چند خط میان زندگی

از روزهای دور خبرنگاری تا این روزها که  نویسنده ام

  • صفحه اصلی
  • پروفایل
  • آرشیو
  • عناوین مطالب

این مردها به جهنم به توان میلیاردها...

توسط محبوبه علی پور | چهارشنبه بیست و ششم بهمن ۱۳۹۰ |
گاهی وقتا یک گروهی میان بازدید ازمحل کارما .اگه خوشبین باشیم میگویم آکواریوم ما.. اما من بدبین هستم میگویم میایند تا ما رابه عنوان ساکنان موزه حیات وحش ببینند. حرف میزنند ونمیزنند. میبینند ونمیبینند . اما میروند وتا ماهها وسالها پیدایشان نمیشود. به جهنم .این دیگر به من مربوط نیست . وقت مهم اینجاست که اکثریت گروهها سری به گروه ما نمیزنند زیرا اغلب من - یک زن- تنها عضو گروهم .شاید میترسند اغفالشان کنم وبه گناه بیفتند..نمیدانم..ماههاست که دسته دسته مردها می آیند .مردهاییکه ازفلان اداره اجتماعیوفرهنگی است .اما حاضراست نیم نگاهی به گروه اجتماعی هم نندازد تا با زنی رویارو نشود...به جهنم.. بازهم به جهنم..به جهنم به توان میلیاردها......

فیلم...

توسط محبوبه علی پور | چهارشنبه بیست و ششم بهمن ۱۳۹۰ |
 

"کازابلانکا " سالها از فیلمهای دوست داشتنی من است .اما چند ماه است رغبتی به دیدنش ندارم..باز من بزرگ شدم..

" برباد رفته " روزگاری برایم یاد آور کارتونهای وال دیزنی بود.اما این روزها هر وقت میبینمش دلم برای

" اسکارلت اوهارو" میسوزد.. او هم حکایت خیلی از دخترهاست که بیرونشان مردم را میکشد ودرونشان

خودشان را...

امروز حال حافظ ما خوب است

توسط محبوبه علی پور | چهارشنبه بیست و ششم بهمن ۱۳۹۰ |
 

برش اول: یکی از تفریحات سالم من وحومه این است که گاهی مزاحم اوقات شخیص  شیوخ ارجمند ، حافظ وبهایی میشویم وتفال میزنیم .بگذریم که شیخ حافظ کما فی السابق وهمانند همه روزگاران چشم دیدن را ندارد وشیخ بهایی را بهایی قائل نمی شود. چنان که گاه به صراحت ومانی به رندی پته استاد رابر آب میدهد. البته گوش وگردن خود جناب حافظ که من باب اشاره میگوید:

می خور که شیخ وحافظ  ومفتی ومحتسب ...چون نیک بنگری همه تزویر میکنند

 اما در مجموعه برنامه مفرحی است. بیشتر این تفال هم حول محور بحث شیرین ازدواج من وحومه  چرخ میخورد .که اغلب نیز شیخ حافظ با لحنی دشنان گونه مردان مورد نظر را مینوازد. به قول یکی از اعضای حومه به گمانم شیخ حافظ هیچوقت صبیه اش راشوهرنداده یا از دامادش دل پری دارد. بنابراین تا دشنامها به مباحث خانوادگی ونوامیس وارزشها قیدش را میزنیم...

برش دوم:

صبحگاه یکی از اعضای حومه با خشنودی اعلام کرد .فکر کنم شیخ ما حافظ ، صبحگاه دلنشینی داشته است یا شب گذشته والنتاین را با دوست به نکویی به شام رسانده که امروز تمام تفالها درهربابی به خیر وامید است. چند روز پیش برای بیچاره مرد  مان  تفالی زدیم  حافظ علی الرحمه دست ازدهان برداشت و مسلسل وارنواختش .اما این پگاه با مهربانی ازاویاد کرد وگفت:

صبا زمنزل جانان گذر دریغ مدار  وزو به عاشق بیدل خبر دریغ مدار...

وسوسه میشوم وچند تفال میزنیم .دوستمان درست میگفت. امروز شیخ حافظ ما کیفور کیفور است.. پس به روحش درود...

توسط محبوبه علی پور | سه شنبه بیست و پنجم بهمن ۱۳۹۰ |

کارتون امروز شرق

توسط محبوبه علی پور | سه شنبه بیست و پنجم بهمن ۱۳۹۰ |
مسیرم ماههاست طولانی شده.موقع برگشت تقریبا ۴۰ دقیقه دراتوبوسم. دیشب چون شب والنتاین بود ومن دختر خوبی بودم برای خودم یک بسته بادام مزمز خریدم وسفر اتوبوس شدم. مثل صندلی سینما راحت نشستم. ادمها را دیدم داستانهایشان را شنیدم داستانهای این آدمها جالب است. داستان عروس نشدن دختر ی دم بخت که مادرش به جای او برای خانه خودش وسایل لوکس وشیک میخرد. دانستان دیدار دخترخاله ها بعد چند ماه که حسابی  پسرش بزرگ شده .دخترش کنکور قبول شده.. داستان گران شدن هزینه بیمه واینکه اتوبوسهای درون شهری برای این کم شده اندووو ... سرانجام به مقصد رسیدم .امشب هم میخواهم در اتوبوس فیلم " داستان مردم " را ببینم....

توسط محبوبه علی پور | دوشنبه بیست و چهارم بهمن ۱۳۹۰ |
زندگی محدود شده است
آنقدر که با هر کلیک
مشترک گرامی‌ای می‌شویم
که امکان دسترسی به جهان را ندارد
و نمی‌داند
خشت رویا‌هایش را
کجای زمین بکوبد
نه اقیانوس‌ها متلاطم شوند و
نه ماهی‌ها به خاک بیفتند.

* مریم ملک دار

ضرورت بازتعریف وظیفه  خانه داری

توسط محبوبه علی پور | دوشنبه بیست و چهارم بهمن ۱۳۹۰ |

 

 نمیدانم چند شنبه است .همه خوابیده اند من برای پسرم کلاه می بافم. تلویزیون روشن است و"رادیو هفت" نشان میدهد. دخترک شیرین زبانی  با برادرش آمده اند وحرف میزنند. شاید هم سن بچه های من باشند. دخترک به مجری میگوید : میخواهد 4 فرزند داشته باشد که وقتی او بیرون میرود تنها نباشند..." من سا لهاست هر روز بیرون میروم . ساعتها تایپ میکنم  .اززمانی که شوهرم دانشجو بود تا امروزکه  کارمند ساده ای است تایپ کردم. نمیدانم چند میلیون کلمه شده است.  شاید به تعداد کلماتی که دلم میخواست این سالها به فرزندانم بگویم یا از آنها بشنوم.

 

                                                       ***

این روزها تعداد زنان شاغل درجامعه ما کمتر ازمردان نیست . زنانی که  ناگزیرند برای  حضوردرعرصه اقتصادی واجتماعی ، مسولیتهای مضاعفی را بپذیرند. این درحالیست که به اعتقاد صاحبنظران اساسی ترین مسولیت هرزن، مادری کردن اوست. اما حال که بخشی از جمعیت مادران ما ناگزیر از حضوراجتماعی هستند.   خانواده وجامعه چگونه میتواند اورا حمایت کنند تا درانجام مسوولیتهای متعدد خود موفق باشد؟

* حمایتهای خانوادگی

به اعتقاد بسیاری از زنان ، خانواده به خصوص همسران نقش موثری درزمینه مشارکت زنان درجامعه دارند. شهین سعیدی راد که امروز پزشک ومدرس دانشگاه است. بااشاره به تجربه زندگی خود میگوید: من در 17 سالگی ازدواج کردم  وچون پزشکی قبول شدم وهفت سال دردانشگاه تحصیل کردم .حدود 15 سال نیز سابقه کاردارم.  اما  آنچه  درموفقیتم قابل توجه است ، همراهی والدین وهمسرم دراین راه می باشد. به نظرم اگر همسرم مخالف ، تحصیل واشتغال من بود ،هرقدرهم من تلاش میکردم بازهم  نمیتوانستم دراین عرصه ها موفق شوم .چون همیشه مانع جدی وجود داشت.

وی ادامه میدهد: من طی این سالها دریافتم مردها اگر موردی را نپذیرند محال است همکاری وهمراهی کنند .چنانکه از زنان میشنوم موقع امتحان یا زمانی که تراکم کارهاست  ، همسرمان خیال سفر،مهمان داری ، تهیه مربا وترشی و..و...به سرشان میزند  ازاین رو به دیگران به خصوص دانشجویان ، توصیه میکنم همسرتان را نیز به کارهایتان واردکنید وازاو همکاری بخواهید.

این مدرس دانشگاه همچنین معتقد است: حمایتهای بزرگترهای خانواده نیز درتوفیق زنان شاغل قابل تامل است. چنانکه در زندگی من حمایتهای والدینم بسیار درموفقیتم موثر بود وباعث هموارکردن مسیر زندگیم بود.

  قدسی ، مربی دانشگاه نیز اظهار میکند: برای داشتن خانواده ای سالم همکاری همه اعضای خانواده به ویژه همسر ضروری است .زیرا وجود همسری پشتیبان میتواند به بانوان شاغل کمک کند تا بهتراز عهده  چالشهای موجود در محیط کار یا وظایف خانوادگی برآید. بنابراین زنان باید بیاموزند که چگونه میتوانند از مشارکت همسران بهره مند شوند وآنها را بارفتارها وواکنشهای نامناسب دلسرد نکنند.

وی درادامه اضافه میکند: درکنارهمراهی همسران سایر اعضای خانواده به خصوص فرزندان میتوانند نقش موثری در همکاری با مادر داشته باشند. ازاین رو تربیت فرزندان مستقل وتوانمند و آگاه  میتواند ، بسیاری از مشکلات مادران شاغل را کم کند.

* دردسرهای زنان شاغل

بسیاری از مردها همراه یکدل زنان در مسیر اشتغال آنها هستند .اما برخی از زنان نیز سعادت این همراهی را تجربه نمیکنند.

کتایون.د – یکی از این زنهاست اوکه 17 سال  سابقه کاردارد میگوید: طی این سالها با هر روشی سعی کرده ام  که همسرم را همراه کنم اما نشد.اویکروز میگفت : غذای مانده نمیخورم من صبح غذایم راآماده  میکردم ومیگفتم : زودتر که آمدی گرم کن. بعضی وقتها که خودم زودتر می آمدم با یونیفرم تنم به آشپزخانه میرفتم وبساط غذا را آماده میکردم. اما همیشه ناراضی بود. .درحالیکه برای گذران زندگی به در آمد من نیاز داریم مدام سعی میکند تلاشهای مرا ناچیز نشان دهد. میگوید: مگه تو چه کارمیکنی...  ..اگه در آمد ت نبود که نمیگرفتمت..  

ریحانه –م نیز که دوفرزنددارد میگوید: تنها مسوولیت همسرم درخانه این است که پول بیاورد. درغیر اینصورت تمام مسوولیتها ازخرید ،مهمانی و مسایل بچه ها با من است . به او میگویم :دخترم مریض است میگوید : خوب فردا زودتر بیا ببرش دکتر.میگویم : بیمه ماشین تموم شده ، جواب میدهد: پدرت نمیتونه ببره.. میگویم فرداشب تولد خواهرزاده ات است ؟ میگوید : خوب بعد که رفتیم هدیه اش رو میبریم ، فرداشب فوتباله..چون تمام مسوولیتها بامن است تمام انتقادها وگلایه ها نیز به من برمیگردد که این مشکلات ومسوولیت مرا صد چندان میکند.

 

*  فقدان حمایتهای قانونی

طرح کاهش ساعت کارزنان  از 44 به 36 ساعت در هفته ، دورکاری ، افزایش مرخصی زایمان ، پاس شیرو.. اینها قوانین و طرحهایی است که  درحمایت از زنان شاغل بارها تکرار میشود. اما آنچه که نصیب زنان میشود ، بی مهری وبی توجهی عرصه اشتغال با آنهاست.

دکتر سعیدی با تاکید به همین مساله میگوید: آنقدر که حمایتهای خانوادگی درجامعه ما وجوددارد حمایتهای قانونی واداری از زنان نمیشود. درحالیکه با وجود  قوانین متعددی دراین زمینه   ؛بازهم زنان کمتر فرصت بهره مندی از مزایای قانونی رادارند.

وی با اشاره به تغییرنگرش نسبت به خانه داری زنان ادامه میدهد: از نقاط ضعف درجامعه ما بیتوجهی به نقش خانه داری زنان است درحالیکه اگربه طور قانونی این نقش جدی گرفته میشد ، بسیاری از مشکلات جامعه کاسته میشد وحتی بسیاری از زنان به خانه ها برمیگشتند. این درحالیست که خانه داری هیچ جایگاه قانونی در کشورماندارد.بنابراین ما نیازمند   بازتعریف این مسوولیت   هستیم   

دکتر سعیدی  همچنین اظهار میکند: اغلب  زنان  خانه دار ما پس از سالها زندگی مشترک هیچگونه پشتوانه اقتصادی ندارند تا بعد از فوت همسر نیازمند نباشند .  چرا یک زن  که 30- 40 سال بار زندگی مشترک را کشیده  حتی نباید آنقدر توان اقتصادی واجتماعی داشته باشد که بتواند با آرامش برای اموات اش خیرات کند.اگر ما به دنبال تکریم خانواده هستیم باید تکریم اعضای آن را نیز تامین کنیم. 

منیر پشمی ، کارشناس ارشد مطالعات زنان باتاکید براینکه مادری خودش شغلی تمام وقت است ، میگوید : باتوجه به چالشهای اشتغال زنان به نظرم   باید درباره بالا بردن شان زنان خانه دار، کار کرد . در جامعه  ما گویا شان یک زن دیپلمه شاغل بالاتر از یک زن دکتر خانه دار است ! وقتی می گویی خانه دارم انگار فکر می کنند هیچی سرت نمی شود  درحالیکه زن بودن همیشه  مسوولیتها ووظایفی را به همراه دارد.

 

سلیمی  ، کارشناس معارف اسلامی  نیز با تاکید براینکه بنابر اموزههای دینی ما مهمترین نقش ووظیفه زنان ، مادری است اظهار میکند: دربسیاری از کشورهای غیراسلامی که  ادعای تکریم وتحکیم خانواده را ندارند با حمایتهای قانونی گوناگون از این نهاد حمایت میشود اما درجامعه ما چنین نیست. در جامعه ما زنان ومردان شاغل دوش به دوش هم فعالیت اقتصادی میکنند اما پس اندازها ومالکیتها به اسم مردثبت می شود.

وی ادامه میدهد: قوانین متعددی برای حمایت زنان تصویب میشود اما برنامه ریزان وقانونگذاران به این رویه به چشم لطف به زنان نگاه میکنند       واین قوانین را نوعی دلسوزی به زن محسوب میکنند که در واقعیت این حق  زنان است.بنابراین پیشنهاد میکنم  به طور قانونی همانگونه که در آموزه های اسلامی اشاره میشود ، خانه داری زنان به عنوان یک شغل محاسبه شود واز تمام مزایای شغلی نظیر دستمزد ،مرخصی وبیمه  برخوردار باشد. این همان رویه اسلام است که زن میتوان در قبال وظیفه شیردهی یا انجام امور منزل حقی دریافت کند.

* تداخل نقشها

از مشکلاتی که اشتغال زنان میتواند به همراه داشته باشد تداخل نقشها ووظایف است.

سلیمی با تاکید براینکه نمیتوان مزایای اشتغال زنان رانادیده گرفت  ، میگوید: البته این مساله آسیبهایی را نیز میتواند درپی داشته باشد وآن جابه جایی نقشها ووظایف است .امروزه برخی مردان با شانه خالی کردن از بار مسولیت اقتصادی خانواده ، این وظیفه را به عهده  زنان گذاشته اند.حتی در خواستگاری وازدواج برخی مردان براشتغال ومیزان در آمد زن تاکید میکنند.  که این مقوله  نیاز با بررسی وآسیب شناسی دارد.

قدسی نیز دراین باره  اظهار میکند: حفظ نقشها وایجادتعادل بین وظایف دراشتغال زنان اهمیت بسیاری دارد .زیرا هرگونه افراطوتفریط یا تداخل وجابه جایی نقشها ومسوولیتها میتواند بایجاد تعارض وکشمکش درخانوده سلامت افرادرا تهدیدکند. بنابراین ، حضورزنان درجامعه باید مشروط به سلامت زنان وخانواده ها باشد.

 

بگذریم....

توسط محبوبه علی پور | دوشنبه بیست و چهارم بهمن ۱۳۹۰ |
چند روزه که ایمیلها ی یاهو وگوگل قطع شده  هردلیل وتوجیهی که داشته باشد .مهمترین قضاوتی که نمیتوان نادیده گرفت بی تدبیری متولی آن است.  زیرا میتوانستند این تغیرات وترمیمها را در فرصتی دیگر انجام دهند نه در زمان جشن   انقلاب.  یکی از توجیهات مسولان مسایل امنیتی وجاسوس بازی این سایتهاست . خوب چرا زودتر از این روزها خدمات ایمیل ایرانی را با سرعت وخدمات عالی در اختیار متقاضیان قرارداده نشده که مردم خودشان با طیب خاطر انتخاب کنند. از طرف دیگر با تاکید براینکه گوگل در ایران قطع شده بسیاری از مردم دنیا حساس میشوند که ازخدمات ان استفاده کنند که این هم به سود مدیران این سایت می باشد. به هر حال ، ...بگذریم...

توسط محبوبه علی پور | یکشنبه بیست و سوم بهمن ۱۳۹۰ |
دلم شعر میخواهد

تو حرف شو

کلمه شو

نازل شو برمن

توسط محبوبه علی پور | یکشنبه بیست و سوم بهمن ۱۳۹۰ |
اپیزود یک:

تو بر جماعت زنان درآمدی
زنها دستهایشان را بریدند
[در دست هریک ترنجی بود و چاقویی]
گفتند او شاید فرشته ای باشد...
پیراهنت را دریدند و به زندانت افکندند

اپیزود دو:

تو بر جماعت زنان درآمدی
زنها چشمکی زدند و لبخندی
[در دست هر یک خیاری بود و نمکدانی]
گفتند او شاید هنرپیشه ای باشد...چه با نمک!
دورت حلقه زدند و به زور از تو امضا گرفتند
فقط پیراهنت را دریدند

اپیزود سه:

تو بر جماعت زنان درآمدی
خودشان را به ندیدن زدند
و سخت سرگرم مباحث فمنیستی شدند
[در دست هریک سیگاری روشن بود و فندکی]
هیچ نگفتند و تو به سلامت گذشتی!

اما فقط داستان اول، با همه تلخی و دردناکی، احسن القصص بود! 

* محمد رضا ترکی

توسط محبوبه علی پور | شنبه بیست و دوم بهمن ۱۳۹۰ |
امروز چیزی در من زیادی است

یک روز بوده ام و کسی نفهمیده است

یک بوسه ربوده ام و کسی نفهمیده است

یا شاید

دیشب که خواب بودم

دستی پتویی به رویم کشیده است

 حتا اگر پتو واژه ای شاعرانه نباشد

و است ها زیادی باشند

باز هم

امروز چیزی در من زیادی است

* حامد حبیبی

تلنگر

توسط محبوبه علی پور | شنبه بیست و دوم بهمن ۱۳۹۰ |
با دوستی درباره فحشا صحبت میکردیم او که تحقیقاتی دراین زمینه دارد.معتقد است کودک آزاری از دلایل عمده فحشا ست زیرا اغلب این دختران در سنین ۶تا ۸ سال مورد خشونت جنسی قرا گرفته اند..

توسط محبوبه علی پور | شنبه بیست و دوم بهمن ۱۳۹۰ |
صدای قلبت باهمه فرق دارد

سر که روی سینه ات میگذارم

زنده تر میشوم

توسط محبوبه علی پور | شنبه بیست و دوم بهمن ۱۳۹۰ |
ابراهیم یونسی هم مرد...

فقط همین!!!!!

توسط محبوبه علی پور | شنبه بیست و دوم بهمن ۱۳۹۰ |
 

دوست داشتن گناهی است که من

هرروز

هرروز

هرروز

تکرارمیکنم

بگذار مرا به جهنم ببرند

توسط محبوبه علی پور | چهارشنبه نوزدهم بهمن ۱۳۹۰ |
اولیت بار است که  در مراسم ازدواج دانشجویی جدی فعالیت میکنم .خیلی جالب است .دلت میخواد برای همه زوجها وفردها دعاکنی...

توسط محبوبه علی پور | چهارشنبه نوزدهم بهمن ۱۳۹۰ |

عاشقی باش که گویند به دریا زد و رفت

نه که گویند خسی بود که جویبارش برد

 

حسین منزوی

شگفتی

توسط محبوبه علی پور | سه شنبه هجدهم بهمن ۱۳۹۰ |
 

برش اول: چندی پیش دوستی که به همراه همسرش دانشجو بودندودر عقد مانده بود میگفت ریس اداره اصرار دارد از همسرم جدا شوم او میگوید : من وکیل خوب میشناسم همه حقوقت را هم میگیرم..

برش دوم: امروز در یکی از سایتها میخوانم ؛ زن متاهل پاسخ خواستگار را با جنایت داد! که خبردر باره پافشاری مردی میانسال برای ازدواج با زن ۲۸ ساله است این مرد توقع داشته زن از همسرش طلاق بگیرد وبا وی ازدواج کند...

اما شگفت این تیتر است ایا نویسنده توقع داشته زن از مردش جدا شود یا به او خیانت کند... البته شگفت آور تر نظری است که برای این نوشته در زیر خبر امده است....

شهرما خانه ماست!

توسط محبوبه علی پور | شنبه پانزدهم بهمن ۱۳۹۰ |

 

* ساعت از سه صبح گذشته، چند  خودرو با سرعت    درکوچه ای فرعی میپیچند. گوشه ای متوقف میشوند .چند مسافر جوان در طنین موسیقی کرکننده ای پایکوبی میکنند. همسایه ای از پنجره سرک میکشد وبعد پنجره را میبندد.

 

این جلوه ای از زندگی شهرنشینی ماست.  زندگی که پس از هزاران سال عمر؛ هنوز نمیتوان ادعای فرهنگ شهرنشینی داشت. اما چرا؟ درپاسخ به این پرسش ودیگر سوالات خود؛ گفتگویی با دکتر مصطفی پور ،  مدیر پژوهشی واجتماعی مرکز مطالعات وبرنامه ریزی شهرتهران؛ انجام دادیم که میخوانید:

* اقای دکتر ! کشورما  به لحاظ شهرنشینی قدمتی دیرینه دارد، اما چراهنوز فرهنگ شهرنشینی درجامعه ما نهادینه نشده است؟

- پیش ازبحث دراین زمینه باید اشاره کنم که،بله ، گرچه عمر  شهر نشيني درکشورما  به بیش از 5000 سال میرسد و  نخستین شهرهای جهان  درکناررودهایی درایران ومصر وسومر ایجاد شد هاست . اما این امر برای نهادینه شدن  فرهنگ شهرنشینی    قابل اتکا نیست زیرا شهر های گذشته با آنچه ما امروز به عنوان شهر وزندگی شهرنشینی میشناسیم متفاوت بودند درواقع  اگربه مقایسه ماهيت شهرنشيني امروزي با ادوار گذشته بپردازيم در ميابيم  در شهرنشيني كهن ، مناسباتهاي جامعه شهري امروزي وجود نداشته است به اين ترتيب ؛ عمر شهر نشيني امروزي به 200 سال گذشته یعنی    پس ازانقلاب صنعتی واختراع ماشین بخار برمیگردد. به این ترتیب  شرایط ووضعیتی   که پیش ازاین براساس زندگی فئودالیته ومطابق تولید وکشاورزی بود      در شهرهاي نوين   برمبنای  مباحث تجاري وصنعتي شکل گرفت.  اینگونه نمیتوان از سوابق چند هزارساله شهرنشینی برای نهادینه شدن فرهنگ آن، بهره گرفت زیرا دومقوله متفاوت می باشند.

 با توجه به همین تفاوتها؛  مقوله شهروند وشهرنشین نیز متفاوت می باشد. چنانکه،یکسری افراد به منطقه ای به نام شهرمهاجرت کرده  وزندگی میکنند این افراد شهرنشین هستند .اما شهروند کسانی هستند  که قوانین ومقرراتی حاکم بر شهررا یاد گرفته ورعایت میکند .درپی آن نیز صاحب حقوق مزایای میشوند در صورتی نیز  رعایت نکند متضررمیشود .برای نمونه با عبور از چراغ قرمز جان خود را ازدست میدهند. این مساله را نخستین بارمونتسکیو درکتاب روح القوانین مطرح کرد.

* آقای دکتر مصطفی پور، باتوجه به این تفاوتها وتحولات ؛ فرهنگ شهر نشینی چیست؟

- در اشنا ترین تعریف، فرهنگ عبارت است از مجموعه دستاوردهای مادی ومعنوی بشر .اما به اعتقاد من، فرهنگ عبارت است از ابزاری برای  رفع نیازهای بشر که این نیازها میتواند مادی یا معنوی باشد. ازهمین رو زمانی که بشرنیاز به سرپناهی را احساس کرد، به ساخت مسکن پرداخت ومناسب با شرایط خود آن را تغییرداد.براساس همین ابزار نیز زندگی انسانها شکل گرفت.

* درجامعه ما اما جلوه های فرهنگ شهرنشینی نوین کمرنگ است .

- بله . دلایل مختلفی نیز درآن دخالت دارد.  نخست میتوان به بحث تاخر فرهنگی اشاره کرد. به طوری که تکنولوژی  وارد جوامع شهری میشود اما نحوه استفاده از آن با تاخیری دربین مردم شکل میگیرد سبک مادی زندگی آپارتمانی  درجامعه دیده میشود  ولی اغلب نمیدانیم دراین شرایط  چطورباید  زندگی کنیم  وهنوز روابط  زندگی روستایی در آپارتمان میخواهیم اجرا کنیم. مااز تلفن همراه استفاده میکنیم اما شرایط فرهنگی استفاده از بلوتوث وپیامک را نمیدانیم  .ازاین رو با ورود فناوری ها به جوامع تا استفاده درست از آنها ، نیاز به فرهنگ سازی است.

نکته دیگر اینکه در  زندگی شهرنشینی درادوارگذشته مسولیت مناسبات مختلف  برعهده خانواده بود واین خانواده ها بودند که مسوول شکل گیری ؛مناسات اجتماعی ،تولید اقتصادی، آموزش مذهب . ترسیم  نوع روابط قبیله ای و نحوه اشتغال بودند اما  در شهرنشینی مدرن تمام این وظایف ومسولیتها به نهادها واگذار شد. فرزندانمان درمدارس ودانشگاهها اموزش میبنند.مناسبات دینی در فضاهای مذهبی نظیرمساجد شکل میگیرد.  شغلمان رادرمراکز اداری وتجاری و.. انجام میدهیم. همین مساله باعث کاهش انسجام اجتماعی شد .

بحث بعد اینکه  ، سبک شهرسازی ما متاثر ازایده های سایر کشورها ست چنانکه برخی صاحبنظران بر وجود فضای عمومی بیشتر تاکیدداشتند وآرمانشان این بود که ازسکونتگاههای مرتفع استفاده کنند. چنانکه در برخی کلانشهرهای ما این امر مشهود است اما دراین ساختارجایی برای فضای عمومی مناسب نیز در نظر نگرفتیم. گاه نیز از سبکهای سنتی استفاده کردیم که امروز نمیتواند   نیازهای زندگی مدرن را برطرف کند  در پاره ای ازموارد نیز جلوههایی از اختلاط   سنت ومدرنیته را میبینیم این جا نیز    نه میتوانیم از مزایای زندگی مدرنیته استفاده کنیم نه از محسنات زندگی سنتی  .

* راه حل کاهش این درهم ریختگی  چیست؟

-یکی از راهکارها میتواند    بحث محله گرایی باشد .  تعریف محله نیز   این است که منطقه ای که  یک کودک ابتدایی بتواند بدون استفاده از وسیله نقلیه    در آن رفت وآمد  کند. این محله ها میتواند هم هویت دهد وهم مشکلات را حل کند .

*علاوه برتاخر فرهنگی ازدیگر مسایل اجتماعی موثردر فرهنگ شهر نشینی چه موارد دیگر است:

- ازموارد قابل تامل بحث ،مبادله اجتماعی که در ضعف فرهنگ شهرنشینی میبینیم. .شهروند اگرمنافع لازم رااز کنش خود به دست بیاورد آن را انجام میدهد برای نمونه در بحث تفکیک زباله ، سالانه میلیاردها تومان  سرمایه راازدست میدهیم چون نتوانستیم بین منافع عمومی وشخصی گره بزنیم. مساله دیگر   احساس مالکیت است .بسیاری از شهروندان درفضای عمومی احساس مالکیت نمیکنند. این مضوع را میتوان در تفاوت تعبیرها جستجو کرد به طورمثال بحث غریبگی است. دراروپا فردی غریبه است که نمیشناسیم اما  در مقطع  کوتاه زمانی نیازهای مارا رفع میکند  همانند  فردی که درکلوپی بنشینیم وبااو گفتگو کنیم یاباو بازی کنیم.اماغریبه درایران تعبیر متفاوتی دارد .در کشورما  غریبه کسی است که نمیتوانیم به او اعتماد کنیم .به این ترتیب ، هیچگاه شهرما خانه مانیست .زیرا جز به خانواده خود به دیگری نمیتوان اعتماد کرد. درهمین جا میتوان به بحث خود بیگانگی در شهر اشاره کرد. دراین مورد،     ساکنان شهرها     " جمع تنها " محس.ب میشوند   چنانکه  ازهزارتا آشنا یکی به درد نیمخورددرحالیکه 50 سال پیش در روستاها وشهرهای سنتی همه چیز ازمعاشرتها تا   مشاغل وهدایا همه کارکردداشت  اما در شهرنشینی مدرن چنین نیست. واین لازمه همین  شهرهاست درحالیکه  در شهرهای کوچک پیش ازاین وجدان اجتماعی یا همان آبرو اجازه این را نمیداد که تخلفی صورت بگیرد.اما در شهرهای مدرن چون افراد  ناشناخته هستند این وظیفه را قانون انجام میدهد. بنابراین شهروندان برای حفظ منافع خود انزوا رادر پیش میگیرند.

 

*نقش آ موزش دراین زمینه چقدرموثر است؟

- همانطورکه اشاره کردم طرحها وبرنامه های متعددی برای آگاه سازی وآموزش شهروندان در سنین مختلف انجام می شود .اما هنوز کافی نیست .ما باید این روند را از کتب درسی خود درمدارس آغاز کنیم حال آنکه ؛ با تحلیل محتوای کتب درسی میتوان دریافت که 20 بارهم به مفاهیم فرهنگ شهری پرداخته نشده است..

* با توجه به پشتوانه فرهنگ دینی ، چقدرازاین ابزار برای گسترش وتقویت فرهنگ دینی بهرهمند شده ایم؟

-یکی ازشاخصهای سرمایه اجتماعی بخث تعلقا ت مذهبی است. ما دارای غنای گسترده ومشارکت مذهبی  هستیم امانتوانستیم بهره لازم راببریم ما میدانیم حق الناس عقوبت دارد اما در شهرها سد معبر میکنیم  در حالیکه این غصب فضای د یگران است  در فرهنگ دینی ما اسراف تقبیح میشود اما سالانه میلیاردها تومان سرما یه ملی به اشکال مختلف نظیر بیتوجهی به بازیافت زباله ها  یا آلودگی محیطی که از موارد  فرهنگ شهرنشینی هستند ،  هدر می رود  .

* تلاش مدیران شهری در گسترش فرهنگ شهرنشینی چقدر تاثیرگذار می باشد؟

-  همانطور که اشاره شد حرکتها وبرنامه های خوبی در سالهای اخیر اتفاق افتاده اما هنوز اغلب ما معتقد به  تفکر قالب مهندسی درمدیریت شهری هستیم .   درحالی که  مدیریت شهری؛  سازمان خدمات شهری نیست بلکه  یک نهاد اجتماعی است  حال آنکه بسیاری از طرحهای  مدیریت شهری به مسایل اجتماعی نمیپردازند و عمده این تلاشها در    بعد عمرانی نظیر ، ساختمان واتوبان سازی و اسفالت خلاصه شده است.      بنابراین باید شهروندان ومتمولیان مدیریت شهری و... همه   باهماهنگی شرایطی را فراهم کنند که شهروندان راحتتر در شهر ندگی کنند البته پیش ازاین تصور میشد بانگاهی مهندسی در مدیریت شهرها میتوان این راحتی را فراهم کد.امروزه این مسایل نیست .هرقدرما امکانات شهری  بدهیم مسایل مردم بازهم مسایلی است که  ریشه در  امور فرهنگی واجتماعی دارد برای نمونه  در ساختمانها انقدر که   پارکینگ  اهمیت میدهند  فضای بازی بچه ها مهم نیست.

همچنین انقدرکه در شهرها برای سواره ها اهمیت قایلیم به پیاده روها وپیاده ها بها نمیدهم. درواقع انان که ضعیف ترند در شهرها دیده نمیشونددرحالی که درحوزه فرهنگی واجتماعی تاکید برمسایل جمعی وعمومی میشود  .

یادداشت روز

توسط محبوبه علی پور | چهارشنبه دوازدهم بهمن ۱۳۹۰ |
 
 
 
آشفته بازار یا بازار آشفتگی ها

این روزهای من

توسط محبوبه علی پور | چهارشنبه دوازدهم بهمن ۱۳۹۰ |
حکایت مصاحبه های ما روزنامه نگاران شهرستانی حکایت ادمی است که مرتب سر قراری حاضر میشود تا  کتابی، نواری خلاصه امانتی را از کسی پس بگیرد. هرروز سر زمان معینی به ادرسی مشخص میرود اما  کمتر پیش می اید که طرف مقابل یادش ازاین قرا باشد پس دست خالی برمیگردد. ما جماعت قلم به دست هم کلمات را امانت دادیم به مسولان وکارشناسان و... وحال سر قراری مشخص میخواهیم حرفها وواژه ها را پس بگیریم که به در بسته میخوریم...

رنج بی پایان بیگانگی با خود

توسط محبوبه علی پور | چهارشنبه دوازدهم بهمن ۱۳۹۰ |

 

لباسهاي رنگين مادر وخواهرم روي طناب تاب  ميخورند.گويا شادند .كنارشان لباسهاي مردانه  ماست. زمخت وبد رنگ. دلم ميخواهد يك روز لباسي زنانه بپوشم.    اما بعيد است پس تكليف آبروي چندين وچندساله خانواده چه ميشود؟

ازكنار پنجره ميگذرم  ومي شوم همان پسر خوب فاميل....

                                                 ***

دراطراف ما آدمهاي متفاوتي زندگي ميكنند اما اين تفاوت هميشه به معناي نا مطلوب بودن نيست. ازاين ميان بايد از افراد مبتلا به اختلال جنسي ياد كرد. كساني كه درون وبرونشان با هم متفاوت است در ظاهر انان زنان ومردان اشنا هستند اما درونشان را  افراد وافكاري با خصيصه هاي   جنس مخالف  تسخير كرده است. اين افراد مبتلايان به " اختلال هويت جنسي " هستند. گروهي كه   دچار نارضايتي جنسيتي ميباشند.

* بیگانگی  تن وروان

چرا افرادی به این اختلال مبتلا میشوند؟

. هاشم مهدي زاده ، آسيب شناس اجتماعي دراین باره به گزارشگر ما    اظهار ميكند: دلایل مختلفی دراین زمینه بیان میشود که مشكلات هورموني وساختارهاي ژنتيكي ازاین موارد است . همچنین استرسها وشوکهای دوران بارداری را نیز موثر میدانند.    البته   باید توجه داشت این دسته از مبتلایان از مشکل جنسی رنج نمیبرند بلکه از فضای کلی وجود خود آزرده هستند. چنانکه  با مواردی روبه روبودیم که خانمی پس ازازدواج به دنبال تغییرجنسیت بوده است .

به اعتقاد مهدیزاده ، ساختار مغزی نیز ازعوامل تاثیر گذاربر بروز اختلال هویت جنسی است. درهمین باره ؛ در سال 1996 ميلادي پزشكان هلندي با كالبد شكافي مغز تعدادي از بيماران تي .اس دريافتند بخش قدامي غده هيپوتالاموس مغز كه در برگيرنده شرايط جنسي افراد است، دراين گروه  مشابه جنس مخالف بوده است.

* نقش جنسیت دراختلال هویت جنسی

هرساله نزديك به هشتاد نفر با مجوز پزشكي قانوني عمل تغيير جنسيت ميدهند كه 90 در صد آنها تغيير جنسيت از مرد به زن بوده است. اين درحاليست كه با توجه به شرايط فرهنگي واجتماعي   تصور ميشود ميزان نارضايتي جنسيتي در زنان بيش از مردان باشد.

 

مهديزاده كارشناس ارشد مدد كاري اجتماعي با رد اين مساله ميگويد: گرچه اين فرضيه وجودداشت اماشواهد  و پژوهشهاي انجام شده اين قضيه را نفي كرده است. زيرا دلايل فيزيكي بيش از عوامل اكتسابي  دراين مقوله موثراست.ازاين روميزان مردهاي مراجعه كننده براي تغيير جنيست بيش از زنان ميباشد.

از سال 82 تاكنون، سازمان پزشكي قانوني، بيش از هفتصد مورد بيمار مبتلا به اختلال هويت جنسي  را پذيرش كرده كه 75 تا 80 درصد آنها را مردان تشكيل داده‌اند . اما

 صا حبنظران معتقدند نسبت مردان مبتلا به زنان 60 به 40 می باشد.اما پسرها به دلیل شرایط ظاهری نظیر رنگ کردن مو یا استفاده از زیور آلات  بیشتر جلب توجه میکنند

*  تسلسل دائمی مشکلات

براساس امارموجود، تعداد مبتلايان به اختلال هويت جنسي   ؛ در كشور هزارنفر ميباشد البته آمارغيررسمي اين تعداد را حتي به 4 هزار نفر نيز ميرساند. اما آنچه بیشتر اهمیت داردمشکلات مختلفی است که این گروه با آن  دست به گریبان هستند.

 

مهدیزاده ، با تاکید به اینکه ، این مبتلایان اززمان مطرح کردن این مساله درخانواده تا پس از جراحی برای تغییر جنسیت ، مشکلاتی دارند ؛ میگوید:  بیشترین مشکلات این گروه درخانواده به چشم میخورد .زیرا بسیاری از اطرافیان   دربرابر تغییر جنسیت آنها مقاومت کرده ونمی پذیرند. حتی آنها را طرد میکنند .چراکه بسیاری تفاوت این بیماران را با منحرفین جنسی نمیدانند وبا قضاوتهای ساده انگارانه ، رنجهای آنان را مضاعف میکنند       برخی  خانواده ها نیز که میپذیرند ناگزیر به تحمل فشارها ودشواریهایی خواهند بود. زیرا در طی مسیر درمان ، فراز وفرودهایی رخ میدهد که باید فرد به طورحتم مایل به درمان باشد در غیر این صورت مشکلاتی افزونتر  را خواهد داشت. ازاین رو ، پیش از جراحی ، یک تا دوسال هورمون درمانی صورت میگیرد. همچنین بعد از درمان نیز این افراد با محدودیتهایی مواجه هستند که بیشتردر زمینه ازدواج واشتغال آنهاست به طوری که ترجیح میدهند درگروههای مشابه خود ازدواج کنند .

بنابر شواهد موجود؛ علاوه بر مشکلات خانوادگی این گروه از سوی  جامعه ومسولان نیزحمایت وهمراهی لازم را نمی شوند.

درهمین زمینه دکترمجید ابهری ، متخصص علوم رفتاری و آسیب شناس اجتماعی معتقد است : با وجود مراجعه دو هزار نفر مبتلا ، برای تغییر جنسیت هنوز متولی کمک به این افراد مشخص نیست.

وی  با انتقاد از واکنشهایی که از  جراحی این گونه شخصیتها وجود دارد می افزاید: ادامه این مشکل در این افراد آنها را تا مرز خودکشی و بی هویتی پیش می برد و در صورت ادامه مخالفتها آنها مجبورند به زندگی  گروهی رضایت دهند.

 

اخیرا دكتر حسن موسوي چلك، رئيس انجمن مددكاري اجتماعي ايران نیز    ، با اشاره به  اینکه ، بيشترين مشكل افراد مبتلا به اختلال هويت جنسي در حوزه بهداشت و درمان است، خاطرنشان کرد   : ‌بيمه‌ها به درمان مبتلايان به اين بيماري به عنوان جراحي زيبايي نگاه مي‌كنند و از پرداخت هزينه جراحي اين افراد خود داري مي‌كنند. درحالیکه اغلب  اين افراد نيازهاي مادي دارند و كمك 5 ميليون توماني سازمان بهزيستي آب باريكه‌اي براي درمان اين افراد است.

 

سرقت ادبی

توسط محبوبه علی پور | سه شنبه یازدهم بهمن ۱۳۹۰ |
 آه حوا…
شیطان اگر میدانست سیب هایت سهم زمین می شود…
هرگز فریبت نمیداد…

توسط محبوبه علی پور | دوشنبه دهم بهمن ۱۳۹۰ |
Pinned Image

مترجمي كه در زندان مترجم شد

توسط محبوبه علی پور | دوشنبه دهم بهمن ۱۳۹۰ |
 

امروز ایسنا مطلبی داشت که نمیتوانم ساده از کنارش بگذرم...

 

مردهایی که دیگر نمیشناسم...

توسط محبوبه علی پور | دوشنبه دهم بهمن ۱۳۹۰ |
چند هفته درگیر سوژه هایی هستم که به آسیب اجتماعی ومسایل جنسی و.. میرسد. راهی که سرانجام مردها جدی تر در نقش مقصر ظاهر میشوند. درحالی که طی ۸ سال جنگ به مردانمان افتخار میکردیم .نمیدانم  این مردها  چر این روزها به نیازهایشان اینقدر تاکید دارند..اینها سالهای جنگ چه میکردند؟ کجا بودند؟ چرا به اینجا رسیدند؟ این فاصله شگفت اور است....

نامه های دوست

توسط محبوبه علی پور | دوشنبه دهم بهمن ۱۳۹۰ |
 

من هرگز نمیتوانم قبول کنم که ممکن است به وسیله یک آینه وشمعدانگران قیمت به خوشبختی وسعادت یا قدروقیمتدختری افزود.

* اولین تپشهای عاشقانه قلبم- فروغ فرخزاد- ص۵۱

شهری بود که همه اهالی آن دزد بودند...!

توسط محبوبه علی پور | یکشنبه نهم بهمن ۱۳۹۰ |

 طنزی از ایتالو کالوینو

از یک دوست : شهری بود که همه اهالی آن دزد بودند، شبها پس از صرف شام، هرکس دسته کلید بزرگ و فانوس را برمیداشت و از خانه بیرون میزد؛ برای دستبرد زدن به خانه یک همسایه !

 

حوالی سحر با دست پر به خانه برمیگشت، به خانه خودش که آن را هم دزد زده بود !!!

 

به این ترتیب، همه در کنار هم به خوبی و خوشی زندگی میکردند؛ چون هرکس از دیگری می دزدید و او هم متقابلاً از دیگری، تا آنجا که آخرین نفر از اولی می دزدید...

 

داد و ستدهای تجاری و به طور کلی خرید و فروش هم در این شهر به همین منوال صورت میگرفت؛ هم از جانب خریدارها و هم از جانب فروشنده ها دولت هم به سهم خود سعی میکرد حق و حساب بیشتری از اهالی بگیرد و آنها را تیغ بزند و اهالی هم به سهم خود نهایت سعی و کوشش خودشان را میکردند که سر دولت را شیره بمالند و نم پس ندهند و چیزی از آن بالا بکشند؛ به این ترتیب در این شهر زندگی به آرامی سپری میشد. نه کسی خیلی ثروتمند بود و نه کسی خیلی فقیر و درمانده...!

 

روزی، چطورش را نمیدانیم؛ مرد درستکاری گذرش به شهر افتاد و آنجا را برای اقامت انتخاب کرد و شبها به جای اینکه با دسته کلید و فانوس دور کوچه ها راه بیفتد برای دزدی، شامش را که میخورد، سیگاری دود میکرد و شروع میکرد به خواندن رمان...

 

دزدها میامدند؛ چراغ خانه را روشن میدیدند و راهشان را کج میکردند و میرفتند...

 

اوضاع از این قرار بود تا اینکه اهالی، احساس وظیفه کردند که به این تازه وارد توضیح بدهند که گرچه خودش اهل این کارها نیست، ولی حق ندارد مزاحم کار دیگران بشود و هرشبی که در خانه میماند، معنیش این بود که خانواده ای سر بی شام زمین میگذارد و روزبعدهم چیزی برای خوردن ندارد !!!

 

بدین ترتیب، مرد درستکار در برابر چنین استدلالی چه حرفی برای گفتن میتوانست داشته باشد؟ بنابراین پس از غروب آفتاب، او هم از خانه بیرون میزد و همانطور که از او خواسته بودند، حوالی صبح برمیگشت؛ ولی دست به دزدی نمیزد ، آخر او فردی بود درستکار و اهل اینکارها نبود.

 

میرفت روی پل شهر میایستاد و مدتها به جریان آب رودخانه نگاه میکرد و بعد به خانه برمیگشت و میدید که خانه اش مورد دستبرد قرار گرفته است...

 

در کمتر از یک هفته، مرد درستکار دار و ندارد خود را از دست داد؛ چیزی برای خوردن نداشت و خانه اش هم که لخت شده بود. ولی مشکل این نبود !

 

چرا که این وضعیت البته تقصیر خود او بود. نه! مشکل چیز دیگری بود. قضیه از این قرار بود که این آدم با این رفتارش، حال همه را گرفته بود!

 

او اجازه داده بود دار و ندارش را بدزدند بی آنکه خودش دست به مال کسی دراز کند. به این ترتیب، هر شب یک نفر بود که پس از سرقت شبانه از خانه دیگری، وقتی صبح به خانه خودش وارد میشد، میدید خانه و اموالش دست نخورده است؛ خانه ای که مرد درستکار باید به آن دستبرد میزد.

 

به هر حال بعد از مدتی به تدریج، آنهایی که شبهای بیشتری خانه شان را دزد نمیزد رفته رفته اوضاعشان از بقیه بهتر شد و مال و منالی به هم میزدند و برعکس، کسانی که دفعات بیشتری به خانه مرد درستکار (که حالا دیگر البته از هر چیز به درد نخوری خالی شده بود) دستبرد میزدند، دست خالی به خانه برمیگشتند و وضعشان روز به روز بدتر میشد و خود را فقیرتر میافتند...

 

به این ترتیب، آن عده ای که موقعیت مالیشان بهتر شده بود، مانند مرد درستکار، این عادت را پیشه کردند که شبها پس از صرف شام، بروند روی پل چوبی و جریان آب رودخانه را تماشا کنند. این ماجرا، وضعیت آشفته شهر را آشفته تر میکرد؛ چون معنیش این بود که باز افراد بیشتری از اهالی ثروتمندتر و بقیه فقیرتر میشدند.

 

به تدریج، آنهایی که وضعشان خوب شده بود و به گردش و تفریح روی پل روی آوردند، متوچه شدند که اگر به این وضع ادامه بدهند، به زودی ثروتشان ته میکشد و به این فکر افتادند که چطور است به عده ای از این فقیرها پول بدهیم که شبها به جای ما هم بروند دزدی ؟!!!

 

قراردادها بسته شد، دستمزدها تعیین و پورسانتهای هر طرف را هم مشخص کردند: آنها البته هنوز دزد بودند و در همین قرار و مدارها هم سعی میکردند سر هم کلاه بگذارند و هرکدام از طرفین به نحوی از دیگری چیزی بالا میکشید و آن دیگری هم از ...

 

اما همانطور که رسم اینگونه قراردادهاست، آنها که پولدارتر بودند و ثروتمندتر و تهیدستها عموماً فقیرتر میشدند. عده ای هم آنقدر ثروتمند شدند که دیگر برای ثروتمند ماندن، نه نیاز به دزدی مستقیم داشتند و نه اینکه کسی برایشان دزدی کند ولی مشکل اینجا بود که اگر دست از دزدی میکشیدند، فقیر میشدند؛ چون فقیرها در هر حال از آنها میدزدیدند.

 

فکری به خاطرشان رسید؛ آمدند و فقیرترین آدمها را استخدام کردند تا اموالشان را در مقابل دیگر فقیرها حفاظت کنند، اداره پلیس برپا شد و زندانها ساخته شد...!

 

به این ترتیب، چند سالی از آمدن مرد درستکار به شهر نگذشته بود که مردم دیگر از دزدیدن و دزدیده شدن حرفی به میان نمیاوردند، صحبتها حالا دیگر فقط از دارا و ندار بود؛ اما در واقع هنوز همه دزد بودند...

انواع ازدواج پیشنهادی

توسط محبوبه علی پور | شنبه هشتم بهمن ۱۳۹۰ |

ازیک دوست: راستش ما دیدیم مجلس خیلی وقت است دارد با دو واژه «ازدواج مجدد» و «ازدواج موقت» بازی می کند و توی سر خودش می زند تا بگوید من به فکر حمایت از خانواده هستم. کسی هم نمی گوید این چه جور حمایتی است که فقط دو جور ازدواج خشک و خالی را در برمی گیرد، تازه همان دو تا را هم مدت هاست زورش نمی رسد تصویب کنداپس نواع ازدواج های پیشنهاد میشود. 

* ازدواج مسلم: ازدواج اول که حق مسلم هر مردی است.

* ازدواح مفرح: مردی که از یکنواختی زندگی با همسر اولش خسته شده است، برای تفریح زن دیگری بگیرد.

* ازدواج موجه: چرا مردی که زن اولش بچه دار نمی شود یا بیماری دارد، به بهانه های واهی مثل مردانگی و انسانیت و تن دادن به قسمت و صبر در امتحان الهی، به پای او بماند؟ موجه است که در این هنگام هرچه زودتر برای ازدواج بعدی اش اقدام کند.

* ازدواج متمم: مرد ببیند چه صفات زنانه ای را دوست داشته که زن اولش ندارد. بعد زنی بگیرد که آن صفت ها را داشته باشد.

* ازدواج مثلث: مرد تقوی پیشه کرده و به سه زن قناعت نماید.

* ازدواج مربع: مرد تمام چهار زنی را که شرع به او اجازه می دهد بگیرد.

* ازدواج ملون: مرد چهار زن بگیرد: سفید پوست، سرخ پوست، سیاه پوست و زرد پوست.

* ازدواج منظم: مرد هر شش ماه یک بار زن بگیرد.

* ازدواج میسر: مرد هر زنی را که برایش میسر است بگیرد.

* ازدواج مشبک: مرد یک شبکه هرمی ازدواج راه بیندازد. به این معنی که هر زنی گرفت، آن زن، چهار زن دیگر را هم به او معرفی کند و او همه آنها را بگیرد.

* ازدواج مکرر: مرد آن قدر زن بگیرد تا جانش  در برود.

 

 

 

توسط محبوبه علی پور | شنبه هشتم بهمن ۱۳۹۰ |
میدانم یک روز بزرگترین اشتباه را میکنم تا نشان دهم انسان معصوم نیست

توسط محبوبه علی پور | شنبه هشتم بهمن ۱۳۹۰ |

روحم هرروز ابستن جنینی است

 

جنینی که تنگ جسبیده

 

توسط محبوبه علی پور | جمعه هفتم بهمن ۱۳۹۰ |
دوست  دانشورم خانم منیر پشمی در وبلاگش میوه ممنوعه مقاله جالبی را درباره زن  مظهر جمال الهی نوشته است. شما میتوانید ازاین نوشتار حظ وافر ببرید..

توسط محبوبه علی پور | جمعه هفتم بهمن ۱۳۹۰ |
چند شب پیش برنامه " زاویه" را از شبکه ۴ می دیدم . بحث درباره رشته مطالعات زنان وضرورت آن بود. خانم دکتر زنجانی زاده و اقایدکتر کرمی بحث میکردند. جالب بود من  به این رشته علاقه مندم. به نظرم این رشته تحصیلی یک ضرورت انکارناپذیر است...

بدون شرح

توسط محبوبه علی پور | جمعه هفتم بهمن ۱۳۹۰ |

اینترنت کشورتان را می‌دانید؟ آیا فکر می‌کنید امریکا بالاترین سرعت اینترنت را در کل دنیا دارد؟ اشتباه می‌کنید! جدولی که برایتان آورده‌ایم واقعیت‌های جالبی از سرعت‌های اینترنت کل دنیا را نشان می‌دهد. جمهوری کره بالاترین سرعت اینترنت را در جهان دارد که چیزی برابر با Mbps 22.43 است و اینترنت کشور لتونی بعد از کره سریعترین سرعت دانلود برابر با Mbps 19.04 و جزایر آلند مقام سوم اینترنت سریع را در کل دنیا داشته که سرعت آن Mbps 18.82 می‌باشد. متوسط سرعت دانلود اینترنت امریکا کمتر از آن چیزی است که انتظار می‌رود: چیزی در حدود Mbps 7.7 که در رده بیست و هشتم جای می‌گیرد. سرعت آپلود اینترنت در امریکا فقط Mbps 1.46 است. ایران نیز همانطور که در جدول قابل‌مشاهده است، با سرعت دانلودی برابر با Mbps 0.62 در مقام صد و شست و نهم و با سرعت آپلود Mbps 0.20 در مقام صد و شست و پنجم جای می‌گیرد.

 

 

 

کشور - سرعت دانلود (Mbps)

 

 

1. جمهوری کره - 22.34

2. لتونی - 19.21

3. جزایر آلند - 18.79

4. ژاپن - 17.74

5. رومانی - 16.74

6. لیتوانی - 16.40

7. آندورا - 15.34

8. سوئد - 15.20

9. بلغارستان - 14.83

10. هلند - 14.80

11. جمهوری مولداوی - 13.49

12. هنگ‌کنگ - 12.28

13. پرتغال -11.78

14. اوکراین - 10.82

15. مجارستان - 10.70

16. اسلواکی - 1064

17. آلمان - 10.14

18. جمهوری چک - 10.02

19. روسیه - 10.02

20. سوئیس - 9.89

21. فنلاند - 9.87

22. دانمارک - 9.35

23. استونی - 9.20

24. اسلوونی - 8.75

25. سنگاپور - 8.50

26. بلژیک - 8.32

27. فرانسه - 8.27

28. نروژ - 8.25

29. لیختن‌اشتاین - 7.96

30. ایالات متحده امریکا - 7.95

31. تایوان - 7.90

32. یونان - 7.72

33. اتریش - 7.74

34. جزیره من - 7.38

35. ایسلند - 7.22

36. سن ماریو - 7.12

37. گرجستان - 7.07

38. کانادا - 6.78

39. لوکزامبورگ - 6.72

40. انگلستان - 5.97

41. مقدونیه - 5.86

42. قرقیزستان - 5.83

43. آلبنی - 5.77

44. اروپا - 5.68

45. استرالیا - 5.67

46. مغولستان - 5.50

47. ایتالیا - 5.22

48. ایرلند - 5.05

49. اسپانیا - 5.04

50. نیوزلند - 4.88

51. کرواسی 4.70

52. آذربایجان - 4.65

53. لهستان - 4.64

54. موناکو - 4.52

55. مالتا - 4.39

56. ماکائو - 4.33

57. تایلند - 4.27

58. قزاقستان - 3.90

59. جرسی - 3.84

60. مونتنگرو - 3.82

61. عربستان سعودی - 3.82

62. ترکیه - 3.78

63. یلاروس - 3.76

64. شیلی - 3.76

65. اسرائیل - 3.55

66. گرنزی - 3.51

67. آروبا - 3.43

68. ترینیداد و توباگو - 3.42

69. باهاماس - 3.41

70. گرنادا - 3.40

71. جزایر فارو - 3.38

72. سنت لوسیا - 3.37

73. صربستان - 3.29

74. فیلیپین - 3.24

75. جبل‌الطارق - 3.23

76. امارات متحده عربی - 3.15

77. گرین‌لند 2.81

78. قطر 2.80

79. جامائیکا 2.78

80. چین - 2.75

81. برزیل - 2.63

82. برمودا - 2.56

83. اوگاندا - 2.53

84. قبرس -2.46

85. مالزی - 2.42

86. کویت - 2.41

87. پورتو ریکو - 2.41

88. بوسنی و هرزگوین - 2.38

89. جزایر کایمن - 2.26

90. سنت وینسنت و گرنادین - 2.14

91. سنت کیتس و نویس - 2.14

92. مالدیو - 2.13

93. گوام - 2.12

94. کوستا ریکا - 2.10

95. موروکو - 2.08

96. ارمنستان - 2.06

97. آنتیگوا و باربودا - 2.06

98.کنیا - 2.04

99. ارائه‌دهنده ماهواره - 2.02

100. افریقای جنوبی - 2.02

101. پاکستان - 1.99

102. گوادلوپ - 1.94

103. مارتینیک - 1.92

104. بحرین - 1.89

105. مکزیک - 1.89

106. آرژانتین - 1.88

107. اردن - 1.86

108. جزایر ترک و کایکوس - 1.85

109.کیپ ورد - 1.85

110. غنا - 1.83

111. ویتنام - 1.83

112. پاناما - 1.82

113. جزایر ویرجین بریتانیا - 1.79

114. جزایر ‌ویرجین ایالات‌متحده - 1.77

115. آنگولا - 1.74

116. دومینیکا - 1.74

117. موزامبیک - 1.73

118. گویان فرانسه - 1.70

119. باربادوس - 1.65

120. آنتیل هلند - 1.64

121. هندوراس - 1.62

122. کادونیای جدید -1.62

123. ریونیون - 1.56

124. هند - 1.53

125. جمهوری لائو - 1.53

126. کلمبیا - 1.52

127. سری‌لانکا - 1.49

128. بلیز - 1.48

129. نیکاراگوئه - 1.45

130. ال‌سالوادور - 1.41

131. اندونزی - 1.39

132. روئاندا - 1.37

133. سوریه - 1.36

134. عمان -1.39

135. سنگال - 1.29

136. تونس - 1.26

137. تاجیکستان - 1.26

138. تانزانیا - 1.24

139. بوتسوانا - 1.19

140. گینه نو - 1.19

141. جزایر ماریانای شمالی - 1.17

142. اکوادور - 1.14

143. گواتامالا - 1.14

144. هائیتی - 1.12

145. کامبوج - 1.12

146. پرو - 1.12

147. الچزایر - 1.11

148. ازبکستان - 1.10

149. عراق - 1.08

150. ونزوئلا - 1.06

151. فلسطین اشغالی - 1.05

152. نامیبیا - 1.04

153. مصر - 0.99

154. فیجی - 0.94

155. اروگوئه - 0.92

156. برونئی دارالسلام - 0.91

157. جمهوری دومینیکن - 0.90

158. سودان - 0.85

159. لیبی - 0.83

160. زیمبابوه - 0.76

161. موریتانی - 0.74

162. بنگلادش - 0.73

163. افغانستان - 0.72

164. پاراگوئه - 0.71

165. بورکینافاسو - 0.71

166. ماداگاسکار - 0.70

167. ساحل عاج - 0.68

168. یمن - 0.65

169. جمهوری اسلامی ایران - 0.62

170. آنگولا - 0.62

171. گابن - 0.60

172. لبنان - 0.59

173. نیجریه - 0.56

174. بولیوی - 0.55

175. اتیوپی - 0.53

176. سورینامی - 0.51

177. موریس - 0.50

178. مالی - 0.48

179. پلینزی فرانسه - 0.48

180. زامبیا - 0.46

181. نپال - 0.46

182. کامرون - 0.46

183. گویا - 0.42

 

شما درمورد سرعت اینترنت کشورتان چه فکر می‌کنید؟

 

زنگ خطر افزایش سقط‌‌‌ زیرزمینی

توسط محبوبه علی پور | سه شنبه چهارم بهمن ۱۳۹۰ |

زنگ خطر افزایش سقط‌‌‌ زیرزمینی

سازمان بهداشت جهانی می‌گوید حدود نیمی از سقط جنین‌هایی که در دنیا انجام می‌شود، ناامن هستند و آمار سقط جنین‌های پرخطر رو به افزایش است.

 

به گزارش قانون، امروزه سقط جنین دامن همه کشورهای دنیا به خصوص کشورهای پرجمعیت و توسعه نیافته را گرفته است. سازمان بهداشت جهانی می‌گوید که میزان سقط جنین در جهان از هر هزار زن 28 نفر است. به گفته محققان اگرچه در طی چند سال گذشته آمار سقط جنین کاهش یافته بود، اما این روزها این آمار روندی صعودی داشته است که یکی از دلایل آن استفاده نکردن مردم از داروهای ضد‌بارداری است.

 

 

آفریقا و آمریکای جنوبی، مرکز سقط جنین‌های زیرزمینی

سقط‌جنین‌هایی که در شرایط ناامن و غیربهداشتی انجام می‌شود و فاقد نظارت‌ پزشکی است، به عفونت، خونریزی و حتی مرگ نیز منتهی می‌شود. این‌گونه سقط جنین‌ها در کشورهای در حال‌توسعه و کشورهایی که قوانین سخت‌گیرانه‌‌ای درباره سقط جنین دارند، بیشتر رواج دارد.

 

در آفریقا 97 درصد سقط‌جنین‌ها در شرایط غیربهداشتی و در محیط‌های آلوده صورت می‌گیرد. 95 درصد سقط‌جنین‌ها در آمریکای لاتین نیز در وضعیت خطرناکی انجام می‌شود. همچنین در آسیا 40 درصد، اقیانوسیه 15 درصد و در اروپا 9 درصد نیز وضعیت به همین منوال است.

 

با این وجود سقط‌جنین ناسالم و ناامن سالانه حدود 70 هزار مرگ مادر و پنج میلیون معلول در دنیا به جا می‌گذارد.

 

محدودیت‌های قانونی در دنیا

در کشورهای توسعه‌یافته‌ای که سقط‌جنین از لحاظ قانونی منع نشده است، بر اساس قوانین در امن‌ترین شیوه‌های پزشکی و بهداشتی صورت می‌گیرد.

 

در قوانین بیشتر کشورهای دنیا محدودیت‌هایی برای سقط‌جنین وجود دارد. در سال 1994 سقط جنین در 16 کشور از جمله شیلی، فیلیپین، مصر، موریتانی، هندوراس غیرقانونی اعلام شد. همچنین 173 کشور در سال 1994 در مواردی که جان زن در خطر باشد اجازه سقط جنین می‌دهند. در 41 کشور نیز که 38 درصد جمعیت جهان را تشکیل می‌دهند، بنا به درخواست اجازه سقط صادر می‌شود.

 

محققان می‌گویند که سقط‌های ناامن و خطرناک یکی از پنج عامل اصلی مرگ‌و‌میر در حین بارداری است و از هر هفت یا هشت زنی که در این مدت جان خود را از دست می‌دهند، یکی در اثر سقط جنین می‌میرد.

 

 

رواج سقط‌جنین‌های زیرزمینی در ایران

در کشور ما طبق موازین دینی، سقط‌جنین مجاز نیست و خلاف قانون است، مگر در مواردی که قانون‌گذار تعیین می‌کند.

 

طبق نظر پزشکی قانون سقط‌درمانی با تشخیص قطعی سه پزشک متخصص و تأیید پزشکی قانونی مبنی بر بیماری جنین به‌علت عقب‌افتادگی یا ناقص‌الخلقه بودن باعث حرج مادر است یا بیماری مادر که با تهدید جانی مادر توأم باشد، قبل از ولوج(دمیدن روح در جنین) روح یعنی چهار ماهگی با رضایت زن مجاز است و مجازات و مسئولیتی متوجه پزشک نخواهد بود و متخلفان از اجرای مفاد این قانون به مجازات‌های مقرر در قانون مجازات اسلامی محکوم می‌شوند.

 

طبق آماری که مورد تأیید وزارت بهداشت است هر سال حدود 90 هزار جنین در کشور سقط می‌شوند که 80 هزار مورد آن غیرقانونی انجام می‌شود.

 

جالب اینکه آمارهای سازمان نظام پزشکی در سال 89 هم این افزایش را تأیید می‌کند؛ در سال 89، چهار هزار و 202 مورد مجوز سقط صادر شده که نسبت به سال پیش از آن 18.8 درصد افزایش داشته است. در کشور ما سقط جنین توسط افراد غیرمتخصص و به صورت غیراصولی در شرایط نامناسب و مکانی آلوده انجام می‌شود.

 

بهر حال افزایش آمار سقط جنین در دنیا زنگ خطری برای همه زنان است. اگرچه در کشور ما آمار دقیقی از سقط‌های زیرزمینی وجود ندارد، اما همین آمارهای سازمان نظام پزشکی نیز گویای به خطر افتادن سلامتی زنان کشور ماست.

 

توسط محبوبه علی پور | سه شنبه چهارم بهمن ۱۳۹۰ |

تو نیستی

اما من برایت چای می ریزم

دیروز هم

نبودی که برایت بلیط سینما گرفتم

دوست داری بخند

دوست داری گریه کن

و یا دوست داری

مثل آینه مبهوت باش

مبهوت من و دنیای کوچکم

دیگر چه فرق می کند
باشی یا نباشی

من با تو زندگی می کنم

رسول یونان

 

بدون شرح

توسط محبوبه علی پور | سه شنبه چهارم بهمن ۱۳۹۰ |
شاید باورنکنید اما امروز درایلنا خوندم که ریحون کیلویی ۴۰۰۰ تومن...

باورنمیکنی خودت ببین ..حالشو ببر......حالاکه حالشو بردی جرات داری زنبیلت وبرداروبیار....

داخل پرانتز:

از فردا میتونیم با افتخار بگیم شوهرمون با وانت ریحون میفروشه..

بدون شرح

توسط محبوبه علی پور | سه شنبه چهارم بهمن ۱۳۹۰ |

قيمت سكه نسبت به

30 سال گذشته 13500%

20 سال گذشته 3800%
...
10 سال گذشته 800%

5 سال گذشته 300%

3 سال گذشته 200%

2 سال گذشته 175%

سال گذشته 150%

رشد داشته است

 

* با تشکر از دوستم زهره وقابل توجه اقتصادانان گرامی !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

اینم به حساب فضولی من بذارین...

توسط محبوبه علی پور | یکشنبه دوم بهمن ۱۳۹۰ |
من آدم فضولی هستم. این را خوب میدانم همه چیز برای من پرسش است امروز یکی برایم نظر نوشته بود وقتی به وبلاگش رفتم حس متناقضی را تجربه کردم گوشه ای از وبلاگش تصویر یک زن بدون حجاب وبا آرایش و.. بود اما متنهایش صبغه مذهبی داشت البته دیدن اینگونه مردها درکشور برایم بعید نیست اما...این جالب بود...

میخوام ازامروز این وبلاگها رو معرفی کنم.

۱- اینم جالبه

نگران نباشین شاید بعدی شما باشین...

مشخصات وب
چند خط در میان زندگی .... ازروزگار کاغذی یک زن
آرشیو وب
  • بهمن ۱۴۰۱
  • مرداد ۱۳۹۷
  • آبان ۱۳۹۶
  • شهریور ۱۳۹۶
  • مرداد ۱۳۹۶
  • تیر ۱۳۹۶
  • دی ۱۳۹۵
  • مهر ۱۳۹۵
  • مرداد ۱۳۹۵
  • تیر ۱۳۹۵
  • خرداد ۱۳۹۵
  • اردیبهشت ۱۳۹۵
  • فروردین ۱۳۹۵
  • اسفند ۱۳۹۴
  • بهمن ۱۳۹۴
  • دی ۱۳۹۴
  • آذر ۱۳۹۴
  • آبان ۱۳۹۴
  • مهر ۱۳۹۴
  • شهریور ۱۳۹۴
  • مرداد ۱۳۹۴
  • تیر ۱۳۹۴
  • بهمن ۱۳۹۲
  • دی ۱۳۹۲
  • آذر ۱۳۹۲
  • آبان ۱۳۹۲
  • مهر ۱۳۹۲
  • شهریور ۱۳۹۲
  • مرداد ۱۳۹۲
  • تیر ۱۳۹۲
  • خرداد ۱۳۹۲
  • اردیبهشت ۱۳۹۲
  • فروردین ۱۳۹۲
  • اسفند ۱۳۹۱
  • بهمن ۱۳۹۱
  • دی ۱۳۹۱
  • آرشيو

B L O G F A . C O M

تمامی حقوق برای چند خط میان زندگی محفوظ است .