چند خط میان زندگی

از روزهای دور خبرنگاری تا این روزها که  نویسنده ام

  • صفحه اصلی
  • پروفایل
  • آرشیو
  • عناوین مطالب

این روزهای من

توسط محبوبه علی پور | چهارشنبه چهاردهم دی ۱۳۹۰ |
 هوا سرد است  وخیابان مثل عصر هرروز تعطیل خلوت است. تک وتوک ماشینهای گذری بوقی وچراغی میزنند ومیروند. بیچاره ها نمیدانند این رهگذر میخواهد برود ته دنیا...منتظر میمانم تا اتوبوس نفس زنان برسد. قسمت زنانه شلوغ است اما مردها تنک .اینجا وآنجا نشسته اند. چند زن هم بخش مردانه نشستندنزدیکترین صندلی به در فقط یک مرد نشسته میگم: میشه کناراون آقا بشینین؟ با تفاخر میگوید: نه. من با صراحت جواب میده م: خیلی خوب .پس من کنار شما میشینم..

( اونقدر حس کل کل داشتم اگه لازم بود روی پاشم میشستم...)

مشخصات وب
چند خط در میان زندگی .... ازروزگار کاغذی یک زن
آرشیو وب
  • بهمن ۱۴۰۱
  • مرداد ۱۳۹۷
  • آبان ۱۳۹۶
  • شهریور ۱۳۹۶
  • مرداد ۱۳۹۶
  • تیر ۱۳۹۶
  • دی ۱۳۹۵
  • مهر ۱۳۹۵
  • مرداد ۱۳۹۵
  • تیر ۱۳۹۵
  • خرداد ۱۳۹۵
  • اردیبهشت ۱۳۹۵
  • فروردین ۱۳۹۵
  • اسفند ۱۳۹۴
  • بهمن ۱۳۹۴
  • دی ۱۳۹۴
  • آذر ۱۳۹۴
  • آبان ۱۳۹۴
  • مهر ۱۳۹۴
  • شهریور ۱۳۹۴
  • مرداد ۱۳۹۴
  • تیر ۱۳۹۴
  • بهمن ۱۳۹۲
  • دی ۱۳۹۲
  • آذر ۱۳۹۲
  • آبان ۱۳۹۲
  • مهر ۱۳۹۲
  • شهریور ۱۳۹۲
  • مرداد ۱۳۹۲
  • تیر ۱۳۹۲
  • خرداد ۱۳۹۲
  • اردیبهشت ۱۳۹۲
  • فروردین ۱۳۹۲
  • اسفند ۱۳۹۱
  • بهمن ۱۳۹۱
  • دی ۱۳۹۱
  • آرشيو

B L O G F A . C O M

تمامی حقوق برای چند خط میان زندگی محفوظ است .