توسط محبوبه علی پور
| یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت ۱۳۸۷ |
صداي موسيقي ملايمي با لق لق گنگ ماشين لباسشويي فضا را پر كرده بود. زن باشتاب ظرف غذا رو توي مايكروفر گذاشت. مرد با
همان عجله سفره رو روي ميز ناهارخوري پهن كرد. زن سيب زميني ها رو كه هنوز جلز و ولز مي كرد از سرخ كن بيرون آورد. زنگ تلفن همراه به صدا درآمد و جمله هاي كوتاهي از دهان مرد خارج شد.
- آره... قراره مهندس ايميل كه... يادت نره فاكس قرارداد رو بفرستي... باشه...
دستها با سرعت غذاها رو جابه جا مي كردند.
- فردا شب يادت نره... زودتر بيا.
- فردا؟
- آره ديگه، مگه يادت نيس؟ عروسي دختر خواهرته!
- نه، فردا شب اصلاً وقت ندارم... جلسه مون خيلي مهمه... خودت تنها برو كادوي منم بده... الان هم بايد عجله كنم. يه ساعت ديگه بايد شركت باشم. پروژه مون دچار مشكل شده...
- منم به خاطر تو مي خواستم برم عروسي. چون خيلي گرفتارم... همكارم مرخصي رفته من بايد كارهاي اونم انجام بدم... برنامه ريزي براي همايش هم برام دردسر شده...
اين تصوير آشناي خانواده هاي امروزي ماست. خانواده هايي كه در سايه فناوري پيشرفته به جاي رفاه و رضايت؛ تنهايي و عزلت را تجربه مي كنند. وضعيتي كه «استفان ليندر» در كتاب خود «طبقات بيكار و آزرده» حدود 25 سال پيش آن را پيشگويي كرده بود. او در همين اثر كمبود وقت را نتيجه رشد اقتصادي در جوامع پيشرفته دانسته و اخطار داده بود: با افزايش فشار ناشي از كمبود وقت، اوقات فراغتي كه صرف استراحت يا قدم زدن مي شد بايد صرف فعاليتهايي شود كه با سرعت مي توان انجام داد.
* فرزانه احمدي، دانشجو نيز در حال حاضر همين نظر را دارد، او مي گويد: در دنياي فعلي مردم غرق در فناوريهايي هستند كه كارهايشان را سرعت مي بخشد و تسهيل مي كند. اما هنوز هم با كمبود زمان مواجهند. در واقع، انگار زمان فعاليت ما به طور مخربي در حال كش آمدن است.وي اضافه مي كند: گاهي اوقات فكر مي كنم اين ابزار به جاي آنكه در آسايش ما دخالت داشته باشند بيشتر باعث فرسودگي و تخريب ما مي شود، اما چاره اي نداريم و بايد آنها را تحمل كنيم.

به تنهايي نه بگو
گابريل گارسيا ماركز در جايي گفته بود: «من راوي تنهايي آدمها هستم» تنهايي كه اين روزها بيشتر خودش را نشان مي دهد. فرقي هم ندارد كه عضو خانواده اي پرجمعيت باشيم يا فردي تك افتاده زير سقفي ساده.
اما واقعاً اين تنهايي چيست و از كجا آمده است؟
علي اصغر كيهان نيا، مشاور خانواده در اين باره مي گويد: ما دو گونه تنهايي داريم؛ نوع اول تنهايي كه شاعري آزرده را وا مي دارد كه بخواند:
دلا خو كن به تنهايي كه از تن ها بلا خيزد
در واقع اين تنهايي حاصل آفتهاي ارتباطي نظير بدگويي، حسادت، تنگ نظري و... است. اما راهكار گريختن از اين آفتها رفتن به سوي تنهايي و عزلت نيست. بلكه بايد با تدبير، وسيله ارتباط صحيح و منطقي با مردم را يافت، تا با برقراري ارتباطي مناسب از اين آفتها مصون بمانيم. چون اگر با همين دل آزردگي به تنهايي پناه ببريم باعث عزلت و مهجوري بيشتر مي شود و افراد را از فعاليتهاي اجتماعي بي بهره مي كند.
نوع دوم تنهايي كه مي توان آن را «تنهايي فلسفي» دانست، فرد در اوقات فراغت و خلوت خويش به مطالعه و تفكر ميپردازد. با اين شيوه با حذف معاشرت با افراد نامناسب، به مطالعه و انديشيدن پرداخته و به خدا نزديكتر مي شود. در واقع اين گونه تنهايي و انزوا خوب و سازنده است.
همبستگي بهتر از وابستگي است
مريم برزگر، كارشناس ارشد علوم اجتماعي نيز با تأكيد بر تنهايي و انزواي انسان معاصر اظهار مي كند: تنهايي يا به عبارت ديگر؛ فرديت، روندي است كه بعد از رشد صنعتي جوامع به تدريج خودنمايي كرد. چون براي رسيدن به زندگي مطلوب در اين گونه جوامع، افراد ناچار به تلاش بيشتري هستند. اين موضوع را چارلي چاپلين هنرمندانه در فيلم «عصر جديد» نشان مي دهد. انساني بي هويت كه ابزار او را در تسلط دارند. در جوامع امروز هم همين رويه ديده مي شود. به طوري كه برخي ملل به جاي هدايت ابزار، خود توسط آنها راهنمايي و برنامه ريزي مي شوند.
كيهان نيا، نيز معتقد است: ورود فناوري از دلايل فاصله گرفتن آدمها از يكديگر شده است. در واقع آنها به جاي همبستگي دچار وابستگي مي شوند. چون بيشتر به هم نياز مادي دارند البته اين مسأله در مناطق شهري بيشتر ديده مي شود و هنوز در شهرهاي كوچك همبستگي افراد بيش از وابستگي است. چون آنها قادر هستند نيازهاي متداول خود را در حد مطلوب برطرف كنند.
به اين ترتيب، شاهديم در پي گسترش فناوريها و رشد صنعت، افراد بيشتر دچار مصرف زدگي مي شوند. بنابراين، ناچارند براي رسيدن به زندگي مطلوب بيشتر تلاش كرده و درآمد كافي داشته باشند و همين امر به همراه معضلات اقتصادي، باعث مي شود كه روابط اجتماعي كمرنگ تر شود.
آدمهايي كه كشته كار مي شوند
سالها پيش «فردهيرش» در كتاب «حدود اجتماعي» نوشت: قحطي زمان منجر به از خود بيگانگي مي شود و افراد جامعه كمتر با هم معاشرت مي كنند.
اما اين موضوع براي عليرضا-ر 22 ساله چندان ناخوشايند نيست. او مي گويد: به اعتقاد من اين مسأله چندان خطرناك نيست چون سبب مي شود تا امروز افراد در زمينه هاي حرفه اي و اقتصادي موفق تر شوند.
اما واقعيت هميشه اين گونه نيست زيرا تجربه ساير كشورها نشان داده است كه شركتها و مؤسسات براي بهره مندي اقتصادي بيشتر، درصدد تعديل نيروي كار و قطع هزينه ها هستند. بنابراين كاركنان مجبورند بر تلاش خود بيشتر بيفزايند.
برزگر در همين باره اظهار مي كند: به دليل حفظ شرايط اقتصادي بر ساعتهاي كار بسياري از نيروهاي انساني افزوده شده و چند پيشگي روندي عادي به حساب مي آيد به طوري كه ساعتهاي كار در 20 سال گذشته رشد داشته و پژوهشهاي اخير نشان مي دهد ميزان مرخصي ساعتي در آمريكا سالي يك روز است و در تحقيقي ديگر ثابت شده، هر فرد حدود 30 دقيقه فرصت دارد كه به مسايل خود بپردازد.
رسانه ها و جدايي آدمها
مرد موهاي خاكستري تنكي دارد. عينك قطورش او را پيرتر نشان مي دهد. پسرك جواني كنارش نشسته كه نشان از جوانيهاي مرد ميانسال دارد. شايد پسرش باشد.
- ديشب همه از تو مي پرسيدند كاش مي اومدي.
- چرا بايد هر جا شما رفتين منم همراهتون باشم؟
- عموت ناراحت شده بود.
- عموم؟ !من اصلاً قيافه اش رو فراموش كردم. حالا بيام جشن تولد بچه اش.
خودتون سالي چند بار مي بينينشون؟
- خب چاره اي نيس- الان اين جوري شده... گرفتاريها زياده...
كيهان نيا، به عوامل ديگري در زمينه «عزلت گزيني» بشر توجه كرده و مي گويد: با نگاهي به زندگي مردم اين عصر مي توان ديد كه شرايط زندگي آنها در تنهايي شان نقش به سزايي دارد. براي نمونه مي توان به آلودگي هوا، ترافيك و آلودگيهاي صوتي اشاره كرد. مسايلي كه منجر به كاهش آستانه شكيبايي انسانها شده اند. بنابراين بسياري ترجيح مي دهند فقط براي انجام كارهاي مهم از خانه بيرون بيايند.
وي ادامه مي دهد: عامل بعدي گسترش وسايل ارتباط جمعي مثل تلويزيون و راديو است. در جعبه جادويي كه به طور مستقيم با آن ارتباط برقرار مي كنيم، دانش مي آموزيم و سرگرم مي شويم. به عبارت واقعي تر، پشت آنها خودمان را حبس مي كنيم تا از گزند اجتماعي ارتباط با ديگران مصون بمانيم. به اين ترتيب، از تنهايي به تنهايي پناه مي بريم . زيرا از تنهايي و عزلت رنج مي كشيم. از همين روست كه « اريك فرم» معتقد است: «انسان از وقتي به دنيا مي آيد در تلاش است كه تنها نباشد»
تبليغات كاذب
يكي مي گفت: در حالي مردم به جهاني شدن مي انديشند كه هر روز مرزها و محدوديتها بيشتر مي شود. برنامه ها افزوده مي شود. از همياري و مساعدت ديگران استفاده مناسب كنيم. رشد و تكامل دانش خود را ناديده نگيريم زيرا عصر حاضر، عصر تخصص گرايي است.
به اين ترتيب، با توانمندسازي خود مي توانيم فرصتهاي بيشتري را به دست آوريم.
اما كيهان نيا معتقد است كه مقوله برنامه ريزي كلان در كاهش آسيبهاي تنهايي در جهان امروز مؤثرتر است.
او مي گويد: به نظر من مؤثرترين شيوه در اين باره گسترش فضاهاي امن و احساس امنيت و اعتماد در ميان افراد جامعه است. البته بخش قابل ملاحظه اي از اين مقوله به دولت برمي گردد، تا با برنامه ريزيهاي كلان و فرهنگ سازيهاي مطلوب، چنين شرايطي را در جامعه حاكم كند.
براي نمونه، از مهمترين دغدغه هاي جامعه ما و جوانانمان كنكور و دانشگاه است كه با برنامه ريزي مي توان فشارهاي ناشي از آن را از جامعه حذف كرد. در آلمان 20 درصد دانش آموختگان كلاس نهم به دانشگاه و دبيرستان مي روند و ساير محصلان پس از آموزش در مدارس حرفه اي به بازار كار راه مي يابند.
اما در كشور ما چطور؟ تب «مدرك گرايي» همه را گرفته و مدرك شده هويت. بنابراين، براي كسب اين فرصت، همه سعي در رقابت و تنگ نظري دارند.
مسأله ديگر توجه به فرهنگ سازي است كه باز هم با وجود امكانات از سوي دولت قابل اجراست براي نمونه، مسؤولان مي توانند با استفاده از رسانه ها و به خصوص تلويزيون كه جذابيت و عموميت بيشتري دارد از مصرف گرايي جلوگيري كنند. حال آنكه ما شاهديم در رسانه ها با تبليغات كاذب به رواج مصرف زدگي و فريبندگي مشتريان دامن زده مي شود.
آخر سخن
نمي توان انكار كرد كه تنهايي درد مشترك همه آدميان است. آدمياني كه خسته از خود و خويش به سوي تنهايي ميروند. حال آنكه يكي مي گفت: از تنهايي به تنهايي مگريز.