توسط محبوبه علی پور
| یکشنبه یازدهم دی ۱۳۹۰ |
مادرم اسم مریم رادوست دارد. دلش میخواست اولین دخترش که من باشم مریم باشم. اما طبق سنت قومی اسم زنده ها رابر نوزادان نمیگذارند .بد میدانند البته این قصه ۴۰ سال پیش است حال فرق کرده . دختر یکی از اقوام نزدیک اسمش مریم است که من دوستش ندارم .اما اسم مریم را دوست دارم .اینجا من مریم دلخواه خودم هستم.. وشعری که دوست دارم..
تو را برای ابد ترک می کنم ، مریم
چه حُسن ِ مطلع تلخی برای غم ، مریم
پُکی عمیق به سیگار می زنم اما
تو نیستی که ببینی چه می کشم ، مریم
برای آنکه تو را از تو بیشتر می خواست
چه سرنوشت ِ بدی را زدی رقم ، مریم
مرا به حال خودم واگذاشتند همه
همه همه همه امّا ، تو هم ؟ تو هم ؟ مریم ؟!
از : امیرپیمان رمضانی
* گمشده : گر اشعار دیگری از شاعر دیدید یا وبلاگش را یافتید خبر دهید. این شاعر گم شده است