چند خط میان زندگی

از روزهای دور خبرنگاری تا این روزها که  نویسنده ام

  • صفحه اصلی
  • پروفایل
  • آرشیو
  • عناوین مطالب

کاملا خصوصی

توسط محبوبه علی پور | چهارشنبه سی ام بهمن ۱۳۸۷ |
این روزها روز عاشقی است ومن می ترسم مبادا فردا نوبت عاشق کشون باشد

کاملا خصوصی

توسط محبوبه علی پور | چهارشنبه سی ام بهمن ۱۳۸۷ |
نوشته اند دارویی برای پاک کردن خاطرات ناخوشایند کشف شده .نمیدانم توهم جز این خاطرات هستی

پسردارها بخوانند

توسط محبوبه علی پور | چهارشنبه سی ام بهمن ۱۳۸۷ |
در روزگارهای نه چندان دور مردها وپسرها از چنان جایگاهی در خانواده وجامعه برخوردار بودند که تصور میشد  تمام کائنات خلق شده اند تا به آنان خدمت کنند اما این رویه در حال حاضر دگرگون شده تا حدی که مادری با تحکم میگفت : من سه تا دختر ویک پسر دارم گاهی وقتها میگم کاش این پسر هم دختر میشد نه اهل درس نه علاقه مند به کار."

اما این دونگاه افراطی وتفریطی مخرب است زیرا پسران تحقیر شده ونا امید امروز  نمیتوانند همسران وپدران موفقی در آینده باشند .پس برای تربیت وپرورش  این پسران باید آگاهی داشت .یکی از منابع کار آمد در این مقوله را میتوان کتاب هنر پسرداری  دانست.این اثر به قلم استیو بیدالف وترجمه ملوک عزیز زاده میباشد که انتشارات آسیم به چاپ رسانده است .

سایر آثار این نویسنده نظیرتعلیم وتربیت پسران. رازکودکان شاد و... نیز سودمندند

هنر پسرداری: چرا پسرها متفاوت اند، و چگونه به آنها کمک کنیم تا مردانی متعادل و شاد باشند

روز مهر ایرانی

توسط محبوبه علی پور | سه شنبه بیست و نهم بهمن ۱۳۸۷ |


سپندارمذگان جشني است كه ايرانيان هزاران سال آن را براي بزرگداشت گاهواره‌اي كه درآن مي زيند و نيز مهري كه به همسران و دلدادگان خويش دارند در واپسين ماه سال و به فراخور پيشواز سال نو برپا داشته‌اند. اين جشن را امروزه با نام اسفندگان"روز مهر ايراني"يعني  بيست و نهم بهمن ماه مي‌شناسيم .
در ميان جشن‌هاي پرشمار ايراني، سپندارمذگان جشني است كه ايرانيان هزاران سال آن را براي بزرگداشت گاهواره‌اي كه  درآن مي زيند و نيز مهري كه به همسران و دلدادگان خويش دارند در واپسين ماه سال و به فراخور پيشواز سال نو برپا داشته ‌اند. اين جشن كهن و زيبا سپندارمذگان نام دارد كه امروزه آن را با نام اسفندگان- روز مهر ايراني يعني  بيست و نهم بهمن ماه مي‌شناسيم .
 
واژه سپندارمذ بر آمده از دو واژه ايراني كهن سپنتا به مينو (معناي) سپند- مقدس و ارمه ايتي به مينوي فروتن و بردبار است، كه روي هم رفته بردباري سپند خواهد بود.
 
اين ايزدبانو نماد باروري بوده و جايگاه ويژه‌اي در ميان ايرانيان دارد، زيرا بانوان و زمين هر دو بارورند و فزاينده جهان كه در مهر و فروتني نيز به فرشته سپندارمذ مي‌مانند و به فرنود (دليل) همين جايگاه والاي اين ايزد است كه ايرانيان روز سپندارمذ دوازدهمين ماه سال اسفند، در گاهشمار باستاني را كه امروزه و برپايه گاهشمار نوين (خامي) بيست و نهم بهمن ماه است، جشن مي‌گيرند.
 
در باور ايرانيان سپندارمذ ايزد نگهبان زمين و پشتيبان بانوان پاكدامن است و نيز فردوسي بزرگ پاكدامني و فرهمندي بانوان ايراني را اين‌چنين در شاهنامه جاودانه كرده است:
خردمند و با دانش و ناز و شرم
سخن گفتن خوب و آواي نرم
 
در روز جشن اسفندگان مردان به بانوان پيشكش‌هايي زيبا داده و همسران و دلدادگان يكديگر را گرامي مي‌دارند و نيز اين روز است كه مهر به ميهن را يادآور مي شود.
 
در اين جشن كه بيروني نيز در آثار الباقيه از آن نام برده، بانوان به گونه‌اي نمادين خانه و شهر را در دست مي گيرند و به همين روي اين جشن مردگيران نيز ناميده مي‌شود در اين روز مردان گوش به فرمان بانوان خويش بوده و همه گونه آرزوهاشان را برآورده مي‌كنند. هم‌چنين در اين جشن دختران جوان آزاد بوده‌اند تا همسر آينده خود را خويش برگزينند.
 
به هر روي هزاران سال است كه در فرهنگ ايراني زنان و مردان با هم برابر بوده و ارزش هركس برپايه شايستگي سنجيده مي‌شود .
 
 
 

تابلو

توسط محبوبه علی پور | دوشنبه بیست و هشتم بهمن ۱۳۸۷ |
وقتی جزیره هم عاشق می‌شود

وقتی جزیره هم عاشق میشه

توسط محبوبه علی پور | دوشنبه بیست و هشتم بهمن ۱۳۸۷ |
 

دوست دارم به همدیگربگوییم :عشق مبارک

کلمات چقدر تنگ میشوند وقتی مثل دیگران میگوییم

عشق مبارک

نمیخواهم که عواطف واحسا ساتم

بازگوی آرزوهای دیگران باشد

عشق بست بندی شده در پاکتهای پستی را دوست ندارم

تورا دوست دارم در آغاز سال

همچنان که تو رادوست دارم

در پایان سال

عشق بزرگتر از همه زمانها

همچنان وسیع تراز همه مکانهاست

برای همین دوست دارم به همدیگر بگوییم:

عشق مبارک

عشق نظم رایج در کلمات وجملات را برهم میزند

عشق اصول وقانون سرش نمیشود

برنظامها وریشه ها میشورد

ومیکوشد همه چیز را

در فرهنگهای عشق ورزی تغییر دهد

سعادصباح

بانوی ماسه وماه

غربی تر از غربیها

توسط محبوبه علی پور | شنبه بیست و ششم بهمن ۱۳۸۷ |
 

به چند سایت وشبکه تلویزیونی عربی وایتالیایی  و آمریکایی وانگلیسی سر میزنم اما همه چیز عادی است  ونشانی از برنامه های خاص برای فرا رسیدن والنتاین نمیبینم .به عکس ایران که حتی مردم ده کوره هایش هم برای این روز به هم هدیه میدهند وپیامکهای عشقولانه میفرستند .البته نفع واقعی را فروشندگان میبرند که  کنار هر وسیله گاوی وگلی گذاشته اند وخدا تومان میفروشند .یاد حرف استادم می افتم که " ما ایرانیها افراطی ترین رفتار را داریم  برای مثال اگه پیش از انقلاب زنان غربی دامن کوتاه میپوشیدند زنان ما دو وجب کوتاه تر میپوشیدند تا یک سر وگردن بالاتر حس متمدن بودن کنند "

به بهانه والنتاین

توسط محبوبه علی پور | جمعه بیست و پنجم بهمن ۱۳۸۷ |
 

روزگاری ست که حتی جوان های عاشق نیز قدر مهتاب را نمیدانند .این ما هستیم که در چنین روزگار دشواری باید نگهبان اعتبار شبهای شفاف وپر شکوه کهکشان شیری وشهابهای فروریزنده باشیم.

 

***

در جهان قدرتی وجود ندارد که بتواند عشق را به کینه تبدیل کند واین نشان می دهد که جهان با همه ی عظمتش در برابر عشق چقدر حقیر است وناتوان.

چهل نامه ی کوتاه به همسرم

نادر ابراهیمی

پ.ن: این کتاب۱۷۵۰ تومانی شگفت انگیز ترین کلاس درس اخلاقی است که تا کنون دیدم .

توسط محبوبه علی پور | چهارشنبه بیست و سوم بهمن ۱۳۸۷ |

بررسي يکي از شيوه هاي درمان ناباروري

تلاشي زنانه براي مادر شدن 

براساس آمار سازمان بهداشت جهاني، ميزان ناباروري در دنيا حدود 10 تا 15 درصد است. حال آنکه، اين ميزان در کشور ما به بيش از

 20 درصد مي رسد. ناگفته نماند، جدود 40 درصد ناباروريها ناشي از عامل زنانه بوده و نزديک به 50 درصد آن نيز به دليل مشکلات در تخمدانهاست.

به همين دليل، يکي از راههاي درمان ناباروري، اهداي تخمک مي باشد.

* مشکلات گيرنده ها

بهره مندي از شيوه اهداي تخمک در سال 1983 جنجالهايي را در محافل عمومي و علمي به پا کرد، از آن روز تا کنون، از شيوه هاي قابل تأمل در درمان ناباروري زنان همين شيوه است، اما چه کساني نيازمند دريافت تخمک هستند؟

فيروزه شفيعي، کارشناس ارشد پرستاري که در يکي از مراکز درمان ناباروري فعاليت مي کند، مي گويد: بانوان متعددي از اين روش مي توانند بهره مند شوند که مي توان به اين افراد اشاره کرد. نخست بانواني که سيکل ماهانه ندارند و قادر به آزادکردن تخمک نيستند. گروهي که به دليل بيماريهاي خاص يا شيمي درماني در کارکرد تخمدانها دچار مشکل مي باشند. زناني که بالاي 45 سال سن دارند اما تمايل به فرزند آوري دارند. همچنين، افرادي که دچار يائسگي زودرس مي باشند و البته موارد ديگري که به اختلال در کارکرد تخمدانها و تخمکها مربوط مي شود.

* شرايط اهدا کنندگان

زن در آستانه پنجاه سالگي بود و اصرار داشت که صاحب فرزند مي شود. پزشک زنان نيز سن او را براي ناباروري مناسب نمي ديد اما زن همچنان پافشاري مي کرد.

- خانم دکتر ! من چهار ساله که ازدواج مجدد کردم. اگر بچه دار نشوم بعد از مرگ شوهرم، بچه هايش از خانه بيرونم مي کنند. ناچارم ...

افراد به انگيزه هاي مختلف به دريافت تخمک مي انديشند اما چه کساني مي توانند مناسب جهت اهداي تخمک باشند؟

دکتر رويا پور قربان، جراح و متخصص بيماريهاي زنان، زايمان و نازايي در پاسخ اظهار مي کند: از آنجا که درمان با تخمک اهدايي در اکثر مراکز درمان ناباروري امکان پذير است. از مسايل مهم در اين زمينه، چگونگي انتخاب فرد اهدا کننده تخمک مي باشد. تعدادي از بيماران ممکن است بخواهند فرد اهدا کننده يکي از بستگان و دوستان آنها باشد. برخي نيز براي دستيابي به فرد دهنده از خدمات مؤسسات مربوط که فرد اهداکننده ناشناس مي باشد، استفاده مي کنند.اگر چه برخي مراکز درماني نيز از ارايه اين خدمات سرباز مي زنند اما بيشتر مراکز درماني مسؤوليت غربالگري فرد دهنده از نظر سازگاري طبي، توليد مثل و روان شناختي پذيرفته مي شود.

شفيعي نيز خاطرنشان مي کند: افراد اهدا کننده معمولاً بهتر است، بيوه باشند چون قرار است به عنوان همسر موقت زوج دريافت کننده باشد البته اين افراد به طور غيابي به عقد هم در مي آيند و شايد هيچ گاه همديگر را نبينند.

همچنين دهنده تخمک بايد تولد يک فرزند سالم را تجربه کرده باشد. سيکل ماهانه وي نيز منظم باشد. از نظر سني هم بهترين حالت آن است که سن او زير 30 سال باشد.

* غربالگري جسمي و رواني

دکتر پور قربان، با اشاره به اهميت سلامت، روند اهداي تخمک نيز تأکيد مي کند: همانند اهدا کنندگان ساير اعضا، دهندگان تخمک نيز بايد به دقت بررسي و غربالگري شوند. همچنين آنان بايد اطلاعات آموزشي کافي و گاه مفصلي را دريافت کنند به طوري که به مفاد قراردادنامه و رضايت نامه را آگاهانه تأييد کنند.وي در ادامه مي گويد: دهندگان تخمک علاوه بر غربالگري طبي بايد قبل از شرکت در برنامه اهداء تحت بررسي جامع رواني- اجتماعي قرار گيرند. زيرا با وجود غربالگري و آماده سازي گسترده تعدادي از دهندگان تخمک در مرحله آخر منصرف مي شوند. از همين رو، توصيه مي شود در جريان انجام هر گونه اهداي تخمک، مشاوره قانوني انجام شود تا در روند اين برنامه، موضوعهاي متعددي در زمينه قانوني رخ ندهد.

* شيوه هاي اهدا

با توجه به آنچه گفته شد، اين پرسش مطرح مي شود که روش اهداي تخمک چگونه انجام مي شود؟

دکتر پورقربان مي گويد: در اين شيوه ابتدا بايد با تجويز دارو، هماهنگي بين سيکل قاعدگي؛ دهنده و گيرنده ايجاد شود. سپس با تزريق داروهاي تحريک کننده تخمک گذاري، تخمدان فرد دهنده را تحريک و در موعد مناسب پس از بلوغ تخمکها در اتاق عمل و با هدايت سونوگرافي و به روش علمي، با سوزنهاي مخصوص تخمکها از تخمدان دهنده گرفته شده و در اختيار جنين شناس قرار مي گيرد تا با نمونه اسپرم شوهر بيمار ترکيب و جنين ايجاد شود. ناگفته نماند گاه به شيوه لاپاراسکوپي از تخمدان مي توان تخمک را گرفت. به هر حال پس از تشکيل جنين، طبق نظر پزشک، يک تا دو عدد جنين در روز سوم تا پنجم به رحم فرد گيرنده منتقل مي شود و چنانچه تعداد جنينهاي تشکيل يافته بيشترباشد، مي توان از جنين شناس خواست، تا آنها را منجمد و نگهداري کند.

شفيقي در اين باره اظهار مي کند: در پايان به مدت 10 سال اين جنين ها نگه داري و فقط به فرد گيرنده منتقل مي شود تا در بارداري بعدي نيز استفاده شود. ناگفته نماند، گاه براي افزايش ضريب موفقيت، بين يک تا پنج جنين به گيرنده منتقل مي شود، از همين رو، امکان چندقلوزايي نيز زياد مي شود.

وي در ادامه مي افزايد: براي اهداي تخمک، بيش از سه بار در سال يعني با فاصله سه ماه يک بار توصيه نمي شود.

اما خانمي را مي شناسيم که يازده بار اهداي تخمک داشته و حتي افرادي همزمان داوطلب اهداي تخمک و رحم اجاره اي بوده اند.

* ابزاري براي پژوهش

باور کردن آن دشوار است. اما چند سالي است در بسياري از کشورها از جمله اسپانيا، بلژيک، يونان و آمريکا تخمک نيز در زمره کالاهاي بازار سياه درآمد است. براي نمونه، در آمريکا مادران ميانسالي که مايل به فرزندداري هستند ولي خود قادر به توليد تخمک نمي باشند، حاضرند به زنان اهدا کننده بيش از پنج تا ده هزار دلار بدهند. حتي برخي پيش از ده هزار دلار را پيشنهاد مي کنند. جالب اينجاست که در سال 2004 ميلادي بيش از ده هزار تخمک در اين کشور اهدا شده است.

شايان ذکر است، طي سالهاي اخير، علاوه بر درمان ناباروري، براي انجام تحقيقات علمي و پزشکي از تخمکها استفاده مي شود. چنانکه پژوهشگران مدعي هستند. با بهره گيري از مازاد تخمکها مي توان راههايي را براي درمان، بيماريهاي قلبي، ديابت، آلزايمر و ... يافت.

 

آيا در کشور ما نيز از تخمکها اينگونه استفاده مي شود؟

شفيقي در پاسخ مي گويد: از آنجا که در اين شيوه، در مرحله اول جنين، با معدوم کردن جنين شده از سلولهاي بنيادي آن استفاده مي کنند و اين شيوه غيراخلاقي به حساب مي آيد اين گونه روشها در کشور ما مرسوم نيست.

* اهداي تخمک و قانون

دکتر پور قربان به ابعاد قانوني و شرعي اهداي تخمک اشاره کرده و مي گويد: در حال حاضر در کشور ما اغلب شيوه هاي رايج درمان ناباروري انجام مي شود. چنانکه ممانعتي از نظر شرعي و قانوني در مورد اهداي تخمک وجود ندارد.

* يک روي ديگر سکه

دخترک 22 ساله بود و قصد داشت ادامه تحصيل دهد. اما نگران بود مبادا او نيز مانند مادر دچار سرطان بشود و تخمدانهايش را بردارند. پس تصميم گرفت پيش از ازدواج با شيوه لاپاراسکوپي چند تخمک از خودش را براي سالهاي بعد ذخيره کند.

يک کارشناس ارشد پرستاري به ديگر کارکرد نگه داري تخمک اشاره کرده و مي افزايد: از آنجا که در جامعه جهاني سن ازدواج افزايش يافته و البته بهترين سن براي بارداري زير 30 سال است. بانوان ترجيح مي دهند در سالهاي 20 تا 30 سالگي با فريز کردن تخمک خويش، آن را براي سالهاي بعد مورد استفاده قرار دهند. البته در کشور ما به دليل هزينه و برخي مسايل ديگر، اين گونه شرايط بسيار نادر است.

* تلاش براي بقاي زندگي مشترک

مرد متأهل بود و سعي مي کرد دردي را که در چهره اش فرياد مي کشيد، پنهان کند.

- همسرم دچار مشکل است. چند ساله درگير درمان او هستيم، خسته شدم. ديگر بچه نمي خواهم. براي اين درمان خانه و خودروام را فروختم، خانه مادرم زندگي مي کنيم.

همين چند ماه پيش يک ميليون و ششصدهزار تومان براي عمل FVI دادم...

اين تصويري است که در زندگي بيش از دو ميليون زوج نابارور مي بينيم. داستان نه چندان خوشايندي که نمي توان ناديده گرفت.

در نشست مطبوعاتي که چندي پيش درباره بيمه و ناباروري برگزار شد. دکتر آخوندي، رئيس پژوهشگاه ناباروري ابن سينا اظهار داشت: چندي پيش امکاناتي از جمله سوبسيد داروها براي زوجهاي نابارور در کشور وجود داشت، گرانترين داروي اين زوجها حدود پنج هزار تومان فروخته مي شد، ولي در حال حاضر اين داروها حدود چهار برابر افزايش قيمت يافته است.

وي همچنين معتقد است: درگذشته دولت دومين هزينه را بعد از جراحي هاي قلب براي درمان در خارج از کشور، در مورد درمان ناباروري پرداخت مي کرد اما در حال حاضر هيچ امکان حمايتي به طور خاص از درمان ناباروري صورت نمي گيرد.

اسحاقي که چندين سال است در مراکز ناباروري فعاليت دارد، نيز مي گويد: واقعاً جاي تعجب است که براي مسؤولان و متوليان درمان کشور، مقوله درمان ناباروري در حد جراحي بيني است. در حالي که هر روزه در مراکز درمان ناباروري دهها زوج جوان نااميد از درمان و هزينه آن، ناچار به فروپاشي کانون خانواده مي شوند.

وي اظهار مي کند: زماني ناباروري معضلي افزونتر به حساب مي آيد که زن عامل آن باشد. چون تجربه نشان داده اغلب مردها از حق خود براي پدر شدن، چشم پوشي نمي کنند. اين در حالي است که زنان ناچارند فشارهاي رواني بيشتري را از سوي اطرافيان تحمل کنند. همچنين، اين گروه، اغلب به دليل ناتواني اقتصادي نمي توانند هزينه هاي درمان خود را تأمين کنند. از همين رو، آسانترين گزينه از سوي خانواده انتخاب مي شود که همان طلاق زن مبتلا به ناباروري است.

اسحاقي در ادامه پيشنهاد مي کند: از آنجا که آسيبهاي نا باروري و پيامدهاي نظير طلاق اين افراد، بر تمام جامعه مي تواند اثر ناخوشايند بگذارد و مسايل روحي و رواني بسياري را براي اين زوجها فراهم کند، توصيه مي کنم مراکز خيريه با اين افراد همکاري کنند و گره گشاي مشکلات آنان باشند.

همچنين، از اين نهادهاي حمايتي تقاضا مي کنيم، زناني را که شرايط مساعدت در درمان ناباروري دارند به مراکز مربوطه معرفي کنند.

وي تأکيد مي کند: اما مهمترين عاملي که مي تواند در درمان ناباروري مؤثر باشد. افزايش خدمات و تسهيلات بيمه در درمان ناباروري است.

بنابراين، از مسؤولان تقاضا دارم، بي توجه از کنار مشکل بيش از دو ميليون زوج اين کشور نگذرند.

 

توسط محبوبه علی پور | شنبه نوزدهم بهمن ۱۳۸۷ |

 

داروهای گیاهی از تولید تا مصرف

 

راهی که همیشه هموار نیست

براساس گزارش سازمان بهداشت جهاني، 80 درصد مردم دنيا يعني حدود 4 ميليارد نفر از آدمهاي كره خاكي از گياهان دارويي

استفاده مي كنند كه اين نشان از گرايش روز افزون مردمان جهان به بهره مندي از طب گياهي دارد.

اما در كشور ما به رغم سابقه استفاده از اين شيوه درماني، هنوز هم توليد داروهايي با پايه شيميايي، غالب است. واقعاً علت اين مسأله چيست؟

 

چرا پزشکان راغب نیستند؟

دكتر ديزجي، داروساز در اين باره مي گويد: اين مقوله چند بعدي است و بايد از زواياي مختلف به آن توجه شود. يكي از علل آن به پزشكان ارتباط دارد، براي نمونه برخي از آنان اطلاعاتي درباره توليد داروهاي گياهي تأييد شده ندارند. عده اي نيز اعتمادي به اين فرآورده ها ندارند. بنابراين براي درمان، داروهاي شيميايي را ترجيح مي دهند. بخشي از عدم رغبت به محصولات گياهي به نحوه توليد آنان مربوط مي شود. چنانكه مشاهده مي شود يك فرآورده گياهي در كارخانه هاي توليد دارو با كيفيتهاي متفاوت توليد و عرضه مي شود. به طوری که شاید برخی از آنان فاقد خاصیت لازم به حساب  می آید .از همین رو پزشکان علاقه مند به تجویز چنین داروهایی نیستند .

 

دكتر حسين پور، كارشناس مسؤول كنترل بيماري هاي عفوني، توليد كنندگان دارو را مؤثر در بي اعتمادي پزشكان دانسته و اظهار مي كند: به اعتقاد من، آنچه باعث انتخاب دارويي براي درمان بيماران مي شود، كيفيت و نتيجه بخش بودن است و به صرف اينكه دارويي پايه گياهي دارد و به طور حتم نيز مفيد است معتقد نيستم. چنانکه میبینیم متادون پایه شیمیایی دارد اما کم ضرر تر از مواد مخدر است از همین رو در ترک اعتیاد مصرف میشود .

وي ادامه مي دهد: به نظر من علت بي علاقگي به مصرف علمي داروهاي گياهي در كشور ما ضعف در پژوهش است. ما با استناد بر تجربه درمان با داروهاي گياهي قصد ترويج آن را داريم، حال آنكه بايد سعي شود، روند مصرف فرآورده هاي گياهي، براساس پژوهش و بررسي از تجربه به علم تبديل شود. به این ترتیب ابتدا ماده ترکیبی داروی مورد نظر بررسی شود .سپس عوارض آن بر روی حیوانات مورد تحقیق قرار گیرد .در ادامه بر روی داوطلبان آزمایش شود.مرحله دیگر نیز اثبات وتایید آن در کتب علمی ومعتبر است .بنابراین هر محصول دارویی حداقل باید این چهار مرحله پژوهش را طی کند تا بتوان به عنوان یک داروی موثر پذیرفته شود .

دكتر حسين پور بر توليد داروهاي گياهي در جهان اشاره كرده و مي افزايد: نمي توان بهره مندي ساير ملل از داروهاي گياهي را رد كرد، اما آنها در توليدات اين فرآورده ها به مقوله تأييد سازمانهاي بين المللي، درجه بندي محصولات و... دارد كه حاکی از معتبربودن محصولات است .

 

دكتر ناصر وحدتي، دانشيار دانشكده داروسازي درباره نقش پزشكان در تقويت جايگاه داروهاي گياهي مي گويد: يكي از راههاي ورود داروهاي گياهي به چرخه درمان كشور، ورود آن به شيوه درمان كلاسيك پزشكان و پروتكلهاي درماني است، از همين رو، بايد اين مسايل نيز در سيستم آموزش و درمان گنجانده شود. به این ترتیب اگر دارویی حتی به میزان 20-30 درصد در نسخه های پزشکان ذکر شود به مرور ایام مردم به عنوان "دارو" میپذیرند ..برای نمونه می توانبه قطره سن کل ویا قرصهای سیلاکس اشاره کرد.

 

وی همچنین اظهار میکند :اقبال پزشکان به این محصولات نیز بیهوده نیست چرا که مردم باید بدانند برخلاف داروهای شیمیایی که ماده خالص هستند داروهای گیاهی در موارد محدود ومعدودی کاربرد درمانی موثر دارند وهمیشه نمی توان جا نشین داروهای شیمیایی شوند .به طوری که بیماران دیابتی یا مبتلایان به فشار خون و... نمیتوانند با داروهای گیاهی بیماری خویش را تنظیم کنند  بنا براین اگر قرار است جایگاه مطلوب خود را بیابد باید مثل داروهای شیمیایی استاندار ودارای دوز مشخصی باشد . همچنین به دلیل عدم تشخیص افتراقی استاندارد نیست  از همین رو قابل اعتماد نمی باشد .ناگفته نماند از نظر اقتصادی نیز مقرون به صرفه باشد .

 

مردم چه مي گويند

تجربه نشان داده مردم نيز به عنوان مصرف كنندگان داروها در گرايش به توليد و عرضه داروهايي با پايه گياهي مؤثرند.

منصوره حسيني كه خود تجربه مصرف اين گونه داروها را دارد، مي گويد: مرتب به آفت وساير زخمهاي دهان مبتلا مي شدم و داروهاي مختلفي را مصرف مي كردم تا آنكه پزشكي دارويي به نام «پرسيكا» را كه گياهي بود تجويز كرد. ابتدا مردد بودم اما وقتي مصرف كردم و نتايج خوبش را ديدم. حال به عنوان دارو پذيرفتم و ديگر به مصرف داروهاي گياهي با ترديد نگاه نمي كنم.

افسانه - ن كه 33 سال دارد هم اظهار مي كند: من به دليل بارداري با تجويز پزشك داروي گياهي مصرف كردم و نتايج مثبتي هم داشت. اما به نظر خودم هميشه نمي شود به داروهاي گياهي اعتماد كرد. چراکه نظیر داروهای  شیمیایی تخصصی تولید وعرضه نمی شود .برای مثال من خودم دچار دندان درد بودم وبا توصیه دوستان " افشره میخک "مصرف کردم اماپس از چند لحظه دچار ناراحتی شدم .با مراجعه به پزشک متوجه شدم که به آن حساسیت دارم

وحدتی  ابعاد روانی قبول یا نفی فر آورده های گیاهی را در طب موثر دانسته و میگوید : گاهی بیماران تجویز داروهای گیاهی را نشان از قدیمی بودن وبه روز نبودن دانش پزشک دانسته و به طبابت او شک میکند وهستند بیمارانی نیز که به دانش سنتی پزشک اطمینان دارند لذا تجویز ومصرف اینگونه موارد نیاز به دقت و دانش پزشک و تولید محصولات کار آمد دارد .

 

سهم 3 درصدي در بازار دارو

در جهان حدود 7500 گونه گياهان دارويي وجود دارد كه از 900 فرآورده آن دارو توليد مي شود. حال آنكه در كشور ما

با وجود تنوع گياهي، توليد دارو بر پايه گياهان خيلي ناچيز است.

دكتر ابراهيمي، مدير تحقيقات شركت دارويي «ايران داروك» در اين باره مي گويد: در حال حاضر حدود 7 تا 11 شركت در عرصه توليد داروهايي با پايه گياهي فعاليت دارند و سهم بازار داروهاي گياهي حدود 3 درصد داروهاي شيميايي است.

وي مي افزايد: با توجه به اينكه كشت اين گياهان در ايران مكانيزه و مطابق استانداردهاي بين المللي نيست، بنابراين، استقبال از اين فرآورده ها در حد انتظار نمي باشد. در مقوله صادرات اين محصولات نيز همين امر دخالت دارد از همين رو، كشورهايي نظير هند و چين در اين زمينه فعال تر از ما هستند.»

 

درآمد 8 ميليارد دلاري چيني ها

شواهد آماري نشان از آن دارند كه سهم ايران در تجارت جهاني كمتر از 2 درصد است حال آنكه چين سالانه 8 ميليارد دلار از توليد گياهان دارويي درآمد به دست مي آورد.

در اين راستا براي آنكه بتوان حتي در جذب بازارهاي خارجي و داخلي گياهان دارويي موفق بود بايد بين شيوه هاي سنتي و كلاسيك درمان تلفيق و آشتي ايجاد كرد و رقم 228 قلم داروي گياهي توليد داخل را به رقم بالاتري رساند.

 

تامل

توسط محبوبه علی پور | جمعه هجدهم بهمن ۱۳۸۷ |
هنوز از سکر دلنشین افسون بیضایی در نیامده ام که فیلم پچ آدامز نابودم میکند .واقعا عالی بود .وقتی این اثر را با فیلمها وسریالهای معلوم الحال مقایسه میکنم .با خودم میگویم :بعضی ها دست به خلق هنری میزنند تا به دیگران تاکید کنند که بلاهت وجودتان را گرفته وگرنه این مدت فیلم مذخرف مرا نمیدیدید وبافراغ خاطر بخندند .....

 

* تصویر واقعی دکتر آدامز

 

پ . ن :سر گذشت ویلیامزهم قابل توجه است او بعد از رسیدن به مرز نابودی واعتیاط مفرط به الکل زندگی تازه ای را از سرگرفت.

کاملا خصوصی

توسط محبوبه علی پور | چهارشنبه شانزدهم بهمن ۱۳۸۷ |
دیشب فیلم "وقتی همه خوابیم"اثر بیضایی را دیدم.پس سکوت کنید تا من طعم این فیلم را بازهم مزه مزه کنم .

مکث

توسط محبوبه علی پور | سه شنبه پانزدهم بهمن ۱۳۸۷ |
پاروی گلهای فریبنده قالی که میگذارم تنم مور مور میشود واستخوانهایم میسوزد.این عدالت نیست .خانه من .زندگی من . به قیمت شادی کودکانه لیلا تمام شود وجلوه های همین مشت خانه نتیجه روزهای جوانی نکرده اوباشد .این روزها از رنگها .از نقشها واز فرشها بیزارم

زنانه ها

توسط محبوبه علی پور | دوشنبه چهاردهم بهمن ۱۳۸۷ |
زیر طاق آسمون ماجراهای عجیبی مثل این رخ میدهد.

توسط محبوبه علی پور | دوشنبه چهاردهم بهمن ۱۳۸۷ |
من قانعم

به همان یک لبخند محو

به همان یک فنجان قهوه تلخ

به همان یک وجب سرشانه ات

برای روزهای سخت سخت

توسط محبوبه علی پور | دوشنبه چهاردهم بهمن ۱۳۸۷ |
از شرکتهای فعال در عرصه اینترنت وسایر تکنولوژی نوین می توان از شرکت آریا رسانه تدبیر یاد کرد.  .همچنین دوستی ازاین شرکت گاه گاه به من سر میزند ونظر میدهد که امیدوارم با ارایه نظرات با آدرس مشخص فضای پاسخگویی را نیز فراهم کند.

دنیای زنان

توسط محبوبه علی پور | دوشنبه چهاردهم بهمن ۱۳۸۷ |
نمایشگاه عکس "آن روز فروغ را در باغچه کاشتند" ، مربوط است به عکسهای روز خاکسپاری فروغ فرخزاد. این عکسها را عکاسش یحیی دهقان پور بعد از 42 سال، در گالری راه ابریشم به نمایش گذاشته است.

این نمایشگاه تا 20 بهمن ادامه دارد و شنبه تا چهارشنبه از 11 صبح تا 7 عصر و پنج شنبه ها از 5 تا 8 عصر باز است.

آدرس راه ابریشم : فرمانیه- پلاک112

 

کاملا خصوصی

توسط محبوبه علی پور | شنبه دوازدهم بهمن ۱۳۸۷ |
بعضی وقتها که به سایتها ووبلاگهای دوست داشتنی ام سرک میکشم .مثل آدمی هستم که از هجوم خنجرها به دیواری پناه میبرد.

دنیای زنان

توسط محبوبه علی پور | جمعه یازدهم بهمن ۱۳۸۷ |
 

از زنان مشهور این روزگار نخست وزیر اوکراین است.سیاستمداری که با خود هزار اما واگروپرسش را به همراه می آورد .اخیرا نیز اونقل محافل نشریات روسی شده است.

چنانکه طرز لباس پوشیدن و موهای بافته شده خانم"یولیا تیموشنکو "(به اوکراینی: Юлія Тимошенко) نخست وزیر اوکراین ، توجه خبرگزاری روسی ریانووستی را به خود جلب کرده است.

به گزارش عصرایران به نقل از این خبرگزاری  ، اولین چیزی که در ظاهر این نخست وزیر جلب نظر می کند و او را از دیگر زنان سیاستمدار متمایز می سازد ، موهای بافته شده اوست که به طرز خاصی دور سرش پیچیده است ، به گونه ای که شایعاتی وجود دارد مبنی بر این که این موها ، طبیعی نیستند اما تیموشنکو در پاسخ به سوال خبرنگاری در ا ین مورد گفته است: شوهرم خواسته موهایم را بلند کنم، اما از آنجایی که نمی توانم در کار رسمی و سیاسی با موی باز ظاهر شوم، بهتر است آنها را ببافم.
او برای اولین بار در سال 2002 با این مدل مو در انظار عمومی ظاهر شد.

لباس های تیموشنکو نیز از موارد مورد علاقه رسانه ها به شمار می رود و این مساله آنقدر جدی است که وی در واکنش به اخبار مختلف منتشره درباره لباس هایش گفته است: می خواهم زیبایی را وارد سیاست کنم.

گفته می شود ، تیموشنکو ، خود طراح لباس است و در کنار کشورداری ، بخشی از وقت خود را به طراحی لباس های خودش می پردازد و سپس طرح هایش را جهت اجرا به "آینا گاسا" طراح معروف لباس می دهد.



او لباس های مارک Louis Vuitton و زینت آلات Chanel را ترجیح می دهد و همیشه کفش پاشنه بلند می پوشد.

با این حال ، ریانووستی می نویسد که برخی منتقدان غربی ، طرز لباس پوشیدن وی را مناسب یک بانوی سیاستمدار نمی دانند و استدلال می کنند که این نوع پوشش ، باعث جلب توجه مردان می شود ؛ این انتقادات وقتی تشدید شد که وی در یک مراسم رسمی ، لباسی بدن نما پوشیده بود!

البته برخی نیز می کوشند نوع لباس پوشیدن وی را به پیام های سیاسی اوکراین مرتبط کنند ، از جمله وقتی در جریان اختلافات گازی ، لباسی سرخابی رنگ پوشید، از سوی رسانه ها به عنوان نماد "صلح گازی" تعیبر شد.

یولیا تیموشنکو ، ۲۷ نوامبر ۱۹۶۰ به دنیا آمده، در سن ۱۹ سالگی ازدواج و در رشته اقتصاد تحصیل کرده است . او اکنون با دختر ۲9 ساله اش اوژنیا وشوهرش در اوکراین زندگی می‌کند.

وی غیر از فعالیت‌های سیاسی، از سرمایه داران بزرگ کشورش در صنعت گاز است .

نشریه  Forbes در سال ۲۰۰۵ او را سومین زن قدرتمند جهان پس از کاندولیزا رایس در آمریکا و وویی در چین معرفی کرد.
 

توسط محبوبه علی پور | جمعه یازدهم بهمن ۱۳۸۷ |
ازوبلاگهای دوست داشتنی من وبلاگ دیر تش باد است .اسمش عجیب بود واولین بار در سایت استاد آشوری درباره اش خواندم .در واقع درباره باد گرمی که مردم بوشهر میگویند تش باد .اما این باد نا آشنا مرا با یک پدیده شگفت  آور تر آشنا کرد  که همان سرباز معلم جوان بود .نویسنده ای که ذاتا روح واژ ه ها را میشناسد و هم نفس با طنین کلمات است .این وبلاگ همیشه برای من سبز است .

kaloo !

* پ.ن: من هم مصاحبه ای با این سرباز معلم انجام دادم که اینجامیتوانید بخوانید.

وخدا عشق را آفرید

توسط محبوبه علی پور | جمعه یازدهم بهمن ۱۳۸۷ |
اگه خدا رو برای هیچ نعمتش شاکر نباشم.حتما وحتما در پیشگاهش به خاطر آفرینش "عشق وامید"سر

 بندگی فرو میارم .چون هرجا اینا بودن من خود خدارو دیدم وامروزبازهم در صحنه ای عاشقانه خدارا دیدم

 که لبخند باشکوهش رو نثار بنده ها میکرد . صحنه ای که باز بهانه ای شد برای نوشتن.

به نظرم خدا هم به خاطر عشق دست به آفرینش کائنات وجهان زده .به قول بوبن خدا عشق رو

آفرید تا ما بهشت رو فراموش نکنیم .

دنیای زنان

توسط محبوبه علی پور | چهارشنبه نهم بهمن ۱۳۸۷ |

 

 

«... با كشتن من هيچ دردي دوا نمي‌شود... با مرگ من فعاليت سازمان سيا در كشور شما متوقف نمي‌شود و بلكه با وسعت بيشتري ادامه خواهد يافت... سازمان سيا نه تنها در كشور شما بلكه در همه جهان چه در ممالك كمونيستي و وابسته به اردوگاه شرق و چه در ممالك سرمايه‌داري وابسته به بلوك غرب فعاليت وسيعي دارد... اگر مي‌خواهيد از شر اين سازمان راحت شويد بايد ايالت ويرجينياي آمريكا كه حافظ مقر آن مي‌باشد، را نابود كنيد...»

 

عبارات فوق آخرين جملات از دفاعيات «باندا» جاسوسه‌اي كه در سال 1952 از جانب سازمان سيا در كشاكش جنگ خونين دو كره به كشور كمونيستي كره شمالي فرستاده شده بود. وي كه مادرش نيز 10 سال پيش از آن به جرم جاسوسي به نفع آلمان نازي توسط فرانسويان دستگير و اعدام شده بود، پس از اين محاكمه در شهر پيونگ يانگ (پايتخت كره شمالي) به جوخه آتش سپرده شد.

 

«باندا» يكي از هزاران جاسوسه‌ائي است كه در سازمان‌ سيا و يا ساير سازمانهاي اطلاعاتي كشورهاي عمده جهان در خدمت اهداف جاسوسي قرار داشته و دارند .

 

«باندا» دختري كه هنگام مرگ خود 35 سال داشت، از زمان اعدام مادرش به دست فرانسويها وارد فعاليتهاي مخفي و زير زميني شد. اما دستگاههاي اطلاعاتي غرب نه تنها وي را به سرعت شناسائي كردند بلكه توانستند او را با پول و تأمين رفاه زندگي، در استخدام خود درآورند. او به سرعت بعنوان يك جاسوسه زيرك و توانا در خدمت آمريكا درآمد.

 

وي به مدت 2 سال در داخل كره شمالي توانست اطلاعات سياسي و اقتصادي و نظامي را از طرق مختلف جمع آوري كند و در اختيار آمريكا در جنگ كره قرار دهد. اما وي نه اولين زني بود كه در خدمت هدفهاي توسعه‌طلبانه جاسوسي قرار داشت و نه آخرين آن بلكه استفاده از زنان در امر جاسوسي پيشينه‌اي طولاني دارد. پيشينة اي كه با تاريخ پيدايش پديده جاسوسي ارتباطي تنگاتنگ دارد.

 

 

سازمان جاسوسي انگلستان موسوم به «اينتليجنس سرويس»  نیز كه بيش از 4 قرن از عمر آن مي‌گذرد، نخستين سازمان جاسوسي است كه براي تسهيل در كشف اسرار سياسي و يانظامي و يا صنعتي كشورها از وجود جاسوسه‌هاي انگليسي استفاده كرده است.

 

سازمان مزبور زناني را كه از چهره و اندام موزون و زيبائي برخوردارند به استخدام خود درآورده و آنان را به عنوان مسافرين عادي و با گذرنامه‌ها و مدارك عادي روانه كشورها مي‌كند اين افراد معمولاً سعي مي‌كنند در همسايگي و در نزديكي مراكزي كه مأموريت جاسوسي در آن را دارند اقامت نمايند.

 

آنان با رفت و آمدهاي زياد و خودنمائيهاي تعمدي بتدريج به داخل مركز فوق راه مي‌يابند و در نتيجه اين رفت و آمدها و معاشرتها رفته رفته به اسرار مورد نياز خود دسترسي پيدا مي‌كنند. گاهي برقراري اينگونه ارتباطات كه بايد حاصل اطمينان متقابل باشد به ماهها و شايد سالها وقت احتياج دارد و بهر حال تبحر و مهارت جاسوسه در كوتاه كردن طول اين مدت نقش اساسي دارد.

 

يكي از اين جاسوسه‌هاي انگليسي دختري بود به نام «ژوتردبل» كه از 24 سالگي در سازمان جاسوسي انگليس استخدام گرديد و مورد آموزشها و تعليمات ويژه جاسوسي قرار گرفت. وي در سال 1915 و در شرايطي كه يكسال از جنگ جهاني اول ميگذشت از سوي سازمان جاسوسي انگليس عازم قاهره شد .

 

نامبرده مأمور بود در داخل نهضتها و حركتهاي اسلامي ضد استعماري در مصر نفوذ يابد. وي در اين رابطه خدمات شاياني به انگليسي‌ها كرد. او همچنين با تن دادن به اعمال منافي عفت موفق شده بود حتي در سفارتخانه‌هاي خارجي در قاهره نيز نفوذ نمايد و اطلاعات گرانبهائي را به مرور زمان كسب كند. نامبرده سپس با مأموريتها و وظائف مشابهي به صحراي باختري آفريقا، عربستان سعودي سودان، هند، عراق، و اردن سفر كرد و اطلاعات محرمانه فراواني از اوضاع سياسي اين كشورها را در اختيار «اينتليجنس سرويس» قرار داد. وي در 1926 در حادثه‌اي جان خود را از دست داد. او گاهي در اين معاشرتها موفق مي‌شد با مست كردن افرادي كه منبع اطلاعاتي مهمي به شمار مي‌آمدند، در عالم مستي از آنان اطلاعات كسب كند.

 

به گزارش ایونا ،  سازمان جاسوسي شوروي سابق موسوم به «كا. گ. ب» نيز اين شيوه جاسوسي و استفاده از دختران در امر كسب خبر را كه بخصوص از اوائل به قدرت رسيدن برژنف در 1964 ميلادي در شوروي معمول گرديد، از انگليسي‌ها فرا گرفته است.

 

تقليد روسها از انگليسي‌ها در امر استفاده از زنان زيبا براي اقدامات جاسوسي در پي حادثه‌اي اتخاذ شد كه در 1961 در لندن بر سر يك جاسوس روسي اتفاق افتاد .

 

در اين سال جرائد انگليسي از فعاليتهاي جاسوسي «كا. گ. ب» در لندن از زبان يكي از جاسوسان ديپلمات نماي شوروي به نام «ايوانف» پرده برداشتند .

 

ايوانف جوان بخاطر علاقه به يك دختر انگليسي به او پيشنهاد ازدواج كرده بود و دختر انگليسي كه «كريستين كيلر» نام داشت و خود يكي از جاسوسه‌‌هاي «اينتليجنس سرويس» بود اين پيشنهاد را ظاهراً به دليل دوگانگي مليت،‌ رد كرد ولي صرفاً براي كسب اطلاعات از تشكيلات جاسوسي روسها ارتباط خود را با ايوانف حفظ كرد. او پيشنهاد ايوانف را بگونه‌اي پاسخ داد كه نامبرده مطمئن گردد وي شديداً به او علاقمند است و فقط مسأله مليت مانع ازدواج رسمي آنان است و اين مسأله هيچگاه مانع ارتباط دائمي آنان نخواهد شد .

 

بدين ترتيب تماس مستمر«كريستن كيلر» و «ايوانف» با يكديگر ادامه يافت تا اينكه در تاريخ هشتم ژوئيه 1961 ايوانف ناگهان مشاهده كرد كه جرائد انگليس وي را بعنوان جاسوس معرفي كرده و تمامي اقدامات و فعاليتهائي را كه وي بخاطر ابراز صداقت خود و در نتيجه اعتماد به «كريستين كيلر» نزد او مطرح ساخته بود، به شكلي مدون انتشار داده‌اند .

 

در پي اين واقعه ايوانف بعنوان جاسوس از كشور اخراج شد و بعداً روسها فهميدند كه سازمان جاسوسي انگليس پس از شناسائي دقيق ايوانف تعمداً يكي از دختران مأمور خود را بر سر راه او قرار داده تا به تدريج نظرش را جلب كند و با وي ارتباط برقرار كند و از هويت او مطلع گردد. جالب است كه گفته شود اين واقعه كه نمايانگر موفقيت سازمان جاسوسي «اينتليجنس سرويس» بوده است بعدها به صورت يك فيلم سينمائي ساخته شد و در سينماهاي لندن به نمايش درآمد.

 

اين حادثه موجب شد كه روسها از وجود زنان در امر پيشبرد فعاليتهاي جاسوسي خود استفاده كنند. چند سال پس از ماجراي رسوائي «ايوانف» سازمان جاسوسي «كا.گ.ب» در سال 1964 توانست با استفاده از يك جاسوسه روسي از مهمترين اسناد ديپلماتيك سفارت سوئد در مسكو رونوشت برداري كند بدون آنكه هيچ يك از كارمندان و مقامات سفارتخانه متوجه موضوع شوند .

 

قضيه به اين شكل بود كه از مدتها قبل يك زن فاحشه روسيه كه براي «كا. گ. ب» كار مي‌كرد با مأمور نگهبان درب ورودي سفارت به تدريج رابطه برقرار كرده بود و روزي كه قرار بود مأموران «كا. گ. ب» براي رونوشت برداري از اسناد محرمانه داخل سفارت عازم محل شوند كليه كاركنان سفارت به يك جشن ميهماني دعوت شده بودند به همين خاطر زن فاحشه براي مدت كمتر از يك ساعت با نگهبان سفارتخانه در نقطه نامعلومي قرار ملاقات گذاشته و موضوع را مخفيانه به مأموران عملياتي اداره كل دوم «كا. گ. ب» اطلاع داده بود.

 

در طول اين يكساعت نگهباني از درب ورودي سفارت به سگهاي بزرگ و درنده و تربيت شده كه متعلق به سفارتخانه بود سپرده شد. مأموران كا. گ. ب كه به اين ترتيب در لحظه عمليات تنها با مقاومت سگها مواجه بودند، با كمال آرامي و خونسردي به آنها نزديك شده و گوشت زيادي را كه از قبل به همين خاطر تهيه كرده بودند به سگها دادند و آنها را به تدريج رام كردند. سپس 12 مأمور (در حاليكه چند تن ديگر از مأمورين مشغول سرگرم كردن سگها بودند) وارد سفارتخانه شدند و در ظرف كمتر از يك ربع ساعت اقداماتي را كه بايد انجام دهند با موفقيت به پايان رساندند.

 

روسها تا قبل از فروپاشي شوروي كه سازمان جاسوسي كا. گ. ب، برقرار بود، اعتقاد داشتند كه هر زن باهوش را مي‌توان با آموزشهاي لازم ولو در مدت طولاني به يك جاسوسه درجه يك بدل ساخت تا در خارج از كشور به مأموريت بپردازد .

 

 

استفاده از وجود زنان در امر فعاليتهاي جاسوسي كه بخصوص از نيمه دوم قرن بيستم ميلادي رايج شد، اكنون در تمامي سازمانهاي جاسوسي كاربرد مؤثر دارد. با اين تفاوت كه بعضي از جاسوسان مانند «باندا» در سنين جواني، جان خود را در اين راه از دست دادند و بعضي ديگر مانند «گلداماير» صهيونيست، عالي‌ترين مدارج ترقي را نيز طي كردند. گلداماير كه از سال 1969 تا 1974 به مدت 5 سال نخست‌وزير رژيم صهيونيستي بود، در سنين جواني يكي از جاسوسه‌هاي يهودي بود كه براي تشكيلات مخفي گروههاي تروريستي يهودي در فلسطين جاسوسي مي‌كرد.

 

در سالهاي قبل از تأسيس دولت اسرائيل، گروههاي مخفي يهودي جاسوساني را به چند كشور عربي خاورميانه فرستاده بودند تابتوانند ارزيابي صحيحي از واكنش اين دولتها، پس از اعلام رسمي حكومت اسرائيل در 1948 داشته باشند. گلداماير كه در آن زمان يك زن جوان يهودي بود در پوشش يكي از همين جاسوسان و بعنوان توريست راهي اردن شد و در مجاورت خانه چند تن از نظاميان اردني اقامت گزيد. وي به تدريج توانست بعنوان يك زن اروپائي (گلداماير لهستاني‌الاصل بود) نظر چند تن از افسران اردني را به خود جلب كند و طرح دوستي با آنان بريزد. گلداماير با تن دادن به فحشا توانسته بود در داخل نظاميان رژيم اردن نفوذ نمايد و از اسرار آنان رفته رفته مطلع گردد. وي چند روز قبل از اعلام تأسيس اسرائيل توسط بن‌گوريون، وارد فلسطين اشغالي شد و تصميم ارتش اردن را براي جنگ با اسرائيليها در حد يك «احتمال قوي» به مقامات صهيونيستي اطلاع داد.

 

وي سپس اطلاعات محدودي را كه توانسته بود از نيروهاي نظامي اردن و مراكز و مقر آنان جمع‌آوري كند در اختيار صهيونيستها قرار داد. گزارشاي دقيقتري نيز ساير جاسوسان رژيم صهيونيستي از پايتخت‌هاي مصر و لبنان و سوريه آورده بودند و دولت بن‌گوريون نيز با استفاده از اين اطلاعات توانسته بود به سرعت گروههاي تروريستي خود را در يك سازمان منسجم نظامي بسيج كند و با برخورداري از حمايت تسليحاتي آمريكا به تقويت بنيه نظامي خود بپردازد. نتيجه اين تلاشها و اقدامات، پيروزي سريع صهيونيستها بر ارتشهاي عربي در جنگ 1948 بود.

 

همچنین  

 

«آلنا» دختر سفيد روي آمريكائي با خوزه همسر نيكاراگوئي‌الاصلش، در يكي از روزهاي گرم ژوئيه 1980 براي گذراندن تعطيلات تابستاني خود عازم ميامي آمريكا بودند .

 

خوزه از فعالين سياسي در جنبش ضد آمريكائي ساندينيستها در نيكاراگوئه بود و آلنا دانشجوي فارغ‌التحصيل رشته حقوق از دانشگاه پنسيلوانياي آمريكا بود كه از 2 سال پيش به گفته خودش براي تفريح و سياحت به نيكاراگوئه رفته بود. آنها يكسال بود با يكديگر ازدواج كرده بودند. اين اولين بار بود كه خوزه وارد خاك آمريكا مي‌شد .

 

آنها همچنين اولين مسافرت خارجي خود را پس از ازدواج آغاز كرده بودند. پس از رسيدن به مقصد و ورود اين زوج به ترمينال، در يك لحظه كه خوزه چشم به ريل مخصوص حركت بار تخليه شده از هواپيما چشم دوخته بود، ناگهان آلنا ناپديد شد. هر چه خوزه به دنبال همسر خود گشت، او را نيافت. بار خود را از ريل برداشت و به گوشه ترمينال انتقال داد. او ساعتي بعد و هنگامي كه قصد داشت به دفتر پليس فرودگاه ميامي براي ياري خواستن مراجعه كند ناگهان توسط دو مأمور پليس فدرال آمريكا F.B.I بازداشت شد.

 

خوزه از علت بازداشت خود خبر نداشت اما در مدت يكماه قرنطينه به وي گفته شد كه آلنا همسر وي نيست بلكه جاسوسه‌اي است كه صرفاً براي فراهم آوردن زمينه‌هاي انتقال او به آمريكا و محاكمه وي در داخل آمريكا، با وي ازدواج مصلحتي انجام داده است!

 

خوزه يكماه بعد از زندان آزاد شد و بيدرنگ با هواپيما از آمريكا اخراج (خارج) گرديد. او ديگر همسر مورد علاقه خود را نيافت ولي منابع پليس امنيتي نيكاراگوئه نيز به خوزه متذكر شدند كه وي در دام شبكه جاسوسي اف بي آي آمريكا افتاده است.

 

«آلنا كريستوفر» كه از لحظه ورود به دانشگاه پنسيلوانيا جذب سازمان جاسوسي F.B.I آمريكا شده بود به زودي توانست از چهر‌ه‌هاي مطمئن و مورد اعتماد اين سازمان گردد. او توسط اين سازمان به فعاليت در بخش معاونت آمريكاي مركزي در سازمان F.B.I مشغول شد و به عنوان جاسوسه اين سازمان عازم نيكاراگوئه گرديد .

 

آمريكاي مركزي در حقيقت حوزه مأموريت آلنا شده بود و ازدواج مصلحتي وي با «خوزه پاستورا» كه يكي از سياسيون جبهه حاكم ساندنيستي محسوب مي‌شد، صرفاً با هدف فريفتن وي و بردن او به آمريكا و تحويل وي به پليس فلوريدا براي تخليه اطلاعاتي نامبرده صورت گرفت.

 

آلنا بعداً و در ژوئيه 1984 براي انجام مأموريت مشابهي عازم مكزيك شد ولي ديگر خبري از وي انتشار نيافت.

 

 

در 1973 يك جاسوسه 28 ساله انگليسي به نام «كري» براي فراهم آوردن زمينه‌هاي انتقال يك عضو ارتش جمهوريخواه ايرلند شمالي (ارتشي كه سالهاست مشغول جنگ با نيروهاي اشغالگر انگليسي در ايرلند شمالي است) به لندن، با وي ازدواج كرده و از او صاحب يك فرزند نيز شده بود. اما همه چيز پس از انتقال اين خانواده به لندن در 1975 خاتمه يافت. «كري» به سراغ كار خود رفت، «جان اسپينس» عضو مؤثر ارتش جمهوريخواه ايرلند روانه زندان مركزي لندن شد و بچه آنها به مركز نگاهداري از كودكان بي‌سرپرست تحويل داده شد.

 

«ويليام كيسي» كه از آغاز سال 1981 همزمان با ورود رونالد ريگان به كاخ سفيد عهد‌دار رياست سازمان جاسوسي آمريكا موسوم به «C.I.A» بوده است در كتاب خاطرات خود غيرمستقيم به حضور فعال جاسوسه‌ها در شعبات اين سازمان اشاره مي‌كند. وي مي‌نويسد:

 

«... يك كارمند موفق براي سازمان من كسي است كه در نهايت شهامت از زندگي خود بگذرد و از سرنوشت آينده خود نهراسد. كارمند موفق كسي است كه حتي در شرايط پيش‌بيني قتل خويش، دست از كار و مأموريت خود نكشد. اين شهامت، مرد و زن نمي‌شناسد، البته از هر دو اينها در سازمان خود داريم و شاهد فعاليت مؤثر آنها در همه حوزه‌هاي كاري خود هستيم اما هيچ سازمان امنيتي حتي در شرائط برخورداري از حداكثر نيروي انساني نمي‌تواند خود را بي‌ نياز از نيروي جديد بداند. ولي نيرو بايدگستاخ،‌بي‌پروا، با شهامت و شجاع باشد و مصالح خود و زندگي خود را فرع بر مصالح سازماني بداند كه وي در خدمت آن است...»

 

«استانفيلدترنر» رئيس اسبق سازمان سيا يعني كسي كه قبل از ويليام كيسي از 1976 تا 1981 عهده‌دار رياست اين سازمان بوده است نيز در خاطرات خود به بعد ديگري از فعاليت جاسوسه‌هاي آمريكائي در اقصي نقاط جهان پرداخته است .

 

وي نيز بطور ضمني به موفقيت جاسوسه‌هاي سازمان خود اقرار مي‌كند. «ترنر» مي‌نويسد:

 

«... با اين حال هنوز بر من روشن نيست كه مأموران مرد در سازمان من موفق‌تر بوده‌اند يا مأموران زن. من به همه آنهائي كه گفته‌اند مرد به مراتب شجاع‌تر، جنگجوتر و از نظر فيزيكي قوي‌تر از زن براي پيشبرد كار امنيتي هستند گفته‌ام كه همه اين حرفها را قبول دارم ولي در ظرافت و قوه فريبندگي زن جاذبه‌اي است كه هرگز در مردان نيست و دنياي ما هم دنيائي است كه اسير اين جاذبه‌هاست. در چنين دنيائي يك زن مأمور، اگر كاردان باشد، بسيار موفق‌تر از مرد است. حال چه بومي و چه غير بومي باشد. تفاوتي نمي‌كنند...»

 

ترنر خود در طول 5 سال رياست خود بر سازمان سيا توجه خاصي به استفاده از زنان در مأموريتهاي جاسوسي داشت. او حتي دو تن از معاونين خود را كه در مناصب حساس سازمان مشغول به كار بودند،‌از زنان انتخاب كرده بود و در ازاء دريافت هرگزارشي راجع به يك موفقيت جاسوسي توسط زنان پاداشهاي قابل توجهي به آنان مي‌داد. ترنر حتي در استخدام جاسوسان بومي در كشورهاي ديگر اولويت را به زنان مي‌داد. اگر چه ويليام كيسي به اندازه ترنر معتقد به توانائي جاسوسي در زنان نبود اما هيچ يك از مناصب حساس و مهمي كه زنان در دوران رياست ترنر در سازمان سيا و شعب مختلف آن بدست آورده بودند، در دوران كيسي و حتي پس از وي از آنان گرفته نشد. با اين حال جالب است گفته شود كه حتي بازنشستگان سرويسهاي امنيتي آمريكا و حتي آنهائي كه از دنياي سياست كناره‌گيري كرده‌اند به شدت از افشاء اسرار جاسوسي زنان در C.I.A خودداري مي‌كنند.

 

 

 

 

زندگی به فتح د و  ر

توسط محبوبه علی پور | چهارشنبه نهم بهمن ۱۳۸۷ |
گزارش جیسون رضاییان را در برنامه آپارات دیدم .حس متناقضی در من ایجاد میشود از یک طرف میخواهم باور کنم این آیینه ای است که دیگری مقابلم گرفته تا زندگیم را نگاهی نو بیندازم واز طرفی حرفها وبرخوردها غیر واقعی وتصنعی به نظر میرسد .جیسون به راحتی با  صاحب خشکشویی به زبان فارسی صحبت میکند اما در قسمتهای پایانی فیلم نمیتواند با دو دختر معمولی ارتباط برقرار کند...

سرم را روی بالش میگذارم دیگر برایم جیسون .آمریکا .ایران .مشهد .....معنایی ندارد....من آنقدر پولدار نیستم که به سفر آمریکا فکر کنم ونه آنقدر فکرم آزاد است که به تقابل فرهنگها بیندیشم...

* گوینده میگوید قرار است از شنبه آینده طرح انضباط شهری در مشهد اجرا شود.امروز هم پژمان شهردار مشهد میهمان برنامه صبح وخراسان است .دلم میخواهد گوشی را بردارم وبگویم :آقای شهردار به دلیل سرعت بالا و عدم امکاناتی نظیر زیر گذر وپل هوایی خیابان ما امن نیست .هنوز بسیاری از خیابانها وکوچه های داخل شهر خاکی است ...بگویم آقای شهردار مگر در این شهر چند پارکینگ در مناطق پر رفت وآمد ساختید که با خیال راحت قرار است طرح انضباط شهری اجرا کنید .....

اما من هیچ نمیگویم چون نه خانه دارم .نه ماشین ونه مسیرم از راههای پر رفت وآمد است...

* این روزها دوست روزنامه نگاری به موقع به دادم رسید .هرجا ی دنیا وکشور که از کژ وکوژی یاد میشود با تاکید میگوید: به درک(فتح د ور) وماجرا ختم میشود امروز هم که دوستی درباره مسایل مختلف حرف میزدیم پس از چند لحظه شانه ام را بالا انداختم وگفتم : به درک

واین یعنی حس خوب رها شدن....

* به دوست روزنامه نگارم میگویم خیلی میگویی به درک جواب میدهدک بعد از مرگ هنرپیشه آلمانی که در ایران معروف به درک( کسره د ور)  است خیلی متاثر شدم .نمیتوانم فراموشش کنم....

 

توسط محبوبه علی پور | سه شنبه هشتم بهمن ۱۳۸۷ |
امروز خبر جالب وامیدوارکننده ای را دیدم .

 
طرح تخصصی شدن ادبیات در دانشگاه تهران تصویب شد
رئیس دانشکده ادبیات دانشگاه تهران از تصویب طرح تخصصی شدن زبان و ادبیات فارسی در گروه دانشکده ادبیات دانشگاه تهران خبر داد.

دکتر منوچهر اکبری در گفتگو با  مهر ضمن اعلام این خبر گفت: جزییات این طرح از سوی اعضای هیئت علمی گروه ادبیات این دانشکده تصویب شده است که پس از تایید دکتر رهبر رئیس دانشگاه تهران برای نهایی شدن به وزارت علوم می‌رود.

وی افزود: طبق مفاد این طرح دانشکده ادبیات دانشگاه تهران در مقاطع کارشناسی ارشد و دکترا درهشت گرایش تخصصی ادبیات دانشجو می‌پذیرد.

اکبری خاطرنشان کرد: سر فصلهای دروس این گرایشها در گروه به تصویب رسیده است و پس از تایید دانشگاه و وزارت علوم بزودی به مرحله اجرا در می‌آید.

به گفته رئیس دانشکده ادبیات دانشگاه تهران ادبیات معاصر، ادبیات انقلاب اسلامی، ادبیات غنایی، ادبیات تطبیقی، ادبیات داستانی، ادبیات کلاسیک و ادبیات کودک و نوجوان از جمله گرایشهای تخصصی پیشنهادی در این طرح است.

وی در ادامه با بیان اینکه ادبیات ما نیاز به تخصصی شدن دارد تصریح کرد: باید کل ادبیات فارسی را بازتعریف کنیم و شاخه‌های مختلف در زمینه‌های ادبیات تطبیقی، ادبیات کودک و نوجوان، ادبیات داستانی شعر و ایجاد کنیم تا با شناخت بیشتر سنتهای ادبی نسلهای با دانش بیشتری به ادبیات بپردازند.

اکبری افزود: زبان و ادبیات فارسی را باید به شریانهای حیاتی در جهان  تبدیل کنیم تا درخت تنومند و کهن ادبیات ایران در جهان ریشه بدواند.

رئیس دانشکده ادبیات دانشگاه تهران با بیان اینکه "چرا نباید در دانشکده‌های ادبیات کرسی مولانا شناسی و حافظ شناسی و فردوسی شناسی داشته باشیم" یادآور شد: شاعرانی چون فردوسی، سعدی، حافظ، مولانا و سنایی نماینده فرهنگ و تمدن ما هستند که آثارشان منتقل کننده و صیقل دهنده اخلاقیات است، بنابراین چرا نباید در رشته‌های ادبیات ما چنین کرسی‌هایی داشته باشیم.

وی گفت: اگر دانشجویان یک عمر در دریای غزلیات سنایی شنا کنند باز به ساحل نمی‌رسد نسل جدید ما به مولانا و سنایی نیاز دارند برای همین باید این بزرگان را به آنها بشناسانیم.

هرگز خداحافظی نکن

توسط محبوبه علی پور | دوشنبه هفتم بهمن ۱۳۸۷ |
هیچ وقت علاقه ای به فیلمهای هندی نداشتم اما چند روز پیش تصادفی فیلمی هندی دیدم که خیلی جالب بود

ومرا به یاد آثار ناباکوف انداخت .دریک قسمت شعر عجیبی میخواندند .

قلبت میدونه این خبر رو


وهمینطور قلب من



که راههای ما از هم جدا میشن

 اگر چه خیلی از هم جدا میشیم


لطفا از خاطراتم بیرون نرو


 هرگز خداحافظی نکن

دوستانه

توسط محبوبه علی پور | شنبه پنجم بهمن ۱۳۸۷ |

هنوز نیفتاده ام

اما آنقدر می دانم که

ایســــ ـتاده هم نیستم!

 

«هردم آید غمی از نو، به مبارکبادم»!

 

مانند ویرانه ای

که هر روز گوشه ای

فرو می ریـــــــــزد از آن

 

کاش تمام شود

این دی ماه لعنتی!

که سیاهی ِ یلدایش

از سرم نمی رود

 

آنقدر

هر روز

بلایی می رسد

که از طلوع می ترسم...

 

شکایتی

ندارم

مرد است و درد!

 

"گوربان"

تامل

توسط محبوبه علی پور | شنبه پنجم بهمن ۱۳۸۷ |
چندی پیش اینجا مطلبی خواندم که شما را به خواندن آن وپیامهایش دعوت میکنم اما در این رهگذر این

 پرسش برایم مطرح شد که  آیا واقعا زنان تحصیلکرده ما ضریب هوشی بالا تری دارند؟چرا که درپیامها به

این مساله اشاره شده بود.

دنیای زنان

توسط محبوبه علی پور | شنبه پنجم بهمن ۱۳۸۷ |
بنابر گزارش خبرگزاری مهر روز سه شنبه دوتیم نوجوانان پسر استقلال وتیم بانوان این باشگاه به مصاف

هم رفتند .در ادامه سایر منابع خبری نیز از پیروزی ۷ بر صفر نوجوانان  خبر دادند .این در حالیست که

منصوریان ،رئيس آكادمى فوتبال باشگاه استقلال  تاكيد كرده است تيم هاى پسران و دختران استقلال با هم بازى نكردند.

آقای منصوریان گفت:"احساس مى‌كنم عده‌اى با انتشار خبر بازى بانوان استقلال و نوجوانان پسر اين باشگاه شيطنت كرده‌اند. اين مسابقه انجام نشده است."  وی افزود :

"سه شنبه متوجه شدم چند نوجوان ۱۰ الى ۱۲ ساله باتوپ وارد زمين تمرين بانوان شده‌‌اند. ‌آنها مشغول تمرين شوتزنى بودند كه بلافاصله همان لحظه آقاى پورسيف به همراه مسئولان حراست ورزشگاه مرغوبكار نوجوانان را به بيرون هدايت كردند."

عکس تزیینی است

او ادامه داد: "تيم فوتبال بانوان استقلال ساعت ۱۳ تا ۱۵ در زمين مرغوبكار تمرين مى كند و در ادامه تيم نوجوانان پسر باشگاه استقلال از ساعت ۱۵ تا ۱۷ در اين محل مراحل آماده سازى خود را دنبال مى كند. ظاهرا روز سه شنبه تيم نوجوانان استقلال ۱۰ دقيقه زودتر براى تمرين در زمين ورزشگاه حضور مى يابد كه با تاكيد حراست ورزشگاه خيلى زود اين محل را ترك مى كنند."

 

دوستانه

توسط محبوبه علی پور | سه شنبه یکم بهمن ۱۳۸۷ |
دوستی با بعضی آدمها مثل نوشیدن چای کیسه ایست هول هولکی و دم دستی.این دوستی ها برای رفع تکلیف خوبند اما خستگی ات را رفع نمی کنند.این چای خوردنها دل آدم را باز نمی کند خاطره نمی شود فقط از سر اجبار می خوریشان که چای خورده باشی به بعدش هم فکر نمی کنی.


دوستی با بعضی آدمها مثل خوردن چای خارجی است. پر از رنگ و بو .این دوستها جان می دهد برای مهمان بازی برای جوکهای خنده دار تعریف کردن برای فرستادن اس ام اس صد تا یک غاز.برای خاطره های دم دستی. اولش هم حس خوبی به تو می دهند. این چای زود دم خارجی را می ریزی در فنجان بزرگ. می نشینی با شکلات فندقی می خوری و فکر می کنی خوشبحال ترین آدم روی زمینی.فقط نمی دانی چرا باقی چای که مانده در فنجان بعد از یکی دوساعت می شود رنگ قیر یک مایع سیاه و بد بو که چنان به دیواره فنجام رنگ می دهد که انگار در آن مرکب چین ریخته بودی نه چای.


دوستی با بعضی آدمها مثل نوشیدن چای سر گل لاهیجان است.باید نرم دم بکشد.باید انتظارش را بکشی.باید برای عطر و رنگش منتظر بمانی باید صبر کنی.آرام باشی و مقدماتش را فراهم کنی باید آن را بریزی در یک استکان کوچک کمر باریک.خوب نگاهش کنی.عطر ملایمش را احساس کنی و آهسته جرعه جرعه بنوشی اش و زندگی کنی.

ندا

مشخصات وب
چند خط در میان زندگی .... ازروزگار کاغذی یک زن
آرشیو وب
  • بهمن ۱۴۰۱
  • مرداد ۱۳۹۷
  • آبان ۱۳۹۶
  • شهریور ۱۳۹۶
  • مرداد ۱۳۹۶
  • تیر ۱۳۹۶
  • دی ۱۳۹۵
  • مهر ۱۳۹۵
  • مرداد ۱۳۹۵
  • تیر ۱۳۹۵
  • خرداد ۱۳۹۵
  • اردیبهشت ۱۳۹۵
  • فروردین ۱۳۹۵
  • اسفند ۱۳۹۴
  • بهمن ۱۳۹۴
  • دی ۱۳۹۴
  • آذر ۱۳۹۴
  • آبان ۱۳۹۴
  • مهر ۱۳۹۴
  • شهریور ۱۳۹۴
  • مرداد ۱۳۹۴
  • تیر ۱۳۹۴
  • بهمن ۱۳۹۲
  • دی ۱۳۹۲
  • آذر ۱۳۹۲
  • آبان ۱۳۹۲
  • مهر ۱۳۹۲
  • شهریور ۱۳۹۲
  • مرداد ۱۳۹۲
  • تیر ۱۳۹۲
  • خرداد ۱۳۹۲
  • اردیبهشت ۱۳۹۲
  • فروردین ۱۳۹۲
  • اسفند ۱۳۹۱
  • بهمن ۱۳۹۱
  • دی ۱۳۹۱
  • آرشيو

B L O G F A . C O M

تمامی حقوق برای چند خط میان زندگی محفوظ است .