درجامعه ما چه تلاشی برای جلب گردشگر غذا صورت گرفته است؟
دکتر هاشمی درپاسخ اظهار می کند : گردشگری غذا به تنهایی معنایی ندارد چرا که این مقوله جزیی از فرایند گردشگری است که در کنار زیر ساختها، امکانات، راه، امنیت، هتل و مکان اقامت، تسهیلات ویزایی و فرهنگ عمومی کشور گردشگر پذیر معنا پیدا می کند.همانطور که گفته شد در حوزه گردشگری، خوردن غذای شهرها و کشورهای مختلف روشی برای تجربه فرهنگها و شناخت سلایق متفاوت است. به طوری که مصرف غذا گاهی یک سوم و حتی بیشتر از کل هزینه گردشگر را به خود اختصاص میدهد، از این روی میتوان به آن به عنوان بخش درآمدزای گردشگری نگاهی ویژه داشت. چرا که گردشگران اگر نه با انگیزه لذت که با انگیزه بقا نیازمند رفع گرسنگی هستند و صد البته که این انگیزه در سفر توأم با لذت مفهومی خاص و ماندگار پیدا میکند. از سویی نباید فراموش کرد که رونق گردشگری غذا منجر به اشتغالزایی و افزایش درآمد میشود.
محمد چقلوند نیز می گوید: پرداختن به غذا به عنوان میراث فرهنگی و کالایی برای عرضه در صنعت گردشگری د رجهان به سالهای اخیر مربوط می شود. در ایران هم با توجه به ظرفیتهای موجود و تحت تاثیر رسانه اقداماتی صورت گرفته که پیش از اقدام مسؤولان این شرایط در روابط فرهنگی ما موجود بوده است به عنوان نمونه برای اصفهان و قم به ترتیب گز و سوهان برند محسوب می شوند، اما نکته این است که این ظرفیت ها باید برای تمام اقوام ودر گوشه کنار کشور تعریف شود. بنابراین تهیه اطلس غذایی کشور می تواند مؤثر باشد .
وی با اشاره به برگزاری برخی جشنواره ها در سالهای گذشته می افزاید: باید با استفاده از دانش متخصصان چه در ابعاد فرهنگی و چه در ابعاد تغذیه ای نهایت دقت در برگزاری این جشنواره ها صورت گیرد. در این رابطه رساله ها دانشگاهی مرتبط نیز باید مورد توجه قرار گرفته و این موضع به عنوان دغدغه پژوهشی مطرح شود . به نظرم ضعف کلی ما در این رابطه این است که مبانی تغذیه ما ایرانیان در تنوع قومی که داریم هنوز به شکل کارایی مفهوم پردازی نشده است . همچنین سازمان میراث فرهنگی در این رابطه نقش و مسئولیت پر رنگ تری را باید بپذیرد ودر قالب برنامه های مدون تورهای تغذیه ای راه اندازی و از سرمایه گذاران این حوزه حمایت کند.در بخش بازار هم باید بگوییم که رستوران های به ظاهر سنتی ما کمتر سنتی هستند و تنوع غذایی حیرت انگیز اقوام ایرانی را نمی شناسند. مسأله دیگر آنکه تغییرات فرهنگی چند دهه اخیر جامعه ما را شتابان به سمت فراموشی این بخش از میراث فرهنگیمان سوق داده که می تواند درجلب گردشگر دراین حوزه آثار نامطلوبی داشته باشد.