پارك كاملا حال وهواي بهاري به خود گرفته است. دختر ك كنار زمين بازي نشسته و بازي ديگران راتماشا ميكند.
زهرا تقدم دانش آموز دوم راهنمايي درباره خواسته اش از معلمها ميگويد: به نظرم دانش آموزان ، معلمي مهربان ميخواهند. معلمي كه به بچه ها جريمه نگويد و تا زماني كه شاگردها درس را ياد نگرفته اند ، درس جديد ندهد .
روز جمعه است واغلب جوانها ترجيح ميدهند كنار ساير افراد خانواده به تفريح وسرگرمي مشغول شوند اما گوشه اي از پارك جواني درحال مطالعه است.
محسن خرسند رجب پوركه خود را براي كنكور آماده ميكند نيز ، اينطور نظر ميدهد: اغلب دانش آموزان ، انتظاردارند معلمشان با توجه به تواناييهاي دانش آموز تدريس كند تا همه ازاين آموخته ها بهره ببرند. همچنين معلم ميتواند با نظارت خود؛ از مشاركت دانش آموزان فعال ، در آموزش ساير شاگردها استفاده كند.
وي كه بهترين معلم دردوران تحصيل خود را آقاي شريعتي دبير علوم دوره راهنمايي معرفي ميكند ادامه ميدهد: اين معلم ،قبل از شروع درسي تازه ؛ از دانش آموزان ميخواست كه با مطالعه اي كه داشته اند ، درباره اين درس صحبت كنند. به اين ترتيب هم دانش آموزان آشنايي با درس تازه داشتند هم كساني كه به هردليلي درس جديد را مطالعه نكرده بودند از اطلاعات همكلاسيهاي خود استفاده ميكردند. به اين ترتيب ، مطالب در ذهن ماندگار ميشد.
گوشه ديگرپارك ، كنار ميزهاي شطرنج ؛ گروهي پيروجوان مشغول رقابت هستند.
حسن محرابي ، دانش آموز دوم دبيرستان كه سرگرم است ميگويد: يك معلم خوب ، بايد اخلاقش خوب باشد، با بچه ها بسازد ودرصورت امكان از خشونت با شاگردها استفاده نكندو با شاگردان صميمي باشد.
مهدي جليليان ديگر همبازي وي كه سوم تجربي است نيز اظهار ميكند: شاگردها معلمي را ميخواهند كه دلسوز باشد وبه موقع آنها را هدايت وحمايت كند.
وي درباره بهترين معلمش هم ميگويد: بهترين معلم من آقاي آخوندي دبير رياضي دوره راهنمايي بود. در آن زمان من علاقه اي به رياضيات نداشتم وتلاشي نميكردم .اما يك روز معلمم به من سيلي زد كه همان باعث شد جدي تر به اين درس فكركنم.
دخترنوجواني كه همراه مادرش گوشه اي خلوت نشسته ، كتاب دين وزندگي را ميخواند.
نسيم داعي كه در كلاس سوم علوم انساني تحصيل ميكند ، ميگويد: به نظرم شاگردها دوست دارند ، معلمشان خوب تدريس كند اما امتحانهاي راحتي بگيرد. اوكه معلم ادبياتش خانم اعظمي را بهترين معلم ميداند ، اضافه ميكند: اين معلم خوب ، با دانش آموزان مهربان است وضمن اينكه مكرر از شاگردها امتحان ميگيرد اما فشار واسترسي بر دانش آموزان وارد نميكند.
علوي دانش آموز ، سوم ابتدايي هم ميگويد: دوسال پيش معلمهايم خانم بودند وخيلي مهربان لبخند ميزدند. اما معلم امسالم مرد است. خيلي خوب است وخوب هم درس ميدهد اما كمتر لبخند ميزند.
* فوت وفن معلمي
هرروز همپاي آقاي معلم تا ايستگاه اتوبوس مي آمد . هميشه هم چند قدم دورتر مي ايستاد كه آقاي معلم ناراحت نشود اما هميشه در ذهن او بهترين آدم دنيا ، آقاي معلم بود. او هرشب خواب ميديد يك روز مثل او، به شاگردها درس ميدهد....
عبدالمحمد شعراني ، از همان شاگردهايي بود كه آرزو داشت معلم شود. او ميگويد: ازآنجا كه نگاه جامعه به معلم نگاه خاص وويژه اي است در قدم اول وي بايد معلم ، انساني باشد كه ميتواند اميدواري دراطرافيانش ايجاد كند. نو آوري داشته باشد ومنتظر گذر زمان نباشد كه آن تغيير كند و اين معلم به خواسته اش برسد .معلم بايد همپاي زمان پيش برود وبه روز باشد. همچنين ازتعامل با گروهها ي مختلف جامعه غفلت نكند.
وي كه معلم كوچكترين مدرسه دنيا شناخته ميشود ؛ اضافه ميكند: درحال حاضر ما دوگونه معلم داريم. معلم متفاوت ومعلم بي تفاوت. معلم متفاوت همان معلمي است كه عاشق كارش است وبه اين حرفه فقط به چشم شغل ومحل كسب معاش ودرآمد نگاه نميكند. گرچه اين دومعلم هردو وظايف يكساني را انجام ميدهند اما به طورحتم ثمرات وبازدهي معلمي كه متفاوت است و عاشق است ، فرق ميكند.
محمد حسين سليمانپور مقدم ؛ كارشناس ارشد روانشناسي ، به شاخصه هاي يك معلم شايسته اشاره كرده وميگويد: همواره ملاكهاي علمي وآموزشي براي معلم موثر بيان ميشود اما من اين بار براساس سالهاتجربه در زمينه ، تدريس ومشاوره در مناطق مختلف اظهارنظر ميكنم. به اعتقادمن، معلمي موثراست كه درابتدا معلم خودش باشد وسعي كند نقاظ ضعف وقوت خودش رابشناسد وروي آنها كاركند. درواقع ابتدا به تربيت وبالندگي خودش اهميت بدهد. درهمين راستا نيز سعي كند همپاي دانش ومهارتهاي روز گام بردارد وبه مطالعه اهميت بدهد. درحاليكه گاه معلمها توجهي به اين امرندارند وحتي شاگردها از آنها به لحاظ اطلاعات وآگاهي پيشرو ترند.
وي ادامه ميدهد: همچنين معلم بايد به تربيت ورشد فرزندان خود ومسايل خانوادگي نيز اهميت بدهد. البته دراين زمينه نبايد افراط وسختگيري كند. چراكه بسياري از معلمها تصور ميكنند درخانه هم آنها معلم هستند وبايد فرزندانشان از نظر درسي عالي باشند. از طرف ديگر نيز برخي معلمها نسبت به فرزندان خود بي توجهند وتمام توان انرژي وتوجه خود را صرف دانش آموزان ميكنند. به تعبير من ، تواناييهاي اين گونه معلمها مثل سرو برنج است. برنجهاي خوب ومناسب را دربشقابهاي ديگران ميريزند وته ديگ سوخته وسفت را به فرزندان خودشان ميدهند.
اين مشاورتحصيلي ادامه ميدهد: درمحيط مدرسه نيز معلم بايد دركنارتمام توانمنديها ومهارتهاي ضروري براي تدريس ؛ انتقاد پذيرنيز باشد. به خصوص دربرابر انتقاد هاي والدين انعطاف نشان دهد.به نظرم حتي اگر اين انتقاد ها را قبول ندارد ، دست كم شنونده اين مسايل باشد وبي پروا نگويد: "من خودم يك عمرمعلمم". همچنين به اولياي شاگردان احترام بگذارند. من درمدارس مختلف ديده ام كه والدين دانش آموزان كه به دفترمدرسه وارد ميشوند ، مدتها مي ايستند وسايرين از مدير تا مسوول اداري نشسته اند وحرف ميزنند. درحاليكه بايد براي ولي شاگرد احترام گذاشت .به هرحال اگردانش آموزي نباشد اين ميز ودفتر وافراد غيرضروري هستند.
سليمانپورمقدم درباره وظايف معلم دربرابر شاگرد نيز اظهار ميكند: يك معلم به عنوان يك فرد فرهنگي يا بهتر بگوييم فرهنگ ساز؛ بايد الگوي مناسبي براي جامعه وبه خصوص دانش آموزان باشد.البته زماني ميتواند نقش الگوسازي خود را به درستي ايفا كند كه رابطه عاطفي با دانش آموز داشته باشد و آنها را باتمام نقاط ضعف وقوت بپذيرد. به هرحال يك كلاس سي نفره ، كارخانه قند نيست كه تاپايان سال چند بسته قند مشابه توليد كند. بنابراين معلم بايد به جاي استفاده از توهين وتحقير دانش آموزان ، به علت يابي مسايل بپردازد وبه تفاوتهاي فردي وفرهنگي شاگردان اهميت دهد.
وي مي افزايد: چنانچه معلمي قصددارد درخصوص مسايل آموزشي وتربيتي تذكري به والدين بدهد؛ بهتر است كه به دور ازحضور خود شاگرد يا جمع ساير معلمان باشد. اين درحاليست كه شاهديم دربرخي مدارس معلم درحضور والدين وديگر معلمها به تحقير وتوهين شاگرد ميپردازد وحتي ساير معلمها دراين مساله مشاركت ميكنند. به اين ترتيب ضمن تخريب دانش آموز ، والدين وي را نيز نابود ميكنند.
سليمانپورمقدم ،از افراط در تكليف دهي شاگردان به عنوان " كودك آزاري آموزشي " ياد ميكند وادامه ميدهد: در برخي مدارس براي رشد تحصيلي دانش آموزان تكاليف بي شماري بر آنها تحميل ميكنند كه گاه از حد توانشان خارج است . اين در شرايطي است كه والدين نيز درانجام اين تكاليف پافشاري ميكنند .ازهمين رو شاهد مشكلات ارتباطي ميان والدين وفرزندان هستيم.
اين مشاور تحصيلي ميگويد: معلمي به لحاظ حرفه اي متفاوت از ساير مشاغل است. ازهمين رو بايد معلم داراي شرايط وتوانمنديهاي خاص نيز باشد. گرچه اين قشر مشكلاتي نيزدارند اما بايد بپذيرند اين حرفه در ساير ابعاد زندگي اجتماعي موثر است زير آنها قرار است انسان ساز باشند.
* وروياي كه همچنان ادامه دارد....
نرم نرمك باران ميباردو مردم سعي ميكنند گوشه اي از پارك پناه بگيرند. پسركي با پرنده اي در دست هنوز بين خانواده ها ميچرخد وفال ميگيرد.اما پرنده اش رمقي براي فال گرفتن ندارد به زور كاغذ سبزي را بيرون ميكشد: اي صاحب فال...
پسرك 12 ساله ونوراحمد نام دارد. ميگويد: ازمهاجران افغان وكلاس اول ابتدايي است. معلمش رادوست دارد و دلش ميخواهد همه معلمها خوب درس بدهند... او ادامه ميدهد: وقتي معلم شدم خيلي مهربان ميشوم....