چند هفته ای است كه مجموعه " تا ثريا" با درونمايه اجتماعي از شبکه یک نشان داده میشود. . گرچه سيروس مقدم كارگرداناین اثر؛ معتقداست كه عنوان تلخ براي اين مجموعه ، تعبيری رسانه اي است. اما اين مجموعه به دوراز هرعنوان يا تعبيري، بار تلخي شرايط وروابط اجتماعي رابر زنان همگن ثريا به خوبي نشان ميدهد. دراین مجموعه ؛ ثريا زني ميانسال است كه در 35 سالگي همسرش را ازدست میدهد . وي طي 15 سال به تنهایی سرپرستي كودكانش را برعهده ميگيرد وحتي رضايت ميدهد براي بهبود زندگي آنها خانه خود را به عنوان تنها دارايي بفروشد. همین موضوع ، باعث وقوع حوادث این فیلم میشود...اثری که به عقیده برخی حاصل اشتباهات و بی توجهی اوبه شعایر وباورهای دینی نظیر نزول خوری است.
* دفاع از ثریا
الهه شاکری , 32 ساله با تاکید بر رعایت اصول شرعی در این مجموعه میگوید : به اعتقاد من مشکلات او تاوان گناهانی که میکند نیست بلکه ناشی ازخجالتی و یا عدم رشد اجتماعی اوست. شاید بخشی از مسایل را هم به حساب بدشانسی باید گذاشت.
وی ادامه میدهد : چند هفته پیش در رسانه ملی یک متخصص مذهبی به موضوعی مشابه درمجموعه تاثریا اشاره میکرد ومیگفت: در چنین شرایطی که افراد سرمایه ای رابرای کسب منافع میدهند باید قید کنند که در سود وزیان آن معامله شریک هستند والبته میتوان تاکید کرد که این شرط شامل اصل سرمایه نمی شود تا فرد صاحب سرمایه زیان نکند.
فریبا احمدی نیزکه ازمخاطبان جدی این مجموعه نیز اظهار میکند: در بروز اتفاقات وحوادث این مجموعه نمیتوان فقط " ثریا" را مقصر دانست وعواقب اشتباهات اورا باعث ناکامیها وشکستهایش رادانست. چون دراین مجموعه به جز "حمید" داماد بزرگ وی که منطقی تر عمل وتفکر میکند بقیه به دنبال منافع خود هستند هرچند که دراین قضیه، ثریا به عنوان یکی از وابستگان قربانی شود.
وی که مادر سه کودک است ، ادامه میدهد: مشابه زندگی ثریادرجامعه ما کم نیستند زنانی که سعی میکنند همیشه به بهانه "آبروداری " دشوارترین شرایط را تحمل کنند وخواسته ها ونیازهایشان را کتمان ویا پنهان کنند. درحالیکه آنها هم به اندازه دیگران ، حق داشتن زندگی دلخواه رادارند حتی اگر عرف وقانون آنها را محق نداند.
* نمره منفی برای قهرمان
اما برخی نظر دیگری دارند. اکبر- ف کارمند که بخشهایی از مجموعه تا ثریا رابه تماشا نشسته ، میگوید: به نظرمن مهمترین ضعف "ثریا" عدم اگاهی و قاطعیت در زندگی است. او بی هیچ تردیدی مادری فداکار می باشد ولی مادری آگاه ومدیر محسوب نمیشود. زیرا این دیگران هستند که برای او وسرنوشتش تعیین تکلیف میکنند ودخالت دارند .اونیز با چشم بسته وارد بازی آنها میشود.درحالیکه چنین مادرانی باید با توجه به مسوولیتی که دارند آگاه تر ومنطقی تر باشند.
وی تاکید میکند: با توجه به رشد تحصیلی بانوان در کشورما هنوزهم بسیاری ازآنها همانند قهرمان این مجموعه هستند وچشمشان به دنبال دست خط دیگران است که کجا ببرند. درحالیکه درجامعه فعلی هر زن باید توان مدیریت خود ودیگران را داشته باشد. همچنین هراسی نداشته باشد که برای ابراز وجود وتامین خواسته های به حق خود ، بادیگران مواجه شود. زیرا درغیر اینصورت ، اطرافیان فرد ونیازها وانتظاراتش را نادیده میگیرند.
* تلخیهای تکراری
دیگر مخاطبانی نیز هستند که از این مجموعه نا خشنودند.
سهیلا شرفی ، خانه دار میگوید: هر وقت میبینم فشار زیادی برروح وروانم وارد میشود . به نظرم این همه سختی وسیاهی در زندگی قابل قبول نیست. نمیدانم این مجموعه قرار است چه چیزی را به مخاطب بیاموزد؟
مریم .الف ، کارمند نیز ازاین مجموعه تعبیر به " رنج نامه " کرده ومعتقد است: کارهای آقای مقدم همیشه خاص هستند . امااین اثر خیلی سنگین است. شاید به این دلیل که بی هیچ ملاحظه ای تلخیهای اجتماعی ؛ نشان داده میشود. درحالیکه میشد همین موضوع ، آرامتر ارائه شد. حتی بیشتر دوست داشتم ، سرهنگ زنده بماند.
سعید .م که شغل آزاد دارد با دلخوری از این مجموعه میگوید: تلویزیون هم میخواهد که زمان مردم را پرکند. برایش هم مهم نیست چه نشان بدهد. این مجموعه هیچ موضوع قابل قبولی ندارد جز چند صحنه غمگین.البته مردم ما به اندازه کافی مشکل دارند به طوری که این آثار دیگر تازگی ندارد.
اسدی نیز اظهار میکند: نمیدانم پیام این مجموعه چیست؟ آیا سعی دارد پیامدهای نزول خوری را نشان دهد؟ اگر کارگردان چنین قصدی راداشته به واقع نشان دادن این مجموعه میتواند درکاهش این آفت موثر باشد؟ که من چندان به این مساله یقین ندارم. از طرف دیگر اگر هدف وی ، نشان دادند مشکلات مادر میانسال است که اینهم موضوع تازه ای نیست . همه میدانیم که بخشهای از جامعه ما نظیر مادران سرپرست خانوار ویا بد سرپرست ناگزیر به تحمل سختیهایی هستند. اما آنچه دراین مجموعه ، نشان داده نمی شود ؛ نقش نهادهای حمایتی نظیرکمیته امداد وبهزیستی است که به اعتقاد من فقدان انها دراین مجموعه قابل تامل است. آیا " ثریا " به دلیل عدم حضوراین نهادها ، ناچاراست برای تامین زندگی ، تن به نزول خوری ومشکلات بدهد؟
*یک حرف دیگر
تا چند روز دیگر ، داستان " تاثریا" تمام میشود. اما زندگی صدها ثریای جامعه ما ادامه خواهد داشت. ثریاهایی که به تنهایی جور زندگی را میکشند وکسی خرد شدنشان را جدی نمیگیرد. ثریاهایی که درچشمان زلالشان ، همه آدمها خوب و بی ریایند اما همیشه قسمت آنها از این آدمها ، نارفیقی است... اما کاش طور دیگری بود...





