چندی پیش علی اکبر محزون مدیرکل دفتر اطلاعات و آمار و مهاجرت سازمان ثبت احوال طی اظهاراتی به تحلیل فاصله ولادت ها از ازدواج والدین اشاره کرد و گفت: در سال ۸۹، ۵۲.۴ درصد ولادت ها در ۵ سال اول زندگی زوجین و ۲۴.۷ درصد نیز در ۵ سال دوم زندگی واقع شده ؛این در حالی است که در سال گذشته این درصدها تغییر یافته به طوری که ۴۵.۴ درصد ولادت ها در ۵ سال اول و ۲۹.۳ درصد ولادت ها در سال دوم زندگی به ثبت رسیده است .ازاین روَ آمارها ی یاد شده نشان می دهد که زمان بندی فرزندآوری دچار تغییراتی شده و بخشی از آن از ۵ سال اول زندگی مشترک به ۵ سال دوم انتقال یافته است. این اعداد وارقام به ظاهر ساده می تواند فرضیه های بسیاری را دراذهان مردم، کارشناسان ومسؤولان رقم بزند. بی تردید یکی از ملموس ترین نظرات دراین زمینه رامی توان گامهای تردید آلود زوجین را در مسیرتداوم زندگی مشترک دانست. تردیدی که سایه سنگین خودرا بر وقوع پیوندهای زناشویی نیز گسترانده است.
*یک مسیر پرحاشیه
دکتر ولی الله نصر ، مدیرکل دفتر امور آسیبدیدگان اجتماعی بهزیستی کشور با اشاره به سیمای ازدواج وطلاق درخانواده ها می گوید: بنابرآمارموجود در شش ماهه نخست سال گذشته ۱۳.۳ درصدطلاقها درکمتراز یکسال اول زندگی ثبت شده و ۴۷.۲ طلاقها نیز تا ۵ سال اول زندگی به ثبت رسیده اند . همچنین بر اساس آمارهای پایگاه اطلاعات جمعیت سازمان ثبت احوال طی همین زمان درمقایسه با مدت مشابه سال قبل خودطلاق ۹.۳ درصد رشد داشته است. حال آن که رشد چشمگیری در وقوع ازدواجها نبوده ، دربرخی آمارها نیز شاهد رشد منفی آن هستیم .
وی با تأ کید بر بروز این ناکامی ها در وقوع ازدواجها ی جامعه ادامه می دهد: به طورکلی جوانان رغبتی به ازدواج نداشته و ازباراین مسؤولیت شانه خالی می کنند.
چراکه ذات بشر متکی بر آسوده طلبی ورفاه می باشد ازاین رو همانگونه که بررسی های نشان می دهد ازدلایل بی علاقگی زوجین به فرزند آوری مشکلاتی است که به دنبال این قضیه برخانواده تحمیل می شود. البته تنگناهای اقتصادی خانواده های جوان را نیز نمی توان نادیده گرفت.
نازنین کیانی فرد، کارشناس ارشد مطالعات زنان نیز می گوید: آسیب های خانوادگی از جمله مقولات بسیار پیچیده و چند عاملی است و نمی توان تنهابه یک یا چند عامل محدود شود. عدم فرزندآوری زوج های جوان را هم می توان به عوامل اقتصادی همانند عدم استقلال مالی کافی و مسکن جداگانه ، شاغل بودن هریک از همسران مربوط دانست . همچنین دراین امر تردید از تداوم زندگی مشترک به هزار و یک دلیل وبه دنبال آن پرهیز ازفرزند آوری در این زندگی آکنده از تردید نقش آفرین است . نکته دیگر اینکه وجود تغییر جایگاه سنتی زن از مادر بودن به همسر بودن حتی بدون فرزند، نبود فشار خانواده و محیط اجتماعی برای فرزندآوری، اطمینان به دانش پزشکی برای بارداری در سنین بالاتر و یا عدم هراس از ناباروی که ناشی از آگاهی زوجین باعث شده فرزند آوری سنتی را که به طور مرسوم در پنج سالگی اول ازدواج رخ می داد را به پنج سال دوم زندگی زناشویی بکشاند.
وی ادامه می دهد: امروزه با گذر از بافت ها و عقاید سنتی که پیش ازاین مصادیق فرودستی زنان را با عقیم بودن او عجین می دانست ، دیگر نقش بقاي زن در خانواده را به وجود فرزند گره نمی زند که این طرزنگرش بر تأکید بر مقوله فرزندآوری
بی تاثیر نبوده است.
*ازخرده نگرانی های زن وشوهری تا دغدغه های کلان
شواهد حکایت از آن دارد که آسیبهای اجتماعی در گسترش ترسها ، تردیدهای همسران وسرانجام ناکامی های خانواده بی تأثیر نیست.