توسط محبوبه علی پور
| سه شنبه پانزدهم بهمن ۱۳۸۷ |
پاروی گلهای فریبنده قالی که میگذارم تنم مور مور میشود واستخوانهایم میسوزد.این عدالت نیست .خانه من .زندگی من . به قیمت شادی کودکانه لیلا تمام شود وجلوه های همین مشت خانه نتیجه روزهای جوانی نکرده اوباشد .این روزها از رنگها .از نقشها واز فرشها بیزارم