چند خط میان زندگی

از روزهای دور خبرنگاری تا این روزها که  نویسنده ام

  • صفحه اصلی
  • پروفایل
  • آرشیو
  • عناوین مطالب

در تمام دنیا بچه ها بچه اند

توسط محبوبه علی پور | یکشنبه بیست و نهم دی ۱۳۸۷ |
به گزارش «جام‌جم»، سوم آبان ماه امسال زن و مردي، دختر 11 ساله‌اي به نام حميده را كه بيهوش شده بود، براي درمان به بيمارستان تامين اجتماعي شهرستان گنبدكاووس منتقل كردند كه پرستاران با مشاهده وضعيت پريشان اين زن و مرد، كودك آنها را به بخش مراقبت‌هاي ويژه بيمارستان انتقال داده و درخصوص علت حادثه پرسيدند كه آنها مدعي شدند، حميده از پله سقوط كرده است اما پزشكان هنگام معالجه اين كودك، متوجه شدند ضربه محكمي به سر وي اصابت كرده و آثار سوختگي‌هاي متعددي در بدنش وجود دارد و احتمال دادند وي مورد كودك‌آزاري قرار گرفته باشد.
ادامه مطلب

دوستانه

توسط محبوبه علی پور | یکشنبه بیست و نهم دی ۱۳۸۷ |
 

 

                       ویران شوی ای شهر که آغوش نداری

 

اسفار

زن نوشته های مردانه

توسط محبوبه علی پور | یکشنبه بیست و نهم دی ۱۳۸۷ |
بیچاره کرده عطر تو آغوش تخت را

وابسته کرده پیرهنت بند رخت را

من را به باد دادی و بر شانه ریختی

شب گیسوان سرکش ِ آرامُِ لخت را

دستم نمی رسد که شبی دستچین کنم

این میوه های بر تن لخت درخت را

من در مسیر خالی ِ برگشتن از توام

آسان گرفت چشم تو این راه سخت را

تهران بی تو بغض مرا حبس کرده است

تهران بی تو کشت من ِ تیره بخت را

شیراز ِ من، هوای غزل کرده ام برقص

تا جذبه ات عوض بکند پایتخت را

حسین غیاثی

کاملا خصوصی

توسط محبوبه علی پور | شنبه بیست و هشتم دی ۱۳۸۷ |
ممنون که امروز آغوشت را به من دادی ورخصت دادی در این آغوش خوب چشمانم خیس شود .نمیدانی چقدر این روزها دنبال این آغوش میگشتم....

توسط محبوبه علی پور | شنبه بیست و هشتم دی ۱۳۸۷ |
ندا از تو مینویسد.رویا ازتو مینویسد .ناهید ازتو مینویسد .فریبا از تو مینویسد .....اما من نمیتوانم چراکه نوشتن از تو برای من گناهی کبیره است

توسط محبوبه علی پور | جمعه بیست و هفتم دی ۱۳۸۷ |
ملّت ما را
ملّتی سرخپوست نپندارید!
ما اینجا ماندگاریم...
در این خاک که دستبندی از گل با اوست...
اینجا سرزمینِ ماست،
از سپیده دَم عمر اینجا بوده‌ایم،
اینجا بازی کرده‌ایم...
عاشق شده‌ایم...
                 و شعر نوشته‌ایم...
ما ریشه داریم در آب‌راهش
                 چون گیاهان دریا،
ریشه داریم در تاریخش،
        در نانِ نازکش،
        در زیتونش،
        در گندمِ زردگونش...
ریشه داریم در وجدانش،
ماندگاریم در آذار و نیسانش،
ماندگاریم چون نقش بر فولادش،
ماندگاریم در پیامبر والایش،
                         در قرآنش
                         و ده فرمانش...

نزار قبانی

توسط محبوبه علی پور | جمعه بیست و هفتم دی ۱۳۸۷ |
دیشب فیلم سینمایی "در جستجوی خوشبختی "با بازی پدر وپسر نابغه اسمیتها دیدم .شاهکار بود .داستان واقعی یک سیاه پوست پر تلاش به نام گارنر .دلم میخواهد از این سیاهپوست بپرسم چطور دوام اوردی؟ من هم آرزو ها وهدفهای زیادی داشتم اما الان زیر نقطه صفرم .نمیدانم هر کاری که شروع میکنم احساس میکنم اشتباه انتخاب کردم ونا امید وشکست خورده میشوم.

از همین فیلم زندگی آزادي و خوشبختي نيست. زندگي، دويدن به دنبال آزادي و خوشبختي است

توسط محبوبه علی پور | دوشنبه بیست و سوم دی ۱۳۸۷ |

توسط محبوبه علی پور | دوشنبه بیست و سوم دی ۱۳۸۷ |
هنوزم ته جدولم......

دنیای زنان

توسط محبوبه علی پور | دوشنبه بیست و سوم دی ۱۳۸۷ |

از 50 هزار مامای ایرانی 20 هزار نفر بیکارند

عضو هیئت مدیره جمعیت مامایی از بیکاری حدود 20 هزار ماما لیسانس و فوق لیسانس در کشور خبر داد.

معصومه کرپی  اظهارداشت: با وجود فارغ التحصیلان بالای مامایی اما بازار کار برای این قشر از جامعه پزشکی کشور آن طور که باید رونق ندارد و در نتیجه با آمار بالای ماماهای بیکار مواجه هستیم.

 

تا سال 84 و 85 حدود 45 هزار نفر در رشته مامایی از دانشگاههای ایران فارغ التحصیل شده اند و سالانه حدود 2 هزار و 500 نفر به این تعداد افزوده می شود.

 *

نتایج یک تحقیق در مراکز بهداشتی درمانی شهر تهران نشان داد بیشترین نوع خشونت علیه زنان میان خشونت های خانگی ، خشونت عاطفی است .

 

به گزارش ایونا بر اساس یافته های این تحقیق  میزان خشونت خانگی 3/88 درصد بوده که شیوع خشونت جسمی 4/25 درصد ، خشونت عاطفی 3/87درصد و خشونت جنسی 1/39 درصد بوده است .

*

، زهرا اخوان در نخستین گردهمایی بانوان بازرگان که با حضور جمعی از بانوان فعال در عرصه اقتصاد در اتاق بازرگانی اصفهان افزود: سهم زنان در فعالیت های اقتصادی ایران در مقایسه با سایر کشورها در سطح بسیار پایینی قرار گرفته و سیر تحولات آن کند است .

وی افزود: زنان امروز می توانند با عرضه نیروی کار و تخصص خود نقش موثری در فرایند توسعه جامعه بر عهده داشته باشند اما باید فرصت حضور آنان را در صحنه اقتصاد کشور ایجاد نماییم .

اخوان خاطر نشان کرد: رتبه ایران در شاخص توسعه انسانی از رتبه آن در تولید ناخالص داخلی سرانه، 22 رتبه پایین تر است که باید تلاش کرد شاخص نیروی انسانی در بخش زنان به استاندارد جهانی برسد زیرا لازمه ایجاد فرصت های شغلی برای زنان، سرمایه گذاری بر نیروی انسانی است

*

: بر اساس آخرين آمار ارائه شده در زمينه اشتغال زنان در جهان 98درصد کارگران خانگي، 97درصد پرستاران، 85درصد معلمان ابتدايي، 57درصد مشاغل پيش افتاده مثل فعاليت هاي خدماتي در جهان به زنان اختصاص دارد و از طرفي فقط 19درصد از تصدي پست هاي هيات هاي علمي دانشگاه هاي جهان به زنان اختصاص دارد، همچنين 40درصد نيروي کار جهان و 70درصد فقراي جهان را زنان تشکيل مي دهند.

 

 

 

 

کشف تصادفی آدمها

توسط محبوبه علی پور | شنبه بیست و یکم دی ۱۳۸۷ |
این روزها آدمهای زیادی را کشف کردم .به نظرم از جذابترین کشفها همین است آدمهایی کهسالها تو به آنها احتیاج داشتی وتصادفی به زندگیت سرک میکشند .یکی از اینها ژاله اصفهانی است بانوی شاعر امیدها .چرا که بارها وبارها شعرهایش را خواندم وشنیدم اما نمیشناختمش.

حال شعرهای اشنای او

  • بشکفد بار دگر لالهٔ رنگین مراد، غنچه سرخ فروبسته دل باز شود / من نگویم که بهاری که گذشت آید باز، / روزگاری که به سر آمده، آغاز شود. / روزگار دگری هست و بهاران دگر
  • شاد بودن هنر است، / شاد کردن هنری والاتر / لیک هرگز نپسندیم به خویش، / که چو یک شکلک بی جان / شب و روز، / بی‌خبر از همه، / خندان باشیم. / بی‌غمی عیب بزرگی است، / که دور از ما باد!
  • یاد تو / قطره قطره می‌چکد از چشمم / روی تو / رفته رفته می‌رود از یادم
  • «نه برکه، نه رود» :

مرا بسوزانید / و خاکسترم را / بر آبهای رهای دریا بر افشانید، / نه در برکه، / نه در رود: / که خسته شدم از کرانه‌های سنگواره / و از مرزهای مسدود.


* *

شاد بودن هنر است،

گر به شادی تو، دلهای دگر باشد شاد.

زندگی صحنه یکتای هنرمندی ماست.

هر کسی نغمه خود خواند و از صحنه رود.

صحنه پیوسته به جاست.

خرّم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد.

.....

توسط محبوبه علی پور | یکشنبه پانزدهم دی ۱۳۸۷ |
من فروغ رو دوست دارم پس میهمان من باشید.

امروز تولدش است وخودش نیست در حالیکه میتوانست بازهم زندگی کند مثل قیصر مثل سهراب مثل طاهره صفارزاده......

 فرهنگ آشتی:

شاید اندک باشند کسانی که بدانند شمسی‌ فضل‌اللهی – هنرپیشه نام‌آشنا – که شنیدن صدایش ما را به خاطره دور صبح‌های جمعه در سال‌های دهه 60 می‌برد و یاد «بامزی» و پیاله‌های عسلی را که سر آتشفشان هورت می‌کشید زنده می‌کند، در دوره‌ای یکی از دوستان «فروغ فرخزاد» بوده است. من هم مثل شما دلبسته این کارتون و صدای گرم و مادرانه راوی‌اش بودم و هیچ نمی‌دانستم که دو دهه بعد، پی‌گیری زندگی فروغ فرخزاد برای کتابی که در مجموعه تاریخ شفاهی ادبیات معاصر عرضه خواهد شد، مرا به خانه آن راوی مهربان رهنمون می‌‌شود و فرصت می‌دهد که در فضای آرامبخش منزلش، چیزهایی را بشنوم که برای شما نیز شنیدنی خواهد بود.

 

دیدار اول

 

سال‌ 1341 - دروس - استودیو گلستان فیلم؛

 

شمسی فضل‌اللهی جوان برای عذرخواهی از عدم تمایلش به حضور در فیلم «خشت و آینه» ابراهیم گلستان، به استودیو «گلستان فیلم» رفته است. در این جلسه، فرهنگ معیری، ابراهیم گلستان و فروغ فرخزاد حضور دارند. گلستان، فضل‌اللهی را برای نقش پذیرفته است اما او تمایل به بازی در فیلم ندارد.

 

فروغ معتقد بود:

 

این دختر زیادی برای نقش معصومه!

ادامه مطلب

حس زنانه

توسط محبوبه علی پور | چهارشنبه یازدهم دی ۱۳۸۷ |
بعضی کتابها.فیلمها وموسیقیها طوری سنگین.دردناک وخشن هستند که وقتی از کنارشان بلند میشوی حس میکنی به روح ات  تجاوز شده.این حس را بعد از فیلم دعوت بازهم تجربه کردم.

www.Bo2aks.co.cc

پ.ن.اپیزود مریلا زارعی عالی بود.بازی قائمیان هم حرف نداشت واقعا مرد بود.

پ.ن.بدترین هم قسمت افشار وفروتن بود.

توسط محبوبه علی پور | چهارشنبه یازدهم دی ۱۳۸۷ |
یک سازمان بین المللی امروز اعلام کرد که 60 خبرنگار در حین ماموریت در اقصی نقاط جهان در سال 2008 میلادی جان خود را از دست داده اند.

سازمان گزارشگران بدون مرز روز سه شنبه در بیانیه ای اعلام کرد: با وجود آنکه شمار خبرنگارانی که در سال گذشته نسبت به سال جاری میلادی کشته شده اند، کاهش یافته است اما نمی توان وضعیت جهانی را خوب توصیف کرد.

براساس این بیانیه، 60 خبرنگار در سال 2008 کشته شدند و این درحالی است که در سال گذشته این تعداد به 86 خبرنگار و 20 فعال مطبوعاتی رسیده بود.

این بیانیه می افزاید: در سال جاری، 15 خبرنگار در عراق، هفت خبرنگار در پاکستان و شش خبرنگار دیگر نیز در فیلیپین کشته شده اند. در آفریقا نیز سه خبرنگار جان خود را از دست داده اند.
 

دفتر زندگی

توسط محبوبه علی پور | چهارشنبه یازدهم دی ۱۳۸۷ |

بايد منتظر مي‌مانديم تا روزها از پي هم بيايند و به سياهي بروند و بعد بتوان سراغ برادر طاهره صفارزاده رفت و از او پرسيد و درباره‌اش شنيد و هر چه را خودش نمي‌گفت و پاي گفت‌وگو نمي‌آمد و كسي نمي‌شناختش، از برادرش جلا‌ل شنيد و غم و حسرت را هم در صورتش خواند؛ غمي‌ كه روي كاغذ قلمي‌نمي‌شود و عكسي مي‌خواهد تا از چشم‌ها سراغ درونش را گرفت. جلا‌ل صفارزاده حدود 50 روز بعد از درگذشت بانوي قرآن‌پژوه و شاعر، ما را با خوشرويي در روزي برفي و در خانه طاهره به حضور پذيرفت. زمين خيابان خيس بود و ديوارهاي خانه را پلا‌كاردهاي تسليت و تعزيت پوشانده بود. جلا‌ل صفارزاده جايي نشست كه كنار صندلي خواهرش بود و گفت تو هم جايي نشسته‌اي كه هميشه من مي‌آمدم و آنجا مقابل طاهره مي‌نشستم. گفت‌وگو با برادر طاهره صفارزاده در دو بخش تقديم خوانندگان مي‌شود. بخش دوم و پاياني اين گفت‌وگو را روز پنجشنبه در همين صفحه بخوانيد.

طاهره صفارزاده در خانواده‌اي بزرگ شده كه ريشه‌هاي مذهبي و عرفاني داشته است. ‌ اين محيط چه تاثيري در پرورش او داشت؟

ما مجموعا در خانواده‌اي صنعتگر بزرگ شديم. آن حالا‌ت درويش‌مسلكي هم در ما بوده است. طاهره در 4، 5 سالگي پدر و مادرش را در فاصله يك ماه از دست داد، بنابراين تربيت او در نزد دايي ما انجام شد.

آنها هم صنعتگر بودند؟ ‌

بله. ما همه در اين كار بوديم و من هم شغلي صنعتي دارم. كارمان در سيرجان و كرمان روي صنايع مس و نقره بود. پدر ما با وجودي كه صنعتگر بوده، آدم باسوادي بود و در امور قرآني و مجالس شركت فعال داشته است. در واقع صنعتگران طبقه متوسطي بوديم و زندگي نيمه‌مرفهي داشتيم. در خانواده ما تمايلا‌ت مذهبي زياد بود. مثلا‌ طاهره در 6 سالگي قرآن خواندن را ياد گرفت. بعد دبستان را طي كرد و در 13 سالگي، يعني اول دبيرستان شعر گفت. آن زمان استاد ادبياتش باستاني‌پاريزي بود.

ايشان بودند كه خانم صفارزاده را به تحصيل در رشته ادبيات ترغيب كردند؟

طاهره خودبه‌خود علا‌قه‌مند بود. از رشته ادبيات شروع كرد و در دانشگاه ابتدا در همين رشته و بعد ادبيات انگليسي قبول شد. ادبيات انگليسي را در شيراز خواند. بعد از آن با يك پزشك ازدواج كرد كه ثمره آن يك پسر بود. اين ازدواج ناموفق بود و متاسفانه پسر او نيز در 5 سالگي طي حادثه‌اي فوت كرد. مي‌توانم بگويم طاهره بعد از مرگ پدر و مادر دو ضربه متوالي را در زندگي‌اش ديد كه يكي همان ازدواج ناموفق و ديگري مرگ فرزند بود. او در اين فاصله براي تحصيل روزنامه‌نگاري به انگليس رفت. ‌

گرايش‌هاي مذهبي‌اي كه در خانواده شما وجود داشت مانعي براي ادامه تحصيل، سفر خارج يا پيشرفت‌هاي شعري طاهره به‌وجود نياورد؟

خانواده پدر ما بسيار روشن بودند. بد نيست بگويم كه در سال 1314 پدرم جزو اولين گروهي بود كه مدرك ششم ابتدايي را گرفت. اين مدرك در آن زمان فوق‌العاده بود. درباره ويژگي‌هاي ديني خانواده هم بايد بگويم تمايلا‌ت مذهبي‌اي كه از پدربزرگم به او رسيده بود و با عرفان توام شده بود، نوعي خداشناسي و خداجويي بوده نه خداگويي. كمااينكه در خانواده دايي‌مان هم كه طاهره آنجا رشد كرد، همين نگاه حاكم بود. دايي ما هم آدم باهمتي بود و در حالي كه رئيس صنف خودشان در سيرجان به‌شمار مي‌رفت، آدمي ‌مقيد و مذهبي بود.

ظاهرا اين مذهبي بودن بيشتر جنبه دروني، شخصي و خانوادگي داشته و زياد به بيرون و مسائل سياسي اطراف ربط پيدا نمي‌كرده است.

به هر حال آدم وقتي در خانواده‌اي رشد مي‌كند كه دائم <يا علي> مي‌گويند، رشد مذهبي مي‌كند و اين مساله صورتي فطري پيدا مي‌كند. در آن زمان هر كاري بزرگترها انجام مي‌دادند بچه‌ها هم دنبال مي‌كردند و به همان راه مي‌رفتند. ضمن اينكه وقتي واقعه‌اي مثل مرگ پدر و مادر براي كسي رخ مي‌دهد، ممكن است احساسات ديگري در انسان احيا شود و خواه ناخواه او را به سمت مذهبي شدن سوق دهد. مثلا‌ طاهره احساس مي‌كرد چون پدر و مادري ندارد، به هر حال پناهگاهي مي‌خواهد و گمشده‌اي دارد و اين باعث مي‌شد كه به مذهب پناه ببرد. البته استعداد و تاثير محيط را نبايد فراموش كنيم.

خود شما هم مشمول اين احساسات بوديد؟

من خودم نه پدرم را ديدم و نه مادرم را. در فاصله يك ماهه مرگ آن دو نيز در خانواده عمويم زندگي مي‌كردم. او هم مثل دايي‌ام مرد باهمتي بود. صنعتگر بود و تمايلا‌ت مذهبي در آنها هم وجود داشت. خاطرم هست كه عمه پدري من وقتي جايي صداي موسيقي را مي‌شنيد مي‌گفت اين محل تا مدت‌ها خير و بركت ندارد. باورهاي مذهبي در قديم خيلي پررنگ‌تر از امروز بود. امروز هم وجود دارد ولي به‌خصوص در شهرهاي بزرگ كمرنگ‌تر شده است. ‌

گرايش‌هاي طاهره صفارزاده به شاعري از چه زماني شروع شد؟

از 13 سالگي. او هميشه زبان عربي‌اش خوب بود و استادانش مثل آقاي آموزگار كه خودش رهبر دراويش كرمان بود، استاد عربي او بوده و هميشه سر كلا‌س عربي او را تشويق مي‌كرده و از پيشرفت‌هايش رضايت داشته است. بنابراين استعدادهاي طاهره از بچگي در او وجود داشت. امروز متاسفانه اكثر جوانان نمي‌توانند در رشته دلخواهشان تحصيل كنند و رسم بر اين است كه هر جا قبول شوند، مي‌روند. كسي كه مي‌خواهد رياضي را دنبال كند يكباره سر از ادبيات درمي‌آورد و آن يكي كه ذوق ادبي دارد سراغ علوم ديگر مي‌رود. اما در آن موقع استعدادهاي افراد كه مشخص مي‌شد همان را دنبال مي‌كردند. زمينه لا‌زم بايد از كودكي و نوجواني در فرد وجود مي‌داشت تا با بزرگ شدن او ادامه پيدا كند و شكوفا شود. او عربي مي‌دانست، فارسي‌اش خوب بود و به شعر هم علا‌قه زيادي داشت. نمره‌هايي هم كه در اين دروس مي‌گرفت عالي بود، بنابراين خودش كم‌كم فهميد چه چيزي را بايد دنبال كند. او خودش راهش را پيدا كرد.

گرايش‌هاي سياسي در او چه زماني شكل گرفت؟ ظاهرا در دهه 40 ورودي به اين مسائل داشت.

به آن شكل نمي‌توان نام آن را سمت و سوي سياسي گذاشت. او بعد از اينكه فرزندش را از دست داد براي خواندن روزنامه‌نگاري به انگلستان رفت و بعد از آن هم به آمريكا رفت و در تمام اين مدت مشغول تحصيل بود.

چند ساله بود كه به آمريكا رفت؟

حدودا 27 يا 28 ساله. آنجا امتحاني براي نويسندگان آسياي شرقي داد و در آنجا برنده شد و 4 سال او را به دانشگاه آيوواي انگلستان فرستادند. دوران تحصيل را در آنجا طي كرد و درجه ‌MAF گرفت كه معادل دكتري بود. قبل از رفتن به آنجا اولين اثر نثرش <پيوندهاي تلخ> را نوشته بود و اولين كتاب شعرش <رهگذر مهتاب> نام داشت. بعد در آمريكا مجموعه شعر <چتر سرخ> را به انگليسي نوشت كه بيشتر درباره سياهان بود.

تاثيرات سياسي در دوران تحصيل خارج از كشور در او ايجاد شد؟

آن زمان جنبه‌هاي سياسي نداشت و شعرهاي <رهگذر مهتاب> و... هم بيشتر جنبه اجتماعي داشت. مثلا‌ شعر مشهور <كودك قرن> او بيشتر سويه‌هاي اجتماعي داشت. از آمريكا كه آمد <طنين در دلتا> را چاپ كرد كه اين كتاب هم جنبه‌هاي اجتماعي و هم سياسي داشت. <چتر سرخ> نيز اجتماعي بود.

به هر حال در آن زمان ديدگاه‌هاي اجتماعي و انتقادي به‌عنوان نقد سياسي مطرح مي‌شد. به اين معني كه اگر نويسنده يا شاعر به‌طور مستقيم به حكومت نمي‌پرداخت، آثار بي‌عدالتي‌ها و تظلم‌ها را در اجتماع به تصوير مي‌كشيد.

وقتي مي‌گوييم سياسي منظورمان اين است كه برخورد او با دولت يا نظام وقت باشد، ولي او چنين نبود. طاهره چون سفرهايي طولا‌ني به هند، انگليس و چين داشت، زندگي‌هاي شرق و غرب را شناخته بود و آنها را مورد مقايسه قرار مي‌داد. يا مثلا‌ زندگي گذشته خودش را در آن خانه قديمي‌با حياط و پاشوره و حوض و... با زندگي كشورهاي پيشرفته قياس مي‌كرد. درواقع آثارش نوعي مقايسه ميان جهان‌سومي‌ها و جهان‌اولي‌ها بود و مي‌گفت نه آن و نه اين. البته در <طنين در دلتا> گرايش‌هاي سياسي او مشهودتر است.

شما از همان زمان كارهاي او را دنبال مي‌كرديد؟

بله. من آن موقع دانشجو بودم و شعرهاي او را مي‌خواندم. شعرهاي <طنين در دلتا> را خيلي دوست داشتم و دارم . كارهايش را هميشه در كتاب‌ها و مجلا‌ت دنبال مي‌كردم.

بازتاب آثارش در جامعه و محافل ادبي چطور بود؟

خوب بود. شعرهايش نه سياسي محض و نه اجتماعي محض بود. سبك مخصوص به خودش را داشت و از كسي تقليد نمي‌كرد. بعضي‌ها هستند كه مي‌خواهند در آثارشان سليقه همه را در نظر بگيرند، بنابراين همه جور شعر مي‌گويند ولي طاهره سبك خودش را داشت و براي همين هم بود كه بعضي‌ها شعرش را نمي‌پسنديدند. مي‌توانم بگويم چون متكي به خودش بود ادبيات خاص خودش را داشت.

به كدام طيف از شاعران و روشنفكران زمان خود نزديك بود؟

او به هيچ‌كس نزديك نبود؛ به هيچ گروه خاصي. وقتي با <طنين در دلتا> و <چتر سرخ> به ايران برگشت اواخر دهه 40 بود. در سال 51 هم از دانشگاه اخراج شد و از آن پس رفت به سمت متون مذهبي.

ظاهرا به خاطر يك شعر از دانشگاه اخراج شد.

شعري گفته بود به نام <سفر عاشقانه> كه بدبختي‌هاي گذشته را شرح مي‌داد. بدبختي و فلا‌كت مردم را در دوراني؛ شايد چند قرن پيش يا گذشته دور. اين شعر را روزنامه‌ها سه‌بار چاپ كردند و اين مساله باعث اخراج او از دانشگاه شد و طاهره ديگر به سمت گرايش‌هاي مذهبي رفت. شعرهاي اين دوران او حكايت از زندگي تازه او داشت. در يك خانه 60 متري در ميدان كاخ سابق ساكن شد و زندگي ساده‌اي در پيش گرفت و روي متون مذهبي كار كرد. انقلا‌ب هم كه شد او در همان خانه ساكن بود. بعد در سال 61 دكتر وصال كه خواستگار او در دوران دانشجويي‌اش بود دوباره آمد و از او درخواست ازدواج كرد. دكتر وصال رئيس دانشكده ادبيات شيراز بود. طاهره قبلا‌ گفته بود من همسر او نمي‌شوم و شعر <بيگانه> را برايش سرود كه در آن گفت چرا با او ازدواج نمي‌كند. اما وصال بعد از حدود 20 سال در سال 61 دوباره آمد و طاهره اين‌ بار به او پاسخ مثبت داد. آنها خانواده بزرگواري بودند. آقاي وصال نوه آن وصال معروف و عارف بود. متاسفانه او هم در سال 73 فوت كرد. طاهره كه روحيات خاص خودش را داشت و غرق در مسائل مذهبي شده و به زندگي مادي پشت‌پا زده بود با ايشان هم به زندگي ساده خود ادامه داد. طاهره مي‌گفت هيچ وقت به طلا‌فروشي نرفته و نمي‌روم و واقعا همين‌طور هم بود. ‌

آيا پيوند با وصال نوعي بازگشت به گذشته عرفاني و اجدادي خود خانم نبود؟

خير. اتفاقا آقاي وصال مرد متمكن و دارايي بود كه طاهره در همان شعر <بيگانه> او را ثروتمند خوانده بود. او يك كلكسيونر بود و وقتي به طاهره پيشنهاد داد، طاهره گفت من كسي نيستم كه بيايم و با اين تجملا‌ت زندگي كنم. او نرفت و در ساختمان اكباتان چند سالي زندگي كرد. انسان وقتي به دنيا پشت‌پا بزند عملا‌ به خدا راضي مي‌شود. من در خانه و نزديكان و جامعه، زني را نمي‌شناسم كه يك بار هم به طلا‌فروشي نرفته باشد و دلش هم نخواهد كه برود. او واقعا معتقد بود. به‌خصوص زماني كه وارد ترجمه قرآن شد ديگر نگاهش كاملا‌ درويش‌مابانه شد.

ترجمه قرآن را از سال 55 شروع كرد؟

از سال 52. او نزديك به 4 دهه از زندگي‌اش را در اين راه گذاشت.

خيلي‌ها در آن زمان گفتند چون طاهره صفارزاده با محافل روشنفكري تطابق نيافت، راه خود را تغيير داد و به گوشه تنهايي رفت.

طاهره در هيچ گروه خاصي نبود. چون وارد متون مذهبي شده بود از همه بريده بود. مثلا‌ من كه برادرش بودم ماهي يكي، دو بار او را مي‌ديدم. او غرق در كارش شده بود و نه ميهماني مي‌رفت و نه ميهماني مي‌داد. خودش را از زرق و برق‌هاي زندگي خالي كرد. بعد هم اينجا (خانه خيابان مقصودبيك) را حدود 15 سال پيش خريد.

اين درون‌گرايي و خوداتكايي طاهره صفارزاده چقدر به خصلت آبا و اجدادي و عرفان مسلكي خانواده‌اش شبيه بود؟

به اعتقاد من بلندهمتي مثل خصائلي چون حسادت و مهرباني و سخاوتمندي امري اكتسابي نيست. شاعري گفته است كه <آزادگي از مردم آزاده بياموز / در بي‌پروبالي پروبال ديگران‌اند> حتي ممكن است فرد بلندهمت چيزي هم در دنيا نداشته باشد اما باز بلندهمت باشد. اين خصلت به نظرم اكتسابي نيست. ضمن اينكه محيط خانواده اين خصيصه را در او رشد داد. ما نسل‌اندرنسل نه به يعقوب‌ليث بلكه به عمرليث ‌صفار مي‌رسيم. مي‌دانيد كه يعقوب‌ليث بنيانگذار سلسله صفاريان فرزندي نداشت.

معمولا‌ كساني كه كار شعر و ادبيات مي‌كنند، دائم مراقب هستند در محافلي حضور داشته باشند تا كارهايشان به موقع چاپ شود، نقد شود، ديده شود و در كل از جريان ادبي حذف نشوند. خانم صفارزاده اين حساسيت‌ها را هم نداشت؟

اصلا‌ اهل اين حرف‌ها نبود. مثلا‌ هيچ‌وقت دوست نداشت در تلويزيون ديده شود. در همين سال‌هاي اخير كه جايزه بانوي مسلمان را برده بود خيلي به سختي دعوت‌ها را قبول مي‌كرد. چندين دفعه خواستند از او فيلم بگيرند ولي مي‌گفت تا زماني كه جواناني داريم كه در كارتن مي‌خوابند بهتر است اين پول‌ها را صرف آنها كنيد. يا مي‌گفت از بيت‌المال كه به كسي جايزه نمي‌دهند. او روحيه بلندي داشت و دوست داشت ما هم كه خانواده‌اش بوديم همين‌طور فكر كنيم. ما كه دنيا و مكنت آن چناني نداريم ولي با اين حال نتوانستيم مثل او باشيم. او هميشه در كارهايش ضمن توجه به مقوله عدالت‌خواهي به زمينه‌هاي مذهبي نظير قرآن و ائمه اطهار(س) مي‌پرداخت. ‌

طاهره صفارزاده بيشتر در زمينه‌هاي ادبي و مذهبي آثار چه كساني را دنبال مي‌كرد يا مي‌پسنديد؟

مي‌گفت در شعرا فقط سعدي و جامي ‌را قبول دارم. البته به ديگران احترام مي‌گذاشت ولي اين دو را يگانه مي‌دانست.

از معاصران چطور؟ شعر و ادبيات كدام يك از هم‌دوره‌هايش را مي‌پسنديد؟

نشنيدم در ميان هم‌دوره‌اي‌هايش از كسي بد بگويد يا از كسي خيلي تعريف كند. البته اين را هم نمي‌گفت كه همه بايد شعر من را دوست داشته باشند. معتقد بود هر كس راه خودش را مي‌رود و اثر خودش را مي‌سرايد و مي‌نويسد. ديگران و مخصوصا جوانان را خيلي تشويق مي‌كرد ولي چون غرق در كار بود زياد خودش را داخل كار ديگران نمي‌كرد. ‌

  

 

توسط محبوبه علی پور | یکشنبه هشتم دی ۱۳۸۷ |
این مطلب خواندنی است

تامل

توسط محبوبه علی پور | یکشنبه هشتم دی ۱۳۸۷ |
باخواهرم درباره خودکشی حرف میزنم .او میگوید من همیشه فکر میکردم انسانهای ضعیف خودکشی میکنند من میگویم نه .اغلب آدمهای قوی وبزرگ تن به خودکشی میدهند....اما نه همیشه...

تامل

توسط محبوبه علی پور | یکشنبه هشتم دی ۱۳۸۷ |
چند حاشیه بر مطلب پیشین:

- به یکی از مسولان میگویم :شما حاضرید برای خود یا فرزندتان از این مراکز همسر انتخاب کنید سکوت کرده ومیگوید :به نظرم دین وقانون باید طیفهای مختلف ونیازهای آنان را پاسخگو باشد برای مثال برای فردی که اضطرار دارد شرایط ازدواج را فراهم کند....

- میگویم تا چه حد این مراکز بربعد انسانی ازدواج برای زنان توجه دارند میگوید: این حرفها خیالی واحساسی است...

-....

واسطه هایی مدرن برای ازدواج

توسط محبوبه علی پور | یکشنبه هشتم دی ۱۳۸۷ |

 

گويا گره «ساماندهي ازدواج جوانان» همچنان براي مسؤولان كور است. زيرا آنان را وادار كرده تا دست ياري به سوي مؤسسات

خصوصي دراز كنند و به طرح «ايجاد و ساماندهي مراكز همسريابي» بينديشند. اما به راستي ايجاد اين مراكز تا چه حدي ضروري و كارساز است؟

 

* دكتر اميرحسين بانكي، مدرس دانشگاه اصفهان در اين باره به گزارشگر ما مي گويد: به دنبال تحولات اجتماعي و گستردگي جامعه، همانند گذشته امكان شناخت و ازدواج وجود ندارد اين در حالي است كه شيوه هاي همسريابي نيز در برخي خانواده ها جواب نمي دهد. چنان كه در حال حاضر بسياري از دختران به دليل افزايش ميزان تحصيلات و شكل يافتگي شخصيت تن به ازدواج با هر مردي را نمي دهند. بنابراين ضروري است كه اين مسأله مورد بررسي و دقت نظر قرار بگيرد.

مقدم، كارشناس خانواده و ازدواج سازمان ملي جوانان شعبه خراسان رضوي نيز اظهار مي كند: بنابر آمار سرشماري سال 1385 جمعيت مجرد كشورمان در سنين 10 تا 80 ساله 26 ميليون نفر بوده اند كه از اين تعداد، 16 ميليون نفر يعني حدود 65 درصد آنها بين 15 تا 29 سال سن داشته و در سن ازدواج بوده اند.

همچنين، با توجه به اينكه سالانه به يك ميليون و 500 هزار واقعه ازدواج در سال نياز داريم و در سال گذشته نيز كه بيشترين ميزان ازدواج را در ميان 841 هزار نفر داشته ايم باز هم با كمبود ازدواج حدود 700 هزار نفر روبه رو شديم.

وي ادامه مي دهد: در حال حاضر، جامعه ما دچار دگرگوني شده، به طوري كه شاهديم، خانواده ها از يكديگر فاصله گرفته اند و فضاي سنتي جامعه شكل خود را از دست داده است. همچنين، پيچيدگي رفتاري افراد نيز بيشتر شده و زمينه آشنايي و شناخت صحيح و منطقي ميسر نيست.

 

ادامه مطلب

توسط محبوبه علی پور | یکشنبه هشتم دی ۱۳۸۷ |
همکارم چند سالی است همسرش عقد است وکلی هم اختلاف دارد اوبا وقاحت میگفت :با چه حقی جهیزیه خوب میخرند....اگه اون نبود یکی دیگه نه صد تای دیگه و...من نمیخواستم  ازدواج کنم به خاطر سنت قبول کردم ....

 

نتیجه : یک ظریف: ما مردها نمیخواستیم زن بگیریم حضرت پیامبر فرمودند ما هم در رودر واسی قبول کردیم .نخواستیم رویشان رو زمین بزنیم.....

زیباترین

توسط محبوبه علی پور | شنبه هفتم دی ۱۳۸۷ |

معادله ای با چند مجهول

توسط محبوبه علی پور | شنبه هفتم دی ۱۳۸۷ |

*تا دختر و پسرت رو عروس و داماد نكردي خدا خدا ميكني كه به خونه بخت برن. وقتي هم كه مي رن سر زندگيشون بايد خدا خدا كني كه زندگيشون دوام بياره.

 زن آرام حرف مي زند و گاهي نفسي تازه مي كند. دختر دسته گلم رو دادم به يكي از فاميلاي دور، گفتم آشنا هستن. خوب و بدشون رو مي دونم... اما اشتباه كردم. پسره از اون هفت خطها بود. خانواده اش هم نمي شناختنش- اهل دود بود... دخترم يه سال خونه داري نكرده بود كه نصف جهيزيه اش رو شوهرش فروخت. چاره نداشتم طلاق دخترم رو گرفتم.

واقعاً چرا بايد دغدغه خانواده هاي ما دوام و بقاي زندگيهاي نوپا باشد؟

 

* آشفتگي در خانه ها

در پاسخ به اين پرسش، دكتر گلزاري، روانشناس با تأكيد بر نابساماني خانواده ها مي گويد: در سالهاي اخير ازدواجها سه راه پيش رو دارند. گروهي به بالندگي مي رسند. عده اي فرجامشان آشفتگي است و ديگراني هم دچار گسستگي و طلاق مي شوند كه بنابر آمار ارائه شده، در شهرهاي بزرگ نظير تهران از هر 100  ازدواج، 25 درصد به طلاق و گسستگي ختم مي شود. همچنين حدود 50 درصد زندگي خانواده ها با آشفتگي ادامه مي يابد و در واقع سير نابسامان و ناآرامي را طي مي كنند. به اين ترتيب، حدود يك چهارم يعني 25 درصد خانواده ها را مي توان موفق و بالنده دانست.

وي همچنين اضافه مي كند: در سال 81 نيز طبق پژوهشي به بررسي «سيماي رواني جامعه» در سراسر كشور پرداختيم كه نتايج قابل تأملي را به همراه داشت. چنان كه مشخص شد افراد متأهل جامعه ما دو برابر بيش از مجردان دچار تنش بودند. حال آنكه از نظر اسلام، خانواده بايد كانون آرامش باشد.

دكتر گلزاري، از علل بروز بحرانها در خانواده را ازدواجهاي ناسنجيده دانسته و اظهار مي كند: گاهي جوانان به خصوص دختران در پي وابستگي هاي بيمار گونه، دل به افرادي مي بندند كه دچار مشكلات متعدد هستند.

اما در پي پافشاري طرفين، اين ازدواج صورت مي گيرد و به طور منطقي نيز سرانجام نمي يابد.

* رشته هاي سرگرداني ازدواج

پريسا- ص 52 ساله است، او مي گويد: دخترم در سن 18 سالگي در پي آشنايي با پسر معتادي با او ازدواج كرد. هيچ كدام از اعضاي خانواده موافق نبوديم اما او اصرار كرد و ناگزير پذيرفتيم. خودمان پسر را براي ترك به مراكز ويژه برديم. او مدتي ترك و زندگي مشتركش را با دخترم آغاز كرد. اما دوباره گرفتار اعتياد شد. چندين بار زمينه ترك او را فراهم كرديم ولي باز هم به اعتيادش ادامه داد.

در اين مدت نيز بارها و بارها با خشونت با دخترم رفتار كرد اما او از ما پنهان مي كرد. تا اينكه يك روز از شدت ضربات شوهرش بيني و صورتش صدمه ديد.

در پزشكي قانوني معلوم شد كه بارها مورد آزار شوهرش بوده است. دخترم ديگر تمايلي به ادامه زندگي با او نداشت و جدا شد. اما بعد از طلاق ديگر مثل گذشته اميد به زندگي نداشت. حال او را نزد مشاور مي آوريم تا عوارض آن زندگي را ترميم كنيم.

مريم برزگر، كارشناس ارشد علوم اجتماعي در همين باره، اظهار مي كند: درصد بالايي از قربانيان اعتياد، دختراني هستند كه در پي عشقي واهي، گرفتار دلبستگي به معتاد مي شود و تصور مي كند كه فرد معتاد حاضر مي شود كه به خاطر او دست از اعتياد بردارد. اما تجربه نشان داده كه احتمال اين امر بسيار ضعيف است.

* ميراث فنا

با توجه به آنچه گذشت مي توان پرسيد: آيا اعتياد در بروز طلاقها مؤثر است؟

دكتر فرشاد، معاون پيشگيري از آسيبهاي اجتماعي بهزيستي اصفهان در پاسخ مي گويد: در شرايط فعلي كشور ما به طور مستقيم يا غيرمستقيم اعتياد بر خانواده ها و بقاي آن مؤثر است. چنانچه اگر پژوهش شود مي توان نقش اعتياد را در طلاقها مؤثر ديد. نكته ديگر، رابطه غير مستقيم طلاق بر خانواده است كه معمولاً نيز ناديده گرفته مي شود. تأثير اعتياد بر بروز آشفتگي و تنش در كانون خانواده است به طوري كه اغلب فرزندان اين خانواده ها به زندگي، نامطمئن و بدبينانه نگاه مي كنند و از لحاظ شكل گيري شخصيت دچار مشكل هستند. چنان كه گاه در زندگي مشترك آينده خود نيز قادر به انطباق با شرايط نيستند. به اين ترتيب، تسلسل شوم اعتياد بر زندگي نسلهاي بعدي نيز تأثير خواهد گذارد.

وي ادامه مي دهد: اعتياد به طور مستقيم نيز در بروز روند تنشها و حتي طلاق نيز مؤثر است.

زيرا بنابر دلايل جسمي و رواني، فرد معتاد قادر به انجام وظايف و كاركرد مطلوب خود نخواهد بود و حتي براي رسيدن به لذت اعتياد از امكانات و منابع خانوادگي بهره مند مي شود. از همين رو، ساختار خانواده دچار اضمحلال شده و اعضاي آن دستخوش بحران مي شوند. به اين ترتيب، همسر براي مراقبت و حمايت از فرزندان ناچار به طلاق مي شود كه اين طلاق نيز پيامدهايي را به دنبال خواهد داشت.

پيش از اين نيز، محمد اكبري، قاضي دادگاه خانواده با تأكيد بر همين امر، اعتقاد داشت: سه علت عمده طلاق مباحث اقتصادي، اعتياد و نبود تفاهم زوجين است كه به دليل رشد روز افزون اعتياد اين عامل به يكي از مهمترين دلايل طلاق تبديل شده است. چنان كه 85 درصد طلاقها از اعتياد و بيكاري زوج سرچشمه مي گيرد.

بنابر پژوهشي كه سال گذشته از سوي مركز تحقيقات سوء مصرف و وابستگي به مواد مخدر، انجام گرفت، معلوم شد. در مجموع 30 درصد از معتادان مورد بررسي، فاقد شغل بوده و 9 درصد از آنان اعتياد را عامل بيكاري خود دانسته اند.

* حكايت زنان معتاد

آمارها حاكي از آن است كه 5 درصد معتادان كشور را زنان تشكيل مي دهند. اما پرسش اينجاست كه اعتياد زنان بر دوام و بقاي كانون خانواده بيشتر مؤثر است يا اعتياد مردها؟خانم دكتر فرشاد در اين باره اظهار مي كند: از آنجا كه مردها نان آور و تأمين كننده نيازهاي اقتصادي خانواده هستند، تأثير اعتياد آنان بر خانواده كمي است. اما به دليل قبح اعتياد مادر و صدمات روحي، رواني اعتياد او بر اعضاي خانواده، پيامدهاي سوء مصرف زن بر كيفيت كاركرد خانواده تأثيرگذار است.دكتر فرشاد در اين باره نيز اعتقاد دارد: بسياري از وقايع در زندگي خانوادگي مي تواند باعث طلاقهاي غيررسمي و پنهان شود تا جايي كه حتي مطرح كردن آن از سوي همسران با تأخير و ترديد همراه مي شود.

اما بيان اعتياد، تابو نيست و مستمسك خوبي است كه به اين رابطه پايان دهند.

ناگفته نماند، اعتياد خود عامل آسيبهاي ديگر بر خانه و خانواده است چنانكه باعث فاصله افتادن ميان اعضاي خانواده و به خصوص همسران شود

 * آسيبهاي رواني اعتياد

* مرد ديوانه شده بود. ديگر هيچ چيز نمي فهميد، نمي ديد، نمي شنيد و دنيايش سياه سياه بود و او معلق ميان زمين و آسمان سرگردان بود. دختركش مي ترسيد. فرياد مي كرد. اما پدر هولناك تر از هميشه شده بود. بنزين را با قساوت روي بدن دختر يازده ساله اش ريخت، دخترك گريخت. مرد او را محكم به طرف بخاري كشاند. دخترك شيون كرد. مرد نمي فهميد، نمي ديد، نمي شنيد. در ورطه سياه نيستي....

آتش نهيب كشيد گيسوان آشفته دختركش شعله ور شد. دخترك شيون كرد. چند لحظه بعد ديگر دخترك صدا نكرد و مرد در مرداب توهم غرق شد.

از ديگر آسيبهاي وابستگي به مواد مخدر كه در بروز طلاق تأثيرگذار است. بحرانهاي روحي و رواني است. چنانكه شواهد حاكي از وجود خشم، توهمهاي مزمن، افسردگي و اضطراب معتادان است.

از سوي ديگر، گاه مشكلات روحي و رواني نظير افسردگي منجر به گرايش به اعتياد مي شود.

برزگر درباره رابطه متقابل اعتياد و طلاق مي گويد: گر چه اعتياد مي تواند زمينه ساز طلاق باشد اما گاه نيز طلاق و پيامدهاي اجتماعي و رواني آن سبب گرايش به مصرف موادمخدر مي شود. چنانكه فرد در پي ناكاميها به سوي دست آويزي براي آرامش نسبي و موقت مي رود كه يكي از آنها مواد مخدر است.

* فرجام كلام

پژوهشهاي مختلفي درباره سوء مصرف مواد انجام مي شود، همايشها و سخنرانيهاي گوناگون برگزار مي گردد، كتابها و بروشورهاي ريز و درشتي وارد بازار مي شود، اما هنوز اعتياد معضل انكار ناپذير جامعه است معضلي كه قشر جوان و خانواده هاي نوپاي ما را هدف قرار گرفته است. اين گونه جامعه ما با بحراني روبه رو مي شود كه يك سوي آن به آسيبهاي اجتماعي ختم مي شود. و يك سو اعتياد و يك سوي ديگر طلاق، در واقع ما با معادله اي چند مجهولي روبه رو هستيم.

توسط محبوبه علی پور | جمعه ششم دی ۱۳۸۷ |

چند روز پیش این آمار محرمانه بود امروز در سایت عصر ایران فاش شد .آمار قابل تاملی است

معاون فرهنگي و اجتماعي سازمان ملي جوانان كشور گفت: سن ازدواج در پسران به بيش از 40 سال و سن ازدواج دختران به 35 سال نزديك شده است.

به گزارش عصرایران به نقل از خبرگزاری فارس، علي‌اكبر عصارنيا عصر امروز در حاشيه جشنواره مطلع عشق در گفتگو با خبرنگاران با بيان اينكه هم‌اكنون 15 ميليون جوان در آستانه ازدواج در كشور وجود دارد كه هنوز مجرد هستند، افزود: 7 ميليون نفر از اين تعداد دچار ازدواج معوق شده‌اند به طوري كه سن ازدواج آنها از سن عرفي بالاتر رفته است.


وي با ابراز نگراني از بالارفتن سن ازدواج در دختران و پسران گفت: سن ازدواج در پسران كه 19 تا 29 سال است به بيش از 40 سال رسيده و سن ازدواج دختران كه 15 تا 29 سال است به 35 سال نزديك شده است.


وي با تاكيد بر اينكه سالانه بايد 15 ميليون جوان مجرد به خانه بخت برود گفت: اين تعداد تنها 5/1 ميليون فقره ازدواج است كه پيش‌بيني مي‌شود با اين روند در 10 سال آينده به تعادل مناسب در جامعه برسيم.


وي با ارايه يك آمار نگران كننده ديگر گفت: سالانه 5/1 ميليون نفر به تعداد مجردين افزوده مي‌شود، اظهار داشت: بالارفتن سن ازدواج تبعات اجتماعي خطرناك و نامطلوبي دارد.


عصارنيا اضافه كرد: متاسفانه 56 درصد جوانان ما بر اساس اظهارات خود اعلام كرده‌اند كه در طول دوران جواني با يك دختر در ارتباط بودند كه متاسفانه از اين تعداد 26 درصد منجر به رابطه نامشروع جنسي شده است.


وي اضافه كرد: جاي تاسف است كه 13 درصد روابط نامشروع جنسي در بانوان منجر به حاملگي ناخواسته شده كه اين افراد ناچار به سقط جنين شده‌اند.


معاون فرهنگي و اجتماعي سازمان ملي جوانان كشور در ادامه گفت: در سال 84 براي نخستين بار رشد ازدواج در كشور به 2/1- درصد رسيد كه از عجايب روزگار بود اما با فراهم ساختن زمينه‌اي مناسب در دولت نهم اين آمار به سمت مثبت حركت كرده است.


وي اضافه كرد: هم‌اكنون يك ميليون و 696 دختر 29 تا 30 سال در كشور منتظر ازدواج هستند، گفت: متاسفانه با برخي سنت‌هاي غلط خانواده‌ها و خانه‌نشين شدن آنها امر ازدواج در برخي موارد به بن‌بست خورده است و بايد به شيوه‌هاي مختلف دختران عفيف و محجبه امكان ازدواج پيدا كند

 

 

حرف....

توسط محبوبه علی پور | جمعه ششم دی ۱۳۸۷ |
چند شب پیش با دوستی صحبت میکردم تا اوضاع واحوال مراسمی رو که رفته بود توضیح بده .او گفت:

من همیشه از این مراسم لذت میبرم وبرای عروس وداماد آرزوی خوشبختی میکنم .اما در میان بستگان

ما دخترای زیادی هستن که وقتی خودم رو باهاشون مقایسه میکنم متعجب میشم.پرسیدم چرا؟او ادامه داد: وقتی توی یه مراسم خودم رو با اونا مقایسه میکنم میبینم من از اونا تحصیکرده تر .لباسی گران بهاتر. جواهر بیشتر هستم  از طرف دیگر شرایط اجتماعی مطلوبتری هم دارم  کارمند .دارای استقلال اقتصادی وحتی مقداری سرمایه شخصی  و... هستم اما اونا از من شاد ترند ومن علتش رو نمیدونم ؟

زنانه شدن جهان

توسط محبوبه علی پور | چهارشنبه چهارم دی ۱۳۸۷ |
عصر ایران:

تصور دنيايي بدون جنس مذکر امري محال نشان مي دهد اما گزارش ها از سراسر دنيا حاکي از آن است که جنس مذکر انسان و حيوان به شدت در معرض خطر قرار دارد. در مطالعات گسترده يي که از سوي دانشمندان سراسر دنيا به انجام رسيده، مشخص شده مواد شيميايي موجود در محيط زيست تاثيري منفي بر جنس مذکر داشته و باعث بروز نشانه هاي زنانه چه در ميان حيوانات و چه در انسان هاي مذکر شده است.

 

دانشمندان تنظيم کننده اين گزارش اين مساله را هشداري جدي براي انسانيت برشمرده اند. آنها معتقدند سير تکاملي موجودات زنده توسط مواد شيميايي به شدت تهديد مي شود.

اين در حالي است که چندي پيش گزارشي مبني بر اينکه زنان بارداري که در معرض مواد شيميايي خطرناک قرار دارند، اگر صاحب فرزند پسر شوند، پسرشان بيشتر به رفتارهاي زنانه دچار خواهد شد، در امريکا به چاپ رسيده بود.

گوين ليونز يکي از مشاوران ارشد وزارت بهداشت بريتانيا و يکي از نويسندگان اين گزارش مي گويد؛ «تحقيقات حاکي از آن است که جنس مذکر در معرض خطر قرار دارد.»

حيوانات و انسان ها در سال هاي اخير در معرض بيش از صد هزار گونه جديد مواد شيميايي قرار گرفته اند.

اين در حالي است که کميته اروپا اعلام کرده 99 درصد اين مواد بيش از حد استاندارد در محيط زيست پراکنده شده و در عين حال در مورد ماهيت و ايمن بودن 85 درصد اين مواد اطلاعات دقيق و مناسبي در دست نيست.

برخي از اين مواد با عنوان «مختل کننده هاي غدد درون ريز» شناخته مي شوند. به اين مواد به دليل تاثيرشان بر هورمون ها چنين عنواني را نهاده اند. اين مواد شامل مواد استفاده شده در بسته بندي مواد غذايي، لوازم آرايشي، پودرهاي بچه، مقاوم ساز هاي مبلمان و کالاهاي الکترونيکي است و در عين حال بسياري از آفت کش ها هم در اين دسته بندي قرار مي گيرد.

اين گزارش که توسط موسسه خيريه CHEMTrust و بر پايه 250 مطالعه علمي از سراسر دنيا منتشر شده بيشتر روي حيات وحش و تاثير مواد شيميايي روي حيوانات متمرکز است.

در اين گزارش نتايج تحقيقات در مورد خرس هاي قطبي، وال ها، عقاب ها و شاهين ها بيان شده و آمده است؛ «جنس مذکر از گونه هاي اصلي مهره داران (شامل ماهي هاي استخواني، دوزيستان، خزندگان، پرندگان و پستانداران) به شدت تحت تاثير مواد شيميايي پراکنده در محيط زيست قرار گرفته اند.

اکنون شاهد زنانه شدن بسياري از گونه هاي مهره داران هستيم. همه مهره داران داراي دستگاه هاي گيرنده هورمون جنسي مشابهي هستند. در تمامي سال ها در سير تکاملي مهره داران شاهد حفظ اين مساله بوده ايم. اما در سال هاي اخير تغييراتي در اين زمينه ايجاد شده و با توجه به شواهد و مدارک مي توان حتي اين مساله را به انسان ها هم بسط داد.»

ماهي هاي مذکر بيش از ساير موجودات در معرض اين خطر قرار دارند. آب هاي آلوده به مواد شيميايي نه تنها محل زندگي ماهي ها است بلکه اين موجودات در همين آب تغذيه مي کنند.

بنابراين احتمال زنانه شدن آنها بيش از ساير موجودات است. نيمي از ماهي هاي مذکر موجود در رودخانه هاي بريتانيا در آلت تناسلي شان تخمک هم توليد مي کنند.

هورمون هاي زنانه که از طريق لوله هاي فاضلاب به رودخانه ها مي ريزد، در اين مساله نقش مهمي ايفا مي کند. تاثيرات زنانگي در ماهي ها در اقصي نقاط جهان از جمله ژاپن، بنين، آفريقا، درياي شمالي و درياي مديترانه و سواحل غربي امريکا ديده مي شود. در تحقيق ديگري که روي تمساح هاي مذکر فلوريدا انجام شده، مشخص شد اين موجودات داراي تستوسترون (هورمون مردانه) کمتر و استروژن (هورمون زنانه) بيشتر هستند و اين تمساح ها در عين حال در توليد مثل هم مشکل داشته اند.

در اين ناحيه لاک پشت هاي مذکري با خصوصيات مونث کشف شده است. در منطقه فلوريدا بيش از 400 مواد شيميايي مختلف که تاثيري منفي روي محيط زيست داشته، کشف شده. در شاهين هاي اين منطقه نوعي پروتئين زنانه پيدا شد. اين در حالي است که عقاب هاي مذکر هم در فلوريدا با مشکل توليد مثل مواجه هستند.

دانشمندان دانشگاه کارديف هم به اين نتيجه رسيده اند مغز سارهاي مذکري که از کرم هايي با هورمون هاي زنانه تغذيه مي کنند تغييراتي چشمگير داشته و باعث شده سارهاي مذکر همانند سارهاي مونث بخوانند.

اين در حالي است که پستانداران هم از اين خطر در امان نمانده اند و در نتيجه مي توان گفت اين خطر مردان را هم تهديد مي کند. در دوسوم گوزن هاي مذکر ساکن آلاسکا تغييرات عمده زنانگي ديده مي شود. در آفريقاي جنوبي هم موش هاي مذکري يافت شده که به هيچ وجه قادر به توليد اسپرم نيستند. در دورترين نقطه دنيا هم خرس هاي قطبي «هرمافروديت» تقريباً خصوصيات مردانه خود را از دست داده و خصوصياتي کاملاً زنانه پيدا کرده اند.

اين مساله باعث شده دانشمندان هشداري جدي در خصوص آلودگي محيط زيست به مسوولان بدهند. دکتر پيت مايرس دانشمند علوم بهداشت محيطي در اين باره مي گويد؛ ما بيش از صد هزار گونه ماده شيميايي که تعادل سيستم هورموني را بر هم مي زند، وارد محيط زيست کرده ايم. بنابراين جاي تعجب نيست که با چنين بحراني مواجه شده ايم.

اکنون شاهد بزرگ ترين تغيير در سير تکاملي در تاريخ جهان هستيم. پروفسور لو ژيلت از دانشگاه فلوريدا هم مي گويد؛ اکنون که حيات وحش به چنين مشکلي گرفتار شده، دور از انتظار نيست که در آينده يي نزديک شاهد بروز اين مشکل در ميان مردها باشيم.»

در گذشته در ازاي تولد هر 106 پسر 100 دختر متولد مي شد اما با توجه به اين تغييرات اين ميزان برعکس شده و شاهد تولد دخترهاي بيشتري در ازاي تولد هر پسر هستيم.
 

نبرد آدمها

توسط محبوبه علی پور | سه شنبه سوم دی ۱۳۸۷ |
چند روز پیش فیلم آسمان وزمین اثر الیور استون (۱۹۹۳) رو دیدم . بادیالوگهای فراموش نشدنی.نکته جالب هویت بازیگران است آدمهای با تفاوت  نژادی وادبیاتی که تفاوتهای جنسی و فرهنگی رو به خوبی روشن میکند .

زن ویتنامی:بازسازی بعد از جنگ مثل شروع زندگی بعد از تجاوز است .

 

......

وروایت تامل برانگیز .... جالبتر آنکه واقعیت یک زندگی است ....

اليور استون‌»، کارگردا ن فیلم  گفت‌: با ساخت فيلم درباره جنگ ويتنام، نيمه‌ نابود شده خودم در اين جنگ را ترميم مي‌كنم.

     وی اضافه کرد: بخشي از من توسط جنگ نابود شد و پس از آن من همواره از كابوس‌هاي شبانه رنج مي‌بردم.

    و اين غير ممكن است كه زماني كه از جنگ بازمي‌گردي همان فرد قبلي باشي همانطور كه من نتوانستم هيچگاه به آن نسلي كه با آنها بزرگ شده بودم بازگردم و اين درست همان حسي است كه من در فيلم‌هايم به تصوير كشيده‌ام

عکس تزیینی  تام جونز

 

مشخصات وب
چند خط در میان زندگی .... ازروزگار کاغذی یک زن
آرشیو وب
  • بهمن ۱۴۰۱
  • مرداد ۱۳۹۷
  • آبان ۱۳۹۶
  • شهریور ۱۳۹۶
  • مرداد ۱۳۹۶
  • تیر ۱۳۹۶
  • دی ۱۳۹۵
  • مهر ۱۳۹۵
  • مرداد ۱۳۹۵
  • تیر ۱۳۹۵
  • خرداد ۱۳۹۵
  • اردیبهشت ۱۳۹۵
  • فروردین ۱۳۹۵
  • اسفند ۱۳۹۴
  • بهمن ۱۳۹۴
  • دی ۱۳۹۴
  • آذر ۱۳۹۴
  • آبان ۱۳۹۴
  • مهر ۱۳۹۴
  • شهریور ۱۳۹۴
  • مرداد ۱۳۹۴
  • تیر ۱۳۹۴
  • بهمن ۱۳۹۲
  • دی ۱۳۹۲
  • آذر ۱۳۹۲
  • آبان ۱۳۹۲
  • مهر ۱۳۹۲
  • شهریور ۱۳۹۲
  • مرداد ۱۳۹۲
  • تیر ۱۳۹۲
  • خرداد ۱۳۹۲
  • اردیبهشت ۱۳۹۲
  • فروردین ۱۳۹۲
  • اسفند ۱۳۹۱
  • بهمن ۱۳۹۱
  • دی ۱۳۹۱
  • آرشيو

B L O G F A . C O M

تمامی حقوق برای چند خط میان زندگی محفوظ است .