زنها با فراغ خاطر در اتوبوس نشسته اند و بي نگراني از حرف وحديث و دلخوريها ازهردري حرف ميزنند.
زن ميگويد: دخترم 37 سالشه درسش تموم شده طرحش رو مگذرونه اما هنوز ازدواج نكرده.. ميگه اددم مناسبي پيدا نميشه.. دختر ديگم هم 35 سالشه دكترا ميخوونه .كارودر آمد داره اما هنوز ازدواج نكرده ... زنديگر حرفش راادامه ميدهد: تنها دخترا نيستن پسرها هم مشكل دارن...سربازي وكار ودانشگاه.. تا بخوان ازدواج كنن سنشون بالا رفته ..پسرم 39 سالشه ميگه نميخوام ازدواج كنم ..تنها زندگي ميكنه...
زن سوم كه تاحالا شنونده بوده با لبخندي تلخ ميگويد: زندگي عجيب شده دختر وپسرهايي كه شرايط و زمان ازدواج رو دارن نميخوان ازدواج كنن ..اما جوونايي كه يا كوچيكن يا مشكلاتي دارن ..به ازدواج فكر ميكنن... پسرخواهرم 18 سالشه هنوز سربازي نرفته ميگه ميخوام داماد شم...
***
* مشكلات ظهر زندگي
مرحله میانسالی جمعیت از سال 1390 شروع شده و تا سال1400 این گروه میانسال به اوج خود میرسند. بنابر آمارموجود نيز، درحال حاضر 35 ميليون نفر از جمعيت كشور را اين گروه ؛ تشكيل ميدهند . كه بنابرنظرات مختلف 40 تا 70 درصد جامعه امروزما را ميانسالان به خود اختصاص داده اند . اين درحاليست كه هنوز بسياري از افراد بالاي سي سال كشور ؛ شرايط ثبات و مشخصي ندارند كه افزايش سن ازدواج ، رشد زندگي مجردي و جمعيت دانش آموخته بيكارگواه اين مدعاست.
دكتر هادي معتمدي ، روانپزشك بااشاره به چالشهاي روحي ورواني اين گروه ميگويد: درمورد سن ومراحل رشد وشرايط تطبيق خود دارد شرايط پيشرفت عقلي واجتماعي دارد .بسياري از روانشناسان نظير يونگ "40 سالگي را ظهر زندگي " ميدانند وبراين عقيده اند كه انسان بين 20 تا 40 سالگي اين فرصت رادارد تا رسيدن به اين سن ، اهداف زندگي خود را مشخص كرده وبراي اين اهداف برنامه ريزي كند تا به نوعي نيروي مولد بدل شود . به اين ترتيب ، زمانيكه انسان به 40 سالگي ميرسد بارديگر به پشت سر خود نگاه ميكند وثمرات اين زمان را بررسي ميكند. اگر از مسيري كه طي كرده رضايت داشته باشد ادامه مسير زندگي را نيز با احساس خوشايند رضايتمندي ومولد بودن ادامه ميدهد . اما اگر نپسند و موافق اهداف ذهني نباشد ؛ دچار ياس ونااميدي ميگردد كه تاپايان عمر ادامه خواهدداشت خواهدداشت.
اين آسيب شناس اجتماعي مي افزايد:سي سالگي در ميانه راه 20 تا40 سالگي قرارگرفته و فرصتي است كه بايد تا آ ن زمان اندوخته ها به گونه اي باشد كه فرد به يك زندگي مناسب نظير ؛ حداقل در آمد كافي ، تحصيلات كافي ، شغل كافي ، ازدواج وتشكيل زندگي مستقل برسد . چنانچه اين فرصت مهيا نشده وهركدام ازاين موارد محقق نشود ؛ فرد احساس كمبود وفقدان ميكند كه اضطراب وافسردگي رادر پي خواهدداشت. بنابراين تصميم سازان ومتوليان جامعه به گونه اي بايد عمل كنند كه افراد جامعه ، ب هسلامت ازاين مرحله عبوركرده ورضايت داشته باشند.
وي با اشاره به اينكه نيمي از زندگي فعال انسان پيش از چهل سالگي ونيمي ديگر بعد از اين سن ميباشد ، تاكيد ميكند: اگر در مرحله پيش از 40 سالگي اين حداقلها حاصل نشود يعني فردي در آغاز انجام حرفه اي مناسب ، درآمد كافي يا به سامان رسيدن تحصيلات و.. نباشد طبيعي است كه دچارياس ونااميدي ميشود كه پيامدهاي آن نيز ؛ جامعه اي به دور از شادي واميد به زندگي ، روابط اجتماعي مناسب وچالشهاي متعدد ديگر در عرصه توسعه ونشاط جامعه است .
* زندگي در مسير طوفان
تو از آدم به دوري نه مهموني نه سفر...خسته نميشي اينقدر گوشه خونه رو گرفتي... تو كه زندگي نداري هذا اداره هذا خانه....تو نميپوسي توي اين اتاق كز ميكني بيا يه گشتي بزن...
اگرچه قديميها " چهل سالگي " را فصل چلچلي ميدانستند اما امروزه اغلب چهل ساله ها اينطور فكر نميكنند. براي آنها چهل سالگي يعني آغاز فصل جديد درددها ومشكلات...به طوري كه آمارها نشان ميدهد ، 7 درصد از جمعیت بالای 30 سال کشور به بیماری دیابت مبتلا هستند و60 درصد افراد دراين سن اضافه وزن دارند. طی مطالعاتی نيز كه برروی دو میلیون نفر از 80 کشور در جهان انجام گرفته ، معلوم شد بیشترین آمار افسردگی در بین میانسالان به چشم می خورد. البته در بین میانسالان زن و مرد تفاوت هایی وجود دارد به طوری که خطر ابتلا به این بیماری در زنان از40 سالگي ودرمردان از50 سالگي آغاز ميشود.
عباسپوردكتراي روانشناسي سلامت ، بااشاره به اينكه ما آماردقيقي از مبتلايان به افسردگي نداريم ، دراين زمينه ميگويد: گرچه در طول زندگي افراد گونه هاي مختلفي از افسردگي را تجربه ميكنند اما بسياري از مبتلايان به افسردگي خفيف متوجه بيماري خود نشده و آن را تشخيص نميدهند . زيرا مهمترين نشانه آن خستگي است . ازهمين رو اغلب تصور ميكنند با سفر يا استراحت اين مساله حل ميشود كه اينطور نيست. درواقع زماني كه فرد براي درمان مراجعه ميكند اغلب شرايط افسردگي تشديد شده است. البته افسرگي ميتواند عوارض ناخوشايندي برعملكرد وحتي اختلال در زندگي روزمره شود، حتي مبتلايان را وادار به ترك شغل وبازخريد كند .
دكتر معتمدي نيز بااشاره به جنسيت افراد اظهار ميكند: در بروز اختلالات نظير افسردگي جنسيت تاثيرگذار است چنانكه زنان زودتر وبيشتر ازمردان آسيب خواهند ديد. چراكه زنان به طور طبيعي 5تا 10 سال زودتراز مردان به رشد عقلي واجتماعي رسيده وآماده ورود به چرخه مولد بودن در زمينه هاي مختلف ميباشند .به طوري كه از يك دختر 18 ساله ميتوان انتظار آمادگي ازدواج وفرزند آوري داشت اما پسرها چنين نيستند وزمان مناسب براي پدر شدن آنها 25يا 26 سالگي باشد. به اين ترتيب زنان زودتر آماده ورود به عرصه هاي توليد هستند اما چون ديرتروارد ميشوند ومدت زمان رسيدن به حد اقلهاي خود را بيشتر ميپندارند دچار افسردگي ميشوند.
دكتر عباسپورنيز به نقش هورمونها در بروز اختلالات درميانسالي تاكيد كرده ومي افزايد: مردان همانند زنان در ميانسالي مشكلات يائسگي را باتوجه به شرايط خود تجربه ميكنند. به اين ترتيب شاهديم ، مردان وزنان درميانسالي با مسايل مختلفي مواجه ميشوند كه اغلب در مردان اختلالات شخصيتي ودرزنان اختلالات خلقي نظير افسردگي مشهود است.
* خانه هاي خالي خالي
زن ومرد روي ايوان نشسته بودند. عصرانه ميخورند، سيبي و چاي و تكه هاي دل انگيز پولكي اصفهاني . زن تكه ي پولكي دردهانش گذاشت وبي ميل گفت : ديگه ازاينا نبايد بخريم.. دندون درست وحسابي كه نداريم.كسي هم كه دور وبرمون نيست... مرد ادامه داد: چندروزه از بچه ها خبري نيست...زن آرام سرش را حركتي داد وگفت: حتما خوب وسلامتن..... بعد چشم چرخاند به دور حياط نقلي وشسته ورفته اش وگفت: زندگيه.. چند سال پيش اين حياط پر از بچه هاي قد ونيم قد وسروصداشون بود.. حالا چشم ميكشيم سايه شون رو ببينيم...
دكتر عباسپور ، به مشكلات روحي ورواني دوران سالمندي اشاره كرده وميگويد: انسان در مراحل مختلف زندگي ناگزير به سپري كردن شرايط خاص است . اغلب افراد نيز خواسته يا ناخواسته مشكلات دوران سالمندي را تجربه ميكنند. ازجمله اين مسايل افسردگي است. اما راه حل ؛ غلبه براين احساسات ناخوشايند ، توجه به برنامه هاي مناسب براي گذران اوقات فراغت ؛ همچنين توجه به تغذيه سالم وورزش است . سالمندان در چنين شرايطي ميتوانند با تقويت ارتباط خود با دوستان وهمسالان اين مشكلات را كاهش دهند . همچنين حمايتهاي اجتماعي درالتيام اين معضلات موثراست.
اين صاحبنظر اضافه ميكند: رسانه ها ، نهادها وسازمانهاي برنامه ريز ، تشكلها ونهادهاي مردمي نيز با ارائه آموزشها درقالبهاي مختلف نظير انتشار بروشورها وبرگزاري نشستها ؛ ميتوانند سالمندان را با اين مشكلات روحي آشنا كرده وراههاي برون رفت از آن را نيز آموزش دهند.
* سالمندي سالم با تغيير سبك زندگي
پيش بيني ها حكايت از پير شدن جمعيت كشور دارد به طوري كه تا سال 1410 جمعيت كشورما وارد دوره كهنسالي ميشود. گرچه برخي تصميم سازان ، رشد مواليد را مانع پير شدن جمعيت ميدانند اما نهادهاي جهاني بهداشت بر سالمندي سالم تاكيد ميكنند.
دكتر اسحاقي ، فلوشيب طب سالمندي به تعريف اين دوره پرداخته وميگويد:
بنابرتعريف سازمان بهداشت جهاني سن سالمندي 65 سال به بالا مي باشد اما در كشور ماسن سالمندي همان سن بازنشستگي يعني 60 سالگي است كه اگر سن آغاز بيمارها رانيز درنظر بگيريم بايد 40 سالگي را به عنوان آغاز ظهور نشانه هاي علايم پيري وسالمندي بدانيم البته بار بروز بيماريها از 50 سالگي مشاهده ميشود. همچنين بنابر نظر سازمان بهداشت جهاني؛ سالمندي خود 4 دوره را شامل ميشود كه عبارتند از 60-74 سالمند جوان، 75-89 سالمند ميانسال، 90-100سالمند پير و100 سال به بالاكه سالمند مقرون يعني كسي كه يك قرن را درك كرده شناخته ميشود .
اين استاددانشگاه با اشاره به اينكه ، مطابق چندين پژوهش مشكلات اقتصادي و سلامتي به عنوان مهمترين مسايل سالمندان مي باشد ، ادامه ميدهد: طي سه مرحل تحقيق كشوري واستاني سالمندان مسايل معيشتي وسلامتي خود را بهعنوان اصلي ترين مسايل خود دانسته اند كه به لحاظ سلامتي ، بيماريهاي مزمن همانند بيماريهاي قلبي وعروقي وسرطان درراس مسايل بوده است جالب اينجاست كه افرادي نيز به مشكلات دندان اشاره كرده بودند كه آن نيز ريشه در چالشهاي اقتصادي اين قشر داشت.چراكه تعدادي به دليل ضعف بنيه اقتصادي توان ترميم دندانهاي مصنوعي خود را نداشته وسالها با استفاده از فك غذا ميخوردند.
اين صاحبنظردر مسايل سالمندي ادامه ميدهد: گرچه در سالهاي گذشته اميد ميرفت كه با چند واكسن مقابل بيماريهاي واگير گرفته شود وسلامت افراد تامين شود. اما از آنجا كه در حال حاضر مهمترين چالش ؛ رشد بيماريهاي مزمن نظير سرطان ، بيماريهاي عروقي وقلبي و آلزايمر است كه اينها ناشي از سبك نادرست زندگي است .ازاين رو، چنانچه به اصلاح سبك زندگي بپردازيم اين مسايل نيز رفع ميشود.
دكتراسحاقي بااشاره به شيوه هاي نادرست زندگي مي افزايد: از مسايل قابل تامل كاهش تحرك درجامعه ماست كه تنها نيمي از استانداردهاي لازم براي تحرك را انجام ميدهيم. بنابراين بايد دوبرابر تحرك فعلي ورزش كنيم. همچنين گرچه سالمندان ده درصد جمعيت كشور را تشكيل ميدهند اما 80 درصد مبتلايان به انواع سرطانها را دارا هستند. به اين ترتيب براي كاهش اين مشكلات وداشتن سالمندي سالم بايد برتغذيه سالم ، كاهش استرسها، كاهش آلودگي هوا و ترك د دخانيات تاكيد شود.
* حرف آخر
گرچه همه بر مشكلات سالمندي تاكيد دارند امازماني بايد نگران اين دوره وپيامدهايش باشيم كه بدانيم ، بررسيهاي وزارت بهداشت در مطالعه ملي بار بيماريها و آسيبها در ايران كه در سال 87 منتشر شد، نشان ميدهد كه بيماريهاي رواني و اختلالات رفتاري که مهمترین انها افسردگی است با حدود 570 هزارسال عمر از دست رفته و سالهاي سپري شده همراه با ناتواني در گروه سني 30 تا 44 ساله هم در زنان و هم در مردان، دومين بار بيماريها در كشور پس از حوادث عمدي و غير عمدي است كه نزديك به 800 هزار سال عمر از دست رفته و سالهاي همراه با ناتواني را در سال در پي دارد.
همچنين مطابق آمارها طي سه دهه آينده بيش ازيك ميليون ايراني دچار آلزايمرخواهند شد اين درحاليست كه با بهبود شيوه تغذيه ابتلا به آن را ميتوان تا 40 درصد كاهش داد . نكته ديگر اينكه ، به گفته صاحبنظران به دلیل روند افزایش میزان سن و افزایش امید به زندگی با رشد سرطان مواجه هستيم ، چنانكه شاید بتوان گفت ایران بالاترین روند رشد سرطان را در جهان داراست. بنابراين شايسته است ازهمين امروزبراي روزهاي طلايي ميانسالي وسالمندي برنامه ريزي كنيم.