب زاست كه ما آمادگي ودانش مواجهه با اين شرايط را نداشته باشيم. اين درحاليست كه تجربه نشان داده، ما درهمه عرصه ها ؛ درزمينه آموزش دچاركاستي وضعف هستيم . حال آنكه ؛ هرنهاد وهرساختار جديد نياز به آموزش دارد .
* نسلي عاصي يا نسلي به هنجار؟
پدر براق ميشود روي پسر نوجوانش كه، " چه زمونه اي شده ما پايمان را جلوي پدرمان دراز نميكرديم ...زودتراز او دست توي سفره دراز نميكرديم...بچه هاي ماروببيين..."
آيا دراز كردن پا، اظهارنظر صريح ، داشتن پاسخهاي آني و... نشان از بيتوجهي فرزندان به ادب وفرهنگ است؟
پشمي مادردوفرزند دراين باره معتقد است: به نظرم تحولاتي كه دررفتارهاي جوانترها ميبينيم طبيعي است اما در برخي موارد ميتواند ناپسند تلقي شود . در سالهاي گذشته در خانواده ها پدر سالاري حاكم بود ودربرخي خانواده هاي امروزي فرزند سالاري حاكم است. كه هيچ كدام از اينها مطلوب نيست. در خانواده بايد جايگاه والدين مشخص و متمايز باشد و در عين حال دموكراسي برقرار بوده و به راي و نظر فرزندان نيز توجه شود. در اين حالت نوعي تعادل ايجاد شده و ضمن عزت نفس و اعتماد به نفس بخشيدن به فرزند ، فرصت اظهارنظر وي نيزفراهم شود.
دكتر بخشي نيز ميگويد: به طوركلي ، ادب يعني انجام رفتارها ي به هنجار . با توجه به اين تعريف ؛ اگر فرزندان امروزي به سهولت ابراز وجود واظهار نظر ميكنند ، مساله غيرعادي وبي ادبي تلقي نميشود .زيرا به دليل تحولات متعدد ، ادبيات جامعه نيز تغيير كرده ووالدين تبديل به مادر رفيق و پدررفيق شده اند. درواقع به دنبال مدرنيته ؛ روابط وتعامل بين اعضا نزديكتر شده است. ازسوي ديگر به دليل تغييرات ، شاهد تحول در مفهوم نمادها ونشانه ها هستيم .به اين ترتيب اگر زماني احترام به والدين با دراز نكردن پا ، مشخص ميشد. امروزه با ابراز صميميت بروزميكند.
* همراهي مردان باهمسر
درحاليكه آموزش به عنوان حلقه مفقوده در توانمند سازي زنان مطرح ميشود .اما نميتوان از نقش مردان دراين چرخه غفلت كرد.
پشمي دراين باره ميگويد: به نظرمن ، علاوه بر آموزش زنان بايد برنقش مردان دراين روند تاكيد شود چراكه ما جامعه اي داريم كه مردسالاري در آن رايج بوده وهنوز هم هست .اين درحاليست كه ؛ شرط توانمند شدن زنان ، آگاه شدن مردان و همكاري و همراهي با زنان است . درنظر بگيريد زن خانه داري را كه مهارت هاي لازم را نداشته و در آمد خاصي هم ندارد اگر از سوي همسر نيز اجازه مشاركت وآموزش نداشته باشد و حمايت نشود، ناگزير محدود خواهد شد.
اين كارشناس ارشد مطالعات زنان ، ادامه ميدهد: هسته اصلي و اوليه خانواده را زن و شوهر تشكيل مي دهند بنابراين ابتدا نقش همسري در خانواده شكل مي گيرد .درصورتي جايگاه همسران به خوبي ؛ مشخص شود وارتبا ط بين آنها مطلوب باشد، بعد هم مي توانند نقش والدين را هم به درستي ايفا كنند . همچنين ، هرچند نقش مادران در خانواده و فرزندپروري اهميت دارد اما نبايد تمام بار مسئوليت فرزندان بر دوش مادران گذاشته شود زيرا درحال حاضر نقش پدران درخانواده كمرنگ شده وبرخي پدران ، فقط موظف به كسب در آمد شده اند درحاليكه پدران نيز نقش به سزايي در تربيت و پرورش فرزندان دارند .
* آثارتوانمندي مادران
باتوجه به آنچه گفته شد بايد ديد؛ وضعيت مادران ما به جهت كسب تواناييهاي چگونه است؟
منير پشمي نيز اظهارميكند: وقتي صحبت از توانمندي زنان ميشود بايد ببينيم اين مسايل درچه حوزه وشرايطي گفته ميشود. طرف صحبت ما كيست؟ اين مسايل شايد دغدغه گروهي از زنان فرهيخته جامعه باشد اما چالش تمام زنان جامعه ما نيست.زيرا هنوزهم در برخي مناطق و شهرستانهاي محروم كشور، زنان جواني زندگي ميكنند كه تحت تاثير شرايط مرد سالارانه حتي حق انتخاب لباس وهمسر خود را ندارند. براي اين زن، گفتگو از مسايل ونقشهاي زن هزاره سوم ضروري ونياز نيست، زيرا او هنوز به حقوق و آزادي هاي اوليه خود دست نيافته است. اما اگر طرف صحبت ما ، زنان ومادران كلانشهرها باشند با توجه به اينكه آنها فرصتها وامكانات بيشتري را در اختيارداشته و دارند ، سطح انتظارات متفاوت است ولي آنها هم چندان موفق نبوده اند. براي مثال چندي پيش به يكي ازمراكز فرهنگي پيشنهاد كردم جلساتي درباره روابط متقابل همسران و حقوق خانواده برگزار كنند اما چندان استقبالي از آن نشد.
دكترحامد بخشي نيز دراين زمينه معتقد است: چنانچه بهره مندي از مشاوران رايج شود واين مقوله اهميت دهند بسياري از مشكلات حل ميشود .زيرا چنين برنامه هايي دركاهش هزينه هاي اجتماعي موثراست . چراكه هر طلاق ، وجود هر خانواده نابه سامان هزينه اجتماعي دارد.
وي باتاكيد براينكه در آموزش عمومي ومهارتها دچارنقص هستيم ميگويد: درحال حاضر يك مادر ميتواند با استفاده ازدانسته هاي سنتي خود وهمان آزمون و خطا ي متداول ، فرزندي را پرورش دهد اما ثمره اين فرزند پروري مشخص نيست .مثل فردي كه بدون مهارت رانندگي ميكند وي بعد از چندين بار تصادف وتخريب ميتواند خودرويي براند اما طي اين زمان آسيبهاي جدي داشته كه شايد ماندگارباشد .پس ما بايد با آموزش مناسب هزينه هاي اجتماعي را كاهش دهيم .
زارعي ميگويد: گرچه بسياري از مادران ضرورت درك تحولات امروزي را دريافته اند ولي به نظر من هنوز كافي نيست .زيرا برخي از مادران هنوز اطلاع چنداني از كار با فناوريهاي نوين ندارند .اگر چه سعي دارند باروشهايي همانند گذاشتن كامپيوتردر معرض ديد ، .كودك را كنترل كنند. اما مادران اندكي را ميشناسيم كه در برخوردبا مشكلات تربيتي به فكر استفاده ازابزار نوين نظير؛ مشاوره ها ، مقالات و.. بيفتند .
زنها با فراغ خاطر در اتوبوس نشسته اند و بي نگراني از حرف وحديث و دلخوريها ازهردري حرف ميزنند.
زن ميگويد: دخترم 37 سالشه درسش تموم شده طرحش رو مگذرونه اما هنوز ازدواج نكرده.. ميگه اددم مناسبي پيدا نميشه.. دختر ديگم هم 35 سالشه دكترا ميخوونه .كارودر آمد داره اما هنوز ازدواج نكرده ... زنديگر حرفش راادامه ميدهد: تنها دخترا نيستن پسرها هم مشكل دارن...سربازي وكار ودانشگاه.. تا بخوان ازدواج كنن سنشون بالا رفته ..پسرم 39 سالشه ميگه نميخوام ازدواج كنم ..تنها زندگي ميكنه...
زن سوم كه تاحالا شنونده بوده با لبخندي تلخ ميگويد: زندگي عجيب شده دختر وپسرهايي كه شرايط و زمان ازدواج رو دارن نميخوان ازدواج كنن ..اما جوونايي كه يا كوچيكن يا مشكلاتي دارن ..به ازدواج فكر ميكنن... پسرخواهرم 18 سالشه هنوز سربازي نرفته ميگه ميخوام داماد شم...
***
* مشكلات ظهر زندگي
مرحله میانسالی جمعیت از سال 1390 شروع شده و تا سال1400 این گروه میانسال به اوج خود میرسند. بنابر آمارموجود نيز، درحال حاضر 35 ميليون نفر از جمعيت كشور را اين گروه ؛ تشكيل ميدهند . كه بنابرنظرات مختلف 40 تا 70 درصد جامعه امروزما را ميانسالان به خود اختصاص داده اند . اين درحاليست كه هنوز بسياري از افراد بالاي سي سال كشور ؛ شرايط ثبات و مشخصي ندارند كه افزايش سن ازدواج ، رشد زندگي مجردي و جمعيت دانش آموخته بيكارگواه اين مدعاست.
دكتر هادي معتمدي ، روانپزشك بااشاره به چالشهاي روحي ورواني اين گروه ميگويد: درمورد سن ومراحل رشد وشرايط تطبيق خود دارد شرايط پيشرفت عقلي واجتماعي دارد .بسياري از روانشناسان نظير يونگ "40 سالگي را ظهر زندگي " ميدانند وبراين عقيده اند كه انسان بين 20 تا 40 سالگي اين فرصت رادارد تا رسيدن به اين سن ، اهداف زندگي خود را مشخص كرده وبراي اين اهداف برنامه ريزي كند تا به نوعي نيروي مولد بدل شود . به اين ترتيب ، زمانيكه انسان به 40 سالگي ميرسد بارديگر به پشت سر خود نگاه ميكند وثمرات اين زمان را بررسي ميكند. اگر از مسيري كه طي كرده رضايت داشته باشد ادامه مسير زندگي را نيز با احساس خوشايند رضايتمندي ومولد بودن ادامه ميدهد . اما اگر نپسند و موافق اهداف ذهني نباشد ؛ دچار ياس ونااميدي ميگردد كه تاپايان عمر ادامه خواهدداشت خواهدداشت.
اين آسيب شناس اجتماعي مي افزايد:سي سالگي در ميانه راه 20 تا40 سالگي قرارگرفته و فرصتي است كه بايد تا آ ن زمان اندوخته ها به گونه اي باشد كه فرد به يك زندگي مناسب نظير ؛ حداقل در آمد كافي ، تحصيلات كافي ، شغل كافي ، ازدواج وتشكيل زندگي مستقل برسد . چنانچه اين فرصت مهيا نشده وهركدام ازاين موارد محقق نشود ؛ فرد احساس كمبود وفقدان ميكند كه اضطراب وافسردگي رادر پي خواهدداشت. بنابراين تصميم سازان ومتوليان جامعه به گونه اي بايد عمل كنند كه افراد جامعه ، ب هسلامت ازاين مرحله عبوركرده ورضايت داشته باشند.
وي با اشاره به اينكه نيمي از زندگي فعال انسان پيش از چهل سالگي ونيمي ديگر بعد از اين سن ميباشد ، تاكيد ميكند: اگر در مرحله پيش از 40 سالگي اين حداقلها حاصل نشود يعني فردي در آغاز انجام حرفه اي مناسب ، درآمد كافي يا به سامان رسيدن تحصيلات و.. نباشد طبيعي است كه دچارياس ونااميدي ميشود كه پيامدهاي آن نيز ؛ جامعه اي به دور از شادي واميد به زندگي ، روابط اجتماعي مناسب وچالشهاي متعدد ديگر در عرصه توسعه ونشاط جامعه است .
* زندگي در مسير طوفان
تو از آدم به دوري نه مهموني نه سفر...خسته نميشي اينقدر گوشه خونه رو گرفتي... تو كه زندگي نداري هذا اداره هذا خانه....تو نميپوسي توي اين اتاق كز ميكني بيا يه گشتي بزن...
اگرچه قديميها " چهل سالگي " را فصل چلچلي ميدانستند اما امروزه اغلب چهل ساله ها اينطور فكر نميكنند. براي آنها چهل سالگي يعني آغاز فصل جديد درددها ومشكلات...به طوري كه آمارها نشان ميدهد ، 7 درصد از جمعیت بالای 30 سال کشور به بیماری دیابت مبتلا هستند و60 درصد افراد دراين سن اضافه وزن دارند. طی مطالعاتی نيز كه برروی دو میلیون نفر از 80 کشور در جهان انجام گرفته ، معلوم شد بیشترین آمار افسردگی در بین میانسالان به چشم می خورد. البته در بین میانسالان زن و مرد تفاوت هایی وجود دارد به طوری که خطر ابتلا به این بیماری در زنان از40 سالگي ودرمردان از50 سالگي آغاز ميشود.
عباسپوردكتراي روانشناسي سلامت ، بااشاره به اينكه ما آماردقيقي از مبتلايان به افسردگي نداريم ، دراين زمينه ميگويد: گرچه در طول زندگي افراد گونه هاي مختلفي از افسردگي را تجربه ميكنند اما بسياري از مبتلايان به افسردگي خفيف متوجه بيماري خود نشده و آن را تشخيص نميدهند . زيرا مهمترين نشانه آن خستگي است . ازهمين رو اغلب تصور ميكنند با سفر يا استراحت اين مساله حل ميشود كه اينطور نيست. درواقع زماني كه فرد براي درمان مراجعه ميكند اغلب شرايط افسردگي تشديد شده است. البته افسرگي ميتواند عوارض ناخوشايندي برعملكرد وحتي اختلال در زندگي روزمره شود، حتي مبتلايان را وادار به ترك شغل وبازخريد كند .
دكتر معتمدي نيز بااشاره به جنسيت افراد اظهار ميكند: در بروز اختلالات نظير افسردگي جنسيت تاثيرگذار است چنانكه زنان زودتر وبيشتر ازمردان آسيب خواهند ديد. چراكه زنان به طور طبيعي 5تا 10 سال زودتراز مردان به رشد عقلي واجتماعي رسيده وآماده ورود به چرخه مولد بودن در زمينه هاي مختلف ميباشند .به طوري كه از يك دختر 18 ساله ميتوان انتظار آمادگي ازدواج وفرزند آوري داشت اما پسرها چنين نيستند وزمان مناسب براي پدر شدن آنها 25يا 26 سالگي باشد. به اين ترتيب زنان زودتر آماده ورود به عرصه هاي توليد هستند اما چون ديرتروارد ميشوند ومدت زمان رسيدن به حد اقلهاي خود را بيشتر ميپندارند دچار افسردگي ميشوند.
دكتر عباسپورنيز به نقش هورمونها در بروز اختلالات درميانسالي تاكيد كرده ومي افزايد: مردان همانند زنان در ميانسالي مشكلات يائسگي را باتوجه به شرايط خود تجربه ميكنند. به اين ترتيب شاهديم ، مردان وزنان درميانسالي با مسايل مختلفي مواجه ميشوند كه اغلب در مردان اختلالات شخصيتي ودرزنان اختلالات خلقي نظير افسردگي مشهود است.
* خانه هاي خالي خالي
زن ومرد روي ايوان نشسته بودند. عصرانه ميخورند، سيبي و چاي و تكه هاي دل انگيز پولكي اصفهاني . زن تكه ي پولكي دردهانش گذاشت وبي ميل گفت : ديگه ازاينا نبايد بخريم.. دندون درست وحسابي كه نداريم.كسي هم كه دور وبرمون نيست... مرد ادامه داد: چندروزه از بچه ها خبري نيست...زن آرام سرش را حركتي داد وگفت: حتما خوب وسلامتن..... بعد چشم چرخاند به دور حياط نقلي وشسته ورفته اش وگفت: زندگيه.. چند سال پيش اين حياط پر از بچه هاي قد ونيم قد وسروصداشون بود.. حالا چشم ميكشيم سايه شون رو ببينيم...
دكتر عباسپور ، به مشكلات روحي ورواني دوران سالمندي اشاره كرده وميگويد: انسان در مراحل مختلف زندگي ناگزير به سپري كردن شرايط خاص است . اغلب افراد نيز خواسته يا ناخواسته مشكلات دوران سالمندي را تجربه ميكنند. ازجمله اين مسايل افسردگي است. اما راه حل ؛ غلبه براين احساسات ناخوشايند ، توجه به برنامه هاي مناسب براي گذران اوقات فراغت ؛ همچنين توجه به تغذيه سالم وورزش است . سالمندان در چنين شرايطي ميتوانند با تقويت ارتباط خود با دوستان وهمسالان اين مشكلات را كاهش دهند . همچنين حمايتهاي اجتماعي درالتيام اين معضلات موثراست.
اين صاحبنظر اضافه ميكند: رسانه ها ، نهادها وسازمانهاي برنامه ريز ، تشكلها ونهادهاي مردمي نيز با ارائه آموزشها درقالبهاي مختلف نظير انتشار بروشورها وبرگزاري نشستها ؛ ميتوانند سالمندان را با اين مشكلات روحي آشنا كرده وراههاي برون رفت از آن را نيز آموزش دهند.
* سالمندي سالم با تغيير سبك زندگي
پيش بيني ها حكايت از پير شدن جمعيت كشور دارد به طوري كه تا سال 1410 جمعيت كشورما وارد دوره كهنسالي ميشود. گرچه برخي تصميم سازان ، رشد مواليد را مانع پير شدن جمعيت ميدانند اما نهادهاي جهاني بهداشت بر سالمندي سالم تاكيد ميكنند.
دكتر اسحاقي ، فلوشيب طب سالمندي به تعريف اين دوره پرداخته وميگويد:
بنابرتعريف سازمان بهداشت جهاني سن سالمندي 65 سال به بالا مي باشد اما در كشور ماسن سالمندي همان سن بازنشستگي يعني 60 سالگي است كه اگر سن آغاز بيمارها رانيز درنظر بگيريم بايد 40 سالگي را به عنوان آغاز ظهور نشانه هاي علايم پيري وسالمندي بدانيم البته بار بروز بيماريها از 50 سالگي مشاهده ميشود. همچنين بنابر نظر سازمان بهداشت جهاني؛ سالمندي خود 4 دوره را شامل ميشود كه عبارتند از 60-74 سالمند جوان، 75-89 سالمند ميانسال، 90-100سالمند پير و100 سال به بالاكه سالمند مقرون يعني كسي كه يك قرن را درك كرده شناخته ميشود .
اين استاددانشگاه با اشاره به اينكه ، مطابق چندين پژوهش مشكلات اقتصادي و سلامتي به عنوان مهمترين مسايل سالمندان مي باشد ، ادامه ميدهد: طي سه مرحل تحقيق كشوري واستاني سالمندان مسايل معيشتي وسلامتي خود را بهعنوان اصلي ترين مسايل خود دانسته اند كه به لحاظ سلامتي ، بيماريهاي مزمن همانند بيماريهاي قلبي وعروقي وسرطان درراس مسايل بوده است جالب اينجاست كه افرادي نيز به مشكلات دندان اشاره كرده بودند كه آن نيز ريشه در چالشهاي اقتصادي اين قشر داشت.چراكه تعدادي به دليل ضعف بنيه اقتصادي توان ترميم دندانهاي مصنوعي خود را نداشته وسالها با استفاده از فك غذا ميخوردند.
اين صاحبنظردر مسايل سالمندي ادامه ميدهد: گرچه در سالهاي گذشته اميد ميرفت كه با چند واكسن مقابل بيماريهاي واگير گرفته شود وسلامت افراد تامين شود. اما از آنجا كه در حال حاضر مهمترين چالش ؛ رشد بيماريهاي مزمن نظير سرطان ، بيماريهاي عروقي وقلبي و آلزايمر است كه اينها ناشي از سبك نادرست زندگي است .ازاين رو، چنانچه به اصلاح سبك زندگي بپردازيم اين مسايل نيز رفع ميشود.
دكتراسحاقي بااشاره به شيوه هاي نادرست زندگي مي افزايد: از مسايل قابل تامل كاهش تحرك درجامعه ماست كه تنها نيمي از استانداردهاي لازم براي تحرك را انجام ميدهيم. بنابراين بايد دوبرابر تحرك فعلي ورزش كنيم. همچنين گرچه سالمندان ده درصد جمعيت كشور را تشكيل ميدهند اما 80 درصد مبتلايان به انواع سرطانها را دارا هستند. به اين ترتيب براي كاهش اين مشكلات وداشتن سالمندي سالم بايد برتغذيه سالم ، كاهش استرسها، كاهش آلودگي هوا و ترك د دخانيات تاكيد شود.
* حرف آخر
گرچه همه بر مشكلات سالمندي تاكيد دارند امازماني بايد نگران اين دوره وپيامدهايش باشيم كه بدانيم ، بررسيهاي وزارت بهداشت در مطالعه ملي بار بيماريها و آسيبها در ايران كه در سال 87 منتشر شد، نشان ميدهد كه بيماريهاي رواني و اختلالات رفتاري که مهمترین انها افسردگی است با حدود 570 هزارسال عمر از دست رفته و سالهاي سپري شده همراه با ناتواني در گروه سني 30 تا 44 ساله هم در زنان و هم در مردان، دومين بار بيماريها در كشور پس از حوادث عمدي و غير عمدي است كه نزديك به 800 هزار سال عمر از دست رفته و سالهاي همراه با ناتواني را در سال در پي دارد.
همچنين مطابق آمارها طي سه دهه آينده بيش ازيك ميليون ايراني دچار آلزايمرخواهند شد اين درحاليست كه با بهبود شيوه تغذيه ابتلا به آن را ميتوان تا 40 درصد كاهش داد . نكته ديگر اينكه ، به گفته صاحبنظران به دلیل روند افزایش میزان سن و افزایش امید به زندگی با رشد سرطان مواجه هستيم ، چنانكه شاید بتوان گفت ایران بالاترین روند رشد سرطان را در جهان داراست. بنابراين شايسته است ازهمين امروزبراي روزهاي طلايي ميانسالي وسالمندي برنامه ريزي كنيم.
روزم .روزهمه ما زنان همیشه مبارک ..هرقدر دیده نشویم......هرقدر در فرصتهای خرج شویم..روزمان همیشه مبارک
دیگر عصر شده وباران بهاری بیوقفه میبارد. چند پسرجوان سرخوش زیر باران میدوند. زن با دستهایی پر از پاکت وبستههای پلاستیکی، به سرعت به ایستگاه میرسد. از اتوبوس خبری نیست. چند دقیقه میماند؛ به ساعت نگاهی میاندازد واز ایستگاه عبورمیکند. منتظر است تا شاید تاکسی بیاید. تلفن همراهش زنگ میزند؛ «باشه! دست به اجاق نزن. بابات امروز دیرت مي آد ..آره اونم خریدم... خونه رو کثیف نکنی؛ امشب مامانی مي آد .. بشین مشقات رو بنویس.. باشه اومدم نیگا میکنم... امتحانت چی شد؟ خوبه خوبه..
اتوبوس میآید و جوانها سوار میشوند. زن زیر باران هنوز با فرزندش حرف میزند.
***
بارها شنیدهایم که زنان خانه دار میگویند:" کارخونه تمومی نداره "، غربیها هم
ضرب المثلی دارند که میگوید:" مردها از طلوع آفتاب تا غروب آفتاب کار میکنند اما کار زنان هیچ وقت پایان ندارد"شاید در ظاهر این مساله غلو آميز به نظر برسد اما اگر منصفانه به خانه داری آن هم مطابق الگوی ایرانی نگاه کنیم، دشواریهای آن را بهتر درک میکنیم.
*خانه داری با ورژن ایرانی
حسین زاده خانه دار میگوید: گرچه خانه داری در شرایط امروز وامکانات موجود سادهتر وراحتتر شده است اما بسیاری از مسوولیتهای خانه داری را که فرهنگ بر دوش زن ایرانی گذاشته است را ابزار وفناوری نمیتواند انجام دهد. در فرهنگ ایرانی، به دلیل رفت وآمدهای متعدد با خویشاوندان ودوستان؛ کدبانوی ایرانی باید همیشه آماده پذیرایی باشد. در فرهنگ کشورمان، فرزندان موظف به رسیدگی به والدین سالمند هستند .مراقبت از اعضای خانواده ورسیدگی به آنها را هم اضافه کنید.
وی با گلایه ادامه میدهد: هر کارمند وکارگری یک روز بازنشسته میشود. میتواند به مرخصی برود. اضافه کار میگیرد. حقوق وپاداش دارد. اما زن خانه دارچی؟ تا لحظه مرگ ناچاری تلاش کنی بشوری، بسابی و بپز ومواظب همه باش. همه اطرافیان هم زن خانه را میشناسند، لباس مرتب میخواهند. غذای آماده میخواهند؛ همه وظایف وتوقعات در
"مادرخانه "خلاصه شده است. اما هیچکس اين زن را نمبيند . بعد سی، چهل سال خانه داری؛ دیسک کمر، آرتورز، فشارخون، پوکی استخوان ودردهای روحی وعصبی گرفتار میکند. اما کجا این زحمتها دیده میشود.
پروانه –ن ۴۸ ساله نیز میگوید: من ناراحت نیستم که با تحصیلات دانشگاهی به دلیل شرایط خانوادگی، خانه داری میکنم. اما ناراحتم که چرا باید یک زن خانه دار با این همه مسوولیت ووظیفه نادیده گرفته شود. یک زن خانه دار به عنوان یک کدبانوی دلسوز و هنرمند؛ چندین سال به خانواده واطرافیانش بدون جیره ومواجب خدمت میدهد. اما همین که به کهولت میرسد وهمسرش را ازدست میدهد. به راحتی فرزندان، خانه وسر پناه مادررا تاراج میکنند وادعای سهم خواهی دارند. تکلیف این مادر، ۸۰-۹۰ ساله چیست که اینقدر عمرکرده وزحمت کشیده؟ به نظرم از مظلومترین اقشارجامعه، زنان خانه دار هستند. نه قانون آنها را میبیند، نه همسرشان زحمات آنها را جدی میگیرند، نه بچهها اهمیتی به تلاشهای مادر می دهند. زنان خانه دار در کشورما " همان چوپان بی مزد " هستند.
* درآمدهايي كه زنان خانه دار توليد ميكنند
گرچه در آخرین سرشماری نفوس ومسکن بنابردلايلي ؛ زنان خانه دار نیز شاغل محسوب شدند. امادرواقع نقش آنان در اقتصاد کشورچندان جدی گرفته نمیشود. این درحالیست که اقتصاددانان غربی؛ سالهاست که براین امر؛ تاکیددارند. به طوری که برخی صاحبنظران ۲۵ تا ۴۰ درصد ثروت ایجاد شده در کشورهای صنعتی را حاصل کار زنان در خانه میدانند. ازهمین رو بیش از ۴۰ سال است که مقوله احتساب خانه داری به عنوان یک شغل وآثار آن در توسعه اقتصدی مورد توجه قرار گرفته است. چنانکه طی مطالعاتی در امریکا در سه گروه زنان سرپرست خانوار، زنان متاهل شاغل و زنان غیر متاهل شاغل انجام شده مشخص گردید؛ زنانی که کل زمان خود را به کار خانگی میپردازند دارای بیشترین ارزش افزوده، سالانه حدود ۱۶هزار و ۸۸۲ دلار تولید ارزش افزوده میکند. همچنين زنان متاهل غیر شاغل حدود ۱۰هزار و ۶۰۵ دلار و زنان سرپرست خانوار حدود هشت هزار و ۶۹۳ دلار را تولید میکنند.
درکشورمانیز نخستین بار در سال 1383 بحث ارزش گذاری اقتصادی خانه داری مطرح شد.
در اواسط دهه هشتاد نیز؛ مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی، طی گزارشی اعلام کرد؛ ارزش اقتصادی سالانه کار خانگی زنان بر اساس حداقل دستمزد معادل ۱۹ میلیون و ۲۰۰ هزار ریال در سال است و با توجه به وجود ۱۷ میلیون و ۴۹۸ هزار و ۸۲۶ خانواده در کشور؛ ارزش اقتصادی کار زنان خانه دار در کل کشور بالغ بر ۳۳۶ هزار میلیارد ریال در سال است که سهم آن در تولید ناخالص داخلی به قیمتهای جاری؛ ۷/۱۶ درصد خواهد شد
در آخرین بررسیها نیز مشخص شد، ارزش کار خانگی سالانه زنان در ایران
حدود 16.7درصد تولید ناخالص داخلی است که این میزان برابر با ۲۳۶ میلیارد ریال است.
* احتساب خانه داري به عنوان شغل ، چرا؟....
مادر به همراه فرزندش در فروشگاه چرخ ميزند تا لباسي بخرد. بانوي مياسالي كنارش مي ايستد وميگويد : شماره سايز دختر شما چنده؟ زن به خانم ميانسال نگاهي ميكند وجواب ميدهد 28 .هنوز حرفش تمام نشده كه نگاهشان درهم گره ميخورد. با شوق ميگويد: خانوم رئوفي! خانوم ميانسال با لبخند چشمش راتنگ ميكند وميگويد: شاگردم بودي ..اسمت چيه.. كد وم مدرسه ؟
از خاطرات فراموش ناشدني همه ما ، روزهاي درس ومدرسه است. درواقع ؛ روزمعلم را نبايد فقط روز معلمها دانست بلكه روزهمه كساني است كه معلمي داشتند. ما نيز به همين مناسبت بين مردم رفتيم وپرسيدم ؛ بهترين معلم از نظر شما چه كسي است؟
* دوستت دارم معلم من، اگر....
جزایر سهگانه ایرانی، نامهای پارسی دارند:
بوموسو، تنب بزرگ و تنب کوچک
جزایر سه گانه ایرانی ابوموسی، تنب بزرگ و تنب کوچک در طول تاریخ همیشه هویتی ایرانی داشته و خواهند داشت. یکی از راه های حفظ هویت ایرانی این جزایر پاسداشت نام های اصیل و ریشه دار ایرانی آنهاست که نشان از حاکمیت همیشه ایرانی بر این جزایر و نفوذ زبان فارسی در این منطقه دارد. به ویژه درباره جزیره ابوموسی بدون این که نیازی به تغییر نام باشد بایسته است که در نوشتههای پارسی و مکاتبات، نام این جزیره را درست و باتوجه به ریشه ایرانی آن، «بوموسو» بنویسم و بخوانیم.
بوموسو، نام اصلی جزیره ایرانی موسوم به ابوموسی است
نام اصلی و ایرانی جزیره ابوموسی، «بوموسو» است که با دخالت بیگانگان استعمارگر و به تقلید از نوشتههای عربی «بوموسی» و «ابوموسی» گفته و نوشته شده است. واژه فارسی «بوموسو» از دو بخش اصلی تشکیل شده است. بخش نخست این واژه «بوم» است که معنی آن «سرزمین» است. بخش دوم آن «سُو» است که همان « سُوز» یا «سبز» است. به این ترتیب ترکیب «بوم + و + سُو» نام اصلی و ایرانی این جزیره است که معنی آن «بوم سبز» یا «سرزمین سبز» میباشد.
در تائید این نکته، به نامهای فارسی دیگر این جزیره نیز میتوان اشاره نمود که دربرگیرنده هر دو جزء «بوم» و «سبز» هستند. این جزیره که از خوش آب و هواترین مناطق خلیجفارس است و انواع گیاهان و جانوران دریایی در ساحل آن به چشم میخورد و از دیرباز دارای آب شیرین، کشتزار و مراتع خوب بوده، نزد مردم بوشهر و بندر لنگه و دیگر شهرهای پارس تا 80 سال پیش به نام «گپ سبزو» به معنی «سبزهزار بزرگ» شناخته میشد و یا در اسناد تاریخی از آن با نام «بوموو» یاد کرده اند که از دو بخش «بوم» + «اوو» یا «آب» تشکیل شده است و به صورت «بومُف» معرب شده است.
بنابراین شایسته است که در نوشتههای پارسی، نام این جزیره را درست و باتوجه به ریشه ایرانی آن، «بوموسو» بنویسم و بخوانیم.
تُنب، واژهای پارسی است
عربها که میکوشند نسبتی بین خود و جزایر سهگانه تنب بزرگ و تنب کوچک و بوموسو پیدا کنند، در نوشتههای خود واژه فارسی تنب را معرب کرده و به صورت «طنب» مینویسند. در صورتی که «تُنب» یا « تُمب»، واژهای فارسی سره است که در گویشهای محلی جنوب ایران شامل لهجههای لارستانی، بندری، تنگستانی و دشتستانی به معنای «تپه» و «پشته» یا «تَل» میباشد. در خلیج فارس دو جزیره نام تُنب بر خود دارند، یکی تنب بزرگ و دیگری تنب کوچک.
جزیره تنب بزرگ از دیرباز به نامهایی همچون تُمب بزرگ، تُمب گپ، تنب مار، تُنب مار بزرگ، تل مار و ... نامیده میشده است؛ چون در این جزیره در گذشتهای نهچندان دور شمار زیادی مار سمی وجود داشته است. در گویش دریانوردان محلی این جزیره را «تمب گپ» نیز مینامند که باز نشان از هویت ایرانی آن دارد. واژه «تنب» در ترکیب نام بسیاری از روستاهای بندرلنگه و بوشهر نیز به کار رفته است. نام جزیره «تنب کوچک» نیز بر همین بنیان استوار است.
" ام۲۰. ال۵۴......" یکی نیست بگه آقای ام.ال.... تو چند تا سایت ووبلاگ درست ودرمون معرفی کن.چشمم کور دنگم نرم میخوونم...
***
مقدمه
علاقه فزايندهاي به تحقيق در مورد تقريبا همه مسايل مرتبط با اشتغال زنان در مناطق عربي و به خصوص به پديده اشتغال زنان امارات متحده عربي در خارج از خانه وجود دارد. اين امر ميتواند به اين دليل باشد كه جامعه امارات متحده عربي در وضعيت گذار قرار دارد و اين كشور در 30 سال گذشته در همه جنبههاي زندگي تغييرات عمده اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي را تجربه كرده است و البته در سالهاي بعد هم تجربه خواهد كرد. ثروتي كه درآمدهاي عظيم نفتي ايجاد كرده است، مردم امارات متحده عربي را قادر ميسازد تا به صورت بنيادي سبك زندگي قديمي سنتي صحرايي را به يك زندگي شهريشده تغيير دهند.
دولت هم همچنان حمايتهاي خود از زنان را در تنوع زمينههاي مختلف كاري و ارايه فرصتهاي تحصيلي بيشتر به آنان گسترش داده است. شيخ زايد بن سلطان آل نهيان- رييسجمهور متوفي امارات- متعهد به آرمان برابري بود با ذكر اينكه: «هيچ چيزي بيشتر از ديدن اينكه زنان به جايگاه ممتاز خود در جامعه رسيدهاند، خوشحالم نميكند... هيچ چيزي نبايد مانع پيشرفت زن شود... همانند مردان، زنان هم شايسته حق تصدي مشاغل عالي مطابق شايستگيها و مهارتهايشان هستند.» در حال حاضر 5/22درصد از اعضاي شوراي ملي،
زن هستند و حدود 66درصد مشاغل دولتي در تصدي زنان است كه30درصد
اين مشاغل، شامل پستهاي تصميمسازي ميشود.
اين اميد وجود داشت كه اين تمايلات و گرايشها، زنان شاغل اماراتي را
قادر ميکند تا به صورت تصاعدي از قانون و مقررات انعطافپذيرتري برخوردار شوند كه آنها را از تبعيض رهاتر ميكند و آزادي بيشتري در محيطهاي كاري به آنان ميدهد. بنياد «توتين» كه در امارات متحده عربي تاسيس شده است، ميتواند يكي از مهمترين ابزارهايي باشد كه به ايجاد تغييرات مورد نياز براي ترفيع نقش زنان در محيط كاري كمك كند. توتين، ابتكار مخصوص براي توانمندسازي مردان و زنان جوانان اماراتي است تا سهم ارزشمندي به آنها در رشد اقتصادي كشورشان بدهد. بهرغم همه تلاشهاي دلگرمكننده از سوي دولت و به طور كلي جامعه، افزايش مشاركت زنان در بخشهاي خصوصي همچنان چالشهاي ملي ايجاد ميكند. اينطور استدلال ميشود كه چندين دليل براي توضيح اين پديده وجود دارد. اول اينكه تعداد مردان بين سن ۱۵ تا ۶۵سال (۲/۱۲ميليون نفر در سال ۲۰۰۵) از تعداد زنان (۸۳۸۹۴۱) بيشتر است. دليلش هم اين واقعيت است كه تعداد قابل ملاحظهاي از خارجيهاي شاغل در امارات متحده عربي، مرد هستند. دوم اينكه برخي كمپانيها به چند دليل و به خصوص براي منفعت بيشتر خودشان در استخدام زنان محدوديت قايل ميشوند. چون زنان بومي توقع دارند كه حقوق بيشتر، ساعتهاي كاري كمتر و مزاياي بيشتري نسبت به كاركناني داشته باشند كه از ديگر كشورها آمدهاند. سوم اينكه تعداد زيادي از زنان امارات متحده عربي بعد از ازدواج، كارشان را رها ميكنند و بچهدار ميشوند. كمبود كيفيت خدمات مراكز نگهداري از كودكان يا دلواپسيهاي مادرانه باعث طرح اين ادعا شده كه براي بچهها بهتر است كه مادرانشان، شغل خود را رها كنند.
تغييرات چشمگير اجتماعي، جامعه پيچيدهتر و ديناميكتري در امارات متحده عربي ايجاد كرده كه نقشهاي جنسيتي آن باعث جذب تحقيقات منطقهاي شده است. در اين تحقيقات با استناد به مشاهده و تجربه، سوالهاي جهتدار به سرعت تاييد ميشوند و سوالپرسيدن درباره گوناگوني وسيع مشاغلي كه زنان عهدهدار آن هستند، شروع ميشود. اما تحقيق پيشرو بر مسايل امروزي تاكيد دارد و انعكاسدهنده بلندپروازيهاي زنان اماراتي مدرن است كه دلگرم شدهاند ميتوانند مشاغلي در دولت، مهندسي، علوم، خدمات سلامتي، رسانه، كامپيوتر، تكنولوژي، حقوق، تجارت و صنعت نفت پيدا كنند. مطالعات عميق رضايت شغلي موضوعي است كه شامل همه مشاغلي ميشود كه زنان امروزي عهدهدار آن هستند.
براي انجام اين مطالعه، يك هزار و پانصد پرسشنامه بين زنان شاغل اماراتي توزيع شد كه حدود ۸۵درصد يعني ۱۲۷۲ مورد تكميل و جمعآوري شد. اين مطالعه با كمك گروهي از دانشجويان زن و مرد آموزشديده دانشگاه امارات متحده عربي انجام شد. اكثريت پاسخدهندگان به اين تحقيق، زنان شاغل اهل ابوظبي بودند (۶۴درصد)، ۱۰درصد آنان ساكن شارجه و راسالخيمه، هفتدرصد فجيره، پنجدرصد دوبي و سهدرصد عجمان و كمتر از يكدرصد ساكن امالقوين بودند. توزيع نابرابر ايندرصدها به دليل تعداد دانشجوياني است كه از هر شيخنشين
در تيم تحقيقاتي حضور داشتند. سن شركتكنندگان در اين تحقيق بين ۱۸ تا ۵۵سال بود. حدود ۴۹درصد شركتكنندگان متاهل و ۴۵درصد مجرد بودند. ۵۹درصد آنها تحصيلات دانشگاهي ليسانس و بالاتر داشتند، ۱۵درصد در مقاطع كارداني درس خوانده بودند و ۱۳درصد هم تحصيلات دبيرستاني داشتند.
در اين مطالعه از تكنيك استاندارد آماري تحليل رگرسيون براي تعيين عواملي كه سطح رضايت شغلي را پيشبيني ميكنند، استفاده شده است. شش مورد براي تعيين سطح رضايت شغلي تعيين شده است. مقياس سنجش هم پاسخهاي افراد مورد مطالعه به رضايت از شغل، سطح عمومي رضايت وي از شغل، مناسب بودن شغل با توجه جنسيت و شايستگيهاي وي و مناسب بودن محيط كاري و ساعتهاي كاري است. مصاحبه شوندگان براي پاسخ به هر مورد از گزينههاي «شديدا موافق» تا «شديدا مخالف» استفاده كردند.
همچنين مجموعهاي از متغيرهاي مستقل در اين تحليل مورد استفاده قرار گرفته است؛ سن، سطح تحصيلات، سطح درآمد، نوع شغل، وضعيت تاهل و محافظهكاري. محافظهكاري در اينجا ابزاري براي انعكاس هنجارهاي اجتماعي بومي و گرايش بعضي از زنان اماراتي به كار در محيطهاي شغلي زنانه است. محافظهكاري در اين تحقيق از ميانگين اين دو مورد يعني ترجيح زنان اماراتي به خدماتدهي انحصاري به مشتريان زن و كاركردن در محيطهاي زنانه به دست ميآيد.
كيت بندر و همكارانش در مورد عوامل تعيينكننده رضايت شغلي تحقيق كردهاند. مطالعه آنها در سال ۲۰۰۵ تاييد كرد كه زنان از شغل خود راضيتر از مردان هستند و در محيطهاي كاري كه اكثريت با زنان است، رضايت شغلي هم بالاتر است چون زنان در اين محيط از انعطافپذيري شغلي بيشتري برخوردار ميشوند. در امارات متحده عربي اين طور پيشبيني ميشد كه با توجه به هنجارهاي اجتماعي بومي، شاغل بودن در محيطهايي كه مردان در اكثريت هستند، چيز مدرني نيست كه زنان آرزوي آن را داشته باشند. بهرغم اين حقيقت، زنها در اين كشور فعاليت خود را در مشاغل غيرسنتي شروع كردهاند كه از آنان ميخواهد در كنار مردان كار كنند. البته گفته ميشود هنوز خيلي زود است تا همه زنان در اين مشاغل احساس راحتي كنند، چون بسياري از زنان امارات متحده عربي پس از اتمام تحصيلاتشان در خانه ميمانند چون نميخواهند با مردان در يك محيط كاري باشند يا خانوادههايشان به آنها اجازه اين كار را نميدهند يا اينكه نتوانستهاند يك شغل مطمئن دولتي پيدا كنند.
عوامل اصلي موثر بر رضايت شغلي
نتايج اين مطالعه نشان ميدهد يك رابطه مثبت مهم بين رضايت شغلي زنان شاغل اماراتي و سن آنان وجود دارد؛ يعني به ازاي هر يك سال افزايش سن، ميزان رضايت شغلي زنان يكدرصد افزايش مييابد. اين يافته نتايج مطالعات تجربي قبلي را اثبات ميكند كه اين ارتباط مشابه را بين رضايت شغلي و سن پيدا كرده بودند (ويور ۱۹۸۰، لي و ويلبور ۱۹۸۵، پالانيولو و موتوسامي ۲۰۰۹، ون و لايتلي ۲۰۰۶، بنسانگ و ون سوئست ۲۰۱۰). از سوي ديگر بقيه محققان به اين الگو شك دارند و معتقدند سن بر رضايت شغلي هيچ تاثيري ندارد يا تاثير ناچيزي دارد (بيردي ۱۹۹۵، كسوان و موئنجون ۲۰۱۰). نشانههايي هم وجود دارد كه كاركنان جوانتر در مجموع از شغل خود ناراضيتر هستند در حالي كه كاركنان مسنتر، رضايت شغلي بيشتري دارند.
وبسايت Bayt.com و همچنين شركت تحقيقاتي You GovSiraj گزارش دادهاند كه رضايت شغلي در امارات متحده عربي تا حدود بسيار زيادي پايين است. مطالعه انجام شده به يافتههاي يك نمونهگيري بزرگ استناد ميكند كه ۹۷۶۰ نفر در محدوده سني ۲۰ تا ۶۲ سال از كشورهاي حوزه خليجفارس در آن شركت داشتند. در اين مطالعه مشخص شد حدود ۷۳درصد كليه شاغلان در امارات متحده عربي از شغل خود ناراضي هستند در حالي كه ۲۷درصد بقيه رضايت شغلي بالايي دارند. در مجموع مليتهاي شركتكننده در اين مطالعه، فقط ۲۶درصد از شهروندان كشورهاي حوزه خليجفارس اعلام كردهاند كه رضايت شغلي بالايي دارند (مسدا، ۲۰۰۸).
البته دلايلي هم وجود دارد كه چرا جوانان اماراتي از مشاغل خود راضي نيستند:
1- بعضي از جوانهاي اماراتي با توجه به درآمدهاي بالاي خانوادگي، احتياجي به كاركردن ندارند و اغلب همان پيشنهاد شغلي اول را به صورت موقت ميپذيرند و سپس منتظر موقعيت شغلي مناسب ميمانند.
۲- در حقيقت تعداد زيادي از جوانان اماراتي، فاقد مهارتهاي لازم براي ورود به بازار هستند.
۳- ارايه خدمات سلامتي رايگان، خدمات رفاه همگاني سوبسيددار، وامهاي بدون بهره براي خانه و... از سوي سازمان رفاه دولتي به شهروندان انگيزه جوانان براي كاركردن را ضعيف كرده است.
۴- كمبود مراكز نگهداري كودكان در محيطهاي كاري يك عامل عمده نارضايتي شغلي است.
۵- بعضي معتقدند شغلهاي موجود براي جوانان اماراتي نامناسب هستند چون حقوقشان بسيار پايين است، ساعتهاي كاري نامناسب هستند يا شرايط كاري سخت و طاقتفرساست.
۶- امنيت شغلي در بخش خصوصي پايين است؛ خدمات بازنشستگي مناسبي ارايه نميدهند، كاركنان در اين بخشها نميتوانند براي ادامه تحصيل از مرخصيهاي شغلي استفاده كنند و بخش خصوصي فقط پيشرفتهاي شغلي احتمالي محدود به كاركنانش ارايه ميدهد.
۷- بعضي از جوانان اماراتي معتقدند نسبت به شغلهاي پيشنهاد شده احساس بيهوده و ناخوشايندي دارند و اين مشاغل به آنها احساس مشاركت در كار گروهي را نميدهد.
۸- بعضي معتقدند كه بخش خصوصي نسبت به منطقه بومي آنها- يعني جايي كه آنها در آن بزرگ شده و زندگي ميكنند- بيطرف نيست.
همچنين گزارش شده در ايالات متحده ميزان درآمد يك فرد در طول دوره عمرش خيلي به سطح تحصيلات وي بستگي دارد: ميانگين درآمد زناني كه تا مقطع ديپلم درس خواندهاند 2/1ميليون دلار در طول دوره زندگياش است كه اين رقم در زنان داراي مدرك ليسانس به 1/2ميليون دلار، در زنان داراي مدرك كارشناسي ارشد به 5/2ميليون دلار، زنان داراي مدرك دكترا به 4/3ميليون دلار و در مدارك تخصصي حرفهاي به ۴/۴ميليون دلار (لانگلي ۲۰۱۰، زادكويچ ۲۰۱۰) ميرسد.
دولت امارات متحده عربي در ابتداي شكلگيري و براي كمك به شهروندان، آنان را بدون توجه كافي به تجربيات و شايستگيهايشان در مشاغل خدماتي شهري استخدام كرده بود. اين كشور چند سال قبل اصلاحاتي را براي تغيير شكل خدمات شهري شروع كرد و ارزيابي مجدد تمامي مشاغل كارمندان دولتي شهري را هدف قرار داد تا فرد مناسب براي شغلي متناسب استخدام شود. اين روند اصلاحات باعث شد كه تعداد زيادي از كاركنان داراي مدرك ديپلم براي كسب مدارك تحصيلي عالي و تغيير موقعيت اجتماعي اقتصاديشان در كلاسهاي دانشگاه شركت كنند. اين افراد جوان اعتقاد داشتند كه تحصيلات عالي، تاثير مثبتي در زندگي حرفهاي، اجتماعي، رواني و فيزيكي آنها دارد. (زادكويچ ۲۰۱۰)
پس ميتوان با اطمينان گفت كه معمولا براي شغلهايي كه تاثيرگذاري بيشتري دارند- مثل شغلهاي مديريتي و پزشكي- پاداش اقتصادي بيشتري هم داده ميشود. در مورد ديگر مشاغل هم اين طور انتظار ميرود كه كاركنان داراي تحصيلات عالي از شغلشان راضي باشند، چون مدرك تحصيلي بالاتري به دست ميآورند كه به شغل معتبر با پرستيژ و حقوق نسبتا بالا منجر ميشود و در نتيجه اين افراد ميتوانند استانداردهاي يك زندگي راحت را داشته باشند. وليكن در حال حاضر تحقيقات ديگري نشان ميدهد كه بين استدلالهاي موجود در رابطه با رضايت شغلي و متغيري مثل تحصيلات، نوعي تناقض وجود دارد. تعداد زيادي از مطالعات تجربي (بندر ۲۰۰۶، ون و لايتلي ۲۰۰۶) اين تناقض را نشان ميدهند و «آدم العتيبي» (۱۹۹۲) هم كشف كرد كه بين تحصيلات و رضايت شغلي در بين كاركنان كويتي، نسبت منفي و وارونه وجود دارد. «كي. بندر» و «جي. هيوود» (۲۰۰۶) هم با استفاده از اطلاعات مربوط به پنجهزار شاغل انگليسي، كشف كردند كه ميزان رضايت شغلي در مورد افراد داراي تحصيلات عالي بهشدت كاهش مييابد. تا آنجا كه اطلاع دارم نوشتههاي مناسب مرتبط از پاسخ به اين سوال ناتوان ماندهاند كه چرا تحصيلات هم داراي تاثير منفي و هم تاثير مثبت بر رضايت شغلي است. همانطور كه پيش از اين استدلال شد، ميتوان درك كرد كه چرا بين سطح تحصيلات و رضايت شغلي، رابطه مثبت وجود دارد اما اينكه چرا تحصيلات رابطهاي منفي با رضايت شغلي دارد همچنان به صورت يك معماي حل نشده باقي مانده است. (فبرااي ال، ۲۰۰۹)
مشاهدات نشان ميدهد زنان متاهل آسيبپذيري بسيار بالايي در برابر سختي كار دارند؛ در نتيجه وضعيت تاهل به عنوان يك متغير داراي تاثير منفي بر رضايت شغلي در نظر گرفته ميشود. در اين مطالعه هم مشخص شد كه زنان متاهل از شغل خود به ميزان قابل توجهي ناراضي هستند.
نارضايتي شغلي زنان امارات متحده عربي ميتواند چند دليل داشته باشد: اول: كاملا مشخص است زنان در جامعه امارات متحده عربي همچنان يك نقش تعيين شده دارند و از آنها انتظار ميرود كه امور خانه را برعهده بگيرند، بچه به دنيا بياورند و به نيازهاي خانواده رسيدگي كنند. دوم: محيطهاي كاري، خدمات كافي براي نگهداري از كودكان به مادران شاغل ارايه نميدهند. بيشتر از ۷۰درصد پاسخدهندگان در اين مطالعه گفتهاند كه در محيط كاري خود با كمبود مهدكودك و خدمات نگهداري از كودك مواجه هستند. سوم: طبق فرهنگ عمومي اين منطقه، مراقبتهاي مادران از كودكان بسيار سودمندتر از مهدكودكهاي محيط كاري است. چهارم: براي جلوگيري از بروز كشمكش بين شغل و خانواده، زنان خاورميانهاي نقشي تعيين شده دارند؛ يعني بايد مطيع مردان باشند و به آنها احترام بگذارند، امور روزانه خانه را انجام دهند و بچه به دنيا بياورند. (آل طراح علي ۲۰۱۰) هيتر شارپ (۲۰۰۵) با تعدادي از زنان جوانان امارات متحده عربي درباره آيندهشان مصاحبه كرده است. سلامه كه فارغالتحصيل رشته آيتي است، گفته است كه خواسته شوهر آيندهاش مبني بر ماندن در خانه را ميپذيرد: «اين مذهب ماست- هرچه كه او بگويد، بايد انجام دهم.» ۵۰درصد زنان مطالعه حاضر متاهل هستند، ۸۱درصد آنها فرزند دارند و ۳۳درصد آنها سه بچه يا بيشتر دارند. كاملا آشكار است شوهران عرب از لحاظ فرهنگي در كارهاي خانه مشاركت نميكنند. اين طور توقع ميرود كه يك زن بدون توجه به نقشاش به عنوان يك مادر شاغل، تقريبا همه كارهاي خانه را هم انجام دهد. چنين وضعيتي به بسياري از زنان فشار مضاعفي تحميل ميكند و ايفاي هر دو نقش بدون ايجاد كشمكش و برخورد، كار دشواري است. كشمكش بين شغل و خانواده ميتواند باعث افزايش غيبت از كار، كاهش كارآيي، تغيير شغل و كاهش سلامتي زنان شود. پنجم: درآمدهاي عظيم نفتي، نياز به كار زنان را بعد از ازدواج كاهش ميدهد. در كشورهاي خاورميانه مردان به صورت سنتي وظيفه تامين هزينههاي خانواده را برعهده دارند. پس از كشف نفت و صادرات آن، درآمد خانوادهها افزايش عمدهاي يافته است و درآمد يك فرد شاغل ميتواند هزينههاي يك خانواده را تامين كند. مطابق مركز آمار ابوظبي، ميانگين درآمد سالانه يك خانوار ساكن امارات متحده عربي در سال ۲۰۰۷ حدود ۱۲۵هزار دلار، خانوار اهل ابوظبي ۶۰هزار دلار و ميانگين سالانه درآمد يك خانوار خارجي ساكن امارات به حدود ۴۷هزار دلار ميرسد. اين فضايي است كه از زنان توقع دارند كه در خانه بمانند و نقشهاي سنتي خود را انجام دهند. ششم: زنان متاهل به دليل نقشهاي چندگانهاي كه در داخل و خارج از خانه ايفا ميكنند، دچار فشار كاري زيادي ميشوند. (آل طراح ۲۰۱۰، كرويس و عفيفي ۲۰۰۷، كيم ۲۰۰۵، آل سايق ۲۰۰۱) حدود ۷۵درصد از پاسخدهندگان در اين مطالعه گفتهاند كه شغلشان به چند دليل از جمله كاركردن در محيطهاي تحت سلطه مردان، آنها را عصبي و خسته ميكند. در مجموع مردان عرب در امور مربوط به خانه و خانواده دخالت كمتري دارند و معمولا همه امور مربوط به خانه را به دوش همسرشان مياندازند. در مناطق عربي، خانواده هميشه نقطه مركزي همه اعضاي خانواده است چون سيستم اصلي تامين امنيت اجتماعي براي همه اعضاي خانواده- بيمار، معلول، از كارافتاده، بيوه، طلاق گرفته، يتيم- است. خانواده از كودكان حمايت اقتصادي ميكند.
اوئدا (۲۰۰۸) دريافت كه زنان متاهل كرهاي در پيدا كردن شغلهاي تمام وقت كه مسلما درآمد بيشتري هم دارد (و رضايت شغلي بيشتر) دچار مشكل ميشوند و احساس فشار ميكنند تا همچنان در خانه بمانند. به همين صورت، محافظهكاري هم تاثير عمده و منفي بر رضايت شغلي دارد. همان طور كه در بالا توضيح داده شد: محافظهكاري يك ابزار جايگزين براي انعكاس هنجارهاي محلي اجتماعي و تمايل زنان اماراتي به كاركردن در فضاهاي زنانه منزوي است. همچنين آشكار است كه زناني كه ترجيح ميدهند تا فقط در محيطهاي زنانه كار كنند يا فقط ارايه خدمات به مشتريهاي زن ارباب بدهند از كارشان ناراضي هستند. هيچ نوشتهاي در منطقه پيدا نشد كه زمان اين محافظهكاري را تعيين كرده باشد، ولي نوشتههايي از فرهنگهاي غيراسلامي مثل ايالات متحده تاييد ميكنند كه: «زنان در محيطهاي كاري تحت سلطه زنان، رضايت شغلي بيشتري دارند چون از انعطافپذيري شغلي برخوردار ميشوند، پس محيطهاي كاري را تحت سلطه خود در ميآورند تا انعطاف شغلي داشته باشند.» اين مساله شايد به اين دليل باشد كه در امارتمتحدهعربي زنان شديدا تحت تاثير فرهنگ اسلامي متداول بومي هستند كه درخواست جداسازي جنسيتي در محيطهاي كاري را دارد. اما حدود ۷۶درصد از پاسخدهندگان در اين مطالعه اهميتي نميدهند كه همكاران مرد داشته باشند هرچند حدود ۴۶درصد آنها با همكاران مرد احساس راحتي نميكنند. معمولا در امارات متحده عربي شايسته نيست كه زنان با مردان صحبت كنند، فرقي هم نميكند كه متاهل باشند يا در جمع عمومي با هم حرف بزنند اما پذيرش اينكه زنان بتوانند با همكاران مرد خود در تماس باشند در حال افزايش است. مطالعهاي كه از سوي شوراي بينالمللي امنيت و توسعه انجام شده، نشان ميدهد كه هرچند عوامل فرهنگي مهم هستند ولي اين عوامل اولويتي براي زنان جوان اماراتي ندارند. در مجموع شواهد نشان ميدهد محيط چندفرهنگي، مانع زنان جوان اماراتي براي جستوجوي شغل نميشود. اين انعطافپذيري و علاقه زنان جوان به پيشرفت شخصي، توجه كارفرماها را بيشتر به آنها جلب ميكند.
انگيزه كار و رضايت شغلي
در اين مطالعه، انگيزه زنان اماراتي براي كاركردن در شش گروه مختلف دستهبندي شده است: نياز اقتصادي، تمايل به مشاركت در توسعه جامعه، عشق به كاركردن، كسب استقلال شخصي، گذراندن وقت. انگيزههاي ديگر از جمله بهانهاي براي خروج روزانه از خانه يا وانمود كردن به زن مدرن بودن در دسته ششم قرار ميگيرند. پس به اين ترتيب تفاوتهاي عمدهاي بين انگيزه كار كردن زنان اماراتي وجود دارد. زنان اماراتي كه كارشان را به دليل علاقه به شغل انجام ميدهند به نسبت زناني كه به دلايل نياز اقتصادي يا گذراندن وقت وارد بازار كار ميشوند، رضايت شغلي بسيار بالاتري دارند. همينطور انگيزه كسب استقلال شخصي و مشاركت در پيشرفت جامعه به نسبت انگيزه گذراندن وقت، رضايت شغلي بيشتري ايجاد ميكند (هدسن 1989).
نتايج اين مطالعه با يافتههاي تيت (۱۹۹۵) و همچنين كارهاي اخير هرزبرگ (۱۹۵۶) مطابقت دارد؛ تيت در مطالعاتش كشف كرد كه زنان ميتوانند فقط دليل عشق به كارشان، با هرگونه مشكل شغلي و تبعيض مواجه شوند. يكي از اصول هرزبرگ هم اين بود كه بيشتر افراد صادقانه ميخواهند شغل خوب و احساس خوبي نسبت به خودشان داشته باشند. يافتههاي مطالعه پيشرو هم نشان ميدهد زنان پاسخدهنده، عاشق كارشان هستند تا از اين طريق در پيشرفت جامعه مشاركت داشته باشند. آنها همچنين مشتاق پيشرفت و رشد و به رسميت شناخته شدن هستند.
نتيجهگيري
در اين مطالعه به بررسي عواملي پرداختيم كه رضايت شغلي در زنان شاغل اماراتي را افزايش ميدهد. مجموعهاي از متغيرهاي مستقل در اين تحليل مورد استفاده قرار گرفته است؛ سن، سطح تحصيلات، سطح درآمد، نوع شغل، وضعيت تاهل و محافظهكاري. استفاده از تكنيك استاندارد آماري تحليل رگرسيون براي تحليل اطلاعات جمعآوري شده نشان ميدهد: رابطه مهم مثبتي بين رضايت شغلي زنان اماراتي و سن وجود دارد؛ رضايت شغلي در زناني كه تحصيلات ديپلم و بالاتر دارند، بيشتر از زناني است كه تحصيل دوره دبيرستان را تمام نكردهاند؛ زناني كه درآمد بيشتري دارند از شغلشان راضيتر هستند تا زناني كه درآمد پايينتري دارند؛ مشاغلي مثل معلمي و مديريت، براي زنان رضايت شغلي بيشتري به همراه دارد تا شغلهاي معمولي اداري. اما برعكس مشخص شد كه تاهل و محافظهكاري، تاثير منفي مهمي در ميزان رضايت شغلي دارد. بالاخره اينكه زناني كه در محيطهاي زنانه كار ميكنند يا فقط به زنان خدمات ميدهند، نسبتا از شغل خود ناراضي هستند.
با مشاهده اين امر پيشپا افتاده و متداول كه به نظر ميرسد ارزشهاي اجتماعي در امارات متحده عربي و كل منطقه، مثل هر جاي ديگر دنيا، تمايل دارند تا از توسعه و پيشرفت اقتصادي عقب بمانند، تصميم به انجام اين مطالعه گرفتم. تنش بين ارزشهاي اجتماعي و پيشرفت اقتصادي، واقعي است و به همين دليل تهيه اطلاعات براي اين مطالعه كار سختي بود. بايد اين مساله را هم در نظر گرفت كه زنان در جامعه محافظهكار مسلمان همانند امارات متحده عربي، جمعيت مخفي در نظر گرفته ميشوند و دسترسي به محيطهاي كاري براي انجام تحقيقات بينهايت سخت ميشود. اميدوارم كه اين نمونهبرداري محدود كه اطلاعاتي توسط زنان شاغل ارايه كرده و تجزيه و تحليل آن بهوسيله استفاده از شش متغير مستقل (سن، سطح تحصيلات، سطح درآمد، نوع شغل، وضعيت تاهل و محافظهكاري) است، تفسير قابل اعتمادي براي سنجش رضايت شغلي زنان امارات متحده عربي باشد. شديدا توصيه ميكنم تا تحقيقات و تهيه جزييات مشروحتر درباره رضايت شغلي زنان امارات متحده عربي و انتخاب محل كار ادامه داشته باشد. چنين تحقيقاتي ميتواند اطلاعات ما را درباره محيطهاي كاري، فعاليتها، نقش و موقعيت زنان شاغل در امارات متحده عربي افزايش دهد. اميدوارم اين تحقيق باعث جلب توجه به تعداد ناكافي مطالعات تجربي در مورد زنان اماراتي در مجموع و به طور خاص در مورد زنان شاغل شود.
براي بهبود موقعيت و جايگاه زنان شاغل اماراتي و محيطهاي كاري آنان توصيه ميشود:
زنان بايد بتوانند چه در بخش دولتي و چه در بخش خصوصي بدون تبعيض جنسيتي و نابرابريهاي شغلي، مشاغلي با موقعيت و حقوق بالا پيدا كنند.
محيطهاي كاري بايد داراي مهدكودك و تسهيلات نگهداري و مراقبت از كودكان براي مادران شاغل را هم فراهم كنند.
زنان فقط وقتي ميتوانند دستمزد بيشتري داشته باشند كه به تحصيلات و آموزشهاي عالي دسترسي داشته باشند.
زنان بايد به ابزار و اطلاعات تخصصي عالي دسترسي داشته باشند. اين امر براي پويايي و پيشرفت قابليتهاي آنها براي ايفاي نقش در پستهاي تصميمگيري و كسب درآمد خوب ضروري است.
سدها و موانعي را كه زنان در بازار كار با آن مواجه ميشوند- چه قانوني و چه عرفي- بايد حذف كرد يا كاهش اساسي داد. بايد به زنان اجازه مشاركت كامل در پيشرفت كشور و رشد اقتصادي در اين جهان رقابتي را داد
نويسنده:موسيشلال*/ترجمه:محبوبه حسينزاده:
* موسي شلال از اعضاي دپارتمان جامعهشناسي دانشكده علوم اجتماعي و مردمي دانشگاه امارات متحده عربي است.
چند روز پيش با دوستان درباره نگاه فرهنگي وزاري فرهنگ و ارشاد اين سالهاي انقلاب اشاره ميكرديم. به نظر من احمد مسجد جامعي خاص ترين وبرگزيده ترين بود به خاطر تلاشهاي بي هياهو وموقرانه اش
امروز در ص اول شرق بازهم كارزيبايي از او ديدم تقدير از ۵۰ سال تلاش مهرجويي .... اميدوارم روزي هم از ۵۰ سال تلاش نجيبانه مسجد جامعي تقدير شود..

گزارشگر: ندا زندی، عضو گروه جامعه شناسی پزشکی و سلامت :نشست تخصصی «سینما - سلامت» صبح پنجشنبه (24 فروردین 1391) با نمایش فیلم مستند «داشتن یا نداشتن» به کارگردانی خانم «نیکی کریمی» بازیگر و کارگردان سینمای ایران و همچنین با حضور «دکتر شیرین احمدنیا» مدیر گروه جامعه شناسی پزشکی و سلامت و عضو هیات مدیره انجمن جامعه شناسی ایران، «دکتر خرازی ها»، «دکترنیره توکلی» عضو گروه مطالعات زنان انجمن جامعه شناسی ایران، «نیکی کریمی» و جمعی از مسئولان منطقه هفت شهرداری تهران برگزار شد.
در این مراسم دکتر «شیرین احمدنیا» جامعه شناس پزشکی، و عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی، به بیان سخنانی پیرامون وضعیت ناباروری در کشور پرداخت و گفت: در ایران بنا به آماری که پزشکان ارائه کرده اند، شیوع ناباروری حدود 10 تا 24 درصد در تغییر است، البته قابل ذکر است که شیوع اختلالات نا باروری در سراسر جهان در حال افزایش است اما در ایران بنا به گفته پزشکان روند پرسرعت تری را طی می کند و آمارهای ما در این زمینه بالاتر از آمارهای جهانی هستند. در مورد چرایی این امر نیز باید بگویم عواملی چون آلودگی های زیست محیطی و عفونت های دستگاه تناسلی در پی رواج یک سری رفتارهای جنسی جدید در میان خانواده های ایرانی از برخی دلایل این امر هستند.
او افزود: در حال حاضر حدود 3 میلیون زوج در کشور ما با مسئله ناباروری درگیر هستند و سالیانه 15 درصد به این آمار افزوده می شود. بنابراین به یکی از مسائل مهم سلامتی در حوزه خانواده های ما تبدیل شده است. یکی از 5 علت طلاق نیز در کشور ما همین مسئله است. از منظر پزشکی می توان ابعاد جسمانی و روحی و روانی این امر را مورد مطالعه قرار داد. پزشکان علاقه مند هستند از طریق مسائل رسانه ای، اطلاع رسانی و حتی بکارگیری هنر کاری کنند که زوجین به خدمات پزشکی در این حوزه آشنا شوند و به درمان روی آورند و تلاش می کنند تا برای حضور افراد در مراکز درمانی فرهنگسازی شود.
دکتر احمدنیا ادامه داد: اما از منظر جامعه شناسی، ما به شکل دیگری این موضوع را می بینیم و بررسی می کنیم و ریشه یابی و چاره جویی را به شکل دیگری مطرح کنیم. ما در جامعه ای زندگی می کنیم که فرهنگ سنتی غالب است. جامعه ای که در آن غایت یک زن مادر شدن است زن را کامل نمی داند مگر اینکه به جایگاه مادری نائل شود و همچنان ارج و قرب یک زن وابسته به نقش های سنتی است که او در جامعه ایفا می کند؛ مانند همسری و مادری و حتی گاهی آنقدر این مسئله شدت می یابد که جنسیت فرزند هم دارای اهمیت می گردد و می گویند مادری که فرزند پسر دارد از جایگاه والاتری برخوردار است.
او در ادامه به زنانی که از این موهبت باز می مانند اشاره کرد و گفت: در این جامعه زنان بازمانده از ایفای نقش مادری برچسب می خورند و خودشان را ناقص و ناکامل تلقی می کنند و احساس تقصیر می کنند و زندگی برایشان سخت می شود و حتی در تمام زندگی شان دچار وسواس فکری و درگیری با مسئله بچه دار شدن می گردند. اعتماد به نفسشان را از دست می دهند و در این شرایط حاضرند به هر کاری دست بزنند تا مادر شوند، از دوا و درمان سنتی و غیر سنتی گرفته تا جادو و مواردی از این قبیل. از طرفی با صرف هزینه زیاد و متوسل شدن به شیوه های مختلف که یکی از جدیدترین آن رحم اجاره ای یا رحم جایگزین است از کسان دیگری کمک می گیرند تا این اتفاق رخ دهد و صاحب فرزند شوند. چنین افرادی در فشار قرار می گیرند و در نتیجه حتی نمی توانند از داشتن نقش همسر، نقش فعال اجتماعی و اقتصادی، و پیشرفت های تحصیلی به شکلی که می توانند برخوردار شوند چراکه در ذهن و باور خودشان و دیگران، خود را فرد کامل و لایقی نمی شناسند، در چنین شرایطی جامعه با سنت های خودش آنها را مستحق این تهدیدات و سوء برداشت ها می داند و قانون و عرف نیز به همسران چنین زنانی اجازه می هد که ایشان را طرد کنند یا طلاق بدهند که خود فشار و آسیب های مضاعفی برای ایشان فراهم می آورد.
دکتر احمدنیا، مدیر گروه جامعه شناسی پزشکی و سلامت انجمن جامعه شناسی ایران، ادامه داد: حقایق پزشکی حاکی از این است که 40 درصد علت نازایی ها، مرتبط با مردان، 40 درصد مرتبط با زنان و 20 درصد به طور مشترک است. تاکید بیش از حد جامعه ما بر "زنانگی مساوی است با مادری"، باعث بروز برخی مشکلات عدیده است، اما، در این جا، سوالی که پیش می آید چنین است، که آیا تنها مسیر پیش روی هر زنی می بایست این باشد که مادر شوند و اگر به هر دلیل قادر به ایفای این نقش نبودند می بایستی زندگی شان دچار تباهی شود؟
وی در ادامه به ذکر مثالی در این زمینه پرداخت و گفت: انوشه انصاری مثال بسیار خوبی است که نشان می دهد زنان می توانند به نقش ها و پایگاه ها و ایده آل های مثال زدنی دیگری نائل آیند که ایشان را با موفقیت در زندگی همسو کند و الزاماً این موفقیت ها را از نقش مادری خود اخذ نکرده باشند. او در شرایطی متفاوت با آنچه در جامعه ما رواج دارد به تحقق رویای کودکی خود و سفر فضایی به ماه دست یافته است. آیا کسی از خود می پرسد انوشه انصاری ازدواج کرده و یا دارای فرزند است؟ آیا دستاوردی غیر از مادر شدن او نبوده که وی را به جایگاه جهانی رسانده؟ البته باید گفت، زنان می توانند ایده آل خود را در مادر شدن ببینند اما اگر کسی به دلیل مشکلات، مادر نشد زندگی نباید برایش تمام شود. ما، اجتماع و فرهنگ نباید کاری کنیم که چنین فردی، زندگی اش را تباه شده تلقی کند.
احمدنیا سپس درباره فیلم مستند «داشتن یا نداشتن» گفت: «داشتن یا نداشتن» فیلم بسیار ارزشمندی است و مهمترین نکات مربوط با ناباروری در ایران را مطرح می کند.
*نیکی کریمی: بسیاری از افراد مایل به قرار گرفتن در مقابل دوربین نبودند
در ادامه جلسه، دکتر خرازی ها، پزشک، به تعریف نازایی اشاره کرد و گفت: اگر برای یک زوج که علاقه مند به فرزند دار شدن هستند پس از یک سال و در حالیکه از هیچ روش تنظیم خانواده استفاده نکنند، بچه دار نشوند آنوقت ممکن است برچسب نازایی بهشان بخورد.
او در ادامه از نیکی کریمی پرسید: یکی از مقولاتی که با دیدن این فیلم در ذهن من آمد مسئله محرمانه ماندن این مسائل برای افراد است. چطور شما از سد این مسئله گذشتید؟
کریمی در پاسخ گفت: ما زمانی را گذاشتیم و به مرکز مطالعات و درمان ناباروری "رویان" و بیمارستانی که مد نظرمان بود سپردیم که افراد مایل به صحبت، ثبت نام کنند. خیلی از موارد افراد نه می گفتند و نمی خواستند دیده شوند و خیلی ها جلوی دوربین قرار می گرفتند اما نمی توانستند توضیح دهند و ما ساعت ها وقت گذاشتیم و در نهایت فیلم به این شکل درآمد.
دکتر خرازی ها سپس به سوال دیگری پرداخت و گفت: اطلاع از نتیجه آزمایش برای زوجی که تحت درمان قرار گرفته اند خیلی از لحاظ روانی فشار زیادی دارد. یکی از خانم ها این وضعیت را توصیف کرد و واکنش روانی خود را توضیح داد. به علاوه به حرف هایی که پشت سر افراد زده می شود هم اشاره شده بود. فیلم از لحاظ علمی هم بررسی شده بود اما در این میان مسئله مراجعه به رمال ها و توسل به جادو کمرنگ بود. چرا؟
کریمی در پاسخ گفت: طبق تحقیق فیلمبردارم متوجه شدیم فردی در قم است که هر زوجی به او مراجعه می کند، وی یک انگشتر به ایشان می دهد و این افراد پس از مدتی بچه دار می شوند. اما بدلیل برخی مسائل ما نتوانستیم از این راش استفاده کنیم. به طور کلی مسئله جادو را هم مد نظر داشتیم اما زمان فیلم کوتاه بود و نمی شد به همه موارد پرداخت.
*توکلی: «داشتن یا نداشتن» به جنگ با ارزش های کلیشه ای رفته است
دکتر «نیره توکلی» عضو گروه مطالعات زنان انجمن جامعه شناسی ایران نیز ضمن تبریک به نیکی کریمی برای فیلمش، گفت: نگاه کریمی نگاهی هنرمندانه به مسئله باروری است. زنان از نظر آرزوها، خواسته ها، امکانات و ... جزء محروم ترین آدم ها هستند. در واقع بدن زنان از آنِ خودشان نیست و آنها همیشه نگران این مسئله هستند. بچه دار شدن و بچه دار نشدن هر دو سخت است و این مسئله ایست که کریمی به خوبی به آن اشاره کرده است و محور فیلم بر روی همین است که اصلا بچه دار شدن راحت تر است یا نشدن و فیلم به جنگ با ارزش های کلیشه ای رفته است.
او تصریح کرد: حتی فیلم به این امر توجه می کند که ما چقدر برای بچه ای که با این همه سختی متولد می شود ارزش قائل هستیم و حتی در جایی از فیلم بچه ای را مشاهده می کنیم که با پدرش بر روی موتور نشسته است. وقتی جامعه ما به این شدت به نقش مادری توجه می کند لازم است ما از خود بپرسیم که این جامعه برای کودکان و مادران چه می کند و چقدر به آنها اهمیت می دهد؟
توکلی افزود: محور مصاحبه ها در فیلم بیشتر زن ها هستند و به درستی نشان داده شده که بچه دار شدن مسئله زن است. در یکی از مصاحبه ها می بینیم که زن می گوید وقتی مشکل از شوهرم بود من همیشه رعایت او را می کردم و سپس می بینیم بعد از گذشت سالهای باروری زن، شوهر به این نتیجه می رسد که نمی تواند بدون فرزند زندگی کند و همسرش را رها می کند. این فاجعه و تراژدی است که وجود دارد. یعنی مسئله نازایی اساسا مسئله زن است.
او در ادامه به اثرات مضر مصرف داروی های باروری بر روی زنان اشاره کرد و گفت: خیلی از این زن ها بر اثر داروها به استقبال ابتلا به سرطان می روند. در جامعه ما شغل اصلی یک زن در هر وضعیت این است که بچه دار بشود.
او گفت: به علاوه در فیلم مشاهده می کنیم که برای یک مرد جایگزین کردن زن دیگری در زندگی اش کار سختی نیست و حتی با تساهل با این مسئله برخورد می کند. از طرفی مسئله بچه دار شدن هم در میان اقشار سنتی و هم غیر سنتی با اهمیت است.
*کریمی: این فیلم تاریخ مصرف ندارد
کریمی در ادامه جلسه در پاسخ به سوال دکتر «خرازی ها» پیرامون گذران فصل ها در فیلم گفت: ما در فیلم نشان می دهیم که این افراد همچنان حضور دارند و این مسئله در جامعه وجود دارد و حتی الان هم به همان شکل در جریان است. به علاوه نمایی از تهران نشان می دهیم به این معنا که شهر به همان شکل و آدم ها نیز به گونه سابق در تلاش برای رسیدن به این خواسته هستند.
او افزود: من این فیلم را 12 سال پیش ساختم اما به نظرم این فیلم تاریخ مصرف ندارد و در هر دوره و زمانی می توان آن را دید.
*احمدنیا: به کیفیت فرزند آوردن توجه کنیم نه تعداد فرزندان
در ادامه جلسه، خانم دکتر احمدنیا به سیاست های جدید وزارت بهداشت اشاره داشت: در سالهای پس از انقلاب که ایران با رشد موالید بالایی مواجه شد، با تغییر سیاست های جمعیتی، و با بسیج شدن همه نیروها و در جهت خیر جامعه، جامعه ایران توانست میزان باروری کل، را از حدود 6 بچه به حدود دو بچه کاهش دهد. در حال حاضر شاهد بازنگری در این روند هستیم و ای کاش در این زمینه نظر کارشناسان امر را هم جویا می شدند.
او خاطر نشان ساخت: دقت داشته باشید تمایل به تعداد زیاد بچه در جامعه جهان سوم به دلیل کارکرد رایج بچه در جامعه سنتی و کشاورزی بوده است. طبعا یک مزرعه دار علاقه مند است که تعداد زیادی پسر داشته باشد چون فرزند برای او نیروی کار به حساب می آید. اما ما اکنون زندگی شهرنشینی و جامعه ی وارد شده به شرایط صنعتی داریم و بچه با تعداد زیاد به هیچ وجه به نفع جامعه، فرد و خانواده نیست ما در درجه اول باید به شرایط انسانی و کیفیت فرزند آوردن در جامعه توجه کنیم . الان حتی واژه "تنظیم خانواده" تبدیل به واژه "بهداشت باروری" شده است . بهداشت باروری شامل سلامت فرزند، مادر، خانواده و جامعه است. یعنی عدد و رقم اصلا منظور نیست بلکه کیفیت رشد فرزند در یک خانواده مطرح است.
احمدنیا همچنین مسئله رحم جایگزین را مورد بررسی قرار داد و گفت: ما جز 10 کشور پیشرفته در زمینه درمان باروری هستیم اما نکته رحم جایگزین این است که من اگر توانمند باشم حاضرم پول بدهم و امکانات زیادی برای خود بخرم اما شما به آنسوی این مسئله توجه کنید. زنی که حاضر می شود در ازای پول جسم خود را در اختیار فرد دیگری که مثل ماشین با او برخورد می کند، قرار دهد چرا باید به این کار تن دهد، و چه چیزی جز فشار اقتصادی یا فقر او را وادار به این کار می کند!
او ادامه داد: چه کسی حاضر است سلامت خود را با چنین بهایی در اختیار دیگری قرار دهد. همین جاست که من می گویم مشکل ما یک مسئله فرهنگی است. چه شده که زنان ما حاضرند خود را به هر آب و آتشی بزنند برای فرزند!
عضو هیات مدیره انجمن جامعه شناسی ایران در پایان سخنان خود گفت: من نگران بودم که خانم کریمی که بیشتر بنا بر محبوبیت شان به عنوان بازیگر شناخته شده بودند، به این حیطه آشنایی کافی نداشته باشند اما اینک، با مشاهده فیلم به کارگردانی ایشان، خوشحالم که اینطور موفق پا به این عرصه گذاشتند. سینماگران ما جامعه شناسان خوبی هستند و وقتی هنرمندان وارد مسائل جامعه می شوند بهتر از بسیاری از ما، که در عرصه های علمی فعالیت می کنیم، می توانند در این زمینه اطلاع رسانی کنند و به سبب داشتن مخاطب عام، آگاهی و پیام رسانی بیشتری در جامعه انجام دهند.
*توکلی: الگوهای مادری در سالهای اخیر تغییر کرده است
عضو گروه مطالعات زنان انجمن جامعه شناسی ایران در ادامه جلسه، با تاکید بر نکته بیان شده از جانب احمدنیا در زمینه مسئله رحم جایگزین، گفت: پزشکی در جامعه سرمایه داری به تجاری شدن گرایش دارد و امکانات درمان باروری در خدمت کسانی قرار گرفته که پول بیشتری دارند.
او افزود: علی رغم تاکید بر نقش های سنتی خوشبختانه الگوهای مادری در جامعه ما در چند سال اخیر تغییر کرده است. در گذشته مادر نمونه، کسی بود که 12 بچه داشت الان مادر نمونه اصلا این نیست و حتی بچه زیاد باعث سرشکستگی است زیرا که همه می دانند بچه خوب پرورش دادن خیلی مهم است و با وجود تمام تشویقی که به فرزند بیشتر می شود، ما به سمت خانواده هایی می رویم که تک فرزند هستند و یا داوطلبانه بچه دار نمی شوند. مادر خوب مادری است که فرزندانش تربیت خوب داشته باشند.
توکلی همچنین عمومی کردن مسائل خصوصی را از سوی زنان بسیار مهم و موثر دانست و گفت: عمومی کردن مسائل خصوصی زنان نکته بسیار جالب فیلم بود. معمولا می گویند آنچه پشت درهای بسته است نباید فاش شود و زندگی زنان در پشت درهای بسته می گذرد اما طرفداران مطالعات زنان می گویند ما مسئله خصوصی نداریم و هرچه با این مسائل خصوصی برخورد شود فجایع بیشتر می شود. یاد بگیریم راجع به مسائل مان حرف بزنیم و از هر امکان برای این امر استفاده کنیم.
َ
زن ومرد روي ايوان نشسته بودند. عصرانه ميخورند، سيبي و چاي و تكه هاي دل انگيز پولكي اصفهاني . زن تكه ي پولكي دردهانش گذاشت وبي ميل گفت : ديگه ازاينا نبايد بخريم.. دندون درست وحسابي كه نداريم.كسي هم كه دور وبرمون نيست... مرد ادامه داد: چندروزه از بچه ها خبري نيست...زن آرام سرش را حركتي داد وگفت: حتما خوب وسلامتن.. خداروشكر... بعد چشم چرخاند به دور حياط نقلي وشسته ورفته اش وگفت: زندگيه.. چند سال پيش اين حياط پر از بچه هاي قد ونيم قد وسروصداشون بود.. نگران بوديم توپشون گلدون نشكنه يا خودشون توي حوض نيفتن... حالا چشم ميكشيم سايه شون رو توي حياط ببينيم... روزگاره...
چشمش خيس شد و بغضي خودش را توي گلويش محكم كرد... مرد به درخت وفادار انجير زل زد.
***
سازمان بهداشت جهاني امسال را " سال سالمندي وسلامت " نامگذاري كرده است زيرا با موج پرشتاب رشد سالمندي مواجه هستيم چنانكه براساس آمارموجود درحال حاضر ؛تعداد سالمندان جهان 650 میلیون نفر برآورد ميشود كه پيش بيني مي شود ، این رقم تا سال 2050 به 2 میلیارد نفر خواهد رسید . همچنين ، براساس آخرین آمار موجود در کشور که مربو ط به سال 85 است 7/3 درصد جمعیت کشور را سالمندان تشکیل می دهندكه پیش بینی می شود تا سال 2050 جمعیت بالای 65 سال از جمعیت کمتر از 14 سال نیز پيشي بگيرد.
اين درحاليست كه بسياري از سالمندان ما ناگزير به تحمل رنجهاي جسمي ورواني هستند. ازجمله مشكلات روحي ورواني كه افرادميانسال شايد تجربه كنند ابتلا به سندرم لانه خالي است. در همين زمينه گفتگويي با دكتر محسن دوستكام ؛ روانپزشك خانواده انجام داديم كه با هم ميخوانيم.
· اقاي دكتر لطفا درباره اين سندرم براي ما توضيح دهيد:
- سندرم آشیانه خالی (Empty nest syndrome) به مجموعه ای از علایم و نشانه های شبه افسردگی اطلاق ميشود که در مرد و یا زن، پس از آنکه آخرین فرزند آنها را ترک کرد، ظاهر می شوند. به طور معمول اما نه همیشه این سندرم با یایسگی زنان و یا بازنشستگی مردان همراه است. یعنی در حدود سال های 40 تا 50 زندگی. البته این اتفاق همیشه رخ نمی دهد. هر چه فاصله سنی آخرین فرزند با والدین کمتر باشد مسلما این همایندی نیز به احتمال کمتری رخ می دهد. اما تصور کنید پدر 61 ساله و مادر 60 ساله ای را که آخرین فرزند خود را عروس یا داماد کرده اند . حالا پس از چندین دهه زندگی و عادت به بچه ها، باید به تنهایی خود خو بگیرند. روشن است که یکی از روش های پیش روی زوجین برای روبرو شدن با این وضعیت، نزدیک شدن به خودشان می باشد. هر چه زوجین در این دوران بیشتر درگیر مسایل گذشته و ناامیدی از آینده گردند بیشتر از هم فاصله گرفته و بنابراین به تنهایی باید با این فقدان روبرو گردند. روشن است که تنهایی و عدم حمایت اجتماعی نیز یکی از ريسك فاکتورهای افسردگی است.
دربروز اين عارضه مسايل فرهنگي تا چه حد موثر است؟
از نظر فرهنگی نمیتوان با قاطعیت گفت که چه فرهنگی آسیب پذیر تر است. در فرهنگ غربی به دلیل اینکه نوجوانان و جوانان زودتر به سن استقلال می رسند و ممکن است حتی قبل از ازدواج منزل والدین را ترک کنند، ممکن است والدین این آمادگی را داشته باشند. اما در فرهنگهای شرقی به دلیل پیچیدگی و عمق بیشتر روابط خانواده ها ممکن است این اتفاق بیشتر رخ بدهد.
چه والديني بيش ازديگران در معرض اسيب هستند؟
والدینی که فعالیت های جبران کننده ای نظير ؛ حفظ رابطه با فرزندان، برقراری ارتباطات جدید با فامیل، مسافرت و ... انجام نميدهند..والدینی که خود را آماده این موقعیت نکرده باشند و یکباره با این وضعیت روبرو گردند. زوجینی که یکی از دلایل تداوم ازدواجشان، فرزندان بوده است. به عبارتی زنی که این جمله را از وی می شنویم که به خاطر بچه ها طلاق نگرفتم. این والدین شاید مهمترین پایبندی خود را به ازدواج از دست داده باشند.
مادرانی که دوران یایسگی خود را پشت سر می گذرانند و روش های مقابله مفید با آن را نیز فرا نگرفته اند. چرا که خود این پروسه سبب بروز تغییرات هورمونی و گاه افسردگی می گردد.پدرانی که همزمان بازنشستگی اجباری را تجربه می کنند و قادر نیستند خود را با شرایط منطبق سازند.افرادی که زوج یا زوجه خود را از دست داده اند و یا از هم جدا شده اند و ناگزير باید به تنهایی با این وضعیت مواجه بشوند. همچنين زمانی که زوجین این برداشت را داشته باشند که سنشان هم بالاتر رفته و بنابراین روحیه خود را بیشتر ببازند و در نهایت وابستگی بیش از حد والدین به فرزندانشان به حدی که هویت خود را بر پایه وجود فرزندانشان بنا كنند.
البته باید توجه داشت، مجموع این عوامل یا چند مورد از آنها به تنهایی باعث بروز بحران میانسالی است. پدیده ای که ارتباط تنگاتنگی با سندرم آشیانه خالی دارد به علاوه اینکه در بحران میانسالی، فرد مجددبا بحران های هویتی مشابه بحران هويتي نوجواني روبرو
می شود.
چگونه ميتوان مانع بروز اين عارضه شد؟
البته خیلی از والدین به خوبی با این قضیه کنار آمده و حتی به دنبال تفریحات و برنامه هایی که برای این سال ها چیده بودند، می روند. به عنوان مثال ممکن است وقت خود را به مسافرت های سیاحتی و زیارتی، امور خیریه، نقل مکان و یا دیگر فعالیت های جبرانی بگذرانندوبه دنبال برقراری ارتباطات اجتماعی جدیدتر باشند. چراكه بهترین روش مقابله با این سندرم، پیش بینی ان و برنامه ریزی برای اقدامات جبرانی و حمایتی است.
مشخصات وب
آرشیو وب
- بهمن ۱۴۰۱
- مرداد ۱۳۹۷
- آبان ۱۳۹۶
- شهریور ۱۳۹۶
- مرداد ۱۳۹۶
- تیر ۱۳۹۶
- دی ۱۳۹۵
- مهر ۱۳۹۵
- مرداد ۱۳۹۵
- تیر ۱۳۹۵
- خرداد ۱۳۹۵
- اردیبهشت ۱۳۹۵
- فروردین ۱۳۹۵
- اسفند ۱۳۹۴
- بهمن ۱۳۹۴
- دی ۱۳۹۴
- آذر ۱۳۹۴
- آبان ۱۳۹۴
- مهر ۱۳۹۴
- شهریور ۱۳۹۴
- مرداد ۱۳۹۴
- تیر ۱۳۹۴
- بهمن ۱۳۹۲
- دی ۱۳۹۲
- آذر ۱۳۹۲
- آبان ۱۳۹۲
- مهر ۱۳۹۲
- شهریور ۱۳۹۲
- مرداد ۱۳۹۲
- تیر ۱۳۹۲
- خرداد ۱۳۹۲
- اردیبهشت ۱۳۹۲
- فروردین ۱۳۹۲
- اسفند ۱۳۹۱
- بهمن ۱۳۹۱
- دی ۱۳۹۱
- آرشيو
