توسط محبوبه علی پور
| شنبه پنجم بهمن ۱۳۸۷ |
هنوز نیفتاده ام
اما آنقدر می دانم که
ایســــ ـتاده هم نیستم!
«هردم آید غمی از نو، به مبارکبادم»!
مانند ویرانه ای
که هر روز گوشه ای
فرو می ریـــــــــزد از آن
کاش تمام شود
این دی ماه لعنتی!
که سیاهی ِ یلدایش
از سرم نمی رود
آنقدر
هر روز
بلایی می رسد
که از طلوع می ترسم...
شکایتی
ندارم
مرد است و درد!
"گوربان"