چند خط میان زندگی

از روزهای دور خبرنگاری تا این روزها که  نویسنده ام

  • صفحه اصلی
  • پروفایل
  • آرشیو
  • عناوین مطالب

شهرما خانه ماست!

توسط محبوبه علی پور | شنبه پانزدهم بهمن ۱۳۹۰ |

 

* ساعت از سه صبح گذشته، چند  خودرو با سرعت    درکوچه ای فرعی میپیچند. گوشه ای متوقف میشوند .چند مسافر جوان در طنین موسیقی کرکننده ای پایکوبی میکنند. همسایه ای از پنجره سرک میکشد وبعد پنجره را میبندد.

 

این جلوه ای از زندگی شهرنشینی ماست.  زندگی که پس از هزاران سال عمر؛ هنوز نمیتوان ادعای فرهنگ شهرنشینی داشت. اما چرا؟ درپاسخ به این پرسش ودیگر سوالات خود؛ گفتگویی با دکتر مصطفی پور ،  مدیر پژوهشی واجتماعی مرکز مطالعات وبرنامه ریزی شهرتهران؛ انجام دادیم که میخوانید:

* اقای دکتر ! کشورما  به لحاظ شهرنشینی قدمتی دیرینه دارد، اما چراهنوز فرهنگ شهرنشینی درجامعه ما نهادینه نشده است؟

- پیش ازبحث دراین زمینه باید اشاره کنم که،بله ، گرچه عمر  شهر نشيني درکشورما  به بیش از 5000 سال میرسد و  نخستین شهرهای جهان  درکناررودهایی درایران ومصر وسومر ایجاد شد هاست . اما این امر برای نهادینه شدن  فرهنگ شهرنشینی    قابل اتکا نیست زیرا شهر های گذشته با آنچه ما امروز به عنوان شهر وزندگی شهرنشینی میشناسیم متفاوت بودند درواقع  اگربه مقایسه ماهيت شهرنشيني امروزي با ادوار گذشته بپردازيم در ميابيم  در شهرنشيني كهن ، مناسباتهاي جامعه شهري امروزي وجود نداشته است به اين ترتيب ؛ عمر شهر نشيني امروزي به 200 سال گذشته یعنی    پس ازانقلاب صنعتی واختراع ماشین بخار برمیگردد. به این ترتیب  شرایط ووضعیتی   که پیش ازاین براساس زندگی فئودالیته ومطابق تولید وکشاورزی بود      در شهرهاي نوين   برمبنای  مباحث تجاري وصنعتي شکل گرفت.  اینگونه نمیتوان از سوابق چند هزارساله شهرنشینی برای نهادینه شدن فرهنگ آن، بهره گرفت زیرا دومقوله متفاوت می باشند.

 با توجه به همین تفاوتها؛  مقوله شهروند وشهرنشین نیز متفاوت می باشد. چنانکه،یکسری افراد به منطقه ای به نام شهرمهاجرت کرده  وزندگی میکنند این افراد شهرنشین هستند .اما شهروند کسانی هستند  که قوانین ومقرراتی حاکم بر شهررا یاد گرفته ورعایت میکند .درپی آن نیز صاحب حقوق مزایای میشوند در صورتی نیز  رعایت نکند متضررمیشود .برای نمونه با عبور از چراغ قرمز جان خود را ازدست میدهند. این مساله را نخستین بارمونتسکیو درکتاب روح القوانین مطرح کرد.

* آقای دکتر مصطفی پور، باتوجه به این تفاوتها وتحولات ؛ فرهنگ شهر نشینی چیست؟

- در اشنا ترین تعریف، فرهنگ عبارت است از مجموعه دستاوردهای مادی ومعنوی بشر .اما به اعتقاد من، فرهنگ عبارت است از ابزاری برای  رفع نیازهای بشر که این نیازها میتواند مادی یا معنوی باشد. ازهمین رو زمانی که بشرنیاز به سرپناهی را احساس کرد، به ساخت مسکن پرداخت ومناسب با شرایط خود آن را تغییرداد.براساس همین ابزار نیز زندگی انسانها شکل گرفت.

* درجامعه ما اما جلوه های فرهنگ شهرنشینی نوین کمرنگ است .

- بله . دلایل مختلفی نیز درآن دخالت دارد.  نخست میتوان به بحث تاخر فرهنگی اشاره کرد. به طوری که تکنولوژی  وارد جوامع شهری میشود اما نحوه استفاده از آن با تاخیری دربین مردم شکل میگیرد سبک مادی زندگی آپارتمانی  درجامعه دیده میشود  ولی اغلب نمیدانیم دراین شرایط  چطورباید  زندگی کنیم  وهنوز روابط  زندگی روستایی در آپارتمان میخواهیم اجرا کنیم. مااز تلفن همراه استفاده میکنیم اما شرایط فرهنگی استفاده از بلوتوث وپیامک را نمیدانیم  .ازاین رو با ورود فناوری ها به جوامع تا استفاده درست از آنها ، نیاز به فرهنگ سازی است.

نکته دیگر اینکه در  زندگی شهرنشینی درادوارگذشته مسولیت مناسبات مختلف  برعهده خانواده بود واین خانواده ها بودند که مسوول شکل گیری ؛مناسات اجتماعی ،تولید اقتصادی، آموزش مذهب . ترسیم  نوع روابط قبیله ای و نحوه اشتغال بودند اما  در شهرنشینی مدرن تمام این وظایف ومسولیتها به نهادها واگذار شد. فرزندانمان درمدارس ودانشگاهها اموزش میبنند.مناسبات دینی در فضاهای مذهبی نظیرمساجد شکل میگیرد.  شغلمان رادرمراکز اداری وتجاری و.. انجام میدهیم. همین مساله باعث کاهش انسجام اجتماعی شد .

بحث بعد اینکه  ، سبک شهرسازی ما متاثر ازایده های سایر کشورها ست چنانکه برخی صاحبنظران بر وجود فضای عمومی بیشتر تاکیدداشتند وآرمانشان این بود که ازسکونتگاههای مرتفع استفاده کنند. چنانکه در برخی کلانشهرهای ما این امر مشهود است اما دراین ساختارجایی برای فضای عمومی مناسب نیز در نظر نگرفتیم. گاه نیز از سبکهای سنتی استفاده کردیم که امروز نمیتواند   نیازهای زندگی مدرن را برطرف کند  در پاره ای ازموارد نیز جلوههایی از اختلاط   سنت ومدرنیته را میبینیم این جا نیز    نه میتوانیم از مزایای زندگی مدرنیته استفاده کنیم نه از محسنات زندگی سنتی  .

* راه حل کاهش این درهم ریختگی  چیست؟

-یکی از راهکارها میتواند    بحث محله گرایی باشد .  تعریف محله نیز   این است که منطقه ای که  یک کودک ابتدایی بتواند بدون استفاده از وسیله نقلیه    در آن رفت وآمد  کند. این محله ها میتواند هم هویت دهد وهم مشکلات را حل کند .

*علاوه برتاخر فرهنگی ازدیگر مسایل اجتماعی موثردر فرهنگ شهر نشینی چه موارد دیگر است:

- ازموارد قابل تامل بحث ،مبادله اجتماعی که در ضعف فرهنگ شهرنشینی میبینیم. .شهروند اگرمنافع لازم رااز کنش خود به دست بیاورد آن را انجام میدهد برای نمونه در بحث تفکیک زباله ، سالانه میلیاردها تومان  سرمایه راازدست میدهیم چون نتوانستیم بین منافع عمومی وشخصی گره بزنیم. مساله دیگر   احساس مالکیت است .بسیاری از شهروندان درفضای عمومی احساس مالکیت نمیکنند. این مضوع را میتوان در تفاوت تعبیرها جستجو کرد به طورمثال بحث غریبگی است. دراروپا فردی غریبه است که نمیشناسیم اما  در مقطع  کوتاه زمانی نیازهای مارا رفع میکند  همانند  فردی که درکلوپی بنشینیم وبااو گفتگو کنیم یاباو بازی کنیم.اماغریبه درایران تعبیر متفاوتی دارد .در کشورما  غریبه کسی است که نمیتوانیم به او اعتماد کنیم .به این ترتیب ، هیچگاه شهرما خانه مانیست .زیرا جز به خانواده خود به دیگری نمیتوان اعتماد کرد. درهمین جا میتوان به بحث خود بیگانگی در شهر اشاره کرد. دراین مورد،     ساکنان شهرها     " جمع تنها " محس.ب میشوند   چنانکه  ازهزارتا آشنا یکی به درد نیمخورددرحالیکه 50 سال پیش در روستاها وشهرهای سنتی همه چیز ازمعاشرتها تا   مشاغل وهدایا همه کارکردداشت  اما در شهرنشینی مدرن چنین نیست. واین لازمه همین  شهرهاست درحالیکه  در شهرهای کوچک پیش ازاین وجدان اجتماعی یا همان آبرو اجازه این را نمیداد که تخلفی صورت بگیرد.اما در شهرهای مدرن چون افراد  ناشناخته هستند این وظیفه را قانون انجام میدهد. بنابراین شهروندان برای حفظ منافع خود انزوا رادر پیش میگیرند.

 

*نقش آ موزش دراین زمینه چقدرموثر است؟

- همانطورکه اشاره کردم طرحها وبرنامه های متعددی برای آگاه سازی وآموزش شهروندان در سنین مختلف انجام می شود .اما هنوز کافی نیست .ما باید این روند را از کتب درسی خود درمدارس آغاز کنیم حال آنکه ؛ با تحلیل محتوای کتب درسی میتوان دریافت که 20 بارهم به مفاهیم فرهنگ شهری پرداخته نشده است..

* با توجه به پشتوانه فرهنگ دینی ، چقدرازاین ابزار برای گسترش وتقویت فرهنگ دینی بهرهمند شده ایم؟

-یکی ازشاخصهای سرمایه اجتماعی بخث تعلقا ت مذهبی است. ما دارای غنای گسترده ومشارکت مذهبی  هستیم امانتوانستیم بهره لازم راببریم ما میدانیم حق الناس عقوبت دارد اما در شهرها سد معبر میکنیم  در حالیکه این غصب فضای د یگران است  در فرهنگ دینی ما اسراف تقبیح میشود اما سالانه میلیاردها تومان سرما یه ملی به اشکال مختلف نظیر بیتوجهی به بازیافت زباله ها  یا آلودگی محیطی که از موارد  فرهنگ شهرنشینی هستند ،  هدر می رود  .

* تلاش مدیران شهری در گسترش فرهنگ شهرنشینی چقدر تاثیرگذار می باشد؟

-  همانطور که اشاره شد حرکتها وبرنامه های خوبی در سالهای اخیر اتفاق افتاده اما هنوز اغلب ما معتقد به  تفکر قالب مهندسی درمدیریت شهری هستیم .   درحالی که  مدیریت شهری؛  سازمان خدمات شهری نیست بلکه  یک نهاد اجتماعی است  حال آنکه بسیاری از طرحهای  مدیریت شهری به مسایل اجتماعی نمیپردازند و عمده این تلاشها در    بعد عمرانی نظیر ، ساختمان واتوبان سازی و اسفالت خلاصه شده است.      بنابراین باید شهروندان ومتمولیان مدیریت شهری و... همه   باهماهنگی شرایطی را فراهم کنند که شهروندان راحتتر در شهر ندگی کنند البته پیش ازاین تصور میشد بانگاهی مهندسی در مدیریت شهرها میتوان این راحتی را فراهم کد.امروزه این مسایل نیست .هرقدرما امکانات شهری  بدهیم مسایل مردم بازهم مسایلی است که  ریشه در  امور فرهنگی واجتماعی دارد برای نمونه  در ساختمانها انقدر که   پارکینگ  اهمیت میدهند  فضای بازی بچه ها مهم نیست.

همچنین انقدرکه در شهرها برای سواره ها اهمیت قایلیم به پیاده روها وپیاده ها بها نمیدهم. درواقع انان که ضعیف ترند در شهرها دیده نمیشونددرحالی که درحوزه فرهنگی واجتماعی تاکید برمسایل جمعی وعمومی میشود  .

مشخصات وب
چند خط در میان زندگی .... ازروزگار کاغذی یک زن
آرشیو وب
  • بهمن ۱۴۰۱
  • مرداد ۱۳۹۷
  • آبان ۱۳۹۶
  • شهریور ۱۳۹۶
  • مرداد ۱۳۹۶
  • تیر ۱۳۹۶
  • دی ۱۳۹۵
  • مهر ۱۳۹۵
  • مرداد ۱۳۹۵
  • تیر ۱۳۹۵
  • خرداد ۱۳۹۵
  • اردیبهشت ۱۳۹۵
  • فروردین ۱۳۹۵
  • اسفند ۱۳۹۴
  • بهمن ۱۳۹۴
  • دی ۱۳۹۴
  • آذر ۱۳۹۴
  • آبان ۱۳۹۴
  • مهر ۱۳۹۴
  • شهریور ۱۳۹۴
  • مرداد ۱۳۹۴
  • تیر ۱۳۹۴
  • بهمن ۱۳۹۲
  • دی ۱۳۹۲
  • آذر ۱۳۹۲
  • آبان ۱۳۹۲
  • مهر ۱۳۹۲
  • شهریور ۱۳۹۲
  • مرداد ۱۳۹۲
  • تیر ۱۳۹۲
  • خرداد ۱۳۹۲
  • اردیبهشت ۱۳۹۲
  • فروردین ۱۳۹۲
  • اسفند ۱۳۹۱
  • بهمن ۱۳۹۱
  • دی ۱۳۹۱
  • آرشيو

B L O G F A . C O M

تمامی حقوق برای چند خط میان زندگی محفوظ است .