چند خط میان زندگی

از روزهای دور خبرنگاری تا این روزها که  نویسنده ام

  • صفحه اصلی
  • پروفایل
  • آرشیو
  • عناوین مطالب

توسط محبوبه علی پور | یکشنبه بیست و سوم بهمن ۱۳۹۰ |
اپیزود یک:

تو بر جماعت زنان درآمدی
زنها دستهایشان را بریدند
[در دست هریک ترنجی بود و چاقویی]
گفتند او شاید فرشته ای باشد...
پیراهنت را دریدند و به زندانت افکندند

اپیزود دو:

تو بر جماعت زنان درآمدی
زنها چشمکی زدند و لبخندی
[در دست هر یک خیاری بود و نمکدانی]
گفتند او شاید هنرپیشه ای باشد...چه با نمک!
دورت حلقه زدند و به زور از تو امضا گرفتند
فقط پیراهنت را دریدند

اپیزود سه:

تو بر جماعت زنان درآمدی
خودشان را به ندیدن زدند
و سخت سرگرم مباحث فمنیستی شدند
[در دست هریک سیگاری روشن بود و فندکی]
هیچ نگفتند و تو به سلامت گذشتی!

اما فقط داستان اول، با همه تلخی و دردناکی، احسن القصص بود! 

* محمد رضا ترکی
مشخصات وب
چند خط در میان زندگی .... ازروزگار کاغذی یک زن
آرشیو وب
  • بهمن ۱۴۰۱
  • مرداد ۱۳۹۷
  • آبان ۱۳۹۶
  • شهریور ۱۳۹۶
  • مرداد ۱۳۹۶
  • تیر ۱۳۹۶
  • دی ۱۳۹۵
  • مهر ۱۳۹۵
  • مرداد ۱۳۹۵
  • تیر ۱۳۹۵
  • خرداد ۱۳۹۵
  • اردیبهشت ۱۳۹۵
  • فروردین ۱۳۹۵
  • اسفند ۱۳۹۴
  • بهمن ۱۳۹۴
  • دی ۱۳۹۴
  • آذر ۱۳۹۴
  • آبان ۱۳۹۴
  • مهر ۱۳۹۴
  • شهریور ۱۳۹۴
  • مرداد ۱۳۹۴
  • تیر ۱۳۹۴
  • بهمن ۱۳۹۲
  • دی ۱۳۹۲
  • آذر ۱۳۹۲
  • آبان ۱۳۹۲
  • مهر ۱۳۹۲
  • شهریور ۱۳۹۲
  • مرداد ۱۳۹۲
  • تیر ۱۳۹۲
  • خرداد ۱۳۹۲
  • اردیبهشت ۱۳۹۲
  • فروردین ۱۳۹۲
  • اسفند ۱۳۹۱
  • بهمن ۱۳۹۱
  • دی ۱۳۹۱
  • آرشيو

B L O G F A . C O M

تمامی حقوق برای چند خط میان زندگی محفوظ است .