باتوجه به آنچه گفته شد ؛ آيا براساس زیر ساختهای فرهنگی، اجتماعی واقتصادی میتوان خانه داری را يك شغل دانست؟
دکتر ایرج توتونچیان، اقتصاددان در پاسخ میگوید: به طورکلی باتوجه به شرایط اشتغال زنان در کشور ما، بررسی چنین مسایلی نیازمند تحقیقات وبررسیهای همه جانبه است وتنها نمیتوان در قالب یک گزارش رسانهای دراین زمینه اظهار نظر کرد. اما با توجه به نقشها وکارکردهای بانوان خانه دار نمیتوان منکر جایگاه آنان در توسعه همه جانبه کشور شد.
داریوش قنبری عضو کمیسیون مجلس شورای اسلامی، نیز اظهار میکند: چنانچه ما شغل را مقوله ای درچارچوبه ارائه خدمات بدانیم، بیتردید خانه داری نیزشغل محسوب میشود. اماچنانچه شغل یا کار را ارائه خدمت وتولید در قبال پول محسوب شود، نمیتوان خانه داری را شغل برشمارد. ناگفته نماند، به دلیل ثمرات خانه داری در استحکام خانواده، تربیت مناسب فرزندان وکاهش هزینههای خانواده به جهت ارائه خدمات؛ خانه داری نقش به سزایی در توسعه دارد. ازاین رو اگر هدف ما از احتساب خانه داری کمک به بانوان خانه داراست پس بهتراست زنان خانه دار از مقرری ودستمزد یا حمایتهای مناسب اجتماعی نیز بهرهمند
شوند اما اگرنیت از احتساب خانه داری به عنوان یک شغل، کاهش آمار بیکاری در جامعه است که به اعتقاد من قابل قبول نیست.
شهیندخت مولاوردی فعال حقوق زنان نیز میگوید: چندین سال است که با اهداف مختلف، بر خانه داری ومسایل زنان خانه دار تاکید شده است. اما درعمل این برنامهها درحد حرف وشعار باقی مانده است. زیرا به اعتقاد من، کاهش مشکلات زنان خانه دار وحمایت واقعی از آنها نیازمند بازنگری درتعریف خانه داری است. چراكه همزمان با تحولات فرهنگی واجتماعی توقعات ونیازهای این قشر نیز دگرگون شده است. بنابراین ضروری است به دلیل فعالیت تمام وقت بانوان خانه دار وحفظ جایگاه، شخصیت ورفاه آنها؛ نسبت به حمایت از این قشر تاکید شود.
وی ادامه میدهد: طی سالها طرحهای مختلفی نظیر بیمه زنان خانه دار، بیمه مهریه و... برای حمایت از زنان ازجمله زنان خانه دار مطرح شد که سرانجام نرسید. به نظرم چنین طرحها وبرنامههایی نیازمند توجه به زیر ساختها وشرایط است. بنابراین نمیتوان تنها به انگیزه کاهش آمار بیکاران، زنان خانه دار را شاغل دانست بدون اینکه حمایت خاصی از آنها کرد.
* طرحهايي بي بازده
با تثبیت شدن شرایط انقلاب اسلامی بحث توجه به جایگاه زنان نیز موردتوجه مسوولان قراگرفت و طرحها وبرنامههای مختلفی دراین زمینه ارائه شد. چنانکه در دهه ۷۰ بحث تعیین اجرت المثل در قبال انجام وظایف خانه داری مطرح گردید. اما تجربه نشان داد، زمانی زنان میتوانستند ادعای چنین حقی را داشته باشند که قرار است روی شناسنامهشان مهر طلاق بخورد ودرغیر اینصورت صاحب این حق نیستند. از سال 81 نیز مسولان، بحث بیمه زنان خانه دار یا به تعبیر تازهتر؛" کمک کدبانو" را مطرح کردند وقرار شد هرساله یک میلیون زن خانه داربیمه شوداما تاسال ۸۵ سی هزار زن بیمه شدند واین طرح به دلیل فقدان اعتبارات لازم ناکام ماند. سال 86 نيز از تعيين يك روز به عنوان "روزخانه دار" خبر رسيد كه آن نيز به فراموشي سپرده شد. از همین رو بسیاری از بانوان خانه دار معتقدند: "این طرحها فقط روی یخ نوشته میشود. "
* درحاشیه
جهت گفتگو در همین زمینه، پرسشهایی حدود دوهفته پیش، برای خانمها تهمینه دانیالی مشاور اقتصادی مرکزامور زنان وخا نواده ریاست جمهوری و فاطمه فراهانی، مشاور وزیرکاردراموربانوان ارسال شد که در صورت دریافت ، درهمین صفحه به چاپ خواهد رسید