:پسرك دكمه هاي تلفن همراه مادر را ميزند و ميگويد : اين خاله جوون چي پيامكهاي مسخره اي ميفرسته. مادر با غضب گوشي رو ازدستش بيرون ميكشد وميگويد: مگه نگفتم دست به تلفنم نزن.. پسرك با دلخوري ميگويد: : من اگه نگاه نكنم كه تو نميدوني چند تاپيامك داري !
وقتي پاي صحبت مادرهاي امروزي مينشينيم تجربيات جالبي از فرزند پروري دارند. ازكاربرد كلمات عجيب و ووزين كودكان خردسال تا اظهارنظرهاي فلسفي دورازذهن وشايد صدها رفتار غيرمنتظره.با وجود اين نسل غير منتظره ، مادران تاچه تواناييهاي لازم را براي تعامل سازنده با فرزندان دارندوچه ضرورتي دارد مادران امروزي شوند؟
* ضرورتهاي يك مادرامروزي
طناز زارعي ، مادردو فرزند در پاسخ ميگويد: به نظر من به روز شدن مادران نه تنها واجب بلكه ضروري است . زيرا بسياري از روشهاي تربيتي كه در گذشته مورد توجه بوده امروز منسوخ شده يا حتي مضر به نظر ميرسد. كارايي بعضي روشها نيز به زير سوال رفته و در بعضي از موارد روشهاي موثرتر و كاربردي تري جايگزين اين موارد شده است . همچنين فاصله فرهنگي كه در گذشته به چشم مي خورد امروزه با سرعت گرفتن رشد علم بيشتر مساله ساز شده،.به طوري كه بسياري از فرزندان ، والدين خود را متعلق به نسل قبل با افكاري قديمي مي پندارند. اينجاست كه ضرورت به روز بودن مادران خود را نشان ميدهد.
منير پشمي ، كارشناس ارشد مطالعات زنان نيز ميگويد: به طوركلي نقش وكاركردهاي مادران با توجه به تحولات گوناگون نيازمند تغييرات جدي است . اما اينكه تا امروز اين تغييرات انجام شده يا خيراين مقوله خود، جاي بررسي دارد. به هرحال شرايط به گونه اي است كه ضرورت دارد مادران ازجوانب مختلف توانمند شوند تا نقش وكاركرد موثر داشته باشند. زيرا طي ده سال اخير ، سيطره روز افزون فناوريهاي مدرن ؛ جامعه وخانواده ما را تحت تاثير قرارداده واين انكا ر ناپذير است. درحاليكه پيش ازاين مادران با مسايلي نظير كار با رايانه و دنياي مجازي مواجه نبودند و نيازي به آگاهي و آشنايي با اين مسائل را نداشتند، اما حالا بايد حداقل براي رفع نيازهاي آموزشي فرزندان قدري با مهارتها وفناوري هاي نوين آشنا باشند و پا به پاي فرزندان رشد كرده و به روز شوند.
دكتر حامد بخشي ، نيز باتاكيد براينكه مقوله مزبور، توانايي بررسيهاي جدي ترحتي به عنوان يك مقاله تحقيقاتي رادارد، اظهار ميكند : درجامعه جديد تغييرات چشمگيري دركاركرد خانواده وهمچنين در ذيل آن دركاركرد مادران رخ داده است.
ازهمين رو در مقايسه با جوامع گذشت شاهد دوتغيير عمده در كاركرد مادران هستيم. از يك سو بنابرتحولات مختلف فرهنگي ،اجتماعي وفناوري ؛ برخي كاركردهاي مادران به جامعه واگذار شده است . براي نمونه ، در گذشته اگر مادران ناگزير به انجام وظايف مديريت منزل نظير پخت وپز ويا شست وشو بودند امروزه اين مسووليتها به فناوريهاي نوين يا نهادهايي درجامعه؛ واگذار شده است.
اين مدرس دانشگاه بااشاره به اينكه هرخانواده داراي دوكاركرد تعاملي وغيرتعاملي است ؛ مي افزايد: كاركردهاي تعاملي برگرفته ازتعامل ميان اعضاي خانواده است كه اين كاركردبا برخي تغييرات همچنان وجوددارد اما كاركردهاي غيرتعاملي به ديگر نهادها سپرده شده است. البته اين به معناي اين نيست كه تمام اين كاركردها به طورتخصصي از خانواده جدا شود. زيرا درحال حاضر حاشيه اين مسايل پررنگ ترازمتن درخانواده ها مشهود است .براي مثال گرچه خانواده پيش از اين ،عهده دار وظيفه انتقال فرهنگ به فرزندان وآموزش آنها بود ه است امادر حال حاضر مدارس اين نقش راايفا ميكنند .اما آموزش فرزندان، كمك به تحصيل آنان از سوي والدين ؛ همچنان ازدغدغه هاي عمده خانواده است ازهمين رو ، مادران ناگزيرند از ابزارهاي نوين نظير كتابهاي كمك آموزشي براي اين مساله بهره مند شوند كه اين حاشيه ها مولود جامعه مدرن است . معضلي كه مادران سنتي به دليل فقدان آموزشها ومهارتهاي نوين به آن گرفتارند.
بخشي پژوهشگر اجتماعي اضافه ميكند: درپي كاهش كاركردها ؛ از انتظارات ازمادران كاسته نشده بلكه جايگزين انتظارات نوين شده است. درگذشته فرزندان انتظار داشتندمادرمسووليت مديرت خانه را برعهده داشته باشد اما حال كه اين وظايف توسط ابزار وفناوريهاي نوين انجام ميشود فرزند متوقع است كه مادر به تحصيل وآموزش وي بيشتربها دهد .
* زبان هاي نا آشنا
امروز بسياري ازمادران وفرزندان ازروابط مناسبي برخوردارنيستند ومعتقدند :"حرف هم را نميفهمند. "
دكتربخشي درهمين مقوله ميگويد : ديگر عامل موثردركاركرد مادران ، سرعت تغيير جامعه است كه منجر به شكاف نسل شده است ازهمين رو؛ باعث شده مادران به درستي نتوانند به انتقال آموزه هاي فرهنگي بپردازند. زيرا اين آموزهها مربوط به نسل گذشته بوده و نميتواند پاسخگوي خواسته ها و نيازهاي نسل امروز ي باشد. به اين ترتيب ، مادردرارتباط با فرزندان دچار مشكل است چه رسد به اينكه توان انتقال فرهنگي يا جامعه پذيري داشته باشد. اينگونه ،مادر درروند اين وضعيت ، شروع به مبارزه كرده وبه ترزيق دانسته ها وآموزه هاي خود ميپردازد ،گاه نيز ناتوان ازاين مبارزه ، فرزند را به حال خود رها ميكند .همچنين دركنترل اجتماعي شاهد شكست والدين هستيم. زيرا بسياري از آنها به دليل ناآشنايي از شرايط روز، توان كنترل محتواي داده هاي نوين فرزندان ويا نظارت بر آنها راندارند.البته شرايط زندگي نوين ، به خودي خود آسيب زا نيست اما زماني آسيب زاست كه ما آمادگي ودانش مواجهه با اين شرايط را نداشته باشيم. اين درحاليست كه تجربه نشان داده، ما درهمه عرصه ها ؛ درزمينه آموزش دچاركاستي وضعف هستيم . حال آنكه ؛ هرنهاد وهرساختار جديد نياز به آموزش دارد .
* نسلي عاصي يا نسلي به هنجار؟
پدر براق ميشود روي پسر نوجوانش كه، " چه زمونه اي شده ما پايمان را جلوي پدرمان دراز نميكرديم ...زودتراز او دست توي سفره دراز نميكرديم...بچه هاي ماروببيين..."
آيا دراز كردن پا، اظهارنظر صريح ، داشتن پاسخهاي آني و... نشان از بيتوجهي فرزندان به ادب وفرهنگ است؟
پشمي مادردوفرزند دراين باره معتقد است: به نظرم تحولاتي كه دررفتارهاي جوانترها ميبينيم طبيعي است اما در برخي موارد ميتواند ناپسند تلقي شود . در سالهاي گذشته در خانواده ها پدر سالاري حاكم بود ودربرخي خانواده هاي امروزي فرزند سالاري حاكم است. كه هيچ كدام از اينها مطلوب نيست. در خانواده بايد جايگاه والدين مشخص و متمايز باشد و در عين حال دموكراسي برقرار بوده و به راي و نظر فرزندان نيز توجه شود. در اين حالت نوعي تعادل ايجاد شده و ضمن عزت نفس و اعتماد به نفس بخشيدن به فرزند ، فرصت اظهارنظر وي نيزفراهم شود.
دكتر بخشي نيز ميگويد: به طوركلي ، ادب يعني انجام رفتارها ي به هنجار . با توجه به اين تعريف ؛ اگر فرزندان امروزي به سهولت ابراز وجود واظهار نظر ميكنند ، مساله غيرعادي وبي ادبي تلقي نميشود .زيرا به دليل تحولات متعدد ، ادبيات جامعه نيز تغيير كرده ووالدين تبديل به مادر رفيق و پدررفيق شده اند. درواقع به دنبال مدرنيته ؛ روابط وتعامل بين اعضا نزديكتر شده است. ازسوي ديگر به دليل تغييرات ، شاهد تحول در مفهوم نمادها ونشانه ها هستيم .به اين ترتيب اگر زماني احترام به والدين با دراز نكردن پا ، مشخص ميشد. امروزه با ابراز صميميت بروزميكند.
* همراهي مردان باهمسر
درحاليكه آموزش به عنوان حلقه مفقوده در توانمند سازي زنان مطرح ميشود .اما نميتوان از نقش مردان دراين چرخه غفلت كرد.
پشمي دراين باره ميگويد: به نظرمن ، علاوه بر آموزش زنان بايد برنقش مردان دراين روند تاكيد شود چراكه ما جامعه اي داريم كه مردسالاري در آن رايج بوده وهنوز هم هست .اين درحاليست كه ؛ شرط توانمند شدن زنان ، آگاه شدن مردان و همكاري و همراهي با زنان است . درنظر بگيريد زن خانه داري را كه مهارت هاي لازم را نداشته و در آمد خاصي هم ندارد اگر از سوي همسر نيز اجازه مشاركت وآموزش نداشته باشد و حمايت نشود، ناگزير محدود خواهد شد.
اين كارشناس ارشد مطالعات زنان ، ادامه ميدهد: هسته اصلي و اوليه خانواده را زن و شوهر تشكيل مي دهند بنابراين ابتدا نقش همسري در خانواده شكل مي گيرد .درصورتي جايگاه همسران به خوبي ؛ مشخص شود وارتبا ط بين آنها مطلوب باشد، بعد هم مي توانند نقش والدين را هم به درستي ايفا كنند . همچنين ، هرچند نقش مادران در خانواده و فرزندپروري اهميت دارد اما نبايد تمام بار مسئوليت فرزندان بر دوش مادران گذاشته شود زيرا درحال حاضر نقش پدران درخانواده كمرنگ شده وبرخي پدران ، فقط موظف به كسب در آمد شده اند درحاليكه پدران نيز نقش به سزايي در تربيت و پرورش فرزندان دارند .
* آثارتوانمندي مادران
باتوجه به آنچه گفته شد بايد ديد؛ وضعيت مادران ما به جهت كسب تواناييهاي چگونه است؟
منير پشمي نيز اظهارميكند: وقتي صحبت از توانمندي زنان ميشود بايد ببينيم اين مسايل درچه حوزه وشرايطي گفته ميشود. طرف صحبت ما كيست؟ اين مسايل شايد دغدغه گروهي از زنان فرهيخته جامعه باشد اما چالش تمام زنان جامعه ما نيست.زيرا هنوزهم در برخي مناطق و شهرستانهاي محروم كشور، زنان جواني زندگي ميكنند كه تحت تاثير شرايط مرد سالارانه حتي حق انتخاب لباس وهمسر خود را ندارند. براي اين زن، گفتگو از مسايل ونقشهاي زن هزاره سوم ضروري ونياز نيست، زيرا او هنوز به حقوق و آزادي هاي اوليه خود دست نيافته است. اما اگر طرف صحبت ما ، زنان ومادران كلانشهرها باشند با توجه به اينكه آنها فرصتها وامكانات بيشتري را در اختيارداشته و دارند ، سطح انتظارات متفاوت است ولي آنها هم چندان موفق نبوده اند. براي مثال چندي پيش به يكي ازمراكز فرهنگي پيشنهاد كردم جلساتي درباره روابط متقابل همسران و حقوق خانواده برگزار كنند اما چندان استقبالي از آن نشد.
دكترحامد بخشي نيز دراين زمينه معتقد است: چنانچه بهره مندي از مشاوران رايج شود واين مقوله اهميت دهند بسياري از مشكلات حل ميشود .زيرا چنين برنامه هايي دركاهش هزينه هاي اجتماعي موثراست . چراكه هر طلاق ، وجود هر خانواده نابه سامان هزينه اجتماعي دارد.
وي باتاكيد براينكه در آموزش عمومي ومهارتها دچارنقص هستيم ميگويد: درحال حاضر يك مادر ميتواند با استفاده ازدانسته هاي سنتي خود وهمان آزمون و خطا ي متداول ، فرزندي را پرورش دهد اما ثمره اين فرزند پروري مشخص نيست .مثل فردي كه بدون مهارت رانندگي ميكند وي بعد از چندين بار تصادف وتخريب ميتواند خودرويي براند اما طي اين زمان آسيبهاي جدي داشته كه شايد ماندگارباشد .پس ما بايد با آموزش مناسب هزينه هاي اجتماعي را كاهش دهيم .
زارعي ميگويد: گرچه بسياري از مادران ضرورت درك تحولات امروزي را دريافته اند ولي به نظر من هنوز كافي نيست .زيرا برخي از مادران هنوز اطلاع چنداني از كار با فناوريهاي نوين ندارند .اگر چه سعي دارند باروشهايي همانند گذاشتن كامپيوتردر معرض ديد ، .كودك را كنترل كنند. اما مادران اندكي را ميشناسيم كه در برخوردبا مشكلات تربيتي به فكر استفاده ازابزار نوين نظير؛ مشاوره ها ، مقالات و.. بيفتند .