***
مقدمه
علاقه فزايندهاي به تحقيق در مورد تقريبا همه مسايل مرتبط با اشتغال زنان در مناطق عربي و به خصوص به پديده اشتغال زنان امارات متحده عربي در خارج از خانه وجود دارد. اين امر ميتواند به اين دليل باشد كه جامعه امارات متحده عربي در وضعيت گذار قرار دارد و اين كشور در 30 سال گذشته در همه جنبههاي زندگي تغييرات عمده اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي را تجربه كرده است و البته در سالهاي بعد هم تجربه خواهد كرد. ثروتي كه درآمدهاي عظيم نفتي ايجاد كرده است، مردم امارات متحده عربي را قادر ميسازد تا به صورت بنيادي سبك زندگي قديمي سنتي صحرايي را به يك زندگي شهريشده تغيير دهند.
دولت هم همچنان حمايتهاي خود از زنان را در تنوع زمينههاي مختلف كاري و ارايه فرصتهاي تحصيلي بيشتر به آنان گسترش داده است. شيخ زايد بن سلطان آل نهيان- رييسجمهور متوفي امارات- متعهد به آرمان برابري بود با ذكر اينكه: «هيچ چيزي بيشتر از ديدن اينكه زنان به جايگاه ممتاز خود در جامعه رسيدهاند، خوشحالم نميكند... هيچ چيزي نبايد مانع پيشرفت زن شود... همانند مردان، زنان هم شايسته حق تصدي مشاغل عالي مطابق شايستگيها و مهارتهايشان هستند.» در حال حاضر 5/22درصد از اعضاي شوراي ملي،
زن هستند و حدود 66درصد مشاغل دولتي در تصدي زنان است كه30درصد
اين مشاغل، شامل پستهاي تصميمسازي ميشود.
اين اميد وجود داشت كه اين تمايلات و گرايشها، زنان شاغل اماراتي را
قادر ميکند تا به صورت تصاعدي از قانون و مقررات انعطافپذيرتري برخوردار شوند كه آنها را از تبعيض رهاتر ميكند و آزادي بيشتري در محيطهاي كاري به آنان ميدهد. بنياد «توتين» كه در امارات متحده عربي تاسيس شده است، ميتواند يكي از مهمترين ابزارهايي باشد كه به ايجاد تغييرات مورد نياز براي ترفيع نقش زنان در محيط كاري كمك كند. توتين، ابتكار مخصوص براي توانمندسازي مردان و زنان جوانان اماراتي است تا سهم ارزشمندي به آنها در رشد اقتصادي كشورشان بدهد. بهرغم همه تلاشهاي دلگرمكننده از سوي دولت و به طور كلي جامعه، افزايش مشاركت زنان در بخشهاي خصوصي همچنان چالشهاي ملي ايجاد ميكند. اينطور استدلال ميشود كه چندين دليل براي توضيح اين پديده وجود دارد. اول اينكه تعداد مردان بين سن ۱۵ تا ۶۵سال (۲/۱۲ميليون نفر در سال ۲۰۰۵) از تعداد زنان (۸۳۸۹۴۱) بيشتر است. دليلش هم اين واقعيت است كه تعداد قابل ملاحظهاي از خارجيهاي شاغل در امارات متحده عربي، مرد هستند. دوم اينكه برخي كمپانيها به چند دليل و به خصوص براي منفعت بيشتر خودشان در استخدام زنان محدوديت قايل ميشوند. چون زنان بومي توقع دارند كه حقوق بيشتر، ساعتهاي كاري كمتر و مزاياي بيشتري نسبت به كاركناني داشته باشند كه از ديگر كشورها آمدهاند. سوم اينكه تعداد زيادي از زنان امارات متحده عربي بعد از ازدواج، كارشان را رها ميكنند و بچهدار ميشوند. كمبود كيفيت خدمات مراكز نگهداري از كودكان يا دلواپسيهاي مادرانه باعث طرح اين ادعا شده كه براي بچهها بهتر است كه مادرانشان، شغل خود را رها كنند.
تغييرات چشمگير اجتماعي، جامعه پيچيدهتر و ديناميكتري در امارات متحده عربي ايجاد كرده كه نقشهاي جنسيتي آن باعث جذب تحقيقات منطقهاي شده است. در اين تحقيقات با استناد به مشاهده و تجربه، سوالهاي جهتدار به سرعت تاييد ميشوند و سوالپرسيدن درباره گوناگوني وسيع مشاغلي كه زنان عهدهدار آن هستند، شروع ميشود. اما تحقيق پيشرو بر مسايل امروزي تاكيد دارد و انعكاسدهنده بلندپروازيهاي زنان اماراتي مدرن است كه دلگرم شدهاند ميتوانند مشاغلي در دولت، مهندسي، علوم، خدمات سلامتي، رسانه، كامپيوتر، تكنولوژي، حقوق، تجارت و صنعت نفت پيدا كنند. مطالعات عميق رضايت شغلي موضوعي است كه شامل همه مشاغلي ميشود كه زنان امروزي عهدهدار آن هستند.
براي انجام اين مطالعه، يك هزار و پانصد پرسشنامه بين زنان شاغل اماراتي توزيع شد كه حدود ۸۵درصد يعني ۱۲۷۲ مورد تكميل و جمعآوري شد. اين مطالعه با كمك گروهي از دانشجويان زن و مرد آموزشديده دانشگاه امارات متحده عربي انجام شد. اكثريت پاسخدهندگان به اين تحقيق، زنان شاغل اهل ابوظبي بودند (۶۴درصد)، ۱۰درصد آنان ساكن شارجه و راسالخيمه، هفتدرصد فجيره، پنجدرصد دوبي و سهدرصد عجمان و كمتر از يكدرصد ساكن امالقوين بودند. توزيع نابرابر ايندرصدها به دليل تعداد دانشجوياني است كه از هر شيخنشين
در تيم تحقيقاتي حضور داشتند. سن شركتكنندگان در اين تحقيق بين ۱۸ تا ۵۵سال بود. حدود ۴۹درصد شركتكنندگان متاهل و ۴۵درصد مجرد بودند. ۵۹درصد آنها تحصيلات دانشگاهي ليسانس و بالاتر داشتند، ۱۵درصد در مقاطع كارداني درس خوانده بودند و ۱۳درصد هم تحصيلات دبيرستاني داشتند.
در اين مطالعه از تكنيك استاندارد آماري تحليل رگرسيون براي تعيين عواملي كه سطح رضايت شغلي را پيشبيني ميكنند، استفاده شده است. شش مورد براي تعيين سطح رضايت شغلي تعيين شده است. مقياس سنجش هم پاسخهاي افراد مورد مطالعه به رضايت از شغل، سطح عمومي رضايت وي از شغل، مناسب بودن شغل با توجه جنسيت و شايستگيهاي وي و مناسب بودن محيط كاري و ساعتهاي كاري است. مصاحبه شوندگان براي پاسخ به هر مورد از گزينههاي «شديدا موافق» تا «شديدا مخالف» استفاده كردند.
همچنين مجموعهاي از متغيرهاي مستقل در اين تحليل مورد استفاده قرار گرفته است؛ سن، سطح تحصيلات، سطح درآمد، نوع شغل، وضعيت تاهل و محافظهكاري. محافظهكاري در اينجا ابزاري براي انعكاس هنجارهاي اجتماعي بومي و گرايش بعضي از زنان اماراتي به كار در محيطهاي شغلي زنانه است. محافظهكاري در اين تحقيق از ميانگين اين دو مورد يعني ترجيح زنان اماراتي به خدماتدهي انحصاري به مشتريان زن و كاركردن در محيطهاي زنانه به دست ميآيد.
كيت بندر و همكارانش در مورد عوامل تعيينكننده رضايت شغلي تحقيق كردهاند. مطالعه آنها در سال ۲۰۰۵ تاييد كرد كه زنان از شغل خود راضيتر از مردان هستند و در محيطهاي كاري كه اكثريت با زنان است، رضايت شغلي هم بالاتر است چون زنان در اين محيط از انعطافپذيري شغلي بيشتري برخوردار ميشوند. در امارات متحده عربي اين طور پيشبيني ميشد كه با توجه به هنجارهاي اجتماعي بومي، شاغل بودن در محيطهايي كه مردان در اكثريت هستند، چيز مدرني نيست كه زنان آرزوي آن را داشته باشند. بهرغم اين حقيقت، زنها در اين كشور فعاليت خود را در مشاغل غيرسنتي شروع كردهاند كه از آنان ميخواهد در كنار مردان كار كنند. البته گفته ميشود هنوز خيلي زود است تا همه زنان در اين مشاغل احساس راحتي كنند، چون بسياري از زنان امارات متحده عربي پس از اتمام تحصيلاتشان در خانه ميمانند چون نميخواهند با مردان در يك محيط كاري باشند يا خانوادههايشان به آنها اجازه اين كار را نميدهند يا اينكه نتوانستهاند يك شغل مطمئن دولتي پيدا كنند.
عوامل اصلي موثر بر رضايت شغلي
نتايج اين مطالعه نشان ميدهد يك رابطه مثبت مهم بين رضايت شغلي زنان شاغل اماراتي و سن آنان وجود دارد؛ يعني به ازاي هر يك سال افزايش سن، ميزان رضايت شغلي زنان يكدرصد افزايش مييابد. اين يافته نتايج مطالعات تجربي قبلي را اثبات ميكند كه اين ارتباط مشابه را بين رضايت شغلي و سن پيدا كرده بودند (ويور ۱۹۸۰، لي و ويلبور ۱۹۸۵، پالانيولو و موتوسامي ۲۰۰۹، ون و لايتلي ۲۰۰۶، بنسانگ و ون سوئست ۲۰۱۰). از سوي ديگر بقيه محققان به اين الگو شك دارند و معتقدند سن بر رضايت شغلي هيچ تاثيري ندارد يا تاثير ناچيزي دارد (بيردي ۱۹۹۵، كسوان و موئنجون ۲۰۱۰). نشانههايي هم وجود دارد كه كاركنان جوانتر در مجموع از شغل خود ناراضيتر هستند در حالي كه كاركنان مسنتر، رضايت شغلي بيشتري دارند.
وبسايت Bayt.com و همچنين شركت تحقيقاتي You GovSiraj گزارش دادهاند كه رضايت شغلي در امارات متحده عربي تا حدود بسيار زيادي پايين است. مطالعه انجام شده به يافتههاي يك نمونهگيري بزرگ استناد ميكند كه ۹۷۶۰ نفر در محدوده سني ۲۰ تا ۶۲ سال از كشورهاي حوزه خليجفارس در آن شركت داشتند. در اين مطالعه مشخص شد حدود ۷۳درصد كليه شاغلان در امارات متحده عربي از شغل خود ناراضي هستند در حالي كه ۲۷درصد بقيه رضايت شغلي بالايي دارند. در مجموع مليتهاي شركتكننده در اين مطالعه، فقط ۲۶درصد از شهروندان كشورهاي حوزه خليجفارس اعلام كردهاند كه رضايت شغلي بالايي دارند (مسدا، ۲۰۰۸).
البته دلايلي هم وجود دارد كه چرا جوانان اماراتي از مشاغل خود راضي نيستند:
1- بعضي از جوانهاي اماراتي با توجه به درآمدهاي بالاي خانوادگي، احتياجي به كاركردن ندارند و اغلب همان پيشنهاد شغلي اول را به صورت موقت ميپذيرند و سپس منتظر موقعيت شغلي مناسب ميمانند.
۲- در حقيقت تعداد زيادي از جوانان اماراتي، فاقد مهارتهاي لازم براي ورود به بازار هستند.
۳- ارايه خدمات سلامتي رايگان، خدمات رفاه همگاني سوبسيددار، وامهاي بدون بهره براي خانه و... از سوي سازمان رفاه دولتي به شهروندان انگيزه جوانان براي كاركردن را ضعيف كرده است.
۴- كمبود مراكز نگهداري كودكان در محيطهاي كاري يك عامل عمده نارضايتي شغلي است.
۵- بعضي معتقدند شغلهاي موجود براي جوانان اماراتي نامناسب هستند چون حقوقشان بسيار پايين است، ساعتهاي كاري نامناسب هستند يا شرايط كاري سخت و طاقتفرساست.
۶- امنيت شغلي در بخش خصوصي پايين است؛ خدمات بازنشستگي مناسبي ارايه نميدهند، كاركنان در اين بخشها نميتوانند براي ادامه تحصيل از مرخصيهاي شغلي استفاده كنند و بخش خصوصي فقط پيشرفتهاي شغلي احتمالي محدود به كاركنانش ارايه ميدهد.
۷- بعضي از جوانان اماراتي معتقدند نسبت به شغلهاي پيشنهاد شده احساس بيهوده و ناخوشايندي دارند و اين مشاغل به آنها احساس مشاركت در كار گروهي را نميدهد.
۸- بعضي معتقدند كه بخش خصوصي نسبت به منطقه بومي آنها- يعني جايي كه آنها در آن بزرگ شده و زندگي ميكنند- بيطرف نيست.
همچنين گزارش شده در ايالات متحده ميزان درآمد يك فرد در طول دوره عمرش خيلي به سطح تحصيلات وي بستگي دارد: ميانگين درآمد زناني كه تا مقطع ديپلم درس خواندهاند 2/1ميليون دلار در طول دوره زندگياش است كه اين رقم در زنان داراي مدرك ليسانس به 1/2ميليون دلار، در زنان داراي مدرك كارشناسي ارشد به 5/2ميليون دلار، زنان داراي مدرك دكترا به 4/3ميليون دلار و در مدارك تخصصي حرفهاي به ۴/۴ميليون دلار (لانگلي ۲۰۱۰، زادكويچ ۲۰۱۰) ميرسد.
دولت امارات متحده عربي در ابتداي شكلگيري و براي كمك به شهروندان، آنان را بدون توجه كافي به تجربيات و شايستگيهايشان در مشاغل خدماتي شهري استخدام كرده بود. اين كشور چند سال قبل اصلاحاتي را براي تغيير شكل خدمات شهري شروع كرد و ارزيابي مجدد تمامي مشاغل كارمندان دولتي شهري را هدف قرار داد تا فرد مناسب براي شغلي متناسب استخدام شود. اين روند اصلاحات باعث شد كه تعداد زيادي از كاركنان داراي مدرك ديپلم براي كسب مدارك تحصيلي عالي و تغيير موقعيت اجتماعي اقتصاديشان در كلاسهاي دانشگاه شركت كنند. اين افراد جوان اعتقاد داشتند كه تحصيلات عالي، تاثير مثبتي در زندگي حرفهاي، اجتماعي، رواني و فيزيكي آنها دارد. (زادكويچ ۲۰۱۰)
پس ميتوان با اطمينان گفت كه معمولا براي شغلهايي كه تاثيرگذاري بيشتري دارند- مثل شغلهاي مديريتي و پزشكي- پاداش اقتصادي بيشتري هم داده ميشود. در مورد ديگر مشاغل هم اين طور انتظار ميرود كه كاركنان داراي تحصيلات عالي از شغلشان راضي باشند، چون مدرك تحصيلي بالاتري به دست ميآورند كه به شغل معتبر با پرستيژ و حقوق نسبتا بالا منجر ميشود و در نتيجه اين افراد ميتوانند استانداردهاي يك زندگي راحت را داشته باشند. وليكن در حال حاضر تحقيقات ديگري نشان ميدهد كه بين استدلالهاي موجود در رابطه با رضايت شغلي و متغيري مثل تحصيلات، نوعي تناقض وجود دارد. تعداد زيادي از مطالعات تجربي (بندر ۲۰۰۶، ون و لايتلي ۲۰۰۶) اين تناقض را نشان ميدهند و «آدم العتيبي» (۱۹۹۲) هم كشف كرد كه بين تحصيلات و رضايت شغلي در بين كاركنان كويتي، نسبت منفي و وارونه وجود دارد. «كي. بندر» و «جي. هيوود» (۲۰۰۶) هم با استفاده از اطلاعات مربوط به پنجهزار شاغل انگليسي، كشف كردند كه ميزان رضايت شغلي در مورد افراد داراي تحصيلات عالي بهشدت كاهش مييابد. تا آنجا كه اطلاع دارم نوشتههاي مناسب مرتبط از پاسخ به اين سوال ناتوان ماندهاند كه چرا تحصيلات هم داراي تاثير منفي و هم تاثير مثبت بر رضايت شغلي است. همانطور كه پيش از اين استدلال شد، ميتوان درك كرد كه چرا بين سطح تحصيلات و رضايت شغلي، رابطه مثبت وجود دارد اما اينكه چرا تحصيلات رابطهاي منفي با رضايت شغلي دارد همچنان به صورت يك معماي حل نشده باقي مانده است. (فبرااي ال، ۲۰۰۹)
مشاهدات نشان ميدهد زنان متاهل آسيبپذيري بسيار بالايي در برابر سختي كار دارند؛ در نتيجه وضعيت تاهل به عنوان يك متغير داراي تاثير منفي بر رضايت شغلي در نظر گرفته ميشود. در اين مطالعه هم مشخص شد كه زنان متاهل از شغل خود به ميزان قابل توجهي ناراضي هستند.
نارضايتي شغلي زنان امارات متحده عربي ميتواند چند دليل داشته باشد: اول: كاملا مشخص است زنان در جامعه امارات متحده عربي همچنان يك نقش تعيين شده دارند و از آنها انتظار ميرود كه امور خانه را برعهده بگيرند، بچه به دنيا بياورند و به نيازهاي خانواده رسيدگي كنند. دوم: محيطهاي كاري، خدمات كافي براي نگهداري از كودكان به مادران شاغل ارايه نميدهند. بيشتر از ۷۰درصد پاسخدهندگان در اين مطالعه گفتهاند كه در محيط كاري خود با كمبود مهدكودك و خدمات نگهداري از كودك مواجه هستند. سوم: طبق فرهنگ عمومي اين منطقه، مراقبتهاي مادران از كودكان بسيار سودمندتر از مهدكودكهاي محيط كاري است. چهارم: براي جلوگيري از بروز كشمكش بين شغل و خانواده، زنان خاورميانهاي نقشي تعيين شده دارند؛ يعني بايد مطيع مردان باشند و به آنها احترام بگذارند، امور روزانه خانه را انجام دهند و بچه به دنيا بياورند. (آل طراح علي ۲۰۱۰) هيتر شارپ (۲۰۰۵) با تعدادي از زنان جوانان امارات متحده عربي درباره آيندهشان مصاحبه كرده است. سلامه كه فارغالتحصيل رشته آيتي است، گفته است كه خواسته شوهر آيندهاش مبني بر ماندن در خانه را ميپذيرد: «اين مذهب ماست- هرچه كه او بگويد، بايد انجام دهم.» ۵۰درصد زنان مطالعه حاضر متاهل هستند، ۸۱درصد آنها فرزند دارند و ۳۳درصد آنها سه بچه يا بيشتر دارند. كاملا آشكار است شوهران عرب از لحاظ فرهنگي در كارهاي خانه مشاركت نميكنند. اين طور توقع ميرود كه يك زن بدون توجه به نقشاش به عنوان يك مادر شاغل، تقريبا همه كارهاي خانه را هم انجام دهد. چنين وضعيتي به بسياري از زنان فشار مضاعفي تحميل ميكند و ايفاي هر دو نقش بدون ايجاد كشمكش و برخورد، كار دشواري است. كشمكش بين شغل و خانواده ميتواند باعث افزايش غيبت از كار، كاهش كارآيي، تغيير شغل و كاهش سلامتي زنان شود. پنجم: درآمدهاي عظيم نفتي، نياز به كار زنان را بعد از ازدواج كاهش ميدهد. در كشورهاي خاورميانه مردان به صورت سنتي وظيفه تامين هزينههاي خانواده را برعهده دارند. پس از كشف نفت و صادرات آن، درآمد خانوادهها افزايش عمدهاي يافته است و درآمد يك فرد شاغل ميتواند هزينههاي يك خانواده را تامين كند. مطابق مركز آمار ابوظبي، ميانگين درآمد سالانه يك خانوار ساكن امارات متحده عربي در سال ۲۰۰۷ حدود ۱۲۵هزار دلار، خانوار اهل ابوظبي ۶۰هزار دلار و ميانگين سالانه درآمد يك خانوار خارجي ساكن امارات به حدود ۴۷هزار دلار ميرسد. اين فضايي است كه از زنان توقع دارند كه در خانه بمانند و نقشهاي سنتي خود را انجام دهند. ششم: زنان متاهل به دليل نقشهاي چندگانهاي كه در داخل و خارج از خانه ايفا ميكنند، دچار فشار كاري زيادي ميشوند. (آل طراح ۲۰۱۰، كرويس و عفيفي ۲۰۰۷، كيم ۲۰۰۵، آل سايق ۲۰۰۱) حدود ۷۵درصد از پاسخدهندگان در اين مطالعه گفتهاند كه شغلشان به چند دليل از جمله كاركردن در محيطهاي تحت سلطه مردان، آنها را عصبي و خسته ميكند. در مجموع مردان عرب در امور مربوط به خانه و خانواده دخالت كمتري دارند و معمولا همه امور مربوط به خانه را به دوش همسرشان مياندازند. در مناطق عربي، خانواده هميشه نقطه مركزي همه اعضاي خانواده است چون سيستم اصلي تامين امنيت اجتماعي براي همه اعضاي خانواده- بيمار، معلول، از كارافتاده، بيوه، طلاق گرفته، يتيم- است. خانواده از كودكان حمايت اقتصادي ميكند.
اوئدا (۲۰۰۸) دريافت كه زنان متاهل كرهاي در پيدا كردن شغلهاي تمام وقت كه مسلما درآمد بيشتري هم دارد (و رضايت شغلي بيشتر) دچار مشكل ميشوند و احساس فشار ميكنند تا همچنان در خانه بمانند. به همين صورت، محافظهكاري هم تاثير عمده و منفي بر رضايت شغلي دارد. همان طور كه در بالا توضيح داده شد: محافظهكاري يك ابزار جايگزين براي انعكاس هنجارهاي محلي اجتماعي و تمايل زنان اماراتي به كاركردن در فضاهاي زنانه منزوي است. همچنين آشكار است كه زناني كه ترجيح ميدهند تا فقط در محيطهاي زنانه كار كنند يا فقط ارايه خدمات به مشتريهاي زن ارباب بدهند از كارشان ناراضي هستند. هيچ نوشتهاي در منطقه پيدا نشد كه زمان اين محافظهكاري را تعيين كرده باشد، ولي نوشتههايي از فرهنگهاي غيراسلامي مثل ايالات متحده تاييد ميكنند كه: «زنان در محيطهاي كاري تحت سلطه زنان، رضايت شغلي بيشتري دارند چون از انعطافپذيري شغلي برخوردار ميشوند، پس محيطهاي كاري را تحت سلطه خود در ميآورند تا انعطاف شغلي داشته باشند.» اين مساله شايد به اين دليل باشد كه در امارتمتحدهعربي زنان شديدا تحت تاثير فرهنگ اسلامي متداول بومي هستند كه درخواست جداسازي جنسيتي در محيطهاي كاري را دارد. اما حدود ۷۶درصد از پاسخدهندگان در اين مطالعه اهميتي نميدهند كه همكاران مرد داشته باشند هرچند حدود ۴۶درصد آنها با همكاران مرد احساس راحتي نميكنند. معمولا در امارات متحده عربي شايسته نيست كه زنان با مردان صحبت كنند، فرقي هم نميكند كه متاهل باشند يا در جمع عمومي با هم حرف بزنند اما پذيرش اينكه زنان بتوانند با همكاران مرد خود در تماس باشند در حال افزايش است. مطالعهاي كه از سوي شوراي بينالمللي امنيت و توسعه انجام شده، نشان ميدهد كه هرچند عوامل فرهنگي مهم هستند ولي اين عوامل اولويتي براي زنان جوان اماراتي ندارند. در مجموع شواهد نشان ميدهد محيط چندفرهنگي، مانع زنان جوان اماراتي براي جستوجوي شغل نميشود. اين انعطافپذيري و علاقه زنان جوان به پيشرفت شخصي، توجه كارفرماها را بيشتر به آنها جلب ميكند.
انگيزه كار و رضايت شغلي
در اين مطالعه، انگيزه زنان اماراتي براي كاركردن در شش گروه مختلف دستهبندي شده است: نياز اقتصادي، تمايل به مشاركت در توسعه جامعه، عشق به كاركردن، كسب استقلال شخصي، گذراندن وقت. انگيزههاي ديگر از جمله بهانهاي براي خروج روزانه از خانه يا وانمود كردن به زن مدرن بودن در دسته ششم قرار ميگيرند. پس به اين ترتيب تفاوتهاي عمدهاي بين انگيزه كار كردن زنان اماراتي وجود دارد. زنان اماراتي كه كارشان را به دليل علاقه به شغل انجام ميدهند به نسبت زناني كه به دلايل نياز اقتصادي يا گذراندن وقت وارد بازار كار ميشوند، رضايت شغلي بسيار بالاتري دارند. همينطور انگيزه كسب استقلال شخصي و مشاركت در پيشرفت جامعه به نسبت انگيزه گذراندن وقت، رضايت شغلي بيشتري ايجاد ميكند (هدسن 1989).
نتايج اين مطالعه با يافتههاي تيت (۱۹۹۵) و همچنين كارهاي اخير هرزبرگ (۱۹۵۶) مطابقت دارد؛ تيت در مطالعاتش كشف كرد كه زنان ميتوانند فقط دليل عشق به كارشان، با هرگونه مشكل شغلي و تبعيض مواجه شوند. يكي از اصول هرزبرگ هم اين بود كه بيشتر افراد صادقانه ميخواهند شغل خوب و احساس خوبي نسبت به خودشان داشته باشند. يافتههاي مطالعه پيشرو هم نشان ميدهد زنان پاسخدهنده، عاشق كارشان هستند تا از اين طريق در پيشرفت جامعه مشاركت داشته باشند. آنها همچنين مشتاق پيشرفت و رشد و به رسميت شناخته شدن هستند.
نتيجهگيري
در اين مطالعه به بررسي عواملي پرداختيم كه رضايت شغلي در زنان شاغل اماراتي را افزايش ميدهد. مجموعهاي از متغيرهاي مستقل در اين تحليل مورد استفاده قرار گرفته است؛ سن، سطح تحصيلات، سطح درآمد، نوع شغل، وضعيت تاهل و محافظهكاري. استفاده از تكنيك استاندارد آماري تحليل رگرسيون براي تحليل اطلاعات جمعآوري شده نشان ميدهد: رابطه مهم مثبتي بين رضايت شغلي زنان اماراتي و سن وجود دارد؛ رضايت شغلي در زناني كه تحصيلات ديپلم و بالاتر دارند، بيشتر از زناني است كه تحصيل دوره دبيرستان را تمام نكردهاند؛ زناني كه درآمد بيشتري دارند از شغلشان راضيتر هستند تا زناني كه درآمد پايينتري دارند؛ مشاغلي مثل معلمي و مديريت، براي زنان رضايت شغلي بيشتري به همراه دارد تا شغلهاي معمولي اداري. اما برعكس مشخص شد كه تاهل و محافظهكاري، تاثير منفي مهمي در ميزان رضايت شغلي دارد. بالاخره اينكه زناني كه در محيطهاي زنانه كار ميكنند يا فقط به زنان خدمات ميدهند، نسبتا از شغل خود ناراضي هستند.
با مشاهده اين امر پيشپا افتاده و متداول كه به نظر ميرسد ارزشهاي اجتماعي در امارات متحده عربي و كل منطقه، مثل هر جاي ديگر دنيا، تمايل دارند تا از توسعه و پيشرفت اقتصادي عقب بمانند، تصميم به انجام اين مطالعه گرفتم. تنش بين ارزشهاي اجتماعي و پيشرفت اقتصادي، واقعي است و به همين دليل تهيه اطلاعات براي اين مطالعه كار سختي بود. بايد اين مساله را هم در نظر گرفت كه زنان در جامعه محافظهكار مسلمان همانند امارات متحده عربي، جمعيت مخفي در نظر گرفته ميشوند و دسترسي به محيطهاي كاري براي انجام تحقيقات بينهايت سخت ميشود. اميدوارم كه اين نمونهبرداري محدود كه اطلاعاتي توسط زنان شاغل ارايه كرده و تجزيه و تحليل آن بهوسيله استفاده از شش متغير مستقل (سن، سطح تحصيلات، سطح درآمد، نوع شغل، وضعيت تاهل و محافظهكاري) است، تفسير قابل اعتمادي براي سنجش رضايت شغلي زنان امارات متحده عربي باشد. شديدا توصيه ميكنم تا تحقيقات و تهيه جزييات مشروحتر درباره رضايت شغلي زنان امارات متحده عربي و انتخاب محل كار ادامه داشته باشد. چنين تحقيقاتي ميتواند اطلاعات ما را درباره محيطهاي كاري، فعاليتها، نقش و موقعيت زنان شاغل در امارات متحده عربي افزايش دهد. اميدوارم اين تحقيق باعث جلب توجه به تعداد ناكافي مطالعات تجربي در مورد زنان اماراتي در مجموع و به طور خاص در مورد زنان شاغل شود.
براي بهبود موقعيت و جايگاه زنان شاغل اماراتي و محيطهاي كاري آنان توصيه ميشود:
زنان بايد بتوانند چه در بخش دولتي و چه در بخش خصوصي بدون تبعيض جنسيتي و نابرابريهاي شغلي، مشاغلي با موقعيت و حقوق بالا پيدا كنند.
محيطهاي كاري بايد داراي مهدكودك و تسهيلات نگهداري و مراقبت از كودكان براي مادران شاغل را هم فراهم كنند.
زنان فقط وقتي ميتوانند دستمزد بيشتري داشته باشند كه به تحصيلات و آموزشهاي عالي دسترسي داشته باشند.
زنان بايد به ابزار و اطلاعات تخصصي عالي دسترسي داشته باشند. اين امر براي پويايي و پيشرفت قابليتهاي آنها براي ايفاي نقش در پستهاي تصميمگيري و كسب درآمد خوب ضروري است.
سدها و موانعي را كه زنان در بازار كار با آن مواجه ميشوند- چه قانوني و چه عرفي- بايد حذف كرد يا كاهش اساسي داد. بايد به زنان اجازه مشاركت كامل در پيشرفت كشور و رشد اقتصادي در اين جهان رقابتي را داد
نويسنده:موسيشلال*/ترجمه:محبوبه حسينزاده:
* موسي شلال از اعضاي دپارتمان جامعهشناسي دانشكده علوم اجتماعي و مردمي دانشگاه امارات متحده عربي است.